X
تبلیغات
همه چیز در یک وبلاگ

همه چیز در یک وبلاگ
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
چکیده: شاه بنا به تجربه فرار پیشین خود در مرداد 1332که خود را بی پول یافته بود با حرص و ولع سیری ناپذیری سعی در جمع اوری ثروت کرده بود و توانست ثروت زیادی را هنگام خروج از ایران از کشور خارج کند . این ثروت بنا به اظهارات برخی مقامات رسمی تا 56 میلیارد دلار گزارش شده است.
پاسخ شاه به ثریا اسفندیاری همسر دوم خود در مورد حرص به جمع اوری ثروت بسیار جالب میباشد :
من نمی خواهم پس از رفتن از ایران مانند ملک فاروق (شاه سابق مصر ) در لاس وگاس مدیر قمار خانه ویا مانند کارول پادشاه سابق رومانی در امریکا دلال اتومبیل شوم .
"ژنرال هایزر شاه را مانند موش مرده ای از مملکت بیرون انداخت "
از اظهارات ژنرال ربیعی
شاه پس از خروج از ایران عملا به صورت مهره ای سوخته درآمده بود که حتی ثروت افسانه ای که به همراه خود از ایران برده بود هم نتوانست برای او مامن و پناهگاهی بسازد زندگی شاه پس از گریختن از ایران را تنها می توان به عنوان یک تنبه وتجربه تاریخی مورد مطالعه قرار داد زیرا پس از ان او هیچ گونه تاثیری بر وقوع حوادث اطراف خویش نمی توانست بگذارد و حتی در مورد مکان زندگی هم به صورت آواره ای در امده بود که با داشتن املاک فراوان در کشور های ارو پایی و امریکا تا زمان مرگش روی آسایش را ندید و جابجایی های متعددی که از سوی امریکاییها بر او تحمیل می شد بر وخامت روحی وجسمی او می افزود .
شاه بنا به تجربه فرار پیشین خود در مرداد 1332که خود را بی پول یافته بود با حرص و ولع سیری ناپذیری سعی در جمع اوری ثروت کرده بود و توانست ثروت زیادی را هنگام خروج از ایران از کشور خارج کند . این ثروت بنا به اظهارات برخی مقامات رسمی تا 56 میلیارد دلار گزارش شده است.
پاسخ شاه به ثریا اسفندیاری همسر دوم خود در مورد حرص به جمع اوری ثروت بسیار جالب میباشد :
من نمی خواهم پس از رفتن از ایران مانند ملک فاروق (شاه سابق مصر ) در لاس وگاس مدیر قمار خانه و یا مانند کارول پادشاه سابق رومانی در امریکا دلال اتومبیل شوم .
"ژنرال هایزر شاه را مانند موش مرده ای از مملکت بیرون انداخت "
از اظهارات ژنرال ربیعی
محاکمات
سناریوی امریکایی در مورد شاه به مراحل پایانی خود نزدیک می شد شوکراس تصمیم نهایی امریکا را از زبان سالیوان چنین می گوید در اواخر دسامبر سالیوان برای انجام ماموریتی به کاخ رفت که به قول خودش برای یک سفیر غیر عادی بود که می بایست به رئیس کشوری که نزد او اعزام شده بود بگوید باید کشورش را ترک کند .
اولین پرده این نمایش اوارگی و مرگ تدریجی شاه از 26 دی ماه 1357 رقم خورد .شاه و فرح با هلیکوپتر به فرود گاه مهر اباد منتقل شدند شاه 2 ساعت منتظر ماند تا بختیار از مجلس رای اعتماد بگیرد بختیار پس از گرفتن رای اعتماد به مهر اباد امد پس از ان شاه با اشک با مشایعین خود خداحافظی کرده وبه همراه فرح سوار بر هواپیما شدند .
مصر :
مقصد نهایی شاه در این سفر امریکا بود واگر بدون توقف بین راه یا بعد از توقف 5روزه در مصر عازم امریکا می شد گرفتاری های بعدی برای او پیش نمی امد زیرا امریکاییها در ان موقع متعهد به پذیرفتن شاه در امریکا بودند
نخستین استقبال محمد رضا شاید شیرین ترین استقبال دوره دربدری او بود شرح یکی از این شبها را از زبان فریده دیبا مادر فرح نقل می کنیم :
"با انکه پزشکان محمد رضا را از مصرف مشروبات الکلی منع کرده بودند یک گیلاس کنیاک نوشید و گیلاس او چند بار دیگر هم پر و خالی شد ......محمدرضا که اشکارا تحت تاثیر الکل قرار گرفته بود زار و زار مانند طفل معصومی میگریست "و اما در مورد رفتار او با اطرافیان و مسائل مالی که برای او پیش امد کرد می نویسد : "محمد رضا عمدا اطرافیانش را تشویق می کرد او را ترک کنند و سراغ زندگی خود بروند و به این ترتیب طی چند روز تعداد اطرافیان محمد رضا وما به چند نفر تقلیل یافت .انچه محمد رضا را نگران می ساخت ولخرجی ها و عیاشی های این همراهان بود.
انها هر غلطی که می خواستند می کردند و پول ان را به حساب محمد رضا می گذاشتند صورت حساب های هتل مجلل مامونیه برای مخارج اطرافیان محمد رضا طی چند روز به رقم تکان دهنده 200 هزار دلار رسید ......واضح بود که همه می خواهند محمد رضا را بدوشند . شاه اب پاکی را روی دست همه انها ریخت وگفت "ما فعلا در تبعید هستیم وپولی نداریم به شما بدهیم اگر کسی می تواند مخارج خود را تامین کند می تواند همراه ما بماند در غیر این صورت میتواند به ایران برگردد"
مراکش:
پس از اقامت چند روزه در اسوان مصر شاه دعوت نامه ای از ملک حسن دوم پادشاه مراکش دریافت کرد شاه به گمان این که این دعوت هم جز ئی از توصیه های امریکا برای ارام کردن او ضاع و به امید تغییر شرایط می باشد به این دعوت پاسخ مثبت داد اما با ورود به مراکش شرایط تغییر کرد ملک حسن که به اذعان بسیاری از تاریخ نویسان به طمع ثروت 50 میلیاردی شاه او را به مراکش دعوت کرده بود با این پاسخ شاه روبرو شد که تمام ثروت او به صد میلیون هم نمی رسد ملک حسن از دعوت خود پشیمان شد و بعد از انقلاب در ایران محترمانه عذر او را خواست . مقامات مراکشی هم از شاه به عنوان
"مردی که برای شام امده بوده "(وپس از صرف شام نمی رفت )یاد می کردند .
ملک حسن هم بنا به اقتضائات و قطع امید از دست یافتن به چند دهکی از ثروت شاه برای او روشن ساخت که باید قبل از کنفرانس سران اسلامی که قرار بود ماه اوریل در مراکش تشکیل شود انجا را ترک کند .
نویسنده کتاب من و فرح پهلوی دلیل دیگری را از قول فرح پهلوی برای اخراج از مراکش بر می شمرد فرح می گوید که الکساندر دومارانش (رئیس سازمان امنیت فرانسه ) در ملاقاتی با ملک حسن اورا متقاعد می کند که اقامت شاه در مراکش ممکن است عواقب وخیمی در پی داشته باشد و حتی با شمردن وظایف مهمتری مثل حفظ ونگهداری تنگه جبل الطارق او را تحریک به اخراج شاه می کند تصمیمی که بعد به صورت غیر رسمی به او ابلاغ شد .
روز 22 فوریه (سوم اسفند 1357)نماینده ای از طرف شاه ریچارد پارکر سفیر امریکا در مراکش ملاقات کرده و تمایل و تصمیم شاه را برای عزیمت به امریکا به انان انتقال داد اما امریکا که از سویی طمع در ارتباط با جمهوری نوپا را داشت واز سویی با حمله به سفارت خود مواجه شده بود به این تقاضا پاسخ منفی داد انچنان که بعد از این که برژینسکی این تقاضا را با کارتر مطرح کرد کارتر هم برخلاف معمول با عصبانیت و تندی گفت "که من نمی توانم ببینم که شاه در امریکا مشغول بازی تنیس است در حالی که جان اتباع امریکایی به خاطر او به خطر افتاده است "در طول ماه مارس 1979 (دهم اسفند تا دهم فرور دین ) شاه در تکاپوی یافتن مامنی تازه بود انتخاب نخست او کشور های اروپایی مانند سوئیس و انگلستان بود که در این کشورها ملکهای شخصی داشت اما حتی کشور فرانسه هم که به امام خمینی ره اجازه اقامت داده بود به شاه روی خوش نشان نداد شاه از بودن در افریقا هم نگران بود و احساس ناخوشایندی داشت زیرا تجربه تلخ تبعید پدر را به یاد او می اورد سرانجام دوستان امریکایی اش راکفلر و کیسینجر توانستند جزایر باهاما واقع در غرب اقیانوس اطلس در فاصله ای نه چندان دور از سواحل فلوریدا را برای اقامت شاه پیدا کنند .کشوری دارای 700 جزیره،مستقل اما عضو جامعه مشترک المنافع انگلستان .
باهاما:
پس از ان که موافقت مقامات باهاما هم به واسطه پرداخت مبلغ قابل توجهی از حساب شاه نزد بانک راکفلر جلب شد و همراهانش و368 چمدان وسائل شخصی با هواپیمای شخصی ملک حسن به سوی باهاما به راه افتادند . چون وضعیت امنیتی در جزایر توریستی باهاما زیاد مناسب نبود بنا به توصیه راکفلر شاه ارمائو یک کارشناس روابط عمومی جوان و چند گارد محافظ هم استخدام کرد .
اما این نوشته فریده دیبا (مادر فرح) پس از ترک مراکش به روشنی بیانگر میزان وحشت وحالات روحی انها بوده :
"جزایر باهاما در نزدیکی ایالت فلوریدای امریکا قرار دارند واین نزدیکی به اندازه ای است که ما احساس می کر دیم در امریکا هستیم احساس نزدیک بودن به امریکا به ما اعتماد به نغس و اطمینان می داد !
در مصر و مراکش احساس می کردیم در کشور های قرون وسطایی هستیم وقتی موقع نماز ظهر و عصر صدای الله اکبر از بلند گوهای مساجد بلند می شد محمد رضا و همه ما به وحشت می افتادیم زیرا در تهران اشوب زده ماه ها بانگ الله اکبر را که انقلابیون سر می دادند شنیده و لرزیده بودیم "
اقامت شاه در باها ما اقامتی پر خرج و پر نکبت بود دولت باهاما هم به انها اخطار کرده بود که حق ندارند هیچ تفسیری در مورد رویداد های ایران بنمایند .
وحشت زائد الوصف شاه هم یکی از وسائل غارت این ثروت شده بود انچنان که بعد از اعلام امادگی حتی چریک های فلسطینی هم برای ترور شاه ، شاه از نخست وزیر باهاما تقاضای کمک کرد نخست وزیر هم 30 پلیس زبده را به فوریت به همراه یک پیام فرستاد " که نمی توانید بایک شام مجانی این ماموران راضی به حفاظت خود کنیدو باید هزینه انها را سخاوتمندانه بپردازید " ویا این که هر چند روز یک بار رئیس پلیس باهاما به بهانه این که خبری از ورود تروریست های فلسطینی یا ماموران اعزامی حکومت تهران دارد صورتحسابی به ارمائو می داد ویا اینکه شاه بابت اقامت ده هفته ای در یک ویلای کوچک سه اتاقه و نمور 2/1 میلیون دلار پرداخت کرد .
اما شاه در این منطقه به نحوه دیگری به منبع درامد دولت باهاما شده بود دولت که در ازای دریافت پول های کلان متعهد به محافظت از شاه شده بود مامورانی را در جلوی راه ورودی ویلای شاه مستقر کرده بود که با دریافت حق ورودیه نفری 15 دلار اجازه می دادند تور های توریستی وارد محل شده و در اطراف ویلای شاه پرسه بزنند و عکس بگیرند .
با پیروزی محافظه کاران در انتخابات پارلمانی انگلستان و روی کار امدن خانم تاچر بارقه های امید در دل شاه زنده شد زیرا خانم تاچر قبل از پیروزی قول مساعدت وهمکاری برای پناهندگی به شاه داده بود و شاه هم به دلیل این که در احساس امنیت میکرد واملاکی هم در انجا داشت بسیار متمایل به اقامت در انجا بود و تقاضای خود را با مقامات انگلیسی در میان گذاشت اما دولت انگلیس برای ان که جنجالی پش نیاید مامور خود را که سابقه دوستی با شاه را داشت به نام دنیس رایت با نام مستعار ادوارد ویلسون روانه باهاما کرد این مامور هم نظر منفی دولت را هر چند با دلایلی سطحی به شاه منتقل کرد و این جوابی دیگر بر خوش خدمتی های او برای دولت های بزرگ بود .
در اوایل ژوئن (اواسط خرداد 1358 )دولت باهاما از تمدید ویزای اقامت شاه در ان کشور خودداری کرد و شاه باز هم اواره برای یافثن پناهگاهی به دوستان امریکایی اش متوسل شد .
مکزیک :
راکفلر و کیسینجر توانستند موافقت رئیس جمهور مکزیک را برای اقامت شاه در ان کشور جلب کنند رابرت ارمائو که دقیقا پست و مقام او مشخص نیست و همه کاره شاه علیل در ان روزها بوده و بسیاری او را به عنوان عامل سیا به شاه معرفی می کردند اما به هر حال شاه که از غلام خانه زاد بودن خود مطمئن بود و چیزی برای پنهان کردن از امریکایی ها نمی دانست در استخدام او شکی به دل راه نداده بود .ارمائو قبل از شاه برای پیدا کردن محل مناسب اقامت به مکزیک سفر کرد او جایی در شهر توریستی کورناواکا (کوئرناواکا) در مجاورت مکزیکوسیتی برای اقامت در نظر گرفت .
شاه و فرح و سایر همراهان روز دهم ژوئن (بیستم خرداد 1358 )عازم مکزیک شد و از جای وسیع و تازه خود در مقایسه با ویلای کوچک و نارا حت باهاما راضی به نظر می رسیدند .
در مورد اقامت در مکزیک فریده دیبا این گونه می نویسد :
"اقامت در مکزیک برای محمد رضا زجر اور بود زیرا او باید هر هفته شیمی درمانی می شد اما ما در ویلای گل سرخ روزهای روز های دلچسبی داشتیم در کوئر ناواکا چند تن از دوستان امریکایی شاه به ملاقاتش می امدند : هنری کیسینجر ، جرالد فورد ، ریچارد نیکسون ، فرانک سیناترا ، دیوید رکفلر ، الیزابت تیلور ..........."
در کتاب پدر و پسر اقای محمود طلوعی هم به ملاقات چند تن از مقامات سابق ایران اشاره کرده که از یکی از انان به نام هوشنگ نهاوندی رئیس سابق دانشگاه تهران و اخرین رئیس دفتر فرح نام می برد که در نوشتن کتابی که شاه در نظر داشت برای دفاع از خود بنویسد به او کمک کرد این کتاب تحت عنوان " پاسخ به تاریخ " به زبان فرانسه در پاریس منتشر شد این نوشته ها در تاریخ 16 سپتامبر 1979 (25 شهریور 1358 ) در محل اقامتش در مکزیک امضاء شده است .
چهار هفته از اقامت در مکزیک گذشته بود که حال شاه رو به وخامت می نهد ارمائو دکتر بنجامین کین یکی از پزشکان معروف نیویورک را برای معالجه شاه به مکزیک می اورد این پزشک بنا به گفته فریده دیبا پس ازمعاینه و مطالعه پرونده پزشکی شاه علاوه بر سرطان پیشرفته و مالاریا ، یرقان شدید شاه را تشخیص داد یرقان انسدادی و سپس صراحتا دکتر ژرژ فلاندرن را مسئول پیشرفت سرطان در بدن شاه معرفی می کند داروهای تجویز شده را نه تنها مفید ندانسته که حتی بعضی از انان را مثل کورتیزن را بسیار مضر دانسته است .
این بار نه به توصیه امریکایی ها که به توصیه پزشکان، شاه بار دیگر باید به بیمارستانی مجهز برای مداوا منتقل میشد .
امریکا :
سرانجام کارتر تحت فشار اطرافیانش مجبور شد روز 21 اکتبر (29 مهر 1358) اجازه مسافرت شاه و همسرش را به امریکا با ویزای توریستی صادر کرد .
با اجازه اقامت کوتاه مدتی که برای درمان به شاه داده شده بود شاه با یک هواپیما ی کرایه ای شرکت گلف استریم به سمت نیویورک حرکت کرد شاه مکزیک را در حالی ترک می کرد که رئیس جمهور مکزیک خود در دو نوبت به او گفته بود "مکزیک را خانه خود بدانید ما در اینجا به شما خوش امد می گوییم "
فریده دیبا در مورد ورود به نیویورک این گونه می گوید :
"موقعی که در یک فرود گاه نا شناس در فورت لادردیل فرود امدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرود گاه فقط یک کارشناس امریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی امریکا منتظرمان بود که همه وسائل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک گل وگیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم . محمد رضا در ان حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم ازارش میداد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد ؟ در همین امریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می امدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند "شاه نه در بیمارستان مموریال که برای درمانش در نظر گرفته شده بود بلکه در بیمارستان نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند با تمام تلاش هایی که برای سری نگاه داشتن این مطلب می شد سریعا این مطلب به رسانه ها کشیده شد .
درلحظات اولیه ورود شاه و بستری شدنش رئیس بیمارستان به ملاقات او می اید واز شاه برای کمک به تجهیزات بخش سرطان شناسی بیمارستان و به عنوان شرکت در یک کار خیر تقاضای یک میلیون دلار می کند شاه نیز که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد چاره ای جز جواب مثبت به این باج خواهی نداشت. شاه در این بیمارستان به زیر تیغ جراحان رفت و جراحی شد اما حتی جراحی او هم روندی طبیعی در پیش نگرفت ان گونه علی رغم انکه همه ازمایش ها و عکس هایش حاکی از وضع بد طحال او داشت و اصرار دکتر کولمن سرطان شناس و مامور رسیدگی به وضع شاه بر خارج ساختن طحال او جراحان کیسه صفرا ی او را در اوردند این مسئله بعدا مشکل ساز شد چنانچه مسائل مربوط به طحال موجب مرگ او شد .
در ماه های اتی شاه که برای انتقال او از باهاما از کلمه محموله استفاده می شد پس از نام دیوید نیو سام نام مستعار پزشکی پیتر اسمیت برای او مورد استفاده قرار گرفت .
اقدام دانشجویان و دانش اموزان در تسخیر لانه جاسوسی در چهارم نوامبر (13 ابان 1358 ) این ارامش کاذب و مقطعی را از شاه می گیرد و این بار دولتمردان امریکایی و علی الخصوص کارتر به تکاپوی خارج کردن شاه از امریکا می افتند تا مگر به این وسیله برای ازادی گروگان های خود بتوانند وگشایشی حاصل شود .
شاه که چاره ای دیگر پیش رو نمی بیند اظهار تمایل می کند که به مکزیک بازگردد اما وزارت خارجه امریکا از دادن ویزا به شاه خودداری میکند و این اغازی برای تکاپوی دوباره امریکاییان بود برای یافتن پناهگاهی دیگر برای شاه .
از سفرای امریکا در کشور های محل ماموریتشان خواسته شد که با دولت های محل ماموریت خود تماس گرفته از انان بپرسند : ایا این لطف را در حق امریکا می کنید که با پذیرفتن شاه سابق ایران در کشورتان به ازادی گروگان های امریکایی کمک کنید "
بیشتر کشورها صریحا جواب رد دادند تنها کشوری که حاضر شد از شاه میزبانی کند مصر بود که بنا به مصالح امریکا و شاید ترس خود شاه از نزدیک شدن به ممالک اسلامی این پیشنهاد رد شد . شاه پس از مرخصی از بیمارستان نیویورک به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستانی مخصوص به بیماران روانی ارتش بستری شد در این پایگاه بنا به نوشته های فریده دیبا که از زبان فرح می نویسد ( فریده دیبا پس از نیویورک از شاه جدا می شود ) : رفتار بسیار زننده ای با انان می شود در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه ژنرال آکر مرتب از فرح می خواهد که هم بازی تنیس او باشد .
سرانجام تنها کشوری که تحت فشارهای امریکا حاضر به پناه دادن شاه می شود پاناماست .
پاناما :
شاه علی رغم میل باطنی خود انتخابی جز پاناما را پیش رو نمی دید و دولتمردان امریکایی هم با فرستادن نمایندگانی شاه را مجاب به این سفر کردند .شاه سرانجام صبح روز پانزدهم دسامبر (23 اذر 1358) با یک هواپیمای باری c9نیروی هوایی امریکا پایگاه لک لند را به مقصد پاناما ترک کرد و در فرود گاه هاوارد واقع در یکی از پایگاه های نظامی امریکا فرود امد . میزبان شاه و صادر کننده ویزای او رهبر نظامی پاناما عمر توریخوس بود که از قبل دندان هایش را برای فرو بردن در این لاشه ی متعفن تیز کرده بود پس از انکه شاه وارد کانتادورا در پاناما شد به محض این که چشم ژنرال توریخوس به محمد رضا افتاد از سرهنگ جهانبینی که همراه شاه بود اهسته پرسید :" ببینم این شاه ، شاه که این همه می گویند فقط همین است " او بعدا ضمن تشریح سفر شاه به پاناما گفته بود که" افساته عظمت شاهمشاهی 2500 ساله ایران و زرق و برق خاندان پهلوی به دوازده نفر ، چند چمدان و دو سگ تقلیل یافته بود"
شاه پس از مراسم استقبالی که با مراسمات استقبال های پیشین او ( البته همه استقبال های بعد از سقوط این گونه بودند ) بسیار فرق میکرد به وسیله یک هلی کوپتر نظامی امریکا به جزیره کونتادورا که برای اقامت او در نظر گرفته شده بود پرواز کرد .
اقامت در پاناما را شاید میتوان نکبت بارترین قسمت اوارگی شاه نامید قسمت هایی از نوشته های فرح دیبا در کتاب دخترم فرح را در این مورد میخوانیم که :
"فردا ژنرال عمر توریخوس برای دیدن شاه امد عمر توریخوس ادم بسیار بی ادبی بود و به هیچ وجه اداب گفت و گوی دیپلماتیک را رعایت نمی کرد ملاقات او با شاه بسیار دلسرد کننده بود ......
توریخوس با بی ادبی تمام چوپن می نامید چوپن در اصطلاح مردم پاناما یعنی تفاله ( پرتغالی که اب ان را تا قطره آخر گرفته اند ) ...
دخترم تعریف می کرد که این مردک نیمه وحشی (توریخوس ) به من نظر سوء پیدا کرده و مرتبا به دیدن شاه به کونتادورا می امد او می گفت شما هر چه بخواهید برایتان تهیه خواهم کرد!بهتراست این مرد بیماررارهاکنید "
درکنارتمام بیماری های جسمانی شاه ، شاه دچار بیماری خطرناکتری بود بیماری که باعث نابود شدن او گشت او دچار وحشت شده بود بعد از صدور حکم دادگاه انقلاب مبنی بر این که اگر فرح همسرش را بکشد مورد عفو قرار خواهد گرفت او حتی از همسرش نیز می ترسید شاه در محاصره محافظان مزدوری قرار گرفته بود که در ازای پاداشی که برای کشتن او در نظر گرفته شده بود به انان نیز مانند قاتلان بالقوه خود می نگریست وپس از شنیدن زمزمه هایی مبنی بر وارد معامله شدن مقامات پانامایی به نمایندگان ایرانی و پی گیری پرونده او توسط وکلای استخدام شده جمهوری اسلامی برای دستگیری او، سر تا پای شاه را وحشت فرا گرفت شاه به تعبیر خود طعمه ی برای ازادی گروگان های امریکایی شده بود و از خود به عنوان "زندانی محبوب امریکا " یاد می کرد. شاه به صورت زندانی در جزیره کونتادورا در امده بود که وقیحانه حتی پول ضبط صوتی که برای استراق سمع اتاق او نیاز داشتند را از خود او می گرفتند .
شاه مستاصل در یکی از دیدار های سفیر اسراییل از او ، تقاضای یک محافظ شخصی از موساد می کند این محافظ 12 ساعت بعد در جزیره حاضر می شود . ژنرال اسراییلی مایک هراری انگلیسی الاصل تا روز مرگ شاه در کنار وی باقی ماند .
نوریه گا شخصی بود که توریخوس برای محافظت شاه در زمان اقامت در پاناما در نظر گرفته بود اوهم با سو استفاده از وحشت شخص شاه پی در پی دنبال خالی کردن جیب های شاه بود او 750هزار دلار حقوق ماهیانه برای گارد محافظ و صد هزار دلار ماهیانه برای مخارج تغذیه انان می گرفت .
نوریه گا هر بار با دادن یک گزارش غلط مبنی بر ورود تروریست ها سعی در سر کیسه کردن شاه داشت که هر گاه در پرداخت پول از طرف ارمائو و دستیارانش سخت گیری می شد. فورا یک هواپیمای کوچک بر فراز ویلای شاه به پرواز در می امد و ضد هوایی ها به شلیک کردن می پرداختند بعد نوریه گا به شاه اطلاع می داد که این هواپیما متعلق به تروریست ها بوده که از کاستاریکا برای کشتن او امده بودند . بدین ترتیب راهی برای فرار از باج دهی به نوریه گا نبود .
حوادث و نکبت هایی که شاه در پاناما با انها دست به گریبان بود مثنوی هفتاد منی است که مجال دیگری می طلبد اما شاید این چند خط نوشته فریده دیبا نمایانگر این اوضاع باشد : " تمام ناز و تنعم و نعمت دوران پهلوی برای خانواده ما به ایام کوتاه دربدری در پاناما نمی ارزید "
شاه وحشت زده در پی یافتن پناهگاهی می گشت و تنها گزینه های پیش رو برای او امریکا و مصر بود دولت امریکا حاضر بود در قبال استعفای از سلطنت و به عنوان یک شهروند عادی شاه را بپذیرد. اما باد نخوتی که در طول چند دهه در سر شاه فرو رفته بود یک شبه خالی نمی شد هر چند که ممانعت هایی از سوی امریکا برای سفر شاه به مصر صورت گرفت اما شاه اخرین مقصد سفر خود را مشخص کرده بود .
فرح تقاضای اقامت در مصر را تلفنی با جهان سادات همسر انور سادات در میان گذاشت جهان سادات مه به گرمی از این تقضای انان استقبال کرد. انور سادات هم چند دقیقه بعد با تماس با پاناما به شاه می گوید که هواپیمای شخصی اش را روانه پاناما سیتی خواهد کرد. چون استراق سمع از تلفن های شاه به عمل می امد مقامات پانامایی ممانعت هایی برای خروج شاه به وجود می اورند که بر وحشت شاه می افزایند و باعث وخامت حال او می شوند هنگامی که منتظر هواپیمای سادات هستند ناگاه وضع جسمی و مزاجی شاه رو به وخامت نهاده و شاه که دچار مشکل تنفسی می شود بر زمین می افتد .
شاه به بیمارستان منتقل می شود و با تماس ارمائو دکتر دو یبکی جراح معروف امریکایی به همراه یک تیم پزشکی روانه پاناما می شود اما به دلیل کمبود امکانات پزشکی پاناما عملی روی شاه انجام نمی شود و شاه تنها به مدت دو هفته تحت درمان قرار می گیرد تا امادگی لازم برای پرواز به مصر را به دست اورد . سر کیسه شاه در این مدت هم جالب توجه است چه به عنوان کمک میلیون دلاری به بیمارستان و یا تعرفه سیصد هزار دلاری که حتی تمام مجموعه بیمارستان هم این ارزش را نداشته است .
مصر:
بالاخره شاه با یک هواپیمای کرایه ای باری شرکت اورگرین که به زحمت جای نشستن شاه و 20 همراهش را دارد روز یک شنبه سوم فروردین پاناما را به مقصد مصر ترک می کند شاه وضع جسمی خوبی ندارد و با ان که چند پتو روی او انداخته اند از سرما اشکارا می لرزد .هواپیما پس از یک توقف برای سوخت گیری در جزایر ازور پرتغال به سوی مصر راه می افتد . شاه با استقبال انور سادات و همسرش وارد مصر می شود .
شاه بلافاصله از فرودگاه با هلیکوپتر ازفرودگاه به بیمارستان نظامی معادی بر ساحل نیل منتقل می شود چند روز بود دکتر دو بیکی به همراه یک تیم پزشکی وارد قاهره می شود.
شاه روز 28 مارس(8 فر ور دین 1358 ) تحت عمل جراحی قرار می گیرد و طحال شاه را دلیل ریشه دوانیدن سرطان بیش از حد بزرگ شده بود برداشته شد البته طبق قول فریده دیبا در این جرحی اشتباهات عمدی هم صورت گرفت انچنان که یکی از پزشکان مصری که در اتاق عمل حضور داشته به نشانه اعتراض اتاق عمل را ترک می کند و می گوید انها دارند عملا شاه را می کشند .
ده روز بعد از عمل دوباره حال شاه رو به وخامت می گذارد و علت این هم خودداری دکتر دوبیکی و دکتر کین از کار گذاشتن لوله ای برای خارج ساختن مایعات و عفونت ها بوده که این خارج کردن مایعات هم در چند بار و مرحله انجام می شود اما به هر حال نمی توان گفت که هیچ دکتری کاملا برای مداوای حال شاه به بالین او می امد شاه پس از مرخصی از بیمارستان در قصر قبه در نزدیکی قاهره مستقر شد شاه بر خلاف معمول که با اشتیاق خبر نگاران خارجی را می پذیرفت در قاهره به انزوا گرایید واز پذیرفتن خبر نگاران و مصاحبه کردن پرهیز می کرد بنا به قول محمود طلوعی نویسنده کتاب پدر و پسر پرهیز و انزوای شاه جنبه مراعات حال میزبانش انور سادات را هم داشت . تااین که در اویل خرداد 1359 خانم کاترین گراهام مدیر موسسه مطبوعاتی واشنگتن پست و یکی از خبر نگاران معروف امریکایی تقاضای مصاحبه با شاه را می کنند شاه پس از مشورتی با انور سادات این پیشنهاد را می پذیرد و اخرین مصاحبه قبل از مرگش که حاکی از تقریبا شفافترین نظرات اوست را رقم می زند .
شاه در این مصاحبه به سیاست های دولت های غربی به خصوص امریکا و انگلیس حمله می کند که این حملات جنبه گلایه و التماس نیز می پذیرد و کارتر را عامل اصلی سقوط رژیم سلطنتی در ایران می داند شاه از این که برای سرکوبی مخالفانش دست به خشونت نزده اظهار تاسف می کند ! و می گوید اگر مثل امروز فکر می کرد در به کار بردن نیروی نظامی برای سرکوبی مخالفان تردیدی به خود راه نمی داد !!
او همچنین از سیاست نرمش و سازش در مقابل انقلابیون اظهار پشیمانی و ندامت می کند این مصاحبه در حالی به پایان می رسد که شاه بر مواضع پیشین خود پا فشاری می کند و به قول مصاحبه گر واشنگتن پست مصاحبه ای پر از ارزو ، افسوس و اه انجام می گیرد .
شاه از 28 تیر ماه کم کم به اغما فرو می رود و هر ساعت بی هوشی او عمیق تر می شود .محمد رضا پهلوی در ساعت نه صبح 27 ژوییه 1980 (5مرداد 1359) مرد. در مراسم تشییع جنازه او تنها سادات، نیکسون رئیس جمهور سابق امریکا و کنستانتین پادشاه سابق یونان شرکت کردند. حتی ملک حسین دوست قدیمی شاه که بسیار به او مدیون بود هم زحمت شرکت در این مراسم را به خود نداد واز میان هیئت های دیپلماتیک خارجی مقیم مصر تعداد کمی در مراسم حضور یافتند . شاه بنا به وصیت خودش در مسجد الرفاعی در کنار قبر پدرش به خاک سپرده شد .
این پایان دیکتاتوری بود که هرگز به ایرانی بودن خود افتخار نکرد و همواره به ان پشت می کرد و بزرگترین ارزوی دوران تبعیدش این بود که کاش بعد از کودتای 28 مردادبه ایران باز نگشته بود و در امریکا به بازرگانی می پرداخت .
او هرگز یک ایرانی نبود.
منابع :
1-پاسخ به تاریخ - محمد رضا پهلوی ترجمه دکتر حسین ابوترابیان انتشارات زریاب
2- پدر و پسر - ناگفته هایی از زندگی و روز گار پهلوی ها محمود طلوعی انتشارات نشر علم
3-من و فرح پهلوی - اسکندر دلدم انتشارات به افرین
