X
تبلیغات
همه چیز در یک وبلاگ

همه چیز در یک وبلاگ
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

نام اصلي بانه که از شهرهاي قديمي استان كردستان است، بروژه بوده است. قرن ها تاريخ در بطن اين شهر جريان داشته با اين حال فقدان منابع صحيح تاريخي، تاريخ پيش از اسلام را در اين شهر تاريک کرده است. بانه در زمان هاي گذشته و قبل از تسلط اسلام در خاورميانه به صورت دهكده كوچكي بود که فقط چند قوم و طايفه در آن زندگي مي‌كردند و بيش تر اين عشيره ها با يك‌ديگر نسبت خانوادگي داشتند. بعضي از اين طايفه ها در مقابل حمله اعراب مسلمان مقاومت كردند و بعد از شكست به طرف سردشت و از آن جا به آذربايجان غربي رفتند و فقط برخي از بومي ها که بدون جنگ و خونريزي دين اسلام را پذيرفه بودند، ساكن شهر شدند. بانه در طول تاريخ بارها تخريب شده و دوباره مورد بازسازي قرار گرفت.قلعه حكومتي اين شهر که در آن زمان حالت يک روستا را داشت، در بالاي يک تپه در شمال خاوري و مشرف به شهر بود. هسته مركزي شهر كه بافت قديمي آن را تشکيل مي دهد در دامنه همين تپه واقع شده که در اثر آتش سوزي ها و به خصوص در سال 1320 از بين رفته است. با توجه به فراواني مواد اوليه موجود در اين شهرستان؛ قالي‌بافي از جمله صنايعي است كه در اين شهرستان رواج دارد و قالي از جمله صادرات آن است. گليم بافي‌با طرح‌هاي كردي نيز از رونق زيادي برخوردار بوده و گليم‌هاي‌بانه‌نيز هواخواهان فراواني دارد. شال بافي با استفاده از كرك بز مرغز، خراطي‌چوب، سوزن‌دوزي، كلاه، قلاب‌دوزي، پولك دوزي، منجوق دوزي از ديگر صنايع دستي رايج در اين منطقه است. زيارتگاه سليمان بيگ و سد باستاني شو بانه مهم ترين جاذبه‌هاي تاريخي شهرستان بانه را تشكيل مي‌دهد.
کشاورزي و دام داري
اساس اقتصاد شهرستان‌بانه‌بر‌كشاورزي،باغ‌داري،دام‌داري و دام‌پروري استوار است. كشاورزي در شهرستان بانه سنتي و نوع كشت آبي و ديمي است. آب كشاورزي از چاه هاي نيمه ژرف و رودخانه تامين مي شود. از محصولات عمده كشاورزي و باغ‌داري مي‌توان گندم، جو، بنشن، نباتات‌علوفه‌اي، انگور، گردو، سيب، بادام، گيلاس، هلو، زردآلو و توت را نام برد. هم‌چنين دام‌داري و دام‌پروري نيز مانند ساير نواحي كردستان بسيار متداول بوده و شامل پرورش گوسفند، بز و گاو مي شود. پرورش طيور علاوه بر طريق سنتي، به شيوه مدرن نيز انجام مي شود که شامل پرورش مرغ جهت مصارف گوشت و تخم مرغ مي باشد. زنبورداري از مشاغل رايج بوده و زارعين علاوه بر فعاليت هاي كشاورزي، به اين كار نيز اشتغال دارند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان بانه يكي از شهرستان هاي استان كردستان از نظر جغرافيايي در 45 درجه و 53 دقيقه‌ي درازاي خاوري و 35 درجه و 59 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1540 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان بانه از شمال به شهرستان سردشت، از خاور به شهرستان سقز و از جنوب و باختر به كشور عراق محدود مي گردد. شهر بانه مركز شهرستان بانه در 270 كيلومتري شمال باختري شهر سنندج و در آغاز راه بانه ـ مهاباد قرار دارد. رود بانه از ميان اين شهر مي گذرد. چشمه دايمي احمد آباد وچشمه پيرمراد در نزديكي شهر روان است و آب آن مصرف آشاميدني دارد. آب و هواي اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه مرطوب بوده و ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 720 ميلي متر است. مسيرهاي ارتباطي به اين شهرستان عبارتند از:
ـ راه آسفالت بانه ـ سقز به سمت شمال خاوري به درازاي 60 كيلومتر
ـ راه آسفالت بانه ـ سردشت به سمت شمال باختري به درازاي 60 كيلومتر
ـ راه بانه ـ مريوان به سمت جنوب خاوري به درازاي 160 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام اصلي بانه که از شهرهاي قديمي استان كردستان بوده، بروژه بوده است. قرن ها تاريخ در بطن اين شهر جريان داشته با اين حال فقدان منابع صحيح تاريخي، تاريخ پيش از اسلام را در اين شهر تاريک کرده است. نام بانه را مشتق از كلمه كردي ‹‹بن›› به معني پشت بام، متاثر از ارتفاعات و نحوه استقرار و موقعيت جغرافيايي شهر مي دانند. هم چنين نام بانه را به معني ‹‹خانه›› (اقامتگاه و آبادي و مسكن)، ‹‹اردو›› (اردوگاه سربازان) و «پادگان» نيز تفسير كرده اند. تا اواسط سده سيزدهم هجري نام اصلي شهر بانه ‹‹به روژه›› (آفتابگير) بوده و اسنادي نيز وجود دارد که در همه آن ها مرکز بانه قصبه «به روژه» ناميده شده اند. چنان که امروز نيز در بانه آبادي هايي به نام هاي ‹‹نيزه دو كهنه››، ‹‹به روژه كهنه››، ‹‹سياومه كهنه››‌، ‹‹آرمرده كهنه››، ‹‹توده كهنه›› و يا بدون كلمه ‹‹كهنه›› وجود دارد. آتش سوزي و جنگ هاي قبيله اي يكي از عوامل جابجا شدن محل شهر بوده است. هم چنين شيوع بيماري هاي وبا و طاعون نيز در اين امر دخالت داشته است. با شيوع اين بيماري ها، بازماندگان محل اوليه را آلوده پنداشته مجددا در جاي ديگري به ايجاد شهر و ده مي پرداختند. کلمه کهنه نيز براي تمايز شهر جديد از قديم به کار برده مي شده است. اكنون گورستان شمال خاوري شهر را «بانه كهنه» يا «كهنه بانه» مي نامند. قبل از اسلام طايفه اي زرتشتي به نام ‹‹قه قو›› بر اين منطقه حاكم بودند كه در حمله اعراب و بعد از آن، ‹‹اختيار ديني ها›› به جاي آنان به حكومت پرداختند. اين شهر يك بار قبل از جنگ جهاني اول و بار ديگر در جنگ جهاني دوم دچار آتش سوزي شديدي شد.


طبيعت در شهرستان بانه

چم بويين (cam-e buin) بانه
اين رودخانه دايمي است که با طول 35 كيلومتر از دامنه باختري كوه دوزينه (Dozineh) در 15 كيلومتري خاور بانه سرچشمه مي گيرد و ضمن عبور از دهستان بويين روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند و به دهستان دشت طال وارد مي شود.در اين دهستان ضمن سيراب ساختن روستاي ناوه با دو ريزابه نسبتا كوچك مخلوط مي شود و در 16 كيلومتري جنوب باختري بانه به رود چومان مي ريزد.حوزه اين رود خليج فارس و درياي مکران(عمان) است. ارتفاع سرچشمه 1900 متر، شيب متوسط 7/1 درصد مسير كلي باختر جنوبي است
چم سرداب (cam-e sardab) بانه
اين رودخانه دايمي است با طول 11 كيلومتر از 15 كيلومتري جنوب بانه سرچشمه مي گيرد. مسير اين رود دامنه جنوبي كوه بانشوان (Bansovan) است حوزه اين رود خليج فارس و درياي مکران(عمان) بوده وارتفاع سرچشمه 1600 متر است. شيب متوسط آن 8/2 درصد و مسير كلي آن باختري است.
چم گويل (cam-e Govil) بانه
اين رودخانه فصلي است در طول 35 كيلومتر از دامنه باختري گرده كوه در 11 كيلومتري خاور شمالي بانه سرچشمه مي گيرد و روستاهاي مسير بنه خوي (Boneh xavi) شهربانه، كوخ صدفي، گويل، تازبان است.حوزه آن خليج فارس و درياي مکران(عمان) است ارتفاع سرچشمه 2200 متر شيب متوسط 3 درصد، مسير كلي باختري جنوبي است.
چومان (coman) بانه
اين رود دايمي است با طول 70 كيلومتر از كوه حجره فقيره در 20 كيلومتري جنوب خاوري بانه سرچشمه مي گيرد و كمابيش به موازات مرز ايران و عراق رو به باختر جريان مي يابد و در سر راه روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند.در 2 كيلومتري باختر روستاي بانشوان با چم بويين مخلوط مي شود و پس از طي 2 كيلومتر با چم سرداب در هم آميخته و رو به سوي شمال باختري روان مي شود در اين مسير از دره هاي پرپيچ و خم عبور نموده و از دهستان پشت آربابا مي گذرد و به مرز ايران و عراق وارد مي شود. ضمن عبور از دهستان دشت طال رودخانه مرزي ايران و عراق را تشكيل مي دهد. در اين قسمت از مسير روستاي مرزي چومان را سيراب مي كند و در دامنه باختري كوه بريت (Brit) به رودخانه كلاس مي ريزد.
غار شووي بانه
اين غار در نزديكي مرز ايران و عراق در 12 كيلومتري بانه قرار دارد. درازاي اين غار 267 متر است و با شيب تندي رو به پايين مي رود. درون غار ‌آبرفتي، ريزشي و بسيار خطرناك است و چاه هاي عميق زيادي در گوشه كنار دالان ها و تالارهاي آن وجود دارد. در بازديد از از اين غار بايد از وسايل فني مخصوص غار نوردي استفاده شود. در انتهاي غار، درياچه هاي كوچكي وجود دارد. اين غار در تيرماه 1347 به وسيله كوه نوردان استان فارس كشف و بررسي مقدماتي انجام شده است.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان بانه

زيارتگاه سليمان بيگ بانه
اين مكان محل دفن سليمان بيگ فرزند ميرزا بيگ، حاكم حكومت بانه در دوره شاه طهماسب است كه بيست سال در بانه حكومت كرد. وي به واسطه زهد و تقوايي كه داشت از حكومت استعفا كرد و دختر خود را به عقد نكاح برادر زاده خود بدربيگ درآورد و حكومت بانه را به او سپرد و خود رهسپار حجاز شد. سليمان بيگ پس از هفت سال سير و سياحت و زيارت به بانه مراجعت نمود و در آن جا چشم از جهان فرو بست. مدفن او در سه كيلومتري باختر بانه واقع شده است. در روي سنگ مزار او كه در خلال سال هاي 1316 تا 1320 از بين رفته جمله سليمان بيگ وفات 1010 هجري قمري نوشته شده بود.


بندها و پلها در شهرستان بانه

سد باستاني شو بانه
بقاياي اين سد در جريان مطالعات و بررسي هاي باستان شناسي سال 1377 در نزديكي روستاي «شو» از توابع شهرستان بانه كشف شد كه قسمت هايي از آن در سا ل هاي اخير در جريان كارهاي عمراني به شدت آسيب ديده بود. طول بقاياي اين سد 10 متر و قطر آن 4 متر است و از سنگ لاشه و ملات ساروج بنا شده است. براساس گزارش سازمان ميراث فرهنگي استان كردستان اين سد ظاهرا از آثار دوره ساساني است.


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان بانه

كاروانسراي بانه
در فاصله 25 كيلومتري شرق شهر بانه ،‌ در كنار جاده سقز – بانه ، آثاري از كاروانسرايي قديمي به جاي مانده كه داراي پلان متفرقه كوهستاني است . اين كاروانسرا ،‌ دالان طولاني و بزرگي داشت كه در تمام طرفين آن شش حجره ساخته شده بود . ساختمان كاروانسرا تمامي از سنگ ساخته شده و تمام فضاها با طاق آهنگ مسقف شده است . متاسفانه اكنون جز پي ها و ديوارها ، بقيه ساختمان تخريب شده و نياز به مرمت وسيع دارد . زمان ساخت بنا به طور دقيق مشخص نيست ،‌ اما به نظر مي رسد كه در دوره صفوي ساخته و در دوره قاجار هم مرمت هايي در آن صورت گرفته باشد .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:40 ] [ سجاد رنجبر ]

يكي از شهرستان‌هاي استان كردستان است كه قدمت آن به دوره‌ي مادها مي ‌رسد و از اين دوره آثاري در اطراف شهر سقز به جاي مانده است.سقز ابتدا در دشتي در جنوب شهر فعلي قرار داشت كه اكنون به كهنه سقز يا سقز كهنه معروف است. شهر فعلي ابتدا در اطراف بازار به وجود ‌آمد. قديمي‌ترين محله، همان محله بازار است كه سپس در اثر ارتباط با تبريز، سنندج و بانه دو طرف جاده ‌هاي آن آباد شد. رودخانه‌‌اي كه در كنار شهر جريان دارد و تپه ‌هايي كه شهر بر روي آن ها ساخته شده، از عوامل جهت‌دهنده بافت‌شهري هستند. صنايع دستي شهرستان سقز را نخ‌ريسي، جاجيم‌بافي،سجاده،طناب‌بافي، قالي بافي، نمد شال (نوعي پارچه) جوراب پشمي دستباف، توبره تشكيل مي‌دهد.
کشاورزي و دام داري
اساس اقتصاد شهرستان‌بسقز بر‌كشاورزي،باغ‌داري‌و‌دام‌پروري استوار است. از محصولات عمده كشاورزي و باغ‌داري مي‌توان گندم، جو، بنشن، نباتات‌علوفه‌اي، انگور، گردو، سيب، بادام، گيلاس، هلو، زردآلو و توت را نام برد. هم‌چنين دام‌داري و دام‌پروري نيز مانند ساير نواحي كردستان بسيار متداول بوده و شامل پرورش گوسفند، بز و گاو مي شود. پرورش طيور علاوه بر طريق سنتي، به شيوه مدرن نيز انجام مي شود که شامل پرورش مرغ جهت مصارف گوشت و تخم مرغ مي‌شود. زنبورداري از مشاغل رايج بوده و زارعين علاوه بر فعاليت هاي كشاورزي، به اين كار نيز اشتغال دارند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان سقز يكي از شهرستان هاي استان كردستان از نظر جغرافيايي در 46 درجه و 16 دقيقه ي درازاي خاوري و 36 درجه و 14 دقيقه ي پهناي شمالي و در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا واقع است. شهرستان سقز از شمال به تكاب، شاهين دژ و بوكان (آذربايجان غربي)، از خاور به ديواندره، از باختر به بانه و از جنوب به مريوان محدود مي گردد. سقز در نقاط كوهستاني واقع شده که هواي آن در زمستان بسيار سرد و در تابستان گرم مي باشد. در زمستان گاهي برف هاي سنگين مي بارد و در پاييز و بهار ريزش باران اغلب چندين روز متوالي ادامه دارد. شهر سقز مركز شهرستان در سر سه راهي سنندج ـ مياندوآب و بانه واقع شده است. راه هاي سقز عبارتند از:
ـ سقز - سنندج به درازاي 205 كيلومتر
ـ سقز -ا مياندوآب به درازاي91 كيلومتر
ـ سقز – بانه به درازاي 65 كيلومتر
ـ سقز - تبريز از طريق مياندوآب به درازاي 260 کيلومتر
ـ سقز به اروميه از طريق مهاباد به درازاي 272 كيلومتر و از طريق بانه و سردشت به درازاي 263 كيلومتر
ـ راه سقز به مرز ايران و عراق در مسيري مستقيم به درازاي 70 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
در نخستين اتحاد ماد، شهر سقز با نام ‹‹ايزيرتا›› پايتخت مادها بود. فرماندهان ماد در اطراف شهر استحكامات ‹‹زيويه›› و ‹‹قپلانتوي›› كنوني (آدامائيت) را براي خود بنا کردند. در اين زمان سارگن دوم - پادشاه آشور - به سرزمين ماد تاخته و آن ها را شكست داد و «ايزيرتا»، «زيويه» و «آدامائيت» را ويران ساخت. پس از آن سكاها (سكه) به تجديد بناي اين شهر پرداخته و سقز را به نام «اسكيت» (ساكز، سكز) به عنوان پايتخت خود انتخاب كردند. شهر سقز سابقا در دشتي در جنوب باختري شهر فعلي قرار داشت، كه اكنون به «كهنه سقز» يا «سقز كهنه» معروف است. شهر فعلي ابتدا در اطراف بازار به وجود آمد از اين رو قديمي ترين محله شهر، محله بازار است كه بعدها در اثر ارتباط تبريز، سنندج و بانه طرفين جاده هاي آن آباد شد. در حال حاضر، موقعيت طبيعي و نحوه استقرار شهر در دامنه ارتفاعات و گذر رودخانه از كنار آن، اين شهر را به يكي از زيباترين شهرهاي استان كردستان تبديل كرده است.


طبيعت در شهرستان سقز

ايراب سقز
رود ايراب يک رودخانه دايمي است. رود ايراب با طول 27 كيلومتر طي ريزاب هاي چندي غالبا از دامنه هاي شمالي كوه هاي برده قت سلطان ، چاركر، كاني احمد، كاني درويش ، كاني احمد، چاركر، قلعه و كوه كزكشك در 48 كيلومتري خاور جنوبي شهر سقز سرچشمه مي گيرد و ضمن سيراب نمودن روستاهاي مسير خود بسوي باختر سرازير مي شود. در اين مسير روستاهاي شمس و تيمان قلو را سيراب مي كند و پشت سر مي گذارد و در يك كيلومتري خاور روستاي ايراب با ريزابه هايي كه از ارتفاعات 4 كيلومتري خاور ميرانشاه (ايرانشاه) سرچشمه گرفته و پس از مشروب ساختن ايرانشاه و قلوجقر بسوي جنوب سرازير گرديده است درهم مي آميزد و همچنان بسوي باختر روان مي گردد. در روستاي تميربگ كمي بسوي باختر شمالي منحرف مي شود و در عبور از روستاهاي شانس و چنار در شمال روستاي خان اميران به رودخانه خور خوره مي ريزد حوضه اين رود درياچه اروميه است. ارتفاع سرچشمه حدود 2150 متر، شيب متوسط 4/2 درصد، مسير كلي باختري است.
رودخانه چم سقز
اين رودخانه با طول 45 كيلومتر دايمي است که از به هم پيوستن چم شيخ چوپان و چم ميره ده در 14 كيلومتري باختر جنوبي سقز تشكيل مي يابد و ضمن پيچ و خم هاي بسيار رو به سوي خاور جريان مي يابد و در سر راه روستاي قشلاق مالع بيگ را مشروب مي كند. درخاور روستاي علي آباد با ريزابه كوچكي كه از دامنه شمالي كوه هما راه سرچشمه گرفته مخلوط مي شود. اين رودخانه پس از عبور از بخش هاي جنوبي سقز در 3 كيلومتري شمال خاوري شهر مزبور با چم التون مخلوط مي گردد و هم چنان به سوي شمال خاوري روان شده و پس از سيراب ساختن روستاي كاني جشني (Kanijesni) كه در ميان دره ميان كوه گريش در جنوب و كوه رقي تن در شمال قرار داد در 4 كيلومتري خاور روستاي مزبور با چم سيده در هم مي آميزد. از اين نقطه تغيير مسير داده و به طرف خاور متوجه مي شود و از جنوب روستاي آق تپه عبور مي كند و در يك كيلومتري خاور روستاي داش آلوجه (Dasalujeh) به زريز رود مي ريزد.
كوه چهار چشمه سقز
اين كوه به ارتفاع 3173 متر در 53 كيلومتري جنوب خاوري سقز واقع شده و بلندترين كوه بخش شمالي كوهستان زاگرس است. رودخانه هاي شورتي، چهل چشمه، كله باد و چم جقتو از اين كوه سرچشمه مي گيرند. علاوه بر آن چشمه سارهاي فراواني از آن مي جوشد كه همگي به رودخانه هاي مذكور مي ريزند.
كوه چهل چشمه سقز
اين كوه بلندترين كوه شمالي كوهستان زاگرس است كه 3173 متر ارتفاع دارد و در 53 كيلومتري جنوب خاوري سقز واقع شده است. رودخانه هاي شورقي، چهل چشمه، كله باد و چم جقتو از ارتفاعات اين كوه سرچشمه مي گيرند. هم چنين چشمه سارهاي فراواني نيز در دامنه ها و دره هاي اين كوه از زمين مي جوشند و سرسبزي و زيبايي ويژه اي به آن مي بخشند. اين كوه با طبيعتي زيبا از پتانسيل گردش گاهي و طبيعت گردي فراواني برخوردار است.
دشت هاي سقز
در محدوده شهرستان سقز دشت هاي متعددي واقع شده كه مهم ترين آن ها عبارتند از : دشت هاي صاحب، قه لاكون، له گرمي و دشت كول تپه. وسعت دشت هاي اين شهرستان در حدود 700 هكتار و ارتفاع متوسط آن ها از سطح دريا 1650 متر است. برخي از اين دشت ها در فصول بهار و تابستان با سرسبزي و گل هاي وحشي جلوه اي بسيار زيبا دارند.


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان سقز

قلعه زيويه سقز
اين قلعه كه در 42 كيلومتري شمال خاوري سقز قرار گرفته در سال 1947 ميلادي به طور اتفاقي كشف شده است. آثاري كه در اين قلعه به دست آمده نشانه هايي از يك تمدن پيشرفته در اين ناحيه است. از جمله معروف ترين اين آثار، سينه بند بزرگ طلايي است كه روي آن تصوير حيوانات و موجودات افسانه اي نقش شده است. اين آثار به 900 سال پيش از ميلاد تعلق دارد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان سقز

مسجد جامع تورجان
تورجان يكي از روستاهاي شهرستان سقز و مركز دهتسان تورجان است كه در 20 كيلومتري غرب مسير سقز – بوكان قرار دارد مسجد قديمي در داخل روستاي تورجان فرار دارد و از نظر معماري در زمره مساجد سبك بومي منطقه كردستان است . بناي اين مسجد داراي يك شبستان اصلي با شش ستون در دو رديف سه تايي است . در ضلع غربي شبستان محوطه اي وجود دارد ،‌ كه ايواني ستون دار روي به سمت جنوب در آن مشاهده مي شود در ضلع جنوبي شبستان سه ستون چوبي تعبيه شده است . مسجد روي يك صفه سنك چين شده ، ساخته شده است . در مقابل ايوا ن جنوبي ، بقاياي حوض آبي وجود دارد كه تمامي از سنگ تراشيده شده است . عمده مصالح اين مسجد از سنگ خشت و آجر است . در سقف نيز تيرهاي چوبي به كار رفته است . در ورودي اصلي و قديمي مسجد با دخل و تصرف هاي جديد در بنا مسدود و اين امر موجب شد تا ورودي ديگري در ضلع غربي ايجاد شود . در بالاي اين ورودي سنگ بشته اي ديده مي شود كه زمن ساخت مسجد را در تاريخ 1258 ه. ق نشان مي دهد روي اين كتيبه سنگي افزون بر تاريخ ساخت و مرمت مسجد ،‌ ابياتي نيز حك شده است . معماري اين مسجد و سابقه تاريخي و فرهنگي روستاي تورجان از اهميت خاصي برخوردار است .
مسجد دو مناره
اين مسجد در خيابان امام خميني ، در بافت قديمي سقز واقع است . تاريخ دقيق ساخت مسجد مشخص نيست ، ولي از آنجا كه اهالي محل ساخت آن را به شيخ حسن مولانا آباد نسبت مي دهند ، احتمال دارد در اواخر دوره افشاريه و اوايل زنديه ساخته شده باشد . مسجد داراي شبستاني با چهار ستون قطور چوبي به نشانه چهار خليفه اهل سنت است . در ضلع جنوب غربي ، ايوان ستون دار (مصلاي تابستاني )‌ساخته شده كه فرم مخصوص مساجد منطقه كردستان را تداعي مي كند . بالاي مسجد دو مناره رفيع و بلند قرار دارد و به همين دليل به مسجد دو مناره شهرت دارد . مصالح به كار رفته در بناي اين مسجد شامل خشت و خام ،‌ملات گل ، سنگ هاي لاشه ،‌چوب و ... است . در تزيينات مناره از كاشي ها و آجركاري هاي معقلي استفاده شده است .
احتمالا حوض خانه مسجد كه گنبدي بر فراز آن قرار دارد و محل وضوي نمازگزاران است . قديمي تر از مسجد كنوني و متعلق به دوران صفويه است . در ديوارهاي مسجد از كاشي هاي صابونكي با طرح سرو ( درخت زندگي ) ، كار استاد علي اصفهاني براي تزيين استفاده شده است . به نظر مي رسد كه اين استاد اصفهاني چند سالي در سقز سكونت داشته است .


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان سقز

تپه زيويه سقز
تپه زيويه كه در اصل قلعه اي بود، در فاصله 42 كيلومتري شمال خاوري سقز واقع شده است. در سال 1325 شخصي به نام ايوب رنبو با امتياز رسمي حفاري زيويه را شروع كرد. طي دوازده سال حفاري در زيويه علاوه بر شش قبر از پادشاهان و امراي ماد، ساختمان سه طبقه زيبا و باستاني زيويه را كه از شاهكارهاي معماري عهد باستان بود در هم ريخته و از بيخ و بن كندند. بدون شك ساختمان باشكوه و سه طبقه زيويه يكي از عجايب معماري باستان بود كه با استحكامي بي نظير بر بالاي كوه و بر روي غار وسيع و تماشايي زيويه كه ارتفاع آن از سطح دريا 1835 متر است بنا شده بود. هيچ بيننده اي با معيار عقلي خود نمي تواند باور كند در سه هزار سال قبل در چنين ارتفاعي ساختماني با چنين شكوه و عظمتي ساخته شده باشد. ساختمان سه طبقه زيويه از روي شواهد غيرقابل انكار همان ساختماني است كه بنا به نوشته هرودوت مادها از روي رضايت براي ديوآكو ساختند و در واقع اين ساختمان مركز اولين دادگستري ايران باستان بوده است.


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان سقز

كاروانسراي سقز
در ضلع غربي حمام حاج صالح سقز بقاياي كاروانسرايي قديمي ديده مي شود كه تنها بخش هايي از ضلع شمالي آن باقي مانده است . طرح آن شامل يك حياط مستطيل شكل با آب نمايي در وسط و رديف حجره هايي بوده كه تعدادي از آن ها هنوز موجود است . ساختمان سرا در دو طبقه بنا شده و داراي ستون هاي استوانه اي و پايه ستون هاي مربعي و رديف قوس هاي نيم دايره و تنگ گذاري به صورت ديوار باربر در فضاي نيمه باز مشرف به داخل حياط است . طبقه فوقاني داراي يك رديف ستون هاي چوبي به سبك معماري منطقه شمال غرب ايران بوده است . احتمالا اين ساختمان در زمان خسرو خان اول دوره زنديه ساخته شده است . معماري و نماي اين كاروانسرا قابل مقايسه با نماي داخلي عمارت خسروآباد سنندج است .
بازار قديمي سقز
از بازار اصلي و قديمي شهر سقز آثار زيادي بر جاي نمانده است و تنها آثار به جاي مانده شامل بقاياي راسته هاي آن است كه در طي چند دهه گذشته به كلي از نظر معماري دگرگون شده است . با توجه به آثار به جاي مانده از كاروانسراي (تاجوانشير) در كنار اين بازار ، مي توان به اهميت بازار سقز در گذشته پي برد .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:39 ] [ سجاد رنجبر ]

منطقه گروس داراي پيشينه‌ي بسيار كهن بوده و كتيبه‌هايي كه در بعضي از نقاط از جمله قريه «قمچوقا» كشف شده و به خط هيراتيك نوشته شده است ثابت مي كند كه قبل از دولت آشور نيز در اين منطقه تمدن‌هاي شايان توجهي وجود داشته است. شهري بنام گروس كه هم اكنون نيز خرابه ها و قلعه هاي ان باقي است در جنوب خاوري بيجار(نزديك قريه بابارشاني برسر راه همدان به بيجار) واقع شده كه در زمان ساسانيان به خاور ديار موسوم بوده است. بيجار كنوني به‌صورت يك روستا درپيش از اسلام روايت شده است. بعد از اسلام اين محل بر سر راه كاروانياني كه از سرزمين آذربايجان براي زيارت عتبات متبركه در عراق و عربستان عازم بودند قرار داشت و به همين علت كاروان‌سراهايي در ان پديد آمد و به مرور به اسكان جمعيت بيش تري منجر شد. اساس اقتصاد شهرستان بيجار بر كشاورزي و دام‌داري و صنايع دستي استوار بوده و شغل مردم منطقه‌كشاورزي است. سالانه حدود صد هزار تن گندم در اين منطقه توليد مي شود و از اين رو بيجار را انبار غله باختر ناميده‌اند. كيفيت بالاي قالي‌هاي بيجار شهرت جهاني دارد. همين شهرت موجب امتياز و برتري ميان محصولات كارگاه هاي شهري بيجار از يك سو و تكاب – بيجار (توسط قبايل افشاري ساكن اين منطقه بافته مي‌ شود) از سوي ديگر شده است. تكنيك خاص مورد استفاده در پودگذاري ناحيه بيجار به سبك بيجاري معروف است و در هر رشته پودها به شدت كوبيده مي ‌شوند. فشردگي پودها، تار قالي را به دو قسمت مي كند و چنان‌چه قالي ناشيانه تا و يا حمل شود،‌ ترك برمي ‌دارد. قالي ‌هاي به سبك بيجار (نواحي ديگر نيز از سبك بيجار استفاده مي ‌كنند) به همين مناسبت بايد هنگام انتقال و حمل لوله شوند.
ابعاد: به ابعاد گوناگون،‌ خصوصاً از 1 ×50/1 متر به بالا بافته مي‌شوند. قطعات بزرگ بيش از 126 مترمربع معمول هستند. كناره‌ها نسبتاً نادر و كمياب‌هستند.
رنگ ها: رنگ‌ها در زمينه هماهنگ هستند و با ظرافت به كار برده شده‌اند. آبي تيره و قرمز لاكي رنگ هاي حاكم هستند. قهوه‌اي و زرد نيز استفاده مي ‌شوند اما سبز به ندرت به كار مي‌آيد. بعضي از قالي هاي قديمي بيجار با تركيبي از آبي روشن و تيره بافته مي شوند.
نقش ها: طرح ترنج همانند بوته، هراتي و ميناخاني كه در تكرارهاي مداوم و اغلب داراي دو حاشيه مضاعف است،‌ رايج هستند.
تركيب: تار از جنس كتان يا ندرتاً پشم بز،‌ پود از جنس كتان و تار و پود از نخ تابيده است. در قطعات قديمي و‌آنتيك تار و پود از جنس پشم است.
گره: بافت با گره تركي با بافتي متوسط تا ظريف و بالغ بر 2500-1500 گره در هر دسي متر مربع رايج است.
پرز: پرز بسيار فشرده است و از متوسط تا بلند چيده مي شود. گر چه قطعات قديمي ظريف با بافتي كوتاه‌تر چيده مي شود.
قالي‌‌هاي بيجار از بهترين قالي ‌هاي شرقي به شمار مي ‌آيند و ريشه‌هاي محكمي دارند . كارگاه هاي مدرن قالي بيجار همچنين از لحاظ طرح و كيفيت ممتاز مي ‌باشند.
صنايع و معادن
معادن سنگ آهك، سنگ گچ و نمك طعام بيجار در حال بهره‌برداري است. هم چنين از صادرات اين شهرستان مي توان انگور، گندم، گوشت، پشم،‌ قالي، گليم، لبنيات و بنشن را نام برد.
کشاورزي و دام داري
اساس اقتصاد شهرستان بيجار بر كشاورزي و دام‌داري استوار بوده و مردم منطقه بيش تر كشاورز است. سالانه حدود صد هزار تن گندم در اين منطقه توليد مي شود و از اين رو بيجار را انبار غله باختر ناميده‌اند. آب كشاورزي از رود، چاه نيمه ژرف، چشمه و كاريز تامين مي‌شود. از محصولات عمده کشاورزي مي‌توان گندم، جو،‌ بنشن‌،‌ دانه هاي روغني، تره بار، گياهان علوفه اي، انگور، سيب، زرد آلو و گيلاس را نام برد. دام‌داري نيز در كنار كشاورزي در اين منطقه رونق فراواني دارد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان بيجار از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 36 دقيقه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 52 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1940 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان بيجار از شمال به تكاب (آذربايجان غربي) و ماه نشان (زنجان)، از خاور به شهرستان هاي زرين آباد و قيدار (استان زنجان)، از جنوب به قروه و از باختر به ديوان دره محدود است. شهربيجار مركز شهرستان بيجار در منطقه گروس، از مناطق حاصل خيز كردستان در خاور سنندج قرار دارد. اين شهر، ميان كوه ها قرار گرفته و بعد از چند شهر از جمله شهر كرد از بلندترين شهرهاي ايران است. آب و هواي آن نسبتا سرد و نيمه خشك و بارندگي سالانه به طور متوسط 410 ميلي متر مي باشد. بيجار داراي آب و هواي كوهستاني با زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل است. مسيرهاي ارتباطي اين منطقه را راه‌هاي زير تشكيل مي‌دهند:
ـ راه بيجار ـ زنجان به سوي شمال خاوري به درازاي 150 كيلومتر
ـ راه بيجار ـ سقز به سوي شمال باختري به درازاي 161 كيلومتر که از 55 كيلومتري راه بيجار ـ سقز، راهي به درازاي 85 كيلومتر به سوي جنوب تا سنندج ادامه دارد.
ـ راه بيجار- صالح آباد (همدان) به سوي جنوب خاوري و به درازاي 137 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
شهرستان بيجار که در خاور سنندج قرار دارد، مركز منطقه گروس، از مناطق حاصل‌خيز كردستان است. درباره وجه تسميه آن آمده است كه ناصرالدين شاه با امير نظام گروسي شبي در گروس به سر مي برد و مي خواست مطالبي را تا صبح به وسيله جارچي پخش کند، اما صبح روز بعد همه مردم از مطلب آگاه شده بودند. از اين رو آن را شهر ‹‹بي جار›› ناميد و همين اسم تا امروز نيز باقي مانده است. در اين مورد نظريه ديگري نيز مطرح است و آن اين كه، اين شهر درخت بيد فراوان داشت و با توجه به اين كه در كردي درخت بيد را ‹‹بي›› و جايگاه بيد را ‹‹بيجار›› گويند، شهر نيز به همين نام يعني «سرزمين بيد» ناميده شده است. منطقه گروس داراي پيشينه‌ي بسيار كهن بوده و كتيبه‌هايي كه در بعضي از نقاط از جمله قريه «قمچوقا» كشف شده و به خط هيراتيك نوشته شده است ثابت مي كند كه قبل از دولت آشور نيز در اين منطقه تمدن‌هاي شايان توجهي وجود داشته است. شهري بنام گروس كه هم اكنون نيز خرابه ها و قلعه هاي ان باقي است در جنوب خاوري بيجار(نزديك قريه بابارشاني برسر راه همدان به بيجار) واقع شده كه در زمان ساسانيان به خاور ديار موسوم بوده است. بيجار كنوني به‌صورت يك روستا درپيش از اسلام روايت شده است. بعد از اسلام اين محل بر سر راه كاروانياني كه از سرزمين آذربايجان براي زيارت عتبات متبركه در عراق و عربستان عازم بودند قرار داشت و به همين علت كاروان‌سراهايي در ان پديد آمد و به مرور به اسكان جمعيت بيش تري منجر شد.


طبيعت در شهرستان بيجار

رودخانه قمچي گاي بيجار
قمچي گاي رودخانه ديگري است که دايمي بوده و با طول 65 كيلومتر از دامنه خاوري كوه گل زرد، در 65 كيلومتري شمال باختري بيجار و 40 كيلومتري باختر شمالي حسن آباد يا سوكند سرچشمه مي گيرد و رو به سوي جنوب سرازير مي گردد و در سر راه روستاي شريف كندي و قزلجه را مشروب مي سازد.سپس به سوي روستاي قوشوخ روان مي شود و پس از آميختن با دو ريزابه نسبتا بزرگ كه آن ها نيز از شمال سرازير شده اند به طرف روستاي اوج گل وينگه كند جريان مي يابد. از اين نقطه به بعد به سوي خاور منحرف مي شود پس از سيراب ساختن روستاهاي مسير به رودخانه گوراني تغيير نام مي دهد و در روستاي اخير به سوي جنوب خاوري تغيير جهت مي يابد و پس از سيراب ساختن روستاهاي مسير به طرف شمال خاوري متوجه مي شود و پس از عبور از روستاي مرداي در يك كيلومتري خاور روستاي اخير به رودخانه كوهزان مي پيوندد حوزه اين رود درياي مازندران است ارتفاع سرچشمه 2600 متر شيب متوسط 8/1 درصد مسير كلي خاوري است.
رودخانه تلوار (talvar) بيجار
اين رودخانه دايمي است با طول 142 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه 2050 متر است رودخانه تلوار يكي از مهم ترين ريزابه هاي قزل اوزن محسوب مي شود. اين رودخانه از دامنه باختري كوه سه پلان (Sehpalan) و كوه پنجه (panjeh) در 29 كيلومتري باختر جنوبي قروه سرچشمه مي گيرد و به نام چم سنگ سياه از روستاهاي بسياري از دهستان شيلاق را مشروب مي ند و پس از قطع راه اتومبيل رو قروه به سنندج در روستاي كچي گرد (kacigeord) با چم مسير كلي مخلوط مي شود و به دهستان خسروآباد از شهرستان بيجار وارد مي شود. در اين دهستان نخست با رودخانه شور قروه و سپس با رود شور بيجار در هم مي آميزد و رو به سوي شمال خاوري به جريان خود ادامه مي دهد. در روستاي گوجه كند با رودخانه چم مخلوط مي شود و در روستاي سلامت آباد با رودهاي تالوار چاي و اوزون دره درهم مي آميزد و به دهستان پيرتاج وارد مي گردد و از دره باختري كوه چنگ الماس به سوي شمال رهسپار مي شود و به شهرستان خدابنده از استان زنجان وارد مي شود. در اين شهرستان نخست با آقبلاغ چاي در هم مي آميزد و پس از سيراب نمودن روستاهاي مسير خود در 50 كيلومتري باختر جنوبي قيدار به قزل اوزن مي ريزد به اين رودخانه چم تلوار مي گويند.حوزه اين رود درياي مازندران است. شيب متوسط 4/0 درصد مسير كلي شمال خاوري است.
چشمه آب تلخ (پيرو صالح) بيجار
در روستاي «قشلاق لو» از توابع شهرستان بيجار چشمه آب معدني تلخي وجود دارد كه براي درمان بيماري هاي روماتيسمي مورد استفاده مراجعه كنندگان قرار مي گيرد. علت تلخي چشمه به طور دقيق مشخص نيست.
کوه ها، غارها، دشت ها، جلگه ها شهرستان بيجار
شهرستان بيجار در منطقه اي كوهستاني قرار گرفته است. برخي از ارتفاعات اين شهرستان را اشرفي (ASHRAFI) با ارتفاع 1746متر ، بته (BETEH) با ارتفاع 1736 متر، بزرگ (BOZORG) با ارتفاع 1925 متر، پنجه علي (PANJEH ALI) با ارتفاع 2213 متر، توپ اغاج (TUPAGHAJ) اين كوه با ارتفاع 1739 متر، هادي كله (HADI KALLEH) با ارتفاع 2389 متر، هاچه (HACHEH) با ارتفاع 1804 متر، نسار (NESAR) با ارتفاع 2022 متر، ماهي (MAHI) با ارتفاع 1919 متر و كولوكلي (KULUKLI) با ارتفاع 1762 متر را تشکيل مي دهند. دشت بيجار يكي ديگر از دشت هاي زيباي استان كردستان است كه 5300 هكتار وسعت دارد و شامل اراضي درجه يك، دو و سه است که به طور متوسط 1750 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. به طور كلي به علت كوهستاني بودن استان كردستان، دشت هاي آن نيز بسيار محدود است، ولي دشت هايي كه در مسير رودخانه دايمي واقع شده اند و اراضي مختلف زراعي را در برمي گيرند تا حدودي از توان گردش گاهي برخوردارهستند. كوه حلقه مير که از ارتفاعات كوهستان قره داغ است با 2880 متر ارتفاع در 63 كيلومتري شمال باختر بيجار و خاور روستاي چيچكلو واقع شده است. اين كوه از خاور به كوه سپهسالار، از شمال به كوه هوعالي و از باختر به كوه قره گل و از جنوب خاوري به كوه قره چمن متصل مي شود. رودخانه هاي كوهزان و رود شهرك از اين كوه سرچشمه مي گيرند.


بندها و پلها در شهرستان بيجار

پل صلوات آباد بيجار
پل صلوات آباد بر روي رودخانه قزل اوزن، در شمال باختري شهرستان بيجار و در كنار روستاي صلوات آباد ساخته شده و از آثار دوره صفويه است. به روايت ديگر، از آثار دوره سلجوقي است كه در دوره هاي بعد تعميرات و مرمت هايي در آن صورت گرفته است. اين پل در مسير ارتباطي سلطانيه و زنجان با ديگر شهرهاي باختري كشور از جمله بهار همدان، دينور و كرمانشاه قرار داشته است. پل صلوات آباد داراي 110 متر درازا و 9 دهانه با طاق جناغي است. مصالح اصلي پل در پايه ها، سنگ و در بدنه، آجر است.عرض پل با احتساب جان پناه ها حدود 4/5 متر است. ابعاد دهانه هاي پل از 70/4 تا 30/8 متر متغير است. سطح پل از ميانه به دو سمت داراي شيب ملايمي است كه جاده هاي طرفين رودخانه را به يك ديگر مرتبط مي سازد.
پل قجور بيجار
اين پل به به صورت ويرانه درآمده و بر روي رودخانه قزل اوزن نزديك روستاي قجور- از توابع استان كردستان و در مسير جاده كاروان و زنجان- بيجار قرار گرفته و احتمالا از آثار دوره صفوي است. اين محل هم چنين در مسير كاروان رو مهم گيلان به بغداد قرار داشته و عرض نسبتا زياد پل، نشانه اهميت مسير است. طول پل با احتساب دو انتهاي آن 104 متر حداكثر ارتفاع پل 12 متر و عرض گذرگاه آن 50/6 متر است. پل در طول خود داراي چهار دهانه نسبتا وسيع با طاق جناغي و ابعاد مختلف است. عرض دهانه هاي پل از خاور به باختر به ترتيب 25/11، 20/14، 20/15 و 25/12 متر است. حجم عمده آب رودخانه، از جانب دهانه باختري پل جريان دارد.