4-روزگار با ما چه کرد - ابراهیم حسن بیگی انتشارات مدرسه برهان
5-دخترم فرح - فریده دیبا
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
موضوعات مرتبط: سیاسی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:30 ] [ سجاد رنجبر ]
مهمترين و بي سابقه ترين مراسمي که در دوره محمدرضا پهلوي برگزار شد، جشنهاي موسوم به 2500 سال شاهنشاهي ايران در سال 1350 ش در تخت جمشيد بود . گويا براي اولين بار در سال 1337 بود که شاه به رغم مشکلات عديده سياسي ، اقتصادي و اجتماعي کشور به فکر افتاد به مناسبت گذشت 2500 سال از پايه گذاري رژيم شاهنشاهي در ايران به دست کوروش دوم هخامنشي جشني در خور اعتنا برگزار کند و توجه جهانيان را به سوي ايران، به عنوان کشوري کهنسال و قدرتمند [![جلب نمايد. بگذريم از اينکه بر خلاف تصور شاه و اطرافيانش، بنيانگذاري شاهنشاهي ايران در زمان کوروش دوم ملقب به کبير، که خود هفتمين شاه هخامنشي به شمار مي رفت، نبود؛ بلکه حداقل تا جايي که حافظه تاريخ ياري مي دهد قبل از سلسله هخامنشي دو سلسله ديگر مادها و ايلاميها نيز به عنوان سلسله‌هايي ايراني در اين کشور حکومت کرده بودند. از سوي ديگر حتي اگر به فرض محال زمان کوروش دوم هخامنشي را هم آغاز پادشاهي ايران بپذيريم، از آن زمان تا دوره سلطنت محمدرضا پهلوي حداقل چند صد سال در تاريخ ايران از سلطنت پادشاهان ايراني، چنان که مد نظر شخص محمدرضا و برگزارکنندگان جشنهاي 2500 ساله بود، اثري وجود ندارد. چنان که از ورود اسلام به ايران تا تشکيل حکومت محلي طاهريان در سال 205 هـ ق چيزي حدود 180 سال فاصله وجود دارد؛ و يا سلسله‌هاي ترک تبار و به خصوص مغولان و تيموريان را نمي شود جزو ميراث و افتخارات شاهنشاهي 2500 ساله شاه و اطرافيانش بر شمرد.
در آغاز امر رياست عاليه «سازمان شوراي مرکزي جشنهاي شاهنشاهي» که مقرر بود تمهيد برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي را فراهم آورد بر عهده شخص شاه بود و حسين علاء وزير دربار وقت هم به عنوان رئيس شوراي مرکزي جشنها تعيين شده بود و سناتور جواد بوشهري هم نيابت علاء را برعهده داشت. هرچند به تدريج در اعضاي اين سازمان و نيز کميسيونها و مراکزي که به دلايل عديده سياسي، اقتصادي و فرهنگي در آن عضويت پيدا کردند تغييراتي به وجود آمد، با اين حال اعضاي مؤسس و تشکيل دهنده «سازمان شوراي مرکزي جشنهاي شاهنشاهي ايران» در آغاز امر شامل افراد، سازمانها، مراکز، وزارت خانه ها و کميسيونهاي زير مي شد:
(تحت سرپرستي عاليه اعليحضرت همايون شاهنشاه ايران)
1. حسين علاء وزير دربار شاهنشاهي و رئيس شوراي مرکزي جشنهاي شاهنشاهي ايران.
2. سناتور جواد بوشهري، رئيس کميسيون مالي و نايب رئيس شوراي مرکزي جشنهاي شاهنشاهي ايران.
3. وزير دارايي
4. وزير امور خارجه
5. وزير کشور
6. وزير فرهنگ
7. وزير پست و تلگراف و تلفن
8. وزير راه
9. استاندار فارس
10. رئيس هنرهاي زيباي کشور
11. رئيس دانشگاه تهران
12. سناتور سپهبد امان الله جهانباني
13. مديرکل انتشارات و راديو
14. رئيس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران
15. رئيس سازمان اطلاعات و امنيت کشور
16. رئيس ژاندارمري کل کشور
17. رئيس اداره تربيت بدني
18. رئيس شهرباني کل کشور
19. شهردار تهران
20. رئيس اداره کل باستانشناسي
21. سناتور مطيع الدوله حجازي
22. استاد سعيد نفيسي
23. دکتر رضازاده شفق، استاد دانشگاه
24. رئيس کل بانک مرکزي
25. رئيس هيئت مديره انجمن آثار ملي
26. شجاع الدين شفا (دبيرکل) رايزن فرهنگي و سخنگوي دربار شاهنشاهي (دبير کل شوراي مرکزي)
27. دکتر مهدي بياني، مدير کل کتابخانه ملي و کتابخانه سلطنتي (منشي شوراي مرکزي)
28. مديرعامل بنگاه ترجمه و نشر کتاب
30. مديرعامل جمعيت شيرو خورشيد سرخ ايران
31. محمدتقي مصطفوي (مديرکل سابق باستانشناسي)
32. مديرعامل بانک ساختماني
33. مديرعامل بانک رهني
34. غلامرضا برزگر، ناظر دولت در بانک مرکزي (بازرس مالي شوراي مرکزي)
(اسامي اعضاي کميسيونهاي هشتگانه شوراي مرکزي)
1. کميسيون مالي
1. سناتور جواد بوشهري
2. مديرعامل بنياد پهلوي
3. مديرعامل شيرو خورشيد سرخ ايران
4. غلامرضا برزگر، بازرس مالي
2. کميسيون نظارت در اجراي برنامه ها
1. سناتور سپهبد جهانباني
2. تيمسار سپهبد اق اولي رئيس بانک سپه و مديرعامل انجمن آثار ملي.
3. دکتر رضازاده شفق استاد دانشگاه
4. غلامرضا برزگر بازرس مالي شوراي مرکزي
3. کميسيون انتشارات
1. رئيس اداره کل هنرهاي زيباي کشور (يا نماينده تام الاختيار)
2. استاد نفيسي استاد دانشگاه
3. رئيس اداره کل انتشارات و راديو (يا نماينده تام الاختيار)
4. کميسيون فرهنگي
1. وزير فرهنگ (يا نماينده تام الاختيار)
2. رئیس دانشگاه تهران (يا نماينده تام الاختيار)
3. دکتر احسان يارشاطر مديرعامل بنگاه ترجمه و نشر کتاب
4. دکتر مهدي بياني رئيس کتابخانه ملي و سلطنتي (منشي شوراي مرکزي)
5. سناتور مطيع الدوله حجازي
5. کميسيون هنري
1. رئيس اداره کل هنرهاي زيباي کشور (يا نماينده تام الاختيار)
2. رئيس اداره باستانشناسي (يا نماينده تام الاختيار)
3. وزير پست و تلگراف و تلفن (يا نماينده تام الاختيار)
4. محمدتقي مصطفوي مديرکل سابق باستانشناسي
6. کميسيون تشريفات و پذيرائي
1. مديرعامل بنياد پهلوي (يا نماينده تام الاختيار)
2. وزارت کشور (يا نماينده تام الاختيار)
3. وزير امور خارجه (يا نماينده تام الاختيار)
4. وزير دارايي (يا نماينده تام الاختيار)
5. رئيس شهرباني کل کشور (يا نماينده تام الاختيار)
6. رئيس اداره اطلاعات و سازمان امنيت (يا نماينده تام الاختيار)
7. رئيس دانشگاه تهران (يا نماينده تام الاختيار)
8. رئيس ژاندارمري کل کشور ( يا نماينده تام الاختيار)
9. شهردار تهران (يا نماينده تام الاختيار)
7. کميسيون ارتشي و ورزشي
1. سناتور سپهبد جهانباني
2. سپهبد اق اولي رئيس بانک سپه و مديرعامل انجمن آثار ملي
3. سپهبد عميدي رئيس تربيت بدني (يا نماينده تام الاختيار)
4. رئيس شهرباني کل کشور (يا نماينده تام الاختيار)
5. رئيس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران (يا نماينده تام الاختيار)
8. کميسيون ارتباطات
1. سناتور سپهبد جهانباني
2. وزير راه (يا نماينده تام الاختيار)
3. وزير پست و تلگراف و تلفن (يا نماينده تام الاختيار)
4. رئيس ژاندارمري کل کشور (يا نماينده تام الاختيار)
5. رئيس اداره مخابرات ارتش (يا نماينده تام الاختيار)
6. فرمانده نيروي هوايي (يا نماينده تام الاختيار)
7. رئيس هواپيمائي کل کشور (يا نماينده تام الاختيار)
8. رئيس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران (يا نماينده تام الاختيار)1
به هر حال به دنبال تصميم شاه جهت برگزاري اين جشنها، هيئتي در دربار تشکيل شد تا مقدمات لازم را براي اين منظور فراهم آورد. ابتدا شجاع الدين شفا، که خود از پيشنهاددهندگان اوليه برگزاري جشنهاي 2500 ساله بود، به عنوان دبير کل اين هيئت تعيين شد. پس از حدود دو سال که هم برنامه ها و هم مراکز فرعي اين تشکيلات جديد گسترش قابل توجهي يافته بود، سناتور جواد بوشهري به رياست آن برگزيده شد و اين سمت را تا سال 1347 حفظ کرد. اين هيئت که تحت عنوان شوراي مرکزي جشنهاي شاهنشاهي از آن ياد مي شود تلاش گسترده و پيگيري را در زمينه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و تبليغاتي در ايران و ساير کشورهاي جهان آغاز کرد تا زمينه هاي لازم براي برگزاري جشنهاي 2500 ساله را فراهم آورد. اين شورا به زودي دفاتر و نمايندگيهايي در شهرهاي مهم ايران و پايتختهاي کشورهاي اروپايي و آمريکا تأسيس کرد و طرحهاي تبليغاتي و نظاير آن را آماده و جهت اجرا در اختيار دست اندرکاران امور قرار داد. از جمله اين برنامه ها مي توان به طرح بناي ميدان شهياد (آزادي کنوني) در شهر تهران، انتشار کتب و مقالات تاريخي مربوط به تاريخ ايران قبل از اسلام، طرح تعمير و مرمت تخت جمشيد، تهيه فيلمهاي تبليغاتي به اصطلاح مستند، تهيه و آماده سازي آثار باستاني ايران، بافت فرشهاي دستباف با نقشهايي از تصاوير شاهان و بزرگان ايران، تهيه انواع سلاحهاي جنگي و لباسها و زين و برگها و پرچمها و نظاير آن منطبق با دوره هاي تاريخي قبل از اسلام ايران و همچنين «فراهم ساختن وسيله تفهيم اساسي شاهنشاهي ايران براي جوانان» و ... اشاره کرد.2
جواد بوشهري در سال 1347 عملاً از رياست شوراي مرکزي جشنهاي 2500 ساله کنار گذاشته شد و به جاي وي اسدالله علم وزير دربار منصوب شد. هر چند که جواد بوشهري به لحاظ ظاهري و تشريفاتي مقامش را حفظ کرد ولي در عمل اسدالله علم عهده دار کارها شد. علم در نوشته هاي 5 ارديبهشت ماه 1352 خود ضمن اشاره به فوت جواد بوشهري درباره علت عزل وي از رياست شوراي جشنهاي 2500 ساله مي نويسد:
«سناتور جواد بوشهري فوت کرد. بيچاره مرد طماع و حريص عجيبي بود . ده سال به عنوان رئيس شوراي جشنها حقوق گرفت و کاري نکرد تا بالأخره شاهنشاه به من فرمودند کار را انجام دهم و به حمدالله انجام شد...».3
با انتصاب اسدالله علم وزير دربار به رياست شوراي جشنهاي 2500 ساله در حالي که فقط حدود 2 سال ديگر به برگزاري اين جشنها باقي بود، تلاشهاي متصديان امر با جنب و جوش بيشتري پيگيري شد و علم براي سرعت بخشيدن هر چه بيشتر به امور و همچنين کنترل و نظارت هر چه بيشتر و مستقيم تر بر روند برنامه هاي در دست اقدام و پيش بيني شده تعدادي از نزديکترين دوستان و ابواب جمعي خود را در رأس امور کليدي و مهم به کار گمار.
اسدالله علم از سالها قبل، هنگامي که نخست وزير بود، در رأي زني اش با کارشناسان اسرائيلي به دور از حوزه کاري شوراي مرکزي جشنهاي 2500 ساله، که آن موقع رياستش بر عهده سناتور جواد بوشهري بود، طرحهايي براي کيفيت و چگونگي برگزاري اين جشنها در دست تهيه داشت. اين امر هنگامي صورت جدي تري به خود گرفت که اسدالله علم در دوران نخست وزيري اش از دولت اسرائيل تقاضا کرد جهت گسترش صنعت توريسم و گردشگري و جهانگردي در ايران طرحي در اختيار وي قرار دهند. دولت اسرائيل اين تقاضاي علم را پذيرفت و به دنبال آن «تدي کولک» (Teday Kollek) رئيس اتحاديه توريستي دولت اسرائيل و شهردار بعدي اورشليم به رياست ميسيون برنامه ريزي برگزيده شد. کولک توصيه کرد که ضمن تأسيس هتلها، جاده هاي جديد و وسايل نقليه مدرن در تخت جمشيد، ايران بايد واقعه مهمي برپا کند تاخارجيان را به اين تسهيلات جهانگردي جديد جلب کند. ]کولک[ بعدها اعتراف کرد که هرگز تصور نمي کرد اسراف کاري که در جشنهاي بيست و پنجمين قرن بنيانگذاري امپراتوري ايران پيش آمد همان است که او توصيه کرد.4
هر چند بر خلاف تصور کولک ايده برگزاري جشنهاي 2500 ساله حدود چهار ــ پنج سال قبل از توصيه وي توسط ديگران طرح ريزي شده بود، اما طرحهاي عملي و راهنماييهاي وي به علم، که بعدها رياست برگزاري اين جشنها را بر عهده گرفت، بدون ترديد در کيفيت برگزاري اين جشنها اثر بخش بوده است. در همان دوره نخست وزيري علم از طرف شوراي مرکزي جشنهاي 2500 ساله از وي خواسته شده بود تا جهت تأمين اعتبار اجراي طرحهاي در دست اقدام مبلغ 200 ميليون ريال در اختيار آن شورا قرار دهد. اما صفي اصفيا مدير عامل سازمان برنامه دولت علم پرداخت اين مبلغ را غير مقدور دانسته بود. با اين حال شاه از وزير دربار وقت حسين علاء خواسته بود به علم تذکر دهد که «دولت فکري براي اجراي برنامه جشنهاي 2500 ساله بنمايد».5
در دوران رياست علم بر شوراي مرکزي جشنهاي 2500 ساله اقدامات تبليغي در پيرامون اين جشنها با سرعت بيشتري ادامه يافت و با همکاري مراکز دانشگاهي داخلي و خارجي و اساتيد دانشگاه و نويسندگان و مورخان، کتب، مقالات و گفتارهاي متعددي درباره نظام شاهنشاهي ايران و نقش سلسلة پهلوي در توسعه همه جانبه کشور ]![ و نظاير آن چاپ و منتشر شد.6
از مسائل مهمي که از همان آغاز تصميم به برگزاري اين جشنها رژيم پهلوي با آن رو به رو شد اعتراضات و انتقادات افکار عمومي داخلي و خارجي بود. چه از يک سو صرف برگزاري اين مراسم را به لحاظ تاريخي و فرهنگي امري منطقي نمي دانستند و در شرايطي که رژيم با مشکلات عديده سياسي و اقتصادي روبه رو بود و عامه مردم کشور نيز به اين امر تمايلي نداشتند فکري کودکانه و حتي احمقانه مي شمردند. به همين ديل رژيم از همان آغاز سعي داشت برگزاري اين جشن را امري ملي و همگاني و مربوط به تمام اقشار مردم کشور قلمداد کند تا از اين طريق از يک سو افکار عمومي را براي همراهي با اين برنامه آماده نمايد و از سوي ديگر اذهان عمومي جهان را بر له خود برگرداند . از جمله شاه در 9 بهمن 1339 در توجيه اين طرح در دست اقدام چنين اظهار داشت:
«فراموش نکنيد که اين جشن فقط يک جشن شاهنشاهي و دولتي نيست بلکه جشني متعلق به تمام ملت ايران و همه تاريخ و مفاخر ايران است و بنابراين بايد امکان کامل داده شود که عموم طبقات مردم دراين جشن ملي خود و در تجليل از تاريخ و تمدن پرافتخار کشور خويش شرکت جويند».7
از ديگر مشکلات رژيم در برگزاري اين جشن مسئله هزينه هاي سرسام آور آن بود که با توجه به درآمدهاي آن روز دولت معضلي بزرگ محسوب مي شد. با توجه به اسناد و مدارک بر جاي مانده برگزاري جشنهاي 2500 ساله در سال 1350 بين 120 تا 150 ميليون دلار هزينه در بر داشته است؛ و هرگاه در نظر بگيريم که با توجه به قيمت 8/1 تا 2 دلاري نفت در هر بشکه در اواخر دهة 1340درآمدهاي ارزي حاصله از فروش نفت به زحمت به 000/000/500/1 دلار بالغ مي شد، صرف حدود ده درصد کل اعتبارات ارزي کشــــور در عرض يک سال براي هزينه هاي جشن 2500 ساله براي رژيم بسيار سنگين می نمود. به همين دليل بود که اسدالله علم از همان اوايل رياستش بر شوراي مرکزي جشنهاي 2500 ساله تدابير گسترده تري را به مورد اجرا گذاشت تا بتواند هزينه اين جشنها را از کانالهاي فرعي تر نظير هزينه ها و اعتبارات ثابت و سالانه وزارتخانه ها و دواير دولتي و نظاير آن تأمين کند. گو اينکه اين همه کمبود اعتبار مانع از اين نمي شد که وي در هرچه به اصطلاح با شکوه تر برگزار کردن اين جشنها نهايت اسراف کاري را انجام دهد.
اسدالله علم وزير دربار و رئيس شوراي برگزاري جشنهاي 2500 ساله در 30 آذر 1348 در پاسخ جواد بوشهري که از وي خواسته بود براي هرچه باشکوه تر برگزار شدن اين جشنها اعتبارات لازم را تأمين و در اختيار دستگاههاي مختلف دولتي نظير وزارتخانه ها، دواير دولتي، نيروهاي انتظامي و ... قرار دهد اظهار داشت:
خواهشمندم به طور کلي به سازمانها و ساير وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي بخشنامه فرمايند که اين يک جشن ملي مي باشد و وظيفه هر فردي ايجاب مي‌کند که هر چه مي‌توانند به برگزاري جشنهاي 2500 شاهنشاهي ايران کمک کنند، نه آنکه منتظر باشند که جنابعالي براي هر سازماني که وظيفه دار اجـــــراي برنامه اي مي باشد تأمين بودجه بفرمائيد. بلکه تمام سازمانهاي دولتي و غير دولتي که به هر عنوان طبق برنامه تنظيمي وظايفي در برگزاري جشن بر عهده دارند بايد بودجه آن را از حالا از محل صرفه جوييهاي سازمان خودشان يا به هر طريقي ديگر که تعهد اضافي براي دولت فراهم نکند تأمين نمايند.... خواهشمندم به کليه سازمانهاي دولتي که طبق برنامه تنظيمي در جشن شاهنشاهي هر کدام وظايفي دارند مدلول اين نامه را اطلاع فرمايند تا هم تکليف آنها براي يک مرتبه روشن و هم از مکاتبات مکرر جلوگيري شود.8
اسدالله علم طي نامه اي مشابه به معاونش امير متقي نيز دستور داد به تمام وزارتخانه ها و سازمانها و دواير دولتي و غيره اخطار داده شود تا از درخواست اعتبار اضافي براي شرکت در مراسم جشنهاي 2500 ساله اجتناب ورزند و فقط از طريق صرفه جويي در هزينه‌هاي جاري خود به اين مهم بپردازند.9
به رغم اين صرفه جوييها علم ترتيباتي فراهم آورد تا تدارکات بلافصل جشنها به بهترين وجه تأمين و تهيه شود. در همين رابطه مدرن ترين وسايل تزئيناتي و پذيرايي از کشورهاي خارجي به خصوص فرانسه خريداري و به محل برگزاري جشنها منتقل شد و ساير وسايل و ترتيبات لازم هم به همين صورت انجام گرفت. از جمله هزينه هايي که علم براي خريد و نصب چادرها در تخت جمشيد در نظر گرفته بود به حدي سرسام آور مي نمود که حتي شخص شاه نيز آن را زايد دانست و از علم خواست ترتيبي براي کم کـــردن هزينه هاي آن اتخاذ کند:
«... با چانه زدن فراوان سرانجام شاه را وادار کردم با چادرهايي که قرار است محل برگزاري جشنهاي تخت جمشيد به مناسب دو هزار و پانصدمين سال شاهنشاهي در ايران است موافقت کند . در وهلة اول از بهاي هنگفت آنها ناراضي بود. سرانجام توافق کرديم که هزينه و اندازه چادرها را به يک چهارم اندازه اوليه کاهش بدهيم».10
اسراف کاريها و ولخرجيهاي سرسام آوري که اسدالله علم جهت هر چه پر زرق و برق تر کردن اين جشنها انجام مي داد به قدري زياد بود که حتي باعث شد فرح پهلوي هم بدان اعتراض کند. اما علم که از اين انتقادات فرح بر خود عصباني شده بود از وي نزد شاه شکايت برد و حتي اظهار داشت که هرگاه دامنه اين انتقادات بيش از اين ادامه يابد از رياست برگزاري اين جشنها استعفا خواهد داد. احسان نراقي که خود از مشاوران شاه بود و در ضمن روابط نزديکي هم با فرح داشت در اين باره مي نويسد:
يک سال قبل از جشنهاي پرشکوه و جلال تخت جمشيد که در سال 1350 مخارج به آن سرسام آوري را که مي دانيم موجب گرديد، فرح طي يک ملاقات خصوصي به من گفت که به هيچ وجه نمي فهمــــد طرحهاي به اين پر خرجي چه سودي دارند. بعدها من فهميدم که او با برپايي اين جشنها به گونه اي مخالفت مي کرد که حتي وزير دربار يعني علم مرد مورد اعتماد اعليحضرت به منظور اعتراض به انتقادهاي پي در پي شهبانو استعفاي خود را به شاه تقديم کرده بود. اين استعفا مورد قبول شاه واقع نشد و بالاخره جشنها مطابق برنامه پيش بيني شده برگزار شدند.11
خود اسدالله علم هم درنوشته هايش به اين دخالتهاي فرح در کار چگونگي برگزاري جشنهاي 2500 ساله اشاره کرده و از اينکه فرح قصد داشته است به نوعي در امور دخالت کرده و محدوديتهايي بر سر برنامه‌هاي وي به وجود بياورد سخت ناراحت و از او نزد شاه شکايت مي کند و رضايت شاه را جهت جلوگيري از نفوذ گسترده فرح و اطرافيانش در چگونگي اجراي اين برنامه ها جلب مي کند. علم در 7 شهريور 1349 در اين باره مي‌نويسد:
«شهبانو ترديد دارد که ما قابليت برگزاري جشنهاي دو هزار و پانصدمين سال شاهنشاهي ايران را داشته باشيم. او مايل است خودش شخصاً در برنامه‌ها دخالت کند، ولي به شاه گفتم که اين امر بي خطر نيست. گفتم ترديدي نيست که ايشان بايد نگران باشند. ولي تمنا دارم ترتيبي اتخاذ کنند که هر کاري مي‌خواهند بکنند از طريق من باشد. من ادعا نمي‌کنم که از همکاران ديگر بهتر کار مي‌کنم ولي آشپز که دو تا شد تکليف آش معلوم است، اطرافيان ملکه آدمهاي بي آزاري نيستند. شاه صد در صد موافق بود».12
اسدالله علم جهت توجيه اقدامات اسرافکارانه خود در جريان برگزاري جشنهاي 2500 ساله به نشريات طرفدار خود دستور داد تا مقالات و گفتارهايي در دفاع از اين جشنها و هزینه های آن بنویسند و لزوم برگزاری هر چه به اصطلاح باشکوه تر و پر زرق و برق تر آن را به اذهان عمومي القاء و گوشزد نمايند. براي نمونه مدير مجلۀ خواندنيها مدت کوتاهي پس از برگزاري جشنهاي 2500 ساله در 30 مهر 1350 در اين باره خطاب به اسدالله علم مي‌نويسد:
دوست بزرگوار ــ ضمن عرض شادباش به مناسبتهاي مختلف به جنابعالي و همه ايرانيان به ويژه شاه پرستان ــ همراه اين نامه مقاله اي درباره چهارم آبان نوشته ام که به نظر خودم فوق العاده مي‌باشد. مقاله اي هم در دفاع از هزينه جشنها در شماره فردا چاپ شده که نمونه اش را تقديم مي‌‌کنم. به طوري که مي دانيد 25 شماره تمام در مدت سه ماه خواندنيها به مناسبت جشنها شماره‌هاي مخصوص انتشار داده و در اين مورد تا اندازه اي دين خود را نسبت به کشورش ادا کرد. نسبت به شاهنشاه که قادر به ادا نيست آن را خدا بايد ادا کند که مي‌کند... اکنون نوبت مولاست که دست بندۀ خود را بگيرد و او را نجات دهد...13
از سوي مخالفان داخلي رژيم پهلوي بيشترين مخالفت و اعتراض نسبت به برگزاري جشنهاي 2500 ساله توسط آيت الله امام خميني صورت گرفت. ايشان به ويژه به هزينه سرسام آوري که براي برگزاري این جشن تدارک ديده شده بود سخت حمله کرد و از اينکه حکومت در شرايط نبرد جهان اسلام با اسرائيل از کارشناسان اين کشور جهت هر چه بهتر برگزار شدن اين جشنها ياري طلبيده است آن را سخت به باد انتقاد گرفت. در بخشي از سخنان اعتراض‌آميز ايشان که در 6 خرداد 1350 اظهار داشته اند، آمده اسـ:
.. از تهران به من نوشته اند که در بلوچستان و سيستان و اطراف خراسان آنجا يک قحطي و گرسنگي شده است که مردم هجوم آوردند به شهرهاي بزرگ و از گرسنگي نه حيواناتي دارند و نه حيوان خويش را مي توانند ذبح کنند و از گرسنگي اينطور هستند. اطراف مملکت ايران در اين مصيب گرفتار هستند و ميليونها تومان خرج جشن شاهنشاهي مي شود از قراري که يک جايي نوشته بود براي جشن خود تهران 80 ميليون تومان اختصاص داده شده است... کارشناسهاي اسرائيلي براي اين تشريفات دعوت شده اند... کارشناسهاي اسرائيلي مشغول به پا داشتن اين جشن هستند و اين تشريفات را آنها دارند درست مي کنند. اين اسرائيلي که دشمن اسلام است و الآن در حال جنگ با اسلام است.14
ايشان در بخش ديگري از بياناتشان خطاب به رهبران کشورهاي اسلامي تذکر داد تا از شرکت در اين جشن خودداري کنند و از رژيمي که با دولت غاصب اسرائيل روابط گسترده اي برقرار کرده است دوري جويند:
... به ممالک ديگر اسلام، به اينهايي که مي خواهند در اين جشن زهرماري شرکت کنند و در خون ملت ايران شرکت کنند، به اينها نوشته بشود که آقا نرويد در اين جشن، جشن کثيفي است، نرويد در اين جشن شايد تأثير کند. به اين ممالک اسلامي بگوييد که نرويد در اين جشني که اسرائيل دارد بساط جشنش را به پا مي کند يا درست مي کند کارشناسهاي اسرائيلي در اطراف شيراز دارند بساط جشن را درست مي کنند، در اين جشني که کارشناسهاي اسرائيلي دارند اين عمل را مي کنند نرويد.15
با تمام اين احوال جشنهاي 2500 ساله طبق برنامه‌هاي تنظيمي و تحت کارگرداني اسدالله علم وزير دربار در مهرماه 1350 «آن چنان که شاه آرزو داشت» برگزار شد.16 در حالي که حدود 37 رئيس کشور و 78 نخست وزير و وزير خارجه از گوشه و کنار جهان در آن شرکت کرده بودند. علم وزير دربار چند ماه پس از برگزاري اين جشنها در 28 فروردين 1352 ، ضمن اينکه از توانايي اش در برگزاري اين مراسم برخود مي باليد، مي نويسد:
«... فيلم جشنها را ديديم . همه ديپلماتهاي تازه از اينکه چنين تشکيلات بزرگي را که در آن واحد از سي و هفت رئيس کشور و 78 رئيس کميسيون که مقام آنها همه يا نخست وزير يا وزير خارجه بوده است پذيرايي کرده ام به من تبريک گفتند و باور نمي کردند چنين واقعه اي ممکن است اتفاق افتاده باشد».17
به رغم تمام اسرافکاريها و برنامه ريزيها و به قول معروف شکوه و جلالي که در برگزاري جشنهاي 2500 ساله به کار گرفته شد، نتايج و پيامدهايي را که رژيم آرزومند برآورده شدن آن بود ببار نيامد و به جاي تکريم رژيم ، اعتراضات و انتقادات تمسخر آميز و نکوهش گرانه به سوي آن سرازير شد. از جمله جرج بال آمريکايي که در مراسم تاجگذاري شاه در سال 1346 حضور داشت ضمن مقايسه آن با جشن 2500 ساله نوشت:
« پسر يک قزاق خود را پادشاه کشوري مي شمرد که سالانه مردمش 250 دلار درآمد سرانه دارند ولي دم از مدرن کردن کشور خود هم مي زد. خيال مي کنم که مراسم مشابهي در چهارسال بعد ، از اين هم نامطلوب تر بود که 120 ميليون دلار براي انجام مراسم پرشکوه تخت جمشيد خرج شد».18
انتقادات پرسشگرانه و شماتت آميز درباره برگزاري جشنهاي 2500 ساله تا آن حد گسترده شد که علم وزير دربار و رئيس برگزار کننده آن جشنها در مقام دفاع برآمد و آن را امري ضروري و لازم شمرد . ازجمله در تاريخ 27 دي 1350 طي مصاحبه اي در اين باره اظهار داشت:
« کشورهاي ديگر هر کدام ده سال و پنجاه سال و بالاخره صد سال و دويست سال سابقه استقلال دارند ببينيد چه غوغايي در دنيا کرده اند، ما که دو هزار و پانصد سال سابقه افتخار داريم چرا از اين افتخارات تاريخي بزرگ تجليل نکنيم. عظمت اين جشن آنقدر هست که اگر ما ملت فقيري هم بوديم، اگر ملت بي چيزي هم بوديم و اگر اين همه معتقدات هم نداشتيم بازهم کاملاً بجا بود که فرش و لحاف زندگيمان را بفروشيم و اين جشن را برگزار کنيم».19
اسدالله علم در جايي ديگر در پاسخ به اعتراضاتي که نسبت به هزينه هاي سرسام آور جشنهاي 2500 ساله در شرايط فقر شديد مردم کشور، ابراز مي شد، تا جايي که حتي برخي هزينه اين جشنها را خيلي بيشتر از رقم اعلام شده و تا سقف 500 ميليون دلار حدس مي زدند، اظهار داشت:«برگزاري جشنهاي 2500 ساله را نمي توان با پول سنجيد».20
اسدالله علم در جايي ديگر اعتراض کساني را که اعتقاد داشتند برگزاري جشنهاي 2500 ساله باعث فقر بيشتر مردم شده است و عامه مردم از برگزاري اين جشنها ناراضي بوده اند غير واقعي خواند و گفت:
«از پولي که مردم با طيب خاطر براي برگزاري اين آئين با شکوه پرداخته بودند مبلغي هم اضافه آمد که اعليحضرت همايوني امر فرمودند آن را صرف ساختن يک مسجد بزرگ و با شکوه اسلامي بکنيم».21
اين گفته علم هيچگونه پايه درستي نداشت و بر اساس اسناد و گزارشهاي به جاي مانده پس از برگزاري جشنهاي مذکور دولت در پرداخت بخش قابل توجهي از بدهيهاي خود، که حاصل اسراف کاريهاي دوران برگزاري اين مراسم بود، با مشکل جدي رو به رو شد.22
پس از برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي ايران در 20 مهر 1350 علم وزير دربار با مشاورت شاه ترتيبي اتخاذ کرد که همه ساله در سالروز برگزاري اين جشن مراسم يادبودي در تخت جمشيد و ساير نقاط کشور برپا شود و ياد آن مراسم براي هميشه زنده بماند. در صورتجلسه اي که در روز يکشنبه 9 مهرماه 1351 از مذاکرات علم با دست اندرکاران برگزاري جشن 2500 ساله شاهنشاهي تهيه شده است در اين باره آمده است:
«... جناب آقاي علم فرمودند بر حسب اوامر شاهنشاه آريامهر مقرر است که هر ساله در روز بيستم مهرماه مقارن با سالروز شروع مراسم جشن دو هزار و پانصدمين سال بنيانگذاري شاهنشاهي ايران مراسمي براي بزرگداشت کوروش و همچنين تجديد خاطره جشن شاهنشاهي در سراسر کشور برگزار شود...».23
بدين ترتيب پس از برگزاري جشنهاي 2500 در سالهاي پاياني عمر رژيم پهلوي همه ساله جشنهاي يادبود مراسم فوق با کارگرداني اسدالله علم وزير دربار برگزار مي شد. اما اين ياد بود چنانکه مد نظر رژيم بود چندان طولاني نشد . بالاخص اينکه پس از برگزاري جشن در سال 1350 مخالفان جدي رژيم بار ديگر در حال تجديد قوا و زمينه سازي براي نبردي ديگر، که اتفاقاً سرنوشت ساز هم بود، برآمده بودند. چنان که حضرت امام خميني نيز در 23 شهريور 1352 ضمن اعتراض به برپايي مراسم سالانه ياد بود جشنهاي 2500 ساله خاطر نشان ساختند:
به اين مردم که آتش جنگ بين مسلمين و کفار صهيونيست شعله ور است و ملت اسلام براي احقاق حق خود از اسرائيل غاصب جان برکف نهاده در ميدانهاي نبرد فداکاري مي کنند به امر شاه دولت ايران به مناسبت سالروز جشن دو هزارو پانصد ساله در سراسر کشور جشن به پا کرده است، جشن براي شاهان خونخواري که نمونه آن امروز مشهود است. مسلمين براي مجد و عظمت اسلام و آزادي فلسطين در خاک و خون مي‌غلطند ولي شاه ايران براي رژيم مبتذل شاهنشاهي جشن و سرور به پا مي کند.24
صفحه 1
صفحه 2
________________________________________