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان بيجار

قلعه قمچقاي بيجار
قلعه قمچقاي در 12 كيلومتري روستاي قمچقاي از توابع بيجار واقع شده است. اين قلعه بي مانند از دژهاي باستاني و بسيار كهن كردستان به شمار مي رود و در شمار شاهكارهاي باارزش تاريخي است كه از گذشته هاي دور به يادگار مانده است. براساس نظرات كارشناسان، بناي اين قلعه به سده هاي 9-8 پيش از ميلاد مي رسد. در حد باختري دژ، دره ژرفي به عمق 100 متر وجود دارد كه با ارهي سنگلاخ و سخت به صفه غربي منتهي مي شود. اين بخش تنها قسمتي از قلعه است كه فاقد موانع طبيعي است و در حقيقت جناح ضعيف قلعه را تشكيل مي داد و احتمال دست يابي به قلعه را تا حدي آسان مي ساخت. سازندگان و بنيان گذاران اوليه در اين قسمت از بنا به بزرگ ترين و دشوارترين كار، يعني ساخت ديواري به طول تقريبي 100 متر و بلندي 15 تا 20 متر با استفاده از سنگ هاي عظيم دست زده اند و استحكامات اصلي آن را بنا نهاده اند. ساخت چنين قلعه اي با ديوارهاي عظيم، بلند و قطور، مخصوص كاخ ها و قصرهاي سلطنتي بود و رايج ترين شيوه معماري دوره هزاره اول قبل از ميلاد به شمار مي رود.
برج آجري اوشقون بابا بيجار
اين برج تاريخي در ضلع باختري روستاي عربشاه از توابع بيجار واقع شده است. فرم، مصالح و نوع گنبد كه سابقا بر روي برج استوار بود، نشان گر آثار قرن پنجم و ششم هجري قمري است. در حال حاضر ديوارهاي آجري برج باقي مانده و بخش بزرگي از ساختمان آن قبلا تخريب شده است. بنا به گفته اهالي، اين برج به نام باباشاه معروف است و به موجب كتيبه گچي كه با دست بر سر درب آن نوشته شده است در سال 1322 شخصي به نام علي اشرف باني تعمير اين محل شده است. اين برج آجري متعلق به دوره سلجوقي است.
برج‌ اوج‌ گنبد خان‌
درفاصله‌ 75 كيلومتري‌ شمال‌ غرب‌ شهر بيجار، در روستايي‌ به‌ نام‌ «اوج‌ گنبد خان‌» برجي‌ سنگي‌ وجود دارد كه‌ به‌ برج‌ «اوج‌ گنبد» معروف‌ است‌. دليل‌ اين‌ كه‌ چرا برخي‌ اين‌ گنبد را اوچ‌ (سه‌) مي‌نامند، به‌ طور دقيق‌ مشخص‌ نيست‌. ساختمان‌ برج‌ داراي‌ با پلان‌ دايره‌اي‌ از سنگ‌ و ساروج‌ ساخته‌ شده‌ و سقف‌ آن‌ نيز با گنبد شلجمي‌ ازسنگ‌ لاشه‌اي‌ ساخته‌ شده‌ است‌. ابعاد داخلي‌ برج‌ 30/4 متر و ورودي‌ آن‌ 30/1 متر ارتفاع‌ دارد. عرض‌ ديواره‌هاي‌ سنگي‌ 90 سانتي‌ متر و ارتفاع‌ برج‌ 6 متر است‌. از آنجا كه‌ اين‌ برج‌ نيز در مسير كاروان‌ها قرار داشت‌، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ به‌ عنوان‌ اقامتگاه‌ بين‌ راهي‌ درعصر صفويه‌ ساخته‌ شده‌ و مورد استفاده‌ بود.
برج‌ ينگي‌ ارخ‌
اين‌ برج‌ در روستاي‌ به‌ همين‌ نام‌ در 63 كيلومتري‌ شمال‌ شهر بيجار قرار دارد و داراي‌ پلاني‌ دايره‌ شكل‌ است‌. مدخل‌ برج‌ «ينگي‌ ارخ‌» در ضلع‌ جنوبي‌ بنا و در كنار جاده‌اي‌ در مسير رودخانه‌ «قم‌ چقاي‌» واقع‌ است‌. اين‌ برج‌ از سنگ‌ لاشه‌، ملات‌ و ساروج‌ ساخته‌ شده‌ و احتمالا يك‌ اقامتگاه‌ بين‌ راهي‌ بود كه‌ در دوره‌ صفوي‌ مورد استفاده‌ مسافرين‌ قرار مي‌گرفت‌. اين‌ برج‌ داراي‌ گنبدي‌ بود كه‌ تخريب‌ شده‌، اما بقاياي‌ كاربندي‌هاي‌ گچي‌ آن‌ موجود است‌. بنا در مسير جاده‌ زنجان‌ - آذربايجان‌ - كردستان‌ واقع‌ است‌ و نشان‌ از رونق‌ تجاري‌ و اهميت‌ اين‌ منطقه‌ دارد.
چنگيزقلعه
نزديك شهر بيجار و در 20 كيلومتري شهر ، بر بالاي كوهي درجاده بيجار – سنندج بقاياي قلعه اي وجود دارد كه به «چنگيز قلعه » معروف است . اين قلعه كه فقط بقاياي ديوارها و آب انبارهاي آن باقي مانده ، در گذشته داراي تاسيساتي مهم درمنطقه بود . ساختمان اين قلعه از سنگ ساخته شده و از ملات ساروج نيز در آن بهره گرفته اند . تاريخ ساخت دقيق قلعه مشخص نيست ، ليكن بقاياي معماري و سفال هاي موجود ، آثار دوره تاريخي احتمالا ساساني و دوره اسلامي را نشان مي دهد .


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان بيجار

مسجد خسروآباد گروس
اين بنا در روستاي خسروآباد ،‌ در 45 كيلومتري شرق بيجار واقع است بناي مسجد به دوران قاجار تعلق دارد و با توجه به نام مسجد ،‌ احتمال دارد توسط خسروخان اردلان ساخته شده باشد . اين مسجد داراي پلان شبستاني است كه با شش ستون مدور قطور آجري و پانزده گنبد كلنبه مسقف شده است . اين بنا شامل مصلاي تابستاني در ضلع شمالي ، ايوان جنوبي و حجره هايي براي استراحت طلاب و خادمين است . از عمده تزيينات مسجد مي توان به آجركاري و طرح هاي گوناگون در بخش هاي داخلي و خارجي آن اشاره كرد . چشمه جوشان و پرآبي كه نزديك مسجد وجود دارد از گذشته هاي دور در آب نماي حياط مسجد جريان داشته است . اين مسجد نيز به سبك مساجد خاص كردستان ساخته شده او ويژگي آن يك ايوان جنوبي ، شبستان ستون دار در پشت آن و يك حياط مقابل آن است . اين مسجد كه متاثر از معماري مسجد جامع سنندج است ،‌ از بناهاي ارزشمند استان به شمار مي رود .


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان بيجار

امامزاده عقيل
اين امامزاده در شهر حسن آباد يا سوكند ، از توبع بيجار قرار دارد . بناي امامزاده عقيل يكي از قديمي ترين آثار معماري كردستان در دوره اسلامي است و احتمالا به دوره سلجوقي تعلق دارد . بناي اين امامزاده در يك محوطه قديمي وسيع قرار گرفته و آثار سفالينه هاي آن از دوره سلجوقي و ايلخاني به جاي مانده است . پلان اين بنا مربع شكل و ابعاد فضاي داخلي آن 6 × 5/6 متر است . در هر يك از اضلاع بنا ، طاق نما و در گوشه ها فيلپاهايي به شكل دايره تعبيه شده است . از مشخصات بارز معماري اين بنا ، آجركاري پركار با طرح ها و نوشته هاي مختلف است و عبارت بسمله آن خوانده شده است .
در داخل ساختمان تزيينات گچ بري جالب و كتيبه هايي به خط كوفي است . كتيبه ها حاوي آيات قرآني و احتمالا زمان ساخت بنا است . گنبد بنا تخريب شده است . نوع معماري وتزيينات به كار رفته در بنا،‌ تاريخ احداث آن را به دوره سلجوقيان نسبت داده و تداوم استفاده از آن را در زمان ايلخانيان نشان مي دهد . ساختمان امامزاده قابل مقايسه با امامزاده باكندي و بقعه پير در تاكستان شباهت بسيار دارد . اين بنا را مي توان در شمار مهم ترين بناهاي دوره سلجوقي در ايران به حساب آورد .


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان بيجار

بازار بيجار
اين مجموعه در بافت قديمي شهر بيجار واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه است. بازار بيجار مشتمل بر يك راسته اصلي شمالي و جنوبي و دو تيمچه به نام هاي تيمچه شهبازخان و تيمچه اميرتومان است. در دو طرف راسته اصلي بازار 16 حجره از بافت معماري قديمي باقي مانده است. پوشش بازار در اين بخش چشمه طاق و پوشش حجره ها طاق آهنگ است. تيمچه حاج شهباز در ضلع خاوري بازار قرار گرفته و ويژگي جالب توجه آن در نوع قوس ها، كاربندي و رسمي بندهاي پوشش آن است. بازار بيجار به شماره 2591 به ثبت تاريخي رسيده است.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:38 ] [ سجاد رنجبر ]

يكي از شهرستان‌هاي استان كردستان در فاصله 95 كيلومتري شمال سنندج واقع شده است. ديوان‌دره امروزي از كانون‌هاي در حال توسعه‌روستايي بوده كه يك دهه قبل به شهر تبديل شده است. معروف ترين و مهم ترين آثار باستاني کردستان به نام غار کرفتو در بخش ديوان‌دره و در دشت اوباتو واقع شده که آثار باقي مانده آن مربوط به دوره اشکاني و حدود قرن سوم پيش از ميلاد است. صنايع دستي شامل شال بافي و گيوه دوزي مي شود كه بيش تر توسط زنان و دختران توليد مي‌شوند.
کشاورزي و دام داري
شهرستان ديوان‌دره از وضع اقتصادي نسبتا خوبي برخوردار است و پايه هاي اقتصادي آن بر كشاورزي، باغ‌داري و دام‌داري استوار شده است. آب كشاورزي عمدتا از رودخانه و چشمه تامين مي شود و محصولات مهم آن گندم، بنشن، نباتات علوفه اي، سيب، ‌زرد آلو و گلابي هستند. دام‌داري در بخش ديوان‌دره به شيوه سنتي رواج داشته و شامل پرورش گوسفند، بز و گاو است.فراورده هاي دامي و دام زنده عمده اقلام صادراتي شهرستان را تشكيل مي دهند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان ديوان‌دره يكي از شهرستان هاي استان كردستان از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 1 دقيقه ي درازاي خاوري 35 و درجه و 54 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1850 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان ديوان‌دره از شمال به تكاب (آذربايجان غربي)، از خاور به بيجار، از جنوب به سنندج، از باختر به سقز و مريوان محدود است. آب و هواي ديوان دره سرد و نيمه خشك بوده و ميزان بارندگي سالانه حدود 500 ميلي متر است. ديوان‌دره در مسير راه اصلي سنندج ـ‌ سقز قرار داشته و از اين راه به درازاي 94 كيلومتر و به سوي شمال باختري تا شهر سقز و به درازاي 99 كيلومتر به سوي جنوب تا شهر سنندج فاصله دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
ديوان‌دره يكي از شهرستان هاي استان كردستان در فاصله 95 كيلومتري شمال سنندج واقع شده است. ديوان‌دره امروزي از كانون هاي در حال توسعه روستايي بوده كه يك دهه قبل به شهر تبديل شده است.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:37 ] [ سجاد رنجبر ]

مريوان در حدود يك قرن سابقه تاريخي دارد. يكي از شاهزادگان قاجار به نام فرهاد ميرزا كه پيش از مشروطيت در اين محل حكومت مي كرد، قلعه اي در مريوان بنا كرد كه جريان بناي آن را در كتيبه اي كه به ديوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب شده، شرح داده است. اين شهر مرزي در همسايگي دولت عثماني قرار داشت و به دستور ناصرالدين شاه قاجار در سال 1282 هـ . ق قلعه اي مستحكم در آنجا احداث شد. در سال 1286 حاج فرهاد معتمدالدوله بر استحكام قلعه افزود و آن را «شاه آباد» ناميد. در كنار همين قلعه نظامي، روستايي به نام «قلعه مريوان» ايجاد شد. به دستور حاج معتمدالدوله در داخل شهر يك باب قنات، حمام و آب انبار احداث کردند. بعد از حاج فرهاد معتمدالدوله، ‌حاج محمد عليخان ظفر الملك قلعه را وسعت داد و در داخل آبادي «شاه آباد» چندين باب منزل، يك كاروانسرا و قناتي ديگر احداث كرد. بعدها كليه اين تاسيسات در اثر شورش و هرج و مرج عشاير كرد منطقه، ويران شد. در اوايل حكومت پهلوي، حاكم وقت در روستاي موسك قلعه اي بنا نهاد كه امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده مي شود و فاصله چنداني با شهر ندارد. وجود درياچه زريوار در غرب شهر مريوان زيبايي خاصي به اين شهر بخشيده و آن را به يك ناحيه گردشگاهي تبديل كرده است.
شهرستان مريوان از نظر جغرافيايي در 46 درجه و 10 دقيقه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 31 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1320 متري از سطح دريا قرار دارد. مريوان از شمال به عراق، از جنوب به پاوه و از خاور به سنندج محدود مي شود. شهر مريوان مركز شهرستان مريوان در 161 كيلومتري سنندج و در مسير راه مريوان – سنندج قرار دارد. آب و هواي آن نسبتا سرد و نيمه مرطوب است و ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط حدود 750 ميلي متر و ميزان رطوبت نسبي و سالانه به طور متوسط 70 درصد است. درياچه زريوار در 3كيلومتري باختر شهر مريوان قرار دارد. شهر مريوان در مسير راه مريوان- سنندج که تا سنندج 161 كيلومتر فاصله دارد. اقتصاد مريوان مانند اغلب شهرهاي كوچك ايران اقتصاد كشاورزي است. آب كشاورزي از رود و درياچه زريوار فراهم مي شود و محصولات كشاورزي آن ‌گندم، جو، بنشن، گردو، بادام، انار، سيب، گوجه سبز، گلابي، گيلاس، ‌آلبالو، آلو، زردآلو، هلو، سنجد و توتون هستند.صنايع دستي اين منطقه شامل بافت قالي، گليم، گليمچه، شال پشمي، موج، جانماز و جاجيم مي شود.


طبيعت در شهرستان مريوان

مهم ترين رودهايي كه در اين شهرستان جريان دارند عبارتند از: آب چمشيدر، آب دوپردان، آب سيروان، آب شاهاني، آب هويان، آويهنگ، چم اخته سوره، چم انجيران، چم تي رشكه، چم چناره، چم ده بنياد، چم شوويشه، چم شيان، چتم قتاون، چم گاگل، چم گزان، چم گردلان، چم گلچيدر، چم گوره، چم هاله كوكان، چم زروار، دول ده، دياله، قزلجه سو، نهرديالا.
درياچه زريوار مريوان
درياچه زريوار مهم ترين و كم نظير ترين جاذبه آبي در باختر كشور است كه در فاصله دو كيلومتري باختر مريوان قرار گرفته و جاده آسفالته ايي آن را به شهر مريوان پيوند مي دهد. اين درياچه در ارتفاع 1285 متري از سطح دريا واقع شده است. درازاي آن 5/4 كيلومتر و پهناي آن كم تر از 2 كيلومتر و عمق متوسط آن حدود 3 متر است. درياچه زريوار آبي شيرين دارد و از جوشش چشمه هايي كه در كف درياچه قرار گرفته اند، تامين مي شود. وضعيت استقرار شهر مريوان (مستقر در دامنه كوه) و درياچه زريوار كه از جهات مختلف توسط جنگل هاي انبوه و نيمه انبوه احاطه شده اند مناظر بسيار زيبا و بديعي را به وجود آورده اند. بر تپه اي كوچك در قسمت خاوري، مهمان سراي ايرانگردي و جهانگردي مريوان احداث شده است. سطح درياچه در هنگام زمستان كاملا يخ مي زند و در تابستان اطراف درياچه زريوار پوشيده از جنگل هاي بلوط و زيستگاه پرندگاني از قبيل مرغابي، غاز و پليكان است.اين‌ درياچه‌ در سه‌ كيلومتري‌ شمال‌ باختري‌ مريوان‌ و از زيباترين‌ ميراث‌هاي‌ طبيعي‌ استان‌ كردستان‌ به‌ شمار مي‌آيد. آب‌ اين‌ درياچه‌ از چشمه‌هاي‌ جوشان‌ و رودخانه‌هاي‌ چندي‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌ريزد، تأمين‌ مي‌شود. حجم‌ آب‌ درياچه‌ از 5/22 ميليون‌ متر مكعب‌ تا 5/47 ميليون‌ مترمكعب‌ در طول‌ سال‌ متغير است‌. مساحت‌ آن‌ حدود 720 هكتار است‌.وجه‌ تسميه‌ زريوار و زريبار كه‌ هر دو در منطقه‌ متداول‌ است‌، به‌ واژة‌ «زري‌» كه‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ معني‌ درياچه‌ است‌، باز مي‌گردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي‌ و زريبار يا زريوار به‌ معني‌ درياچه‌وار است‌.درباره‌ اين‌ درياچه‌ افسانه‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد.‌
منطقه‌ اورامان‌
يكي‌ از مناطق‌ زيباي‌ استان‌ كردستان‌، منطقه‌ اورامان‌ است‌ كه‌ در شرق‌ مريوان‌ قرار دارد و داراي‌ كوهستان‌هاي‌ زيبا با پوشش‌ جنگلي‌ است‌. رودخانه‌ بزرگ‌ سيروان‌ از اين‌ منطقه‌ و درة‌ اورامان‌ عبور مي‌كند و به‌ رودخانه‌ دياله‌ در عراق‌ مي‌پيوندد.
يادآوري‌ اين‌ مهم‌ ضروري‌ است‌ كه‌ جنگل‌ها و مناطق‌ بسياري‌ چون‌ جنگل‌هاي‌ بانه‌، مريوان‌ و همچنين‌ «دره‌ شاهان‌» كه‌ دركنار قلعه‌ «قم‌چاي‌» واقع‌ شده‌ است‌ از مراكز مهم‌ طبيعي‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شوند.
كوه كاني چرمه مريوان
اين كوه از ارتفاعات رشته كوه هاي زاگرس مياني است كه با ارتفاع 2840 متر در 48 كيلومتري شمال خاوري مريوان و در شمال باختري روستاي ول واقع شده است و سرچشمه اصلي رودخانه دول ده مي باشد.
كوه سناسره مريوان
اين کوه از كوه هاي كوهستان زاگرس مي باشد كه با ارتفاع 2884 متر در 42 كيلومتري شمال خاوري مريوان، شمال خاوري روستاي گلچيدر واقع شده است.
كوه ميانه مريوان
اين كوه يكي از بلندترين ارتفاعات شهرستان مريوان است كه در 33 كيلومتري جنوب خاوري مريوان و در باختر روستاي ميانه واقع شده و 2950 متر ارتفاع دارد. كوه سنگ سور از طرف شمال به آن متصل است.
كوه پيازه مريوان
اين كوه از ارتفاعات نيمه جنگلي كوهستان زاگرس است كه 2953 متر ارتفاع دارد و در 24 كيلومتري جنوب خاوري مريوان و خاور روستاي المانه واقع شده است. كوه پيازه از خاور به كوه چله خانه، از شمال خاوري به كوه شاه نشين و از شمال باختري به كوه كنولان متصل مي شود. مسيرهاي گردشي، ‌كوه نوردي و جنگل گردي اين كوهستان به دليل زيبايي طبيعي وچشم اندازهاي بديع دامنه هاي زاگرس بسيار قابل توجه است.
كوه تخت مريوان
اين كوه دنباله كوهستان زاگرس است كه 2820 متر ارتفاع دارد و در 32 كيلومتري جنوب مريوان واقع شده است. كوه تخت، شهرستان مريوان را در خاور از شهرستان پاوه جدا مي سازد. كوه كمانجر و كوه دربند در مجاورت اين كوه قرار دارند.


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان مريوان

قلعه مريوان (قلعه هلو خان )‌
در روزگار حكمراني «سرخاب بيگ اردلان » ، حدود سال 945 ه.ق ، در سه كيلومتري جنوب شرقي شهر فعلي مريوان ، قلعه اي روي كوه ساخته شد كه به قلعه «هلوخان » يا قلعه «ايمام » شهرت يافت . اين قلعه از آجر بود و آثار پله و آب انبار آن كه از سنگ تراشيده شده ، به عنوان شالوده آخرين بناي قلعه ، هنوز بر جا مانده است . قلعه مريوان تا روزگار « سليمان خان اردلان » ، يكي از چهار مركز حكمراني خاندان اردلان در كردستان و در روزگار « سرخاب بيگ » مركز و مقر حكومت كردستان بود . سرخاب بيگ اين قلعه رفيع را دارالملك خود ساخت . اين قلعه همچنان مركز حكمراني كردستان به شمار مي رفت ، تا اين كه هلوخان به رغم تعمير و پديد آوردن ابنيه اي تازه مثل مسجد وافزودن استحكامات جديد بر قلعه ، مركز حكمراني خود را به قلعه پالنگان منتقل كرد . ساير قلاع استان كردستان كه بقاياي اندكي از آن ها بر جاي مانده و نياز به بررسي بيشتر دارد عبارتند از قلعه كهنه و قز قلعه در شهرستان بيجار ، قلعه هاي سياومه ، نمشير بروژه ، كيوه رو ، شوي ، آرمرده در شهرستان بانه و قلعه قپلانتو در شهرستان سقز .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:37 ] [ سجاد رنجبر ]

كامياران‌در فاصله 65 كيلومتري جنوب سنندج قرار دارد. ويژگي هاي عمومي، فرهنگي و مردم شناختي اين شهرستان نيز همانند ساير نواحي استان كردستان است. اين شهرستان در فصول بهار و پاييز آب و هواي دل‌پذيري دارد. شهرستان كامياران از نظر جغرافيايي در 46 درجه و 56 دقيقه ي درازاي خاوري و 34 درجه و 47 دقيقه ي پهناي شمالي و در ارتفاع 1455 متري از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به قروه، سنندج و مريوان، از خاور به سنقر از جنوب خاوري به صحنه، از جنوب به كرمانشاه، از جنوب باختري به جوانرود و از باختر به پاوه (استان كرمانشاه) محدود مي‌شود. آب و هواي اين شهرستان نيمه خشك بوده و بيش ترين درجه گرما 36 درجه بالاي صفر و كم ترين درجه گرما 15 درجه زطر صفر و مقدار بارندگي سالانه به طور متوسط حدود 450 ميلي‌متر است. اقتصاد شهرستان كامياران بر پايه كشاورزي و دام‌داري استوار است و آب كشاورزي از چاه و رود تامين مي‌شود. از محصولات كشاورزي اين منطقه مي توان گندم، گل آفتابگردان، سويا، بنشن و تره بار را نام برد. دام‌داري نيز در اين شهرستان رونق داشته و دام و فراورده هاي دامي اين منطقه به ساير شهرستان ها صادر مي شوند.
کشاورزي و دام داري
اقتصاد شهرستان كامياران بر پايه كشاورزي و دامداري استوار مي باشد و آب كشاورزي از چاه و رود تامين مي گردد. از محصولات كشاورزي اين منطقه مي توان گندم، گل آفتابگردان، سويا، بنشن و تره بار را نام برد. دامداري نيز در اين شهرستان رونق داشته و دام و فراورده هاي دامي اين منطقه به ساير شهرستان ها صادر مي شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان كامياران يكي از شهرستان هاي استان كردستان از نظر جغرافيايي در 46 درجه و 56 دقيقه ي درازاي خاوري و 34 درجه و 47 دقيقه ي پهناي شمالي و در ارتفاع 1455 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان كامياران از شمال به قروه، سنندج و مريوان، از خاور به سنقر از جنوب خاوري به صحنه، از جنوب به كرمانشاه، از جنوب باختري به جوانرود و از باختر به پاوه (استان كرمانشاه) محدود مي گردد. آب و هواي اين شهرستان نيمه خشك مي باشد. بيش ترين درجه گرما 36 درجه بالاي صفر و كم ترين درجه گرما 15 درجه زير صفر و مقدار بارندگي سالانه به طور متوسط حدود 450 ميليمتر است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كامياران که به تازگي يكي از شهرستان هاي استان كردستان محسوب شده است در فاصله 65 كيلومتري جنوب سنندج قرار دارد. ويژگي هاي عمومي، فرهنگي و مردم شناختي اين شهرستان نيز همانند ساير نواحي استان كردستان مي باشد. اين شهرستان در فصول بهار و پاييز آب و هواي دلپذيري دارد.


طبيعت در شهرستان کامياران

چشمه آب معدني گواز کامياران
اين چشمه در 50 كيلومتري شمال باختري كامياران و در 10 كيلومتري شمال باختري روستاي پلنگان در دامنه كوه روستاي گواز واقع شده است. در محل خروج، رنگ آب چشمه شيري است كه نشانه وجود مواد آهني و گوگردي در آب است. با توجه به نوع آب هاي گوگردي «سولفوره» مي توان از اين نوع آب ها نوشيد و يا براي درمان بيماري هاي پوست با آنان استحمام كرد. هم چنين اين آب در درمان بيماري هاي مجاري تنفسي، روماتيسمي و بيماري هاي جلدي بسيار مهم موثر مي باشد. در ايام تعطيل و به خصوص در فصل تابستان مسافران زيادي از شهرستان كامياران، مريوان و سنندج براي استفاده از خواص درماني – طبي اين آب معدني و هم چنين استفاده از فضاي گردش گاهي آن به منظور گذران اوقات فراغت به اين محل مسافرت مي كنند.
دشت كامياران
اين دشت دو قسمت دارد. قسمت جنوبي آن در استان كرماتشاه و حوزه شمالي آن نيز در آبادي ورله دراستان كردستان واقع است. اين دشت با 950 كيلومتر مربع وسعت، در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا قرار گرفته است و از نظر چشم انداز يكي از زيباترين دشت هاي استان كردستان محسوب مي شود.
دشت اميرآباد کامياران
اين دشت كه در شهرستان كامياران واقع شده، 6000 هكتار وسعت دارد. وسعت حوزه آبخيز آن حدود 310 كيلومتر مربع است. ارتفاع متوسط دشت 1650 متر از سطح دريا مي باشد كه تامين بخشي از آب مورد نياز آن از محل چشمه، چاه، قنات و انتقال آب توسط نهرهاي سنتي صورت مي گيرد. در اين دشت رودخانه دائم امير آباد و چند رود خانه فصلي جريان دارند.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:36 ] [ سجاد رنجبر ]

قروه در دشت وسيعي در 93 كيلومتري خاور سنندج و شمال باختري همدان قرار دارد که در طول جاده سنندج به طرف همدان توسعه يافته است. امام زاده باباگر، حمام قصلان و پل فرهادآباد برخي از جاذبه‌هاي تاريخي شهرستان قروه را تشكيل مي‌دهند. اساس اقتصاد شهرستان قروه بر كشاورزي، دام‌داري و صنايع (كارگاهي و كارخانه اي) استوار شده است.صنعت قالي بافي و جوراب بافي از جمله صنايع دستي مهم‌ اين منطقه به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
در رشته صنعت نيز اين شهرستان داراي صنايع كارگاهي و كارخانه اي متنوعي است كه مي توان ‌صنايع‌غذايي، قند‌ريزي، نمك كوبي، نجاري، شيميايي، ‌رنگ سازي، نساجي، قالي بافي، كابينت سازي، موزاييك سازي، تانكر سازي، آهك پزي و جوراب بافي را نام برد.
هم چنين معادن ‌سنگ مرمر، سنگ آنتي موآن، زرنيخ، سنگ آهك، سنگ لاشه ساختماني و سنگ پوماتيس در اين شهرستان وجود دارند. گندم، بنشن، قالي، دام و فراورده هاي دامي (روغن و پشم) و سنگ ساختماني نيز صادرات اين منطقه را تشکيل مي دهند.
کشاورزي و دام داري
اساس اقتصاد شهرستان قروه بر كشاورزي، دام‌داري و صنايع (كارگاهي و كارخانه اي) استوار شده است. ‌مهم ترين اقلام كشاورزي و باغداري قروه گندم، جو، بنشن، توتون، نباتات علوفه اي مي باشند و از تنها ميوه مهم در اين شهرستان مي توان انگور را نام برد. دامداري و دامپروري از ديرباز مهم ترين رشته اقتصادي شهرستان قروه محسوب مي شود. در نتيجه محصولات دامي به خصوص روغن به مقدار زياد صادرمي شود. اين شهرستان در زمينه زنبورداري و تهيه عسل نيز فعاليت چشمگير دارد. هم چنين يك استخر پرورش ماهي به ظرفيت 6000 قطعه ماهي در سطح اين شهرستان ايجاد گرديده است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان قروه يكي از شهرستان هاي استان كردستان از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 48 دقيقه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 10 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1790 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان قروه از شمال به شهرستان بيجار، ‌از خاور و جنوب خاوري به شهرستان همدان، از جنوب به شهرستان سنقر و از باختر به شهرستان سنندج محدود مي گردد. آب و هواي قروه نسبتا سرد و نيمه خشك است و ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط در حدود 480 ميلي متر است. قروه در مسير راه اصلي سنندج ـ همدان قراردارد و از اين راه به درازاي 77 كيلومتر به سوي جنوب خاوري تا شهر همدان و به درازاي 87 كيلومتر به سمت شمال باختري تا سنندج فاصله دارد. راه هاي فرعي :
- راهي به درازاي 8 كيلومتر به سوي شمال تا شهر سريش آباد
- راهي به درازاي 7 كيلومتر به سوي شمال تا روستاي قصلان
- راهي به درازاي 8 كيلومتر به سوي خاور تا روستاي شيخ جعفر وجه تسميه و پيشينه تاريخي
قروه در دشت وسيعي در 93 كيلومتري خاور سنندج و شمال باختري همدان قرار دارد که در طول جاده سنندج به طرف همدان توسعه يافته است. امان الله خان بزرگ، والي معروف كردستان در محوطه روستاي قصلان مركز حكومت پيشين اين شهر بناهايي از قبيل قلعه، عمارت، مسجد، حمام، باغ و بيشه بزرگي احداث کرده است. در حال حاضر قروه به دليل شرايط خاص زمين ساختي و چشمه هاي آب گرم و معدني مورد توجه مسافرين و گردشگراني است كه به اين شهر سفر مي كنند.


طبيعت در شهرستان قروه

مهم ترين رودهاي اين شهرستان عبارتند از: تلوار، چرخه بيان، چم برونه، چم تلوار، چم سنگ سياه، چم ميركي، چم ميهم و شور قروه است. چشمه آب معدني باباگرقروه مهم ترين چشمه اين منطقه است. اين چشمه در 18 كيلومتري شمال قروه قرار گرفته است. آب اين چشمه كه در استخري عميق و دايره اي شكل با محيطي حدود 200 متر جمع مي شود، از دسته آب هاي كلروبيكربناته مخلوط گاز دار است كه براي برخي از بيماري هاي دستگاه گوارش مانند سوء هاضمه مفيد است. هم چنين اين نوع آب ها در تركيب خود انيدريد كربنيك دارند و آرام بخش بوده و در بيماري هاي ناشي از سوء تغذيه نيز موثر هستند. اين چشمه مورد توجه اهالي محل و مسافران است و يكي از جاذبه ها و گردش گاه هاي مهم استان كردستان محسوب مي شود.
كوه حسين بك قروه
اين كوه در 17 كيلومتري جنوب قروه در جنوب روستاي مجيد آباد واقع شده و 3091 متر ارتفاع دارد. اين كوه از شمال باختري به كوه بير و از خاور به كوه پريشان متصل است و يكي از بلندترين كوه هاي شهرستان قروه به شمار مي رود. دامنه هاي شمالي اين كوه به شهرستان قروه و دامنه جنوبي آن به شهرستان سنقر مشرف است و در حاشيه كوهستان زاگرس جاي دارد.
كوه پنجه علي قروه
از كوه هاي حاشيه زاگرس است كه در 26 كيلومتري جنوب باختري قروه و جنوب خاوري روستاي قره بلاغ پنجه واقع شده و 2860 متر ارتفاع دارد. رودخانه هاي گرد كانيه وچم سنگ سياه از اين كوه سرچشمه مي گيرند.
دشت قروه
مساحت اين دشت 58400 هكتار و مساحت حوزه آن 2223 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 1800 متر است. اين دشت در شهرستان قروه قرار گرفته و رودخانه چم شور كه شاخه اي از رودخانه تلوار است در اين دشت جريان دارد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان قروه

امام زاده بابا گر قروه
از ديدني هاي شهرستان قروه امام زاده باباگر (در روستاي بابا گورگور) مکان مذهبي معتبري است كه به باوه گرگر مشهور است. مدفن اين امام زاده در جاي بلندي قرار دارد. در اين محل چشمه هاي آهك ساز فراوان، برجستگي هايي به وجود آورده اند كه مشهورترين آن ها اژدها نام دارند. اين پديده در حدود 300 متر طول 5 متر ارتفاع و پهنايي بين 4 تا 7 متر دارد. هر اندازه ارتفاع آن افزايش يافته، پهناي شكاف آن نيز به علت رسوب گذاري جديد تنگ تر شده است. در خاور و شمال خاوري اژدها چند برجستگي در جهات مختلف، اما كوچك تر از آن وجود دارد كه محل شكاف خروج آب هنوز در وسط آن به چشم مي خورد. اين برجستگي هاي كوچك را دست هاي اژدها مي نامند. در چندين نقطه آب از شكاف زمين بيرون مي آيد و حفره هاي خروج گاز آن نيز فعال هستند. طعم آب آن شور و تلخ است و براي امراض سوداوي و جلدي مفيد است. در فاصله چند صد متري اين مدفن چاهي هست كه آن را «دهنز (دكنز)» مي گويند كه لغتي تركي و به معناي درياست.
مقبره شيداي نازار
اين بنا در بلند ترين نقطه كوه شيدا در شمال شرقي روستاي ظفر آباد از توابع قروه قرار دارد و از هر سو قابل رويت است . اين بنا با پلان مربع شكل ، حدود 9 متر ازتفاع دارد . بنا از آجرهاي قرمز به ابعاد 5× 22× 22 سانت به قوس هاي سلجوقي – ايلخاني ساخته شده و زمان احداث آن به طور دقيق مشخص نيست . در داخل طاقچه هايي در اطراف ، با قوس هاي پاتو و شبدري ، گچ كاري و گچ زبره ديده مي شود كه حاصل ابتكار استادكارارن آن دوره است . در كتاب تحفه ناصري آمده : (در اين بنا سبحان وردي خان د امان الله خان بزرگ ، والي كردستان ، معاصر نادرافشار مدفون است )‌. شيدا را ( شيداي نازار ) هم مي گويند . اين بنا ياد آور بناهاي پيش از اسلام و به صورت چهار طاقي است و مرمت آن احتمالا سال 1167 ه. ق هم زمان با دفن ( سبحان وردي خان )‌ در آن است


بندها و پلها در شهرستان قروه

پل فرهاد
پل فرهاد آباد در مسير قديمي قروه- بيجار و در فاصله 40 كيلومتري قروه نزديك روستاي فرهادآباد و بر روي رودخانه تلوار احداث شده است. در خصوص وجه تسميه پل و روستا گفته اند كه در اواخر دوره قاجار، فرهاد ميرزا- حاكم وقت منطقه- تعميراتي اساسي بر روي اين پل انجام داده و بدين جهت، پل و روستاي مجاور آن بنام فرهاد آباد نام گذاري شده است. اصل پل ظاهرا مربوط به دوره صفويه و به روايت ديگر از ساخته هاي دوره نادرشاه افشار است. پل در جهت باختر به جنوب خاوري ساخته شده است.


حمامها و آب انبارها در شهرستان قروه

حمام قصلان قروه
در روستاي قصلان در شمال قروه يك باب حمام قديمي بازمانده از دوران قاجار وجود دارد كه به گفته اهالي تا چند سال پيش مورد بهره برداري قرار مي گرفت. سبك معماري درون حمام، كاشي كاري ها و قسمت هاي مختلف آن قابل توجه است. متاسفانه در اثر عدم مراقبت و عدم حفاظت لازم، زير چند ستون حمام به وسيله حفاران غيرمجاز تخريب شده است. موقعيت استقرار اين حمام با توجه به امام زاده و چشمه آب معدني بابا گرگر اهميت خاص جهانگردي دارد.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:36 ] [ سجاد رنجبر ]

شهرستان سنندج؛ مهم‌ترين منطقه‌ي كردنشين ايران؛ وهم‌چنين‌مهم‌ترين شهرستان‌ استان كردستان به شمار مي‌آيد. كشاورزي ودام‌داري اصلي ترين شغل مردمان اين ناحيه را تشكيل مي‌دهد. در اين منطقه از كردستان به دليل گسترش روابط با ديگر شهرهاي هم جوار امروزه كم‌تر از لباس هاي محلي استفاده مي شود. در سنندج مردها از نيم تنه به نام «چوخه» و شلواري گشاد با دمپاي تنگ به نام «رانك» استفاده مي کنند ولي لباس زنان سنندجي بر خلاف لباس زنان در ساير مناطق كردستان فاقد شال است و شامل پيراهني بلند بدون پولك يا با پولك و قباي بلند و روسري است.
صنايع دستي شهرستان سنندج يكي‌از‌مهم‌ترين‌جاذبه‌هاي اين شهرستان‌ را تشكيل مي‌دهد. فرش‌هاي سنندج داراي زيبايي و استحكام خاصي هستند. فرش‌هاي عشاير كرد كه بيش‌تر به وسيله پشم‌هاي قهوه اي و بلوطي رنگ و گاهي با پشم شتر بافته مي‌شوند؛ نيز داراي اهميت زيادي هستند. سنندج مركز قالي‌بافي استان كردستان به شمار مي‌آيد و از قالي‌هاي قديمي اين شهرستان انواع بته جقه ها را مي توان نام برد مانند بته جقه چاركي، جقه دو گره اي، جقه توپي و نقش‌هاي ديگري بنام گل ميرزا علي، گل و بلبل و غيره. امروزه به علت نبودن رنگ‌هاي طبيعي بافت ان ها مشكل است نقشه هاي فعلي قالي بافي در سنندج سه ترنج، كلاه فرنگي و ماهي در هم را شامل مي شود. مسجد دار الاحسان ( مسجد جامع سنندج)،خانه سالار سنندجي( موزه سنندج)، عمارت خسروآباد،خانه‌آصف وزيري، پل قشلاق (سنندج)، عمارت مشير، ديوان، عمارت امجدالاشراف، بازار سنندج، آصف ،عمارت وكيل الملك، امام زاده پيرعمر، امام زاده عبدالله (طاق گوره)، امام زاده عبدالله (طاق گوره)، مسجد هاجره خاتون، امام زاده پيرمحمد، قلعه حسن آباد، قلعه پلنگان، پل شيخ (سنندج)، روستاي صلوات آباد، قران نگل، حمام خان ( پير ظهيري)، خانه پير مرادي و خانه معمار باشي جاذبه هاي تاريخي شهرستان سنندج را تشيل مي دهند.
صنايع و معادن
صنايع كارخانه‌اي نساجي، كفاشي، چرم سازي، توليد شير پاستوريزه، كاغذ سازي، توليدات شيميايي، توليدات برق و الكترونيك و فلزي، توليدات كاني غير فلزي، فرآورده هاي غذايي و داروسازي از جمله صنايع شهرستان سنندج هستند.در اين شهرستان معادن زيادي نيز وجود دارد كه به علت مرغوبيت جنبه صادرات دارند. معدن ‌مرمريت، معدن آهك كوه روشه، معدن سنگ لاشه آجگره و معدن تراورتن كوييك مهم ترين اين معادن است. هم چنين گليم و گليمچه، نازك كاري چوبي، عسل، محصولات دامي، گردو، بادام، زرد آلو، سيب، تره بار، كتيرا، گياهان دارويي، قند و كان هاي معدني صادرات اين منطقه را تشکيل مي دهند.
کشاورزي و دام داري
اساس اقتصاد شهرستان سنندج بر كشاورزي و باغ‌داري، دام داري و دام‌پروري و صنايع استوار شده است. کشاورزي و باغ‌داري به دليل وجود رودخانه هاي متعدد و باران كافي از رونق خاصي برخوردار بوده و محصولات عمده آن انواع تره بار، گندم، جو، ذرت، تخم آفتابگردان، سويا، توتون و تنباكو، چغندر قند، بنشن، نباتات علوفه اي، توت فرنگي، زردآلو، گردو، سيب، هلو، بادام، گيلاس، آلبالو، گلابي، آلو، به، هلو، شفتالو و انار مي باشند. كشاورزان علاوه بر كشاورزي به زنبورداري نيز اشتغال دارند. دام‌داري و دام پروري از فعاليت هاي اقتصادي اوليه و اصيل اين منطقه به شمار مي رود و بيش تر شامل پرورش گوسفند بوده و در ارتفاعات بالا بز نيز نگه‌داري مي شود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان سنندج يكي از شهرستان هاي استان كردستان و مركز اين استان است كه از نظر جغرافيايي در 47 درجه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 19 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1500 متر از سطح دريا قرار دارد. شهرستان سنندج از شمال به شهرستان تكاب، از خاور به شهرستان هاي بيجار و قروه، از جنوب به شهرستان كامياران و از باختر به مريوان و سقز محدود مي باشد. شهر سنندج مركز شهرستان در فاصله 657 كيلومتري جنوب باختري تهران و در مسير راه هاي اصلي مياندوآب ـ كرمانشاه و زنجان ـ كرمانشاه قرار گرفته است. آب و هواي اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه خشك است. بر اساس سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان سنندج 359990 نفر و جمعيت شهر سنندج 277808 نفر شامل 59357 خانوار بوده است. مردم اين شهرستان مسلمان سني و آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش كردي (اورامي و سوراني) صحبت مي كنند. مسيرهاي ارتباطي اين شهرستان به مناطق اطراف عبارتند از:
- راه اصلي به سوي شمال باختري تا شهر سقز به درازاي 193 كيلومتر، از 87 كيلومتري اين راه راهي اصلي به درازاي 44 كيلومتر به سوي شمال خاوري تا شهر بيجار و از آن جا تا شهر زنجان ادامه دارد.
- راه اصلي به سوي خاور تا شهر قروه به درازاي 87 كيلومتر، از همين راه، راهي به درازاي 165 كيلومتر سنندج را به مركز استان همدان متصل مي کند.
- راه اصلي به سوي جنوب تا شهر كرمانشاه به درازاي 130 كيلومتر
تمامي اين مسيرها از مقصد مركز استان مي باشند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
در گذشته به جاي شهر سنندج فعلي شهري به نام ‹‹سير›› وجود داشت كه اين كلمه در فارسي به معناي ‹‹سي سر›› است. مجاور«سي سر»، محلي به نام «صد خانيه» (صد خانه) بوده كه احتمالا به مرور زمان به ‹‹سنه›› تغيير يافته است. سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثي خاندان اردلان بود كه نسبت خود را به ساسانيان مي رسانيدند. كريم خان زند در سال 1146 هـ . ق سنندج را ويران كرد و پس از يك دوره هرج و مرج، خسرو خان اردلان در سنندج مستقر شد. آقا محمد خان قاجار به پاس خدمات وي سنقر را نيز ضميمه قلمرو حكومتي او كرد. از سال 1214 تا 1240 هـ . ق امان الله خان پسر خسرو خان در سنندج حكومت مي كرد كه در اين مدت اصلاحات زيادي براي آباداني و عمران شهر سنندج به عمل آمد. در حكومت رضا قلي خان اردلان بين اعضاي اين خاندان اختلافاتي به وجود آمد و پس از يك سلسله كشمكش ها، سرانجام امان الله خان برادر رضا قلي خان به حكومت رسيد و در حقيقت اين شخص آخرين والي موروثي سنندج بود كه از سال 1265 تا 1284 هـ . ق حكومت كرد. در سال 1284 هـ‌ . ق دولت مركزي، حاج ميرزا معتمدالدوله عموي ناصرالدين شاه را به حكومت كردستان منصوب كرد و حکومت وي تا سال 1291 هـ ‌. ق ادامه داشت. در حال حاضر سنندج مركز استان است و يكي از شهرهاي زيباي استان كردستان و باختر كشور محسوب مي شود.
مناطق ديدني سنندج
پارك‌ جنگلي‌ آبيدر
اين‌ پارك‌ در ضلع‌ غربي‌ شهر سنندج‌ در دامنه‌ كوه‌ آبيدر قرار دارد. آبيدر در فرهنگ‌ منطقه‌ جايگاه‌ خاصي‌ دارد و به‌ دليل‌ پرآب‌ بودن‌ چشمه‌سارها، قنات‌ها و وجود باغ‌هاي‌ متعدد مانند امانيه‌، اميريه‌ و... چنين‌ ناميده‌ مي‌شود. از زماني‌ كه‌ شهر سنندج‌ بنيان‌ نهاده‌ شد، آب‌ چشمه‌هاي‌ آبيدر به‌ وسيله‌ تنبوشه‌هاي‌ سفالي‌ به‌ شهر منتقل‌ شد. هنوز هم‌ قنات‌ عمارت‌ خسروآباد، آصف‌، وكيل‌، مشير و تعدادي‌ از بناها، به‌ نوعي‌ از اين‌ كوه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرند. در سال‌هاي‌ اخير در اين‌ كوه‌ پاركي‌ احداث‌ و سكوبندي‌ و جاده‌سازي‌ در آن‌ انجام‌ شده‌ است‌. نقش‌ برجسته‌اي‌ هم‌ در آن‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ بسيار قابل‌ درنگ‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از مكان‌هاي‌ زيباي‌ شهر سنندج‌ است‌.