1. بزم اهريمن: برگزاري جشنهاي دو هزاروپانصدساله شاهنشاهي به روايت اسناد ساواک و دربار، جلد اول، چاپ اول، تهران، مرکز بررسي اسناد تاريخي، 1377، صص 24-27.
2. جواد بوشهري (اميرهمايون)، «جشنهاي 25 قرن شاهنشاهي ايران»، سالنامه دنيا، س 24، 1347، ص323- 324.
3. اسدالله علم، يادداشتهاي علم، جلد سوم، چاپ اول، تهران، کتابسرا، 1377، ص 27.
4.سينتيا هلمز، خاطرات همسر سفير، ترجمة اسماعيل زند، چاپ اول ، تهران، البرز، 1370 ، ص 79.
5. مرکز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند : 2-19-121-ش .
06. همان ، سندهاي: 75- 67-121- ش و 85-83-121 –ش و 86 -83-121 –ش و 87 – 83-121 –ش و 72 -31-127 – ش و 73 -31-127 –ش .
7. سالنامه دنيا، س بيست و چهارم، 1347، ص 232.
8. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سندهاي: 91- 1-2-717 – الف و 92 -1-171– لف.
9. همان، سند : 95-1-2-171 – الف .
10. اسداله علم، گفت و گوهاي من با شاه، جلد اول، چاپ اول، تهران، طرح نو، 1371، ص 224.
11. احسان نراقي، از کاخ شاه تا زندان اوين، ترجمه سعيد آذري، چاپ اول ، تهران، رسا، 1377 ، صص 116 -117.
12. اسدالله علم، گفتگوهاي من با شاه، جلد اول، ص 260.
13. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند: 6ـ326ـ794ـ ع.
14. امام خميني (ره)، صحيفه نور، ج اول، چاپ اول، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1361، ص167-168 .
15. همان، ص 172.
16. اسدالله علم، يادداشتهاي علم، جلد اول، چاپ اول، تهران، کتابسرا، 1377، ص 56.
17. همان، جلد سوم، صص 19-20.
18. مصطفي الموتي، ايران در عصر پهلوي، جلد دوم، چاپ اول، لندن، انتشارات پکا، 1368 ش/ 1990 م، ص 141.
19. روزنامه اطلاعات، 27 دي 1350.
20. امام خميني (ره)، کوثر: مجموعه سخنرانيهاي حضرت امام خميني (س) ، جلد اول، چاپ دوم ، تهران، موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني (س)، ص 239.
21. همان، صص 269- 270.
22. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصرايران، سندهاي 3-22-121-ش و 4-27-121 –ش .
23. حميد روحاني، نهضت امام خميني، جلد سوم، چاپ اول، تهران مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1374 صص 977-979 .
24. امام خميني (ره)، صحيفه نور، جلد اول، ص 206.


 

منبع:موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران


موضوعات مرتبط: سیاسی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:29 ] [ سجاد رنجبر ]
قم از نخستين شهرهايى است كه در ايران مذهب تشيع را پذيرفت و از ربع آخر قرن اول هجرى فرهنگ شيعى فرهنگ مردم اين ديار شد مردم آن نخستين كسانى بودند كه براى امامان(ع) خمس فرستادند و ائمه شيعه بارها از اهل قم و اين سرزمين مقدس اسلامى به عظمت‏يادكردند.
امام على(ع) مى‏فرمايد:
«سلام اللّه على اهل قم و رحمة اللّه على اهل قم... هم اهل ركوع و خشوع و سجود و قيام و صيام. هم الفقهاء العلماء الفهماء. هم اهل الدين و الولاية و حسن العبادة صلوات اللّه عليهم و رحمة اللّه و بركاته.»
«سلام خدا بر مردم قم... آنان اهل ركوع و سجود و خشوع و نماز و روزه‏اند آنان فقيهان، عالمان و هوشمندانند آنان ديندار و دوستدار خاندان پيامبر(ص) و اهل عبادتهاى شايسته‏اند درود خدا و رحمت و بركت بر او و بر آنان باد.»


دوره اول
نخستين دوره از حوزه علميه قم به عصر امامت و شاگردان حوزه‏هاى درس ايشان اختصاص دارد كه پس از اخذ علم و توانايى در نشر فرهنگ اسلامى، قم را به عنوان پايگاه شيعه انتخاب نموده و در آن به ترويج مكتب علوى پرداخته‏اند.
قم در قرن سوم هجرى مركز نشر حديث اماميه گرديد و آن زمانى است كه كوفه به عنوان نخستين پايگاه شيعى نفوذ خود را از دست داد و محدثانى بسان «حسين بن سعيد اهوازى‏» و برادرش ابتدا به اهواز و از آنجا به قم آمدند.
دوره دوم
اين دوره به دو قرن چهارم و پنجم هجرى اختصاص دارد كه شاگردان دوره اول يا شاگرد شاگردان آنها مى‏باشند.
در قرن چهارم رونق حوزه علميه رى حوزه علميه قم را تحت الشعاع قرار داد چرا كه با وجود شخصيتهايى چون شيخ صدوق در رى دانشجويان اسلامى رى را بر قم ترجيح مى‏دادند ليكن نبايد از خاطر دور داشت كه سيره علمى محدثان اسلامى بر اين بوده‏است كه در شهرى بخصوص ساكن نباشند و با مسافرتهاى خويش علاوه بر نشر احاديث معصومين(ع) به فراگيرى احاديث از اساتيد فن همت گمارند لذا دانشمندان حوزه رى و قم نوعى تبادل فرهنگى داشتند و شايد از اين روست كه مورخين تاريخ قم و رى، برخى از دانشمندان اين دوره رابه شهر خويش منسوب مى‏دارند.
با اين حال شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعة نام دهها دانشمند قمى را در اين دوره ذكر كرده‏است.
بدين ترتيب دوره دوم حوزه علميه قم را گروه كثيرى ازمحدثان و فقهاى شيعه شكل داده‏اند كه شاگردان دوره اول و اساتيد علماى شيعه قرن پنجم بوده‏اند.
دانشمند متتبع شيخ عبدالكريم ربانى شيرازى 252 تن از اساتيد و 27 تن از شاگردان شيخ صدوق را در مقدمه «معانى الاخبار» (چاپ مكتبه صدوق) نقل كرده‏است.كتب شيخ صدوق كه در اين دوره نگارش يافته‏است از مهمترين كتب اماميه شناخته مى‏شود و اگر ثمره تحرك علمى اين دوره را فقط به كتب شيعه اختصاص دهيم بايد آن را ارج نهاد چرا كه شيخ صدوق توانست آثار روايى شيعه از پيشينيان را به ارث برد و با تاليف سيصد كتاب مبانى اسلامى را با مهارتهاى قابل تحسين تدوين نمايد.
دوره سوم
اين دوره از قرن ششم تا قرن نهم هجرى را شامل است‏حوزه علميه قم در اين دوره از وضع مناسبى برخوردار نبود و مردم آن بارها قتل عام شده و شهر روبه ويرانى نهاد. هر چند مدتى نيز پايتخت تيموريان بود.
در تاريخ قم به قتل عامها و تخريب شهر بر مى‏خوريم ولى شايد حمله مغول در سال 631 از ويرانگرترين نوع آن قتل عامها و تخريبها به شمار رود كه تا عصر تيموريان باقى بوده و زكرياى قزوينى و حمداللّه مستوفى به آن اشاره كرده‏اند و تنها تاسيس «مدرسه رضويه‏» به اين دوره نسبت داده شده‏است.
با اين حال شيخ آقا بزرگ در طبقات اعلام الشيعه متجاوز از سى تن از دانشمندان قرن ششم را نام برده‏است كه رقم آنان در قرن هفتم به سه نفر تقليل يافته‏است و در قرن ششم تنها يك نفر نام برده و هفت تن از علماى قم را در قرن نهم ذكر كرده‏است بدين ترتيب ركود علمى از قرن ششم شروع شد و در قرن هفتم و هشتم با حضور سلسله‏هاى ويرانگر مغول و تيموريان رشد كرد در قرن نهم علماى قم با اخذ تدابير زيركانه به مقابله با ركود فرهنگى برخاستند و در صدد تحكيم پايه‏هاى علمى در حوزه پرسابقه قم برآمدند.
دوره چهارم
اين دوره از قرن دهم شروع مى‏شود و تا قرن سيزدهم معاصر با سلسله‏هاى صفويه افاغنه، افشاريه، زنديه، و قاجاريه امتداد مى‏يابد.
نخستين بخش از اين دوره معاصر با سلسله صفويه است كه با مهاجرت علماى شيعه جبل عامل لبنان به ايران و نشر تفكر اصولى شيعه همراه بوده‏است و آن زمانى است كه در چند سال اول دولت صفوى چنين تشخيص داده شده‏بود كه منصب حكومت از آن ولى فقيه است ليكن پس از چندى اين تفكر به فراموشى سپرده‏شد كه با بازگشت دانشمندان فرزانه‏اى بسان محقق كركى به عتبات عاليات همراه بود حوزه علميه اصفهان به موجب توجه صفويان از پرتحرك‏ترين حوزه‏هاى جهان تشيع در اين دوره است با تاسيس مدارس شيعى در اصفهان و ديگر شهرهاى ايران چون قم، شيراز، قزوين و مشهد دانشهاى دينى و تفكر شيعى و از آن جمله علوم عقلى - فلسفه و كلام - رو به رشد گذاشت.
با رشد اخبارى‏گرى در حوزه اصفهان نه تنها علماى اصولى اين حوزه را ترك كردند بلكه برخى از دانشمندان علوم عقلى نيز از اين ديار رانده شدند. فيلسوف پرآوازه صدرالدين شيرازى مشهور به «ملا صدرا» در اين زمره قرارداشت.
هجرت صدر المتالهين شيرازى از اصفهان به قم هر چند موجبات ركود علوم عقلى را در حوزه اصفهان به همراه داشت ولى باعث رونق دانشهاى عقلى در حوزه علميه قم گرديد و با پرورش شاگردان و تاليفات خويش زمينه پذيرش تفكر اصولى را در اين حوزه فراهم ساخت; درحالى كه حوزه قم تا قبل از اين دوره بيشتر مهد پرورش محدثان شيعه بود و البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه محدثان قم خود از آن فرزانگانى بودند كه هر حديثى را براحتى قبول نمى‏كردند و در مقابل برخى كه به نقل روايات ضعيف مى‏پرداختند عكس العمل نشان مى‏دادند چنانكه «احمد بن محمد بن خالد برقى‏» «سهل بن زياد آدمى رازى‏» و «ابوسمينه محمد بن على صيرفى‏» از سوى «احمد بن محمد بن عيسى‏» بزرگ عالم قم از اين شهر تبعيد شدند و سال 255 ق به نام سال تبعيد محدثان و علما از قم شهرت يافت بعدها خالد برقى رابه قم بازگردانيدند ولى آن دو نفر ديگر همچنان در تبعيد به سربردند بعلت تبعيد اين افراد نقل روايات از راويان ضعيف و يا شهرت به غلو در حق ائمه(ع) بود.
صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم شيرازى (979 - 1050ق.) از فلاسفه و متكلمان و مفسران شيعه است كه در اين دوره مى‏زيسته‏است و دوران حضورى وى در حوزه علميه قم مقارن با عصر گوشه‏گيرى و انقطاع اوست كه به پرورش شاگردان و تاليف و تصنيف پرداخته و تامل در علوم را بر آميزش با مردمان ترجيح داده‏است.
ظهور علم اصول
چنانكه گذشت‏حضور حكماى الهى در اين دوره از حوزه علميه قم باعث ظهور علم اصول در آن گرديد چرا كه فلاسفه‏اى چون صدرالمتالهين شيرازى زمينه انديشه آزاد را در حوزه قم ايجاد كرده بودند لذا ميرزاى قمى قدس سره(1151 - 1231) پس از تحصيل در عتبات عاليات و بهره‏مندى از اساتيد فقه و اصول حوزه علميه نجف اشرف و كربلا بسان وحيد بهبهانى دامنه اصول فقه را از عتبات عاليات به قم كشاند و آن زمانى بود كه پس از بازگشت از عراق حوزه اصفهان و شيراز را مناسب مقام خويش نيافت و وقتى وارد حوزه علميه قم شد تشنگان معارف جعفرى را با فقه شيعى و مبانى اجتهادى آن آشنا ساخت و مرجع دينى شيعيان در عصر خود شد و با تاليف و تدريس اصول استنباط و منطق اجتهاد به محقق قمى مشهور گرديد. كتاب «القوانين المحكمة فى علم الاصول‏» از مهمترين كتب وى مى‏باشد كه تا زمان ما از كتب درسى حوزه‏ها محسوب مى‏گرديد.
بدين ترتيب اگر هشام بن حكم (متوفى 199 ق.)، «يونس بن عبد الرحمن‏»، «ابوسهل نوبختى‏»و «حسن بن موسى نوبختى‏» را كه از اصحاب ائمه(ع) بودند نخستين دانشندان شيعى و مؤلفان علم اصول و ترويج دهندگان آن بدانيم ميرزا ابوالقاسم قمى در آن رديف از چهارمين دوره مدرسه اصول شيعه است كه حوزه علميه قم را براى تربيت دانشمندان علم اصول برگزيده است; هر چند پيش از وى سيد مرتضى حوزه علميه بغداد را براى اين مقام انتخاب كرده‏بود و شيخ طوسى در مرحله نخست‏حوزه نجف و در مرحله دوم حوزه علميه قم از پركارترين حوزه‏هاى شيعه دراين علم شريف بوده‏اند; اگر چه فرزانگانى بسان «فاضل تونى‏» در حوزه علميه مشهد نيز به اين علم پرداخته و با تبحرى كه داشته‏اند مخالفان اخبارى را پاسخ داده‏اند.
حضرت آية اللّه العظمى ميرزا ابوالقاسم قمى قدس سره با سعى وافرى كه در ايجاد جنبش اصولى از خود نشان‏داد احياگر علم اصول در حوزه علميه قم شناخته‏شد و با پرورش شاگردانى بسان «سيد محمد باقر حجة الاسلام‏» «حاج محمد ابراهيم كلباسى‏»، «آقا محمد على هزار جريبى‏»، «آقا احمد كرمانشاهى‏»، «سيد محمد مهدى خوانسارى‏»، «سيد على خوانسارى‏»، «ميرزا ابوطالب قمى‏»، «حاج ملا اسد اللّه بروجردى‏»، «حاج ملا محمد كزازى‏»، تفكر اصولى را از حوزه قم به حوزه‏هاى اصفهان، قمشه و كرمانشاه انتقال داد و با نوآورى‏هاى خويش تحولى شگرف به حوزه قم بخشيد و سالها ركود و سكوت را به عصر طلايى جهاد و اجتهاد تبديل نمود.
دوره پنجم
اين دوره از اواخر قرن سيزدهم شروع مى‏شود و تا عصر حاضر امتداد مى‏يابد. نقطه تحول اين دوره از زمانى آغاز مى‏شود كه حضرت آية اللّه العظمى حائرى قدس سره در اين حوزه مسكن گزيد و با انفاس قدسيه خويش حوزه علميه قم را جانى تازه بخشيد و به «آية اللّه مؤسس‏» شهرت يافت.
پيش از آية اللّه حائرى علامه مجاهد آية اللّه شيخ محمد تقى بافقى يزدى از نجف اشرف به قم مهاجرت كرد و با هماهنگى بين دانشمندانى چون‏«آية اللّه حاج شيخ ابوالقاسم كبير قمى‏» و «آية اللّه حاج شيخ مهدى‏»و «آية اللّه حاج محمد ارباب‏» مقدمات تاسيس حوزه را فراهم‏آورد آنان پس از بحث و بررسى به اين نتيجه رسيدند كه فردى خارج از قم به اين شهر آمده رايت علم و فقه را در حوزه برافرازد شخصى كه خود از جهات علمى و تقوايى به مدارج عالى كمال نايل آمده و توانايى رهبرى و رياست‏حوزه علمى شيعه را داشته‏باشد اين شخصيت برجسته كسى جز آية اللّه شيخ عبدالكريم حائرى نبود دانشمند فرزانه‏اى كه از محضر اساتيد عتبات عاليات بهره برده و به درياى علوم اهل بيت(ع) پيوسته بود.
هجرت آية اللّه حائرى از اراك به قم و سامان بخشيدن به نظام آموزشى آن به اندازه‏اى اهميت دارد كه حضرت امام قدس سره حضور نيافتن ايشان در آن دوره را برابر با از ميان رفتن اسم و رسم مسلمانى دانسته‏اند.
چه آنكه بيانات حضرت روح‏اللّه همواره دور از مبالغه است و تاريخ اين دوره برابر با تهاجم به پيكره دين اسلام مى‏باشد و از اين روست كه آية اللّه حائرى را آية اللّه مؤسس مى‏نامند. زيرا بى‏حضور ايشان نه تنها از حوزه علميه قم اثرى نمى‏ماند بلكه آيين توحيدى نيز رخت برمى‏بست.
نزديكى حوزه علميه قم به مركز باعث‏شد كه رهبر شيعيان و مرجع تقليد آنان بر اصول سياست گذارى دولتها نظارت داشته‏باشد و اگر اصلى با موازين اسلامى موافق نباشد به مخالفت پردازد و اين پايه گذارى نهضت علمى در قم به متابعت از تشكل حوزه در شهر سامرا بود كه در نزديكى بغداد (مركز عراق) جاى گرفته‏بود.
نخستين سال تاسيس حوزه علميه قم مقارن با تبعيد برخى از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجرى از عتبات به ايران بود.
1 - آية اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى
2 -آية اللّه ميرزا حسين نائينى
3 - آية اللّه سيد على شهرستانى
4 - آية اللّه سيد عبدالحسين حجت كربلايى
5 - آية اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى غروى
6 - آية اللّه شيخ مهدى خالصى
از جمله دانشمندانى بودند كه به همراه برخى از شاگردانشان به ايران تبعيد و در حوزه قم ساكن شدند.
سال 1363 ق. برابر با ورود حضرت آية اللّه العظمى بروجردى قدس سره به حوزه علميه قم بود هر چند ايشان در زمان آية اللّه مؤسس از سوى وى به قم دعوت شده‏بود ليكن كناره‏گيرى از مناصب اجتماعى را ترجيح داده، دعوت آية اللّه حائرى را اجابت نكردند تا در اواخر سال 1363 ق. دوران رياست‏سه مرجع بزرگوار - خوانسارى، حجت، صدر - به قم آمده، در حوزه علميه قم اقامت اختيار كردند.
حضرت آية اللّه بروجردى علاوه بر علوم اسلامى چون فقه و اصول و رجال و حديث در فلسفه و كلام و هيات يدى طولانى داشت وخود تا پيش از ورود به حوزه علميه قم به تدريس فلسفه مشغول بود و با ورود به قم تدريس فقه و اصول را آغاز نمود كه درس اصول شش سال دوام يافت و درس فقه را تا آخرين روزهاى حيات تدريس نمود.
حضرت آية الله العظمى امام الموسوى الخمينى از مراجع تقليد شيعه و از بزرگانى بود كه پس از آية الله بروجردى رهبرى حوزه علميه قم را به دست گرفت امام خمينى ضمن تدريس و تعليم دانشجويان علوم دينى مبارزات سياسى خود را بر عليه رژيم منحوس پهلوى ادامه داد تا اينكه توسط نظام حاكم به خارج از وطن خويش تبعيد شد.
«حضرت آية الله سيد شهاب الدين حسيني مرعشى نجفى‏» از دانشمندان فرزانه‏اى است كه بنا به درخواست آية الله مؤسس به قم آمد و به تربيت دانشجويان دينى پرداخت همزمان با ايشان آية الله العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى و آية الله شيخ محمد على اراكى از اساطين بزرگ حوزه عليه قم بودند كه زعامت و مرجعيت مردم و حوزه قم را به عهده گرفتند علاوه بر اين مراجع بزرگوار در اين دوره رجال علم و دانشمندانى در علوم مختلف اسلامى حوزه قم را مركز دانش‏پژوهى و تعليم و تربيت قرار داده‏اند و مدرسان و مجتهدان و مبلغان دوره آينده را تربيت مى‏كنند كه ما فعلا از ذكر نام آنها صرف نظر كرده و در بخش معرفى علماى قم مفصلا آنها را معرفى خواهيم كرد.
حوزه فلسفى قم
با توجه به اينكه بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان شيعه وجود داشت‏حوزه‏هاى علميه جهان تشيع بيش از حوزه‏هاى اهل سنت به فلسفه روى آوردند و چون ايران مكتب تشيع را پذيرفته بود پس از«شيخ الرئيس ابن سينا» حوزه فلسفى به ايران انتقال يافت و قريب به اتفاق فلاسفه بزرگ جهان اسلام از ميان شيعيان و ايرانيان برخاست دوره چهارم از حوزه علميه قم نخستين دوره از پيدايى حوزه فلسفى در اين شهر مقدس است كه با هجرت «صدر المتالهين شيرازى‏» (979 - 1050) و تربيت‏شاگردانى چون «فيض كاشانى‏» «فياض لاهيجى‏» به وجود آمد و با دانش اندوزى «قاضى سعيد قمى‏» ادامه يافت.
علامه طباطبايى كه خود از شاگردان حوزه فلسفى نجف اشرف و از اساتيد حوزه قم در دوره پنجم است تاريخ فلسفه اسلامى را اين گونه بيان مى‏دارد:
«نظر به اينكه بحث‏شيعه در حقايق معارف با روش تحليل و انتقاد و كنجكاوى عقلى آزاد بود و بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان اين طايفه به حد وفور وجود داشت اين طايفه نسبت به بقيه طوايف اسلامى استعداد بيشترى به فرا گرفتن فلسفه داشتند و از اين روى هنگامى كه كتب فلسفى يونان و غير آن به عربى ترجمه شد و كم و بيش در ميان مسلمين رواج يافت (با اين خاصيت كه مطالب فلسفى در حوز افهام همگانى نيست) در نفوس شيعه نسبت به ديگران تاثيرى عميق‏تر داشته است و نقشى روشن‏تر مى‏بست.
در ابتداى حال مكتب اشراقين در اسلام رواج نيافت و حكما و فلاسفه اسلامى به مكتب مشائين (اتباع ارسطو) اقبال نمودند ولى ديرى نگذشت كه به نزديكى رابطه فلسفه و دين پى‏برده و در صدد توفيق ميان فلسفه و دين برآمده و بحثهايى تا اندازه‏اى ساده و ابتدايى انجام دادند اين حقيقت را در تاليفات «معلم ثانى، ابى‏نصر محمد بن طرخان فارابى‏» و پس از آن در تاليفات تقسيرى «شيخ الرئيس ابن سينا» مى‏توان يافت.»
ايشان ادامه مى‏دهند فلاسفه اسلامى دريافتند كه با هر يك از سه راه دين، فلسفه، عرفان، مى‏توان به حقايق كليه آفرينش نايل گرديد با اين ويژگى كه زبان دين،زبان همگانى است كه با بيانى ساده آدمى را به اسرار آفرينش آگاه مى‏كند ليكن مطالب فلسفى تنها در خور فهم گروهى خاص است كه با رياضات عقلى ورزيده شده و برهان را از قياسات جدلى و خطابى تميز مى‏دهند و اهل عرفان با تعليمات دينى و رياضات شرعى آيينه نفس را صيقلى داده و طبق عنايتهاى الهى حقايق را مشاهده مى‏كنند علامه طباطبايى پس از برشمردن سير فلسفى مى‏فرمايد:
«كليد رمزهايى به دست اين فلسفه اسلامى افتاده كه هرگز در فلسفه هاى كهن «كلد» «مصر»، «يونان‏» و «اسكندريه‏» به دست نمى‏آيد.»
در نتيجه اولاً مسايل فلسفى كه به حسب آنچه از كتب فلسفى گذشتگان به عربى ترجمه شده و به دست مسلمين رسيده و تقريبا دويست مساله بوده در اين مكتب فلسفى تقريبا به هفتصد مساله بالغ مى‏شود.
ثانياً: مسايل فلسفى كه مخصوصاً درمكتب مشائين از يونانى‏ها به طور غير منظم توجيه شده و نوع مسايل از همديگر جدا و به همديگر مربوط نبودند در اين مكتب فلسفى حالت مسايل يك فن رياضى را پيداكرده و به همديگر مترتب شده‏اند به نحوى كه با حل دو سه مساله اولى كه فلسفه را افتتاح مى‏كنند همه مسائل فلسفى را مى‏توان حل و توجيه نمود وبه همين جهت به آسانى مى‏توان رابطه فلسفه را از طبيعيات قديم و هيات قديم قطع كرد و در نتيجه هيچ گونه برخورد و منافاتى ميان اين مكتب فلسفى و علم امروز اتفاق نمى‏افتد.
ثالثاً: فلسفه تقريباً جامد و كهنه به واسطه روش اين مكتب فلسفى به كلى تغيير وضع و قيافه داده و مطبوع طبع انسانى و مقبول ذوق و عقل و شرع مى‏باشد و مسايلى را كه علم جديد تازه موفق به كشف آنها شده يا اميد حل آنها را دارد اين مكتب فلسفى يا مايه شگرفت‏خود به طور عموم و كليت به حل آنها موفق يا شالوده حل آنها را مى‏ريزد.
چنانكه به واسطه حل شدن مساله «حركت جوهرى‏» كه سيصد سال پيش با اين روش فلسفى حل شده است مساله «بعد چهارم در اجسام‏» به طور روشن بدست آمده و با اين مساله «نسبيت‏» (البته در خارج از افكار نه در افكار) روشن گرديده است و مسايل ديگرى كه هنوز از راه علم مورد بحث نشده به طور كليت‏خاتمه يافته‏است.»
در دوره متاخر حوزه فلسفى قم شخصيتهاى فرزانه‏اى را به خود ديد كه در تفكر فلسفى و سياسى جهان اسلام نقش مؤثرى داشتند همان گونه كه در دوره‏هاى پيشين نيز با وجود حكيم الهى صدر المتالهين شيرازى و شاگردانش حوزه فلسفى قم نقش مهمى در دوره صفوى داشت.
«حكيم متاله آية اللّه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى‏» (1310 - 1395ق.) از جمله شخصيتهاى علمى و فلسفى بودند كه علوم عقلى را در حوزه تهران از آية اللّه حاج شيخ عبد النبى نورى، حكيم ميرزا محسن كرمانشاهى، فاضل تهرانى و ميرزا محمود قمى آموخته بود. در زمان آية اللّه حائرى به قم آمده و به تدريس علوم عقلى پرداخت و از نخبه‏ترين شاگردان ايشان در اين عصر حضرت امام خمينى قدس سره است.
آية اللّه رفيعى قزوينى سپس مدتى در تهران اقامت نمود و مكتب فلسفى قم را شاگردان ايشان اداره مى‏كردند البته معظم له در زمان مرجعيت آية اللّه بروجردى نيز دو ماه در قم اقامت نمودند ليكن انتقال حوزه فلسفى تهران به قم و تربيت‏شاگردان فلسفه و حكمت به دوره نخست اقامت ايشان در قم برمى‏گردد.
«حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى‏» قدس سره حكيم متاله و عارف واصلى است كه پس از استاد مكتب فلسفى وى را تداوم بخشيد ويژگى خاص حضرت امام ژرف نگرى معظم له به مسايل فلسفى و توجه به ابعاد مختلف علوم اسلامى بود لذا مباحث پراكنده فلسفى فقهى اخلافى و عرفانى را كه در انديشه فلسفه سياسى نقش داشتند به صورت منسجم در مكتب درس ايشان مطرح شد و نظريه «ولايت فقيه‏» كامل شده و در مكتبهاى فلسفى و فقهى حوزه‏هاى علميه پيروانى يافت كه با گسترش آن از حوزه علميه قم به انقلاب اسلامى و تاسيس حكومت اسلامى انجاميد.
«حضرت آية اللّه سيد محمد حسين طباطبايى‏» از ديگر شخصيتهاى فلسفى بودند كه در اشاعه انديشه صدرايى و رواج آن سهم عمده‏اى داشت و چند دوره «اسفار» و «شفا» را تدريس نموده و «بداية الحكمه‏» و «نهاية الحكمة‏» را در ترويج مكتب صدر المتالهين به رشته تحرير درآوردند البته تاليفات علامه طباطبايى به دو اثر خلاصه نمى‏شود ايشان دهها كتاب، رساله و يا تعليقه در فلسفه الهى داشتند نقش مؤثر ايشان در حوزه فلسفى قم طرح نظريات فلسفه الهى به سبك جديد و پاسخ به فلسفه مادى «ماترياليسم ديالكتيك‏» بود. با برپايى انجمنى علمى و طرح مسايل جديدى كه در حوزه تفكر مادى مطرح شده پاسخ برهانى خويش را در«اصول فلسفه و روش رئاليسم‏» تهيه ديد كه با شرح شاگرد فرزانه‏اش «استاد شهيد آية اللّه مرتضى مطهرى‏» اعلى اللّه مقامه الشريف اين سيره علمى در اقصى نقاط عالم اسلامى منتشر شد.
«علامه شهيد مرتضى مطهرى‏» پيرو مكتبى فلسفى دو استاد فرزانه‏اش حضرت امام خمينى و علامه طباطبايى بود كه با تدوين و تدريس كتبى در فلسفه تطبيقى و نقد تفكر ماركسيسم مبانى فكرى فلسفه اسلام را در حوزه قم و تهران به اقشار مختلف فرهنگى اعم از طلاب علوم دينى، دانشجويان و عموم مردم رواج داد.
البته اساتيد ديگرى نيز در حوزه فلسفى قم به تدريس اشتغال داشته و دارند كه برخى از آنها عبارتند از:
- آية اللّه عبد اللّه جوادى آملى
- آية اللّه حسن حسن زاده آملى
- آية اللّه محمد تقى مصباح یزدی
آنچه كه در اين دوره از حوزه فلسفى اهميت ويژه دارد رشد تفكر فلسفه سياسى است كه شايد بتوان گفت در هيچ يك از دوره‏هاى فرهنگى اين رشد و شكوفايى در حوزه‏هاى علميه روى نداده است.
در اين دوره مبانى انديشه سياسى اسلام مورد بررسى قرار گرفته و اصول اوليه تدوين مى‏يابد تا نظريه «ولايت فقيه‏» به صورتى جامع و كامل مطرح شده و تا نقد مكاتب فلسفى غرب جايگاه خويش را در متن جامعه پيدا مى‏كند.
در اين دوره ديگر بار پس از هزار و چهار صد سال مبانى عقيدتى و فلسفه سياسى اسلام از كتابها و كتابخانه‏ها و انديشه‏هاى فردى خارج شده و در متن جامعه پياده شده «مدينه فاضله اسلامى‏» برپا مى‏گردد.

منبع : سایت بلاغ

[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:28 ] [ سجاد رنجبر ]
بخش عمده‌اي از تاريخ قرآن، به بازگويي تاريخ بني‌اسرائيل و يهود و رويارويي آنان با پيامبر آخرالزمان پرداخته است و از قوم بني اسرائيل، بيش از بقيه اقوام ياد شده است. و همين كافي است كه بخش عمده‌اي از نويسندگان مسلمان به مسأله‌اي توجه كنند كه قرآن بدان توجه فراوان كرده است. اما با نگاهي هر چند گذرا، به كارنامة آثار نويسندگان شيعه، چنين چيزي را نخواهيم ديد! و حتي در كتابخانه‌ها نيز در اين زمينه آثار فراواني يافت نمي‌شود. علت چيست؟
در پاسخ بايد گفت: يهود براي تأثير گذاري بر تاريخ، تلاش فراوان كرده و هزينه‌هاي هنگفتي را براي اين كار و تحريف تاريخ صرف كرده است. ايجاد سيستمي براي حذف و سانسور كتاب‌ها و نوشتارهاي ضديهودي، از اين جمله است.
استاد شهيد، مرتضي مطهري مي فرمايد: "در قرآن كريم كلمه تحريف به كار رفته است؛ مخصوصاً در مورد يهودي ها كه اين ها قهرمان تحريف در جهان اند؛ نه امروز، از وقتي كه تاريخ يهوديت در دنيا به وجود آمده است. نمي دانم اين نژاد چه نژادي است كه تمايل عجيبي به قلب حقايق و تحريف كردن دارد و لهذا هميشه كارهايي را در اختيار مي گيرند كه در آن كارها بشود حقايق را تحريف و قلب كرد... قرآن چه عجيب درباره اين ها حرف مي زند. اين خصيصه يهودي گري كه تحريف است، در قرآن به صورت يك خصيصه نژادي شناخته شده است."
اين مقاله كوششي است در جهت يافتن سرنخ هاي تكاپوي برخي از يهودي زادگان مسلمان نما، در صدر اسلام. اميد است كه به فضل پروردگار براي خوانندگان سودمند باشد و آنان را به انديشه وادارد.
به تصريح آيه 82 سوره مائده "به طور مسلم، دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهي يافت..."
و پيرامون اين آيه، در كتاب "تبار انحراف"، صفحات 258-257، آمده است: "شگرد يهود اين بود كه پيش از آنكه عملياتي را بر ضد پيامبر راه اندازد، مشركان را به ميدان بياورد. در اين آيه، اينكه الَّذِينَ أَشْرَكُوا را با واو به يهود عطف مي‌كند، نشان از نوعي تبعيت دارد. يهود محور اصلي است و دشمني مشركان نسبت به يهود تبعي است. يعني اگر موتور اصلي خاموش شود، عمليات تبعي هم خاموش خواهد شد. در عمليات مشركان بر ضد پيغمبر(ص) بايد سرنخ‌هاي توطئه يهود در مكه را بيابيم. اين، در جنگ احد و خندق روشن است؛ اما در جنگ بدر بايد بسيار دقت كرد تا سرنخ را يافت."
و براي اثبات اين مدعا، در صفحات 264-263 همان كتاب، با استناد به سيره ابن هشام، ج1، ص562، التبيان، ج3، ص223 و مجمع‌البيان، ج2، ص92، آمده است: "پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدينه، گروهي از بزرگان يهود به مكه رفتند. مشركان از آنان پرسيدند: دين ما مشركان بهتر است يا دين محمد(ص)؟ عالمان يهود گفتند: دين شما بت‌پرستان، از آيين محمد(ص) برتر است و شما راه‌يافته‌تر از او و پيروانش هستيد. برخي مفسران شأن نزول آيه 51 سوره نساء را همين واقعه مي‌دانند كه فرموده است:
أَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنْ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَي مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا؛
آيا كساني را كه نصيبي از كتاب داده شده‌اند، نديده‌اي كه به جبت و طاغوت ايمان مي‌آورند و درباره كافران مي‌گويند كه راه اينان از راه مؤمنان به هدايت نزديك‌تر است.
به گفته مفسران، يهوديان به بت‌هاي قريش سجده كردند تا به آنان اطمينان دهند."
در حديث شماره 2461، از كتاب شريف "نهج الفصاحه"، پيامبر اعظم(ص) مي فرمايند: "اگر ده نفر از يهوديان به من ايمان آورده بودند، همه يهود به من ايمان مي آورد."
اسناد تاريخي دوران حكومت پيامبر(ص) نشان مي دهد كه تعدادي از يهوديان اطراف مدينه، پس از پيروزي هاي سپاه اسلام بر آنان، از روي لجاجت حاضر شدند بميرند و مسلمان نشوند كه تعدادي از آنان به خاطر كارشكني ها و نقض پيمان ها، مجازات شدند و بسياري نيز به عنوان يهوديان اهل ذمه، تحت حكومت اسلام به زندگي خود ادامه دادند. البته عده زيادي از يهوديان خيبر و بني قريظه نيز، به خيل مسلمانان پيوستند.
با توجه به حديث مذكور، به روشني درمي يابيم كه يهودياني كه به اسلام ايمان آوردند كمتر از ده نفر بودند و در واقع اغلب يهودياني كه به مسلمانان پيوستند يهوديان مسلمان نمايي بودند كه از آن پس، دشمني خود را با اسلام با نقاب نفاق آغاز كردند و نقش مخرب خود را با آزادي كامل در جامعه اسلامي ايفا نمودند. يهودي زاده اي كه با انواع كينه ها و انتقام جويي ها به ظاهر مسلمان مي شود و تظاهر به دينداري مي كند و در ميان مسلمين نفوذ مي نمايد، خطرناك است زيرا مي تواند به نام يك مسلمان از همه حقوق اسلامي برخوردار شده، با سياست نفوذ و ضربه، انواع جاسوسي ها را تحقق بخشد، در پست هاي كليدي نفوذ كند و در فرصت هاي مناسب ضربه هاي كاري خود را وارد سازد. اين يهودي زادگان مسلمان نما در مدينه به دوستان قديمي خود يعني منافقان پس از فتح مكه و منافقان مهاجر پيوستند تا با ياري يكديگر ضربات مهلكي بر پيكره نظام نوپاي پيامبر(ص) وارد آورند. البته دوستي آنان با منافقان مهاجر قديمي تر و مستحكم تر بود زيرا منافقان مهاجر به سفارش آنان به مسلمانان كم تعداد سال هاي اول بعثت پيوسته بودند تا در فرصت هاي مناسب توطئه هاي اولياي خود را عليه اسلام اجرا كنند. بررسي تمامي توطئه هاي اين دوستان قديمي در فرصت اين مقاله نمي گنجد و فقط به بررسي كوتاه و مختصر برخي از مقاطع حساس و بحراني مي پردازيم.
ابتدا از يكي از برهه هاي مبهم و بحث برانگيز تاريخ صدر اسلام، زمان رحلت پيامبر اعظم(ص) آغاز مي كنيم.
پيرامون چگونگي رحلت پيامبر اعظم(ص) شيخ عباس قمي در "منتهي الآمال"، جلد اول، صفحه 159 مي نويسد: "در احاديث معتبر وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت. چنان كه صفّار، به سند معتبر از حضرت صادق(ع) روايت كرده است كه در روز خيبر زهر دادند آن حضرت را در دست بزغاله... پس حضرت در مرض موت خود مي فرمود كه امروز پشت مرا در هم شكست، آن لقمه كه در خيبر تناول كردم. هيچ پيغمبر و وصي پيغمبري نيست، مگر آن كه به شهادت از دنيا بيرون مي رود. در روايت ديگر فرمود كه زن يهوديّه، آن حضرت را زهر داد در ذراع گوسفندي... پيوسته آن زهر در بدن آن حضرت اثر مي كرد، تا آن كه به همان علت از دنيا رحلت فرمود."
در كتاب "تبار انحراف" صفحات 320-319 با استناد به تهذيب الاحكام، ج6، ص2 و تفسير عياشي، ج1، ص200 آمده است: "مطابق روايات معتبر، رسول گرامي اسلام، با شهادت از دنيا رفته‌اند. برخي شهادت حضرت را در اثر سمي دانسته‌اند كه زني يهودي در عمليات خيبر، در گوشت گوسفند كرده و به ايشان خورانده بود. اما بر اين نظر اشكال وارد است. فاصله عمليات خيبر تا شهادت رسول الله(ص) سه سال است. آيا اين زهر سه سال طول كشيده است تا اثر كند؟ بنابراين نمي‌توان پذيرفت كه اين سم مربوط به سه سال پيش در خيبر باشد. شايد در تاريخ دست برده و كلمه «خيبر» را بدان افزوده باشند تا خطي را در كوره راه‌هاي تاريخ گم كنند. تاريخ شهادت رسول الله(ص) از برهه‌هاي حساس و مهمي بوده است. پيامبر(ص) سپاه اسامه را بسيج كرده‌اند تا به سوي موته پيش رود و شكست پيشين در اين منطقه را جبران كند. اگر اسامه در اين نبرد پيروز مي‌شد، سد مستحكم يهود به سوي قدس فرو مي‌ريخت. بنابراين يهود بايد براي جلوگيري از فتح قدس به دست پيامبر اسلام(ص) دست به كار شود. از آن سوي با شكست يهود، نفاق نيز در مدينه شكست مي‌خورد و پايگاه اميد خويش را از دست مي‌داد. اگر پيامبر تنها يك ماه ديگر زنده بماند، و اين سپاه به جنبش در آيد، مرگ يهود قطعي است. اينجاست كه منافقان مدينه، براي حفظ حيات خويش و يهود، پيامبر را جام زهر مي‌نوشانند."
پيرامون گروهي از منافقان مدينه كه پيش تر، منافقان مهاجر ناميديم در كتاب "فرهنگ سخنان حضرت مهدي(عج)"، حديث 3، به نقل از كمال الدين ص463/ح21/س4، الاحتجاج/ج2/ص532/ذح341/س7، بحارالانوار ج52/ص86/ذح1 و ج31/ص623/ح111 و... امام مهدي(عج) در پاسخ به كسي كه از اجبار يا اختيار ابوبكر و عمر در اسلام آوردن، از يكي از شيعيان و او نيز از امام(عج) پرسيده بود؛ مي فرمايند:
"چرا به او نگفتي كه آن دو از روي طمع، مسلمان شدند و آن به اين خاطر است كه آن دو با يهوديان همنشيني مي
نمودند و از آنان درباره آنچه در تورات و ديگر كتب پيشين كه حاوي پيشگويي هاي احوال ماجراي محمد(ص) و
سرانجام كارش بود درخواست خبر مي كردند؛ و يهوديان يادآور مي شدند كه محمد بر عرب مسلط مي شود همان طور كه بختنصر بر بني اسرائيل مسلط شد و پيروزي او بر عرب حتمي است همان طور كه بختنصر بر بني اسرائيل پيروز گشت غير از اين كه او در ادعاي نبوتش دروغگو است. پس نزد محمد آمدند و با شهادت بر يكتايي خدا او را ياري كردند و از روي طمع در اين كه هنگامي كه امورش استوار شد و احوالش برقرار، هر يك از آن دو از سويش به ولايت سرزميني دست يابد با او بيعت كردند؛ ولي هنگامي كه از آن مأيوس شدند نقاب بر چهره زدند و همراه گروهي از منافقان همانند خويش از عقبه بالا رفتند تا او را بكشند ولي خداوند بلند مرتبه نيرنگشان را دفع كرد و با خشم بازگشتند و به نتيجه اي نرسيدند... ."
پيرامون ترور پيامبر، در كتاب "مهار انحراف" صفحات 93-92 به نقل از الدر المنثور، ج3، ص260 و تاريخ مدينه دمشق، ج12، ص277 آمده است: "تعداد اين تروريست ها دوازده، چهارده يا پانزده نفر نقل شده است. در منابع رسمي تاريخ اهل سنت، نام اين افراد نيامده، ولي تأكيد تأمل برانگيزي بر غير قريشي بودن همه تروريست ها شده است... داستان ترور از متواترات تاريخ است كه قابل انكار نيست. ولي همين موضوع مهم، بسيار سطحي و گنگ مطرح شده است."
صاحب كشف اليقين نقل كرده است كه پس از نافرجام ماندن اين ترور، حُذَيفه كه به همراه پيامبر(ص) بود، پرسيد: اينان چه كساني بودند كه دست به چنين اقدامي زدند. پيامبر(ص) فرمود: نگاه كن. در اين هنگام برقي جهيد و حُذَيفه توانست چهره 12 نفر از آنان را ببيند و آن ها را بشناسد، كه عبارت بودند از: ابابكر، عمر، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي وقاص، ابوعبيده جرّاح، معاويه، عمروبن عاص، كه اين ها از قريش بودند و ابوموسي اشعري، مغيرة بن شعبه، اوس بن حدثان بصري، ابوهريره، كه اين ها از غير قريش بودند.
در كتاب "اسرار خاندان محمد رسول الله" صفحات 233-232 چنين آمده است: "سليم مي گويد: به ابوذر گفتم: ... برايم از آن دوازده نفر اصحاب عقبه كه مي خواستند شتر پيامبر را اذيت كنند تا برود خبر بده و بگو چه زماني بوده است. ابوذر گفت: در غدير خم، همان روزي كه رسول خدا(ص) از حجه الوداع برمي گشتند... گفتم: اي اباذر! آيا نام آن ها را به من مي گويي؟ اباذر گفت: پنج نفر اصحاب صحيفه و پنج نفر اصحاب شورا و عمروبن عاص و معاويه."
منظور از اصحاب صحيفه، كساني هستند كه در حج وداع صحيفه اي نوشتند و پيمان بستند كه نگذارند علي(ع) پس از رحلت يا شهادت پيامبر(ص) به خلافت برسد؛ كه عبارت بودند از ابوبكر، عمر، ابوعبيده جرّاح، سالم مولي ابي حذيفه و معاذ بن جبل. و منظور از اصحاب شورا، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبير و سعد بن ابي وقاص است كه عمر، آن ها را همراه اميرالمؤمنين علي(ع) براي تعيين خليفه پس از خود، انتخاب كرد. در ضمن بايد يادآور
شد كه زمان نقل اين مطلب از ابوذر، در زمان خلافت عثمان و در واقع پس از تشكيل شوراي شش نفره است.
در كتاب "اسرار غدير"، صفحه 78، آمده است: "حذيفه و عمار چهره هاي چهارده نفر را كه در اين سو و آن سوي سنگ ها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند... اين چهارده نفر عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده بن جراح، ابوموسي اشعري، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولي ابي حذيفه."
اگر اين روايات را جمع بندي كنيم مشخص مي شود كه مشاركت 14 نفر يعني ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده بن جراح، ابوموسي اشعري، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل و سالم مولي ابي حذيفه در اين ترور قطعي است.
تك تك اين افراد كه يهودي زاده بودن برخي از آنان و ارتباط برخي ديگر با يهوديان مسلّم است در مقاطع حساس دوران پس از شهادت حضرت رسول(ص)، نقش آفريني هاي مخرب مهمي داشته اند.
براي نمونه، ابوموسي اشعري كه نامش عبدالله بن قيس است، در فتح خيبر مسلمان شد و از طرف عمر فرماندار بصره و در زمان عثمان والي كوفه گرديد، در آستانه جنگ جمل عايشه نامه اي براي او فرستاد و او را به سوي گروه خود جذب كرد. وقتي نامه امام علي(ع) مبني بر بسيج مردم عليه اصحاب جمل به كوفه رسيد، مردم را بر ضد امام تحريك مي كرد و از جهاد بازمي داشت. رسوايي او در جريان حكميت در جنگ صفين، نيز مشهور است.
در كتاب "اسرار غدير"، صفحه 308-307 آمده است: "سقيفه نمايان در قيافه هاي ظاهر فريب ظاهر شدند كه كمر اجتماع در مقابل آن خم شد... همسر پيامبر صلّي الله عليه و آله در ميدان جنگ در برابر علي عليه السلام ظاهر شد... حضور زن در ميدان جنگ از يك سو و همسر پيامبر بودن از سوي ديگر براي عوام فريبي راه شكننده اي بود و تأثير به سزايي هم داشت، ولي دختر مؤسس سقيفه بودن و سابقه هاي شومي كه از جاسوسي براي پدر در حيات و پس از رحلت پيامبر صلّي الله عليه و آله در پرونده داشت معرف خوبي براي نمايندگي او از سقيفه در مقابل غدير بود."
براي نمونه از جاسوسي هاي عايشه و حفصه، دختران ابوبكر و عمر براي پدرانشان، بسياري از مفسرين شيعه و سني از جمله در تفسير طبري و درالمنثور سيوطي ذيل آيات 3 و4 سوره تحريم ماجرايي را نقل كرده اند بدين مضمون كه: رسول گرامي اسلام كه نگران آينده اسلام بود، روزي با تأسف به يكي از همسران خود حفصه فرمود: پدر تو و پدر عايشه پس از وفات من براي به دست آوردن حكومت، سر به شورش مي زنند و حاكم مي شوند. اين خبر غيبي چون رازي بين پيامبر(ص) و همسرش قرار داشت كه دختر عمر آن را براي عايشه افشا مي كند و او به پدرش ابابكر و ابابكر آن را به عمر مي رساند، و عمر از دخترش با اصرار فراوان مي پرسد كه بگو ماجرا چيست؟ تا خود را آماده
سازيم. و با نزول آيات ابتداي سوره تحريم، وحي الهي از افشاي راز نهان پرده برمي دارد.
در كتاب "مهار انحراف" صفحات 98-97 به نقل از مسند احمد، ج6، ص274 و الطبقات الكبري، ج2، ص206 آمده است: "پيامبر پس از بازگشت از بقيع و اعلام وجود فتنه در مدينه، به منزل عايشه مي روند و از آنجا بيماري آغاز مي شود و به يكباره تب مي كنند و از دنيا مي روند."
براي نتيجه گيري از بحث، پيرامون شهادت پيامبر اعظم(ص) بايد بگوييم كه نقشه قتل پيامبر(ص) يك بار در جنگ تبوك و چند بار به وسيله سم و بارها به صورت مسلحانه تدارك ديده شده بود كه همه نقش بر آب شد. در اين مقاله يكي از اين موارد ترور بررسي شد ولي جالب اينجاست در تمام اين سوء قصدها ردپاي افراد مشخصي كه از آنان نام برديم ديده مي شود. منافقان و يهودي زادگان، سرانجام حضرت را مسموم كردند و به شهادت رساندند. بي گمان قاتل ايشان، از عاملان نفوذي يهود، در نظام حكومتي و يا حتي در خانه پيامبر(ص) است كه به ايشان زهر خورانده است؛ خواه آن را منافق بناميم، خواه يهودي، خواه مشرك. ولي با توجه به شواهد و روايات، زني مسلمان نما كه ارتباط تنگاتنگي با منافقان و يهودي زادگان مدينه داشته است عامل مسموم نمودن پيامبر(ص) است؛ ولي تاريخ، او را زن يهوديّه خيبري معرفي كرده است. حال آن كه اين ترور، از ترورهاي نافرجام پيامبر(ص) است ولي همگان مي پندارند ايشان با همان زهر زن خيبري به شهادت رسيده است در حالي كه زهر زن منافق، كارگر شده است.
در ادامه، بحثي را پيرامون شهادت بانوي دو جهان، حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله عليها، آغاز مي كنيم.
در كتاب "مهار انحراف"، صفحات 123-122، آمده است: "با وجود تمام تلاش رسول الله(ص) در بيان شخصيت والاي فاطمه(س)، حضرت زهرا(س) نمي توانست به عنوان دفاع از ولايت، از منزل بيرون بيايد؛ چرا كه غاصبان خلافت، در عمليات رواني چيره دست بودند و مي توانستند جو مدينه را با تبليغات تغيير دهند... از اين نكته كه آن ها توانستند در مدينه به سرعت خلأ قدرت را پر كرده و خود را به عنوان جبهه حق جا بزنند، قدرت و تخصص آن ها در زمينه احاطه خبري، اثبات مي شود. با توجه به جو حاكم بر مدينه، دختر پيامبر(ص) اگر وارد ميدان شود و داعيه دار خلافت شود، او را نيز به آساني از سر راه بر مي دارند. اما روند حمله به زهرا(س) بايد... ظاهري مشروع داشته باشد؛ دقيقاً همان كاري كه صورت گرفت. ابوبكر پس از جريان حمله به خانه فاطمه(س) بارها مي گفت: ليتني لم اكتشف بيت فاطمه؛ در واقع علت ابراز پشيماني او اين بود كه جريان به كلي به زيان او پايان يافته است. مي توان مبارزات حضرت فاطمه زهرا(س) را در مقابل غاصبان خلافت و نيز پشتيباني و دفاع از مقام ولايت و امامت را در پنج مرحله مورد بررسي قرار داد: 1. جريان فدك؛ 2. عزاداري حضرت زهرا(س) در فراق پيامبر؛ 3. حضور حضرت در پشت در خانه و به هنگام آتش گرفتن در؛ 4. اعلام نارضايتي حضرت از دو خليفه و غاصبان خلافت؛ 5. وصيت حضرت در مخفي بودن قبرشان."
پس از فتح خيبر و شكست يهوديان، باغات فدك در اختيار رسول خدا(ص) قرار گرفت و رسول خدا(ص) آن را به فاطمه زهرا(س) اهدا فرمودند و سندي براي آن تنظيم نمودند و فدك، در چند سال از حيات پيامبر(ص) در اختيار فاطمه قرار داشت اما ابوبكر و عمر آن را غصب كردند.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 97-96 آمده است: "فاطمه(س)... انحرافات و تحريفات را افشا نمود. ماجراي غصب فدك و اين كه پيامبر ارث نمي گذارد را با استدلال هاي محكم قرآني محكوم كرد و سران حكومت را به زانو درآورد... و با شواهد گويا و سند مكتوب (به املاء رسول خدا(ص)) مانع ترويج يك حديث جعلي شد، تا فرمان بازگرداندن فدك را از ابابكر گرفت. وقتي سران كودتا... ناچار شدند فدك غصب شده را بازگردانند كه آبرويشان بر باد مي رفت... و اسلامي نبودن فرامين كودتا گران بر همه ثابت مي شد، به زور متوسل شدند و خود را رسوا كردند كه: عمر با دست ناپاكش سيلي به صورت فاطمه(س) نواخت. و سند فدك را پاره كرد... و در هميشه تاريخ اسلام رسوا شد."
اصرار و شدت عمل ابوبكر و عمر در غصب فدك كه زماني ملك يهوديان بوده است، نشان از عمق كينه و بغض آنان و دوستان يهوديشان، نسبت به فاتح خيبر و صاحب فدك است.
در صفحات 58-57، همان كتاب، آمده است: "چنين انديشيدند كه: به بهانه گردهمايي مخالفان در خانه علي(ع) به منزل امام يورش ببرند. مخالفان اندك و علي(ع) در يك مقابله شمشير و در يك جنگ نابرابر كشته مي شوند. آنگاه حل مشكل طبيعي است زيرا: ... علي(ع) براي خلافت شمشير كشيد جنگيد و كشته شد. نمي بايست دست به شمشير ببرد و در امت اسلامي مسلحانه برخورد كند. اما يك محاسبه دقيق را از ياد برده بودند. فاطمه زهرا(س) را به حساب نياوردند فكر مي كردند، زني كه براي حفظ حجاب خود در ماجراهاي سياسي دخالت نمي كند در خط مقدم قرار نمي گيرد، در خانه مي نشيند و دعا مي كند يا قرآن مي خواند يا گريه مي كند و چون طرفداران علي(ع) اندك مي باشند، زود از ميدان خارج شده، و علي(ع) تنهاست و در تنهايي و غربت چه مي تواند بكند؟ براي همين اهداف شوم دو هزار نفر را بسيج كردند و يا به نقل برخي از نويسندگان 450 نفر را در يورش به خانه امام دخالت دادند. از اين رو دفاع جانانه حضرت زهرا(س) براي حفظ جان امام(ع) يكي از ره آوردهاي مهم مبارزات حضرت زهرا(س) است... و معتقديم: اگر فاطمه نبود، دين و آييني، امامت و تداوم راه رسالتي وجود نداشت."
در همان كتاب، صفحات 50-47، آمده است: "گروه هاي مهاجم و فرمانده شان عمر مي دانستند كه زدن و بازو شكستن و شهادت حضرت محسن براي آن ها گران تمام مي شود و سيلي زدن به دختر پيامبر اسلام كه ده ها حديث و روايت در فضيلت او در ميان مردم انتشار دارد كار ساده اي نمي باشد، و تلاش داشتند اين كار را نكنند، ابتدا با انواع تهديدها برخورد كردند ديدند فايده اي ندارد. هيزم براي آتش زدن در آوردند و هشدار دادند، تأثيري نداشت. و دختر پيامبر(ص) مصمم براي شهادت در برابر مهاجمان ايستاده بود، تا درب خانه را آتش نزدند و نيم سوخته آن را بر اندام او نكوبيدند، و بين در و ديوار با ضربت هاي جانكاه محسن او را شهيد نكردند و تا بيهوش بر زمين نيفتاده بود دفاع را ادامه داد... و تا شنيد كه امام زمان او را به زور به سوي مسجد مي كشانند. با همه دردهاي شديدي كه يك زن، پس از سقط جنين دارد، آن هم سقط جنيني كه با ضربت و فشار باشد... چادر بر سر كرد و تكيه به حضرت مجتبي داد و با سرعت خود را به امام رساند... دامن امام را گرفت و مانع بردن امام به مسجد شد... سران سياسي كودتاگر سقيفه... چون به بن بست كامل رسيدند... ناچار شدند كفر پنهان را آشكار كنند و نفاق درون را آشكارا بنمايانند... كه بگويد: قنفذ دست فاطمه را كوتاه كن... و تا دست فاطمه(س) بر اثر ضربات سخت سست نشده بود نتوانستند علي(ع) را به مسجد بكشانند. اين واقعه را همه ديدند... همه فهميدند سران كودتاگر سقيفه، منطق و ايمان ندارند كه دست به شمشير و شلّاق مي برند."
و باز در همان كتاب، صفحه 124، آمده است: "در مبارزه مستقيم نمي توانستند تا آنجا پيش بروند كه دختر پيامبر را سيلي بزنند اما در تداوم خط نفاق، عمر به راحتي دستور صادر مي كند و قنفذ يهودي زاده به راحتي اين خيانت را مرتكب مي شود."
و در صفحه 128، آمده است: " ابوبكر فرمان يورش به حريم ولايت را صادر مي كند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت مي رساند. قنفذ يهودي زاده فاطمه(س) را كتك مي زند."
مغيرة بن شعبه يهودي نيز، يكي از عوامل حكومت ابوبكر، عمر و عثمان و از مهاجمان اصلي به خانه وحي بود. اخنس پدر مغيره از مشركين بود كه در روز فتح مكه به ظاهر مسلمان شد. برادر او ابوالحكم در جنگ احد به دست امام علي(ع) كشته شد و او همواره كينه امام علي(ع) را در دل داشت.
با بيان اين مطالب روشن است كه قاتلان حضرت زهرا(س)، همان منافقان و يهودي زادگان مسلمان نماي مدينه هستند؛ كه بهتر است از اين پس، آنان را يهودي زادگان قاتل بناميم.
آري اين ها، واقعيات تلخ تاريخ صدر اسلام است كه يهوديا ن همان طور كه در زادگاه آيين مسيح(ع)، تصميم به سنگسار مريم(س) گرفتند، اقدام به قتل مسيح(ع) كردند، ايشان را به پيامبر مفقود الاثر تاريخ بدل نمودند، در حواريان ايشان نفوذ كردند، پولس يهودي را به جانشيني ايشان نشاندند و توحيد را به تثليث بدل نمودند، بار ديگر برنامه شومشان را در زادگاه اسلام و در ميان مسلمانان و اهل بيت پيامبر اسلام تكرار كردند.
شايد تعجب كنيد، اگر بشنويد كه امام علي(ع) را نيز يك يهودي زاده به شهادت رسانده است.
در كتاب "منتهي الآمال"، جلد اول، صفحه 258، آمده است: "از پس او ابن ملجم آمد... و شمشير بر فرق آن حضرت فرود آورد... آن حضرت فرمود: ... سوگند به خداي كعبه كه رستگار شدم. و صيحه ي شريفه اش بلند شد كه فرزند يهوديّه (ابن ملجم) مرا كشت، او را مأخوذ داريد."
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحه 121، آمده است: "ابن ملجم يهودي زاده، مسلمان مي شود و از طرف مردم يمن با امام علي(ع) بيعت مي كند و در جنگ جمل و صفين شركت مي كند و پس از حكميت جزو خوارج شده به ترور امام روي مي آورد."
در كتاب "منتهي الآمال"، جلد اول، صفحه 342، آمده است: "حضرت امام حسن(ع) با اهل بيت خود مي فرمود: من به زهر، شهيد خواهم شد مانند رسول خدا(ص). پرسيدند كه خواهد كرد اين كار را؟ فرمود: زن من، جعده، دختر اشعث بن قيس. معاويه پنهاني زهري براي او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند."
اشعث بن قيس شوهر خواهر ابوبكر بود. او كسي است كه سوابق تاريخي نكوهيده او در خطبه 19 نهج البلاغه ذكر شده است و امام علي(ع) او را منافق پسر كافر ناميده اند. و او نيز از يهودي زادگان قاتل است. معاويه هم كه از سردمداران نفاق در مدينه بود.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحه 128، آمده است: "امام مجتبي(ع) با زهر دختر يهودي زاده اي مسموم مي شود."
نسبت عاملان اصلي شهادت سيد الشهدا امام حسين(ع)، با منافقان مدينه و شيوه به قدرت رسيدنشان نيز مشخص است.
امام حسين(ع) با فرمان فرزند معاويه كسي كه در تمام جنگ هاي مستقيم، شكست خورده بود و سرانجام با لطف و عنايت ابابكر و عمر به حكومت رسيد در كربلا به شهادت مي رسد.
در خطبه ي 73 از كتاب شريف "نهج البلاغه" آمده است: "گويند: مروان بن حكم در روز جنگ جمل اسير شد، حسن و حسين عليهما السلام نزد اميرالمؤمنين(ع) شفاعت كردند و امام علي(ع) او را رها كرد. به او گفتند: اي اميرالمؤمنين آيا با شما بيعت مي كند؟ فرمود: مگر پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ مرا به بيعت او نيازي نيست! دست او دست يهودي است، اگر با دست خود بيعت كند، در نهان بيعت را مي شكند. آگاه باشيد، او حكومت كوتاه مدتي خواهد داشت، مانند فرصت كوتاه سگي كه با زبان بيني خود را پاك كند. او پدر قوچ هاي چهارگانه[چهار فرمانروا] است و امت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونيني خواهند داشت."
دست يهودي كنايه از عهدشكني مروان است، مروان هم يهودي زاده بود، و هم يهوديان در آن روزگاران معروف به پيمان شكني بودند.
بني اميه براي اين كه فرزندان يزيد، عبدالله و خالد بزرگ شوند و حكومت در خاندان ابوسفيان باقي بماند با مروان بيعت كردند كه سرانجام مروان پس از ازدواج با همسر يزيد، ام خالد و پديد آمدن اختلافات داخلي به دست او خفه شد.
چهار فرزند مروان كه به فرمانروايي رسيدند عبارتند از: عبدالملك مروان كه حاكم مطلق العنان امت اسلامي بود، عبدالعزيز كه حاكم مصر شد، بشر بن مروان كه حاكم عراق شد و محمد بن مروان كه حاكم الجزيره شد.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 121-120، آمده است: "مروان يهودي به ظاهر مسلمان شد و داماد عثمان گرديد... و سپس او و چهار فرزندش تا ده ها سال بر مسلمين حكومت كردند... يهوديان اطراف مدينه كه در خيبر شكست سخت خوردند و در ماجراي بني قريظه، شديداً تنبيه گرديدند، به ظاهر مسلمان شدند، مروان بن حكم يهودي زاده پس از مرگ يزيد حكومت را به دست گرفت و پس از او فرزندان او تا سال هاي سال با قتل و كشتار حكومت كردند."
امام زين العابدين و امام محمد باقر عليهما السلام نيز با زهر فرزندان مروان بن حكم يهودي به شهادت رسيدند.
پيرامون شهادت امام زين العابدين(ع)، در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 62 آمده است: "از اخبار معتبر كه بر وجه عموم وارد شده، ظاهر مي شود كه آن حضرت را به زهر شهيد كردند. ابن بابويه و جمعي را اعتقاد آن است كه وليد بن عبدالملك، آن حضرت را زهر داده؛ و بعضي هشام بن عبدالملك گفته اند. ممكن است كه هشام بن عبدالملك... برادر خود وليد بن عبدالملك را، كه خليفه آن زمان بود، وادار كرده باشد كه آن حضرت را زهر دهد. پس هر دو آن حضرت را زهر داده اند؛ و صحيح است نسبت قتل آن حضرت به هر دو تن."
پيرامون شهادت امام محمد باقر(ع) در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 172 آمده است: "و گفته شده كه: آن حضرت را ابراهيم بن وليد بن عبدالملك بن مروان به زهر شهيد كرده و شايد به امر هشام بوده"
آن چه در روايات و تواريخ مشهور است امام جعفر صادق(ع) با زهري كه منصور بن محمد بن علي بن عباس، خليفه عباسي به ايشان خورانده بود به شهادت رسيده است.
بنابر آن چه در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 310، آمده است و در روايات مشهور است امام موسي كاظم(ع) را نيز، سندي بن شاهك يهودي كه زندانبان ايشان بود مسموم كرد و به شهادت رساند.
و بالاخره مطلب پاياني را از كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 128-127، نقل مي كنيم: "حال پس از وفات پيامبر(ص) همه مخالفان و دشمنان پنهان و آشكار اسلام، دست در دست هم نهادند تا علي(ع) و نظارت امامان معصوم(ع) در جامعه نباشد. عترت پيامبر(ص) در انزوا قرار گيرد. اسلام ناب رسول خدا(ص) به تدريج فراموش گردد. كه سرانجام: عقده ها و كينه هاي بدر و احد را از دل بيرون كنند. و با كتك زدن دختر پيامبر(ص)، از آن زخم هاي كهنه مبارزات امام علي(ع) به گونه اي انتقام بگيرند، كه در آغاز قصد جان او را داشتند، و سپس به انزواي او كوشيدند. تمام شكست خورده ها، كافران زخم خورده ، يهوديان و يهودي زادگان سيلي خورده، تنبيه شده، حد خورده، آنان كه خويشاوندان خود را در جنگ هاي بدر و احد از دست داده بودند، همه و همه اكنون در كودتاي سقيفه، براي از ميان برداشتن علي(ع) هم داستان شدند و در انزواي عترت هم پيمان شدند. ابوبكر فرمان يورش به حريم ولايت را صادر مي كند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت مي رساند. قنفذ يهودي زاده فاطمه(س) را كتك مي زند. ابابكر و عمر، دست در دست خالد بن وليد گذاشته، مخالفان را سركوب مي كنند. و با ابوسفيان كنار مي آيند و فرزندان او را به حكومت مي رسانند. و يهودي زاده نفوذي، مروان بن حكم داماد عثمان مي شود، و مقدرات جامعه اسلامي را به دست مي گيرد. و سرانجام امام علي(ع) به دست يهودي زاده اي شهيد مي گردد. و امام مجتبي(ع) با زهر دختر يهودي زاده اي مسموم مي شود. و امام حسين(ع) با شمشير فرزند هند جگرخوار (كه در تمام جنگ هاي مستقيم، شكست خورده بود و سرانجام با لطف و عنايت ابابكر و عمر به حكومت رسيد) در كربلا به شهادت مي رسد. و حكايت هم چنان باقي است!!"