طبيعت در شهرستان سنندج

آب دره کوب کار، آب رقجو، آب سيروان، آب گلين، آب لاين، آساوله رود، چم آقا ويسي، چم امير آباد، چم بنا سوره، چم پل، چم دوويسه، چم زويار کرجو، چم شور، چم شينه، چم صوفيان، چم قالوازه، چم نران، چم هانه گلان، چم هشلي، خنجره، دره تنگه بر، ديله، شوراب، شهره زوره، صلوات آباد، قشلاق، گاو رود، گومرش، نهرديلا، وزمان، يول کشتي از جمله رودهاي مهم اين منطقه به شمار مي روند.
يول كشتي سنندج
اين رود دايمي است با طول 55 كيلومتر از تلاقي چم آقا ويسي با ريزابه اي كه از ارتفاعات شمالي دهستان اوباتو سرچشمه گرفته و روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند در 27 كيلومتري شمال باختري ديوان دره پديد مي آيد و ضمن جريان يافتن به سوي جنوب خاوري و مخلوط شدن با ريزابه هاي بسيار روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند در روستاي اخير انحراف بيشتري به سوي جنوب خاوري پيدا كرده و در سر راه روستاهاي تازه آباد و هي جي را سيراب مي كند. در روستاي گل تپه با رودخانه وزمان در هم مي آميزد و با كمي انحراف به سوي خاور متوجه مي گردد در اين مسير روستاهاي چندي را سيراب مي كند و در 2 كيلومتري جنوب خاوري روستاي گنبد به قزل اوزن مي ريزد. حوزه اين رود درياي مازندران است ارتفاع سرچشمه 1960 متر شيب متوسط 7/0 درصد مسير كلي جنوب خاوري است.
درياچه پشت سد قشلاق (سد وحدت) سنندج
سد مخزني قشلاق بر روي رودخانه قشلاق در ده كيلومتري شمال سنندج، روي كوه هاي منطقه «ساتله و تيرگرا» احداث شده است. درياچه پشت اين سد 11 كيلومتر درازا دارد و وسعتي معادل 934 هكتار را در بر مي گيرد و با توجه به سطح دريا و حجم آب، زمينه مناسبي براي انواع ورزش هاي آبي به وجود آورده است. اين درياچه هم چنين محل زيست ماهيان مختلف از خانواده كپور ماهيان است كه از آن جمله مي توان به ماهي عروس، شاه كولي، سياه ماهي، آلبورنوس كاپيتو، ماهي سياه و سس ماهي اشاره كرد. به همين دليل شرايط ماهي گيري تفريحي نيز فراهم شده است. درياچه پشت سد با فضاي سبز و جنگل كاري اطراف از ديدني هاي جالب توجه شهر محسوب مي شود. هم چنين امكانات تفريحي و اسكله قايق راني درياچه هر ساله تعداد زيادي علاقمندان به ورزش هاي آبي را به سوي اين مكان جذب مي كند.
كوه كوچسار سنندج
اين كوه با ارتفاع 2946 متر در 30 كيلومتري جنوب باختري سنندج در محدوده دهستان ژاو رود خاوري واقع شده است. روستاي زيباي شيان که در بهار و تابستان چشم اندازهاي بديعي دارد، در خاور اين كوه قرار گرفته است. رودخانه هاي دوپردان و چم هشلي از همين كوه سرچشمه مي گيرند.
كوه شيخ معروف سنندج
اين كوه در 23 كيلومتري شمال باختري سنندج، شمال باختري روستاي ياينچوب واقع شده و 2895 متر ارتفاع دارد. كوه شيخ معروف از شمال خاور به كوه ملكه و از جنوب باختري به كوه توكلان متصل است و ادامه رشته كوه هاي زاگرس مي باشد.
كوه مسجد ميرزا سنندج
اين كوه از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج است و در 58 كيلومتري شمال باختري اين شهر و در شمال باختري روستاي دوزخ دره واقع شده و 3059 متر ارتفاع دارد. رودخانه هاي هنگ لانه، گول بيك، چم قتاوه و قزل اوزن از اين كوه سرچشمه مي گيرند. اين كوه نيز دنباله رشته كوه هاي زاگرس است و از جنوب باختري به كه سلطان اقزنو و از شمال خاوري به كوه كله درويش متصل مي شود.
كوه ملاكاوو سنندج
از كوه هاي كوهستان زاگرس است كه با 2820 متر ارتفاع در 37 كيلومتري شمال باختري سنندج و خاور روستاي علي آباد واقع شده است. كوه سنگ رخناوي در شمال اين كوه قرار دارد.
كوه هواربرزه سنندج
اين كوه در 37 كيلومتري جنوب باختري سنندج واقع شده و 2950 متر ارتفاع دارد. هواربرزه يكي از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج مي باشد.
كوه چرخ لان سنندج
اين كوه با ارتفاع 3330 متر از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج است كه در جنوب باختري اين شهر و شمال باختري روستاي گرنه واقع شده است و جزو كوهستان زاگرس محسوب مي شود.
كوه سراج الدين سنندج
اين كوه در 24 كيلومتري جنوب خاوري سنندج و جنوب خاوري روستاي نران واقع شده و 2836 متر ارتفاع دارد. اين كوه از جنوب به كوه هاي معارف و از شمال به كوه كاني شيخه متصل مي شود و جزو كوهستان زاگرس است. رودخانه هاي چم نران و چم امير آباد از اين كوه سرچشمه مي گيرند.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان سنندج

مسجد هاجره خاتون سنندج
هاجر خاتون خواهر امام رضا (ع) است كه در اين محل دفن شده است. در جنب مدفن او لله يعقوب مسجدي بنا نهاد كه به اسم مسجد هاجره خاتون شهرت يافت. مرحوم حاج شيخ شكرالله (پدر حاج شيخ عبدالله) تعمير كاملي از آن مسجد به عمل آورد و مرحوم حاج جلالي فرزند مرحوم محمد صادق، يك دانگ از مغازه هاي پاساژ شهبازي را وقف مسجد هاجره خاتون كرد.ساختمان اين زيارتگاه داراي دو صحن مناسب و يك حرم كوچك و مسجدي نسبتا بزرگ، موقوفات، هيات امنا، خادم و امام جماعت است و محل نذورات فراوان مردم و زيارتگاه خاص و عام است. حتي از شهرهاي ديگر و روستاهاي اطراف براي زيارت به اين محل مراجعه مي كنند.
مسجد آويهنگ
اين مسجد در مركز روستاي آويهنگ در دهستان ژاوه رود غربي از بخش كلاترزان شهرستان سنندج وا قع شده است . پلان مسجد آوريهنگ شبستاني است كه در دو طبقه شكل گرفته است و تنها از نظر تعداد ستون هاي چوبي با مسجد رشيد قلعه بيگي و ميرزا فرج الله تفاوت دارد . در هر دو شبستان در پشت بام قرار گرفته است .
مسجد داراي دو بخش است ؛ يك بخش قديمي و بخش ديگر الحاقي است . بخش قديمي يا همان طبقه نخست ،‌ شامل يك شبستان با پلان مستطيل شكل ،‌حوض خانه و يك اتاق وروردي است . بخش الحاقي در طبقه بالا، افزون بر يك شبستان مشابه طبقه همكف ، داراي غسالخانه و يك اتاق است . ويژگي بارز تزيينات بنا ، استفاده از قوس هاي نيم دايره متداول عصر قاجاريه است . سر ستون هاي چوبي با آيات قرآني ، تاريخ ساخت و نام خلفاي مذهب اهل تسنن زيينت يافته است
مسجد قرآن نگل سنندج
قرآن نفيس نگل بر جايگاه خاص معنوي در ميان مردم منطقه از ارزش هنري تاريخي ويژه اي برخوردار است و طبق روايات يكي از چهارقرآن به شمار مي رود كه در قرون اوليه اسلامي نوشته شده و به چهار اقليم جهان فرستاده شده است اين قرآن به خط كوفي و بر روي پوست نوشته شده و در مسجد روستاي نگل واقع در 65 كيلومتري جاده سنندج- مريوان نگه داري مي شود. معروفيت روستاي نگل به مناسبت وجود يك جلد قرآن به خط كوفي است كه در گاو صندوق مسجد روستا نگه داري مي شود. گفته مي شود قدمت كتابت اين قران به بيش از هزار سال مي رسد. صفحات قرآن 40 سانتي متر طول و 35 سانتي متر عرض دارد و در هر صفحه 14 ستون نوشته شده است. اين اثر مقدس و حيرت انگيز مذهبي- هنري روستا و مسجد آن را به يك موزه معروف تبديل كرده است.
مسجد خورشيد لقا خانم
اين مسجد كه در مجاور عمارت مشير ديوان سنندج قرار دارد ،‌به سبك مسجدهاي شبستاني منطقه كردستان است ؛ يعني داراي يك حياط با آب نما در ضلع جنوبي است كه ايوان ستون دار و شبستاني با چهار ستون چوبي در ضلع شمالي آن قرار دارد . بنا در يك طبقه ساخته شده و درطرفين شبستان اصلي ، راهرو با قوس هاي نيم دايره و راه پله مشاهده مي شود .
از ويژگي هاي بارز ساختمان ، وجود درهاي چوبي با كتيبه چوبي اسليمي در مدخل ورودي آن است . در ضلع جنوبي تعدادي حجره قرار دارد كه به سمت كوچه مشير باز مي شد و در گذشته به عنوان مغازه مورد استفاده بود . وجه تسميه اين مسجد به نام باني آن يعني خورشيد لقا خانم ،‌باز مي گردد . كه دستور ساخت آن راداد . از آنجا كه در گذشته خانم ها كمتر امكان مشرف شدن به مكه معظمه را داشتند ، هزنيه سفر خانه خدا را صرف ساختن مساجد مي كردند .
مسجد دارالاحسان (جامع )
‌اين مسجد در ضلع شمالي خيابان امام خميني سنندج قرار دارد . بر اساس كتيبه هاي موجود ،‌ بناي مسجد در سال 1227 ه. ق توسط امان الله خان اردلان والي كردستان ساخته شد . اين بنا شامل دو ايوان شرقي و جنوبي ، گل دسته هاي بالاي ايوان شرقي ، صحن مركزي ، 12 حجره در اطراف ، شبستان ستون دار با 24 ستون سنگي مارپيچ و ... است . اين مسجد را مي توان مسجد – مدرسه دانست ، زيرا بخشي از آ“ به حجره هاي طلاب علوم ديني اختصاص دارد و بخش جنوبي آن صحن اصلي مسجد است . اين بنا داراي تزيينات كاشي كاري هفت رنگ مينايي فوق العاده پركار . ظريف ، ازاره هاي مرمرين ، آجركاري لعاب دار و معقلي ، حوض سنگي و فواره هاي زيبا و همچنين ستونهايي با تزيينات طنابي است .
از عمده تزيينات بنا ، نگارش آيات قرآني در قسمت هاي گوناگون مسجد است ؛ چنان كه تو ثلث قرآن مجيد در اين بنا نگارش شده است . اين مسجد در گذشته يكي از مهم ترين دارالعلم هاي ديني بوده و بسياري از علما در اين دارالعلم به كسب علوم مختلف پرداخته اند . مسجد دارالاحسان ، يكي از ارزشمند ترين مساجد استان كردستان از نظر معماري و تزيينات معماري است.
مسجد دارالامان (مسجد والي )
مسجد دارالامان در خيابان فردوسي شهر سنندج قرار دارد . اين مسجد در دوران حكومت قاجار و توسط غلام شاه خان فرزند امان الله خان اردلان در ضلع شرقي قلعه حكومتي شهر ساخته شد . مسجد داراي صحني زيبا و ايوان بزرگي است كه در پشت آن شبستان وسيعي قرار دارد و از نظر معماري با مسجد دارالاحسان سنندج قابل مقايسه است . اين بنا هم ابتدا به صورت مسجد – مدرسه بود ، كه با حداث خيابان فردوسي بخش مدرسه آ“ از بين رفت مسجد دارالامان يك ايواني است و سبك معماري دوره قاجاريه درساخت آن كاملا رعايت شده است .
مسجد رشيد قلعه بيگي
اين مسجد كه درضلع جنوبي بازار سنندج قرار دارد در اوايل حكومت قاجار ساخته شده و از قديمي ترين مساجد استان كردستان است. پلان مسجد شبستاني دو طبقه با ستون هاي چوبي است . ورودي آن نيم هشتي با قوس هاي متداخل نيم دايره ( هلال ) ،‌خواجه نشين و سكوهاي اطراف و طاق نماهاي متعدد از نوع قوس كليل با بافت خفته – راسته آجري است . حياط ، چهارضلعي و داراي آب نما است . ورودي بنا پله دار است و از دو طرف صحن مسجد به ايوان و شبستان كه داراي ستون چوبي است ،‌ راه مي يابد . طاق نماهاي آجري بيروني و داخلي از ويژگي هاي تزيينات معماري اين مسجد محسوب مي شود . مسجد رشيد قلعه بيگي داراي اتاق هايي در طبقه اول و دوم است كه در اصطلاح محلي به آن ها اتاق فقيه (طلاب علوم ديني ) مي گويند . اين مسجد به سبك مسجد هاي منطقه كردستان ساخته شده و كليه ويژگي هاي اين مساجد يعني شبستان ستون دار چوبي (به ويژه چهارستون ) ،‌ايوان سمت حياط و ايوان ديگري رو به سمت جنوب را دارا است
مسجد و تكيه عبدالله بيگ
اين بنا در بافت قديمي شهر سنندج ،‌در محله سرتپوله و ضلع شرقي خيابان شهدا قرار دارد . مسجد عبدالل بيگ داراي دو بخش اصلي است :‌ حياط كه در ضلع جنوبي قرار گرفته و داراي يك آب نما است و بخش ديگر كه فضاي اصلي مسجد است و با طاق ، چشمه طاق و گنبد مسقف شده و داراي ايواني قوس دار رو به سمت جنوب و ياط است . اخيرا يك پنجره بزرگ فلزي دراين قسمت تعبيه شده است . نوع قوسهاي اين بنا يادآور معماري اصفهاني است و در تزيينات آن آجركاري خفته وراسته در نماسازي و گره چيني به كار رفته است . نرده هاي فلزي به سبك اوايل عصر پهلوي نيز در ساختمان مشهود است . در طرفين ايوان، حجره هايي دردو طبقه ايجاد شده كه محل آموزش طلاب علوم ديني است. اين مسجد را مي توان در زمره مساجد يك ايواني كردستان قلمداد نمود . تاريخ دقيق ساختم مسجد مشخص نيست و احتمالا به اوايل دوره قاجاريه تعلق دارد .
مسجد قوله
اين مسجد در محله قطار چيان سنندج ،‌ در ضلع جنوبي بلوار كردستان واقع است . بناي آن بر مبناي معماري بومي كردستان از ستون هاي چوبي قطور با پلان شبستاني تشكيل شده است . آب نماي گود ، سرداب و زيرزمين در اين مسجد به خوبي تركيب شده است . اين مسجد در محل گودي قرار دارد و از اين رو به مسجد قوله معروف دشه است . احتمالا قدمت آن مربوط به اوايل دوره زنديه است و در اوايل دوره پهلوي نيز تغييرات و مرمت هايي در آن صورت گرفته است . آب جاري مسجد از قنات هاي شهر تامين مي شود و اكنون نيز فعال است .
مسجد ملا احمد قيامتي
اين مسجد در ضلع غربي بازار سنندج ، كنار ورودي غربي بازار قرار گرفته است . بناي مسجد به سبك شبستاني و در يك طبقه ساخته شده و داراي ‌يك ايوان ستون دار و شبستان با چهار ستون چوبي است . مسجد در ضلع جنوبي داراي يك حياط با آب نما است كه از آب قنات بهره مي جويد . مصالح عمده به كار رفته در آن سنگ ، آجر ، خشت و چوب است و در طرفين ايوان و شبستان اصلي دو راهرو تعبيه شده است . يكي از ويژگي هاي مسجد ، وجود كتيبه هايي به خط ثلث از خطاطان مشهور به نام ملا حسن حزين كردستاني اين مسجد نيز به دورن قاجاريه تعلق دارد اين مسجد نيز به دوران قاجاريه تعلق دارد .
مسجد ميرزا فرج الله
اين مسجد در ضلع شمالي خيابان 17 شهريور ( سه راهي شيخان ) سنندج قرار دارد پلان بنا شامل شبستان ستون دار با چهار ستون چوبي است كه ايوان ستون دار چوبي در مقابل آن قرار دارد . در اطراف ايوان راهروهايي در دو طبقه ساخته شده است .
معماري اين مسجد با اصول و شيوه هاي معماري ايران و متاثر از بناي مسجد دارالاحسان اجرا شده است و تمامي مصالح به كار رفته در آن محلي است . از عمده تزئينات مسجد مي توان به پنجره هاي مشبك با گره چيني و دو ايوان ستون دار در اضلاع شرقي و جنوبي اشاره نمود . اين مسجد به دوران قاجاريه تعلق دارد و باني آن ، ميرزا فرج الله وزير از افراد صاحب منصب اين عصر در كردستان به شمار مي رفت
مسجد وزير
اين مسجد در خيابان شهدا در ضلع غربي پارك شهدا قرار دارد . پلان مسجد شبستاني و قابل مقايسه با مساجدي چون ميزرا فرج الله و رشيد قلعه بيگي است . شبستان اصلي مسجد داراي چهارستون چوبي با تزئينات و سرستون چوبي و نيز قف مسجد چوبي است . در ضلع غربي مسجد محوطه اي قرار دارد كه به روش طاق و تويزه مسقف شده و محل دفن خانواده هاي مشير وزيري و معتمد هاشمي است . روي سنگ هاي قبر نام صاحبان قبر و نيز اشعاري به نخط نستعليق بسيار زيبا و همچنين نقوش گل و گياه حجاري شده است . حياط مسجد در ضلع جنوبي قرار دارد و داراي آب نمايي است كه آب قنات در آن جاري است . اين مسجد كه به دوران قاجاريه تعلق دارد از بناهاي زيباي شهر سنندج است
مسجد وكيل
يكي از مساجد قديمي شهر سنندج مسجد وكيل است كه در محله قطارچيان و مجاور عمارت وكيل الملك ، قرار دارد . اين مسجد توسط خانواده وكيل ساخته شده و داراي يك شبستان ستون دار و همچنين حياط و اتاق هايي براي دفن اجساد اين خانواده است . اين مسجد در اواخر دوره قاجار،‌ در سال 1328 ه.ق ساخته و سبك معماري مساجد كردستان در آن رعايت شده است . تزيينات معماري آن شامل آجركاري خفته و راسته در نماي ساختمان است


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان سنندج

امام زاده پيرعمر سنندج
حضرت امام زاده عمربن الحسين (ع) در خيابان امام خميني شهر سنندج مدفون است و گنبد و بارگاهي دارد و به امام زاده پير معروف است. محمد ابراهيم خان نظام الدوله در تاريخ 1306 هجري وسط گنبد اين امام زاده را آينه كاري كرد. در جوار اين گنبد و بارگاه مدرسه كوچكي در گذشته بنا كرده بودند كه شش حجره و حياط كوچكي داشت. در تاريخ 1297 هجري ميرزا صادق خان (مستوفي باشي كردستان پسر ميرزا محمدرضاي وزير) تعمير كاملي از اين مدرسه به عمل آورد و محوطه آن را بزرگ كرد و ده حجره عالي در آن بنا نهاد.
امام زاده عبدالله (طاق گوره) سنندج
طبق شجره نامه موجود، امام زاده عبدالله، از نوادگان حضرت امام هادي (ع) هستند و از فرزندانشان نيز در روستاهاي اطراف شهرستان سنندج مدفونند. ساختمان اين بقعه قديمي است و در خيابان صلاح الدين ايوبي شهر سنندج در كوچه طاق گوره واقع شده است.
امام زاده پيرمحمد سنندج
اين محل كه محل دفن حضرت امام زاده محمدبن عمر يحيي مشهور به پيرمحمد- فرزند پيرعمر- است در ميدان نبوت شهر سنندج در بالاي تپه و گورستان پيرمحمد واقع شده است. شخص مدفون از اولين ساداتي هستند كه در اين منطقه سكونت اختيار كرده اند. ساختمان جديد اين بارگاه و گنبد مخروطي شكل آن از تمام نقاط شهر ديده ميشود.
بقعه پير خضر
در روستاي پير خضر در دو كيلومتري بيجار بقعه اي به همين نام وجود دارد . اين بنا داراي پلان چهار ضلعي با گنبدي شلجمي است كه باسنگ لاشه و آجر خشت و سنگ هاي حجاري شده بنا شده و مدفن يكي از عرفا و سادات منطقه ، معروف به پير خضر است . تاريخ سنگ نبشته قديمي روي مزار مشخص نيست ، اما نوع خط ،‌ قدمت ساختمان را به دوره صفوي مي رساند . اين بقعه در سال 1378 به و سيله ميراث فرهنگي كردستان به طور كامل مرمت شد .
مقبره شرف الملك
اين بنا در انتهاي خيابان كشاورز سنندج واقع است . روي تپه شرف الملك كه گورستان است ،‌ دو ساختمان قديمي جدا از هم قرار دارد كه يكي از آن ها به علي اكبر خان شرف الملك پسر مرحوم محمد صادق خان پسر امان الله خان بزرگ ، از واليان كردستان تعلق دارد . بنا به صورت مكعب ساده با گنبدي بر فراز آن است . در اين مقبره كه به مقبره شيخ محمود نودشه اي نيز معروف است ، برخي از اعضاي خانواده اردلان نيز دفن شده اند . اين مقبره فقط روزهاي جمعه براي ذكر دعا و قرائت قرآن باز است .
مقبره شيخ محمد باقر غياثي
اين مقبره كه حدود 50 سال پيش روي تپه شرف الملك سنندج ساخته شد . به يكي از عرفاي اواخر عصر قاجار، شيخ محمد باقر غياثي تعلق دارد . بنا داراي پلان مربع شكل با سقف گنبدي است كه از داخل به روش بسيار زيبايي آينه كاري شده است . در اين مكان روزهاي پنج شنبه و جمعه دعاخواني و قرائت قرآن برگزار مي شود .
بقعه شيخ نجم الدين
بقعه ( شيخ نجم الدين نقشبندي ) در روستاي ( امروله ) از شهرستان سنندج ، به يكي از مشايخ طريقت نقشبندي تعلق دارد . اين بنا داراي يك فضاي مربع با ايوان ستون دار چوبي است كه با سنگ و آجر ساخته شده و از دوره قاجار به جاي مانده است .


کليساها در شهرستان سنندج

كليساي سنندج
اين بنا در ضلع غربي خيابان نمكي و در محله قديمي ( آقا زمان )‌كه محله اي مسيحي نشين است قرار دارد . اواخر صفويه در زمان حكومت شاه عباس دوم هنگامي كه ارامنه توسط دولت عثماني به ايران تبعيد شدند ، گروهي از آنها در شهر سنندج ساكن و احتمالا در همان زمان به ساخت كليسا اقدام نمودند .شيوه ساخت و نوع معماري كليساي سنندج تحت تاثير معماري سبك اصفهاني است و تلفيقي از نماسازي سبك بومي مانند طاق نما و ستون هاي آجري در آن به كار رفته كه به فرم مشعل در بخش فوقاني به صورت سه تركي آجركاري شده است . خطوط عمودي در نماي بيروني ساختمان تاكيد بر ارتفاع كليساست .
در گل دسته ناقوس كليسا كاشي هاي معقلي و گره چيني قابل ملاحظه است . حجاري سنگ هاي سردر ورودي كه داراي نقش گل لوتوس و ترنج است ،‌ كار استادان سنندجي است . اين كليسا داراي قناتي فعال است و آب نماي زيبايي نيز در داخل حياط آن در ضلع جنوبي ديده مي شود .


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان سنندج

خانه سالار سنندجي (موزه سنندج)
اين موزه يكي از بناهاي مهم و از جاذبه هاي توريستي محسوب مي شود. شيوه و سبك معماري و ساخت اين عمارت نشان از معماري عصر قاجاريه دارد كه شامل حياط بناي اصلي و زيرزمين است كه به شكل حوض خانه ساخته شده و داراي سقف گنبدي شكل با تزيينات و آينه كاري بسيار زيبايي است جالب ترين قسمت موزه ارسي بزرگ تالار است كه 11 متر عرض و 6 متر ارتفاع دارد و هفت لنگه دارد و شاهكار صنعت نجاري محسوب ميشود.
عمارت خسروآبادسنندج
اين عمارت مجموعه بزرگي است كه در گذشته محل سكونت اعيان و حكام كردستان بوده و هم اكنون مسكوني است. اين مجموعه به شكل بيروني و اندروني است كه كتيبه اي دارد كه اسم فتحعلي شاه قاجار و والي كردستان امان الله خان و تاريخ 1223 ه. ق بر روي آن حك شده است.
خانه آصف وزيري سنندج
يكي از عمارات زيباي سنندج است كه در مركز شهر واقع شده است. داراي سبك معماري زيبا و منحصر به فردي است كه در گچ بري ها، ارسي هاي قديمي، سنگ هاي تراشيده، آجرهاي تراش و طاق هايي هلالي و جناقي نهايت مهارت به كار برده شده به خصوص در قسمت تالار و ارسي كه در نوع خود بسيار هنرمندانه و زيبا ساخته شده است.
خانه پير مرادي سنندج
خانه پير مرادي در محله قديمي چهار باغ سنندج ضلع شمال خاوري بازار سرپوشيده واقع است. اين بنا از آثار دوره قاجاريه است و با مساحت 450 متر مربع داراي حياط چهارگوش با بناهاي دو اشکوب و يک اشکوب، راهرو، اطاق هاي تو در تو و لنگه چوبي و نماي جنوبي – خاوري است. نماسازي آجري، طاق و قوس نيم دايره، ستون نما با شعله و مشعل نما، گچ بري برجسته از مهم ترين ويژگي هاي اين بنا است.
خانه معمار باشي سنندج
خانه معمار باشي در ضلع جنوبي خيابان شهداي سنندج واقع شده است. بناي اين خانه متعلق به اواخر قاجاريه و اوايل دوران پهلوي است. اين بناي تاريخي از 3 طبقه با نقوش و تذهيب هاي زيبا که خاص دوران پهلوي است تشگيل شده و توسط شخصي به نام معمار که خود در ساختن ساختمان هاي قديمي نقش داشته ساخته شده است و سکونت گاه وي و خانواده اش بوده است
عمارت مشير ديوان سنندج
عمارت مشير در خيابان شهداي سنندج واقع شده و از بناهاي مشهور دوره قاجاري است كه توسط ميرزا يوسف مشير ديوان مشاور و جانشين حاكم منطقه ساخته شده است.اين بنا كه سالياني چند محل استانداري كردستان بود، هفت حياط و هفت آب نما دارد و شامل بخش هاي خصوصي،عمومي، تشريفاتي، خدماتي و بهداشتي است در بخش اصلي ساختمان، ايوان ستون دار، تالار، حياط و آب نما قرار گرفته و درب و پنجره هاي آن از تلفيق گرده چيني چوب و شيشه رنگي اتاق ها را زينت داده است.
عمارت امجدالاشراف سنندج
اين عمارت از بناهاي معروف دوره قاجار است كه توسط ميرابوطالب تاجر اصفهاني در دوره امان الله خان والي بزرگ ساخته شده است و در خيابان صلاح الدين ايوبي شهر سنندج بنا به دعوت امان الله خان از اصفهان به كردستان آمده است. اين بنا داراي حياط سنگ فرش شده حوض، حمانم، تالار و حسينيه است. حسينيه كه از جالب ترين قسمت هاي بنا است، كاشي كاري هاي بي نظير و ظريف، نقاشي ها و گچ بري هاي زيبايي بر روي ديوارها دارد. تمام تزيينات بنا به دست استادكاران اصفهاني طراحي و اجرا شده اند. مصالح به كار رفته در بنا شامل گچ، آجر و آهك و ملات ساروج و كاه گل است كه قسمتي از گچ و آهك مصرفي را از اصفهان آورده اند. سيستم آب رساني عمارت از طريق قنات و تنبوشه هاي سفالي است.
عمارت وكيل الملك سنندج
حمله بناهاي ديدني و قديمي شهر سنندج عمارتي معروف به عمارت وكيل است كه در خيابان كشاورز قرار گرفته است. اين عمارت موروثي و شخصي خانواده وكيل است كه در تاريخ حكومت كردستان از صاحب منصبان حكومتي بوده اند. بنا يك روايت تاريخي، اصل بناي اين عمارت به دوره زنديه مربوط است كه توسط محمد رشيد بيگ وكيل- از امراي مفرخان زند- احداث شده و در دوره هاي بعدي به تدريج تکميل شده است. اولين تعمير كلي در سال 1310 ه ق و توسط امان الله خان وكيل الملك صورت گرفته و عمارت را به وضع فعلي كه مجموعه اي از چندين بنا،حياط و باغ است، درآورده است. اين عمارت با گذشت سال ها، هنوز هم در نهايت پايداري و استحكام پابرجاست و از آثار جالب توجه و ديدني شهر سنندج محسوب مي شود.
عمارت و باغ آيت الله مردوخ
روستاي «نوره » در 18 كيلومتري جنوب غربي شهر سنندج واقع شده و بيش از سه هزار نفر جمعيت دارد . « نوره » روستايي با معماري بومي منطقه كردستان است كه در معماري آن از مصالح محلي ، به ويژه سنگ هاي منطقه استفاده شده است . بناي آيت الله مردوخ در دامنه يكي ازتپه هاي غرب كوه «آبيدر » و به فاصله 700 متري روستاي نوره قرار دارد . اين اثر قابل توجه ، در جنوب روستا واقع و از موقعيت خاصي برخوردار است . نوع معماري آن قلعه اي و داراي چشم اندازي زيباست و اشراف كامل به محيط پيرامون و روستا دارد . اين بنا در زميني به مساحت 600 متر مربع (اعيان 500 متر مربع و عرضه 550 مترمربع )‌از مصالح محلي و در دو طبقه ساخته شده و در طرفين گوشه هاي شمالي و جنوبي داراي برج ديده باني است . حياط آن در ضلع غربي قرار دارد . طراحي و اجراي اين بنا و باغ به وسيله « آيت الله مردوخ » انجام شده و توسط استادكاران بومي به ويژه استاد « عنايت الله » واستاد « علي محمد بنا » در سال 1322 شمسي ساخته شده است .
خانه آيت الله شيخ محمد مردوخ كردستاني
بناي آيت الله مردوخ در محله قطارچيان و ضلع شرقي خيابان مردوخ شهر سنندج واقع شده و اكنون در تملك خانواده ديگري است . اين ساختمان در دو طبقه و زيرزمين ، به شيوه معماري اصفهاني در دوره قاجاريه ساخته شده است . اين منزل داراي دالان ورودي طولاني ، اتاق سرايدار ، حياط چهارگوش و راه پله ورودي از دو سمت تالار شاه نشين بود . در ساختمان از آب جاري و روش دفع سنتي فاضلاب استفاده مي شد . در حياط آن كه داراي آب نما و فضاي سبز است ، حريم خصوصي و عمومي كاملا رعايت شده است . بر اثر كم توجهي مالكين فعلي در ساختمان تغييراتي حاصل شده است .
عمارت احمد زاده
اين عمارت در ضلع شمالي بلوار نمكي شهر سنندج واقع شده و زمان ساخت آن به دوران حكومت پهلوي اول بر مي گردد . بنا داري يك حياط چهارگوش كوچك است و ساختمان آن در چهار طبقه با نماي جنوبي و تزيينات آجر تراش بسيار زيبا و پركار در قسمت نماي اصلي ، ساخته شده است. عمارت احمد زاده نسبت به ساير بناهاي مسكوني استان ، از شيوه اجرايي و تزيينات منحصر به فرد برخوردار و نوع معماري آن برون گرا است . از اين رو با وجود يك حياط در ضلع جنوبي ، مي توان گفت سبك معماري كردستاني كه ويژگي بارز آن ايوان هاي ستون دار است ، در اين عمارت به بهترين وجهي رعايت شده است .
عمارت سرهنگ آزموده اردلان
اين عمارت در بافت قديمي محله قطار چيان سنندج ، در كوچه خسروي نزديك عمارت وكيل الملك واقع است. اين بناي قديمي كه مالك اوليه آن فردي از خانواده «اردلان» بود ، اكنون در تملك ميراث فرهنگي كردستان قرار دارد . اينعمارت داراي بخش هاي مختلفي است؛ سردر ورودي به قرم نيم هشتي و سكوهاي قرينه سنگي با قوس هاي متداخل نيم دايره آجري و گره چيني است . حياط چهار ضلعي مركزي ساختمان با آب نما و باغچه ، يادآور معماري درون گراي ايراني است.
فضاهاي ديگر شامل سه دري ها ، دودري و پنج دري ، تالار ،‌غلام گردش بسيار زيبا با ستون هاي چوبي و اروسي زيبا و بديع در هر يك از مدخل هاي ورودي فضاها . بسيار حساب شده و زيبا است . تمام فضا در پيرامون حياط مركزي و در دو طبقه ساخته شده است . تزيينات آن تركيبي از اروسي ، گچ بري رنگي ، حجاري روي سنگ ، آجركاري به صورت خفته و راسته واستفاده ازنرده هاي فلزي است . تاريخ ساخت دقيق منزل مشخص نيست ، اما با توجه به نوع و ويژگي معماري بنا ،‌ به نظر مي رسد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد .
مجموعه عمارت شيخ محمد باقر غياثي
اين ساختمان كنار عمارت وكيل الملك ، در ضلع شمالي خيابان كشاورز ودر محله قطارچيان سنندنج واقع است . اين منزل كه از خانه هاي بزرگ شهر سنندج محسوب مي شود، داراي بخش هاي مختلف است كه طي چند دوره ساخته شده است .
سردر ورودي ، مهم ترين بخش ساختمان ، از نظر نوع معماري داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است . بخش ديگر كه ساختماني سه طبقه است ،‌كه در اوايل دوره پهلوي ، در داخل حياط اصلي و در كنار قنات ساخته شده است . براي رسيدن به داخل ساختمان بايد سلسله مراتب خاصي را طي كرد ؛ ابتدا بايد از سردر ، هشتي ، حياط بيروني و سپس از حياط اصلي و محلي كه شيخ در آن ساكن بود ،‌عبور كرد. فضاهاي مختلف اين مجموعه شامل پنج دري ها، سه دري ها ، انبار ، زيرزمين ، هشتي ،‌تراس ، راهروها، هفت دري و مسجد است كه زماني محل بست بود . تزيينات معماري اين ساختمان شامل اروسي سازي كه در نوع خود داراي طرح هاي اسليمي قابل توجهي است ، قاب بندي ، گچ بري ،‌حجاري روي سنگ و همچنين تزيينات آجركاري است . امروزه بخش هايي از ساختمان تخريب شدهولي قنات آن به خوبي باقي مانده است . اين بنا متعلق به « شيخ محمد باقر غياثي » از عارفان برجسته سنندج بود و هنز وراث آن مرحوم در آن زندگي مي كنند . معمار بنا استاد « ابراهيم مختار پوريان » بود .
خانه گله داري
اين بنا در محله قطار جيان ، مجاور عمارت وكيل و منزل سرهنگ آزموده اردلان واقع شده است . ساختمان در دو طبقه با كاربري مسكوني ساخته شده و داراي دو بخش است . نوع معماري اين بنا به معماري ديگر بناهاي قديمي مسكوني متفاوت است و در آن حياط در مقابل ساختمان ساخته شده است . در طبقه همكف ، يك اتاق سه دري بزرگ كه در طرفين آن دو راهرو با پله تعبيه شده ، وجود دارد و در طبقه بالا ، دو اتاق گوشوار ، يك سالن بزرگ با اروسي زيبا ،‌گچ بري ها و قاب بندي هاي زيبا ساخته شده است . تزيينات عمده اين ساختمان شامل حجاري ، درها ،‌ اروسي ها و آجر خفته و راسته و به ويژه اروسي سازي آن است كه از ويژگي هاي بارز بنا محسوب مي شود .
خانه مجتهدي
ساختمان مجتهدي كه امروزه در ضلع شرقي بلوار جديدالاحداث كردستان قرار دارد ،‌ قبلا در كنار رودخانه ودر بافت قديمي قطار چيان از خيابان هاي اصلي شهر سنندج ، واقع بود . اين بنا يك حياط مركزي در ضلع شمالي دارد و بخش هاي اعياني آن دو طبقه است كه بر روي سكويي بلند و مرتفع و مشرف به بلوار ايجاد شده است. سكوي آن با مصالح بومي و از سنگ هاي لاشه اي ساخته شده است. ساختمان داراي يك سالن اصلي با اروسي بسيار زيبا است و در طرفين آن اتاق هايي در دو طبقه تعبيه شده است .
اين بنا از نظر پلان و نما شباهت بسيار به موزه سنندج دارد و معماري آن بي تاثير ازمعماري موزه نيست . در دو طرف تالار اصلي ، اتاق ها و راه پله هايي به صورت قرينه ساخته شده كه يكي از آن ها براي عبور زنان و ديگري براي مردان بود . در اين بناي ارزشمند ، علاوه بر اروسي بزرگ نماي اصلي و داخلي حياط ، اروسي هاي ديگري نيز در ضلع غربي سالن وجود دارد كه از آثار با ارزش چوبي دوره قاجار محسوب مي شود . روي ازاره سنگي داخل ساختمان نيز نقش هايي حجاري شده است . تاريخ دقيق ساخت اين بنا مشخص نيست ، اما احتمال دارد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد .
عمارت ملا لطف الله شيخ الاسلام
اين بنا حدود 150 سال پيش مقارن سلطنت ناصر الدين شاه قاجار ، توسط يكي از علماي اهل سنت به نام «ملا لطف الله شيخ الاسلام » قاضي القضات منطقه كردستان ،‌در سه بخش ساخته شد . اكنون از اين عمارت ، تالار تشريفات ،‌زير زمين يا حوضخانه و فضاهاي جنبي آن و بخش اندروني باقي مانده است .
بخش اندروني شامل ساختمان شمالي دو طبقه و ساختمان غربي با دو فضاي وسيع شرقي – غربي و سردرها است . از ويژگي هاي عمده اين بخش ،‌وجود اتاق پنج دري با گچ بري ، آينه كاري و نقاشي هاي ديواري زيباست كه به عنوان اتاق شان نشين اندروني معروف بود . بخش اندروني بعدها به تملك خانواده «حبيبي » در آمد و اكنون به عنوان ساختمان اداري ميراث فرهنگي استان مورد استفاده است . اروسي هفت لنگه زيبا و تزيينات گچ بري و آينه كاري در اتاق دو دري كه به نارنجستان نيز معروف بود از عمده ويژگي هاي شاخص بخش بيروني بناست . اين بنا بعدها به تملك «عبدالحميد خان سنندجي » (سالار سعيد ) در آمد و اكنون موزه سنندج است .
عمارت ملك التجار
عمارت «ملك التجار » در خيابان امام خميني شهر سنندج قرار دارد . اين بناي ارزشمند در دوران قاجاريه ، نزديك مركز دارالحكومه كردستان ساخته شد . عمارت داراي حياط مركزي است . در ضلع شمالي حياط وسيع ، بناي ايواني با شكوه با ستون هاي آجري قرار دارد كه در دو طرف آن ،‌ فضاهاي مختلف در دو طبقه ساخته شده است . در حد فاصل فضاهاي سه دري و پنج دري ، راهروهايي وجود دارد كه آن ها را از ساير بخش ها متمايز مي سازد .
به طور كلي ، اين عمارت داراي تزيينات ويژه اي است كه در نوع خود شايان توجه است ؛ به عنوان نمونه ، در تزيين سنگ هاي به كار رفته در ازاره بنا ، از طرح هاي ترنج و نقوش حيواني استفاده شده است . عظمت معماري ايراني در اين بنا ، با ايجاد يك ايوان ستون دار كه رو به جنوب و حياط دارد ، به خوبي قابل مشاهده است . اين ستون ها داراي روكش آجري زيبايي هستند كه در نوع خود حايز اهميت است .
منزل خورشيد لقا خانم
اين بنامربوط به دوره قاجاريه مي باشد پلان بنا مستطيل شكل ودردو طبقه مي باشد وساخت وساز درسه طرف وجود دارد سازه آن آجري پوشش آن چوبي مي باشد اروسي آن داراي 7 لنگه درمي باشد(درحال حاضر درها ازبين رفته است) وجزو اروسي هاي بزرگ سنندج محسوب مي شود .سبك معماري آن الهام گرفته ازمعماري قسمت مركزي ايران است ورود به بنا فقط ازطريق عمارت مشيرديوان ميسر بوده ودرب جدا گانه كه به داخل كوچه باز شده وجود نداشته است بنا داراي شاه نشين وايوان وچهار اتاق ديگر دراطراف اين دو قسمت ومطبخ واصطبل ودواتاق خصوصي در اضلاع شرقي وغربي مي باشد .درطبقه همكف درطبقه اول نيز همان قسمتهاي شاه نشين وايوان وچهار اتاق وجود دارند . مطبخ واصطبل در ضلع شرقي بنا قرارداشته اند كه درحال حاضر اثري ار انها موجود نمي باشد.بنا درهنگام ساخت استفاده مسكوني داشته ودرزمان ناصرالدين شاه قاجار حالت مسكوني اداري راداشته ومتعلق به دختر مشير وزير يعني خورشيدلقا خانم بوده ، بعد ها با جدا شدن خانواده ها ومسدود شدن راه ورودي ازمشير اين منزل ازمجموعه مشير جدا شده است وورودي جداگانه درآن ايجادشده است .
منزل اميرآصفي
اين بنا مربوط به دوره پهلوي اول مي باشد باعناصرمعماري دوره پهلوي دوره دوم واول شامل ايوان تالار اتاقها زيرزمين توسط استادكاران بومي ازحيث سازه با مصالح بوم آورد ورون غربي – جنوبي ساخته شده وهمچنين ازتزئينات مانند سقف كاذب وقاب بندي چوبي توسط استادكاران ونجارهمداني اجرا گرديد . درسال 1314 قسمتي ازاين بنا دچار حريق شد وخسارتي رابه بارآورد واينك ازمجموعه عمارت آصف تحت مرمت ابنيه است . بناداراي عناصر تزئيني وابسته به معماري شامل گچبري ازنوع گل وبوته- قاب بندي ونماآجري شامل گره چيني جزمي وهرزه ملات توسط استادكاران سنندجي واجراي سقف چوبي كاراستادكاران همداني ودرب پنجره اروسي كارهنرمندان سنندجي مي باشد


باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان سنندج

باغ امانيه
از ديگر باغ هاي دامنه آبيدر ، باغ « امانيه » است كه به وسيله « امان الله خان اردلان » ايجاد شد . هر چند شكل و فرم اين باغ ها با تغييرات فراوان مواجه بوده ،‌اما هنوز به نام هاي قديمي شناخته مي شوند .
چهار باغ خسرو آباد
يكي از چهار باغ هاي معروف منطقه غرب كشور كه شايد بتوان آن را پس از چهار باغ اصفهان قرار داد ،‌ چهارباغ خسرو آباد سنندج است كه احتمالا در زمان كريم خان زند و خسروخان اول اردلان ايجاد شده بود . اين چهار باغ در مقابل عمارت باشكوه خسروآباد ، در حد فاصل خيابان هاي كشاورز و بلوار شبلي و خيابان اردلان واقع بود . اين باغ كه دقيقا به وسيله چهار خيابان به چهار قسمت تقسيم شده بود ، تا حدود سال 1345 نيز موجود بود ، اما شهر سازي جديد موجب شد تا به جاي آن خانه هايي كه اكنون پيرامون عمارت اين وجود دارند ، احداث شوند . جز درختان پيرامون عمارت و جوي آب مركزي ، ديگر عناصر چهارباغ از بين رفته و بسياري از درختان و حوضچه ها نابود شده اند . توضيح مفصل در مورد اين چهار باغ در كتب تحفه ناصري ، حديقه ناصري و تاريخ مستوره آمده است .از ديگر چهار باغ هاي قديمي بايد از چهار باغ گروس در جنوب بيجار نام برد كه اعتماد السلطنه در « مرآت البلدان » توصيف جامعي از آن ارايه و احداث آن را به سال 1104 ه.ق نسبت داده است . چهارباغ سنندج نيز از چهار باغ هاي نابودشده است به نظر مي ردس كه محله قديمي چهار باغ سنندج ، در قديم جايگاه اين چهار باغ بود . در تاريخ اردلان به اين چهار باغ اشاره شده است .
موزه سنندج
موزه‌ سنندج‌ در قسمت‌ بيروني‌ يكي‌ از بناهاي‌ دوره‌ قاجاريه‌ داير شده‌ است‌. اين‌ بنا به‌ منزل‌ «سالار سعيد» معروف‌ است‌ و مقارن‌ با سلطنت‌ ناصرالدين‌شاه‌ قاجار در حدود 150 سال‌ پيش‌ توسط‌ يكي‌ از علماي‌ بنام‌ اهل‌ سنت‌ «ملا لطف‌الله‌ شيخ‌الاسلام‌» قاضي‌ القضاة‌ منطقه‌ كردستان‌، در دو قسمت‌ حياط‌ و ساختمان‌ بيروني‌ و حياط‌ و ساختمان‌ اندروني‌ بنا شد. عمارت‌ بيروني‌ شامل‌ يك‌ حياط‌ بزرگ‌ و ساختمان‌ دو طبقه‌ با تالار تشريفات‌ مزين‌ و همچنين‌ زيرزمين‌ و حوض‌ خانه‌ زيبا و انبار است‌ كه‌ قبلاً در تملك‌ «عبدالمجيد خان‌ سنندجي‌» (سالار سعيد) بود. اين‌ بنا در سال‌ 1354 شمسي‌ به‌ موزه‌ تبديل‌ شد موزه‌ سنندج‌ از دو بخش‌ مجزا تشكيل‌ شده‌ است‌:
بخش‌ تاريخ‌ و باستان‌شناسي‌
اين‌ بخش‌ در طبقات‌ اول‌ و دوم‌ قرار دارد؛ طبقه‌ اول‌ كه‌ شامل‌ تالار شاه‌نشين‌ با گچ‌بري‌هاي‌ زيبا و اروسي‌ هفت‌ لنگه‌ و آيينه‌كاري‌ هنرمندانه‌ و با شكوه‌ است و اتاق‌هاي‌ كنار آن‌، به‌ نمايش‌ آثار تاريخي‌ ايران‌ از پيش‌ از تاريخ‌ تا اواخر دوره‌ ساساني‌ اختصاص‌ دارد. اين‌ آثار شامل‌ آثار 3000 سال‌ پيش‌، دوره‌ ماد و ماننايي‌ و دوران‌ تاريخي‌ قبل‌ از اسلام‌ است‌.
شاخص‌ترين‌ آثار اين‌ بخش‌، اشياي‌ مربوط‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ استان‌ و به‌ ويژه‌ آثار سفالي‌، مفرغي‌، عاج‌ و استخوان‌هاي‌ يافته‌ شده‌ از «تپه‌ زيويه‌» و «غار كرفتو» است‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اخير در حفاري‌هاي‌ علمي‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. ساير آثاري‌ كه‌ در اين‌ بخش‌ به‌ نمايش‌ درآمده‌ است‌، دربرگيرندة‌ آثاري‌ از دوره‌هاي‌ اشكاني‌ و ساساني‌ و هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد است‌. اين‌ اشيا از سفالينه‌ و آبگينه‌ و همچنين‌ سكه‌هاي‌ مختلف‌ دوران‌ تاريخي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. طبقه‌ دوم‌ كه‌ شامل‌ اتاق‌هاي‌ بزرگ‌ و ايوان‌ مزين‌ عمارت‌ است‌، به‌ آثار دوره‌هاي‌ مختلف‌ اسلامي‌ از اوايل‌ اسلام‌ تا دوره‌ قاجاريه‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌. زيباترين‌ آثار اين‌ بخش‌ سفالينه‌هاي‌ مختلف‌ از قرون‌ 6 و 7 اسلامي‌ است‌ كه‌ از نقاط‌ مختلف‌ ايران‌ مثل‌ كردستان‌، ري‌ و نيشابور و...كشف‌ شده‌اند. در اين‌ بخش‌ علاوه‌ بر سفالينه‌ها، آثار ديگري‌ مانند اشياي‌ مفرغي‌، مس‌ و نقره‌ و همچنين‌ سكه‌ها و مهره‌هاي‌ دوره‌ اسلامي‌ در معرض‌ ديد قرار دارد
بخش‌ مردم‌شناسي‌
اين‌ قسمت‌ از موزه‌ در زيرزمين‌ و حوض‌خانه‌ زيباي‌ بنا داير است‌. اين‌ بخش‌ از نظر معماري‌ بسيار زيباست‌ و داراي‌ سقف‌ گنبدي‌ و گچ‌بري‌ و آيينه‌كاري‌ درخشاني‌ است‌.در بخش‌ مردم‌شناسي‌ كليه‌ اشيا، ابزار و وسايلي‌ كه‌ از ديرباز مورد استفاده‌ مردم‌ منطقه‌ بوده‌، به‌ نمايش‌ درآمده‌ و از اين‌ طريق‌ مي‌توان‌ با بسياري‌ از اشيا و با زندگي‌ فرهنگي‌ مردم‌ مواجه‌ شد
موزه تاريخ طبيعي
اين موزه در خيابان فلسطين سنندج واقع شده و وابسته به سازمان آموزش و پرورش استان كردستان است .موزه در برگيرنده پيكره جانوران گوناگون منطقه كردستان است كه به صورت علمي تاكسيدرمي شده و در ويترين هاي مخصوص به نمايش در آمده اند.


بندها و پلها در شهرستان سنندج

پل قشلاق سنندج
اين پل در منتهي اليه خاوري شهرستان سنندج و بر روي رودخانه قشلاق ساخته شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه يا زنديه است كه در دوره هاي بعد به ويژه در دوره قاجاريه تعمير و بازسازي شده است. براساس روايت هاي غيرمستند، اين پل به سفارش شاه صفي و توسط سليمان خان اردلان، سال 1046 ه. ق در مسير سنندج به همدان ساخته شده است. اين تاريخ با انتخاب محل كنوني سنندج به عنوان مركز ولايت كردستان مقارن است تا قبل از آن قلعه حسن آباد در 5 كيلومتري جنوب سنندج چنين نقشي را داشته است. پل به خط مستقيم ساخته شده و داراي حدود 78 متر درازا، 3 متر پهنا و شش دهانه است. از نظر استحكام و توجه به عناصر مختلف تشكيل دهنده آن پل قشلاق از نمونه هاي خوب پل سازي دوره صفوي است. 6 دهانه پل با طاق هاي جناغي پوشش يافته اند.
عرض دهانه ها از خاور به باختر افزايش مي يابد و از 20/2 متر به 20/4 متر مي رسد. ارتفاع پل در بالاترين نقطه آن، از كف رودخانه به حدود 6/4 متر مي رسد. هم چنين ارتفاع تيزه طاق از كف رودخانه از 5/1 متر تا 5/2 متر متغير است. در دو سوي معبر روي پل، دو جان پناه به ارتفاع نيم متر كار شده است. پايه هاي پل از دو جانب به صورت آب بر و مثلثي، شكل داده شده اند و بر روي انها آبگذرهاي كوچك تري به ارتفاع 20/1 و عرض 8/0 متر تعبيه شده است. كف پل سنگ فرش شده است. پايه هاي سنگي پل از كف سنگ فرش 1 متر ارتفاع دارد. ساختمان اصلي پل با آجر اجرا شده است.
پل شيخ سنندج
پل شيخ از بناهاي منسوب به دوران زنديه است كه توسط خسروخان اول، در حدد 235 سال قبل ساخته شده است. به روايتي ديگر، پل شيخ قبل از اين تاريخ وجود داشته و توسط نامبرده بازسازي شده است. اين پل در حدود 5 كيلومتري شمال سنندج و در مسير ارتباطي سنندج به طرف بيجار و زنجان، بر روي رودخانه قشلاق ساخته شده است. پل شيخ داراي 55 متر طول و 20/5 متر عرض است و بيش ترين ارتفاع آن از كف رودخانه 8 متر است. عرض دهانه هاي اين پل از 40/2 متر تا 50/7 متر متغير است. پل داراي 5 دهانه است كه بر روي 4 پايه چهارمتري قرار دارد. سطح پل داراي شيب ملايمي به طرف شمال است و امروزه با يك جاده خاكي كه از آن مي گذرد، رابطه روستاهاي اطراف را با سنندج برقرار مي سازد.


حمامها و آب انبارها در شهرستان سنندج

حمام خان (پير ظهيري) سنندج
اين بنا در ضلع شمالي بازار سرپوشيده سنندج واقع شده و براساس كتيبه تاريخي آن در سال 1220 ه.ق به دستور امان الله خان اردلان، حاكم وقت سنندج، ساخته شده و در سال 1296 ه. ق توسط امين التجار مرمت و بازسازي شده است.بناي حمام مشتمل بر سردر ورودي، سربينه، گرم خانه و خزينه با تزيينات آهك بري، كاشي كاري و سنگ فرش مرمرين است. اين بنا به شماره 2603 به ثبت تاريخي رسيده است.
حمام حسن آباد
در داخل شهر حسن آباد ياسوكند ، حمامي قديمي وجود دارد كه از لحاظ معماري حايز اهميت است . اين حمام داراي ورودي ،‌ هشتي ، حمام گرم و سرد ،‌تون ، خزينه ، اتاق تقسيم آب و ... است . تمام فضاها با روش طاق و تويزه و كاربندي و گنبد با سنگ لاشه اي مسقف شده كه از ويژگي بارز بنا است . در اين بنا ازملات آبي به خوبي استفاده شده است و نشان مي دهد با وجود اين كه معمار حمام محلي بود ،‌از اصول معماري و طرح ها و عناصر مكمل آن آگاهي كامل داشت . اين حمام احتمالا در دوره زنديه ساخته شده است
حمام شيشه
حمام شيشه در ضلع شمالي بلوار كردستان و مجاور پل و مسجد (ملاويسي ) قرار دارد و از بناهاي عمومي و قديمي شهر سنندج به شمار مي رود . اين حمام داراي فضاهاي ورودي ، هشتي ، سربينه و حمام گرم با ستون هاي سنگي است . سكوها ، آب نماي گرم و سرد ،‌ خزينه و خلوتي بنا داراي خصوصيات ويژه اي است . در حمام زنانه در كوچه مجاور حمام قرار دارد . از در و پنجره ها و شيشه هاي رنگي ، كه وجه تسميه حمام به آن باز مي گردد ، آثار زيادي باقي نمانده است . از ديگر ويژگي هاي اين بنا ، تزيينات آهك بري است كه شامل نقش هاي مختلف گياهي و حيواني است . به احتمال قريب به يقين اين حمام در دوره قاجار بنا شده است . حمام شيشه تا چند سال پيش مورد استفاده بود .
حمام صلاحي
در ضلع شرقي خيابان فردوسي و مجاور بازار قديمي سنندج ، در زير مغازه هاي پيرامون ، حمامي قرار دارد كه به گرمابه ممتاز (صلاحي ) مشهور است . اين حمام در سطح پايين تري از حمام هاي قديمي شهر سنندج قرار دارد . اين امر احتمالا براي بهره گيري بهتر از قنات هاي قديمي شهر بوده است . حمام داراي بخش هاي مختلف شامل سردر ورودي ،‌هشتي ، حمام سرد خلوتي ،‌گرم خانه ، خزينه و ... است . ويژگي انحصاري بنا ، قرار گيري در سطح پايين و نوع قوس هاي معماري و نيز چهار فضاي گنبد دار است كه هر يك عملكرد خاصي داشته اند . به نظر مي رسد هم زمان با ساخت بازار و قلعه سنندج ،‌اين حمام ايجاد شده باشد . مجاورت حمام با بازار و كار هم زمان با آن مؤيد اين مدعا است .
حمام عبدالخالق
اين حمام در ضلع شرقي راسته بازار سنندج قرار دارد . تاريخ ساخت آن دقيقا مشخص نيست و احتمالا به دوره قاجاريه تعلق دارد . حمام داراي فضاهاي مختلفي است كه در بيشتر حمام هاي استان نيز ديده مي شود . آب لازم براي اين حمام از آب جاري قنات هاي شهر تامين مي شود . ارتفاع سقف اين حمام نسبتا بلند است و ستون هاي چهارگوش سنگي ، آب نما، حجره ها، رخت كن ،‌ گرم خانه ،‌ خلوتي ها ،‌ سرويس و خزينه آن تابع اسلوب حمام سازي ايراني در دوره صفوي است . تزيينات معماري اين بنا مشخص نيست ، زيرا سطح ديوار آن با سيمان و كاشي جديد اندود شده است ، ولي گفته مي شود اين حمام داراي تزيينات آهك بري كه در شهر سنندج بسيار رواج داشت ، بود . اين بنا با حمام (وكيل الملك )‌ در شهر سنندج قابل مقايسه است و اكنون در تملك ميراث فرهنگي استان كردستان قرار دارد .
حمام عمارت آصف
در داخل مجموعه عمارت (آصف وزيري ) حمام كوچكي وجود دارد كه يكي از زيبا ترين حمام هاي غرب كشور است . اين بنا به سبك معماري اصفهاني و مانند ساير حمام هاي استان اما در مقياس كوچك تر ساخته شده و داراي ورودي ،‌محل انتظار ، حمام سرد ، رخت كن ، ميان در ،‌ حمام گرم ، خزينه خلوتي ، تون ، سرويس بهداشتي و فضاي اضافي براي منبع آب است . اين بنا داراي شش ستون سنگي با تزيينات طنابي است و از تزيينات آهك بري پركار ،‌كاشي هاي خشتي آبي رنگ ، حجاري روي سرستون ها و ستون هاي سنگي برخوردار است . تزيينات طنابي ستون ها و سرستون هاي اين حمام ، از ويژگي منحصر به فرد آن است . اين حمام فقط مورد استفاده اختصاصي خانواده آصف بود .
حمام عمارت ملالطف الله شيخ الاسلام
در مجموعه عمارت (ملا لطف الله شيخ الاسلام سنندجي ) كه هم اكنون اداره كل ميراث فرهنگي استان كردستان از آن بهره مي گيرد ، حمامي قديمي وجود دارد كه در بخش اندروني و در ضلع غربي طبقه زيرزمين عمارت قرار گرفته است . اين حمام داراي تزيينات آهك بري و كاشي كاري يك رنگ است و طرح هاي هندسي – اسليمي و حيواني از مهم ترين نقوش آن به شمار مي آيد . اين حمام داراي ورودي ، حمام سرد ،‌ حمام گرم ، تون ، خزينه و خلوتي است و در كف سازي آن از سنگ مرمر استفاده شده است . اين بنا هم زمان با كل مجموعه عمارت در دوره قاجار ساخته شده .
حمام عمارت وكيل
در مجموعه عمارت «وكيل الملك » و متصل به پارك سپيدار ،‌ حمامي قديمي قرار دارد كه احتمالا فقط مورد استفاده افراد خانواده وكيل بود . اين حمام داراي فضاهايي است كه درتمام حمام هاي منطقه ديده مي شود به نظر مي رسد اين حمام هم زمان با احداث مجموعه عمارت وكيل كه به دوره زنديه باز مي گردد، ساخته شده باشد . استفاده از آهك بري در سطح وسيع بر ديوارها و در فضاهاي گرم و سرد حمام به چشم مي خورد و نقش هاي به كار رفته براي تزيين حمام شامل اشكال هندسي ، گياهي و حيواني است كه از نقش طاووس بيشتر استفاده شده است .


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان سنندج

قلعه حسن آباد سنندج
اين قلعه در 5 كيلومتري سنندج واقع شده و يك مقر حكومتي بوده است. قلعه حسن آباد مقر حكومت اردلان، در دوره صفويه توسط «هه لوخان» حاكم مقتدر كرد ساخته شده است. در حال حاضر ويرانه هاي اين قلعه مشهود است.
قلعه پلنگان سنندج
اين قلعه در دهستان «ژاورود» شهرستان سنندج قرار دارد و در اواخر قرن ششم هجري به وسيله حكام اردلان به منظور مركز حكومت ساخته شده است.آثار يك لنگه دروازه قلعه كه از تخته سنگ بزرگ ساخته شده هنوز هم باقي مانده است.
قلعه سنندج (دژ سنه )
يكي از قلعه هاي قديمي كردستان قلعه سنندج بود . هنگمي كه «سليمان خان اردلان » ار طرف «شاه صفي » به عنوان والي كردستان منسوب شد ، مركز ايالت كردستان را از حسن آباد به سنندج انتقال داد و قلعه اي ساخت كه به دژ «سنه » معروف شد . اين قلعه بعدها با گسترش شهر در داخل محله اي قرار گرفت كه به محله «ميان قلعه » معروف بود . «سنه دژ» بالاي تپه اي در كمال استحكام بنا شد و در برخي كتب توصيف جالبي از فضاها و تزيينات معماري آن آمده است . از جمله : برگرد محله ميان قلعه كه دارالحكومه و سراي خسرو خان و امان اله خان بود ،‌ ديواري كشيده اند مشتمل بر چهار دروازه ... اول دروازه «قلعه چوالان » كه رو به مغرب دارد . دوم دروازه «تپوله » ،‌ سوم دروازه «عبدالعظيم » كه روي آن به سمت قبله است . چهارم ، دروازه «بازار» كه رو به مشرق است . به اين ترتيب ، مشخص مي شود كه قلعه سنندج هسته مركزي يا ارك حكومتي (كهنه دژ ) بود اين قلعه تا سال 1851 ميلادي كه روس ها براي اولين بار از شهر سنندج نقشه برداري كردند ،‌نيز به حيات خود ادامه مي داد . امروزه اما جز نام قلعه اثري از آن باقي نمانده است .


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان سنندج

بازار سنندج و آصف
در شهرستان سنندج دو بازار معروف به بازار سنندج و آصف وجود دارد كه به سبك معماري دوره صفويه ساخته شده است و از بناهاي باارزش و ديدني اين شهرستان محسوب مي شوند. بازار سنندج در ضلع شمالي خيابان انقلاب شهر سنندج، واقع شده و بناي اوليه آن از ساخته هاي دوره صفويه است كه در دوره هاي بعد تغييرات و تعميراتي در ان صورت گرفته است. بازار سنندج به شماره 1775 به ثبت تاريخي رسيده است.
بازار سرتپوله سنندج
يكي از بازارهاي شهر سنندج به نام بازار (سرتپوله ) در محله اي به همين نام واقع است . اين بازار از خيابان شهدا آغاز و به ابتداي بازار مستطيل شكل قديمي متصل مي شود . بازار سرتپوله در مسير راه قديمي مريوان و سقز به كردستان عراق كه هنوز بقاياي آن موجود است ،‌ شكل گرفته و در گذشته در مسير راه كاروان رو براي رسيدن به بازار اصلي سنندج قرار داشت . گذر اصلي بازار فاقد سقف و داراي حجره ها و مغازه هايي از حرفه هاي مختلف است . اگر چه امروزه اين بازار از رونق گذشته برخوردار نيست ،‌ ولي همچنان به حيات خود ادامه مي دهد .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:36 ] [ سجاد رنجبر ]

اسلام‌آباد در حوزه تاريخي بسيار مهم باختر كشور و در مسير شاخه اصلي راه ابريشم و در مصب حوزه بزرگ راه بين‌النهرين ، آسياي صغير و درياي مديترانه و تمدن بزرگ مصر و فلسطين قرار دارد. در دوره هاي باستاني و به‌ويژه در دوره ساساني همدان،‌ كرمانشاه و تيسفون سه شهر بزرگ و شاخص بر سر راه ابريشم بوده‌اند و تيسفون كانون تلاقي تمدن‌هاي ايراني و سامي ، يوناني و رومي بوده است. اين منطقه و پس از آن كرمانشاه در كنار كانون قدرت حكومت‌هاي ايران بوده و علاوه بر اهميت سياسي و استراتژيك، حوزه مبادله‌فرهنگ و آثار تمدني نيز محسوب مي‌شده است. بر سر راه ابريشم تمام نقاط زيستي متأثر از نقش بين‌آلمللي اين شاهراه ارتباطي بوده‌اند. يكي از مختصات مهم راه وجود منزلگاه‌هاي متعدد در فواصل منظم بود. در فاصله همدان تا كرمانشاه شهرهاي اسدآباد ، كنگاور ، صحنه و بيستون همگي در فواصل شش فرسنگ يا يك منزلگاه از يك‌ديگر قرار دارند . بعد از كرمانشاه نيز ماهيدشت (كاروانسراي رباط) ، اسلام‌آباد ، كرند ، سر پل ذهاب و قصر شيرين فاصله‌اي نزديك به يك منزلگاه دارند .اما دو منزلگاه يعني دوازده فرسنگ نيز معني خاصي دارد. چاپارها در يك روز دو منزل را طي مي‌كرده‌اند. اسلام‌آباد دو منزل از كرمانشاه فاصله دارد بنابراين هم چاپارخانه‌ و هم محل توقف و منزلگاه بوده‌ است. شهرستان اسلام آباد غرب از وضع اقتصادي نسبتا خوبي برخوردار بوده و پايه هاي اقتصادي آن بر كشاورزي، باغ‌داري، پرورش دام و طيور استوار شده است. صنايع فلزي كرند اسلام آباد هم اكنون نيز اهميت فراوان دارد. اسلحه شكاري، خودكار قفل و چاقو و تخت‌خواب و وسايل آشپزخانه از صنايع دستي مردم اين منطقه به شمار مي‌آيند. مكان‌هاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمي ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتري شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردي در 12 كيلومتري شمال باختر ريجاب، كاروان‌سراي صفوي‌در 70 كيلومتري باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند.
صنايع و معادن
صنايع مشتمل بر صنايع دستي و صنايع كارخانه اي است و معادن سنگ مرمر، سنگ لاشه، مارن و دولوميت در شهرستان اسلام آباد مورد بهره برداري قرار مي گيرد.
کشاورزي و دام داري
آب كشاورزي شهرستان از رودها و چاه‌ها فراهم مي شود و گوناگوني محصولاتي چون گندم، جو، بنشن، گياهان‌علوفه‌اي، تره بار، سيب، گلابي، به، انار، انجير،‌ انگور، زردآلو، و بادام نشان از رونق كشاورزي در منطقه دارد. كشاورزي در شهرستان اسلام آباد سنتي و نوع كشتي آبي و ديمي است. باغ‌داري نيز رواج زيادي داشته و محصولات آن از جمله صادرات اين شهرستان محسوب مي‌شود. دام‌داري با شيوه سنتي در اين شهرستان رواج دارد و شامل پرورش بيش ازنيم ميليون راس دام و فرآورده هاي آن به مقدار قابل ملاحظه اي صادرمي‌شود. پرورش طيور به دو روش صنعتي به ميزان 70 درصد و سنتي به ميزان 30 درصد صورت مي گيرد كه بيش تر به مصارف داخلي مي رسد. صادرات اسلام آباد غرب شامل محصولاتي چون گندم، جو، بنشن، تره بار، گردو، بادام و فرآورده هاي دامي و قالي مي‌شود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان اسلام آباد غرب از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان كرمانشاه، از جنوب به شهرستان شيروان و از باختر به شهرستان هاي سر پل ذهاب و گيلان غرب محدود مي‌شود. رودخانه‌هاي كرند و زيمكان از مهم ترين رودخانه‌هاي اين شهرستان مي باشند. اسلام آباد غرب در درازاي جغرافيايي 46 درجه و 31 دقيقه و در پهناي جغرافيايي 34 درجه و 6 دقيقه و در بلندي 1335 متري از سطح دريا، در 65 كيلومتري جنوب باختري كرمانشاه و در مسير راه كرمانشاه – خسروي قرار دارد. رود دايمي راوند از ميان شهر اسلام آباد غرب مي گذرد. آب و هواي اين شهرستان معتدل و نيمه خشك و بارندگي سالانه به طور متوسط 441 ميلي‌متر است. در سرشماري سال 1375 شهرستان اسلام آباد غرب 215392 نفر و شهر اسلام آباد غرب 81614 نفر جمعيت داشته است.مسيرهاي دسترسي به‌اين منطقه عبارت است از:
- راه اصلي به سوي شمال خاوري تا شهر كرمانشاه به درازاي 65 كيلومتر
- راهي تا مركز شهرستان ايلام به درازاي 130 كيلومتر
- راهي تا پل دختر به درازاي 148 كيلومتر
- راهي تا قصر شيرين به درازاي 112 كيلومتر
اسلام آباد به علت‌‌قرار داشتن بر سر راه اصلي مركز ايران، مرز عراق، و مسير ارتباطي كرمانشاه – قصر شيرين – خسروي (در كنار مرز) از اهميتي ويژه اي برخوردار است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
اسلام آباد غرب نخست «مندلي» ناميده مي شد که پس از حمله عرب ها، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر «هارون آباد» شهره گرديد. در سال 1309 هجري شمسي نام شهر به «شاه آباد غرب» و در سال 1357 به «اسلام آباد غرب» تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروان سراهاي بسياري براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات در آن احداث شد. بخش ماهيدشت در دوره اشكاني ها به «نيستاه» معروف و به دليل آب و هوا و مرتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشكاني بوده است. اين ناحيه در زمان صفويه «ماهيدشت» ناميده شده و كاوران‌سراي شاه عباسي در آن بنا مي‌شود. بخش كرند نيز از پيشينه کهني برخوردار است. مورخان، از ذوق فراوان صنعتگران و‌ آهنگران كرندي درعهد داريوش هخامنشي نيز ياد كرده‌اند. اسلام آباد غرب و پيرامون آن، به ‌واسطه مجاورت با تمدن‌هاي باستاني عيلامي، كاسي و بابلي، آثاري از بقاياي اين تمدن ها را، در خود جاي داده است.


طبيعت در شهرستان اسلام آباد غرب
دشت كرند
اين دشت در امتداد غربي دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضي آن در حدود 9 هزار هكتار است
دشت اسلام آباد
اين دشت از طرف غرب به وسيله ارتفاعات دالاهو محدود گرديده است . دامنه‌هاي اطراف اين دشت مشجر است . اين دشت در حدود 460 كيلومتر مربع وسعت دارد

آرامگا ه ها،امامزاده ها و زيارتگا ه ها در شهرستان اسلام آباد غرب

مقبره بابايادگار
اين آرامگاه در روستاي بان زرده ، نزديك قلعه يزدگرد در دامنه كوه دالاهو واقع شده است . از نظر معماري اين بنا به صورت فضاي مربع شكل كوچكي است كه بر روي آن گنبد مخروطي شكلي قرار گرفته است .سطوح داخلي و خارجي اين بنا به وسيله ملاط گچ اندود شده است . اين مقبر ، يكي از زيارتگاه هاي مهم اهل حق به شمار مي آيد . هويت حقيقي بابايادگار مانند ديگر مشايخ اهل حق به درستي معلوم نيست ولي از آنجائيكه غالب اين مشايخ در اوايل حكومت صفويان زندگي مي كردند ، ردپايي در تاريخ از آنان مي توان سراغ كرد . اين مشايخ در نوار مرزي ايران و عثماني به ترويج مذهب اهل حق اشتغال داشته اند . مردم اهل حق طبق معتقدات ديني و سنتي خود كه تناسخ باشد ، بابايادگار را مظهر روح امام حسين (ع) مي دادند


قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان اسلام آباد غرب

قلعه نادر آباد
در موقعيت عرض جغرافيا يي N.34?,24,18و طول E.47?,27,20 جغرافيايي و ارتفاع 1438 متري از سطح دريا در محل روستاي نادري و به فاصله 200 متري از ضلع غربي جاده آسفالته بيستون – صحنه پشته اي طبيعي قرار دارد كه در محل به نام كوه نادر آباد ناميده مي شود از نظر وضعيت توپوگرافي تپه از اطراف داراي شيب نسبتا" تندي مي باشد و سطح قاعده آن تقريباً به صورت بيضوي به طول 1500 عرض 700 متر و ار تفاع آن از سطح زمينهاي اطراف بالغ بر 100 متر است اين تپه كه بافتي كاملا" سنگي و طبيعي دارد بخاطر عبور جاده آسفالته بيستون – صحنه به دو نيم شرقي و غربي تقسيم شده است بر روي نيمه غربي روستاي فعلي نادرآباد و در قسمت پشت روستا بقاياي از ديواره و پايه هاي خاكي و بر جهائي بر جاي مانده است كه بنا بر اقوال مربوط به زمان نادر شاه است .در حال حاضر وضعيت حفاظتي تپه نسبتا" مطلوب مي باشد .
بهترين راه دستيابي تپه از طريق جاده آسفالته بيستون – صحنه در محل روستاي نادر آباد ممكن مي باشد . مالكيت تپه در حال حاضر متعلق به منابع طبيعي مي باشد .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:34 ] [ سجاد رنجبر ]

شهرستان گيلان‌غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است‌ كه در نوشته‌هاي تاريخي نيز به دفعات از آن نام برده شده است. طايفه‌‌هاي مختلفي در اين شهرستان زندگي‌مي‌كنند. طايفه خالدي از ايل بزرگ كلهر كه شامل تيره‌هاي متعددي است، در اين شهرستان آمد و رفت مي كنند. جمعيت اين شهرستان به علت وجود مراتع قشلاقي مرغوب، در فصل زمستان تا حدود سه برابر افزايش مي يابد و سرتاسر جلگه گيلان غرب مملو از چادرهاي ايل كلهر مي شود. ايل کلهر به زبان فارسي با گويش كردي (كلهري) سخن مي گويند. اساس اقتصاد شهرستان گيلان غرب بر كشاورزي و دام‌داري استوار شده است. جاجيم و گليم از عمده ترين صنايع دستي مردم گيلان غرب بوده و بافت گليم، جاجيم، گيوه و ساخت ابزار فلزي در سرتاسر شهرستا ن رواج كامل دارد.
مکان هاي ديدني و تاريخي
قلاع (قلعه) كه تپه خاکي بسيار بزرگي است؛در وسط شهر گيلان غرب قرار گرفته و گفته مي‌شود سابقه به وجود آمدن آن به دوران پيش از اسلام و زماني كه جنگي ميان ايران و روم درگرفته بود باز مي‌گردد، روادگاه امام حسن، امام‌زاده عباس، حضرت سليمان، بورسوار (اسب قهوه اي رنگ) و امام زاده چهل تن (چهل مردم) از جمله ديدني هاي شهرستان گيلان‌غرب به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
شهرستان گيلان غرب از دو رشته صنايع كارخانه‌اي و دستي بهره‌مند است. كارخانه‌هاي آجر سازي(ماشيني)،ساخت تيرچه بلوك سقفي، گچ ماشيني پاكتي، يخ سازي، توليد سوسيس و كالباس و ساخت انواع پارچه هاي تريكو از جمله فعاليت هاي صنعتي در اين شهرستان به شمار مي رود.
کشاورزي و دام داري
شغل اصلي مردم منطقه كشاورزي و دام‌داري است و آب مورد نياز براي كشاورزي از آب رودها و چاه ها تأمين مي شود. محصولات کشاورزي گيلان غرب عبارتند از گندم، برنج، ذرت،‌ بنشن،‌ گردو، پنبه، و ذرت. دام‌داري و دام‌پروري از جمله فعاليت هاي مهم شهرستان گيلان غرب محسوب مي‌شود و بهترين مراتع قشلاقي استان در اين شهرستان قرار گرفته و فرآورده هاي دامي از محصولات اين شهرستان است.
مشخصات جغرافيايي
گيلان غرب با قرار گرفتن در 150 كيلومتري جنوب باختري شهر كرمانشاه و در انتهاي راه اصلي سرچله – گيلان غرب از شمال به شهرستان هاي سر پل ذهاب و قصرشيرين،‌ از خاور به اسلام آباد، از باختر به خاك عراق و از جنوب به استان ايلام محدود مي‌شود. مركز شهرستان گيلان‌غرب، در درازاي جغرافيايي 55 درجه و 45 دقيقه و 32 درجه و 8 دقيقه پهناي جغرافيايي، در ارتفاع 900 متري از سطح دريا، قرار گرفته است. آب و هواي گيلان غرب نسبتا گرم ونيمه خشك است و كوه سركشي در شمال و شمال باختر اين شهر و كوه سراوان در خاور و كوه هاي بند ميدان در جنوب اين شهر قرار دارد. رود دايمي گيلان با گذشتن از ميان شهر، باغ‌هاو زمين‌هاي كشاورزي را‌ آبياري مي كند. راه‌هاي ارتباطي اين منقه را راه اصلي به سوي خاورتا آبادي سرچله در مسير راه ايلام – كرمانشاه – به درازاي 40 كيلومتر و راه اصلي گيلان غرب - قصر شيرين به سوي شمال باختري به درازاي 53 كيلومتر تشكيل‌ مي‌دهد. شهرستان گيلان غرب در سرشماري سال 1375 از 67756 نفر جمعيت برخوردار بوده كه از اين تعداد 16813 نفر در مركز شهرستان زندگي مي كردند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
شهرستان گيلان غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است، كه در نوشته هاي تاريخي نيز به دفعات از آن نام برده شده است. خرابه هاي روستاي گيلان در منتهي اليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابه ها كه به شكل تپه خودنمايي مي كنند، احتمالا بناهايي بوده اند كه بنا به ضرورت دفاعي و امنيتي ساخته شده اند. در اين تپه ها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانه هايي از قدمت تپه ها هستند و احتمالا آتشكده هاي بزرگ مربوط به مغ ها بوده اندكه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب، محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشته هاي دور، خوانين كلهر زمستان ها را در اين منطقه سر مي كرده اند. گيلان غرب ابتدا به نام ‹‹عمله›› شهرت داشته كه اصطلاحا در لغت به معني محل تجمع نيز مي باشد. عمله‌كم‌كم به صورت محلي براي زندگي عشاير و سرانجام بازاري جهت معاملات تجاري ايلات و عشاير منطقه درآمد.در نزديكي شهر كنوني، آبادي ديگري بوده به نام ‹‹گيلان›› كه بعضي آثار و بقاياي آن هنوز هم باقي است و پس از توسعه و رونق آبادي ‹‹عمليه›› نام گيلان براي آن انتخاب شد.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:34 ] [ سجاد رنجبر ]

قصر شيرين از مناطق بسيار قديمي ايران است كه بناي آن را به خسرو پرويز ساساني منسوب مي‌دانند.قصرشيرين ديرينه‌ي باستاني مشهوري دارد و دورترين اطلاعاتي كه از اين مكان به‌عنوان يك مكان تاريخي موجود است به دوره ساساني مربوط مي‌شود. شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك عراق، از خاور به شهرستان هاي سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوري به شهرستان ايلام و از جنوب باختري نيز به خاك عراق محدود مي‌شود. قالي بافي، گليم بافي، پارچه بافي و جاجيم بافي از مهم ترين صنايع دستي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
آتشكده چهارقاپو ، عمارت خسروي و كاخ حوش كوري در قصرشيرين از جمله مكان‌ةاي ديدني و تاريخي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
صنايع قصر شيرين به دو دسته صنايع توليدي و صنايع دستي تقسيم مي شود. كارخانه‌هاي قندسازي و كارخانه هاي آرد، از جمله صنايع شهرستان قصر شيرين به شمار‌مي آيند. صنعت نفت درمحدوده اين شهرستان پايه‌ريزي و تشكيل شده و جمعيت زيادي را از اطراف، به خود جذب نموده است. مهم‌ترين منابع زيرزميني قصر شيرين نفت است. اولين چاه هاي آن در ‹‹نفت شهر›› در سال 1308 برابر با 1929 با فعاليت هاي پي‌گير اكيپ نفت انگليس به سرپرستي ويليام دارسي به نفت رسيد.
کشاورزي و دام داري
عبور رود حلوان از ميان شهر، سبب حاصل خيزي زمين ها و باغ هاي فراوان شهرستان قصر شيرين شده و سدي كه بر اين رود زده شده مايه رونق كشاورزي منطقه شده است. در قصر شيرين درصدي از مردم به كشاورزي و بيش‌تر مردم به امور بازرگاني و دولتي اشتغال دارند. محصولات كشاورزي اين شهرستان را گندم، جو، تره بار، مركبات، انگور و خرما تشكيل‌مي دهند.آب مورد نياز براي‌كشاورزي اين منطقه، از رود و چاه‌ها تأمين‌مي شود. در زمينه دام‌داري قصر شيرين به علت داشتن مراتع قشلاقي از رونق خاصي برخوردار بوده و فرآورده هاي دامي از جمله صادرات قصر شيرين به شمار مي‌رود. محصولات گندم، جو، تره بار، روغن حيواني، مركبات، و خرما جزو محصولات صادراتي شهرستان محسوب مي شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك كشور عراق، از خاور به شهرستان هاي سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوري به شهرستان ايلام و از جنوب باختري نيز به خاك عراق محدود مي‌شود. قصرشيرين مركز شهرستان قصرشيرين، در 35 درجه و 45 دقيقه درازاي جغرافيايي و در 31 درجه و 34 دقيقه پهناي جغرافيايي، در بلندي 400 متري از سطح دريا و در 167 كيلومتري شهر كرمانشاه، در مسير راه اصلي اسلام آباد غرب – خسروي قرار دارد. رود حلوان (الوند) از وسط شهر مي‌گذرد و در مسير خود زمين ها و باغ هاي فراواني را‌ آبياري مي‌كند. آب‌و هواي قصر شيرين نسبتا گرم و خشك است. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان را راهي به سوي جنوب خاوري به درازاي 35 كيلومتر تا سر پل ذهاب، راهي به سوي جنوب باختري به درازاي 20 كيلومتر تا خسروي (مرز ايران و عراق) و از آن جا به درازاي 60 كيلومتر به سوي جنوب باختري تا نفت شهر تشكيل مي‌دهد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
قصر شيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران است. بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است، اما در روزگار هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر کنوني، ويرانه هاي قصر شيرين كهنه باقي مانده است كه گفته مي شود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز در آن قرار داشته است. رفته رفته در پيرامون اين قصر، شهرهاي كوچكي بوجود آمده و سبب گسترش آن شده است. افسانه معروف « شيرين و فرهاد» از نام اين شهر گرفته شده است. پس از حمله عرب ها، قصر شيرين، ويران شد و تا سال 1270 هـ . ق مانند قصبه كوچكي باقي ماند. در جنگ جهاني اول، قصر شيرين مرز سربازان دولت هاي آلمان و عثماني از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است.