منابع و مآخذ:
1. قرآن مجيد، ترجمه آيت الله ناصر مكارم شيرازي
2. نهج الفصاحه، ترجمه كاظم عابديني مطلق، انتشارات فراگفت، 1386
3. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي ائمه(ع)، 1379
4. اسرار غدير، محمد باقر انصاري، انتشارات تك، 1384
5. تبار انحراف، جمعي از نويسندگان، مؤسسه اطلاع رساني و مطالعات فرهنگي لوح و قلم، 1383
6. حماسه حسيني، مرتضي مطهري، ج1، انتشارات صدرا، 1383
7. ره آورد مبارزات حضرت زهرا(سلام الله عليها)، محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)، 1381
8. فرهنگ سخنان حضرت مهدي(عج)، محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)، 1384
9. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج1و2، انتشارات ارمغان طوبي، 1384
10. مهار انحراف، جمعي از نويسندگان، ابتكار دانش، 1385


موضوعات مرتبط: مذهبی، تاریخ
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:27 ] [ سجاد رنجبر ]
رآن كريم خاستگاه استبداد را در «خود بنياد پندارى آدمى» مى‏داند. از اين رو نه حكومت فردى، نه حكومت جمعى و نه هر گونه سازوكارى از توزيع قدرت را، مانع نفوذ استبداد نمى‏داند. استبداد در قرآن كه با واژگانى چون ستم، نافرمانى، جور و شرك بيان شده است، خود داراى سطوح مختلفى است كه از نافرمانى خداوند آغاز مى‏شود، سپس به طغيان در روابط ميان انسان‏ها و ستم انسان به نفس خود، منتهى مى‏شود. قرآن در داستان‏هاى تاريخى اقوام پيشين، معاصران پيامبر و سرانجام نافرمانان بر «روحيه خود بنياد پندارى» آنان تأكيد دارد.
واژه‏هاى كليدى: استبداد، ظلم، طغيان، جور، شرك، هواى نفس.

مقدمه
1. على رغم توجه ديرينه مسلمانان به پرهيز از خودكامگى حكمرانان در قالب عناصر نظارتى‏اى همچون شورا، نصيحت ائمه مسلمانان و امر به معروف و نهى از منكر، به لحاظ نظرى، و برقرارى سازو كار هنجارى ـ اخلاقى «نصيحة الملوك» به لحاظ عملى، استبدادِ داخلىِ جوامعِ اسلامى يكى از دو علت اصلى انحطاط مسلمانان در دوره معاصر، به وسيله مصلحانى چون سيد جمال الدين اسدآبادى، محمد عبده و رشيد رضا شناسايى شده است. در تاريخ معاصر اسلام نيز نويسندگانى چون عبدالرحمن كواكبى،1 محمد حسين نايينى2 و همكفران مشروطه خواه ديگر او چون محمد اسماعيل محلاتى و فاضل ترشيزى3 و در دوره اخير سيد محمود طالقانى4 به صورت جدى‏ترى به اين مسأله پرداخته‏اند. اگر اين نويسندگان به سرزنش خودكامگى فردى پرداخته‏اند، عبداللّه مازندرانى يكى از دو مرجع هوادار مشروطيت در نجف نيز با مشاهده سرانجام نهضت مشروطه، از خصلت «استبداد مركبه» آن نهضت انتقاد كرد5 و استبداد داخلى را همچنان پابرجا دانست.
توجه به مسأله توزيع قدرت سياسى و مبارزه با استبداد از دهه 1980 ميلادى به بعد در ايران و جهان اسلام، در قالب موج «مردم سالارى» خواهى، به شكلى ديگر، بازتاب مضاعفى يافت؛ به گونه‏اى كه حتى اسلام گرايان تندى چون اخوان المسلمين مصر، اردن، اسلام گرايان تركيه، سودان و الجزاير نيز با هدف مشاركت در قدرت سياسى از يك سو، و كنترل استبداد فردى غالب حكومت‏هاى خود از سوى ديگر، به مبارزات پارلمانى كشيده شدند. در موج جديد «مردم سالارى»خواهى جديد، مسأله «استبداد» از بُعد فردى آن به بُعد استبداد اكثريت در صحنه نظريه‏پردازى كشيده شده و كانون توجه از استبداد فردى به استبداد جمعى، يا به قول عبداللّه مازندرانى استبداد مركبه، جلب شده است؛ از اين رو توجه به نگرش قرآن به مسأله استبداد مى‏تواند در شيوه درست اتخاذ نظريه‏اى سياسى براى جوامع كنونى اسلامى مفيد باشد.
2. در آموزه‏هاى سياسى جديد دانشواژه‏هاى زيادى براى بيان معناى استبداد به كار رفته است. در ميان اين واژه‏ها، گاهى ميان استبداد كلاسيك و استبداد مدرن تفاوت گذاشته مى‏شود و گاهى ميان نوع شرقى آن با نوع غربى تمايز گذاشته مى‏شود. همچنين در ميان دو نوع استبداد جامعه سنتى و استبداد جامعه صنعتى مى‏توان تفاوت‏هايى را يافت. در آموزه‏هاى سياسى «مطلق باورى»(2) بر حق اِعمال قدرت نامحدود زمامدار اشاره مى‏كند كه بر پايه نظريه قدرت مطلق شاه قرار دارد. مهم‏ترين ويژگى‏هاى دولت‏هاى مطلق‏باور، تمركز در منابع و ابزارهاى قدرت دولتى، تمركز وسايل اداره جامعه در دست دولت، صورى بودن نهادهاى نمايندگى و پارلمان است. واژه ديگر بيانگر استبداد در آموزه‏هاى سياسى حاضر، «اقتدارطلبى»(3) است. اقتدارطلبى پذيرش بى‏چون و چرا از فرمانرواست كه در آن افراد جامعه هم از جهت نظرى و هم عملى، و نيز از جنبه ظاهرى و جنبه باطنى در قلمرو قدرت دولت قرار مى‏گيرد. اقتدارگرايان معتقدند قدرت فرمانروا به صورت مأموريت از سوى خداوند يا جريان تاريخ به او داده شده است. «بناپارتيسم»(4) دانشواژه ديگرى است كه در ادبيات سياسى معاصر مفهوم استبداد را مى‏رساند و منظور از آن شيوه حكومت بناپارت، امپراتور مشهور فرانسه است. در اين شيوه حكومتى، اقتدارگرايى شالوده اصلى آن به شمار مى‏رود و بر قدرت نظامى تأكيد مى‏شود. به اين ترتيب يك شخصيت مقتدر با استفاده از راه‏ها و شيوه‏هاى نظامى بر جامعه حكومت مى‏كند و گروه‏ها و احزاب و دسته‏ها نقش چندانى ندارند. «دسپوتيسم»(5) واژه ديگرى براى معناى استبداد است. دسپوتيسم حكومتى است كه هيچ حد و مرز قانونى ندارد و خودسرانه به كار حكومت مى‏پردازد، مانند شيوه حكومت تمدن‏هاى كهن شرقى مثل تمدن چين، هند، ايران و نيز تمدن‏هاى سرخپوستان امريكا مانند تمدن اينكا، مايا، و آزتك.6 «ديكتاتورى»(6) پنجمين دانشواژه بيان كننده معناى استبداد در ادبيات سياسى معاصر است. ديكتاتورى حكومت مطلق غير مقيد به قانونِ موضوعه‏اى است كه قوانين اساسى يا ساير عوامل اجتماعى يا سياسى در درون دولت مستقر هستند.7 «استبداد شرقى»(7) ديگر واژه رساننده معناى استبداد و معرّف آن نوع از حكومت‏هاى جوامع آسيايى است كه فرمانروايى مستبد به عنوان نماينده خدا و سايه او بر روى زمين به شمار مى‏رود و از اين رو برتر از هر كس و صاحب اختيار جان، مال و ناموس تمام رعايا تلقى مى‏گردد. در اين‏گونه حكومت‏ها هيچ قدرتى در برابر خواست‏ها، اميال و قدرت مطلق او ياراى مقاومت ندارد. «پدرسالارى»(8) بيانگر جنبه ديگرى از مفهوم استبداد در آموزه‏هاى سياسى معاصر است. در اين‏گونه حكومت‏ها كه شكلى از حاكميت سياسى سنتى يا نظامى است، حكومت به مثابه مِلك شخصى سلطان يا فرمانرواست و خاندان پادشاهى قدرت مطلقه را از طريق دستگاه ديوانى اعمال مى‏كند. «تمامت خواهى»(9) ديگر واژه ادبيات سياسى است كه به معناى استبداد از اين جنبه توجه مى‏كند كه آن را دربرگيرنده مجموعه‏اى از آيين‏ها، انديشه‏هاى سياسى، مذهبى، اخلاقى و مانند آن مى‏داند كه هيچ‏گونه حد و مرزى ميان زندگى جمعى و زندگى فردى قرار نمى‏دهد و خود را مجاز مى‏داند كه در تمامى شؤون زندگى حتى جنبه‏هاى خصوصى آن دخالت كند. به اين ترتيب، ميان فراگيرندگى و تماميت‏خواهى از يك سو، و ديكتاتورى و استبداد از سوى ديگر تفاوت ظريفى وجود دارد، چرا كه تمامت‏خواهى بيشتر به حدود قدرت سياسى توجه دارد تا به منبع آن.8 «تيرانى»(10) آخرين معادل معاصر براى استبداد است كه در اين جا به بررسى آن مى‏پردازيم كه شكل فاسدى از نظامى‏گرى است و در آن يك نفر بر اساس تمايلات خود حكومت مى‏كند. تيرانى در معناى عمومى‏تر، خشونت دولت زورگو، در فقدان حكومت قانون است.9
به اين ترتيب، آموزه‏هاى جديد سياسى معيارهايى چون حكومت فردى، فرمانروايى نظامى، اعمال قدرت نامحدود، فقدان نهادهاى نمايندگى، تبعيت بى‏چون و چراى شهروندان، حاكميت الهى، شخصيت پرستى، نبود حكومت قانونى، عدم تفكيك حوزه عمومى و حوزه خصوصى، تلقى حكومت به عنوان دارايى شخصى و حكومت بر اساس تمايلات شخصى را معيارهاى حكومت‏هاى استبدادى معرفى مى‏كنند.
از سوى ديگر، «مردم سالارى» در دنياى معاصر شيوه‏اى از حكومت معرفى مى‏شود كه ضد حكومت استبدادى است؛ اما نظريه‏پردازان سياسى در همين نوع از حكومت نيز از «استبداد اكثريت» و راه‏هاى حفظ حقوق اقليت سخن به ميان مى‏آورند و راه حل‏هاى مختلفى براى از بين بردن آن بيان مى‏كنند.10 حال پرسش اصلى مقاله حاضر اين است كه منظر قرآن در قبال مسأله استبداد چيست؟ آيا قرآن كريم نيز به مسأله استبداد از همان رهيافت آموزه‏هاى دانش سياسى معاصر مى‏نگرد يا نه؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، قرآن به مسأله استبداد فردى و استبداد اكثريت چه پاسخى مى‏دهد؟
3. معناى كلى و ديرينه «استبداد» در زبان عربى، تصميم خودسرانه يك فرد بدون در نظر گرفتن ديدگاه‏هاى ديگران است و از اين رو مقابل واژه «مشورت» قرار مى‏گيرد.11 البته اين واژه در لسان روايات به كار رفته و در قرآن كريم نيامده است و به جاى آن، كلماتى چون طغيان، ظلم، علو، و هوا به كار رفته است.
قبل از تبيين منظر قرآن كريم درباره «استبداد»، مى‏بايد به اين نكته توجه كرد كه قرآن كريم از شيوه‏هاى خاص استبداد سنتى يا مدرن، استبداد شرقى يا غربى، استبداد جامعه صنعتى يا جامعه ماقبل صنعتى و كشاورزى سخن نمى‏گويد؛ از اين رو نظريه‏هاى بالا را بر اساس معيارها و شاخص‏هاى برشمرده در اين نظريه‏ها ارزيابى نمى‏كند، بلكه اصول و قواعدى كلى ارائه مى‏دهد كه اين قواعد و اصول معيار سنجش شاخص‏هاى نظريه‏هاى استبداد هستند. از اين رو نبايد انتظار ارائه نظريه‏اى در باب «استبداد» را از قرآن كريم داشت، بلكه معقول‏تر آن است كه نظريه‏هاى رايج استبداد را با اصول و قواعد كلى قرآنى سنجيد تا موافقت يا مخالفت اين نظريه‏ها با قواعد قرآنى آشكار شود و اين نظريات عصرى، اصلاح شوند.
نقطه شروع قرآن درباره مسأله استبداد، نقطه شروعى ضد «انسان محورى» است و مى‏گويد: «... به يقين انسان طغيان مى‏كند از اين كه خود را بى‏نياز ببيند».12 اين ديدگاه اساسى‏ترين محور قرآنى درباره ريشه استبداد است. قرآن خودْ بنيادْ پندارى انسان را عامل همه گونه استبداد معرفى مى‏كند و همه نظريه‏هاى استبداد را كه با فرض انسان محورى به ارائه راه حل مسأله استبداد پرداخته‏اند، در نيل به مقصود خويش ناموفق ارزيابى مى‏كند. قرآن كسانى را كه خود را خداوندگار و معبود حقيقى و به عبارتى ديگر خود بنياد معرفى مى‏كنند طغيانگر معرفى مى‏كند و از زبان فرعون در پاسخ به موسى عليه‏السلام در حالى كه خشمگين شده بود، مى‏گويد: «اگر معبودى غير از من برگزينى، تو را از زندانيان قرار خواهم داد»13 و به اين ترتيب به خود بنياد پندارى فرعون به عنوان نمونه‏اى از طغيانگران اشاره مى‏كند: «به سوى فرعون برو، كه او طغيان كرده است».14
ديدگاه انتقادى قرآن كريم به نظريه‏هاى استبداد در آموزه‏هاى سياسى معاصر نيز حول همين نكته اساسى مى‏چرخد؛ از اين رو بيشتر اهتمام قرآن كريم به زدودن توهم انسان محورى آدمى مربوط مى‏گردد. از منظر قرآن، افراد و اقوامى همچون ثمود، فرعون و هامان، قوم لوط و نوح، اصحاب رأس، قوم تُبَّع، اصحاب ايكه، صاحبان باغى كه براى انفاق نكردن دسيسه مى‏كردند، گروه‏هايى از مشركان، اهل كتاب به ويژه يهوديان، منافقان و مسلمانان، طغيانگر بودند يا مى‏توانند طغيانگر بشوند. قرآن كريم طغيانگرى قوم ثمود را نابودى معجزه صالح پيامبر مى‏داند كه خود نمونه‏اى از تكذيب پيامبر الهى بود:
قوم ثمود بر اثر طغيان، (پيامبرشان را) تكذيب كردند. آن گاه كه شقى‏ترين آنها به پا خاست و فرستاده الهى [= صالح] به آنها گفت: «ناقه خدا را با آبشخورش واگذاريد و (مزاحم آن نشويد)» ولى آنها او را تكذيب و ناقه را پى كردند... .15
طغيانگرى فرعون در آيات متعدد قرآن بيان شده و اعمال طغيان‏آميز او بدين شرح فهرست شده است: 1. تكذيب آيات الهى، چنان‏كه فرمايد: «موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم، اما آنها (با نپذيرفتن)، به آن (آيات) ظلم كردند»16، يا در جاى ديگر گويد: «(حال اين گروه مشركان)، همانند حال نزديكان فرعون و كسانى است كه پيش از آنان بودند، آنها آيات خدا را انكار كردند»17؛ 2. تحريف وانكار حقيقت‏ها، چنان كه فرمايد: «(عادت كافران در انكار و تحريف حقايق،) همچون عادت آل فرعون و كسانى است كه پيش از آنجا بودند، آيات ما را تكذيب كردند»18؛ 3. خداپندارى و خود بنياد انگارى خويشتن، چنان كه فرمايد: «(فرعون خطاب به موسى گفت): اگر معبودى غير از من برگزينى، تو را زندانى خواهم كرد»؛19 4. اتهام زدن به پيامبران، به گونه‏اى كه گاهى آنها را جادوگر معرفى مى‏كردند: «اطرافيان فرعون گفتند: بى‏شك، اين ساحرى ماهر و داناست»،20 و گاه ديوانه مى‏خواندند: «... فرعون به او گفت: اى موسى، گمان مى‏كنم كه ديوانه‏اى»21، و زمانى فسادگرش مى‏ناميدند: «و فرعون گفت: بگذاريد موسى را بكُشم،... زيرا من مى‏ترسم كه آيين شما را دگرگون سازد و يا در اين سرزمين فساد برپا كند»22؛ 5. نمونه ديگرى از كارهاى فرعون و اطرافيانش كه آنها را در زمره طغيانگران قرار مى‏داد آن بود كه وى و اطرافيانش به مخالفت با پيامبران برمى‏خاستند: «ما پيامبرى به سوى شما فرستاديم كه گواه بر شماست، همان گونه كه به سوى فرعون رسولى فرستاديم، (ولى) او به مخالفت و نافرمانى آن رسول برخاست...»23، عليه او دسيسه مى‏كرد: «فرعون آن مجلس را ترك گفت و تمام مكر و فريب خود را جمع كرد»24 و به عمليات نظامى پرداخت: «به موسى وحى كرديم كه شبانه بندگانم را (از مصر) كوچ ده... فرعون (از اين ماجرا آگاه شد و ) مأموران بسيج نيرو را به شهرها فرستاد (و گفت): اينها مسلّماً گروهى اندكند».25
قرآن كريم از ديگر نشانه‏هاى اَعمال طغيانگرانه فرعون و اطرافيان او را قصد كشتن پيامبران الهى،26 تكبر در برابر آيات الهى27 و مخالفت با فرمان‏هاى الهى28 نام مى‏برد. به اين ترتيب، قرآن كريم يك دسته از عوامل استبداد زدگى را مسائل مربوط به انكار خداپرستى مى‏داند. آيات قرآن در اين زمينه و ديگر علل استبداد مربوط به سطح فرد مستبد، جامعه استبداد زده و حكومت استبدادى هر سه مى‏شود.

فرد، جامعه و حكومت استبدادى
قرآن كريم همچنين به فرد مستبد، جامعه استبداد زده و حكومت استبدادى، ضمن بررسى اعمال فرعون و اطرافيانش، مى‏پردازد. قرآن كريم فهرست ديگرى از اَعمال طغيان گرايانه آنها را چنين بر مى‏شمارد: 1. جلوگيرى ديگران از فرمان‏هاى الهى به گونه‏اى كه ايمان آوردن مردم به موسى را منوط به اجازه خود مى‏داند: «فرعون گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟!...»؛29 2. برترى جويى: «موسى با دلايل روشن به سراغشان آمد، اما آنان در زمين برترى‏جويى كردند...30؛ 3. سبك و خوار شمردن مردمان: «(فرعون) قوم خود را سبك شمرد و در نتيجه از او اطاعت كردند»31؛ 4. ستمگرى به ديگران: «و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا، خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش».32 نمونه‏هايى از ستمگرى‏هاى فرعون در قرآن بيان شده است، اعمالى چون اسرافگرى،33 شكنجه مردم خود: «و (به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به قريش گفت: نعمت خدا را بر خود به ياد داشته باشيد، زمانى كه شما را از (چنگال) آل فرعون رهايى بخشيد، همان‏ها كه شما را به بدترين وجهى عذاب مى‏كردند؛ پسرانتان را سر مى‏بريدند و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند»،34 گمراه كردن آنها: «موسى گفت: پروردگارا، تو فرعون و اطرافيان او را زينت و اموالى (سرشار) در زندگى دنيا داده‏اى، پروردگارا، در نتيجه (بندگانت را) از راه تو گمراه مى‏سازند. پروردگارا، اموالشان را نابود كن»35 و ناتوان كردن آنها: «فرعون در زمين برترى جويى مى‏كرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسيم مى‏كرد، گروهى را به ناتوانى مى‏كشاند».36
به اين ترتيب، قرآن كريم برخى ويژگى‏هاى شخصيت مستبد، جامعه استبداد زده و حكومت استبدادى را بيان مى‏كند: بر اساس آموزه‏هاى قرآنى، استبداد در فرد يا جامعه يا حكومت، پيرامون چنين معيارهايى مى‏چرخد كه جامعه استبداد زده جامعه‏اى است كه به جاى خدا محورى بر اساس «انسان محورى» فرد مستبد يا بر اساس خود بنياد انگارى جمعى به پا شده است. چنين حكومتى يا جامعه‏اى اجازه خروج مردم خود را از سيطره انسانى به سيطره الهى نمى‏دهند، فرهنگ برترى جويى ميان حكمرانان و مردم از يك سو، و ميان طبقات مختلف مردم نسبت به هم از سوى ديگر، و ميان لايه‏هاى مختلف حكومت از ديگر سو به شدت رواج دارد.
در جامعه استبداد زده، خوار شمردن و سبك انگاشتن مردم امرى رايج است، ستمگرى به شهروندان شايع، مصرف مسرفانه به عنوان يك فرهنگ، برقرارى نظام پليسى توأم با رعب و وحشت، گمراه كردن مردمان به شيوه‏هاى مختلف تبليغاتى، اطلاعاتى، مالى و ... به وضوح ديده مى‏شود و در آن به سبب نوع مديريت مستبدانه، مردمان ناتوان نگاه داشته مى‏شوند، چرا كه ضعف مردم در ابعاد مختلف پايه‏هاى حكومت استبدادى را تقويت مى‏كند.
قرآن كريم همچنين در توضيح اعمال مستبدانه اقوام لوط، نوح، اصحاب رأس، قوم تُبَّع، اصحاب ايكه، مشركان هم عصر پيامبر، اهل كتاب و منافقان و برخى از مسلمانان، دوباره به ملاك‏هاى اشاره شده درباره قوم فرعون اشاره مى‏كند.37
از جمله فرهنگ‏هاى مستبدانه ديگر از نظر قرآن كريم، دسيسه كردن براى فرار از وظيفه اجتماعى است:
ما آنها را آزموديم، همان گونه كه «صاحبان باغ» را آزمايش كرديم، هنگامى كه سوگند ياد كردند كه ميوه‏هاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچينند و هيچ از آن استثنا نكنند؟ اما عذابى فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند... صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، كه به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد، اگر قصد چيدن ميوه‏ها را داريد. آنها حركت كردند در حالى كه آهسته با هم مى‏گفتند: «مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود». (آرى) آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند. هنگامى كه (وارد باغ شدند) و آن را ديدند گفتند: حقاً ما گمراهيم.38
در چنين فرهنگ‏هايى كم فروشى رواج مى‏يابد: «در ميزان طغيان نكنيد»39 و فرهنگ ميل به طاغوت يعنى تمايل به مشركان به جاى مسلمانان است. «ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: خداى يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد».40
قرآن كريم جامعه مستبد را جامعه‏اى ظالم، برترى‏جو و پيرو هواى نفس مى‏داند كه بر آن حاكمى ستم‏پيشه، برترى‏جو و پيرو هواى نفس حكومت مى‏كند و افراد و مردمان ستمگر، برترى جو و پيرو هواى نفس را پرورش دهد؛ در حالى كه قرآن خلافت الهى را زيبنده ستمگران نمى‏داند: «پيمان من، به ستمگران نمى‏رسد».41 جامعه استبدادى، جامعه‏اى است كه بر آن فضاى برترى جويى حاكم است؛ همان طور كه در داستان مقابله فرعون با موسى عليه‏السلام به جادوگران كه براى مبارزه با موسى گرد آورده است، به روحيه كلى جامعه استبداد زده اشاره مى‏كند كه: «امروز، رستگارى از آنِ كسى است كه برترى خود را اثبات كند»؛42 در حالى كه روح حاكم بر جامعه غير استبدادى چنين است كه «به يقين كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)، رستگار شد».43
در نهايت، قرآن جامعه استبداد زده را جامعه‏اى مى‏داند كه در آن، يا هواى نفس يك فرد بر آن حاكم است: «... از هوا و هوس پيروى نكنيد، كه از حق، منحرف خواهيد شد»44 و يا هواى نفس ديگران: «... و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن؛ همان‏ها كه از هواى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است».45
به اين ترتيب، هم استبداد فردى و هم استبداد اكثريت مورد نفى قرآن قرار مى‏گيرد. همچنين پيروى از هواى نفس خود به وسيله حاكمان و شهروندان و هم پيروى از هواى نفس حاكمان به وسيله شهروندان ممنوع است.
4. نتيجه‏گيرى: با توجه به آنچه از اصول و قواعد قرآنى در باب استبداد بيان شد مى‏بايد به اختصار بيان كرد كه از منظر قرآنى، فردى يا جمعى بودن حكومت، وجود يا فقدان نهادهاى نمايندگى، تفكيك يا عدم تفكيك حوزه عمومى از حوزه خصوصى، از جمله معيارهاى عصرى حكومت‏هاى استبدادى تلقى مى‏شوند؛ به اين معنا كه هر چند در عصر حاضر معيارهاى فوق تمايز دهنده جامعه و حكومت مستبد از غير آن است، ولى امكان بنياد حكومت‏هاى غير مستبد در شرايط فقدان آنها در گذشته هم بوده و در آينده هم خواهد بود؛ اما نبود معيارهايى چون فرمانروايى نظامى و حكومت پليسى، اعمال قدرت نامحدود، تبعيت بى‏چون و چراى شهروندان، شخصيت پرستى، حكومت قانونى، تلقى حكومت به عنوان دارايى شخصى و حكومت بر اساس تمايلات شخصى، معيارهايى هستند كه موافق قواعد و اصول قرآنى براى بنيان حكومت و جامعه‏اى غير مستبد هستند. در نهايت اين كه آموزه‏هاى قرآنى كاملاً با اين ايده آموزه‏هاى سياسى درباره استبداد مخالفند كه وجود حاكميت الهى شرط و معيار بنيان‏گذارى دست كم برخى از انواع جوامع استبدادى است. قرآن كريم هر چند به سوء استفاده از اين عنصر براى برپايى حكومت‏هاى مستبد، اذعان دارد46، ولى نه تنها وجود آن را شرط ضرورى برقرارى حكومت غير مستبد مى‏داند، بلكه فقدان آن را مهم‏ترين عامل حكومت و جامعه مستبد معرفى مى‏كند.

پي نوشت :

47. عبدالرحمن كواكبى، طبيعت استبداد، ترجمه عبدالحسين ميرزاى قاجار، نقد و تصحيح محمد جواد صاحبى (قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1363).
48. محمد حسين نائينى، تنبيه الامة و تنزيه الملة، مقدمه و پاورقى و توضيحات محمود طالقانى (تهران: شركت سهامى انتشار، چاپ هشتم، زمستان، 1361).
49. جمعى از نويسندگان، رسايل مشروطيت: هجده رساله و لايحه درباره مشروطيت، به كوشش غلام حسين زرگرى نژاد (تهران: كوير، 1374).
50. محمدحسين نائينى، پيشين، پاورقى و مقدمه و توضيحات؛ على شيرخانى، شورا و آزادى: بحثى در انديشه سياسى طالقانى، (قم: آفتاب سبا، 1381).
51. مجله الغرى، چاپ نجف اشرف (1328ق)، به نقل از: موسى نجفى، حوزه نجف و فلسفه تجدد در ايران (تهران: پژوهشگاه انديشه و فرهنگ اسلامى، 1379) ص 185.
52. براى توضيح بيشتر ر.ك: حسن عليزاده، فرهنگ خاص علوم سياسى، با مقدمه دكتر سعيد زيباكلام (تهران: روزنه، 1377).
53. Iain Mcleman, The Concise Oxford Dictionary Of Politics, Tehran, Dadgostar Publisher, 1377.
54. حسن عليزاده، پيشين.
55. The Concise Oxford Dictionary Of Politics.
56. براى نمونه جان استوارت ميل در كتاب تأملاتى در حكومت انتخابى براى غلبه بر خودخواهى مرگبار اكثريت دو نهاد نمايندگى نسبى و رأى همگانى را پيشنهاد مى‏كند. ر.ك: ويليام تى.بلوم، نظريه‏هاى نظام سياسى، ترجمه احمد تدين (تهران: آران، 1373) ج 2، ص 902 ـ 908.
57. جاراللّه زمخشرى، اساس البلاغه، تحقيق عبدالرحيم محمود (قم: منشورات دفتر تبليغات اسلامى، بى‏تا).
58. علق (96) آيه 6 و 7.
59. شعرا (26) آيه 29.
60. طه (20) آيه 24.
61. شمس (91) آيه 11 ـ 14.
62. اعراف (7) آيه 103.
63. انفال (8) آيه 52؛ قمر (54) آيه 41 و 42.
64. آل عمران (3) آيه 11.
65. شعرا (26) آيه 29.
66. اعراف (7) آيه 109.
67. اسرا (17) آيه 102.
68. غافر (40) آيه 26.
69. مزمل (73) آيه 15 و 16.
70. طه (20) آيه 60.
71. شعرا (26) آيه 52 ـ 54.
72. غافر (40) آيه 26.
73. يونس (10) آيه 75.
74. شعرا (26) آيه 16.
75. اعراف (7) آيه 123.
76. عنكبوت (29) آيه 39.
77. زخرف (43) آيه 54.
78. تحريم (66) آيه 11.
79. زخرف (42) آيه 33.
80. ابراهيم (14) آيه 6.
81. يونس (11) آيه 88.
82. قصص (28) آيه 4.
83. براى نمونه ر.ك: ص (38) آيه 12 و 13 و ق (50) آيه 12 و 13 و فجر (89) آيه 6 ـ 12 و مؤمنون (23) آيه 75 و طور (52) آيه 32؛ مائده (5) آيه 64؛ بقره (2) آيه 15 و ... .
84. قلم (68) آيه 17 ـ 26.
85. رحمن (55) آيه 8.
86. نحل (16) آيه 36.
87. بقره (2) آيه 124.
88. طه (20) آيه 64.
89. اعلى (87) آيه 14.
90. نساء (4) آيه 135.
91. كهف (18) آيه 28.
92. براى ديدن آيات به كار رفته براى توجيه حكومت مستبد، ر.ك: ابوالحسن ماوردى، نصيحة الملوك، تحقيق الدكتور فؤاد و عبدالمنعم احمد (اسكندريه: منشورات مؤسسه شباب الجامعه، 1988م) ص 61 ـ 67 و عبدالرحمن كواكبى، طبيعت استبداد و محمد حسين نائينى، تنبيه الامه و تنزيه المله و توضيحات طالقانى بر آن.
1 دانش آموخته حوزه علميه قم و فارغ التحصيل كارشناسى ارشد علوم سياسى دانشگاه باقرالعلوم(ع).
Absolutism. 2
Authoritarianism. 3
Bonapartism. 4
Despotism. 5
Dictatorship. 6
Oriental Despotism. 7
Patrimonialism. 8
Totalitarianism. 9


موضوعات مرتبط: مذهبی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:26 ] [ سجاد رنجبر ]
چكيده
خواجه ابوالفضل محمدبن حسين بيهقى دبير فاضل و مشهور دربار غزنويان يكى از بزرگ ترين مورّخانى است كه نهايت اهميت را براى صحت ضبط و دقت روايات به كار برده و روش او در نگارش تاريخ، شيوه اى منحصر به فرد بوده است. رعايت امانت او به حد وسواس مى رسد تا جايى كه چيزى را بر كاغذ نمى آورد مگر اين كه آن را بر معاينه ديده يا از معتمدى شنيده و يا در كتاب اطمينان بخشى خوانده باشد. شيوه امانت دارى و دقت و اهتمام او در اين كتاب به شيوه هاى گوناگون بيان شده است كه در اين تحقيق، اين موارد با ذكر منابع و و شخصيتهاى مورد اعتماد با ذكر صفحات كتاب آمده است. شنيدن از اشخاص معتمد، خواندن در اخبار و كتاب هاى گوناگون، نامه ها و مشافهه هايى كه در آغاز ديوان رسالت به همراه داشته است و مشاهده ها و نظريه هاى شخصى، از جمله مواردى است كه شيوه امانت دارى و صداقت و اطلاع و آگاهى تاريخى او را براى خوانندگان و علاقه مندان تبيين مى كند. مبناى اصلى تحقيق، كتاب تاريخ بيهقى به كوشش دكتر خليل خطيب رهبر در سه جلد مى باشد كه در واقع از چاپ استاد دكتر على اكبر فياض استفاده كرده است. در موارد اختلاف به چاپ ديگرى از اين كتاب كه به اهتمام دكتر غنى و دكتر فياض در سال 1324 در تهران چاپ شده رجوع شده است. هم چنين از اثر معروف و تعليقه هاى گرانبهاى استاد سعيد نفيسى بر كتاب تاريخ بيهقى كه به نام تاريخ مسعودى در سال هاى (1319-1332) در تهران به زيور طبع آراسته شده، استفاده شده است.
«محال است چيزى نبشتن كه به ناراست ماند». (بيهقى)
اگر حقيقت را از تاريخ بگيرند. جز قصه بى فايده اى به جا نمى ماند. (بولى بيوس)

زندگى نامه
خواجه ابوالفضل محمدبن حسين بيهقى، دبير فاضل و مشهور دربار غزنويان در سال 385 ق در قريه حارث آباد بيهق ولادت يافت و بعد از كسب فضايل در نيشابور، به ديوان رسائل محمودى راه جست و در خدمت خواجه بونصر مشكان به كار پرداخت وى هم چنان در خدمت سلاطين غزنوى به سر مى برد تا در زمان عزالدوله رشيد كه در سال 441ق سلطنت يافته بود، چندى صاحبديوانى انشا كرد، لكن به تهمت حاسدان، معزول و محبوس شد. در سال 443ق كه طغرل كافر نعمت بر عبدالرشيد خروج كرد، او را كشت، بسيارى از خادمان درگاه را در قلاع محبوس ساخت و بيهقى را از حبس سلطان يا به قولى از حبس قاضى غزنين بيرون آورد و به زندان قلعه فرستاد. بيهقى بعد از رهايى از زندان، باقى عمر را در انزوا به سر برد تا در سال 470ق بدرود حيات گفت.2

آثار
«مهم ترين اثر بيهقى، تاريخ مشهور اوست كه در شرح سلطنت آل سبكتكين نوشته شده بود و به سى مجلد بالغ مى شد و در آن از تشكيل دولت غزنوى تا اوايل ايام سلطان ابراهيم بن مسعود سخن رفته بود و اكنون قسمتى از آن درباره سلطنت مسعودبن محمود غزنوى و تاريخ خوارزم از زوال دولت آل مأمون و افتادن آن ولايت به دست سلطان محمود و حكومت آلتون تاش حاجب در آن سامان تا غلبه سلاجقه در دست است».3 از اين تاريخ بزرگ، جز شش مجلد تاكنون به دست نيامده و همين مقدار، دليل روشنى بر شايستگى تاريخ نگار فرزانه و اديب توانايى است كه 85 سال عمر گرامى را در راه دانش اندوزى و مطالعه تاريخ و ادب صرف كرد و به گرد آورى اسناد و مدارك پرداخت.
ابوالحسن بيهقى كتابى ديگر به نام زينة الكتاب در آداب كتابت، به ابوالفضل بيهقى نسبت داده است كه اكنون در دست نيست. هم چنين در يكى از مجموعه هاى خطى كتابخانه ملك چند ورق مشتمل بر شرح پاره اى از لغات است كه به ابوالفضل بيهقى نسبت داده مى شود.4
«تاريخ بيهقى يكى از امهات كتب تاريخ و ادبيات فارسى است. اهميّت تاريخى اين كتاب تنها در آن نيست كه قسمتى از مهم ترين حوادث سياسى دوره غزنوى در آن نگارش يافته، بلكه بيشتر از باب روش كار مؤلف و اتقان و صحت مطالب و دقت بيهقى در نقل حوادث و استفاده او از اسناد و مداركى است كه مقام دربارى او در اختيارش نهاده بود.»5

صداقت و اطلاع
دو شرط عمده مورخ، صداقت و اطلاع است كه بيهقى شايد بيش از خوانندگان خود متوجّه اهميّت آن بوده و بدين جهت در هر فرصتى خاطر خوانندگان را از راست گويى و حقيقت دوستى و هم چنين احاطه و اطلاع خود بر اخبار اطمينان مى دهد ... مندرجات كتاب بيهقى يا از مشهودات خود اوست كه در طى روزگار با دقت تمام تعليق مى كرده يا اطلاعاتى است كه با كنجكاوىِ بسيار، از اشخاص مربوط و مطّلع به دست مى آورده يا منقولاتى است از كتاب ها كه غالباً نام آن ها را ذكر مى كند و حتى راجع به ارزش آن ها نظر خود را اظهار مى دارد. بيهقى از ساليان دراز تأليف اين كتاب را در نظر داشت و با دلبستگى و علاقه مندى تمام به تهيّه مواد آن مشغول بوده و براى اين كار از موقع مساعد خود در دربار استفاده كرده است كه به قول خودش براى ديگر كس ميسر نبوده است».6

امانت و دقت
رعايت اصل امانت و دقت كافى در ضبط و نقل مطالب، شيوه اى پسنديده و مقبول براى اغلب مورخان و محققّان قديم بوده كه نهايت اهميّت را براى صحت ضبط و دقّت روايات قائل بوده اند، اما در اين ميان، روش بيهقى در نگارش تاريخ، شيوه اى منحصر به فرد است و رعايت امانت او به حد وسواس مى رسد تا جايى كه چيزى را بر كاغذ نمى آورد مگر آن را به معاينه ديده باشد يا از معتمدى شنيده باشد و يا در كتاب اطمينان بخشى خوانده باشد. آن چه را كه به صحتش ايمان ندارد تصريح مى كند و آن چه را با ترديد تلقى كرده، ترديد خود را بر زبان مى آورد و اطمينان مى دهد كه: «محال است چيزى نبشتن كه به ناراحت ماند».7
آن چه باعث شده است كه اين اثر ارزش مند مقبول طبع صاحب نظران واقع شود، همين جنبه صداقت و امانت و راست گويى و حقيقت گويى وى مى باشد تا آن جا كه خود مى گويد: «نبايد كه صورت بندد خوانندگان را كه من از خويشتن مى نويسم، و گواه عادل برين چه گفتم، تقويم سال هاست كه دارم با خويشتن همه بذكر اين احوال ناطق».8
بيهقى در نقل روايات و ضبط وقايع، خواه تاريخى و خواه داستانى، همه جا كمال امانت و راستى را به كار برده و همراه با وقايع تاريخى، داستان هايى از هنر سحرآفرين بلاغت و سخن دانى خود مى گنجاند كه خواننده را مسحور و مجذوب مى كند، آن چنان كه اگر ده ها بار هم آن داستان را بخوانند باز هم سير نمى شوند.
به هر حال، امانت دارى و دقت و اهتمام او در اين كتاب به شيوه هاى گوناگون بيان شده است: 1ـ شنيدن از اشخاص معتمد وثقه، 2ـ خواندن اخبار و كتاب هاى گوناگون، 3ـ نامه ها و مشافهاتى كه در آغاز كار ديوان رسالت به همراه داشته است، 4ـ مشاهدات و نظريه هاى شخصى، 5ـ مواردى بدون ذكر مبنع و مأخذ، 6ـ مواردى از زبان خود بيهقى.

1 ـ شنيدن از اشخاص معتمد وثقه
بيهقى آن چه را از افراد موثق و مورد اعتماد شنيده بازگو نموده و آرزو مى كرده: «هميشه مى خواستم آن را بشنوم از معتمدى كه آن را به رأى العين ديده باشد».9 در جاى ديگر مى گويد: «و من كه اين تاريخ پيش گرفته ام، التزام اين قدر بكرده ام كه آن چه نويسم، يا از معاينه من است يا از سماع درست از مردى ثقة».10 اينك اين افراد را معرفى مى كنيم:
الف ـ وى در درجه اول از استادش، ابونصر مشكان كه مدت نوزده سال در ديوان رسالت زير نظر او به خدمت ديوانى اشتغال داشته، اخبارى نقل كرده است. با بررسى مقايسه اى بيشترين نقل قول بيهقى از استادش بوده است كه او را با نام هاى: خواجه بونصر، استادم، بونصر مشكان در هيجده مورد ذكر نموده است.11
ب ـ پس از استادش بونصر مشكان بيشترين نقل قول هاى او از خواجه بوسعيد عبدالغفار از دبيران كافى و از معتمدان سلطان مسعود بوده كه با لقب حميد اميرالمؤمنين (ستوده فرمانرواى گرويدگان) از او ياد نموده و حدود 24 صفحه از اين كتاب را گفته هاى او تشكيل مى دهد.12
ج ـ استاد عبدالرحمن قوال خنياگر و سرودگوى دربار كه خود را عبدالرحمن فضولى (ياوه گو) ناميده نيز از افراد مورد اعتماد او بوده كه در شش مورد گفته هاى وى را ذكر نموده است.13
د ـ ديگر افرادى كه از آنان مطلبى را شنوده و در سمت دبيرى، مستوفى، وكيلِ در و پرده دار، بوده اند عبارت اند از: 1ـ خواجه طاهر دبير، (ص 1) 2ـ خواجه احمد عبدالصمد (ص 470 و 1112) 3ـ مسعدى (ص 51) 4ـ ابوعبدالله (ص 268) 5ـ معتمد عبدوس (ص 228) 6ـ خواجه عميد عبدالرزاق (ص 232) 7ـ ابوعلى اسحق (ص 53) 8ـ عبدالملك مستوفى (ص 249، 251، 638، 748) 9ـ ابوالحسن على بن احمد (ص 246، 678، 686) 10ـ اسمعيل بن شهاب (ص 220) 11ـ ابوالمظفر بن احمد (ص 247) 12ـ خواجه بو منصور ثعالبى (ص 1102) 13ـ ابوالحسن حريلى (ص 235) 14ـ مستى زرين مطربه (ص 624) 15ـ عنديب (ص 651) 16ـ حاجب نوشتگين و لوالجى (ص 711) 17ـ عبدالملك نقاش مهندس (ص 722) 18ـ حسن تبانى (ص 1122).
گاهى همين افراد سخن را از ديگران شنيده و براى بيهقى نقل كرده اند، چنان كه مى گويد:«از عبدالملك مستوفى شنيدم و از احمد بو عمر نقل مى كند».14 در جاى ديگر مى نويسد: «اسمعيل بن شهاب گويد از احمد بن ابى داود شنيدم».15

2 ـ خواندن اخبار و كتاب هاى گوناگون
«در اين اخبار فوايد و عجايب بسيار است، چنان كه خوانندگان و شنوندگان را از آن بسيار بيدارى و فوايد حاصل شود».16 بيهقى آن چه را در كتاب هاى مورد اعتماد و اطمينان بخش ديده، خوانده و همانند امانت دارى حقيقت گو آن را نقل كرده است: «و من كه بوالفضلم كتاب بسيار فرو نگريسته ام، خاصه اخبار كه از آن التقاط ها كرده و در ميانه اين تاريخ چنين سخن ها را براى آن آرم تاخفتگان و به دنيا فريفته شدگان بيدار شوند و هر كس آن كند كه امروز و فردا او را سود دارد».17
وى در مقايسه كتاب ارزش مند خود با ديگر منابع مى گويد: «در تاريخ مى خوانند كه فلان پادشاه، فلان سالار را به جنگ فرستاد و فلان روز صلح كردند و اين آن را يا او اين را بزد و برين بگذاشتند، اما من آن چه واجب است به جاى آرم».18 اخبار و كتاب هايى كه از آنان به عنوان مأخذ خود استفاده كرده چنين است:
1ـ اخبار خلفا (ص 24، 220، 241، 640، 988)
2ـ اخبار ملوك عجم ترجمه ابن مقفع (ص 159) كتاب سير ملوك عجم (ص 1098)،
3ـ اخبار خلفاى عباسيان (ص 159، 973)، 4ـ اخبار رؤسا (ص 189)، 5ـ اخبار عمر وليث (ص 445)، 6ـ اخبار خلفاء عباسيان (ص 735)، 7ـ اخبار معتضد اميرالمؤمنين (ص 1102)، 8ـ كتاب ابوريحان (ص 1103)، كتابى به خط ابوريحان (ص 1100) و تعليقات همين كتاب: (چنين نوشت ابوريحان در مشاهير خوارزم)، 9ـ اخبار آل بويه در كتاب تاجى كه ابواسحاق دبير ساخته (ص 241)، 10ـ اخبار يعقوب ليث (ص 397)، 11ـ كعب احبار گفته (ص 515)، انوشيروان گفته (ص 515)، «اين حال ها محمود ورّاق سخت نيكو شرح كرده است در تاريخى كه كرده است» (ص411).
وى در فايده اين كتاب هاى و اخبار گفته است: «و غرض من از نبشتن اين اخبار آن است تا خوانندگان را از من فايده اى حاصل آيد و مگر كسى را از اين به كار آيد». (ص 226) «فايده كتب و حكايات و سير گذشته اين است كه آن را به تدريج بر خوانند و آن چه بيايد و به كار آيد بردارند.» (ص 30) و «تاريخ ها ديده ام بسيار كه پيش از من كرده اند پادشاهان گذشته را خدمت كاران ايشان كه اندران زيادت و نقصان كرده اند و بدان آرايش آن را خواسته اند (ص 162) اما در تاريخ بيش از اين كه راندم، رسم نيست.» (ص 163).