طبيعت در شهرستان قصر شيرين

ارتفاعات اطراف قصرشيرين
در اطراف قصرشيرين نيز ارتفاعاتي وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به ارتفاعات بازي دراز با ارتفاع 2320 متر ، آق داغ با ارتفاع 2105 و كوه سه سر با ارتفاع 2593 متر اشاره كرد
رودخانه الوند
اين رودخانه از آب چشمه هاي سياوانه و سراب اسكندر در كوه دالاهو در شمال غربي كرند سرچشمه گرفته و بعد از اينكه در حدود سه كيلومتر جريان يافته فرو مي رود و پس از مسافت كوتاهي از محل ديگري به نام سراب هشتانه خارج گرديده و تشكيل آبشاري در ريجاب داده است اين رود پس از مشروب نموده دشت ذهاب به طرف قصرشيرين جريان داشته و نهايتاً وارد خانقين عراق شده و در محل دوآب خانقين وارد دياله مي شود . اين رودخانه از لحاظ اينكه از سرپل‌ذهاب ( حلوان ) مي گذرد به نام رودخانه حلوان نيز معروف است .


كاخها ، باغها و موزها در شهرستان قصر شيرين

كاخ خسرو
در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي ، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي شود كه امروزه به صورت تلي از خاك در آمده است . اين بنا بر روي مصطبه اي به ارتفاع 8 متر ايجاد شده است . اين بنا در جهت شرقي ـ غربي به ابعاد 98*285 متر ساخته شده كه راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان دو طرفه اي بوده است . در قسمت شرقي بنا ، تالار ستون مستطيل شكلي وجود دارد كه سقف آن به وسيله طاق هاي آجري پوشش داده شده است . در پشت تالار ، اتاق گنبد دار بزرگي ساخته شده كه راه ورود به آن از طريق درگاهي است كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است . در دو طرف شمال و جنوب اتاق گنبد دار ، اتاق هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبد دار قابل دسترسي بوده اند . همچنين در پشت اتاق گنبد دار ، حياطي مربع شكل با رواق ستون دار قرار دارد كه ابعاد آن 27*27 متر مي باشد . دور اطراف اين حياط ستون دار را اتاق هاي متعددي فرا گرفته است . در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي شود . در اطراف اين حياط‌ها نيز مجموعه اتاق ها و اصطبل ها قرار گرفته است .
در قسمت شمالي تراس ، چندين خانه به صورت يك مجموعه وجود دارد . اسكار رويتر اظهار مي كند خانه هايي كه در قسمت مركزي عمارت قرار دارند احتمالاً حرم پادشاه را شكل مي دهند و خانه هاي واقع در بيرون ساختمان مكاني براي پذيرائي ميهمانان بوده است .
در مورد اين كاخ ، مورخين و جغرافي نويسان ايراني و عرب هر كدام مطالبي نوشته‌اند ، اكثر اينها اظهار مي كنند كه اين كاخ توسط خسرو پرويز در ميان باغ وسيعي ساخته شده كه حيوانات وحشي با كمال آزادي در اين مكان مي زيسته اند و آب فراواني از رودخانه الوند در جدولي مرتفع به اين باغ وارد مي گشته است . با قوت اين كاخ را جزء عجايب جهان به شمار آورده كه در سال 628 ميلادي توسط هراكليوس ويران شده است .


كاروانسراها ، دروازها و بازارها در شهرستان قصر شيرين

كاروانسراي قصرشيرين
اين كاروانسرا در داخل شهر قصرشيرين قرار دارد كه متأسفانه در اثر حملات عرلق آسيب زيادي ديده و تنها قسمت ورودي آن باقي مانده است ولي در سال هاي اخير ميراث فرهنگي اقدام به بازسازي آن نموده است . اين كاروانسرا نيز از نظر پلان تا حدودي شبيه كاروانسراهاي صفوي بيستون و ماهيدشت مي باشد بطوريكه داراي ورودي طاق داري درضلع جنوبي بناست كه در هر طرف ورودي سكويي دراز ايجاد شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه از طريق آن مي توان وارد حياط مركزي شد .در چهار طرف اين حياط ، ايوانهاي بزرگي با طاق جناغي قرار دارد . همچنين در اطراف ضلع حياط مركزي تعدادي اتاق ساخته شده است در جلو هريك از اين اتاق ها ايوان كوچكي و در پشت اتاق ها ، اصطبل هاي درازي احداث شده است .اين كاروانسرا به وسيله لاشه سنگ و آجر ساخته شده است . حتي در برخي از قسمت‌هاي آن از جمله ورودي ، از آجرهاي بناهاي ساساني نيز استفاده كرده اند


قلعه ها ،برجها و آتشكده ها در شهرستان قصر شيرين

آتشكده چهارقاپي
چهار قاپو يا چهار قاپي به معني چهار در ، از جمله آتشكده هاي زمان ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است . اين آتشكده از نوع آتشكده هايي است كه داراي دالان طواف بوده ولي متأسفانه در اثر مرور زمان رواق آن فرو ريخته است ولي با اين وجود در برخي از قسمت ها آثاري از آن ديده مي شود . اين آتشكده عبارت است از اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر كه داراي سقفي گنبدي شكل به قطر 16 متر بوده ولي متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود . اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي شوند . در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش هايي از آنها در نتيجه كاوش هاي باستان شناختي سال هاي اخير شناسايي شده است . اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است . البته گنبد بنا آجري بوده است .اگرچه اكثر باستان شناسان اين بنا را آتشكده اي از زمان خسرو پرويز پادشاه ساساني مي دانند ولي برخي نيز آن را كاخي از همان زمان مي دانند.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:33 ] [ سجاد رنجبر ]

سرپل ذهاب در كنار ويرانه‌هاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌اي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران باستان بوده كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاري از پايه هاي آجري آن بر جاي مانده است. اين شهرستان هم اكنون نيز يكي از مهم‌ترين مناطق استان كرمانشاه را تشكيل مي‌دهد. صنايع دستي شهرستان سرپل‌ذهاب‌را ‌قالي، گليم و جاجيم كه محصولات آن‌ها با نقش هاي زيبا و مرغوب تزيين‌داده مي شوند تشكيل مي‌دهند.چشمه آب‌گرم تنگ‌حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبري، كاروا‌ن سراي ساساني، دكان داود در3 كيلومتري جنوب خاوري سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
چشمه آب‌گرم تنگ حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبري، كاروا‌ن سراي ساساني، دكان داود در3 كيلومتري جنوب خاوري سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.
صنايع و معادن
دام‌داري تنها با شيوه سنتي رواج داشته و شامل پرورش بيش از 10 هزار راس گاو و 400 هزار راس گوسفند و 20 هزار راس بز است. هم چنين فرآورده‌هاي دامي به مقدار قابل ملاحظه‌اي صادر مي شود. لازم به توضيح است كه مراتع اين شهرستان از بهترين مراتع قشلاقي استان كرمانشاه به شمار مي رود. محصولاتي چون فرآورده هاي دامي و دام، گندم، جو، ‌تره بار، انگور، انار، انجير و سيب در زمره صادرات شهرستان سرپل ذهاب هستند.
کشاورزي و دام داري
شغل اصلي مردم سرپل ذهاب كشاورزي و دام‌داري است و فرآورده ها و محصولات كشاورزي شهرستان عبارتنداز: گندم، جو، بنشن،‌ كنجد، گياهان علوفه اي، ذرت، انواع تره بار، سيب، گلابي،‌ انار، و انجير. كشاورزي در شهرستان سرپل ذهاب سنتي و نوع كشت آبي و ديمي است. رواج كشاورزي در اين ناحيه به علت خاك مساعد و آب فراوان است. آب كشاورزي از رودخانه هاي متعدد و چاه هاي ژرف و نيمه ژرف تامين مي‌شود. در اين شهرستان باغ‌داري نيز رواج زيادي داشته و شامل پرورش درختان سيب، انار، گلابي و انجير مي‌شود كه تمام آن ها در زمره اقلام صادراتي سرپل ذهاب محسوب مي‌شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان سرپل ذهاب از شمال به شهرستان جوانرود، ‌از خاور و جنوب خاوري به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان گيلان غرب و از باختر به شهرستان قصر شيرين و خاك عراق محدود مي‌شود. شهر سرپل ذهاب مركز شهرستان سرپل ذهاب، در 52 درجه و 45 دقيقه درازاي جغرافيايي و 28 درجه و 34 دقيقه پهناي جغرافيايي، در 550 متري از سطح دريا و در 147 كيلومتري راه اصلي كرمانشاه – قصر شيرين قرار دارد. رود دايمي الوند از ميان شهر مي‌گذرد و آب و هواي آن نسبتا گرم و نيمه خشك است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
سرپل ذهاب در جوار ويرانه هاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌اي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران باستان بود كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاري از پايه هاي آجري آن بر جاي مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان «زهاو» مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معناي آب مقطر، خوب و هم چنين به معني چشمه و منبع آب آمده است و ظاهرا ‌اين شهر به علت چشمه سارها و سراب هاي فراوان، به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه سرپل است كه از نام پلي بر روي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است. اين شهر طبيعتي بسيار زيبا دارد. قدمت اين شهر به زمان مادها مي رسد كه در نوشته هاي جغرافي دانان بعد از اسلام بنام حلوان ياد شده و آشوريان به آن «كالمانو» مي گفتند. اين منطقه در زمان ساسانيان استاني به نام ‹‹خسرو شادفيروز››‌ و دربردارنده پنج شهر ‹‹فيروز قباد››، ‹‹كهستان››، ‹‹تامرا››، ‹‹ارپل›› و «خانقين» بوده است. در دوران خلفاي عباسي اين ناحيه تابع حكومت بغداد بود. اما بعدها به استثناي دوره زنديه و قاجاريه كه توسط پادشاهان عثماني اداره مي شد، همواره جزء قلمرو ايران بوده است.


طبيعت در شهرستان سر پل ذهاب

ارتفاعات بمو
اين ارتفاعات كه جزء زاگرس چين خورده مي باشد به صورت نواري از شمال به جنوب در شمال غرب منطقه از گله در طول خط مرز ايران و عراق امتداد دارد . بلندترين قله اين ارتفاعات 1842 متر ارتفاع دارد
دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي
دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي : ارتفاعات اين دشت از سطح دريا كم و به علت همجواري با خاك عراق ، داراي هوايي نسبتاً گرم است . عرض اين دشت بين 20 تا 70 كيلومتر است


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان سر پل ذهاب

مسجد عبدالله بن عمر
اين مسجد يكي از مساجد صدر اسلام است كه در روستاي شالان از توابع ريجاب واقع شده است . شالوده اين بنا بر روي بنايي قبل از اسلام ساخته شده است . پلان مسجد به شكل مستطيلي است كه طول آن 18 متر و به عرض آن 107 متر است . درداخل شبستان مسجد ، هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند . اين ستون ها از نظر شكل دو نوع مي باشند . چهار ستون چهار ضلعي به ابعاد 75*75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند و چهار ستون ديگر كه در يك امتداد قرار دارند ، هر يك از سه بخش تشكيل شده اند . بخش نخست كه از كف مسجد تا 30 سانتي متر شروع مي شود و به صورت چهارگوش مي باشد پس از آن تا ارتفاع 20/2 متري به شكل استوانه أي در آمده و در بخش سوم ساقه ستون مجدداً به شكل چهارضلعي ديده مي شود . در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته اند و سپس تيرهاي افقي مسجدي روي آن دو قرار داده اند .محراب مسجد برخلاف ساير مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه به وسيله گچبري به ديوار مسجد اضافه شده است . منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و مصالح آن سنگ و گچ مي باشد . اين منبر داراي پنج پله است .منار مسجد مدت ها بعد از ايجاد بنا ، در قسمت جنوب غربي پشت بام ساخته شده است . راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است . اين منار داراي 21 پله مثلثي شكل است . در بالاي آن نيز گنبدي مخروطي قرار دارد . مدخل مناره داراي تاق گهواره اي شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزئين شده است .


كاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان سر پل ذهاب

كاروانسراي ايلخاني (بيستون )
اين كاروانسرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني ساخته شده است كه به كاخ خسرو معروف مي باشد . به اين ترتيب كه ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني ، كاروانسرا را احداث كرده اند .اين كاروانسرا به ابعاد 80 * 85 متر است كه با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است . درگاه ورودي كاروانسرا در جبهه شرقي بنا قرار دارد . اين درگاه ورودي به حياط مركزي منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها و ديوارهاي مستطيل شكل قرار دارد . به اين ترتيب كه در سه ضلع شرقي ، شمالي و جنوبي ، رديفي از ايوان ها و اتاق ها قرار گرفته است و به عبارتي ترتيب قرار گرفتن اتاق ها به اين صورت بوده كه در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است ولي در ضلع غربي در جلو هر يك از اتاق ها ، ايوان كوچكي وجود دارد . ديوارهاي اين كاروانسرا تا قسمت پاكار قوسي به وسيله لاشه سنگ و از پاكار تا تيزه قوسي با آجر چيده شده است . در داخل حياط مركزي اين كاروانسرا ، مسجد كوچكي ساخته شده است . در كنار اين مسجد نيز سكويي با پلان مربع احداث شده كه در هر گوشه آن پشتبند مستطيل شكلي قرار دارد . در مركز اين سكو نيز فضاي مدور توخالي ايجاد شده است . متأسفانه كاربرد اين سكو تا كنون مشخص نشده است .


عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان سر پل ذهاب

طاق گرا
بناي طاق گرا در گردنه پاتاق بر سر راه كرمانشاه به سرپل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگفرشي بنا شده كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي داده است . به علت تغيير مسير ، اين راه و بناي تاق گرا اكنون در شيب هاي پائين جاده آسفالته قرار گرفته است . از نظر معماري ، بناي تاق‌گرا ، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است . اين بناي مستطيل شكل به ابعاد 86/4*70/7 متر است كه ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگفرش باستاني است . از لحاظ ساختاري ، اين بنا به وسيله بلوك هاي سنگي ساخته شده است كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده اند . مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است .ديوارهاي جناحين اين بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف تاق را كاملاً مسطح نمايند . ارتفاع كف بنا از سطح زمين 20/1 متر و ارتفاع از كف تا لبه قوس 92/5 متر و از لبه قوس تا زير گيلويي اول 20/1 متر است . همچنين بلندي افريز اول 60 سانتي متر است كه برروي آن يك رديف بلوك سنگي ساده به بلندي 45 سانتي متر قرار گرفته است . بر روي اين بخش ، سنگ هاي تزئيني افريز دوم قرار دارد . همچنين در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا ، يك رديف كنگره به ارتفاع 92 سانتي متر قرار گرفته است . بنابراين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است ، همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر مي باشد . ديوارهاي داخلي اين بنا به وسيله نقوش هندسي حجاري شده است .در مورد زمان ساخت اين بنا اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي آن را به دوره اشكاني و برخي ديگر آن را به دوره ساساني نسبت داده اند . همچنين براي اين بنا ، كاركردهاي متفاوتي چون يادگار احداث راه كاروانرو ، توقفگاه موكب شاهي ، اريكه سلطنتي ، پاسگاه مرزي و يا بناي يادبودي از يك پيروزي ذكر شده است .
نقش برجسته آنوباني‌ني
در اين صحنه تصوير آنوباني‌ني پادشاه مقتدر لولوبي به حالت ايستاده در سمت راست حجاري شده است . آنوباني‌ني داراي ريش بلند و صورتي نيم رخ است كه كلاه مدوري بر سر و گردن بندي بر گردن و كمربندي به كمر دارد . لباس او كوتاه و مطبق و كفشهايش از نوع صندل است . در دست راست وي اسلحه و در دست چپش كماني ديده مي شود . در زير پاي آنوباني‌ني دشمن شكست خورده اي حجاري شده است . در مقابل شاه ، تصوير الهه ني‌ني در مقابل شاه ايستاده است . او نيز كلاهي بلند و منگوله دار و پيراهني پشمين كه تا مچ پاي او مي رسد بر تن دارد . الهه ني‌ني تيرداني پر از تير در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتي را به طرف آنوباني‌ني دراز كرده و در دست چپش سر طنابي است كه با آن طناب ، هشت نفر اسير بسته شده است . از اين هشت اسير دو نفر در قسمت بالاي نقش ، پشت سر الهه ني‌ني ، ديده مي شوند و شش نفر ديگر در صف زيرين قرار دارند . اسيران همگي برهنه اند و دست هايشان از عقب بسته شده است .
در بالاي نقش ، در ميان سر شاه و الهه ني‌ني ، دايره اي نقش شده كه داخل آن ستاره اي چهار پر قرار دارد . در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي كتيبه اي به زبان اكدي نوشته شده است كه مضمون آن به شرح زير است :
« آنوباني‌ني پادشاه لولوبوم تصوير خويش و تصوير ني‌ني را بر كوه بادير نقش كرد . آنكس كه اين لوح را محو كند به نفرين و لعنت آنو ، آنونوم ، بل ، بليت ، رامان ، ايشتار ، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد .
اين نقش برجسته و كتيبه احتمالاً در 2200 پيش از ميلاد حجاري شده است .
نقش برجسته آنوباني ني 2 (لوح بزرگ سنگي )
نقش برجسته آنوباني ني 3 ( لوح بزرگ سنگي كتيبه )
نقش برجسته آنوباني ني داراي كتيبه
نقش برجسته گودرز شاه در سرپل ذهاب
در پائين نقش برجسته آنوباني‌ني ، نقش برجسته اي از دوره اشكاني وجود دارد كه يكي از بزرگان اشكاني را سوار بر اسبي نشان مي دهد . شاه اشكاني با بدني نيم رخ و صورتي تمام رخ حجاري شده است ، وي كلاهي بر سر دارد كه اطراف آن رشته اي شرا به دار فرا گرفته و گوشه هاي بلند كلاه بر روي شانه شاه افتاده است . پيراهن او كوتاه و تا بالاي ران ادامه دارد و شلوارش گشاد است . سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است . در جلو او مردي از بزرگان به حالت ايستاده حجاري شده كه گلي را به شاه اهداء مي كند .
در گوشه چپ اين نقش كتيبه اي به خط پهلوي نوشته شده كه مضمون آن چنين است :
اين پيكر خود گودرز شاه بزرگ پسر گيو » همچنين در گوشه سمت راست اين نقش برجسته كتيبه ديگري با مضمون « اين پيكر خود دژ دار حلوان » نقر شده است .گوردخمه برد عاشقان
اين گوردخمه در روستاي مله ديزگه از توابع دهستان ذهاب در دامنه كوهي به فاصله 2 كيلومتري از روستا قرار گرفته است . اين گوردخمه نيز همانند گوردخمه سان رستم در داخل قلعه سنگ بزرگي به شكل مكعب مستطيل به طول 40/5 متر و عرض 40/4 متر و به ارتفاع 50/2 متر ايجاد شده است . اين گوردخمه نيز داراي اتاقي است كه در داخل سنگ كنده شده است . اين اتاق به طول 46/1 و عرض 05/1 سانتي متر مي باشد .
اگر چه زماني اين گوردخمه را نيز همانند ساير گوردخمه به دوره ماد نسبت مي دانند ولي امروزه آن را متعلق به دوره ساساني مي دانند .
گوردخمه ديره
اين گوردخمه در فاصله 24 كيلومتري جاده سرپل ذهاب به طرف ديره در نزديكي روستاي گلين قرار دارد . اهالي روستا اين گوردخمه را به نام فراي كن يا تاق فرهاد يا اتاق فرهاد مي شناسند . گوردخمه مورد بحث به طول 50/6 متر ، عمق 20/3 متر و ارتفاع 15/2 متر مي باشد . در انتهاي دخمه دو پله به طول 35/1 متر ايجاد شده است . همچنين در ديوار جنوبي اين دخمه صفحه اي به ابعاد 34/1*60/1 متر جهت ايجاد نقشي تراشيده شده است .
گوردخمه دكان داود
اين گوردخمه در سه كيلومتري جنوب شرقي سرپل ذهاب در ابتداي جاده انزل واقع شده كه در ميان اهالي محل به كل داوود و دكان داوود شهرت يافته است و از مكان هايي است كه نزد طوايف اهل حق متبرك بوده كه در بعضي از اوقات سال در آنجا جهت انجام مراسم مذهبي اجتماع مي كنند . اين مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه ، داراي ايواني در جلو مي‌باشد كه طول آن در جلو 60/9 متر و در قسمت عقب 32/7 متر مي باشد . عرض آن 95/1 متر و ارتفاع آن نيز 60/2 متر است . اطراف ايوان به وسيله قاب هايي تزئين شده است . در دو طرف ورودي مقبره بقاياي دو ستون ديده مي شود كه بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بين رفته و تنها پايه ها و سرستون ها باقي مانده است . پايه ستون ها مربع شكل مي باشند . در ديوار عقبي اين ايوان ورودي به عرض 1 متر و ارتفاع 5/1 متر وجود دارد كه به اتاقي به طول 83/2 متر ، عرض 31/2 متر و ارتفاع 18/2 متر منتهي مي شود . در بدنه ديوارهاي اين اتاق 5 تاقچه جهت قرار دادن نذورات كنده شده است . همچنين در نيمه سمت چپ كف اتاق ، قبري بيضي شكل به عمق 70 سانتي متر كنده شده است . سقف اين اتاق داراي تاقي هلالي است ولي سقف ايوان جلو اتاق ، مسطح مي‌باشد .
در فاصله 8 متري زير اين گوردخمه ، قاب مستطيل شكلي بر روي يك قابي قديمي تر تراشيده شده است . در داخل قاب جديد شخصيتي به حالت تمام قد با صورتي نيم رخ حجاري شده است . اين شخص لباس بلندي برتن و كلاه لبه داري بر سر گذاشته كه قسمت پشت گردن و گوش هاي او را پوشانده است . همچنين در يك دست او برسمي ديده مي‌شود و دست ديگر را به حالت نيايش به طرف بالا نگه داشته است . زماني نيز تصور مي شد كه اين گوردخمه و نقش برجسته حجاري شده در زير آن متعلق به دوره ماد باشد ولي در پژوهش هاي اخير مشخص گرديد اين گوردخمه متعلق به دوره هخامنشي است و احتمالاً نقش برجسته حجاري شده در زير آن نيز مربوط به دوره سلوكي باشد .



موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:33 ] [ سجاد رنجبر ]

پاوه از مناطق زيباي‌استان كرمانشاه است كه درگذشته به «اورامانات» معروف بوده است. شهرستان پاوه درشمال باختر كرمانشاه واقع شده است كه از شمال به استان كردستان، از جنوب به شهرستان جوانرود، از باختر به مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود مي‌شود. سازمان كنوني شهر پاوه و بافت محلات موجود آن نتيجه تغيير شكل هسته قديمي شهر و رشد آن طي ربع قرن اخير است. البته عمده تغييرات اين شهر طي سال‌هاي اخير صورت گرفته‌است.بافت‌قالي،گليم،جاجيم،شال‌پشمي‌و گيوه از جمله مهم ترين صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
غار قوري قلعه‌در جنگل هاي اورامانات – 90 كيلومتري كرمانشاه و مسجد جامع پاوه از جمله مكان‌ةاي تاريخي و ديدني شهرستان پاوه به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
محصولاتي‌چون گردو، بادام، انگور، انجير‌، فرآورده هاي دامي، قالي، گليم، و سقز از محصولات صادراتي شهرستان به شمار مي‌آيند.
کشاورزي و دام داري
بيش‌تر مردم پاوه به علت داشتن آب و هواي مناسب، به كشاورزي و دام‌داري اشتغال دارند. محصولات كشاورزي شهرستان پاوه؛گردو،آلوچه، روغن، پشم، ميوه، توتون، بادام، ‌انگور، انجير، و سقز است. آب كشاورزي از چشمه (سراب هولي) و رود و آب آشاميدني شهر از سراب هولي فراهم شده است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان پاوه يكي از شهرستان‌هاي كرمانشاه است كه درشمال باختر اين استان واقع شده است و از شمال به استان كردستان از جنوب به شهرستان جوانرود ازباختربه مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود مي‌شود. مركز اين شهرستان شهر پاوه است كه در َ21 ْ46 طول جغرافيايي و َ03 ْ35 عرض جغرافيايي و ارتفاع 1540 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 918 16 نفر برآورد شده است. پاوه مركز شهرستان پاوه در 124 كيلومتري راه كرمانشاه – پاوه قرار دارد. پاوه در 566 كيلومتري تهران (فاصله هوايي) قرار گرفته است. شهر پاوه در كنار دره خانقاه برافراشته شده و رود دره گلال يا پاوه از جنوب شهر مي گذرد. آب و هواي منطقه نسبتا سرد و مايل به اعتدال و نيمه مرطوب است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
پاوه از مناطق زيباي استان كرمانشاه است كه در گذشته به «اورامانات» معروف بوده است. نام پاوه را به «پاوه» سردار يزدگرد سوم - آخرين پادشاه ساساني - منسوب مي دانند كه جهت جلب حمايت اكراد، روانه اين منطقه‌شدو مورد احترام اهالي قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند، كه در كتاب‌هاي عربي‌فاوج آمده است. هم چنين معناي كلمه اورامانات از اورتن (اورامان) نام يكي از سرودهاي ديني زرتشتيان گرفته شده است. قلعه دژ و پاسگه كه هنوز در پاوه وجود دارند بازمانده و باروي عهد آن سردار است. ظاهرا در محلي نزديك پاوه كه اكنون جنگاه گفته مي‌شود مردم پاوه با سعدوقاص جنگيده‌اند.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان پاوه

مسجد جامع پاوه
اين مسجد در خيابان امام محمد شافعي در شمال شهر پاوه واقع شده است . اين بنا ظاهراً بر روي بقايايي از آتشكده دوره ساساني پي ريزي شده است . اين مسجد فاقد صحن بوده و از يك شبستان مستطيل شكل تشكيل گرديده است . اين شبستان به ابعاد 15*20 متر است كه در داخل آن 15 ستون چوبي قرار دارد كه ارتفاع هر يك از ستون ها 30 متر مي باشد . در سال هاي اخير در محراب مسجد تعميراتي انجام شده و شكل اصلي آن تغيير كرده است . اين مسجد داراي يك مناره مي باشد . مردم محل بناي اين مسجد را به صدر اسلام نسبت مي دهند و بر اين باورند كه در روزگار خليفه دوم به دستور فرزندش عبدالله بن عمر بنا شده است .
در سال هاي اخير اين مسجد توسعه پيدا كرده و ساختمان جديدي با استفاده از شيوه و سبك مسجد النبي در مدينه منوره در كنار آن ساخته شده است .


آرامگاه ها ،امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان پاوه

امامزاده كوسه هجيج
اين امامزاده در 20 كيلومتري غرب پاوه ، در روستاي هجيج و در كنار رودخانه سيروان واقع شده است . بناي اين امامزاده به صورت چهار طاقي آجري است كه در سال‌هاي اخير توسط اداره اوقاف احداث شده است ولي در گذشته داراي بنايي سنگي بوده است . پيش نمازان روستاي هجيج درباره نام و نسب اين امامزاده به نقل از بحرالانساب مي گويند . « نامش عبيدالله است و فرزند حضرت امام موسي كاظم ( ع ) مي باشد كه پس از رحلت پدر در زمان هارون الرشيد با يكي از برادرانش به نام امامزاده اسماعيل به اين منطقه پناه آورده است . بعدها برادرش به اسپريس يكي از روستاهاي اطراف پاوه ، عزيمت كرد و او در هجيج ماندگار شد . اندك اندك ياراني به دور او جمع شدند . مي گويند امامزاده كوسه بوده و از پريشاني اوضاعش ميل به ازدواج نداشته و ياران او نيز تا وقتي كه او زنده بوده ازدواج نكرده اند .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:32 ] [ سجاد رنجبر ]

جوانرود همان محلي است كه حمدلله مستوفي در «نزهت القلوب» از آن به عنوان «الاني» نام برده است با اين‌ حال در مورد پيشينه تاريخي جوانرود اطلاعات زيادي در دست نيست. نگاهي به روند تغييرات شهر جوانرود نشان مي‌دهد كه بيش ترين تغييرات اين منطقه طي سال‌هاي اخير رخ داده است شهرستان جوانرود از شمال به شهرستان پاوه، از جنوب به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب باختري به شهرستان سر پل ذهاب،‌ از باختر به كشور عراق و از خاور به شهرستان كامياران محدود مي‌شود. شغل اصلي مردم جوانرود كشاورزي و دام‌داري است. در زمينه‌ي صنايع دستي؛ بافت گليم‌هاي عشايري با طرح‌هاي كردي و جاجيم‌هاي مرغوب و كم نظير و نيز بافت انواع شال‌و جوراب و دستكش پشمي در شهرستان جوانرود از رونق ويژه اي برخوردار است. غار‌كاوات‌در شمال‌ دره‌قوري‌قلعه مهم‌ترين مكان ديدني شهرستان جوانرود را تشكيل مي‌دهد.
مکان هاي ديدني و تاريخي
غار كاوات‌در شمال‌ دره‌قوري‌قلعه مهم‌ترين مكان ديدني شهرستان جوانرود را تشكيل مي‌دهد.
صنايع و معادن
در شهرستان جوانرود رشته هاي صنايع كارگاهي كمد سازي، كابينت سازي، موزاييك سازي، بلوك زني و چوب بري رواج كامل يافته است. در زمينه صنايع دستي بافت گليم هاي عشايري با طرح هاي كردي و جاجيم هاي مرغوب و كم نظير و نيز بافت انواع شال و جوراب و دستكش پشمي از رونق ويژه برخوردار است.
کشاورزي و دام داري
شغل اصلي مردم جوانرود كشاورزي و دام‌داري است. آب كشاورزي از رودخانه ها فراهم شده و محصولات كشاورزي جوانرود عبارتند از گندم، جو، بنشن،‌ گياهان علوفه اي، سيب، آلو، توت،‌ گردو، و انگور، که از اين ميان بنشن، گردو، ‌سيب، و آلو جزء صادرات اين شهر نيز به شمار مي آيند. دامداري و دامپروري از فعاليت هاي بسيار مهم شهرستان جوانرود است. اين امر به دليل وضعيت خاص منطقه و زندگي عشايري رايج در ناحيه و اختلاف آب و هوايي در فواصل كوتاه مي باشد. هم چنين در اين شهرستان پرورش زنبور عسل رونق چشمگيري دارد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان جوانرود از شمال به شهرستان پاوه، از جنوب به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب باختري به شهرستان سر پل ذهاب،‌ از باختر به كشور عراق و از خاور به شهرستان كامياران محدود مي‌شود. جوانرود مركز شهرستان جوانرود، در درازاي جغرافيايي 29 درجه و 46 دقيقه و پهناي جغرافيايي 48 درجه و 34 دقيقه و در 1300 متري از سطح دريا، در 86 كيلومتري شهر كرمانشاه و در مسير راه چقا نرگس – باينگان قرار دارد. جوانرود در دره اي قرار گرفته است كه از شمال و شمال باختري به كوه هاي گرده برگير و چاه قلي محدود است و رود زيمكان با گذشتن از به سوي شمال باختري مي رود. آب و هواي اين شهر معتدل و نيمه مرطوب است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
جوانرود همان محلي است كه حمدلله مستوفي در «نزهت القلوب» از آن به عنوان «الاني» نام برده است. در حال حاضر نيز آب آشاميدني شهر جوانرود، ‌از آب سراب معروف «الاني» به دست مي آيد. حمدلله مستوفي از الاني يا جوانرود امروزه به عنوان قصبه اي معتبر با هواي خوش، آب هاي روان، علفزارهاي نيكو، شكارگاه هاي خوب و ناحيه اي با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته و در اطراف آن قلعه هايي نيز قرار گرفته بوده است. درويش سلطان (فرزند صفي خان سليمان گوران – والي جوانرود) بر خرابه‌هاي الاني، قلعه، مسجد، بازار و مدرسه ساخته است. جوانرود در دوران افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. در دوره قاجاريه، حكومت جاف و جوانرود در دست برادر و فرزندان امان الله خان والي بود. امان الله خان والي، حكومت جاف و جوانرود را به محمد صادق خان پسرش واگذار نمود. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايي زيبا دارد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان جوانرود

مسجد و حسينيه شيخ محمود تم تم
اين مسجد در سال 1363 قمري به وسيله شخصي بنام شيخ محمود ساخته شده ( اواخر رضا خان و اوايل پهلوي ) كه درروستاي تم تم در جنوب غربي شهرستان روانسر در موقعيت 46 درجه و 38 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و 38 دقيقه عرض جغرافيايي و 1360 متر ارتفاع از سطح دريا قرار دارد . روستاي تم تم از جمله محل هاي بسيار غني است كه تپه تم تم . تپه رحيم و تپه گل پري در اطراف آن واقع شده است .بطور كلي مجموعه مسجد و حسينيه در كنار بافت مسكوني روستا قرار دارد مسجد داراي صحن ساده اي با ستونهاي چوبي است كه در ساخت آن از مصالح آجر و ملاط گچ استفاده شده است پنجره هاي مسجد بصورت هلالي بوده بطوريكه در ابتدا از جنس چوب به سبك اواخر دوره قاجار با شيشه هاي رنگي ساخته شده است اما فرم آنها در دوره ديگر تغيير يافته و پنجره هاي آهني جايگزين آنها مي شود در سمت چپ مسجد حسينه واقع شده است كه داراي صحني ساده با چند طاقچه گچي مي باشد پنجره هاي حسينيه نيزمانند مسجد داراي سبك هلالي است . بخشي از حسينيه كه در حال حاضر نوادگان شيخ محمود در آن ساكنند داراي ديوار هاي خشتي با اندود كاه گل مي باشد پشبند هاي آجري در اطراف ورودي قرار دارد وداراي ايواني سنگي است در ضلع شمالي روستا قبرستان قديم و جديد روستا قرار دارد كه مقبره شيخ محمود باني مسجد تم تم نيز در آن واقع شده است . كق


عمارت ومحوطه هاي باستاني در شهرستان جوانرود

گوردخمه روانسر
در داخل شهر روانسر و در جوار گورستان محل ، گوردخمه اي به طرف شرق و ارتفاع 35 متري از سطح قبرستان در سينه كوه كنده شده است . قسمت تسطيح شده شامل يك ديوار عمودي به عرض 3 متر و ارتفاعي در حدود 30/2 متر است . بخش فوقاني اين فضاي ايوان مانند به عمق 10 سانتي متر و در قسمت تحتاني در حدود 81 سانتي متر مي‌باشد . در ديوار انتهايي اين ايوان ، قابي مستطيل شكل به عمق 20 سانتي متر ايجاد شده كه در حقيقت قاب ورودي گوردخمه محسوب مي شود . اين ورودي به ابعاد 70*92 سانتي‌متر است كه به اتاقكي تقريباً مربع شكل منتهي مي شود . با توجه به سوراخ هايي كه
در دو طرف ورودي ايجاد شده به نظر مي رسد كه اين گوردخمه داراي درگاهي بوده است.
اتاق اين گوردخمه به طول 43/2 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 64/1 متر مي باشد . كف اين اتاق فاقد هرگونه پستي و بلندي بوده و سقف آن مسطح است و در چهار جهتي كه به ديوار ختم مي شود با ديوار به شكل قوس هايي نا منظم ارتباط پيدا كرده ، بطوريكه به سقف حالتي قوسي شكل داده است .
در سمت راست مدخل ورودي دخمه ، نقوشي حجاري شده است . وضعيت نامناسب نقش برجسته امكان هر گونه توصيف قابل ذكري را نمي دهد اما با دقت زياد مي تون چهار تصوير در روي سطح تسطيح شده تشخيص داد .
1 ـ روشن تر از همه شكل تقريبي يك متوازي الاضلاع است كه رديف هاي موازي آن را به 13 قسمت تقسم مي كند و از وسط تصوير به شكل مورب تا قسمت راست پائين نقش ادامه مي يابد .
2 ـ در حد فاصل تصوير متوازي الاضلاع و در ورودي بخش از نيم رخ يك شخص كه شيء را به صورت عمودي در دست نگه داشته به چشم مي خورد
. 3 ـ سومين نقش در بالاي متوازي الاضلاع و درست در وسط كادر قرار گرفته است . كه تصوير انسان بالداري مي باشد كه پشت به در ورودي مقبره ايستاده است .
4 ـ دو صفحه مدور سمت راست نقش بالدار را مي توان به عنوان چهارمين تصوير محسوب كرد .
با توجه به نقوش حجاري شده در نماي اين گوردخمه مي توان آن را به دوره هخامنشي نسبت داد .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:31 ] [ سجاد رنجبر ]

اولين هسته آثار تمدن در منطقه باستاني كنگاور بنابر مدارك موجود منحصر به معبد ناهيد است و چنين بر مي آيد كه تا زمان ساسانيان جز معبد آناهيتا و بناهاي مختصر خدماتي آن استقراري در اطراف آن نبوده است در اواسط دوره ساساني همراه با نزول آيين مهر پرستي از اعتبار معبد كاسته شد و رو به ويراني گذاشت. سطوح آماده معبد و مصالح ساختماني كه در آن فراهم بود از يك طرف و راه خاور به باختر كه تا تيسفون كشيده شده و راه‌هاي ديگر عبور عشاير از جنوب به شمال از طرف ديگر و وجود آب فراوان چشمه و دشت‌هاي حاصل‌خيز جنوب سبب شدند كه كنگاور منزلگاه مردمي شود كه خدمات راه كاروان رو تيسفون و مبادلات عشاير كوچ نشين را فراهم مي‌آوردند.از‌اين‌‌رو‌مي‌توان با تكيه‌بر‌نتايج‌كاوش‌هاي باستان‌شناسي مقر اولين ساكنان شهر را بر تپه مركزي كنگاور انگاشت كه از نظر حفاظ سوق الجيشي نيز تاييد شدني است. زبان مردم اين شهرستان فارسي بوده و آشنا به كردي هستند و مذهب آن ها شيعه است. مردم كنگاور اغلب لر يا كرد هستند و عده اي هم از اعقاب ايلات ترك زبان هستند. در دهستان «فش» گروهي ارمني تبار زندگي مي كنند كه خود معتقدند نياكانشان از همراهان شيرين - همسر ارمني خسرو پرويزبوده و از ارمنستان به اين ناحيه كوچيده و ماندگار شده اند.
چشمه صيفور در شمال خاور كنگاور، چشمه عبدل در شمال كنگاور، چشمه هندي آباد در شمال خاوري كنگاور، امام زاده باقر در گودين – بخش مركزي، امام زاده سيد جمال الدين در فش – بخش مركزي، پل آجري كوچه در دهستان گودين، حمام هاي قديمي درشهر كنگاور ، شاه‌زاده محمد ابراهيم ، قلعه ساري اصلام، مسجد امام زاده، مسجد جامع و معبد آناهيتا دركنگاور از جمله مهم ترين ديدني‌هاي شهرستان كنگاور به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
صنايع كارخانه‌اي مانند توليد ادوات كشاورزي، سنگ‌بري، ‌نمك‌كوبي، بتن و تيرچه بلوك سازي و موزاييك سازي و غيره داير و فعال است. معادن سنگ ساختماني واقع در باختر و خاور كنگاور مورد بهره برداري قرار دارد.
کشاورزي و دام داري
در شهرستان كنگاور به علت منابع آبي فراوان و خاك حاصل‌خيز كشت و زرع از رونق ويژه اي برخوردار بوده و كشاورزي به شيوه سنتي بازدهي خوبي دارد. منابع آب كشاورزي در سطح شهرستان بسيار متنوع بوده و علاوه بر رودخانه، 19 رشته كاريز، 38 دهنه چشمه و تعداد زيادي چاه ژرف و نيمه ژرف مورد استفاده قرار مي گيرد. محصولات كشاورزي كنگاور عبارتند از گندم، جو، ذرت، چغندرقند، تره بار، بنشن، گياهان علوفه اي، انگور، سيب، گردو، زردآلو،‌ گلابي. دام داري در شهرستان كنگاور به دو شيوه صنعتي، شامل پرورش بيش از 300 گاو و بيش از 1000 راس گوسفند و سنتي كه توسط روستاييان و عشاير انجام مي شود رواج يافته و از بازده نسبتا خوبي برخوردارشده است. به گونه اي كه فرآورده هاي دامي و دام از جمله اقلام صادراتي كنگاور به شمار مي رود. پرورش طيور نيز بسيار رايج است و علاوه بر آن‌چه در روستاها توليد مي شود در حوالي شهر كنگاور هم تعداد زيادي واحد صنعتي فعال وجود دارد. زنبورداري شامل بالغ بر 7000 كندوي مدرن، و 200 كندوي بومي است كه ميانگين توليد عسل ساليانه هر كندو به حدود 10 كيلو مي رسد.
مشخصات جغرافيايي
كنگاور مركز شهرستان كنگاور در 87 كيلومتري شمال خاوري كرمانشاه و در مسير كرمانشاه – همدان واقع شده است. كنگاور در 57 درجه و 47 دقيقه درازاي جغرافيايي و 30 درجه و 34 دقيقه پهناي جغرافيايي، در بلندي 1500 متري از سطح دريا قرار دارد. كنگاور اولين بخش خاوري استان كرمانشاه است و از شمال به شهرستان اسدآباد، از خاور به شهرستان تويسركان، از جنوب به شهرستان نهاوند و از باختر به شهرستان صحنه محدود است. خرم رود و رود سراب كنگاور از مهم ترين رودخانه هاي اين شهرستان بوده که رود سراب کنگاور با گذشتن از قسمت هاي باختري شهر، در كرمانشاه به رود گاماسياب مي پيوندد. آب و هواياين منطقه نسبتا سرد و نيمه خشك بوده و كوه هاي پر آفتاب (در 5 كيلومتري شمال باختري)، سه سنگه (در حدود 6 كيلومتري شمال باختري) و كوه سرتخت (در حدود 2 كيلومتري شمال) اين شهر را در بر گرفته اند. مطابق سرشماري سال 1375 شهر كنگاور 50269 نفر جمعيت داشته است.