3 ـ نامه ها و مشافهات
بخش ديگرى از اين تاريخ گرانبها، مزيّن به نامه ها و مشافهات و نسخه هايى است كه در زمان بيهقى در ديوان رسالت نگهدارى مى شده و اين مورّخ نامى در هنگام نگارش تاريخ خود از آن استفاده كرده است: «و نامه ها و مشافهات اين جا ثبت كنم تا بر آن واقف شده آيد.»(ص 257). وى با جمع آورى اين نوشته ها اولا، يك مجموعه نفيس از نثر پارسى را به يادگار گذاشته و ثانياً، همچون مورخى صريح و شجاع، تمام رويدادهاى عمر خود را جمع آورى كرده است.19 عنوان نامه ها و مشافهات به قرار زير است:
1ـ نامه حشم تگينا باد به مسعود (ص5). اين نامه درباره اركان دولت محمودى بوده كه در آغاز مجلد پنجم آمده است،
2ـ نامه به قدرخان (ص 64)، محتواى نامه در باب دوستى با قدرخان است،
3ـ نامه امير به آلتونتاش (ص 73) در باب دريافت دل وى و جواب نامه آلتونتاش به اميرى (ص 76)،
4ـ مشافهه اولى (ص 259) تقاضاى وصلت، 5 ـ مشافهة الثانيه (ص 262) درباره شرح وليعهدى مسعود،
6ـ نامه القائم به مسعود (ص 446)، 7ـ نسخه العهد (بيعت نامه) (ص 452)، 8ـ نامه تركمانان در باب صلح (ص 713)، 9ـ نامه به ارسلان خان، 10ـ نامه مسعود به خوارزم شاه آلتونتاش و نامه سلطان مسعود به قدرخان (ص 258)، 11ـ نامه مسعود به آلتونتاش (ص 467)، 12ـ نامه تركمانان به سورى (ص 693).

4 ـ مشاهدات و نظريه هاى شخصى
«آن چه گويم از معاينه گويم و از تعليق كه دارم و يا از تقويم».20 بيهقى در چند مورد، مطالبى را از زبان خود مى گويد و يا با ذكر: «چنين آورده اند، گويند، چنان خوانند» اشاره اى صريح به ذكر منبع و مأخذ نموده است كه به اين صورت بيان گرديده است: «چنين گويد ابوالفضل بيهقى»21، «همى گويد ابوالفضل محمد بن الحسين بيهقى»،22 «چنين آورده اند: حكايت فضل و سهل ذوالرياستين با حسين مصعب»23 و «چنان خواندم».24

5 ـ مواردى بدون ذكر منبع و مأخذ
با توجه به اين كه بيهقى مى گويد: «من مى خواستم كه اين تاريخ بكنم هر كجا نكته اى بودى در آن آويختى»25 مطالبى را بدون ذكر منبع آورده است كه برخى از آن ها را يادآور مى شويم:
الف ـ «شنودم به درست كه اين سرهنگان را پوشيده سلطان مسعود فرموده بود كه گوش به يوسف مى دادند و نيز شنودم كه طغرل حاجبش را بر وى در نهان مشرف كرده بود تا انفاس يوسف مى شمرد.» (ص 57)
ب ـ «پس از آن شنيدم كه قريب 10 فرسنگ فروغ آن آتش بديده بودند.» (ص 666)
ج ـ «حديث كرد يكى از فقهاى بلخ.» (ص 254)
د ـ «از ثقات او (خواجه احمد حسن ميمندى) شنيدم.» (ص 205)
هـ ـ «از چند ثقة زاولى شنيدم.» (ص 411).
«اين حكايات بى فايده نيست و تاريخ به چنان حكايات آراسته گردد.» (ص 475). «و شرط آن است كه گوينده بايد كه ثقه و راست گوى باشد و نيز خرد گواهى دهد كه آن خبر درست است و نصرت دهد كلام خدا آن را كه گفته اند: «لا تُصَدِقَنّ مِنَ الاَخبار ما لا يستقيم فيه الرأى»; راست مشمار از خبرها آن چه براى (خرد) درست نيايد». (ص 1099) «زيرا روا نيست در تاريخ تحريف و تغيير و تبذير كردن.» (ص 678)
و اين، رازِ امانت دارى و صداقت و راست گويى اين مورخ بزرگ و اديب نامور است كه باعث شده اثر ارزش مند او در بين آثار ديگرى كه به امانت پاى بندند همچون: وفيات الاعيان ابن خلّكان، تاريخ عالم آراى عباسى، كتاب مشهور منية الفضلاى ابن طباطباء، تجارت الامم ابوعلى مسكويه و... از اعتماد بيشترى برخوردار شود.

6 ـ مواردى از زبان خود بيهقى
در نگاه اوّل، شايد تصور شود كه اين موارد همان مشاهدات و نظريه هاى شخصى است كه در بخش چهارم به آن پرداخته شده، اما در آن جا هم از طريق معاينه يا تعليق يا يادداشت هايى بوده كه بدون ذكر منبع و مأخذ بوده است كه در بخش پنجم همان موارد با ذكر منابع و مآخذ روشن ترى آورده شده است. اما مواردى در اين اثر گرانبها وجود دارد كه در واقع، تحليل و تجزيه حوادث و وقايع روزگار دوران اوست و به قول استاد دكتر على اكبر فياض: «هيچ كس به قدر بيهقى معناى تاريخ را درست نفهميده و به شرايط و آداب تاريخ نويسى استشعار نداشته است. ابداعى كه بيهقى در اين فن آورده حتى در نظر خود او بى سابقه بوده است. خود او مى گويد: «در ديگر تواريخ چنين طول و عرض نيست كه احوال را آسان تر گرفته اند و شمّه اى بيش ياد نكرده اند، امّا چون من اين كار را پيش گرفتم مى خواهم كه داد اين تاريخ را به تمامى بدهم و گرد زوايا و خبايا برگردم تا هيچ از احوال پوشيده نماند».26
مزّيت عمده اين كتاب بر تاريخ هاى ديگر اين است كه خواننده همه جا خود را با نويسنده اى حقيقت گو و امانت دار از يك سو، و عباراتى بليغ و گويا از ديگر سو، روبه رو مى بيند. با اين كه بيهقى مانند همه خوانندگان و شنوندگان از مظلوميت حسنك وزير سخت به خود مى پيچد، هيچ گاه تحت تأثير احساسات، عنان اختيار خِرد و عقل سليم را از كف نمى دهد و از رعايت جانب امانت و بيان حقيقت فروگذارى نمى كند.
اين نويسنده توانا براى آرايش و زينت تاريخ خود، اشعار عربى و فارسى و حكايات و امثالى را آورده كه بيشتر در موارد پند و اندرز و بى اعتبارى دنياست. درباره مأخذ اين اشعار و نام گوينده آنان هم امانت دارى را رعايت نموده و به جز چند مورد نادر، اسامى شعرا و گويندگان را ذكر كرده است. برابر كتاب مذكور، 321 بيت به عنوان شاهد آورده شده كه طبق تصحيح استاد سعيد نفيسى 327 بيت و يك مصراع مى باشد. گوينده هاى اين اشعار عبارت اند از:

الف اشعار پارسى
1ـ رودكى، 32 بيت (ص 49، 235، 285، 502، 930);
2ـ لبيبى، 5 بيت (ص 60-61);
3ـ دقيقى طوسى، 11 بيت (513 و 523);
4ـ ابوطيب مصعبى، 14 بيت (ص 513-517);
5ـ ابوالعباس ربنجنى، 3 بيت، در چاپ خطيب رهبرى 4 بيت (ص 514);
6ـ معروفى بلخى، 1 بيت (ص 690);
7ـ مسعودى رازى، 2 بيت (ص 925);
8ـ عنصرى، 2 بيت (ص 1111);
9ـ ابوحنيفه اسكافى، 243 بيت كه طبق چاپ مرحوم نفيسى شش بيت اضافه در چهار قصيده دارد.(ص 424 ـ 432، 516 ـ 522، 966 ـ 973);
10ـ گوينده پنج بيت معلوم نيست كه سه بيت آن در صفحه هاى 639 و 640 در تاريخ بيهق آمده و از شيخ ابوالمظفر عبدالجبار است و دو بيت باقيمانده در صفحه 236.

ب ـ اشعار عربى
59 بيت عربى به عنوان شواهد شعرى و به تناسب موضوعى آمده كه نام گوينده تعدادى را ذكر نكرده است: 1ـ عتابى، 2 بيت (ص 49); 2ـ ابن رومى، 2 بيت (ص 49); 3ـ ابى سهل زوزنى، 4 بيت (ص 178); 4ـ عبدالله زبير، 4 بيت (ص 238 ـ 239). دو بيت از اين اشعار به نقل از حصين بن الحمام ذكر شده است; 5 ـ ابن الانبارى، 21 بيت (ص 242 ـ 243); 6ـ سديف، 1 بيت (ص 285); 7 ـ ابوالفتح بستى، 3 بيت (ص 253); 8 ـ حُطيئه، 1 بيت (ص 284); 9 ـ متنبى، 1 بيت (ص 285); 10ـ ابو العتاهيه، 1 بيت (ص 285);
ابيات نامعلوم: 1 بيت در (ص 22، 30، 62 و 243) و دو بيت در (ص 52، 63، 156، 235 و 272). بيت هاى بدون ذكر نام گوينده در (ص 240) كه دو بيت آن از فضل بن عبدالصمد زناشى، و يك بيت در (ص 252) از ابوعبدالله العزيز و يك بيت در (ص 30) از متنبى شاعر معروف عرب مى باشد.

ج ـ حكايات و داستان ها
19 داستان به تناسب موضوع و براى عبرت گيرى خوانندگان در اين اثر ارج مند آمده است:
1ـ داستان فضل بن ربيع و مأمون (ص 24); 2ـ حديث ملطفه ها و مأمون (ص 29); 3ـ قصه نصر احمد در علاج خشم خود (ص 161); 4ـ حكايت فضل سهل ذوالرياستين با حسين مصعب (ص 189); 5ـ داستان مأمون و امام رضا(عليه السلام) (ص 191); 6ـ حكايت افشين و بودلف (ص 220); 7ـ قصه عبدالله بن زبير (ص 236); 8ـ قصه هارون الرشيد و جعفر برمكى (ص 240); 9ـ قصه بردار كردن ابن بقيه (ص 241); 10ـ داستان امير رضى و عمش عبدالعزيز (ص 246); 11ـ قصه سبكتكين (ص 249); 12ـ حكايت موسى با بره گوسفند (ص 250); 13ـ داستان زندانى شدن بوذرجمهر (ص 472); 14ـ حكايت ابوالمظفر برغشى (ص 494); 15ـ حكايت فضل برمكى و هارون الرشيد (ص 640); 16ـ حكايت عمروليث در مرگ فرزند (ص 698); 17ـ داستان هارون الرشيد با دو زاهد: ابن سماك و عبدالعزيز (ص 736); 18ـ حكايت جعفر بن يحيى بن خالد برمكى (ص 988); 19ـ حكايت خوارزم شاه ابوالعباس (ص 1100).
با پايان يافتن كتاب رشحات جادويى و سحرآميز اين اثر بزرگ، خواننده را بر بال هاى خيال به تماشاى قرون و اعصار گذشته مى برد و آن چه تاكنون درباره او گفته و نوشته اند، به نظر حقير و ناچيز مى آيد و اين نويسنده بزرگ حق دارد بگويد:
امّا غرض من آن است كه تاريخ پايه اى بنويسم و بنايى بزرگ افراشته گردانم، چنان كه ذكر آن تا آخر روزگار باقى ماند و توفيق اتمام آن را از حضرت صمّديت خواهانم.27
و به قول اديب پيشاورى:
در شكر غلطد چو طوطى هر كه خواند اين كتاب *** هين بخوان اى خواجه تا بر قول من ايقان كنى

پی نوشت:

1 دكترى ادبيات فارسى، استاديار.
2 . ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات در ايران، ج 2، ص 891.
3 . ابوالحسن على بن زيد بيهقى، تاريخ بيهق، تصحيح احمد بهمن يار، ص 175.
4 . ذبيح الله صفا، همان، ج 2، ص 891 .
5 . همان، ص 892 .
6 . خواجه ابوالفضل بيهقى، تاريخ بيهقى، به كوشش دكتر خليل خطيب رهبر، مقدمه، ص 4 .
7 . همان، ص 161.
8 . همان، ص 886.
9 . همان، ص 162 .
10 . همان، ص 1100 .
11 . ر.ك: همان، ص 43، 54، 70، 195، 200، 277، 288، 455، 456، 479، 666، 670، 674، 679، 691، 700، 873 و 890 .
12 . ر.ك: همان، ص 164 ـ 188.
13 . ر.ك: همان، ص 5، 58، 61 ـ 62 و 689.
14 . همان، ص 249 .
15 . همان، ص 20 .
16 . همان، ص 1102 .
17 . همان، ص 241 .
18 . همان، ص 491 .
19 . محمد شفيعى، «تراژدى تاريخ بيهقى»، يادنامه ابوالفضل بيهقى، ص 374 .
20 . بيهقى، همان، به كوشش خليل خطيب رهبر، ص 204.
21 . همان، ج 5، ص 83.
22 . همان، ص 149، 186، 869 و 199.
23 . همان، ص 189 .
24 . همان، ص 284، 472 و 634.
25 . همان، ص 470 .
26 . ابوالفضل محمدبن حسين بيهقى، تاريخ بيهقى، تصحيح على اكبر فياض، ص 11.
27 . بيهقى، همان، به كوشش خليل خطيب رهبر، ص 149.
منبع: سایت قبس


موضوعات مرتبط: ادبی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:25 ] [ سجاد رنجبر ]
سرباز وظيفه رضا شمس آبادي در پي اقدام انقلابي خويش براي ترور شاه به شهادت رسيد. شمس آبادي فرزند قيام 1342شمسي بود و اعتقاد داشت كه تنها مرجع ديني است كه مي تواند ستمديده ايران را نجات دهد. شمس آبادي با اين انديشه قصد كرد كه دركاخ مرمر، شاه را ترور كند اما همچون مولايش علي(ع) خود به استقبال مرگ رفت و به شهادت رسيد.
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:24 ] [ سجاد رنجبر ]
 

پرويز داوودي معاون اول رئيس جمهور كشورمان پيش از ظهر امروز سه شنبه طي سخناني در روز جهاني بهداشت طي سخناني با اشاره به پيشرفت‌هاي بسيار گسترده و متنوعي كه پس از انقلاب جوانان و دانشمندان ايراني به آن دست...  

 

ایران اکونومیست: پرويز داوودي از اعلام خبر خوش هسته‌اي از سوي رئيس جمهور در جشن ملي روز هسته‌اي خبر داد.
 
به گزارش  راسخون به نقل از خبرگزاري فارس، پرويز داوودي معاون اول رئيس جمهور كشورمان پيش از ظهر امروز سه شنبه طي سخناني در روز جهاني بهداشت طي سخناني با اشاره به پيشرفت‌هاي بسيار گسترده و متنوعي كه پس از انقلاب جوانان و دانشمندان ايراني به آن دست يافتند اظهار داشت: دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي يك واقعه بي‌بديل در تاريخ كشور ما است.
وي دستيابي به انرژي هسته‌اي را نماد ابتكار، نوآوري و شجاعت ملت ايران عنوان كرد و گفت: اين امر نشان مي‌دهد كه مقامات ايران و رئيس جمهور در تثبيت حق مسلم مردم ايران عقب‌نشيني نمي‌كنند.
وي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود سلامت و جلوگيري از بروز حوادث و بلايا را بسيار مهم خواند و گفت: دولت در برنامه پنجم برنامه‌ها و امكانات مناسب و انعطاف‌پذيري در اين خصوص درنظر گرفته است.
همچنين در اين همايش وزير كشور و وزير بهداشت به ايراد سخناني پرداختند.

[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:24 ] [ سجاد رنجبر ]
سازمان تنظيم مقررات مخابراتي ملي مصر (NTRA) كه جلوي واردات بيشتر تلفن‌هاي همراه و هوشمند مجهز به GPS را گرفته بود، ممنوعيت استفاده شهروندان از GPS را لغو كرد. با اين حال اين سازمان اعلام كرد همچنان نوع...  

 

مقامات مصري اعلام كردند قصد دارند محدوديت استفاده از دستگاه‌هاي GPS را در اين كشور كاهش دهند.
 
به گزارش راسخون به نقل از (ايسنا)، سازمان تنظيم مقررات مخابراتي ملي مصر (NTRA) كه جلوي واردات بيشتر تلفن‌هاي همراه و هوشمند مجهز به GPS را گرفته بود، ممنوعيت استفاده شهروندان از GPS را لغو كرد.
 
با اين حال اين سازمان اعلام كرد همچنان نوع دستگاه GPS وارد شده به اين كشور بايد مورد تاييد آن قرار بگيرد و سازندگان داخلي اين دستگاه‌ها مورد كنترل قرار خواهند گرفت.
 
در حالي كه دستگاه‌هاي GPS اجازه فروش يافتند استفاده از GPS براي خدمات مكاني خودروها كه بيش‌تر براي برنامه‌هاي نقشه مورد استفاده قرار مي‌گيرد به شدت تحت كنترل اين سازمان است.
 
در سال گذشته گزارش‌هايي منتشر شده مبني بر اينكه نوكيا با طرح اين مساله در دادگاه تلاش كرده ممنوعيت تلفن‌هاي همراه مجهز به GPS را كه در اين كشور به فروش مي‌روند، لغو كند. در حال حاضر تنها دو كشور سوريه و كره شمالي در جهان همچنان استفاده تجاري از GPS را ممنوع كرده‌اند.


موضوعات مرتبط: موبایل، سیاسی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:23 ] [ سجاد رنجبر ]
ماهواره اميد بيش از 130 فرمان را که از زمين مخابره شده بود ، با موفقيت اجرا کرد و پاسخ هاي مورد نظر هم دريافت شد. رضا تقي پور با اشاره به اينکه نخستين ماهواره بومي ساخت ايران پارسال با ماهواره بر بومي...  


به گزارش راسخون به نقل از واحد مرکزی خبر ، رئيس سازمان فضايي کشور گفت : ماهواره اميد بيش از 130 فرمان را که از زمين مخابره شده بود ، با موفقيت اجرا کرد و پاسخ هاي مورد نظر هم دريافت شد.
رضا تقي پور با اشاره به اينکه نخستين ماهواره بومي ساخت ايران پارسال با ماهواره بر بومي به فضا پرتاب شد ، افزود : اين کار از نظر علمي و فناوري موفقيت بسيار بزرگي براي ايران محسوب مي شود چون کشورهاي بسيار محدود ، علاوه بر طراحي و ساخت ، امکان پرتاب ماهواره به فضا را دارند.
رئيس سازمان فضايي کشور با بيان اينکه اين ماهواره با ايستگاه هاي زميني در نقاط مختلف دنيا ارتباط برقرار کرد، گفت : هم اکنون زيرساخت هاي لازم براي هدايت و اداره ماهواره ها به صورت عملياتي در کشور فراهم شده است.
تقي پور درباره برنامه هاي فضايي نيز خاطرنشان کرد: طراحي و ساخت ماهواره هاي سنجش از راه دور و ماهواره هاي ارتباطي در دستور کار قرار است.
رئيس سازمان فضايي با بيان اينکه برخي از اين ماهواره ها در مراحل تعريف و طراحي هستند ، ابراز اميدواري کرد در سال 88 و 89 شاهد در مدار قرار گرفتن برخي از اين ماهواره ها باشيم.

[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:22 ] [ سجاد رنجبر ]
پژوهشگران آلمانی ،گوشی تلفن همراه با علائم حیاتی ساختند.  


پژوهشگران آلمانی ،گوشی تلفن همراه با علائم حیاتی ساختند.
به گزارش راسخون به نقل از اکونومیست تاکنون تلفن‌های همراه با قابلیت‌ها و امکانات فراوانی از جمله پخش موسیقی، فیلم برداری و عکس برداری ، هشدار و آگاهی در مواقع خطر و... به بازار آمده است. اما در تازه‌ترین نوع گوشی‌ها، پژوهشگران آلمانی تلفن همراهی طراحی کرده و ساخته‌اند که دارای ضربان قلب و تنفس است.
طراحان این گوشی، هدف از ساخت آن را نزدیک کردن فناوری به حیات انسانی و تعامل دستگاه و ماشین با انسان ذکر کردند.
این تلفن همراه تنفس و ضربان قلب انسان را تقلید می‌کند به گونه‌ای که بخشی از صفحه رویی آن هنگام تنفس بالا و پائین می‌رود و صدای تنفس و تپیدن قلب از خود تولید می‌کند.
 در هنگام دریافت پیامک یا تماس تلفنی ناموفق، شدت تنفس و ضربان قلب آن افزایش می‌یابد. این گوشی، تلفن همراه زنده نامیده شده است.


موضوعات مرتبط: موبایل
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 11:21 ] [ سجاد رنجبر ]
جزوه پاسکال
http://sajad09.blogfa.com

 

http://sajad09.blogfa.com

 

http://sajad09.blogfa.com

 

آموزش زبان پاسکال

 

تصویرگل

 

دختر وراميني

 

جزوه پاسكال

 

مهنازافشار

 

سوالات پاسکال

 

آموزش زبان پاسكال

 

 

نانو سافت پی سی

 

نمونه سوالات پاسکال

 

http://sajad09.blogfa.com

 

نرم افزارچیست

 

نرم افزار mathcad

 

نمونه سوال پاسکال
http://sajad09.blogfa.com

 

http://sajad09.blogfa.com

 

vmware 6 39849 کرک

 

lingvosoft flash card

 

dostinet

 

fortran compiler

 

hdd regenerator v1.42

 

http://sajad09.blogfa.com

 

تست فیزیک کنکور

 

http://sajad09.blogfa.com

 

http://sajad09.blogfa.com

 

مولاتی رقیه

 

عكس مهنازافشار

 

زبان پاسکال

 

عکس ازبهنوش بختیاری

 

 

تصويرگل

 

تعبير خواب پويا آنلاين

 

دانلود جزوه پاسكال

 

 

دوست همسر یاب در ایران

 

دوست يا بي در رفسنجان

 

دوست یابی در رفسنجان

 

زندگی نامه ی شهید مطهری

 

زندگینامه شهید علی اکبر شیرودی

 

زنگ پیانو برای موبایل

 

زنگ موبايل جلسه

 

سارکوزی و مانکن ایتالیایی

 

سایت پرینترcanon

 

سایت های اپلود

 

سایت همسر یاب

 

سایت همسریابی

 

دوست یابی و ازدواج

 

دیتا بیس عنبیه

 

راهنماي پاسكال

 

رسيوراسكاي
رسیوراسکای

 

رسیوراسکای استار2

 

رفسنجونی

 

روشهای ارتقاء توسعه بازارفروش

 

زبان پاسكال

 

زبان پاسكال pdf

 

سخت افزارچیست

 

سريال right click image v2.2.0

 

سریال okoker cd dvd burner

 

سریال system mechanic v3.5
سریال vmvare 39849

 

سریال webcammax

 

 داستان

 

سوت براي زنگ موبايل

 

شروع دسیمال

 

شروع کار با رجیستر سیستم عامل

 

شیخ زائد بن سلطان ال نهیان

 

طنزهای کریمی مراغه ای

 

عكس از جنين

 

عكس تصادف ماشين

 

عكس جنين بچه

 

عكس  رفسنجوني

 

عكس زمينه گوشي

 

دانلود رایگان فرهنگ لغت تک تاز
دانلود رتتويي
دانلود رتتویی با فرمت ام کی وی
دانلود رژیم غذایی دکتر کرمانی
دانلود زبان پاسکال

 

 

دانلود فيلم سردار زارعي

 

دانلود كليپ افغاني ورامين

 

دانلود مقاله آموزش کویر نوردی

 

دانلود ناشناس حمید عسکری

 

دانلود نرم افزار upgrade v2.24

 

دانلود نرم افزار تعبیر خواب

 

دانلود نقشه اهوار

 

دانلود کردن آهنگهای

 

دانلود کلیپ ومداحی موبایل

 

دانلودرایگان آنتی ویروس کراک

 

تکتاز ایرانین

 

جزاير ايران

 

جزوه ÷اسکال

 

جزوه برای باسکال

 

جزوه پ|/.

 

 دانشجو سنندجی

 

درخواستگاری چه بگوییم

 


[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:41 ] [ سجاد رنجبر ]
انبه اصلاًمالزيايي وهندي است انبه در هندوستان حداقل حدود4000 سال پيش كشت شده است.در قرن 19تجار ميوهً انبه را به غرب هند ، آفريقا وجنوب آمريكا معرفي كردند تجار عرب آن را به ايران ومصر حمل كردندحالا انبه ها در مقياس وسيع در كشورهاي مختلف مانند هند وچين ومالزي، اندونزي ، استراليا وغرب هندوستان كشت مي شود.
شكوفه هاي درختان انبه در مناطقي كه براي 4 ماه باران خوبي مي بارد وبه دنبال آن هواي خشك مي آيد ميوه مي دهند.بارش ،مه آلود بودن ،يا هواي ابري درزمان گل دادن ، لقاح وبازدهي محصول تاثير مي گذارد.
انبه درختي است زيبا كه ارتفاع آن تا 10 متر مي رسد . منشا انبه هند و مالزي و برمه ميباشد ولي هم اكنون در تمام مناق استوايي و حاره كشت ميشود . انبه از 4000 سال پيش وجود داشته است .
برگهاي اين درخت نيزه اي شكل ، گلهاي آن زرد يا قرمز رنگ و بصورت خوشه اي وجود دارد . ميوه آن كه انبه يا منگو ناميده مي شود بيضوي شكل و داراي طعمي مطبوع وشيرين بوده و داراي هسته اي نسبتا)بزرگ است . انبه حر اوائل ماه مي مي رسد و تا اوائل سپتامبر موجود است .
محصولات باغبانیگرمسیری در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب رشد و کرده و حداکثر تولید را خواهندداشت.
مناطق جنوبی کشورمان باوجود اینکه شرایط ایده آل (گرما و رطوبت مناسب) را ندارد بعضی از محصولات گرمسیریانبه به خوبی رشد کرده و عملکرد بسیار بالایی دارد که در اقتصاد نقش مهمی ار ایفامی کند.
بررسی ها نشان می دهدکه تولید این گونه محصولات اقتصادی بوده و صادرات آنها نیز امکان پذیر
میباشد.
تاکنون توجه چندانی بهمیوه های گرمسیری معطوف نشده و حداقل تا ابتدای دهه اخیر عملا در
برنامه ریزی هامدنظر قرار نگرفته است به طوری که وضعیت نامناسب باغات گرمسیری از جمله انبه خودمبین این ادعا است.
بااقدامات اخیر سازمان تحقیقات, آموزش و ترویج کشاورزی و همچنین معاونت باغبانی وزارتکشاورزی به منظور افزایش تولید این محصولات امید است شاهد شکوفایی این محصولاتارزشمند در کشور باشیم. تلاش در جهت شناساندن میوه های گرمسیری در سطح مملکت وایجاد بازار داخلی کمک موثری در فراهم آوردن امکانات صادرات این محصولات فراهم خواهد نمود.
نشریه حاضر بهمنظور آشنایی علاقه مندان به محصولات گرمسیری و دانش پژوهان جوانه ترجمه و تدوینشده است. انتظار بر این است که این حرکت اندک مورد استفاده و توجه دست اندرکارانو
تولید کنندگان محصول انبه قرار گیرد و با رعایت اصول علمی پرورش آن، سطح زیرکشت این محصول افزایش یافته و شاهد بهبود تولید آن در کشورباشیم.

وضعیت کشت انبه در ایران

براساس شواهد موجود، سابقه کشت انبهدر ایران به 300 تا 400 سال قبل می رسد. انواعی که امروزه در کشور کشت می شوندارقامی هستند که از کشورهای پاکستان و هندوستان وارد شده اند و به اسامی مختلف درمناطق نام گذاری شده اند. مناطق جنوب و جنوب شرقی شامل استان های سیستان وبلوچستان، هرمزگان و منطقه جیرفت، به عنوان مناطق مستعد برای تولید این محصولشناسایی شده اند.
استانهرمزگان با بیشترین سطح زیر کشت معال 1450 هکتار (867 هکتار بارور و 583 هکتارنهال) و تولید متوسط 90 تن در هکتار مقام اول و استان سیستان و بلوچستان با سطح زیرکشت معادل 360 هکتار (280 هکتار بارور و 80 هکتار نهال) و تولید متوسط 17 تن درهکتار مقام دوم و جیرفت نیز با داشتن حدود 30 هکتار در رده بعدی قرار دارد. مطمئناًبا شناخت بیشتر مردم از خواص و ویتامین های این میوه با ارزش، تقاضای خرید آنافزایش خواهد یافت و بااین حرکت بازار فروش آن در داخل کشور رونق خواهدگرفت وصادرات آن نیز می تواند به توسعه کشت این محصول کمک فراواننماید.
جغرافیای مناطقگرمسیری کشور ما توانایی زیادی برای کشت و تولید انبه دارد و انشاء الله باافزایشتقاضای داخلی و خارجی، امید آن می رود که باغداران علاقه بیشتری به کشت آن پیدا میکنند و افزایش تولید آن می تواند به طور چشمگیری بر روی وضعیت اقتصادی مردم جنوبکشورمان تاثیر مطلوبی بگذارد.

تاریخچه

امروزه انبه یکیاز 3 یا 4 میوه مطلوب مناطق حاره به شماره می رود. منشا آن را شمال شرقی هند، شمالبرمه و احتمالا سیلان دانسته اند. در قرن شانزدهم توسط پرتقالی ها به دنیای غرب (قاره آمریکا) برده شد و امروزه در مناطق بسیار گسترده ای از هند، اندونزی،فلوریدا، هاوایی، مکزیک، آفریقای جنوبی، مصر، فلسطین اشغالی، برزیل، کوبا، فیلیپینو پاکستان و بسیاری مناطق دیگر کشت می شود. همانگونه که در شکل عریضی در اطراف خطاستوا گسترش یافته است . باتوجه به این که نواحی جنوب شرقی کشور ما دراین
محدوده قرار گرفته اسیت وکشت و پرورش انبه در آن ناحیه رونق دارد، این مجموعه جهت معرفی بیشتر این میوه تهیهشده است. به دلیل تشابه اقلیمی این منطقه با کشور پاکستان، ارایه گردیده است. درقسمت آخر نیز ویژگی های مهمترین ارقام موجود در کشور که اشتراک زیادی با ارقامموردکشت در پاکستان دارد، آمده است.