قلعه ها ، برجهاو آتشكد ه ها در شهرستان كنگاور

معبد آناهيتا
بناي معروف به معبد آناهيتا در مركز شهر كنگاور بر سر راه همدان به كرمانشاه واقع شده است .اين بنا بر روي تپه طبيعي با حداكثر ارتفاع 32 متر نسبت به سطح زمين هاي اطراف ساخته شده است . نقشه بناي كنگاور چهار ضلعي و به ابعاد 209*224 متر مي باشد كه هر ضلع آن به شكل صفه اي به قطر 18 متر است . اين صفه ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند كه نماي بيروني آن ها به وسيله سنگ هاي بزرگ تراشيده شده اي به صورت خشكه چين پوشش داده شده و گاهي براي اتصال برخي از بلوك ها ، از بست هاي آهني و سربي استفاده كرده اند . در قسمت جنوبي بنا ، پلكان دو طرفه اي به درازاي 154 متر وجود دارد كه هر دوتا پنج پله در يك بلوك سنگي ايجاد شده است . در وضع موجود تعداد سنگ پله ها در پلكان شرقي 26 پله و د رپلكان غربي 21 پله مي باشد ولي با توجه به ارتفاع ديوار كه 20/8 متر از آن باقي مانده به طور يقين تعداد پله ها بيشتر از اين بوده است . در بخش شمال شرقي بنا نيز دو رديف موازي سنگ هاي تراشيده بكار رفته كه بر وجود ورودي به عرض 2 متر در اين بخش از بنا دلالت دارد . در مركز بنا ، صفه اي با جهت شرقي ، غربي ساخته شده كه 93 متر درازا و 30/9 متر پهنا و بين 3 تا 5 متر ارتفاع دارد . اين صفه با لاشه سنگ هاي بزرگ كه حداقل يكي از سطوح آن صاف بوده ساخته شده است و نماي آن با ملاط گچ پوشيده شده كه جز در برخي از سطوح پائين ديوار نشاني از آن نمانده است .بر روي صفه هاي چهارگانه اين بنا به جز فاصله بين دو رشته پلكان جنوبي ، يك رديف ستون قرار گرفته است . اين ستون ها كوتاه و قطورند . بلندي هر ستون كه شامل پايه ، ساقه و سرستون مي باشند 54/3 متر و قطر هر يك از ساقه ستون ها كه استوانه اي شكل مي باشند 144 سانتي متر است .در مورد كاركرد اين بنا در ميان محققين اختلاف نظرهايي وجود دارد . بطوريكه عده اي از نويسندگان اين بنا را معبدي براي الهه آناهيتا دانسته اند . آناهيتا ايزد بانوي ، آب هاي روان ، زيبايي ، فراواني و بركت در دوران پيش از اسلام بوده است .ولي برخي ديگر از محققين به تبعيت از نوشته هاي مورخين ايراني و عرب سده سوم هجري به بعد كاركرد اين بنا را كاخي ناتمام براي خسروپرويز معرفي كرده اند . از نظر زمان ساخت نيز عده اي اين بنا را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم پپيش از ميلاد نسبت داده اند ، عده ديگر آن را به سده يكم پيش از ميلاد و سيف الله كامبخش فرد كاوشگر بنا ، آن را به سه دوره هخامنشي ، اشكاني و ساساني نسبت مي دهد ولي مسعود آذرنوش كاوشگر ديگر بنا آن را كاخ ناتمامي از خسروپرويز در اواخر دوره ساساني مي داند .


پلها وبندها در شهرستان كنگاور

پل كوچه
اين پل در هفت كيلومتري شرق كنگاور ، در مسير جاده كنگاور به تويسركان ، در روستاي كوچه واقع شده است . پل كوچه بر روي رودخانه خرم رود به جهت شمال شرقي ، جنوب غربي احداث شده است . اين پل به طول 80/68 متر و عرض 5 متر مي باشد كه شامل شش پايه سنگي است كه چهار پايه مركزي آن هر يك به عرض 10/3 متر است .پايه هاي اين پل از دو بخش تشكيل شده است . بخش اول پايه به صورت مكعب مستطيل است و بخش دوم شامل آبشكن مثلث شكل مي باشد . پايه هاي اين پل بر خلاف ساير پل‌هاي استان ، تنها در يك طرف پايه ( قسمت شمالي ) داراي آبشكن است . اين پايه ها در قسمت داخل به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده ولي نماي آن با سنگ هاي نسبتاً بزرگ نتراشيده به ابعاد مختلف چيده شده است . اين پل داراي چهار دهانه نامساوي است . دهانه اول به عرض 60/4 متر دهانه دوم 80/4 متر ، دهانه سوم 90/4 متر ، دهانه چهارم 70/4 متر و دهانه پنجم 50/4 متر است . ارتفاع هر يك از اين دهانه از كف رودخانه تا تيزه قوس در وضع موجود در حدود 10/2 متر مي‌باشد . طاق تمام اين دهانه از نوع طاق هاي جناغي است ولي دهانه پنجم كه در گذشته فرو ريخته بود به هنگام بازسازي آن بدون توجه به فرم اوليه ، به جاي استفاده از آجر و ملاط گچ از سنگ لاشه استفاده كرده و همچنين در جريان بازسازي اطاق اين دهانه در نماي جنوبي به صورت هلالي در آمده است .جان پناه هاي پل آجري است . عرض هر يك از جان پناه ها 41 سانتي متر و بلندي آن از سطح گذرگاه پل 56 سانتي متر است . بر روي جان پناه ها يك رج آجر هره چيني شده است .به طور كلي آجرهاي به كار رفته در اين پل به ابعاد 5*21*21 و 60*20*20 سانتي متر مي‌باشد . متأسفانه كتيبه اي بر روي بنا وجود ندارد تا زمان دقيق ساخت آن را مشخص نمايد ولي با توجه به ساختار معماري آن و مقايسه با پل هاي صفوي ، به نظر مي رسد كه اين پل نيز در دوره صفويه ساخته شده باشد .


حمام ها و آب انبارها ي شهرستان كنگاور

حمام قلعه
اين حمام در ضلع جنوبي قلعه ساري اصلان كنگاور واقع گرديده است . سربينه يا رخت كن حمام ، محوطه هشت ضلعي است كه در هر ضلع آن صفه اي ايجاد شده است . در دو صفه ، درگاه ورودي و در پنج صفه ديگر ، رخت كن منظور شده است . طاق تمام صفه ها هلالي است و بر روي آنها پوشش گنبدي سربينه قرار گرفته است .در مركز سربينه ، حوض هشت ضلعي از جنس سنگ قرار دارد . اين سربينه به وسيله آهك‌بري هاي زيبايي تزئين شده است .گرمخانه حمام محوطه چهارضلعي به ابعاد 3*67/6 متر است كه در داخل آن دو ستون هشت ضلعي قرار دارد . بر روي اين ستون ها و ديوارهاي كناري ، پوشش طاق و گنبد گرمخانه برافراشته شده است . در ضلع شرقي و غربي گرمخانه ، خزينه آب گرم و سرد و در ضلع جنوبي و شمالي ، سكوهاي طاقداري قرار گرفته است .اين حمام ظاهراً همزمان با ساخت قلعه ساري اصلان در دوره قاجاريه ساخته شده است .
حمام حاج اصغر خان كنگاور
اين حمام در ميان دو محله گچ كن و گرگون واقع گرديده است . سربينه يا رختكن حمام ، فضايي است هشت ضلعي كه اضلاع آن دو به دو با هم برابرند . در هر ضلع سربينه ، صفه اي به عرض 2 متر و عمق 75/2 متر قرار دارد كه در دو صفه آن درگاه‌هايي براي دسترسي به گرمخانه و بيرون از بنا تعبيه شده است . صفه هاي ديگر به رخت كن اختصاصي دارد .وسط صفه شرقي ورودي به سربينه در وسط صفه شمال شرقي ، راهرو ورودي به گرمخانه است . در وسط سربينه ، حوضي هشت ضلعي از سنگ تراشيده ساخته اند .گرمخانه حمام به صورت فضايي است چهار ضلعي به ابعاد 54/8*04/8 متر كه پوشش سقف آن گنبدي است . بام گرمخانه از دو قسمت تشكيل شده است . قسمت مركزي شامل گنبد مدوري است كه اطراف گنبد طاق هاي جناغي است .در ضلع شمالي بنا ، خزينه آب گرم و در قسمت غربي خزينه آب گرم ، خزينه آب سرد است . خزينه آب گرم و سرد گرمخانه در دوره اخير به دوش و خلوتي تبديل شده است .اين حمام نيز در اواخر دوره قاجاريه ساخته شده است . ولي پس از آن بارها تعمير شده است .
حمام حسن خان كنگاور
اين حمام در محله شرآباد كنگاور واقع گرديده است . ورودي حمام در جبهه شمالي بنا قرار دارد . اين ورودي از طريق هشتي كوچك گنبد داري وارد سربينه مي شود . سربينه يا رخت كن به صورت فضاي مستطيل شكلي است كه ابعاد آن 34/3*53/7 متر است . در چهار كنج سربينه ، صفه هاي كوچكي تعبيه شده است . صفحه هاي بزرگ سربينه ، به طول 3 متر و عمق 59/1 متر و بلندي آنها تا ابتداي طاق 47/1 متر است . طاق صفه ها جناغي است و بر روي اين طاق ها ، پوشش اصلي سربينه متشكل از يك طاق گنبدي در ميانه و دو نيم گنبد در طرفين آن قرار گرفته است . در دو تا از صفه ها درگاه گرمخانه و هشتي ورودي قرار دارد و صفه هاي ديگر به رخت كن اختصاص دارد .سربينه از طريق راهرويي به طول 4 متر به گرمخانه منتهي مي شود . گرمخانه به ابعاد 62/4*53/7 متر است و از نظر پلان شباهت هايي به سربينه دارد . در اضلاع شرقي و غربي گرمخانه ، صفه هايي تعبيه شده است . در پشت صفه شرقي ، خزينه آب گرم قرار دارد كه ورودي آن مسدود شده و تبديل به منبع آب گرم شده است . در اضلاع شمالي و جنوبي نيز صفه هاي طاقدار كوچكتري ساخته شده است . در ضلع شمال شرقي گرمخانه ، محوطه وسيع مستطيل شكلي به طول 30/5 متر و عرض 3 متر وجود دارد . گرمخانه با كمك يك گنبد در ميانه و دو نيم گنبد در طرفين مسقف شده است . اين حمام در اواخر دوره قاجاره ساخته شده است ولي در سال هاي اخير تغييراتي در آن صورت گرفته است .


امامزاده ها،آرامگاه هاو زيارتگاه ها در شهرستان كنگاور

امامزاده ابراهيم كنگاور
اين امامزاده در گوشه شمال غربي بناي معروف به معبد آناهيتا قرار دارد . بناي قديمي اين امامزاده بر اثر زلزله سال 1336 ش خراب گرديد و بنايي نوساز و بزرگتر به جاي آن ساخته شد . بناي فعلي تقريباً به همان شكل بناي قديمي ساخته شده است . اين امامزاده داراي صحن مركزي گنبد داري است كه گنبد آن از نوع گنبد هاي روپوش مي‌باشد. همچنين اين بنا داراي دو مناره آجري است . از بناي قديمي امامزاده تنها سردر ورودي به محوطه صحن ، بر جاي مانده است
امامزاده باقر گودين
اين مقبره در يك كيلومتري شمال روستاي گودين كنگاور واقع شده است . اين بنا از بيرون به صورت چهار ضلعي است ولي از داخل داراي پلاني هشت ضلعي مي باشد . در زير صندوق داخل بقعه سنگ قبري به طول 48 سانت و عرض 24 سانت وجود دارد كهمضمون نوشته روي آن چنين است : « وفات السيد الفاضل بهاء الدين محمد بن محمد باقر الحسين رحمه الله 28 شهر جمد الثانيه سنته 1132 در مقابل ورودي اين مقبره ، ايوان و كفش كني ساخته شده است


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:30 ] [ سجاد رنجبر ]

شهرستان‌صحنه يكي‌از‌بخش‌هاي‌شهرستان‌كرمانشاه بود كه در سال‌هاي اخير، به شهرستان مستقلي تبديل شده است. اهالي شهرستان صحنه به زبان فارسي با گويش‌هاي كردي، لري و لكي صحبت‌کرده مسلمان و شيعه مذهبند. اقتصاد صحنه بر پايه كشاورزي، دام‌داري، باغ‌داري، صنايع دستي و صنايع كارخانه‌اي نهاده شده است. به دليل رونق دام‌داري صنايع دستي از قبيل گليم، قالي، جاجيم و گيوه بافي در صحنه رواج داشته و محصولات آن از اقلام صادراتي شهرستان محسوب مي‌شود. غارحاجي در روستاي كله‌جوب دينور، غار سيد شهاب‌در روستاي ميانراهان دينور، امام‌زاده عباس‌علي، امام زاده محمود، امام‌ زاده سيد ابراهيم در پريان – كندوله، امام‌زاده‌سيد‌جلال‌الدين‌در6 كيلومتري‌شمال‌كندوله، امام زاده پيرتكان در محمودآباد دينور، بقعه نوربخش‌در كندوله دينور، پل خسروي در راه قديمي دينور به صحنه، پل آجري ميان راهان در 22 كيلومتري شمال باختر صحنه، پل نوژي وان در روستاي بخوران چمچال – باختر صحنه، حمام پاچمن در شهر صحنه، زيارتگاه شوق علي در ناحيه دربند، زيارتگاه تخت تيمور در ناحيه دربند، قلعه هژير در 18 كيلومتري شمال باختر صحنه، قلعه مروان در كندوله دينور و مقبره صخره اي كيكاووس در شمال شهر صحنه از جمله‌ مكان‌‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.


عمارات ومحوطه هاي باستاني در شهرستان صحنه

گوردخمه هاي دربند صحنه
دخمه هاي دربند در بدنه كوه شوق علي واقع در شمال شهر صحنه و سمت راست آب دربند حجاري شده است . اين گوردخمه ها در بين اهالي محل به قبر كيكاوس ، فرهاد تراش و گور شيرين و فرهاد معروف مي باشد . در ارتفاعي كه بيش از 50 متر از سطح رودخانه فاصله دارد محلي به طول 5/14 متر و ارتفاع 11 متر تراشيده اند و در آن دخمه بزرگتر را ساخته اند كه درگاه آن روبه جنوب است . در جلو گوردخمه فضاي ايوان مانندي به ابعاد 75/1*85/5 متر و به ارتفاع 4 متر ايجاد كرده اند كه در جلو اين ايوان صفه‌اي به عرض 2 متر در صخره تراشيده اند . در دو طرف ايوان دو ستون سنگي وجود داشته كه متأسفانه تنها پايه و بخشي از ساقه آن بر جاي مانده است . بر اساس بخش هاي باقيمانده ، پايه ستون ها به شكل زنگوله برگشته مي باشند . قطر اين پايه ها 55 سانتي متر
است . بدنه اين پايه ستون ها داراي شيارهايي است كه شبيه پايه ستون هاي دوره هخامنشي مي‌باشد .
در نماي بالاي ورودي آرامگاه تصوير خورشيد بال داري حجاري شده است . در اين گوردخمه بعد از ايوان ستون دار ، ورودي دخمه به عرض 32/1 متر و ارتفاع 70/1 متر قرار دارد كه به اتاقي به ابعاد 20/3*3 متر و ارتفاع 45/2 متر منتهي مي شود . در هر يك از اضلاع شرقي و غربي اين اتاق سكويي به ابعاد 5/1*30/2 متر و ارتفاع 50 سانتي متر ايجاد شده است . بر روي هر يك از اين سكوها قبري به طول 15/2 متر و عرض 82 سانتي متر كنده شده است .
در ميان دو سكو ، مدخل مستطيل شكلي به ابعاد 145/1*90/1 متر وجود دارد كه به اتاق زيرين مرتبط مي شود . در داخل اين اتاق ، قبري به ابعاد 32/1*42/2 متر در داخل سنگ كنده شده است . در كنار اين قبر نيز سكويي به عرض 52 سانت و ارتفاع 50 سانتي متر وجود دارد .
در ديوار شمالي اين اتاق ، دو تاقچه كوچك جهت قرار دادن نذورات و هدايا كنده شده است.
با توجه به شكل پايه ستون ، نوع تراش و سقف اتاق زيرين به نظر مي رسد كه اين گوردخمه نيز متعلق به دوره هخامنشي باشد .
به فاصله 100 متري از گوردخمه بزرگ ، گوردخمه ديگري وجود دارد كه جهت آن به طرف شرق مي باشد . مدخل ورودي اين دخمه به طول 25/1 متر و بلندي 80 سانتي متر مي باشد . اتاق گوردخمه به طول 5/2 متر ، عمق 65/1 متر و ارتفاع آن از كف تا بلندترين نقطه 10/1 متر است .
با توجه به اينكه نوع تراش اين گوردخمه شبيه گوردخمه بزرگتر مي باشد بنابراين اين دو دخمه همزمان با هم مي باشند .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:28 ] [ سجاد رنجبر ]

هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه است كه‌پيشينه‌ي‌تاريخي آن‌باقدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. هسته اوليه شهر هرسين در پيرامون سراب و ميدان مركزي شهر (قلعه هرسين) شكل گرفته است. هرسين به واسطه آثار تاريخي به جاي مانده در ارتفاعات بيستون داراي شهرت ملي و جهاني است. ارتفاعات كم نظير بيستون، غار انار، غار داود، غار شهربانو، غار عسل و غار مرد و زن كه همگي در ارتفاعات بيستون واقع شده اند به همراه امام زاده خلي لله در روستاي چم سر، پل خسرو در راه قديمي بيستون به سرماج، جاده باستاني ساساني درطرفين بقاياي پل خسرو بيستون، سراب نوژي وران در 15 كيلومتري جاده بيستون – سنقر، شهر باستاني چمچال در بيستون، قلعه بستون در ابتداي راه بيستون به سنقر كليايي، قلعه هرسين، كاخ شاهپور، كاروان سراي شيخ عليخان، ناحيه باستاني بيستون در هرسين و نقوش و كتيبه هاي باستاني در بيستون برخي از ديدني هاي شهرستان هرسين را تشكيل مي‌دهند.
کشاورزي و دام داري
مردم‌هرسين به كشاورزي و دام‌داري اشتغال دارند و‌ محصولات گندم، جو،‌ بنشن، چغندرقند، تره بار، سيب، انگور، هلو از محصولات عمده شهرستان است. محصولات سيب درختي، هلو، نخود،‌ پنبه، ‌گندم، جو،‌ پياز، چغندرقند از جمله محصولات‌صادراتي شهر نيز هستند. كشاورزي شهرستان هرسين سنتي و نوع كشت آبي و ديمي است. آب كشاورزي از چشمه مخصوص چشمه سراب هرسين، كاريز، چاه ژرف و نيمه ژرف تامين مي‌شود. جنس خاك شني، رسي و سياه خاك و بسيار حاصل خيز است. دام‌داري نيز در شهرستان هرسين مانند ساير بخش هاي اين منطقه از موقعيت نسبتا خوبي‌برخوردار است و مواد لبني از جمله فرآورده هاي صادراتي هرسين محسوب مي‌شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان هرسين يكي از شهرستان هاي استان كرمانشاه در قسمت خاوري استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان صحنه، از جنوب به استان لرستان، از باختر به شهرستان كرمانشاه و از باختر به استان لرستان محدود مي‌شود. مركز شهرستان هرسين شهر هرسين است كه از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 35 دقيقه درازاي خاوري و 34 درجه و 16 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1570 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 96019 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 55079 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي كنند. شهر هرسين در دشتي قرار گرفته كه از شمال به كوه شيرزو، از جنوب به كوه زرين و از شمال خاوري به كوه گويي محدود مي شود. مركز شهرستان هرسين در 48 كيلومتري خاور كرمانشاه و در مسير راه اصلي خرم آباد – كرمانشاه قرار دارد آب و هواي آن‌نسبتا سرد است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه است. پيشينه تاريخي شهرستان هرسين با قدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. لسترنج در جغرافياي سرزمين هاي خلافت خاوري از قول حمدلله مستوفي مي نويسد: « در همان حدود قلعه هرسين و در پاي آن قلعه كوچكي واقع بود و اين شهر كوچك هنوز در بيست ميلي جنوب خاوري كرمان باقي است». صاحب عالم آراي عباسي، در زمره جلوداران لشگر ايران در مقابل لشگر عثماني، از شاه سلطان خدابنده لو حاكم هرسين نام مي برد. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امين الرعايا و فرزندان او بوده است.


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان هرسين

بناي بيستون
اين بنا در شمال كاروانسراي صفوي بيستون ، و در روبروي فرهاد تراش ، در زير جاده قديمي همدان ، كرمانشاه واقع شده است . بناي مورد بحث كه در جهت شرقي ـ غربي ساخته شده داراي پلاني تقريباً مستطيل شكل بوده و از دو بخش تشكيل شده است . بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر مي باشد كه ديوارهاي پيرامون آن به عرض 40/2 متر است . ورودي اين بنا در ضلع شرقي مي باشد . بخش غربي نيز به ابعاد 55*44 متر است كه از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي شود . اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي دهد . نماي روكار ديوارهاي بنا به وسيله بلوك هاي سنگي تراشيده ، ساخته شده ولي قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است . در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين ، پشت بندي هاي مستطيل شكلي به طول متوسط 10/3 متر ايجاد شده است . بر روي برخي از بلوك هاي سنگي بنا ، علائم حجاران ساساني نقش شده است .كاوش هاي باستان شناختي نشان داده است كه اين بنا هرگز در دوره ساساني تكميل نشده و به صورت نيمه كار رها شده است زيرا تنها ديوارهاي پيراموني بنا ساخته شده است . ولي مورخين اشاره مي كنند كه خسرو پرويز قصد داشته كه اين كاخ را تكميل كند
ولي هرگز موفق به تكميل آن نشده است . در دوره ايلخاني با ساختن 64 اتاق در داخل بنا ، از آن به عنوان كاروانسرا استفاده نموده اند .
نقوش برجسته اشكاني بيستون
سنت هاي هخامنشي پايه و اساس پيكر تراشي هايي است كه در نقوش برجسته صخره اي شناخته شده است . كهن ترين نمونه اين نقوش برجسته متعلق به ميتريدات دوم است كه در حدود 100 سال پيش از ميلاد در پايين نقش برجسته بيستون كنده كاري شده است . انتخاب جاي اين نقش برجسته در پايين نقش برجسته داريوش بزرگ بنا بر تصادف و اتفاث نيست . شاه اشكاني مي خواهد در همين جايي كه شاهنشاه هخامنشي آنرا براي كنده كاري اختصاص داده است، نقش برجسته اي ايجاد كند و خود را از اعقاب آن سلسله شكوهمند محسوب نمايد و سلسله اشكاني را بدان پيوند دهد . اكنون اين نقش برجسته بواسطه يك كتيبه ديگر از قرن هيجدهم ميلادي از ميان رفته است ولي مي توان آنرا توسط طراحي كه يك سياح اروپايي در قرن هيجدهم از آن (قبل از تخريب) تهيه كرده است بازسازي كرد . در اين نقش برجسته ميترايدات دوم شاه اشكاني ديده مي شود كه چهار تن از سران و بزرگان در برابر او مراسم انقياد و احترام بجاي مي آورند .
در اينجا نيز هنرپارتي از چهره سازي بي اطلاع است و كار داريوش مورد تقليد قرار مي گيرد و نه تنها از سبك و روش هنر درباري آن ملهم مي شوند . بلكه با ثبت نام افراد در زير شكل ها كوچكترين جزئيات آنرا هم تقليد مي كنند . اين نامها به خط يوناني نوشته شده اند . بر روي همان صخره در كنار نقش برجسته فوق الذكر يكي از جانشينان مهرداد دوم يعني گودرز دوم (51-38 ميلادي ) در زير يك كتيبه يوناني پيروزي خود را بر يك مدعي سلطنت كه روم از او پشتيباني مي كرد , حجاري شده است . غير از فرشته بالدار پيروزي كه بر سر شاه پيروزمند تاج مي نهد . (و تنها عنصري است كه منشاء يوناني دارد ). نقش هاي ديگر اين تصوير كاملا" ايراني هستند . شاه يكي از نجبا را در التزام دارد با اسب خود رقيب را بر زمين مي افكند . حالت عمل در تصوير تند و شديد است , مهذا تمام صفحه را عدم تحرك فرا گرفته است .
نقش برجسته هركول
اين نقش برجسته كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي گرديد ، مرد نيرومند كاملاً عرياني را به صورت لميده بر روي نقش شيري در حال استراحت در زير سايه درختي نشان مي دهد . وي به پهلوي چپ به طور نيم خيز به آرنج تكيه نموده است . در دست چپش پياله اي ديده مي شود كه تا نزديك صورت نگه داشته است . اين شخص دست راستش را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه گاه پاي ديگرش كرده است .
در پشت سر اين شخصيت ، نقوش و كتيبه اي حجاري شده است . اين نقوش شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره داري نقش شده است . كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي كه نماي آن به شكل معابد يوناني ( سنتوري شكل ) است ، نوشته شده است . مضمون اين كتيبه چنين است : « به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم برپا شد .
اگر اين سال را مبدأ تاريخ سلوكي يعني 312 ق.م بسنجيم ، سال 148 ق.م به دست مي آيد كه همزمان با مهرداد يكم است .
نقش برجسته بلاش
در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي نقش برجسته گودرز ، تخته سنگي به شكل چهار ضلعي نامنظم ديده مي شود كه در سه طرف آن نقوشي حجاري شده است . نقش وسطي ، شاه اشكاني را به حالت تمام رخ نشان مي دهد . وي گردنبندي بر گردن و كمربندي به كمر بسته ، لباس او از پائين به بالا تنگ و چسبان مي باشد و شلوار گشادي پوشيده است كه در قسمت مچ پا بسته شده است . اين شخص پياله اي در دست چپ دارد و دست راست را به طرف آتشدان دراز كرده است .
بر روي اين آتشدان ، كتيبه اي به خط پهلوي اشكاني به اين مضمون نقر شده است : « اين پيكره ولخش شاهنشاه پسر ولخش شاهنشاه نوه … » بعلت محو بودن آخر كتيبه مشخص نيست كه اين تصوير متعلق به كدام بلاش است .
در سمت چپ نقش بلاش ، بر ضلع ديگر تخته سنگ ، نقش ديگري ديده مي شود كه حالت آن طوري است كه بيننده تصور مي كند اين شخص در حال گام برداشتن به طرف شخص مياني است . اين شخص داراي لباسي شبيه شاه اشكاني است . وي دست راست را به طرف بالا گرفته و شيء را در دست دارد .
در سمت راست نقش مياني ، سومين نقش حجاري شده است . اين شخص نيز در حال حركت به سوي شخصيت مياني است . او نيز نيم تنه اي كه تا روي زانوهايش ادامه دارد بر تن كرده و كمربندي به كمر بسته است . دست چپ او ديده نمي شود ولي در دست راستش شيء گرفته است .
وقف نامه شيخعليخان زنگنه
شيخعلي خان زنگنه صدر اعظم شاه سليمان صفوي پس از ايجاد كاروانسرا و پل در ناحيه بيستون به منظور حفظ و نگهداري و تعمير ات اين آثاروپرداخت وجوهات به سادات فاطمي رقباتي را وقف اين نمود , متاسفانه اين اقدام خيرخواهانه او منجر به از بين رفتن نقوش برجسته دوران اشكاني گرديد.
مجسمه هركول
در سمت راست نقش برجسته مهرداد دوم پيكره نيمه برجسته هركول مشاهده مي گردد . اين اثر در طي گسترش عمليات راهسازي در سال 1337 شمسي نمايان گرديد و متشكل از دو بخش است : الف : سر كه بصورت جداگانه و مجزا طراحي شده است . ب : بدن كه بصورت نيمه برجسته بروي صخره هاي آهكي بيستون ايجاد شده است و هركول را در حاليكه بر شير لميده است نشان مي دهد. اين پيكره داراي كتيبه اي يوناني است كه توسط علي حاكمي كپي برداري شده است و متن آن چنين است : به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان بوسيله هياكينتوس پسر يانتياخوس به سبب نجات فرمانده كل اين مراسم بر پا شد . زمان ساخت مجسمه سال 164 ذكر شده است كه اگرآنرا با مبداء تقديم سلوكي ( 312 ق.م ) بنسجيم برابر با 148 ق . م است و چون سال يوناني سال قمري بوده است . اختلاف سال قمري با شمسي در حدود پنج شال است كه تاريخ ساخت مجسمه سال 153 ق . م تعيين ميشود و اين سال مقارن با اواسط سلطنت مهرداد اول اشكاني ( اشك ششم مي باشد ) در كتيبه فوق از شخصي به اسم ( كل امن) فرمانده بزرگ ياد مي شود كه گمان بر اين است در اين جنگها بر ضد مهرداد اول شركت داشته است و توانسته است به نوعي خود را از گرفتاريهاي جنگ رهاند و به يادگار نجات خود از اين مخمصه به دستور او و به وسيله هياكينتوس كه منصبي در آن نواحي داشته است اين اثر ايجاد شده است.
نقش برجسته مهرداد دوم
در پائين نقش برجسته داريوش يكم ، نقش برجسته اي از زمان مهرداد دوم به يادگار مانده كه متعلق به سال 123 ق.م تا 110 ق.م مي باشد . در اين صحنه در برابر مهرداد دوم چهار نفر از ساتراپ هاي محلي به ترتيب اهميت و جايگاه در پشت سر هم قرار دارند كه نيم رخشان به سوي مهرداد و مهرداد هم نيمي از صورتش به طرف آنهاست و دست راست خود را به حالت احترام بالا برده است .
نفر اول جلو مهرداد ، گودرز يكم ساتراپ ساتراپ ها مي باشد ، مطابق با اسناد بابلي اين شخص در اواخر حكومت مهرداد دوم ، شريك سلطنت او بوده است كه پس از مهرداد جانشين او مي شود .
نام نفر دوم كاملاً محو شده ولي چون براي او لقبي ذكر نشده است ، شايد يكي از شاهزادگان مورثي باشد كه بدون ذكر نمودن لقب نام برده مي شدند . در دست راست اين شخص ، شيء شبيه جام ديده مي شود .
نفر سوم ميترادات است كه لقب او در اين كتيبه « پپيس تومينوس » يعني مورد اعتماد شاه مي باشد . در دست وي تصوير نيكه ( الهه پيروزي ) ديده مي شود كه حلقه روبان داري در دست دارد . نفر چهارم كوفاساتس نام دارد كه فاقد لقب است .
اين نقش برجسته ها در حقيقت واگذاري قدرت از طرف مهرداد به هر يك از اين بزرگان را نشان مي دهد .
متأسفانه قسمت مهم اين نقش برجسته در سده هيجدهم ميلادي خراب شده تا به جاي آن وقفنامه شيخ عليخان زنگنه ، صدراعظم شاه سليمان صفوي كه حاكي از وقف درآمد و عايدات دو دهكده براي مخارج و نگهداري كاروانسراي بيستون مي باشد ، بنويسند . به هر حال مي توان قسمت از بين رفته اين نقش را بازسازي كرد زيرا گرولت يكي از همراهان شاردن ، اين نقش برجسته را در سال 1673 ميلادي طراحي كرده است .
نقش برجسته و كتيبه داريوش يكم
اين نقش برجسته كه يكي از با ارزش ترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است . از اين كوه در متون تاريخي به نام هاي بغستان به معني جايگاه خدايان ، بهيستان ، بهيستون ، بهستون ، بهستان و بيستون ياد شده است .
سنگ نگاره داريوش به طول 6 متر و به عرض 20/3 متر مي باشد . در اين سنگ نگاره ، تصوير داريوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاري شده است . وي تاج كنگره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد . ريش او مجعد به صورت چهار گوش مي‌باشد . همچنين موهاي مجعدش در پشت سر جمع شده است . او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپش كماني را گرفته است .
در اين صحنه ، داريوش پاي چپش را بر روي سينه گئومات مغ نهاده است . در پشت سر دايوش « وينده فره نه » كمان دار و « گئوبروه » نيزه دار ايستاده اند كه از جمله هفت تناني‌اند كه در براندازي گئومات شركت داشتند .
در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ بر پشت خوابيده و به علامت التماس ، دست هايش را بالا برده است . پشت سر او نيز صف اسيران كه گردن هايشان با طنابي به يكديگر و
دست‌هايشان از پشت بسته است ، قرار دارد .
در بالاي سر هر يك از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و بر روي دامن اسير سوم نام پادشاه شورشگر كه نقش او نيز آمده و جايي كه در آنجا شورش كرده ، ذكر شده است . 
برفراز سر اسيران تصوير سمبليكي از اهورا مزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده كه داريوش نيز دست راستش به نشانه نيايش اهورا مزدا بلند كرده است .
داريوش نخست تنها به نقوش فوق به جزء نقش سكونخا اكتفا كرد . در اين زمان تنها به نقر نبشته اي كوتاه به خط ميخي عيلامي در فضاي بالاي سر خود فرمان داده بود . در اين نوشته داريوش به معرفي خود و اجدادش مي پردازد و در حقيقت با اين نوشته مشروعيت خود را اعلام مي كند . پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره نقر مي كند . در مرحله نهايي نيز در زير نقوش برجسته ، شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان نقر مي كند .
نوز سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه كوه بوده اند كه سكاها دوباره سر بر شورش برداشتند ، داريوش در سال 519 پ.م سكونخا شاه سكاها را شكست داد و اين رويداد را بي درنگ به سنگ نبشته اضافه نمود ولي از آنجائيكه جايي براي حجاري تصوير شاه سكايي باقي نمانده بود ، داريوش دستور داد تا بخشي از متن عيلامي را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پائين ، كنار متن فارسي باستان از نو نقر كند و به جاي متن عيلامي ، تصوير سكونخا را حجاري كرده اند .
در اين سنگ نوشته ، دايوش ابتدا به معرفي خود و اجدادش پرداخته ، سپس شرح واقعه قتل گئومات مغ كه پس از مرگ كمبوجيه سلطنت را غصب كرده ذكر نموده ، پس از آن به شرح جنگ هايي كه بر ضد بزرگان و امراء ياغي كرده مي پردازد و در خاتمه به هر كس كه اين كتيبه بزرگ را محو كند ، لعنت مي كند .
نقش برجسته گودرز
در قسمت شرقي نقش برجسته مهرداد دوم ، بر روي همان صخره نقش گودرز دوم ( 51 ـ 46 م ) همراه با كتيبه اي به خط يوناني حجاري شده است . در اين نقش برجسته صحنه پيروزي گودرز دوم را بر رقيبش مهرداد نشان مي دهد . براساس نوشته‌هاي تاسيت مورخ ارمني ، مهرداد يكي از شاهزادگان پارتي ، كه در دربار كلاوديوس امپراتور روم پرورش يافت به تشويق امپراتور براي تصاحب تاج و تخت به ايران لشكر كشيد ولي مغلوب گودرز دوم شد . شخصيت اصلي اين صحنه ، گودرز مي باشد كه سوار بر اسب ، با نيزه اي بر دشمن حمله كرده و او را از اسب سرنگون كرده است .
در بالاي سر گودرز الهه نيكه در حال پرواز مي باشد و تاج گلي در دست گرفته است . در پشت سرشان يك سوار نيزه به دست خيز برداشته است و در پائين آن سوار ديگري ديده مي شود . اين نقش برجسته داراي كتيبه اي به خط يوناني مي باشد . مضمون كتيبه به نوشته جكسن چنين است : « مهرداد پارسي … گودرز شاه شاهان پسر گيو
خرابه هاي دوره ساساني
كاروانسراي كهنه در موقعيت جغرافياييN.34?,22?,55? و E.47?,26?,0? ارتفاع 1400 متري از سطح دريا در پاي صخره عظيم كوه بيستون و بر كنار شاهراه تاريخي ( جاده شاهي , جاده ابريشم و يا همان راه عتبات عاليات) بقاياي يك بناي نيمه مخروبه بر جاي مانده است كه با عنايت به وجود سر ستونهاي منقوش شبه كرنتي آن كه تصاويري از ايزدان و پادشاهان ساساني بر آن نقر گرديده، از قديم الايام توجه بسياري را بخود جلب نموده بود . شايد اولين پژوهش دقيق و علمي را صرفنظر از اشاراتي كه برخي از مورخان و سياحان نسبت به اين اثر نگاشته اند را مربوط به بررسيهاي دقيق ماكسيم سيرو بدانيم كه در سال 1959 اين بنا را بعنوان يك عمارت دوره ساساني مورد بررسي قرار داد .
كاوشهاي علمي بعدي در اين بنا توسط لوشاي آلماني در سالهاي 74 – 1965 ميلادي آغاز گرديد .كه اين امر با جابجايي روستاي بيستون مصادف بود كه قسمت عمده بنا را پوشانده و اغلب خسارات زيادي به آن وارد نموده بود و هنوز هم بقاياي برخي ديواره هاي اين روستا بر روي بافت معماري قديم بر جاي مانده است .
مطالعات نشان داد كه بناي مذكور مربوط به يك كاخ ناتمام در اواخر دوره ساساني ( خسرو II) است كه البته در ادوار بعدي دخل و تصرفاتي بر روي آن بوجود آمده است . از مهمترين تغييرات ايجاد شده در اين بنا مي توان به بقاياي كاروانسرا و مسجد ايلخاني اشاره نمود كه اين آثار با استفاده از آجرهاي خاص دوره ايلخاني و بر روي فونداسيون بجاي مانده از دوران ساساني ساخته شد . به نظر مي رسد كه آثار مذكور نيز بعدها توسط زلزله اي مهيب تخريب شده كه آثار آن هنوز ديده مي شود .
بعد از آن دوران با ساخت كاروانسراي بزرگ شيخ عليخاي در چند صد متري اين بنا عليرغم استفاده زيادي كه از مصالح اين بنا در ساخت كاروانسراي جديد به عمل آورد لكن از آن پس اين بنا بصورت يك مخروبه كه تحت اشغال روستا در آمد، قرار گرفت , كاوشهاي بعدي در اين بنا در سالهاي 7 – 1976 ميلادي توسط آقاي رهبرانجام شد وپس از يك وقفه طولاني 22 ساله بارديگر توسط ميراث فرهنگي كرمانشاه از سر گرفته شد . طي حفريات اخير با توجه به تغيير بافت محل و جابجايي جاده اسفالته سابق پلان حياط غربي بنا بصورت كامل و براي اولين بار ارائه گرديد .
سبك و اسلوب معماري ساساني همانند پشتيبانهاي منظم در فواصل معين و استفاده از حروف و علايم حجاران در برخي از سنگهاي تراش در اين بخش ديده مي شود . اين بنا در نزد اهالي به نام كاروانسراي كهنه معروف مي باشد . اسمي كه شايد بخاطر تميز آن از كاروانسراي ديگر ( كاروانسراي صفوي كناري) به كار مي رفته است .
غار خر (مرخرل )
در نزديكي شهر كوچك بيستون , بر دامنه كوه بيستون ومشرف بر رودخانه هاي گاماسياب و دينور آب غار عميقي به طول 27 متر واقع است كه به نام غار خر يا به لهجه محلي « مرخرل» ناميده مي شود . اين غار درسمت شمال شرقي غار شكارچيان و مشرف بر آن است و براي دستيابي بدان مسيري در حدود 500 متر را مي بايست در دامنه ارتفاعات طي نمود . اين غار در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,23?,22? و طول جغرافيايي E.47?,26?,5? واقع است .
اين غار در تابستان 1965 ميلادي (1344 شمسي ) بوسيله كايلريانگ و فيليپ اسميت شناسايي شده و در همان سال فليپ اسميت گمانه اي به ابعاد 1*2 متر نزديك دهانه غار حفر كرد كه حفاري تا عمق 51/5 متر ادامه داده شده . آثار بدست آمده از اين گمانه آزمايشي كه هيچگاه به سطح خاك بكر نرسيده به ترتيب از قديم به جديد با خراشنده ها و تيغ هاي ضخيم , دوره براودستي يا دوره زبرين (بالايي) پارينه سنگي جديدبا قلم هاي حكاكي , تراشنده ها و تيغ هاي كولدار و دوره زارزي يعني دوره فراپارينه سنگي , با ريز تيغه هاي مشخصه اين دوره. آثار بالاي اين لايه معرف دوران نو سنگي بدون سفال و نوسنگي با سفال بودند . سفالهاي دوره نو سنگي با سفال بسيار خشن بودند كه شاموت آنها كاه خرد شده بود و به سفال پوك شهرت دارند . جديدترين آثار بدست آمده از غار خر متعلق به زمان ساسانيان است. بقاياي استخواني بدست آمده از غار خر براي تعيين هويت به آزمايشگاه فرستاده شدند كه با توجه به گزارش لايه نگاري همراه آنها ترتيب قرار گرفتن ادوار مختلف در اين غار را مي توان به ترتيب چنين بيان نمود .
گوردخمه هاي اسحاق وند
اين گوردخمه ها در 25 كيلومتري جنوب غربي هرسين ، در شمال شرقي روستاي ده نو واقع شده اند . نام اين گوردخمه ها برگرفته از روستايي به نام اسحاق وند مي باشد كه در شمال اين گوردخمه ها قرار گرفته است . در ميان اهالي محل گوردخمه هاي مورد بحث به فرهاد تاش معروف اند .
اين مجموعه شامل سه گوردخمه مي باشد كه گوردخمه سمت راست بالاتر از دو گوردخمه ديگر قرار گرفته است . گوردخمه سمت چپ به شكل تاقچه اي به عمق 85 سانتي متر و عرض 10/2 متر است . گوردخمه وسطي به عمق 75/1 متر و عرض 63/1 سانتي متر مي‌باشد . گوردخمه سمت راست نيز به عرض 10/2 متر است . اطراف هر يك از اين گوردخمه‌ها قاب بندي شده است .
در بخش فوقاني گوردخمه وسطي تصوير مردي به حالت تمام قد به ارتفاع 87/1 متر و با چهره اي نيم رخ حجاري شده است . اين شخصيت لباس چين دار بلندي پوشيده است . وي دست هاي خود را به حالت نيايش در جلو صورت قرار داده است . در مقابل او مشعلي به ارتفاع 83 سانتي متر قرار دارد . پس از آن نيز آتشداني به ارتفاع 94 سانتي متر مشاهده مي شود . در پشت اين آتشدان ، شخصيتي به ارتفاع 80 سانتي متر حجاري شده كه دست‌هايش را بلند كرده و از پشت شيء را گرفته است .
زماني اين گوردخمه ها را به دوره ماد نسبت مي دادند ولي امروزه در مورد زمان ساخت آنها اختلاف نظرهايي وجود دارد . بطوريكه هرتسفلد آنها را به دوره هخامنشي نسبت داده و معتقد است كه گوردخمه وسطي قبر گئومات مغ مي باشد . اگر چه عده اي ديگر نيز اين گوردخمه را متعلق به دوره هخامنش مي دانند ولي در انتساب آن را به گئومات مغ بي پايه و اساس مي دانند . در پژوهش هاي اخير نيز اين گوردخمه ها را به دوره سلوكي نسبت داده اند كه در زمان اشكانيان نقش آتشدان و پيكره شخصيتي كه هر دو دست هايش را بلند كرده و از پشت شيء را گرفته حجاري شده است .
گوردخمه برناج
در موقعيت عرض جغرافيا يي N.34?,28,30 و طول E.47?,24,20 جغرافيايي و ارتفاع متري از سطح دريا در محل ورودي روستاي برناج و به فاصله 700 متري از ضلع جنوبي جاده بيستون دينور در محل دور راهي به روستاي برناج گوردخمه اي باستاني قرار دارد كه در محل به نام فرهاد كن ناميده مي شود .اين دخمه بر روي صخره هاي آهكي كوه محل و رو به سمت جنوب به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده است . عرض دهانه دخمه كه در ابتدا بصورت حاشيه تراشيده شده حدودا" 90 cm و ارتفاع آن 110 cm و عمق آن 120 cm مي باشد . و فضاي داخلي آن نسبت به دهانه حدود 10 cm گودتر مي باشد . فاقد هر گونه تزئين خاص مي باشد موقعيت كلي آن و مقاطع .پلان و نماي اثر در حال حاضر وضعيت حفاظتي اين اثر مطلوب لكن ساخت يك منزل مسكوني جديد الاحداث در حريم گوردخمه تا حدودي منظر آن را دگرگون نموده است جاي دارد تا قبل از ساخت و سازهاي ديگر حريم منظري اثر حداقل تا محل جاده دسترسي آن كه به روستا منتهي مي شود حفظ گردد .
بهترين راه دستيابي تپه از طريق جاده خاكي روستاي برناج منشعب از جاده آسفالته بيستون – دينور ممكن مي باشد . با توجه به سادگي و كوچكي اثر و مقايسه با ديگر نمونه هاي مشابه مي توان اين اثر را گور دخمه اي از دوران ساساني دانست كه فاقد تزئين خاص بوده و نمونه كوچكتر آن قبلا" در محوطه پارتي بيستون به فاصله 7 كيلومتري محل شناسايي شد . مالكيت اين اثر در حال حاضر متعلق به منابع ملي مي باشد .
گوردخمه شمس آباد
اين گوردخمه در 19 كيلومتري گوردخمه هاي اسحاق وند بين روستا شمس آباد و سرخه ده در كنار چپ رودخانه گاماسياب قرار گرفته است . اين گوردخمه نيز همانند گوردخمه هاي اسحاق وند به صورت تاقچه اي است كه اطراف آن را قاب هايي تراشيده شده است . گوردخمه مورد بحث به عرض 2 و عمق 75/1 متر است . ورودي اين گوردخمه به عرض 10/1 متر و ارتفاع دهانه آن 85 سانتي متر مي باشد . ارتفاع كف گوردخمه تا بلندترين نقطه سقف 20/1 متر مي باشد . از نظر گاهنگاري زماني ساخت اين گوردخمه را نيز متعلق به دوره ماد مي دانستند ولي امروزه آن را به دوره هخامنشي نسبت مي دهند .
استودان ساساني
مشرف بر محوط پارتي بيستون و مشرف بر مجسمه هركول بقاياي يك استودان سنگي از دوران ساساني مشاهده مي گردد.اين اثر قابل قياس با آثار مشابه خود از دوران ساساني است و با معتقدات تفكرزردشتي در عدم به خاك سپاري مردگان انطباق دارد.


پلها وبندها در شهرستان هرسين

پل نوژي وران
اين پل در اراضي روستاي نوژي وران ( نجوبران ) و بر سر راه بيستون به سنقر ساخته شده كه بناي اصلي آن منسوب به دوره صفوي است . اين پل آجري به طول 50 متر و عرض 10/4 متر است كه داراي سه پايه سنگي و دو دهانه مي‌باشد . دهانه شمالي به عرض 5/3 متر است كه ارتفاع آن از كف رودخانه تا تيزه قوس 80/2 متر است . دهانه جنوبي نيز به عرض 70/3 و ارتفاع آن 20/3 متر است . طاق چشمه جنوبي پل چندين بار فرو ريخته و تعمير شده است به طوري كه در نتيجه آخرين تعميرات ، اين طاق را با تير آهن و آجر به صورت مسطح پوشش داده اند .پايه هاي پل نيز سنگي و از سه بخش تشكيل شده ، بخش مياني كه تقريباً‌ بيضي شكل است و آبشكن هاي مدور كه در دو طرف آن شكل گرفته اند ، با توجه به شكل كنوني آبشكن ها و عدم چفت و بست آن با بدنه پل ، به نظر مي رسد كه ساختمان آنها بعدها به بناي پل الحاق شده باشد . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند .بر روي هر يك از پايه ها ، پشتبندهاي مدور آجري ساخته شده كه تا سطح پل بالا آمدند . عرض جان پناه پل نيز در حدود 30 سانتي متر مي باشد . اين جان پناه در قسمت پايه ها به طبيعت از شكل پشتبندها به صورت مدور است .
پل ميان راهان
اين پل در جنوب دهكده ميان راهان ، بر سر راه بيستون به سنقر بر روي رودخانه دينور آب ساخته شده است . بناي اصلي اين پل منسوب به دوره صفوي است .اين پل به طول 30/47 متر و عرض 85/4 متر است كه با جهت شمالي ـ جنوبي ساخته شده است . پل ميان راهان شامل سه دهانه و چهار پايه مي باشد . پايه هاي پل نيز از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دو طرف آن شكل گرفته اند . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ولي روكار آنها به وسيله سنگ هاي بزرگ نتراشيده چيده شده است . طول هر ساق اين آبشكن ها 35/3 متر است . در بين دهانه هاي پل تنها دهانه شمالي آن دست نخورده بود ولي دهانه ديگر به علت فشار زيادي كه به مرور به آنها وارد شده ، تخريب و سپس تعمير شده اند . همين تعميرات باعث گرديده كه طاق ها از شكل اصلي خود خارج شوند .بلندي دهانه شمالي از سنگ فرش كف رودخانه 10/3 متر و دهانه جنوبي 95/3 متر است . عرض دهانه شمالي 70/4 متر ، دهانه مياني 05/8 متر و دهانه جنوبي 7 متر است . در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندهاي آجري به شكل پنج ضلعي قرار دارد كه تا سطح پل بالا آمده اند .متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده ولي بر اساس شواهد بر جاي مانده به نظر مي رسد عرض اين جان پناه در حدود 50 سانتي متر بوده است .متأسفانه در سال هاي پيش جهت عبور و مرور وسايل نقليه از روي پل ، اداره راه و ترابري به منظور حفاظت بيشتر ، اقدام به احداث طاق بتوني به صورت مثلثي در زير دهانه شمالي پل نمود ولي در سال هاي اخير براي حفاظت از پل و سهولت تردد وسايل نقليه ، پل بتوني جديدي در زير دست پل ميان راهان ايجاد شده است و ميراث فرهنگي نيز اقدام به برداشتن طاق بتوني دهانه شمالي پل صفوي و باز سازي بخش هاي تخريب شده نمود
پل بيستون
پل بيستون در حاشيه شرقي شهر بيستون و بر روي رودخانه دينور آب واقع شده است . اين پل به نام هاي پل كهنه ، پل شاه عباسي ، پل صفوي ، پل نادر آباد و دينور آب معروف است . بر اساس بخش هاي قابل رويت ، اين پل به طول 144 متر و عرض 60/7 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي پايه ها به وسيله قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است ولي روكار آن از سنگ هاي تراشيده مي باشد كه با كمال دقت تراشيده و بر روي هم قرار داده شده است . اين سنگ چيني داراي بندهاي عمودي و افقي باريكي هستند كه ظاهراً بين سنگ ها لايه نازكي از ملاط قرار داده شده است . بر روي برخي از اين سنگ ها علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است .اين پل داراي چهار دهانه است كه به ترتيب دو دهانه آن كوچك و دو دهانه بزرگ مي‌باشد. دهانه اول به عرض 10/5 متر و بلندي آن از كف رودخانه تا تيزي طاق ، 6 متر است . دهانه دوم به عرض 15/5 متر و بلندي آن از كف رودخانه تا تيزه طاق 30/6 متر است . دهانه سوم كه بزرگترين دهانه اين پل است به عرض 11 متر و بلندي 9 متر است و بالاخره دهانه چهارم به عرض 11 متر مي باشد كه بلندي آن از كف رودخانه تا تيزي طاق 9 متر است .طاق تمام دهانه ها به جز دهانه سوم از نوع طاق هاي جناغي است ولي دهانه سوم داراي طاقي از نوع طاق هاي هلوچين كند مي باشد . فرم اين نوع طاق ، بيضي نزديك به دايره است ولي در نظر به صورت دايره جلوه مي كند . در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندي مثلثي شكل و بر روي پايه پنجم ، پشتبندهاي مدوري ساخته شده است. پشتبندهاي مثلثي تا سطح پل بالا آمده‌اند. احداث اين پشتبندها بر روي پايه ها ، موجب وسعت دادن به پايه قوسي بوده كه نقش اساسي جهت رفع رانش حاصل از قوس ها داشته است . متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده ولي بر اثر شواهد بر جاي مانده به نظر مي رسد عرض اين جان پناه در حدود 90 سانتي متر بوده است . گذرگاه پل نيز با شيبي تند از كنار چپ رودخانه آغاز شده و تا روي پايه سوم ادامه مي يابد . از پايه سوم تا تيزي طاق دهانه چهارم تقريباً مسطح است و از تيزه طاق دهانه چهارم تا كناره سمت راست رودخانه دينور آب با شيبي ملايم ادامه پيدا مي كند . گذرگاه پل به وسيله قلوه سنگ هاي رودخانه‌اي و ملاط گچ سنگ فرش شده است .شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي دهد پايه هاي سنگي اين پل در دوره ساساني ساخته شده و در آن دوره هرگز موفق به تكميل آن نشده اند . در دوره حسنويه كه يكي از سلسله هاي محلي كرد است اقدام به تكميل پل مي نمايند از اين دوره تنها طاق هاي دهانه اول و دوم و همچنين پشتبندهاي مدور آن باقي مانده است پس از حسنويه ها در دوره ايلخاني دهانه چهارم پل كه بزرگترين دهانه است . به همراه پشتبندهاي مثلثي بازسازي مي‌شود و در دوره صفويه نيز اقدام به بازسازي نماي پل مي نمايند . همچنين طاق سوم اين پل در زمان پهلوي ساخته مي شود .
پل قوزيوند
اين پل در5/3 كيلومتري شمال شرقي شهر بيستون و در مسير جاده آسفالته صحنه به كرمانشاه واقع گرديده است . اين پل كه به نام هاي قوزيوند و اتحاديه معروف است در جهت شرقي ، غربي بر روي رودخانه زرداب ساخته شده است . پل قوزيوند به طول 30/18 متر مي باشد كه شامل سه پايه و دو دهانه است . پايه هاي پل از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دو طرف آن شكل گرفته اند . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ولي روكار آنها به وسيله سنگ ها پلاك به ابعاد متوسط بين 21*30*30 و 15*43*43 سانتي متر چيده شده است .
از پايه اول تنها نماي غربي آن ديده مي شود و قسمت هاي ديگري آن به وسيله انباشت خاك پوشيده شده است . بخش مياني اين پايه به طول 40/7 متر است و طول هر ضلع آبشكن آن 50/2 متر است . بخش پائين اين پايه به وسيله سنگ هاي تراشيده دوره ساساني ساخته شده است . در نماي جنوبي اين پايه ، بخش هايي از آبشكن ضلع جنوبي دوره ساساني قابل رويت است كه بر روي آن با اندكي عقب نشيني ، آبشكن دوره پهلوي ايجاد شده است . پايه دوم نيز همانند پايه اول در دو مرحله ساخته شده است . در دوره ساساني ، بخش مياني پايه به طول 40/7 متر بوده و طول هر ضلع آبشكن ها 60/2 متر است .اين پايه نيز به وسيله سنگ هاي تراشيده ساخته شده است . از اين پايه تنها يك رديف از سنگ هاي آن قابل رويت است . در قسمت هر يك از بلوك هاي سنگي اين پايه سوراخي ايجاد شده كه از آن به منظور اتصال سنگ ها استفاده شده است به اين صورت كه در داخل اين سوراخ ها ماده مذابي ريخته و سپس بلوك هاي سنگي رديف بالايي را بر روي آنها قرار مي دادند . نمونه اين گونه اتصال ها در پل ساساني خسرو دوم كه بر روي رودخانه گاماسياب در بيستون احداث شده ، مشاهده مي شود . در دوره پهلوي بر روي پايه ساساني ، پايه اي به ابعاد كوچكتر ايجاد كرده اند . طول بخش مياني اين پايه 15/6 متر و عرض آن 70/2 متر است . آبشكن شمالي آن به صورت مثلثي است كه هر ضلع آن به طول 78/1 متر است ولي آبشكن جنوبي آن به صورت نيم دايره اي است كه قطر آن 35/1 متر است . بر روي اين آبشكن ، آب پرهايي ايجاد شده است . پايه سوم نيز همانند پايه اول بلافاصله بر روي سنگ هاي دوره ساساني احداث شده است . بخش هايي از اين پايه به وسيله خاك پوشيده شده است . بخش مياني اين پايه به طول 40/7 متر است . كه در نماي شمالي و جنوبي آن آبشكن هاي مثلث شكلي ايجاد شده است . از سنگ هاي پايه ساساني دو رديف قابل رويت است . برروي پايه ساساني پايه پهلوي ايجاد شده كه شامل چهار رديف سنگ هاي پلاك است . در قسمت فوقاني آبشكن شمالي ، بخش هايي از آب پرها باقي مانده است .
طاق هاي هر دو دهانه از نوع طاق هاي هلو چين كفته است كه ارتفاع هريك از آنها از بستر رودخانه تا تيزه قوس 45/5 متر است ، آجرهاي بكاررفته در اين طاق ها به ابعاد 7*24*24*5*24*24 و 5*27*27 سانتي متر است . متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده و تنها اثري از آن باقي مانده است . بر اساس شواهد برجاي مانده به نظر مي رسد كه عرض جان پناه هاي اين پل 70 سانتي متر بوده است .
گذرگاه پل با شيبي ملايم از كناره راست رودخانه آغاز شده و تا روي پايه دوم ادامه يافته است . از پايه دوم نيز تا كناره سمت چپ با شيب ملايمي ادامه دارد . سطح روي پل به وسيله قلوه سنگ هاي رودخانه اي و ملاط گچ پوشيده شده است .
در نماي جنوبي پل ، قوس طاق ها ، اندكي از سطح ديوار جلو آمده است . در حد فاصل اين قوس ها و نماي ديوار يك رديف آجر تراش خورده به صورت دايره اي اطراف قوس را احاطه كرده است . در دو طرف هر طاق تزيئناتي ايجاد شده است . اين تزيئنات به صورت ستون نماهاي شش ضلعي است كه هم سطح تيزه طاق شروع شده و احتمالاً تا روي ديوار جان پناه ها ادامه داشته است ولي متأسفانه بخش فوقاني اين ستون نماها از بين رفته است. تعداد اين ستون نماها چهار عدد است . نماي شمالي پل تخريب شده ولي به نظر مي رسد كه از هر جهت شبيه نماي جنوبي باشد .
در حدفاصل دو دهانه ، حفره مربع شكلي وجود دارد كه از نماي شمالي شروع و تا نماي جنوبي ادامه دارد . از اين حفره به عنوان ناوداني استفاده شده تا آب هاي سطح روي پل را به بيرون هدايت كند . ناودان سنگي نماي جنوبي پل هنوز برجاي مانده است .
در حدفاصل طاق دهانه ها ، كتيبه سنگي به ارتفاع 62 سانتي متر در قسمت فوقاني ناودان شمالي وجود دارد .
متن كتيبه حاكي از زمان ساخت اين پل است كه در سال 1305 توسط اداره فوائد عامه كرمانشاه ساخته شده است .
شواهد باستان شناختي نشان داده است پايه هاي سنگي اين پل در اواخر دوره ساساني ساخته شده ولي هرگز به اتمام نرسيده است تا اينكه مطابق با متن كتيبه در دوره پهلوي اول اقدام به تكميل پل مي نمايد
پل خسرو
اين پل در 2 كيلومتري جنوب غربي شهر بيستون و بر سر راه قديمي كه از بيستون به تخت شيرين و سرماج مي رود ، بر روي رودخانه گاماسياب ساخته شده است . پل خسرو به طول 80/152 متر و عرض 20/7 متر مي باشد كه شامل 9 پايه و 10 دهانه است . عرض هر يك از پايه ها 20/7 متر و طول آنها 30/14 متر است هر يك از دهانه ها نيز 80/8 متر عرض دارد . از نظر پلان هر كدام از پايه به صورت شش ضلعي مي باشند كه از سه بخش تشكيل شده اند . قست مياني كه مستطيل شكل است و در دو طرف آن ، دو آبشكن مثلث شكل كه قاعده آن با قطر پايه يكي است قرار دارد . پايه ها با مصالح لاشه سنگ ، ملاط گچ و سنگ هاي تراشيده چيده شده اند به اين ترتيب كه لاشه سنگ ها را در ملاط گچ غوطه ور كرده و سپس روكار ديوار را با بلوك سنگي تراشيده ، چيده اند . بر روي برخي از اين بلوك ها علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلفي نقش شده است . اين بلوك‌هاي سنگي مكعب مستطيل به وسيله بست هاي آهني متصل هستند . اين بست ها به عرض 5/4 سانتي متر و طول بين 20 تا 28 سانتي متر مي باشند كه هر كدام از آنها دو سنگ را به هم متصل مي كند .
پايه هاي پل بر روي بستر سنگ فرش شده رودخانه بالا آمده اند . اين بستر سنگي به صورت سكوي سراسري است كه مانع شستن كف رودخانه شده و در عين حال ارتفاع سطح آب را تنظيم مي كند .
از طاق چشمه ها و گذرگاه پل آثاري بر جاي نمانده است ولي در سال هاي اخير بر روي پايه هاي سنگي اين پل ، پلي فلزي به پهناي بيش از يك متر ، براي تردد افراد محلي ايجاد كرده اند پل ساساني خسرو در مسير جاده اي از دوره ساساني قرار داشته كه بقاياي آن در دوطرف پل به طول چند كيلومتر ديده مي شود . پهناي جاده 7 متر است كه با قلوه سنگ وملاط فرش شده است .
پل گرمابه
در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,05?,11.8? و طول جغرافيايي E.47?,26?,18.7?و ارتفاع 1254 متري ازسطح دريا در منتهي اليه رودخانه گيزر و در نزديكي تقاطع اين رودخانه با رودخانه گاماسياب بقاياي يك پل تاريخي كه پل گرمابه ناميده مي شود . بقاياي اين پل كه با استفاده از مصالح قلوه سنگهاي بستر رودخانه و ملاط آهك بر جاي مانده است در قسمت فراخ تنگه ايجاد شده است . در حال حاضر فقط پايه هاي چشمه مركزي آن برجاي مانده است . و به جهت سيلابي رودخانه در طول زمان پايه هاي كناري آن از بين رفته اند . ابعاد دو پايه 20/4 * 80/5 است و ارتفاع باقي مانده 10/2 سانتي متر است فاصله دو پايه چشمه هاي پل 40/5 متر است . در حال حاضر وضعيت حفاظتي تپه نامطلوب است زيرا به جهت سيلابي بودن رودخانه دچار تخريب شده است و صرفا" بقاياي دو پايه چشمه مركزي بر جاي مانده است . بهترين راه دستيابي به اين پل از طريق جاده مالرو از روستاي ميرمينك به سمت مزرعه گرمابه مي باشد . با توجه به وضعيت زيست محيطي مكان و وجود رودخانه گيزر و گاماسياب اين پل را مي توان بعنوان يك بناي عام المنفعه شكل گرفته برروي اين رودخانه محسوب نمود كه با توجه به بوم آور بودن مصالح و سبك محلي آن مي توان از آن به عنوان يك پل جهت استفاده هاي خاصي ياد نمود . يرا مسيري كه اين پل درآن واقع است به جهت وضعيت خاص توپوگرافي و جغرافيايي محل , جزء راههاي اصلي نبوده و صرفا" از اين پل و مسير آن مي توان به عنوان يك مسير جهت عبور و مرور عشاير , اشاره نمود كه استان لرستان و استانهاي جنوبي را به استان كرمانشاه پيوند مي داده است . با توجه به مصالح و ساخت نمي توان قطعا" در مورد دوره آن اشاره نمود و صرفا"بر اساس پا كار قوس هاي جناغي ساخت اين پل را مي توان به دوره صفويه و يا پس از آن نسبت داد .
پل كهنه بيستون
اين پل در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه ، نزديك روستاي مراد آباد ، بر روي رودخانه قره‌سو احداث شده است . از اين پل در گذشته عابرين مستقيماً به دروازه شهر كه « دروازه اصفهان » ناميده مي شد ، وارد مي شدند . بر اساس بخش هاي قابل رويت ، اين پل به طول 186 متر و عرض 9 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي آنها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده ولي روكار آنها با بلوك هاي سنگي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . هر يك از پايه هاي اين پل به عرض 50/3 متر مي باشد . در جلو پايه‌ها در جهت مخالف جريان آب ، آبشكن‌هاي مثلث شكلي با سنگ‌هاي تراشيده ، ساخته شده است .
همچنين در كناره هاي پل ، سيل برگردان هايي با سنگ هاي تراشيده ايجاد كرده اند .
پل كهنه داراي شش دهانه مي باشد . هر يك از اين دهانه داراي طاق هاي جناغي هستند كه با آجر ساخته شده اند . ارتفاع متوسط هر يك از طاق ها از كف رودخانه تا تيزه طاق در حدود 40/4 متر است .
در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندهاي آجري وجود دارد كه تا سطح پل بالا آمده اند پشتبندهاي نماي شمالي نيم دايره اي ولي پشتبندهاي نماي جنوبي ، مثلثي مي باشند در حد فاصل پشتبندها و بر روي هر يك از پايه سنگي ، دهليزي به طول 9 متر ايجاد شده است كه داراي طاق جناغي است . حضور اين دهليزها و پشتبندهاي مدور دو طرف ورودي آنها ، پل كهنه قره‌سو را به صورت يكي از زيباترين پل‌هاي دوره صفوي در آورده است .
به نظر مي رسد كه پايه هاي سنگي اين پل متعلق به دوره ساساني است و با توجه به آجرهايي از دوره سلجوقي كه در اطراف پل پراكنده است ؛ اين پل در دوره سلجوقي تعمير گرديده و همچنين در دوره صفويه به شكل كنوني بازسازي شده است .


كاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان هرسين

كاروانسراي ايلخاني (بيستون )
اين كاروانسرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني ساخته شده است كه به كاخ خسرو معروف مي باشد . به اين ترتيب كه ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني ، كاروانسرا را احداث كرده اند .اين كاروانسرا به ابعاد 80 * 85 متر است كه با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است . درگاه ورودي كاروانسرا در جبهه شرقي بنا قرار دارد . اين درگاه ورودي به حياط مركزي منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها و ديوارهاي مستطيل شكل قرار دارد . به اين ترتيب كه در سه ضلع شرقي ، شمالي و جنوبي ، رديفي از ايوان ها و اتاق ها قرار گرفته است و به عبارتي ترتيب قرار گرفتن اتاق ها به اين صورت بوده كه در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است ولي در ضلع غربي در جلو هر يك از اتاق ها ، ايوان كوچكي وجود دارد . ديوارهاي اين كاروانسرا تا قسمت پاكار قوسي به وسيله لاشه سنگ و از پاكار تا تيزه قوسي با آجر چيده شده است . در داخل حياط مركزي اين كاروانسرا ، مسجد كوچكي ساخته شده است . در كنار اين مسجد نيز سكويي با پلان مربع احداث شده كه در هر گوشه آن پشتبند مستطيل شكلي قرار دارد . در مركز اين سكو نيز فضاي مدور توخالي ايجاد شده است . متأسفانه كاربرد اين سكو تا كنون مشخص نشده است .
كاروانسراي شاه عباس بيستون
در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,22?,52? و طول جغرافياييE.47?,25?,55? و در ضلع شمالي شهرك الزهراي بيستون , حد فاصل ميان شهرك و صخره عظيم بيستون يك كاروانسرا از دوران صفوي مشاهده مي شود. پلان اين كاروانسرا از نوع پلان شناخته شده و معروف چهار ايواني است . همچنانكه مي دانيم ساخت بناهاي چهار ايواني درايران داراي سابقه اي قريب به دو هزار سال بوده و قديمي ترين مدل شناخته شده اين نوع پلان به دوران اشكاني و كاخ پارتي آشور باز مي گردد كه اين نوع پلان در ادوار مختلف اسلامي همواره در ساخت بناهاي ديگري چون مساجد , مدارس و ... بكار گرفته شده است .
با توجه به كتيبه و قفنامه شيخ عليخان زنگنه , صدر اعظم شاه سليمان صفوي , اين كاروانسراي در عهد شاه سليمان صفوي و بين سالهاي 1077 – 1105 ه . ق بنا گرديده است . مصالح اين كاروانسرا در ازارها سنگ هاي تراشي است كه احتمالا" از مصالح دوره ساساني است كه در محل موجود بوده است و ساير قسمتهاي بنا از آجري ساخته شده است . متاسفانه با وجود جنبه هاي ارزشمند معماري و برخورداري از پلان و فضاي فوق العاده اين اثر داراي وضعيت حفاظتي نامطلوب است و به جهت كاربري نامناسب آن كه امروزه به تأديب گاه معتادين تبديل شده است , دخل و تصرف و الحاقات نابجايي در آن صورت گرفته و رطوبت كه بروي ديوارهاي بناست آن را دچار تهديد جدي نموده است . . در اين خصوص پيشنهاد مي گردد كه هر چه سريعتر بنا از كاربري فعلي خارج شود و با توجه به موقعيت ويژه اثر كه به عنوان يكي از كاروانسراهاي جاده عتبات عاليات مطرح بوده است , مجددا" كاربري سياحتي – فرهنگي به آن داده شود و اين اثر ارزشمند ملي كه حتي در فهرست آثار ملي كشور نيز به ثبت رسيده است . هويت حقيقي خود را باز يابد و به محل مطلوبي براي سياحان و گردشگران داخلي و خارجي تبديل گردد .
كاروانسراي صفوي بيستون
كاروانسراي بيستون در 30 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه و در محل روستاي بيستون كهنه ، واقع شده است . اين كاروانسرا كه به كاروانسراي شاه عباسي نيز معروف است . همانند بسياري از كاروانسراهاي صفوي به سبك چهار ايواني بنا گرديده است . اين بنا به طول 60/83 متر و عرض 50/74 متر است . در چهار گوشه اين بنا ، برج هايي قرار دارد كه برج هاي ضلعي غربي مدور و برج هاي ضلع شرقي هشت ضلعي است . ديوار محيطي اين كاروانسرا در قسمت داخل و بيرون تا كف طاق نماها به وسيله سنگ هاي تراشيده ، و از كف طاق نماها به بالا با آجرهايي به ابعاد5*25*25 سانتي متر ساخته شده است . دروازه ورودي اين كاروانسرا به عرض 50/3 متر در ضلع جنوبي است . در هر طرف اين دروازه هفت طاق نما قرار دارد . پس از دروازه ، فضايي سرپوشيده با طاق جناغي وجود دارد كه در طرفين آن دو ايوان با طاق هلالي است . در ابتداي اين ايوان ها ، راه پله اي ساخته شده كه به پشت بام بنا مرتبط مي باشد . اين فضاي سرپوشيده به يك فضاي هشت ضلعي با طاق گنبدي منتهي مي شود . در طرفين اين فضاي هشت ضلعي ، دو ايوان وجود دارد كه هر يك از اين ايوان ها داراي سه درگاه مي باشد .از اين فضاي گنبددار مي توان وارد حياط كاروانسرا شد . در هر يك از اضلاع كاروانسرا ، شش اتاق چهار ضلعي است . جلو هر يك از اتاق ها ، ايواني است كه سطح آنها سنگ فرش است . در چهار كنج حياط نيز چهار ايوان شش ضلعي قرار دارد .مقابل درگاه ورودي كاروانسرا ، در ضلع ديگر ، شاه نشين ساخته شده است . شاه نشين اتاق بزرگي است كه جلو آن ، ايوان بزرگي شبيه ايوان هاي شرقي و غربي كاروانسرا قرار دارد.در پشت اتاق هاي كاروانسرا ، اصطبل هاي درازي ساخته شده است . در هر يك از اين اصطبل ها ، تعدادي سكو جهت انداختن بار و استراحت كاروانيان وجود دارد .اين كاروانسرا به دستور شاه عباس اول صفوي ساخته شده است . با توجه به كتيبه اي كه از شاه سليمان صفوي ( 1105 ـ1077 ه . ق ) باقي مانده است به نظر مي رسد بناي اين كاروانسرا در زمان پادشاهي شاه سليمان و صدارت شيخ عليخان زنگنه خاتمه يافته است . همچنين در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و صدارت ميرزا‌آقاخان نوري توسط حاجي جعفرخان معمارباشي اصفهاني تعمير شده است .
كاروانسراي كهنه
در موقعيت جغرافياييN.34?,22?,55? و E.47?,26?,0? ارتفاع 1400 متري از سطح دريا در پاي صخره عظيم كوه بيستون و بر كنار شاهراه تاريخي ( جاده شاهي , جاده ابريشم و يا همان راه عتبات عاليات) بقاياي يك بناي نيمه مخروبه بر جاي مانده است كه با عنايت به وجود سر ستونهاي منقوش شبه كرنتي آن كه تصاويري از ايزدان و پادشاهان ساساني بر آن نقر گرديده، از قديم الايام توجه بسياري را بخود جلب نموده بود . شايد اولين پژوهش دقيق و علمي را صرفنظر از اشاراتي كه برخي از مورخان و سياحان نسبت به اين اثر نگاشته اند را مربوط به بررسيهاي دقيق ماكسيم سيرو بدانيم كه در سال 1959 اين بنا را بعنوان يك عمارت دوره ساساني مورد بررسي قرار داد . كاوشهاي علمي بعدي در اين بنا توسط لوشاي آلماني در سالهاي 74 – 1965 ميلادي آغاز گرديد .كه اين امر با جابجايي روستاي بيستون مصادف بود كه قسمت عمده بنا را پوشانده و اغلب خسارات زيادي به آن وارد نموده بود و هنوز هم بقاياي برخي ديواره هاي اين روستا بر روي بافت معماري قديم بر جاي مانده است . مطالعات نشان داد كه بناي مذكور مربوط به يك كاخ ناتمام در اواخر دوره ساساني ( خسرو II) است كه البته در ادوار بعدي دخل و تصرفاتي بر روي آن بوجود آمده است . از مهمترين تغييرات ايجاد شده در اين بنا مي توان به بقاياي كاروانسرا و مسجد ايلخاني اشاره نمود كه اين آثار با استفاده از آجرهاي خاص دوره ايلخاني و بر روي فونداسيون بجاي مانده از دوران ساساني ساخته شد . به نظر مي رسد كه آثار مذكور نيز بعدها توسط زلزله اي مهيب تخريب شده كه آثار آن هنوز ديده مي شود . بعد از آن دوران با ساخت كاروانسراي بزرگ شيخ عليخاي در چند صد متري اين بنا عليرغم استفاده زيادي كه از مصالح اين بنا در ساخت كاروانسراي جديد به عمل آورد لكن از آن پس اين بنا بصورت يك مخروبه كه تحت اشغال روستا در آمد، قرار گرفت , كاوشهاي بعدي در اين بنا در سالهاي 7 – 1976 ميلادي توسط آقاي رهبرانجام شد وپس از يك وقفه طولاني 22 ساله بارديگر توسط ميراث فرهنگي كرمانشاه از سر گرفته شد . طي حفريات اخير با توجه به تغيير بافت محل و جابجايي جاده اسفالته سابق پلان حياط غربي بنا بصورت كامل و براي اولين بار ارائه گرديد . سبك و اسلوب معماري ساساني همانند پشتيبانهاي منظم در فواصل معين و استفاده از حروف و علايم حجاران در برخي از سنگهاي تراش در اين بخش ديده مي شود . اين بنا در نزد اهالي به نام كاروانسراي كهنه معروف مي باشد . اسمي كه شايد بخاطر تميز آن از كاروانسراي ديگر ( كاروانسراي صفوي كناري) به كار مي رفته است .


قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان هرسين

نيايشگاه مادي بيستون
در زير كتيبه و نقش برجسته داريوش يكم در بيستون ، بقايايي از يك بناي سنگي وجود دارد كه در سال 1346 توسط هيئت هاي آلماني مورد كاوش قرار گرفته است . اين بنا به صورت صفه اي است به بلندي 5/1 متر كه به وسيله سنگ ها نتراشيده و به صورت خشكه چين چيده شده است . بر روي اين صفه ، راهرويي به عرض 5/1 متر و درازاي 7 متر وجود دارد كه بنا را به دو بخش تقسيم كرده است . در انتهاي اين راهرو ، اتاقي به ابعاد 5/6*5/3 متر وجود دارد . دو طرف پهناي اتاق را شكاف كوه و انتهاي آن را ديواري به عرض 5/1 متر و طول 5/5 متر مسدود مي نمايد . در كاوش هاي باستان شناختي تعدادي قطعه سفال از اين بنا به دست آمده كه قابل ملاحظه با سفالينه هاي مادي شناسايي شده از گودين تپه كنگاور و وشيجان ملاير مي باشد . هيئت آلماني اظهار مي كند اين بنا نيايشگاهي از دوره ماد است .


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 22:27 ] [ سجاد رنجبر ]

كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين مناطق‌ايران است كه گفته مي شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌اي پيشداديان – ساخته شده است. كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين شهرهاي ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان هاي ديدني جايگاه ويژه‌اي را در بخش گردشگري كشور دارا است. از طرفي تنوع آب و هوايي و موقعيت جغرافيايي سبب جاذبه هاي طبيعي اين منطقه شده به گونه‌اي كه مجموع اين جاذبه‌هاي طبيعي و فرهنگي كرمانشاه را به صورت يكي از کانون‌هاي مهم گردشگري ايران در آورده است. زبان اهالي كرمانشاه فارسي، كردي و كرمانشاهي است و مذهب آن‌ها شيعه، سني،‌ يهودي و آسوري است. كرمانشاه يكي از مناطق عشايري ايران محسوب مي‌شود كه نقش مهمي در اقتصاد منطقه ايفا مي‌كنند. در سال هاي اخير تعداد قابل ملاحظه‌اي از عشاير به زندگي يك جانشيني و كشاورزي اشتغال ورزيده اند كه در شهرها و به‌خصوص روستاها اسكان يافته اند. ايل كلهر و سنجابي از جمله ايل هاي مشهور كرمانشاه به شمار‌مي‌آيند. عشاير منطقه كرمانشاه به 6 دسته (ايل) كلهر، سنجابي، قلخاني، زنگنه، ذوله و زردلان (بالوند) تقسيم مي شوند. بيش‌تر طوايف ايل سنجابي در ماهيدشت و دهستان سنجابي اسكان يافته اند و به كشاورزي مي پردازند ناحيه ييلاق ايل سنجابي شاه‌كوه و رودخانه قره سو است كه تا روانسر ادامه مي يابد. قشلاق اين ايل ناحيه اي وسيع از قصر شيرين تا نزديكي خانقين، قزل رباط و نفت شهر است. مردم ايل كلهر زمستان را در خانه هاي روستايي و تابستان را در مراتع سرسبز و خرم پيرامون روستاهاي خود زير سياه چادر (كولا) به سر مي برند.
اشتغال عمده عشاير كرمانشاه دام‌داري و كشاورزي است و در كنار آن بافت گليم، فرش، سياه چادر، چيغ جوراب، دستكش و شال پشمي رواج دارد كه توليدات شان را در شهرهاي منطقه به خصوص كرمانشاه عرضه مي نمايند. عشاير كرمانشاه با داشتن بيش از يك ميليون راس دام قسمتي از نيازهاي استان و ساير مناطق را تامين مي كنند. اساس اقتصاد كرمانشاه بر كشاورزي، دام‌داري و صنايع استوارشده است. كرمانشاه از ديرباز به دليل موقعيت جغرافيايي خاص و نياز اهالي به لوازم و مواد اوليه زيستي مركز صنايع دستي بوده است و در بين مردم بومي، افرادي مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. انواع قالي و قاليچه، گليم بافي، گيوه دوزي، چيغ بافي، وسايل و لوازم چوبي، قلم‌زني، نقره كاري، مسگري، زرگري، چرم سازي،‌ نمد مالي كوزه گري، و فلز كاري در محدوده شهرستان از رواج و رونق ديرينه برخوردار بوده و توليدات آن ها بيش‌تر به ساير نقاط ايران و خارج صادر مي‌شود.
مکان هاي ديدني و تاريخي
كرمانشاه يكي از باستاني ترين مناطق ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان هاي ديدني جايگاه ويژه‌اي را در بخش گردشگري كشور دارا است. از طرفي تنوع آب و هوايي و موقعيت جغرافيايي سبب جاذبه هاي طبيعي اين منطقه شده به گونه اي كه مجموع اين جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي شهر كرمانشاه و استان را به صورت يكي از کانون هاي مهم گردشگري ايران در آورده است.
جاذبه هاي طبيعي اين منطقه عبارتند از:
سراب طاق وسان : شمال كرمانشاه
سراب قنبر : جنوب كرمانشاه
سراب نيلوفر : 30 كيلومتري شمال باختر كرمانشاه
سراب هاي خفر : كيلومتر 18 جاده كرمانشاه – سنندج
سراب ياوري : جاده كرمانشاه – روانسر
غارآسنگران : 22 كيلومتري جاده كرمانشاه – سنندج
غار پراو : شمال كرمانشاه
غار تايله نو : بدره – كوه يرزرد
غار جوجو : ارتفاعات پراو
غار رتيل : مسير كرمانشاه به كرند
غار كليسا : ارتفاعات كرمانشاه
غار مرشكا : ارتفاعات كرمانشاه
غار ميراوي : ارتفاعات كرمانشاه
غار نوروزخان : ارتفاعات كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.
هم چنين بناهاي تاريخي و مكان هاي باستاني اين شهرستان را:
تكيه معاون الملك : كرمانشاه
پل ماهيدشت : جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه شاهين : 18 كيلومتري جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه خاموش : مسير كرمانشاه – ريجاب
قلعه گه : مسير جاده كرمانشاه
كاروانسراي ماهيدشت : ماهيدشت
مسجد جامع : كرمانشاه
مسجد حاج شهبازخان : كرمانشاه
مسجد دولت‌شاه : كرمانشاه
مسجد شاهزاده : كرمانشاه
مسجد عمادالدوله : كرمانشاه
مسجد فيض آباد : كرمانشاه
مسجد معتمد : كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.
صنايع و معادن
صنايع در اين شهرستان هم همانند ديگر شهرستان ها به دو دسته صنايع كارخانه اي و صنايع دستي تقسيم مي شود كه انواع فرآورده‌هاي نفتي، قند و شكر، صنايع غذايي جزو صنايع كارخانه‌اي و انواع قالي و قاليچه، گليم بافي، گيوه دوزي، كارهاي ظريف دستي و كوزه گري از جمله صنايع‌ستي شهرستان به شمار مي‌آيد. مهم ترين آن ها عبارتند از: الف ـ كارخانه‌هايي كه سرمايه‌گذاري آن‌ها دولتي است. مانند:1ـ سيمان باختر، 2ـ قند بيستون واقع در 32 كيلومتري راه كرمانشاه ـ همدان، 3ـ پالايشگاه كرمانشاه، 4ـ نيروگاه برق گازي، 5ـ شركت سيم و كابل باختر، 6ـ كارخانه شير پاستوريزه، 7 ـ پشم بافي كشمير، 8ـ نوشابه سازي زمزم. ب‌ـ‌ كارخانه و كارگاه‌ هايي كه با سرمايه گذاري بخش خصوصي داير گرديده كه مهم ترين آن ها كارخانه هاي آرد سازي، شركت هاي توليد دانه (خوارك دام و طيور)، كارخانه هاي بيسكويت سازي، الكل صنعتي و طبي، رنگ سازي، وسايل توزين، ريخته گري و كارخانه گوني بافي هستند. معادن شهرستان كرمانشاه بسيار غني بوده و مهم ترين آن ها عبارتند از: 
1ـ سنگ مرمريت در بخش هاي دينور، فيروز‌آباد، مركزي و هرسين
2ـ سنگ لاشه و مالون در حومه كرمانشاه
3ـ سنگ چيني
4ـ سنگ لاشه آهكي درحومه كرمانشاه شامل مي شو.
کشاورزي و دام داري
كرمانشاه با توجه به شرايط مناسب طبيعي (تنوع طبيعت و در پي آن تنوع آب و هوايي) و به علت داشتن خاك مرغوب، دشت هاي حاصل‌خيز، رودخانه‌ها و سراب‌هاي پر آب و دايمي يكي از قطب هاي كشاورزي ايران است. محصولات کشاورزي کرمانشاه عبارتنداز: گندم، جو، بنشن، تره بار، گياهان علوفه اي، بادام، گردو، زردآلو،‌ انگور، و دانه هاي روغني. به طور كلي‌بالغ بر 218284 هكتار زمين مزروعي و بالغ بر 5054 هكتار باغ در سطح اين شهرستان وجود دارد. به علت وجود مراتع سر سبز منطقه و عشاير كوچ رو، دام‌داري نيز از رونق خاصي برخوردار است. دام‌داري و دام‌پروري نيز از جمله فعاليت هاي اقتصادي بسيار مهم شهرستان كرمانشاه محسوب مي شود. پرورش طيور و پرورش زنبور عسل دراين منطقه رواج و رونق بسيار دارد. به دليل رونق اقتصادي در بخش هاي كشاورزي، صنايع، دام‌داري و صنايع دستي و نيز به جهت موقعيت ارتباطي كرمانشاه در كشور، اين شهرستان مركز ثقل مبادلات داخلي به ويژه با استان هاي هم جوار محسوب مي‌شود. به همين جهت در زمينه صادرات به ويژه غلات قالي، گليم، پوست، پشم، روغن حيواني، گيوه و بعضي كالاهاي صنعتي مانند سيمان و نفت تصفيه شده نقش مهمي را ايفا مي كند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان كرمانشاه از شمال باختري به شهرستان سنندج، از باختر به شهرستان هاي پاوه و اسلام آباد غرب، از جنوب به شهرستان شيروان و چرداول، از خاور به شهرستان هاي اسدآباد و كنگاور و از شمال خاوري به شهرستان سنقر محدود مي‌شود. مركز استان كرمانشاه، در 47 درجه و 4 دقيقه درازاي جغرافيايي و 34 درجه و 16 دقيقه پهناي جغرافيايي قرار دارد. اين شهرستان با قرار گرفتن در 6 كيلومتري جنوب رودخانه قره سو و دامنه كوه سفيد و طرفين دره سراب، داراي 1410 متر بلندي از سطح دريا است. شهر كرمانشاه بر جلگه اي در شمال و جنوب رود قره سو برافراشته شده است. اين رود از سراب روانسر سرچشمه گرفته و پس از آبياري مسير خود، با گذشتن از ميان شهر كرمانشاه در نزديكي فرامان به رود گاماسياب مي پيوندد. آب و هواي كرمانشاه در زمستان كاملا سرد و در تابستان به شدت گرم مي شود، اما شب هاي آن به علت وزش دايمي نسيم شمالي خنك و فرحبخش است. بر اساس سرشماري سال 1375 كرمانشاه، 692986 نفر جمعيت داشته است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه اصلي كرمانشاه – همدان به سوي شمال خاوري به درازاي 189 كيلومتر. از 25 كيلومتري همين راه، راهي به سوي جنوب خاوري تا خرم آباد كشيده شده است.
- راه اصلي كرمانشاه – سنندج به سوي شمال به درازاي 136
- راه اصلي كرمانشاه – اسلام آباد غرب به سوي جنوب باختري به درازاي 65 كيلومتر. از اسلام آباد سه راهي اي كشيده شده است كه كرمانشاه را به قصر شيرين،‌ ايلام و انديمشك متصل مي كند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين شهرهاي‌ايران است كه گفته مي شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌اي پيشداديان – ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت مي‌دهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد.کرمانشاه در دوره‌هاي گوناگون تاريخي مورد توجه حکومت‌هاي وقت بوده است، چنان که نادرشاه به منظور آمادگي در مقابل تجاوز عثماني ها به اين شهر توجهي خاص مبذول داشت. هم‌چنين پادشاهان صفويه نيز براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوي عثماني، اين شهر را مورد توجه قرار دادند. يکي از حاکمان کرمانشاه در دوره قاجاريه امام قلي ميرزا است که از طرف ناصر الدين شاه به سرحدادي كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد، و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. كرمانشاه به جهت داشتن اراضي وسيع زراعتي يك شهر كشاورزي، از نظر دارا بودن پالايشگاه نفت و كارخانه هاي متعدد يك شهر صنعتي و به علت دارا بودن آثار متعدد باستاني در بيستون و طاق بستان يك شهر توريستي محسوب مي شود. اين شهر در اقتصاد كشور نقش ممتازي دارد.


طبيعت در شهرستان كرمانشاه

تالاب هشيلان
اين تالاب در مسير جاده كرمانشاه روانسر در 26 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه و در دهستان الهيارخاني قرار دارد .
تالاب هشيلان به صورت ناوديسي است به مساحت تقريبي 450 هكتار كه در گستره دشتي و اراضي پست دامنه كوه هاي خورين و ويس قرار دارد . آب تالاب در بالا دست به صورت سراب و چشمه هاي جوشان مي باشد و در پهنه تالاب به صورت كانال‌هاي بزرگ و كوچك پخش شده است . پوشش گياهي سطح تالاب علفي است كه به صورت گياهان آبزي در داخل آب رشد كرده است . در اين تالاب حدود 110 جزيره كوچك و بزرگ با مساحت تقريبي از 100 متر مربع تا حدود يك هكتار شكل گرفته است . در داخل و حاشيه تالاب جانوراني زندگي مي كنند . بطوريكه بر اساس بررسي هاي به عمل آمده هرساله با شروع باران هاي پاييز و سرد شدن هوا پرندگان زيادي از آسياي مركزي به اين زيست بوم مي آيند و زمستان را در اين تالاب مي گذراندند اين تالاب مأمن و مأواي مناسبي براي زمستان گذراني تعداد زيادي از پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي به شمار مي رود . هر ساله گروه‌هاي پرندگان مذكور توجه شكارچيان و علاقمندان به طبيعت را به خود معطوف مي‌دارد .
كوههاي دالاهو
ارتفاعات دالاهو داراي قلل بسار بلندي است كه بلندترين قله آن 2250 متر ارتفاع دارد . قسمت اعظم اين ارتفاعات داراي پوشش جنگلي و مراتع سر سبز در دامنه آن مي‌باشد و اكثر مدت سال به وسيله برف پوشيده شده است . اين رشته كوه از يكسو بر دشت بين‌النهرين مسلط است و از سوي ديگر به جنگل هاي كرند و اسلام آباد ديد ممتدي دارد .
كوه پراو
رشته كوه پراو در حقيقت امتداد ارتفاعات الوند است كه با جهت شمال غربي به طرف كوه‌هاي طاق بستان پيش مي رود و پس از طاق بستان به طرف كردستان متمايل مي گردد . اين ارتفاعات سنگي و غير مشجر بوده و داراي معابر محدود است . كوه بيستون بلندترين كوه اين رشته كوه مي باشد . طول رشته كوه پراو از شمال غربي تا جنوب شرقي 62 كيلومتر و عرض آن از شمال به جنوب در پهن ترين نقاط به 26 كيلومتر مي رسد .
سفيد كوه
اين رشته كوه در10 كيلومتري جنوب شهر كرمانشاه قرار گرفته و به طرف لرستان امتداد دارد . بلندترين قله اين كوه 2805 متر ارتفاع دارد و اكثر اوقات پوشيده از برف است. خط الرأس كوه سفيد مرز طبيعي بين منطقه درود فرامان و سر فيروز آباد ماهيدشت است. اين كوه همانند كوه هاي دالاهو ، پراو و شاهو جزء زاگرس مرتفع مي باشد . ريزابه هاي دامنه شمالي اين كوه به رودخانه قره‌سو و ريزابه هاي دامنه جنوبي آن به رودخانه مرگ مي ريزد
شاهو
اين ارتفاعات از جنوب شرقي روانسر آغاز شده و به صورت نواري به هم پيوسته به طرف پاوه ادامه داشته و از آنجا تا نوسود در جهت شمال غربي امتداد مي يابد و در حقيقت مرز طبيعي استان كرمانشاه با استان كردستان را شكل مي دهد . قسمت غربي اين كوه به رودخانه سيروان منتهي مي شود . بلندترين قله شاهو در شمال پاوه در حدود 3370 متر ارتفاع دارد و كوه تخت كه 2985 متر ارتفاع دارد دنباله كوه شاهو بوده و در همان خط سير ادامه داشته و به بخش رزاب منتهي مي گردد
كوه نوا
رشته ارتفاعات نوا در جنوب رشته كوه هاي دالاهو قرار گرفته كه تنگه پاطاق بين اين دو رشته كوه واقع گرديده است . بلندترين قله آن در جنوب روستاي سرميل در حدود 3288 متر ارتفاع دارد .
ارتفاعات قلاجه
اين ارتفاعات كه با جهت شرقي ـ غربي شكل گرفته اند ، حد فاصل استان هاي ايلام و كرمانشاه را شكل مي دهند . تمام اين ارتفاعات داراي درخت و درختچه هاي خودرو مي‌باشد . بلندترين قله آن 2355 متر ارتفاع دارد .
روخانه قره‌سو
سرچشمه اصلي اين رودخانه سراب روانسر واقع در 50 كيلومتري شمال غرب كرمانشاه مي باشد . اين رودخانه با جهت شمال غربي به جنوب شرقي جريان پيدا مي كند و در 15 كيلومتري كرمانشاه رودخانه رازآور و شاخه هاي فرعي آن به قره‌سو مي پيوندد و با مسير پر پيچ و خم دار در سطح دشت جريان يافته و در نزديكي روستاي قزانچي رودخانه مرگ به آن متصل مي شود . اين رودخانه با يك شيب آرام از داخل شهر كرمانشاه عبور كرده و در نزديكي فرامان به رودخانه گاماسياب مي پيوندد . در بسياري از نقاط حاشيه اين روخانه گياهان مختلفي رشد كرده كه به زيبائي آن جلوه خاصي داده است .
گاماسياب
اين رودخانه از سراب سنگ سوراخ و چشمه سارهاي اطراف نهاوند سرچشمه گرفته و پس از اتصال با رودخانه ملاير به رودخانه گاماسياب تغيير نام داده است . به اين رودخانه در مسير خود ، رشته هاي فرعي مختلفي از جمله آب ملاير ، آب نهاوند و آب تويسركان ملحق شده است . اين رودخانه در جنوب بيستون به آب دينورآب پيوسته و به نام گاماسياب ادامه مسير داده و در نزديكي فرامان به رودخانه قره‌سو متصل شده و پس از آن به نام سيمره وارد خاك لرستان مي شود وسپس در استان خوزستان به نام كرخه جريان يافته و وارد هورالعظيم مي شود .
دينور آب
يك شاخه اين آب از روستاهاي دامنه غربي اسدآباد سرچشمه مي گيرد و شاخه دوم آن كه به آب زحماني معروف است از سر تخت كليايي سرچشمه گرفته كه در دهكده زحماني با شاخه سوم كه از سراب سنقرچاي مي آيد متصل شده و در ميان راهان با شاخه چهارم متصل مي شود . پس از عبور از پل ميان راهان در دهكده برناج آب برناج به آن اضافه شده و با پيوستن آب نوژي وران به آن ، دينور آب اصلي را شكل مي دهد . اين آب پس از مشروب كردن دشت دينور و چمچمال در جنوب بيستون به گاماسياب مي ريزد.
رودخانه مِرِگ
اين رودخانه از سراب فيروز آباد واقع در جنوب غربي ماهيدشت سرچشمه گرفته و در شمال شرقي روستاي مير عزيزي به قره‌سو متصل مي شود . پس از عبور از ماهيدشت و دريافت آب سراب كاشنبه ، وارد دشت كوزران شده و در آنجا آب رودخانه زردآب به آن مي پيوندد . پس از آن در پاي كوه ويس به رودخانه قره‌سو مي ريزد.
رودخانه رازآور
اين رودخانه از كوه هاي اطراف كندوله و كامياران سرچشمه گرفته و پس از عبور از كوه هاي جنوب شرقي كامياران ، در پاي كوه قرال به مسيرش ادامه داده و در جنوب قزانچي به رودخانه قره‌سو مي ريزد .
دشت بيلوار
اين دشت از رسوبات رودخانه كامياران به وجود آمده است . اراضي اين دشت در حدود 11 هزار هكتار است
دشت دينور
اين دشت در جنوب سنقر قرار گرفته و مساحت اراضي آن حدود 9 هزار هكتار است
دشت ماهي دشت
اين دشت را ارتفاعات نعل شكن در شرق و ارتفاعات حسن آباد چهار زبر در غرب احاطه كرده است . عرض آن 25 كيلومتر مي باشد و ازدو طرف كاملاً باز است . اين دشت از مناطق عمده زراعي استان كرمانشاه محسوب مي شود


عمارات و محوطه هاي باستاني شهرستان كرمانشاه

خانه معين الكتاب
اين خانه در محله قديمي علاف خانه واقع شده كه راه دسترسي به آن از طريق كوچه توكل و فيض مهدوي ميسر مي باشد . اين خانه از نوع خانه ها درونگرا است كه با عبور از هشتي به حياط بيروني و سپس با گذشتن از راهرويي دراز مي توان وارد حياط
اندروني شد . اين راهرو به طور مستقيم به حياط اندروني منتهي نمي شود بلكه با زاويه اي 90 درجه دو حياط را به هم وصل مي كند و به عبارتي امكان ديد مستقيم از حياط بيروني به حياط اندروني وجود ندارد . اندروني كه بخش اصلي بنا محسوب مي شود به صورت حياط نسبتاً بزرگي به مساحت 154 متر مربع مي باشد . در اين بخش در سه طرف حياط داراي فضاهاي مسكوني است و در ضلع جنوبي كه فاقد اتاق مي باشد به وسيله طاق نماهايي تزئين شده است . در ضلع شمالي حياط ، مهمانخانه بزرگي وجود دارد .باني و مالك اين خانه ميرزا حسن خان مدني معروف به معين الكتاب مي باشد . ميرزا حسن خان از جمله آزادي خواهان صدر مشروطيت است كه در كرمانشاه وي را بيشتر با نام دبير اعظم مي شناسند .
خانه خواجه باروخ
اين خانه در بخش يهودي نشين محله قديمي فيض آباد واقع شده است و داراي ويژگي هاي يك خانه درونگرا مي باشد . اين خانه از طريق هشتي به حياط بيروني و از آنجا با عبور از دالاني سراسري به حياط اندروني وارد مي شويم . در اطراف حياط اندروني مجموعه اي از اتاق هاي مسكوني قرار گرفته است . در نماي ايوان هاي اين بناي زيبا ، ستون هاي آجري به كار رفته كه داراي سرستون هاي آجري به صورت پله اي و مقرني مي باشد . اين خانه از محدود خانه هاي قاجاريه كرمانشاه است كه داراي حمام است . اين خانه توسط خواجه باروخ كه كي از تجار كليمي كرمانشاه بود در عصر ناصري ساخته شده است . اين خانه امروزه به نام خانه رنده كشي كه آخرين مالك آن مي باشد ، معروف شده است .
خانه خديوي
اين خانه در خيابان معلم شرقي واقع شده است ، يكي از ، با ارزش ترين ابنيه برون‌گرايي است كه طبق كتيبه ورودي بنا در سال 1316 ش ساخته شده است . تمام نماي اين خانه به وسيله آجركاري با اشكال مختلف هنري تزئين شده است .
طاق بستان
محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .
سياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .
سنگ نگاره اردشير دوم
در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 – 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است . شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .
در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.
درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است . ايوان كوچك
اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .
در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،‌دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .
پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور مي‌باشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .
پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .
مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد
. سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »
ايوان بزرگ
مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .
تزئينات :
د يوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :
نما :
بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .
انتهاي ايوان :
ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .
در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .
شاه ،‌ تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .
اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد . كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .
اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .
تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .
در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .
آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .
همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چين‌دار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گل‌هاي رز تزئين شده است .
ديوارهاي جانبي ايوان
ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .
تاريخ گذاري :
در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن( Erdmann ) مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است . ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( Herzfeld ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .
ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( von.Gall ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .
سنگ نگاره دوره قاجار
در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .
در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .
درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .
در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .
در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .
درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه مي‌شد .
طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است .
فرهاد تراش
اين صفحه در دامنه كوه بيستون و به فاصله 300 متري جنوب نقش برجسته داريوش يكم تراشيده شده است . طول اين صفحه تراشيده 200 متر و عرض آن 30 متر مي باشد . در دامنه اين صفحه ، سكويي به صورت تلي از خاك و سنگ ريزه به طول 80 متر وجود دارد كه با شيب تندي در حدود 15 متر به زمين هاي اطراف منتهي مي شود در جلو اين سكوي خاكي ديواري به طول 150 متر ايجاد شده است . اين ديوار با استفاده از بلوك ها سنگي تراشيده و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است . بر روي برخي از بلوك هاي سنگي اين ديوار و همچنين سنگ هاي پراكنده اطراف آن ، علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است . در دو طرف اين صفحه تراشيده ، چند سكوي پله دار خشن در سنگ كنده شده تا از آنها به منظور نشستن جهت تراشيدن ديوار صفحه استفاده كنند . اين سكوها به طور متوسط 10 متر طول و 2 متر پهنا دارند . بر روي اين صفحه تراشيده اثر قلم هاي سنگ تراشان و همچنين گودي هاي مخصوص قرار دادن گوه‌هاي چوبي جهت برش سنگ ها به وضوح ديده مي شود . به نظر مي رسد كه هر بخش از اين صفحه تراشيده توسط گروه هاي مختلفي تراشيده شده است به طوريكه محدوده هر گروه سنگ تراش توسط علامت ـ نشانه گذاري شده است .
وجود سطوح ناصاف و سكوهاي روي صفحه نشان مي دهد كه اين صفحه ناتمام رها شده است ولي بخش هاي فوقاني آن تقريباً روبه مراحل پاياني بوده است . در بخش فوقاني اين صفحه ، سقفي به ضخامت 5/2 متر ايجاد كرده اند كه زير آن به صورت راهرويي بوده است . حسن اين سقف اين بوده كه مانع نفوذ جريان آب بر روي صفحه مي شده است . در داخل راهرو زير سقف نيز تعدادي برجستگي سنگي وجود دارد كه از آنها جهت مهار داربست ها استفاده مي كرده اند .
در دامنه اين صفحه تراشيده و بر روي صفه خاكي حجم زيادي از بلوك هاي سنگي ، سنگ‌هاي كند شده از كوه ، ساقه ستون و پايه ستون هاي نيم كاره وجود دارد . در مورد اين صفحه تراشيده اگر چه اهالي محل اظهار مي كنند كه اين كار ، كار فرهاد سنگ تراش است كه از عشق شيرين ملكه خسرو پرويز كوه را به همان گونه كه فردوسي و نظامي گفته اند تراشيده است ولي شواهد باستان شناختي نشان مي دهد منظور از پرداختن اين صفحه ، نوشتن و نماياندن يك واقعه تاريخي مهم بوده كه توسط خسرو پرويز شاه ساساني ايجاد شده است و همچنين از سنگ هاي كنده شده براي ساختن بناهايي چون پل خسرو ، كاخ خسرو و پل بيستون و سد گاماسياب در بيستون استفاده كرده اند كه متأسفانه تمام اين بنا همانند صفحه تراشيده معروف به فرهاد تراش نيمه كار رها شده و هرگز تكميل نشده اند .
نقش برجسته ها
در كوهپايه هاي غربي رشته كوه زاگرس به استناد كتيبه هاي آشوري ، اكدي و بابلي ، اقوامي مانند لولوبي ها و گوتي ها و هورياني ها ساكن بوده اند . لولوبي ها در نيمه هزاره سوم پيش از ميلاد داراي حكومتي بوده اند كه از كوه ها و كوهپايه هاي قسمت علياي رود دياله گرفته تا درياچه اروميه ادامه داشته است . از اين قوم در سينه كوه ميان كل در شهر سرپل ذهاب ، چهار نقش برجسته حجاري شده است كه قديمي ترين نقش برجسته هاي ايران محسوب مي شوند .


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان كرمانشاه

مسجد دولتشاه
اين مسجد در محله فيض آباد و در خيابان كزازي واقع شده است . اين مسجد توسط محمدعلي ميرزا دولتشاه فرزند بزرگ فتعليشاه در كنار ديوانخان كرمانشاه كه در آن زمان شامل 12 عمارت بود ، ساخته شده است . ستون هاي سنگي مارپيچ ، محراب مقرنس كاري شده و گچ بري هاي زيبايي شبستان زنانه ، به اين مسجد زيبايي خاص داده است .
مسجد جامع
اين مسجد در بافت قديم شهر كرمانشاه و در خيابان مدرس واقع شده است . از اين مسجد تنها بخشي از شبستان آن باقي مانده است ؛ اين شبستان داراي چهل و پنج طاق چشمه بوده كه هم اكنون بيست و پنج طاق آن باقي مانده است . در سمت جنوبي مسجد ، دو بالاخانه وجود داشته كه مدرسه بوده است . اين مسجد از نظر ساخت شبيه مساجد دوره زنديه است و طبق كتيبه مسجد در سال 1196 ه . ق مصادف با حكومت علي مرادخان زند ساخته شده است . در قسمت جنوبي مسجد ، مسجد ديگري با صحن و شبستان كنوني وجود دارد كه به مسجد اميري معروف است . باني اين مسجد اميرنظام زنگنه از نوادگان شيخ عليخان زنگنه و از امراي دوره محمدشاه قاجار و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده است .
مسجد حاج شهباز خان
اين مسجد نيز در بافت قديم شهر كرمانشاه در خيابان مدرس قرار گرفته است . اين مسجد داراي شبستاني بزرگ است كه دوازده ستون سنگي يكپارچه در آن قرار دارد و طاق هاي شبستان بر آن استوارند . برخي از طاق چشمه ها به شيوه معقلي كاري تزئين شده است . اين مسجد كه سال ها محل طلاب علوم ديني و تبليغات مذهبي بوده است در سال 1235 هجري قمري توسط حاج شهبازخان و شش برادرش كه بنيان گذارها طايفه معروف حاجي زادگان بودند ، ساخته شده است
مسجد شاهزاده
اين مسجد در اراضي معروف به چهار باغ قرار دارد . اين مسجد داراي شبستاني است كه در داخل آن 15 طاق چشمه قرار گرفته كه اين طاق ها بر روي ستون هاي آجري قطوري استوارند . اين مسجد نيز به دستور محمدعلي ميرزاي دولتشاه احداث شده است . مسجد عمادالدوله
اين مسجد يكي ازباشكوهترين مساجد قاجاريه شهر كرمانشاه مي باشد كه در سال 1285 هجري قمري توسط امامقلي ميرزا عمادالدوله والي غرب در بازار زرگرها ساخته شده است . اين مسجد داراي صحن مركزي است كه در پيرامون آن ، حجره هايي براي سكونت طلاب علوم ديني ساخته شده كه طبق وقفنامه با شرايط خاصي بايد در آن ساكن و به تحصيل اشتغال بورزند . بازار و كاروانسراي عمادالدوله كه از صدها مغازه و حجره تشكيل شده وقف بر مصارف اين مسجد است .
پس از بناي اين مسجد ، باني آن يكي از درهاي حرم حضرت علي ( ع ) را به كرمانشاه آورد و در مسجد نصب كرد و به جاي آن دري از نقره وقف آستانه علوي نمود . اين درگاه امروزه در مدخل مسجد و بازار زرگرها قرار گرفته ، به « بقايي شاه نجف » شهرت دارد . اين درگاه چوبي متعلق به دوره صفويه است .


كاروانسراها ، دروازه ها و بازاها در شهرستان كرمانشاه

كاروانسراي ماهيدشت
اين كاروانسرا نيز در داخل شهر ماهيدشت واقع شده است ، اين كاروانسرا نيز به نام كاروانسراي شاه عباسي معروف است و همانند كاروانسراهاي دوره صفويه به سبك چهار ايواني ساخته شده است . اين بنا به ابعاد 65 *65 متر مي باشد .ورودي آن نيز در قسمت جنوبي بنا است دو سكوي دراز و بلند در طول اين ورودي قرار دارد . گوشه هاي بيروني اين كاروانسرا به صورت مدور مي باشد . در هر طرف ورودي كاروانسرا دو فضاي ايوان مانند دو طبقه قرار دارد . همچنين در نماي جنوبي كاروانسرا نيز در هر طرف ورودي چهار طاق نما با طاق جناغي ساخته شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه به حياط كاروانسرا منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها جهت استراحت كاروانيان ساخته شده و در پشت اين اتاق نيز اصطبل هاي سراسري احداث شده است كه در داخل اين اصطبل ها همانند ساير كاروانسراها ، سكوهايي جهت باراندازي وجود دارد .اين كاروانسرا همزمان با كاروانسراي بيستون به دستور شاه عباس اول صفوي احداث شده است و طبق كتيبه بنا در زمان ناصرالدين شاه نيز تعمير گرديده است .


بندها و پلها در شهرستان كرمانشاه

پل ماهيدشت
اين پل در داخل شهر ماهيدشت ، بر سر راه كرمانشاه به اسلام آباد و بر روي رودخانه دائمي مِرگ ساخته شده است .بر اساس قسمت هاي قابل رويت اين پل به طول 50 متر و عرض 10/6 متر مي باشد كه با جهت شمالي جنوبي ساخته شده است . پايه هاي اين پل نيز به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و روكار آن با سنگ هاي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . اين پل داراي دو پايه سنگي است . هر يك از پايه ها از سه بخش تشكيل شده ، بخش مياني كه بخشي از يك مكعب مستطيل به طول 10/6 متر مي باشد و در دو جهت آن ، آبشكن هاي چند ضلعي ( بخشي از شش ضلعي ) ساخته شده است .پل ماهيدشت داراي سه دهانه مي باشد كه دهانه مياني ، دهانه اصلي محسوب مي شود . اين دهانه به عرض 70/6 متر مي باشد كه داراي طاق جناغي است . ارتفاع اين دهانه از كف رودخانه تا تيزه قوس 80/7 متر مي باشد . در دو طرف دهانه مياني ، دو دهانه كوچكتر ايجاد شده كه كف آنها بلندتر از كف رودخانه مي باشد . هر يك از اين دهانه به عرض 2 متر و به ارتفاع 5/2 متر مي باشد كه داراي طاق جناغي مي باشند .بر روي پايه هاي سنگي اين پل ، پشتبندهاي سه ضلعي از آجر ساخته شده كه تا سطح گذرگاه پل بالا آمده اند .
اين پل كه اكنون محلي براي تردد اهالي شهر ماهيدشت مي باشد ، در گذشته محل تردد كاروانياني بوده كه به كاروانسراي ماهيدشت ، تردد مي كردند . اگر چه كتيبه‌اي وجود ندارد تا زمان ساخت اين پل را مشخص كند ولي از آنجائيكه به فاصله كمي از كاروانسرا ساخته شده ، احتمالاً در ارتباط با كاروانسرا و همزمان با آن است .


حما مها و آب انبارها در شهرستان كرمانشاه

حمام حسن خان كرمانشاه
اين حمام در جنب تكيه معاون الملك واقع شده و در حقيقت با اين تكيه يك مجموعه را تشكيل داده است . اين حمام نيز داراي سربينه ، گرمخانه و فضاهاي متعدد ديگري مي‌باشد . در سربينه و گرمخانه حمام ، گنبدها بر روي ستون هاي سنگي قرار دارند كه اين ستون ها به شيوه مارپيچ تزئين شده اند . اين حمام در اواسط دوره قاجاره ساخته شده است ولي به مرور زمان متحمل خسارات فراواني شده كه خوشبختانه در سال جاري ميراث فرهنگي كرمانشاه اقدام به مرمت و بازسازي نموده است
حمام سيد نور كرمانشاه
اين حمام در محله قديمي چناني و در جوار مسجد آقا رحيم آل آقا واقع شده است . اين حمام علاوه بر سربينه و گرمخانه داراي چال حوض و حمام زنانه نيز مي باشد . اين بنا در اواخر دوره قاجاريه ساخته شده است .


 آرامگاه ها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان كرمانشاه

مقبره فاضل توني
اين مقبره در كنار پل كهنه كرمانشاه مشرف بر رودخانه قره‌سو در سال هاي اخير ساخته شده است . ملا عبدالله بن محمد توني بشر وي از علماء و فقهاي دوره صفويه بوده كه در مشهد مقدس ساكن و به تدريس و ترويج اشتغال داشته است . وي در اواخر عمر به قصد زيارت ائمه عراق از خراسان حركت كرد و در روز 16 ربيع الاول سال 1071 هجري قمري در كرمانشاه دنيا را وداع گفت . شيخ عليخان زنگنه حاكم كرمانشاه نزديك پل كهنه ، وي را دفن نمود و بر روي قبر او بقعه اي بنا كرد كه تا سال هاي اخير سالخوردگان كرمانشاه علايمي از آن به ياد داشتند
امامزاده دده بكتر
اين بنا در جنوب روستاي دده بكتر بانين در بخش دينور واقع شده است . بناي امامزاده از دو قسمت تشكيل شده است . قسمت اول به جمع خانه معروف است ، فضايي است مستطيل شكل كه داراي درگاهي كوتاه ، در جبهه شمالي مي باشد . پس از ورود به جمع خانه در سمت راست ، در اصلي ورود به بقعه قرار دارد . بقعه اصلي شامل اتاقي چهارگوش است كه در وسط آن سنگ قبري به خط كوفي وجود دارد كه متأسفانه به دليل سائيدگي بيش از حد ، خواندن آن ميسر نمي باشد .
امامزاده شيرخان
اين امامزاده در شمال روستاي شيرخان در بخش دينور واقع شده است . بناي امامزاده بر روي تپه اي بلند به نام تپه امامزاده از آجر و گچ ساخته شده است . بناي اصلي بقعه از خارج چهار ضلعي و از داخل چهار ايواني است . هر يك از ايوان ها داراي طاق هلالي است . فضاي اصلي بقعه به ابعاد 75/5*75/5 متر است كه بر روي آن گنبدي مدور آجري قرار گرفته است . در داخل بنا ، ضريح مشبك چوبي با سقف مسطح قرار دارد كه در ميان ضريح ، سنگ قبري به طول 27/1 متر و عرض 35 سانتي متر وجود دارد . بر حاشيه اين سنگ قبر ، آيه‌الكرسي و بر سطح سنگ صلوات كبير نوشته شده است . ورودي بقعه در ايوان غربي است . در هر يك از ايوان هاي شمالي و جنوبي ، سه طاقچه با طاق هلالي و در ايوان شرقي يك طاقچه و در ايوان غربي دو طاقچه با طاق هلالي وجود دارد . بر بالاي هر يك از ايوان ها نورگيري مستطيل شكل با طاق هلالي است . اين نورگيرها محوطه مركزي بقعه را روشن مي كنند .
بقعه سيده فاطمه
اين مقبره در قسمت شمال غربي ميدان آزادي شهر كرمانشاه واقع شده است . در گذشته اين بقعه به صورت چهار طاق سرپوشيده اي بود كه در سال 1287 ه.ق به طوري كه از كتيبه بنا پيداست ، توسط مصطفي قلي ميرزا فرزند امام قلي ميرزا عمادالدوله والي معروف غرب احداث مي شود . ولي در سال هاي اخير توسط اداره اوقاف تخريب و ساختمان آجري جديدي به جاي آن ساخته شده . اين بقعه يكي از زيارتگاه هاي قابل احترام مردم كرمانشاه به ويژه بانوان بوده است .در داخل اين بقعه دو سنگ قبر موجود است كه نوشته هاي هر دو قبر به خط كوفي است و ارتباط قبرها را به قرون اوليه اسلامي مسلم مي دارد . يكي از قبرها به شيخ علي نامي مربوط است و ديگري كه متعلق به سيده فاطمه مي باشد ، مورخ سال 165 هجري قمري است .
سر قبر آقا
مقبره معروف به سر قبر آقا متعلق به محمد علي فرزند آقا محمد باقر بهبهاني فقيه معروف مي باشد . آقا محمد علي در حدود سال 1188 هجري قمري بر حسب تقاضاي اهالي كرمانشاه به اين شهر آمد و به ترويج مذهب و تدريس علوم اسلامي پرداخت . گذشته از فضايل ، مبارزه هايي كه او با درويشان و مخصوصاً معصوم عليشاه هندي نمود ، موجب شد كه نام وي بلند آوازه گردد .مقبره او امروزه در ميان مردم به قبر آقا شهرت دارد .
گوردخمه سان رستم
اين گوردخمه در 64 كيلومتري جنوب كرمانشاه و به فاصله 10 كيلومتري روستاي بوژان در حاشيه رودخانه جزمان در منطقه جلالوند واقع شده است . گوردخمه مورد بحث به صورت اتاقي است كه در داخل قطعه سنگ بزرگي كنده شده است . اين قطعه سنگ به ابعاد 5/7*6 متر و ارتفاع 5 متر مي باشد . اتاق گوردخمه داراي ورودي به عرض 75 سانتي متر ، عمق 60 سانتي متر و ارتفاع 40/1 متر است . سقف ورودي به وسيله شيارهايي تزئين شده است . اتاق گوردخمه نيز داراي سقفي تقريباً قوسي شكل مي باشد . اين اتاق به طول 20/3 متر و عرض 7 متر و ارتفاع 2 مي باشد . كف اتاق در حدود 20 سانتي متر پائين تر از كف در ورودي است . متأسفانه دلايل محكمي براي تاريخ گذاري اين گوردخمه وجود ندارد معهذا برخي از محققين آن را به دوره ساساني نسبت داده اند


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 15:41 ] [ سجاد رنجبر ]
حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم.

ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.
رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هسته اي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راه اندازي موقت و آزمايشي نيروگاه بوشهر افزودند: دنيا قانع شده است كه راه پيشرفت هسته اي ملت ايران را نمي شود بست زيرا  پيشرفتهاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي و غير علمي، نشان دهنده  بي اثر بودن تحريم هاست و اثبات مي كند كه ملت بزرگ ايران از درون مي جوشد و رشد مي‌كند و با اتكاء به جوانان پُر تلاش و سرافراز خود، تبليغات و ترفندهاي دشمنان را خنثي مي‌نمايد.
رهبر انقلاب اسلامي در اين پيام نوروزي همچنين با اشاره به تشكيل مجلس هشتم و كارهاي خوبي كه مجلس و دولت با همكاري يكديگر انجام داده اند افزودند: اميدواريم اين همكاريها همچنان ادامه داشته باشد.
ايشان در زمينه مسائل اقتصادي به بحران عظيم اقتصادي جهان اشاره و خاطر نشان كردند: برغم اين بحران بزرگ كه از آمريكا شروع شد و طوفان سهمگيني در جهان ايجاد كرد و با وجود تحريمها، مسئولان كشور توانستند كشور و ملت را از افتادن در موج عظيم مشكلات ناشي از بحران جهاني تا حدود زيادي، دور نگه دارند كه البته بايد همچنان مراقب بود و تلاش كرد تا انشاءاله پيشرفتهاي اقتصادي روزبروز شكوفاتر شود.
حضرت آيت الله خامنه اي از بروز نوآوريها و شكوفاييهاي چشم گير در سال 87 ابراز خرسندي كردند و افزودند: عمل به اين شعار در مرحله مقدماتي خوب بوده است اما بايد شعار نوآوري و شكوفايي را همچنان با جديت پيگيري كنيم تا به فضل الهي، به نقطه اي كه شايسته ملت ايران است برسيم.
ايشان همچنين در تشريح مسائل مهم جهاني در سال 87 ، علاوه بر بحران اقتصادي جهاني، به حمله ناكام 22 روزه رژيم صهيونيستي به غزه و مقاومت تحسين برانگيز مردم مظلوم فلسطين اشاره و تأكيد كردند: شكست مفتضحانه صهيونيستها، اين تجربه بسيار مهم را براي مردم دنيا به ارمغان آورد كه مي توانند در مقابل ستمگران بايستند و پيروز شوند.
رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.
ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسرافهاي شخصي و عمومي" و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"،  برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.

[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 15:11 ] [ سجاد رنجبر ]

مطالعات تاريخي نشان داده است که پيدايش ملاير از دوره قاجاريه و با اهتمام شاهزادگان قاجار آغاز شده و توسعه يافته است. در گذشته در خاور و باختر شهر فعلي ملاير و با فاصله كمي از آن، دو آبادي وجود داشته كه در حال حاضر خرابه هاي قلعه هاي آن ها به چشم مي خورد. اين محلات هسته اوليه شهر ملاير را تشكيل داده و قلعه هاي آن ها قسمتي از محله هاي كنوني شهر را نيز در بر مي گرفته است. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه اين قلعه احتمالا داراي هفت راه ورودي در اطراف خود بوده است كه هر يک به منظوري خاص و جهت افراد به خصوص و در زمان هاي معيني مورد استفاده قرار مي گرفته اند. بيش‌ترين‌جمعيت شهرستان ملاير به كار كشاورزي اشتغال دارند. نوع كشت در اين منطقه آبي و ديمي بوده و انواع محصولات در آن به عمل مي‌آيد.
صنايع دستي يكي از فعاليت هاي مهم اقتصادي مردم اين منطقه بوده و قالي بافي و فرش هاي جوزان و حسين آباد آن از معروفيت خاصي برخوردار است. هم چنين قالي هاي معروف به كسب‌ و ننج(دو روستاي ملاير) داراي شهرت خاصي هستند كه بيش‌تر صادر مي‌شوند. در برخي از روستاهاي اين شهرستان منبت كاري نيز معمول است كه بيش‌تر شامل مبل و صندلي و ميز مي‌شود و از صادرات عمده اين شهرستان محسوب مي‌شود.
اقتصاد اين شهرستان به ترتيب اهميت مشاغل بر پايه كشاورزي، دام‌داري، باغ‌داري و صنايع دستي نهاده شده است كه ديگر فعاليت ها غالبا در كنار كار كشاورزي انجام مي شود. منبت كاري كه بيش تر شامل مبل و صندلي و ميز مي شود، از صادرات عمده ملاير به تهران و ساير نقاط است. علاوه بر آن چه گفته شد زنبور داري و پرورش عسل نيز در اين شهرستان رايج است. بنابراين انگور، كشمش، شيره انگور، باسلق، گردو،‌ بادام، تره بار،‌ دام زنده، فرآورده هاي دامي، فرش، آجر، سنگ سيليس، سرب، نقره، لوازم منبت كاري،‌ عسل،‌ بوقلمون،‌ مرغ و تخم مرغ مهم ترين اقلام صادراتي ملاير را تشكيل مي دهند. سنگ هاي استخراجي از معادن سنگ ساختماني به مصرف كارخانه هاي سنگ بري اين شهرستان مي رسد. به دليل غناي معادن در اين منطقه اغلب كارخانه ها و صنايع در ارتباط با معادن منطقه مشغول فعاليت هستند. شهرستان ملايرداراي مكان‌هاي تاريخي و ديدني متعددي است.آتشكده باستاني نوشيجان، تالاب آق‌گل، زيستگاه حيات وحش لشگر، درياچه مصنوعي و مجتمع سياحتي كوثر، يخچال ميرفتاح بوستان سيفيه برج سامن، آرامگاه‌حيقوق نبي(ع)، آرامگاه ميررضي‌الدين آرتيماني، مدرسه علميه شيخ علي‌خان زنگنه و امام‌زاده اسماعيل سرابي (امام‌زاده كوه) از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان ملاير به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
سنگ هاي استخراجي از معادن سنگ ساختماني به مصرف كارخانه هاي سنگ بري اين شهرستان مي رسد. به دليل غناي معادن در اين منطقه اغلب كارخانه ها و صنايع در ارتباط با معادن منطقه مشغول فعاليت هستند. شهرستان ملاير از جهت معادن غير فلزي به ويژه سنگ سيليس و سنگ هاي ساختماني جزو مناطق غني كشور محسوب مي شود. در شهرستان ملاير جمعا يازده معدن غير فعال وجود دارد كه شامل هفت معدن سنگ سيليس و 4 معدن سنگ ساختماني و مرمريت، سنگ گچ و فلدسپات مي باشد كه هنوز به مرحله استخراج نرسيده است. مهم ترين معادن فعال شهرستان ملاير عبارتند از :
1- معدن سرب و نقره آهنگران
2- معدن سيليس آبدر
3- معدن سيليس ازندريان
4- معدن سيليس يا بارييس
5- معدن فلدسپات چغاني
کشاورزي و دام داري
بيش‌ترين‌جمعيت شهرستان ملاير به كار كشاورزي اشتغال دارند. نوع كشت آبي و ديمي بوده و مهم ترين محصولات كشاورزي در شهرستان ملاير عبارتند از : گندم، جو، بنشن، تره بار و چغندر قند. فرآورده هاي باغي نيز عبارتند از انگور،‌ بادام، گردو، زرد آلو و سيب كه بعضي به صورت تازه و بعضي ( از جمله انگور ) به صورت خشكبار صادر مي گردد. انگور مهم ترين محصول شهرستان ملاير محسوب مي شود كه از آن فرآورده هاي متنوعي چون شيره انگور، باسلق و كشمكش تهيه مي شود. كشمكش ملاير علاوه بر استان هاي ديگر به خارج از کشور، به ويژه به اروپا صادر مي‌شود.
دام‌داري نيز از رشته هاي اقتصادي مهم شهرستان ملاير به شمار مي رود كه بيش تر به صورت سنتي رواج يافته و در روستاها به صورت پرورش گوسفند، بز، گاو و گوساله رايج است. هم چنين شير گاوداري ها به كارخانه شير پاستوريزه همدان حمل مي‌شوند. بعضي از اقلام فرآورده هاي دامي به خصوص روغن، پنير و كشك از صادرات مهم اين شهرستان به شمار مي‌آيند.هم چنين از ديگر فعاليت‌هاي مهم در اين زمينه، پرورش طيور است كه گوشت آن به خوزستان و همدان صادر مي‌شود. تعداد مرغ‌داري ها و مراكز پرورش طيور در اين شهرستان زياد و قابل توجه است.
مشخصات جغرافيايي
ملاير از شهرستان هاي استان همدان است كه از شمال به شهرستان همدان، از خاور به شهرستان اراك ( استان مرکزي )، از جنوب به شهرستان بروجرد ( استان لرستان ) و از باختر به شهرستان هاي تويسركان و نهاوند محدود مي‌شود. شهرستان ملاير به سه قسمت مركزي،‌ جوكار و سامن تقسيم شده و رود حرم آباد مهم ترين رود اين شهرستان مي باشد. شهرستان ملاير را مي توان جزء مناطق كوهستاني دانست كه در حوزه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته و در اين كوه ها عوارض طبيعي جانبي زيبايي هاي خاصي را بوجود آورده اند. جمعيت شهرستان ملاير بر اساس سرشماري سال 1375 برابر با 062/297 نفر بوده است. اهالي شهرستان ملاير به زبان فارسي با گويش لري صحبت مي كنند و دين آنها اسلام و مذهب شان شيعه مي باشد.
1- راه آسفالت درجه يك اصلي ملاير – بروجرد به طول 59 كيلومتر به سمت جنوب
2- راه آسفالت فرعي ملاير – نهاوند به سمت جنوب باختر به طول 41 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
مورخان در مورد وجه تسميه ملاير نظرهاي مختلفي ارائه داده اند. برخي باور دارند که از آن جهت که در زمان مادها با روشن كردن آتش بر روي تپه ها و كوه هاي اين منطقه، اخبار را به ساير مناطق مي رساندند، اين ناحيه « مل آگر » به معني تپه آتش ناميده شد. روايت ديگري مي گويد كه اعراب در زمان حمله به ايران، هنگام عبور از اين منطقه به آب دست نيافته بودند و به همين دليل آن را « ماء لايري » به معني آب ديده نمي شود خواندند. بعدها منطقه به همين نام معروف شده و ملاير كنوني صورتي از آن عبارت است. ملاير از زمان هاي بسيار دور منطقه اي آباد و پر جمعيت بوده است. اسامي بعضي از روستاها مانند مانيزان، گوراب، اسكنان و ابنيه و آثار تاريخي به جاي مانده منطقه از جمله دژگوراب و تپه نوشيجان حاكي از قدمت تاريخي اين منطقه است. بناي شهر فعلي ملاير با حكومت فتح‌علي شاه قاجار در سال 1188 هجري مقارن است كه توسط محمد علي ميرزا دولتشاه احداث شد و نخست به نام باني آن دولت آباد خوانده شد، و سپس با انقراض سلسله قاجاريه به ملاير تغيير نام يافت.


موضوعات مرتبط: ایرانشناسی
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 15:1 ] [ سجاد رنجبر ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست
آماده ی دریافت انتقادات و پیشنهاد شما هستم
امکانات وب