گیاهشناسی

انبه mangifera indica مهمترینعضو خانواده Anacardiacea است. مشخصه عمده بیشتر
گونه های این خانوداده،داشتن کانال های رزینی و نیز در پاره ای از آنها، شیره سمی و اشک آور (حساسیت زا) وجود دارد که گاه عوارض شدید پوستی در انسان ایجاد می کند.
متوسط ارتفاع درختان انبه بین 10 تا 30 متر بوده استو تا بیش از صد سال عمر می کنند. البته عمر درختان پیوندی کمتر از انواع بذری است. تنه اصلی کمابیش مستقیم و استوانه ای به قطر 75 تا 100 سانتی متر است. پوست آن بهرنگ خاکستری قهوه ای با شیارهای سطحی طولی و یا مشبک حاوی قطرات رزین است. تاج درخت (فرم شاخه ها) متراکم و کروی شکل (یا تخم مرغی) است. شاخه ها قوی و ضخیم و اغلبدارای میان گره های یک در میان کوتاه و بلند (که مربوط به اوایل و اواخر هر دورهرشد است)
می باشد.
شاخه هامدور و صاف بوده و در جوانی به رنگ سبز مایل به زرد و تیره می باشند. برگ ها به طورمتناوب تاحدی روی شاخه ها قرار می گیرند. سطح بالایی برگ ها سبز تیره و سطح زیرینآنها سبز مایل به زرد ا ست و طول آنها 40 ـ 10 سانتی متر و عرض آنها بین 10 ـ 2سانتی متر است.
گل هایکاملا کوچک و به طول 8 ـ 6 میلی متر می باشد وروی گل آذینی به طول 60 ـ 16 سانتیمتر قرار می گیرد . ممکن است 500 تا 10000 گل روی یک گل آذین وجود داشته باشد امادرصد بسیار کمی از آنها به مرحله میوه شدن می رسند. به طور معمول دو میوه بر روی هرگل آذین، محصول خوبی به شمار می رود. گرده افشانی در انبه توسط حشرات و باد صورت میگیرد بنابراین انبه گیاهی دگرگشن است و که هم گل های کا.مل و هم تک جنسی (نر) تولیدمی کند. البته تعداد گل های نر به مراتب بیشتر از گل های کامل است. این موضوع وشیوه گرده افشانی و شرایط محیط و زمان گرده افشانی از
مهم ترین عوامل محدودکننده های تلقیح گل ها و در نتیجه باردهی درخت می باشند.

فرآورده ها و میوه انبه

از میوه انبه فرآورده های مختلفی از جمله مربا، کمپوت، عصاره و ا نواعمختلف چاشنی ها تهیه می شود. همچنین از میوه های نارس و کوچک هم در تهیه ترشیاستفاده می شود. در مناطقی مانند هندوستان، مغز هسته انبه به صورت پودر درآمده وبرای مصارف خوراکی استفاده می شود. اما به نظر می رسد که
مطلوب ترین نوع مصرفآن، تازه خوری است.
انبهمنبع غنی از ویتامین هایA وCبوده و حدود 1% نیز پروتئین دارد. برای انبه مصارف متعدد پزشکی نیز معرفی شده است.

ارقام مختلف انبه

ارقام، نژادها وانواع گوناگونی از این درخت در نواحی گرمسیری یافت شده اند کهPopenoeدر 1920 آنها را کم و بیش به دو گروه مشخص طبقه بنذی کرده است. با توجهبه این که تاکنون یک طبقه بندی اساسی در این زمینه صورت نگرفته است. به تدریج باشناخت یک گونه جدید طبقه بندی تغییر می کند.
به هر حال منشا گروه اول هند و گروه دوم هندوچین،اندونزی و فیلیپین ایست.
باوجود موارد استثنایی در هر دو گروه، به طور کلی به دلیل هیبریداسیون فراوان، بذرهایگونه های هندی، تک جنینی و آنهایی که از گروه هندوچین هستند، چند چنینی شده ا ند. نژادهای زیادی که
ویژگی های خود را از طریق چند جنینی حفظ کرده اند در دو گروهشناخته شده اند و به خصوص آنهایی که در گروه هندی هستند، دارای میوه های با کیفیتپایین تر می باشند.
در ارقاممختلف انبه و گونه های موجود فعلی، تفاوت های بسیاری در ویژگی های میوه از بهترینانواعCarabao, Gedong, Mulgobaتا انواع متوسط (کیفی) مانندTurpentineurpentineوItamaracaهم چنین در ویژگی های گل دهی و عادات میوه دهی دیده می شود.

جدول صفات شاخص گروه های هندی و هندوچین

درکشورهای آمریکای جنوبی برای کشت انبه از ارقام مهم و مشهور ذیل استفاده می شود.
1.رقم (نگو) Ngowe: دارای میوه های کشیده با رنگ زرد و کیفیت خوب که ازارقام مشهور صادراتی است.
2.رقم «بوریبو» Boribo: دارای میوه هایبزرگ و کشیده به رنگ نارنجی با کیفیت خوب و مناسب برای کنسرو شدن و از ارقامپرمحصول می باشد.
3.رقم «بتاوی» Batawi: دارای میوههای خیلی بزرگ و گرد به رنگ سبز زیتونی و با کیفیت خوب
میباشد.
4.رقم «اپل» Apple: دارای میوه های گرد و به رنگ نارنجی زرد تا قرمزمتغیر بوده و از ارقام خوب صادراتی است.
5.رقم «دودو» Dodo:‌از ارقام پرمحصول ولی میوه ها تا حدودی فیبریهستند.
ضمنا از ارقامHarries،Sabre وPeachبرای کشت در شرایط آب و هوایی خنک تر و در ارتفاعات 1800 متری استفاده می نمایند که رشد و نمو مناسبی دارند.
انتخاب و اصلاح نژاد
حتی در هند و هندوچین که میلیون ها درخت ونهال انبه وجود دارد، اصلاحنژاد و انتخاب این درخت درمراحل ابتدایی است. مانند بسیاری از گونه های مرکبات،گونهMangifera indica، ویژگی های چند جنینی (یا جنینnucellar) را نشان می دهد که در آنها جنین (غیرلقاحی)،توسط بافت خودش (که به دور جنینZygoticدر بذر نمو یافتهوجود دارد). تشکیل می شود. برخلاف مرکبات که در آنها
نهال های با منشا نوسلیnucellarمی تواند توسط کاربردPoncirus trifoliateبه عنوان والد نر مشخص می شود نهال های با منشا تخمباروز ناشی از لقاح، به وضوح صفت غالبTrifolial
(بهبرچه ای) را نشان می دهند. نهال های انبه باید رشد کنند تا اندازه میوه نشان دهد کهجنین بارور شده در هر تخم از بین رفته است یا نه؟ در همین راستا، درصد چند جنینی،براساس واریته یا نژاد و همچنین شرایط محیطی در طول دوره گلدهی یا ریشه میوه،متفاوت است. بعضی گونه ها مانندHaden, Mulgoba, Aphouesبه ندرت بذرهای چند جنینی دارند. بعضی گونه ها مانندTurpentineتقریباً 100% نهال های نوسلی دارند و بعضی مثلSigan , Manilaدر حد وسط آن دو، درصدهای متفاوتی دارند که وابسته بهشرایط محیط است.
عادت های گلدهی و میوه دهی انبه در تضاد با اصلاح نژاد و انتخاب گسترده آن است.تنوع زیادی درتعداد گل آذین (خوشه)، تعداد گل در هر گل آذین و نسبت گل های کامل به گل های نر (بدون مادگی) حتی درون یک رقم یکسان و یا یک درخت در فصول مختلف مشاهده می شود.
تعداد خوشه ها (گل آذین) بین 300 ـ 200 تا 3000 ـ 2000 در هر درخت و تعداد گل در هر خوشه بین 500 تا 10000 متغیراست. نسبت گل های کامل به گل های نر می تواند از 1:4 تا 1:1 وحتی 1:2 باشد و بیشترارقام خوب، نسبت اولی را نشان می دهند. شکوفایی گل آذین از پایین به بالا و از مرکزبه سمت محیط است و گل های کامل تمایل دارند در هر بخشی از دوره رشد، نمو نمایند. گلها توسط حشرات گرده افشانی می شوند و لذا گرده افشانی یا تلقیح برای تشکیل میوهضروری است.
با وجود حضورصدها هزار تا میلیون ها شکوفه در روی یک درخت بالغ، باغدار باید خوش شانس باشد اگربه صورت متوسیط از هر ده خوشه یکی تبدیل به میوه شود. بدلیل درصد بسیار پایین میوههای تشکیل شده و بالغ شده (به عنوان مثالYoungدر 1942 پساز 12000 گرده ا فشانی دستی در یک باغ گونهHadenدرفلوریدا، چهل میوه به دست آورد) که از توسعه هر نوع برنامه اصلاح نژاد انبه جلوگیریمی کند، اقدام های فصلی برای بهبود ارقام تقریبا منحصر به انتخاب تصادفی نهال ها باتکه بر کیفیت میوه و نظم میوه دهی می باشد. بدلیل وجود سال آوری در ارقام مشخصباغداران با مشکلات اقتصادی روبرو هستند. برای تعدیل سال آوری از روش هایی چون کشتمتداخل ارقام برای بهبود گرده افشانی، واردکردن زنبور و دیگر حشرات به داخل باغ درطی دوره شکوفه دهی،Smudging (که در بعضی کشورها بر میوهدهی خارج از فصل مؤثر بوده است). gridlingو کندن انتخابیمیوه های جوان (وقتی که مجموعه سنگینی است)، استفاده می شود. هورمون پاشی پس ازشکوفه دهی (مثل2,4-Dیاaـنفتالین استیک اسید) و یا کاربرد ریزمغذی ها نیز ممکناست مفید باشد.

کشت وتکثیر

بذرهای انبه به دوصورت چند جنینی وتک جنینی مشاهده می شوند. بذور چند جنینی پس از کاشت، تولید چندنهال می نمایند که به جز یکی بقیه به لحاظ صفات، کاملا شبیه پایه مادری هستند. امااز آنجایی که نهال حاصل از بذور تک جنینی به لحاظ صفات، شبیه پایه مادری نیستند،استفاده از تکثیر غیرجنینی ضروری است. برای کاشت بذر، آنها را در خزانه در ردیفهایی به فاصله 30 سانتی متر و با فاصله 15 سانتی متری از هم در عمق 60 سانتی متریبه نحوی می کارند که نوک جوانه هسته رو به بالا باشند. برای خزانه از خاک های رسیمتوسط یا سیلت به همراه کودهای آلی استفاده می شود. استفاده از کودهای ازتی به صورتسولفات آمونیوم در خزانه توصیه شده است.
معمولا بذرهایانبه قوه نامه خود از ظرف مدت چهار هفته از آآ“
دست میدهند و بذور پس از کاشت در خزانه پس از سه هفته جوانه می زنند. حدود شش هفته تا دوماه پس از سبز شدن، نهالهای انتخابی را به گلدانی منتقل می کنند که حاوی خاک،کمپوست، شن و کود سبز است. البته به جای گلدان را کیسه های پلاستیکی نیز می تواناستفاده نمود.
تصئیری از ضدعفونی بذور انبه بر علیه قارچها
خزانه تولید نهال انبه در فضای باز (ایستگاه تیسچابهار)
خزانه تولید نهال درزیر سیت گلخانه (باهوکلات چابهار)
معمولا از این نهال به عنوان پایه پیوند استفاده میشود.

انواع پیوند درانبه

انواعمختلفی از پیوند در انبه استفاده می شود که مهمترین آنها پیوند به نکات مختلفی توجهمی شود. به عنوان مثال گاهی از پایه هایی که به زهکش، کمتر حساسند و یا به سرمازدگی (انبه جنگلی) و شوری خاک، مقاوم ترند،‌استفاده می شود. بذور باید قبل از کاشتضدعفونی شده و سپس در بستر بذر قرار گیرند.

اقلیم

آب وهوا اثر زیادی بر انبه دارد. بهترین اقلیم برای کشت و رشد انبه، شرایطی است که یکفصل خشک مشخص در زمان شکوفه دهی و رسیدن میوه داشته و دارای باران سالیانه بین 1250تا 1800 میلی متر داشته باشد. در صورت کمبود باران، آبیاری ضروری است.
تحمل این درخت به سرما کم است و به طوری کلی، متوسطدمای کمتر از 15 درجه مانع رشد و نمو آن بوده و سرمای زیر صفر را بیشتر از چند ساعتتحمل نمی کند.
انبه به اختلاف زیاد دما شب و روز نیزحساس است و لذا در مناطق گرمسیری، رشد و نمو مناسب آن به ارتفاع زیر 600 متر و درمناطق نیمه گرمسیری به نواحی مسطح دریا محدود است.
شکل 1 کمربند نسبتاً وسیعی در مناطق گرمسیری که در حال حاضر انبه در آن پراکنده است رانشان
می دهد. تعیین حدود این مناطق به حداقل و متوسط دما در زمستان صورت گرفتهاست. چنانچه ملاحظه می شود، ناحیه نسبتا وسیعی از جنوب شرقی ایران (شامل هرمزگان،کهنوج و جنوب بلوچستان) در این محدوده قرار گرفته است.

خاک

انبه در انواع گوناگونی از خاک هایی که زهکشی مناسبی داشته باشند، رشدمی کنند. این درخت به فضا زیادی برای رشد و گسترش ریشه نیاز دارد، و لذا خاک های کمعمق برای آن مناسب نیستند.
به لحاظ نوع خاک، خاک هایشنی لومی و نیمه سنگین مناسب تر بوده و خاک های سنگین، شنی سبک و دارای املاح نمکیو یا حالت ماندابی، نامناسب می باشند.
زهکشی به خصوصدر اوایل دوره رشد ضروری است و به طور کلی سطح آب زیرزمینی نبایستی از عمق 8/1 تا 5/2 متر بالاتر باشد.
مناسب ترینPHخاک برای کشت انبه بین 5/5 تا 7 میباشد.

کاشت درخت انبه

انتقال نهال باید در شروع فصلبارندگی انجام گیرد. درختان پیوندی را در سطح 12*12 متر و درختان غیرپیوندی را بایددر سطح 14*14 متر کشت نمود.عمق چاله ها 1 متر و طول و عرض چاله هم 1 متر باشد. خاکسطح الارض و تحت الارض را از هم جدا کرده و سپس خاک سطح الارض را با یک حلب 20لیتری که حیوانی یا کمپوست مخلوط نمود و چاله را از این مخلوط پر کرد. خاک اطرافگیاه را با پا سفت می کنند و از خاک تحت الارض برای حلقه دور درخت استفاده می کنیم.

کوددهی

برای رشد نمو مناسب گیاه باید هر سال از کودهای شیمیایی استفاده نمود. میزان مصرف کودشیمیایی در سال اول بعد از کاشت گیاه بوده و در سال های بعد همزمانبا شروع فصل بارندگی خواهد بود. هم چنین مصرف کودهای ازتی قبل از شکوفه دهی درخت درتثبیت میوه موثر است.
معمولامیزان مصرف کودشیمیایی نیترات آمونیم همراه با کلسیم به شرح ذیل می باشد.
سال اول 50 گرم
سال دوم 100 گرم
سال سوم 150 گرم
سال چهارم 200 گرم
اگر کمبود پتاس در خاک وجودداشته باشد می توان از کودشیمیایی مرکب با ترکیب 18 ـ 15 ـ 12 به جای کود فوقاستفاده نمود. در این صورت 100 گرم برای هر درخت در سال اول و 150 گرم در سال دوم و 200 گرم در سال سوم توصیه می شود. در سال های بعد با توجه به وضعیت پتاس خاک بایدمیزان موردنیاز افزایش یابد.
کاربرد محلول های حاوی ریزمغذی شامل مس، روی، منگنز، و بر نیز مفید استاین کار بهتر است که در سال های اول کاشت سه بار در سال و در مورد بر یک بار در سالو در سال های بعد حداقل یک بار در سال صورت بگیرد. بهترین زمان برای مصرف کودحیوانی ا وایل آذر و دی ماه و مصرف کودهای ازته و فسفره در اواسط بهمن ماه موثرتراست.
مؤسسه تحقیقات خرما ومیوه های گرمسیری میزان مصرف کودهایNPKرا برای درختانبارور
(680 ـ 185ـ‌730) گرم در سال را توصیه نموده است.

آبیاری

آبیاری درختانانبه بستگی مستقیم به شرایط آب و هوایی و میزان بارندگی دارد. چنانکه در مقدمه ذکرشد، در مناطقی که بارندگی کافی است، نیاز به آبیاری درختان مسن بسیار کم است.
به طور کلی برای دوره هایاولیه دو تا سه ماه پس از کشت، آبیاری سه بار در هفته صورت می گیرد. در دوره هایبعد آبیاری در تابستان یک بار در هفته و در زمستان هر دو هفته یک بار انجام می شود. درختان مثمر دو تا سه بار در ماه آبیاری می شوند. در دوره 2 تا 5/2 ماهه قبل ازگلدهی از آبیاری اجتناب
می شود. این کار رشد سبزینه ای را دچار وقفه کرده و درنتیجه باعث گلدهی بهتر می شود بنابراین در زمان گلدهی نیز باید از آبیاری اجتنابکرد و در صورت لزوم یک آبیاری سبک پس از دوره مذکور و قبل از شکوفایی گل ها انجاممی گیرد. پس از تثبیت میوه ها، آبیاری بایستی به طور مستمر انجام شود.

هرس

درخت انبه به صورت گنبدی شکل و تا حدود زیادی متناسب رشد می کند ولذا بههرس زیاد نیاز ندارد. با یک برنامه هرس می توان گسترش متوازن شاخه ها و امکاناستفاده حداکثر از سطح برگ ها را فراهم کرد. شاخه های ضعیف، خشک، بیمار و آفت زده ویا رو به داخل (که همیشه در سایه هستند) را بایستی جدا کرد. در سال اول نهال را تاارتفاع 1 متر قطع می کنند تا اسکلت تاج درخت شکل گیرد در سال دوم 4 تا 5 شاخه کهبین آنها دارای فضای مناسبی باشد انتخاب می کنند تا شاخه اصلی درخت را تشکیل دهد وشاخه های دیگر را قطع می نمایند.

برداشت

درخت انبه از سال چهارم یا پنجم بعداز کاشت شروع به میوه دادن می کند و بعد از 8 سال میزان تولید آن افزایش می یابد. در 20 سالگی به رشد کامل می رسد.
هر درخت باید در سال بین 200 تا 500 عدد میوه تولید نماید. بعضی ازارقام در سال می توانند 100 عدد میوه تولید نمایند. از نظر تولید، ارقام انبه نظمهماهنگی ندارند به طوری که در یک برداشت کم از نظر تولید، ارقام انبه نظم هماهنگیندارد به طوری که در یک برداشت کم از نظر تعداد امکان افزایش کیفیت میوه وجود دارد.
معمولا از گلدهی تا زمانرسیدن میوه ها 3 تا 6 ماه طور می کشد. برداشت میوه ها با تغییر رنگ آن از سبز بهزرد شروع می شود و معمولا در این حالت بریکس میوه بیشتر از 7 می باشد. میوه ها راباید در فواصل زمانی منظم برداشت نمود. میوه ها را به آرامی در دست گرفته و میچینند و سپس بسته بندی
می نمایند. میوه ها همراه با 5 تا 10 سانتی متر از دممیوه چیده می شود. برای حمل و نقل و صادرات میوه باید دم میوه ها را تا 2 سانتی مترکوتاه نموده و شستشو می دهیم تا مواد زاید و بقایای سم از بین برود و سپس در جعبهقرار می دهیم. برای جلوگیری از شکستن شاخه های درخت در زمان برداشت از نردبان یابالابرها باید استفاده نمود.

بسته بندی:

برای بسته بندی این محصول در کارتنباید نکات ذیل را رعایت نمود.
1.کف کارتن از نوع مقوای سه لای سنگین و در آن ترجیحاًتلسکوپی باشد و از انواع دای کاتی دردار نیز می توان استفاده نمود.
2.کارتنهای مورداستفاده، تمیز، نو، خشک و عاری از بو بوده و اثر نامطلوب روی سطح خارجی یاکیفیت میوه نداشته باشد.
3.در کارتن های پنج کیلویی به صورت یک ردیفه با استفادهاز شبکه های سلولزی بین میوه ها بسته بندی شود.

شرایط حمل

میوه انبهباید یک هفته قبل از رسیدن کامل چیده شود و در حرارت 9 درحه سیلسیوس با رطوبت نسبی 90 ـ 85 درصد با ماشین یخچال دار حمل شود.

شرایط نگهداری

براینگهداری انبه در انبار باید شرایط زیر رعایت گردد.
1.کارتن های میوه باید بهطور منظم به نحوی در انبارقرار داده شوند که جریان هوا بین آنها آزادانه برقرارباشد.
2.رطوبت نسبی انبار 90 ـ 85 درصد و حرارت آن 20 ـ 16 درجه سلسیوسباشد.
3.در صورت رعایت شرایط فوق میوه را به مدت 21 ـ‌14 روز می توان در انبارنگهداری نمود.

سال آوری

سال آوری انبه یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده درتولید میوه می باشد. باردهی به صورت یکسال در میان و یا بی قائده باعث مشکلاتاقتصادی در تولید آن می شود. میوه انبه به روی شاخه های 9 ماهه تا یک ساله تشکیل میشود و لذا در سال هایی که باردهی درخت خوب باشد، رشد شاخه های جوان کم شده و در سالبعد تشکیل میوه روی آنها دچار کاهش می شود. عکس این حالت در سال بعد اتفاق
میافتد. به این صورت که به علت باردهی کم، رشد شاخه ها بیشتر و لذا در سال بعد، میوهدهی بهتر صورت می گیرد. البته عوامل متعدد دیگری چون ویژگی ژنتیکی، شرایط آب وهوایی، کمبود موادغذایی و غیره در باردهی سالانه موثرند.
جهت کاهش اثرات سالآوری توصیه های زیر ارایه شده است:
1.به درختان بالای 15 سالحدود 6 ـ 5 کیلوگرم سولفات آمونیوم و 3 ـ 2 کیلوگرم کود اوره قبل از رسیدن به مرحلهگلدهی داده شود و همچنین حدود دو ماه قبل از گلدهی مقدار 2 کیلوگرم کود سولفاتپتاسیم برای هر درخت مصرف شود.
2.کشت مخلوط ارقامی که سال آوری ندارند با ارقامی کهدارای سال آوری می باشند.
3.مبارزه با آفت و بیماری ها
4.محافظت درخت از سرمایشبانه در هنگام تشکیل گل و میوه
5.تنک کردن میوه های تشکیلشده روی شاخه های جوان که به رشد و نمو دیگر شاخه ها (برای سال بعد) کمک میکند.
باردهی درخت انبه 5 ـ‌4 سالگی به باردهی می رسد. البته مقدارتولید در سال های اول پایین است و به تدریج تا حدود 500 ـ 300 در هر درخت می رسد. متوسط بازده بر مبنای وزن برای هر درخت در درختان پیوندی 200 ـ 150 کیلوگرم و برایدرخت های غیرپیوندی 400 ـ 300 کیلوگرم است.
معمولا از گلدهی تا زمان رسیدن میوه ها حدود 3 ـ 6ماه طول می کشد و شروع ریزش طبیعی میوه ها نشانه رسیدن میوه است. البته انبه بهصورت «نارس» برداشت می شود و «نارس» حالتی است که رنگ پوست آن متمایل به زرد بوده ودر شرایط نگهداری در انبار قابل رسیدن باشد.
حدود 6 تا 7 هفته پس از برداشت، میوه ها زرد و نرمشده (در انبار) و برای مصرف آماده اند.
آفاتانبه از مشهورترین آفات انبه میتوان به مگس های میوه، شپشک، زنجره انبه اشاره نمود که از این میان مگس میوه، نظریه اهمیت آن مورد بررسی قرار می گیرد.
مگس میوه انبهDacus Zonatusبزرگ ترین آفتانبه و گواوا می باشد. خسارت این آفت از طریق تخم گذاری در درون میوه و رشد لاروهادر داخل آن می باشد. از سایر میزبان های این آفت می توان به آلو و مرکبات اشارهکرد.
به دلیل حضور فعال اینآفت در تمامی فصول سال (حدود 10 ماه)، مبارزه و کنترل آن غالبا دشوار است، به ویژهآنکه قابلیت تحرک این آفت در بین باغ ها نسبتا زیاد است. به لحاظ محیطی درجه حرارتزیر
5/23 درجه به مدت یک ماه (یاکمتر) اثر منفی روی جمعیت آفت دارد.
در مبارزه شیمیایی از سموممختلف حشره کش و در مبارزه تلفیقی استفاده از تله های فرمونی پیشنهاد شده است. اخیراً تلاش هایی در مورد کنترل آفت از طریق عقیم سازی حشرات نر صورت گرفتهاست.

بیماری انبه

مهم ترین بیماری های انبه شامل موارد زیر است:

1ـ آنتراکنوز (Anthracnose)

بیماری تقریبا شایع باغ های انبه است که علایم آن بهصورت خشک شدن حاشیه برگ ها، ریزش برگ و خشکی شاخه ها است. از سایر عوارض آن می توانبه پژمردگی و ریزش شکوفه ها اشاره نمود. عامل این بیماریColetotrichum gloesporioidesمعرفی شده است.
برای کنترل این بیماری توصیه می شود تا خاک باغ هاهنگام احداث از نظر آلودگی به قارچ نامبرده مورد بررسی قرار گیرد. بقایای میوهمحصولات آآآنبتشمتننم بتنبت
آلوده را برای جلوگیری از پیشرفت وگسترش بیماری بسوزانند و همچنین بهدرختان مبتلا کود کافی و مناسب داده شود. در مبارزه شیمیایی استفاده از قارچ کشهایی مانندCaptanو یا قارچ کش های حاوی مس قبل از زمانگلدهی تا مرحله برداشت توصیه شده است.

2ـ سفیدک پودری (Powdery Mildew)

خسارت اینقارچ عمدتا بر روی گل ها بوده و علاوه بر آن بر روی شاخه ها و شکوفه ها نیز آسیبوارد می نماید که معمولا منجر به ریزش گل ها می شود. گسترش این قارچ اغلب در هنگامباران های سنگین صورت می گیرد. برای مبارزه شیمیایی توصیه شده است، از مرحله شروعگلدهی تا تثبیت میوه، هر دو هفته یک بار با استفاده از قارچ کش هایی مانندDinocapسم پاشی صورت گیرد.

3ـ بیماریMango Malformation

در سال های اخیر بهعنوان یکی از مهم ترین بیماری های انبه محسوب می شود. در اثر این بیماری تشکیل گلبه صورت گرفته و در نتیجه میوه تشکیل نمی شود.
اطلاعات در مورد این بیماری و روش قطعی مبارزه با آنهنوز کامل و شناخته شده نیست.

تركيبات شيميايي:

انبه داراي موادي مانند اسيد بنزوئيك Benzoic Acid اسيد سيتريك Citric Acid و پيوري يلو دري Puri yellow Dye كه ماده زرد رنگي است مي باشد . انبه در حدود15% تانن درد .
هسته انبه داراي چربي زياد و نشاسته و اسيد گاليك Gallic Acid است .
در صد گرم انبه مواد زير موجود است :

خواص داروئی

انرژي

45 كالري

آب

80 گرم

نشاسته

12  گرم

پروتئين

0/5 گرم

چربي

0/15 گرم

كلسيم 

6 گرم

فسفر 

9 ميلي گرم

آهن

0/15 ميلي گرم

ويتامين آ

3500 واحد

ويتامين ب 1

0/4  ميلي گرم

ويتامين ب 2

0/35 ميلي گرم

ويتامين ب 3

0/6 ميلي گرم

ويتامين ث

25 ميلي گرم      

خواص میوه انبه رسیده از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک و نارس آن سرد و خشک است. انبه نارس تولید کننده بلغم و سودا در بدن می‌باشد.
• انبه بسیار مقوی بوده و تقویت کننده بدن است.
• انبه تقویت کننده قوای جنسی است.
• رنگ صورت را درخشان می‌کند.
• دهان را خوشبو می‌کند.
• ادرارآور است.
• یبوست را برطرف می‌کند.
• انبه دارای مقدر زیادی اسید گالیک است. بنابراین دستگاه گوارش را ضد عفونی و تمیز می‌کند.
• انبه تمیز کننده خون می‌باشد.
• خوردن انبه بوی بد بدن را از بین می‌برد.
• انبه حرارت بدن را کاهش می‌دهد و تب را پائین می‌آورد.
• برای رفع اسهال مفید است.
• خوردن انبه ، سردرد ، تنگی نفس و سرفه را از بین می‌برد.
• برای درمان بواسیر مفید است.
• عطش را برطرف می‌کند.
• انبه چون گرم است برای گرم مزاجان مناسب نیست و این اشخاص باید آن را با سکنجبین بخورند.

خواص مغز هسته انبه

انبه دارای هسته بزرگی است که در وسط آن مغز آن قرار درد که به جای مغز بادام می‌توان از آن در شیرینی‌جات استفاده کرد.
• خوردن مغز هسته اسهال را برطرف می‌کند.
• برای معالجه سرماخوردگی مصرف می‌شود.
• سرفه‌های سخت را درمان می‌کند.
• درمان کننده بواسیر خونی است.
• خانمهایی که دچار خونریزی از رحم می‌باشند و یا بین دو عادت ماهیانه خونریزی دارند برای رفع آن باید از مغز انبه استفاده کنند.
• مغز هسته انبه کرم کش و ضد اسهال است.
• برای تسکین آسم و تنگی نفس مفید است.
• ضد استفراغ است.

دیگر خواص درخت انبه

• گل انبه سرد و خشک است و اسهال را رفع می‌کند.
• اگر شکوفه درخت انبه را خشک کرده و هر روز حدود 3 گرم آن را با 10 گرم شکر بخورند سرعت انزال را معالجه می‌کند.
• صمغ درخت انبه را با روغن و آبلیمو مخلوط کنید برای ناراحتیهای پوست مفید است.
• برای برطرف کردن ریزش مو ، آب برگهای درخت انبه را روی سر بمالید.
• برای تقویت دندان و لثه دم کرده برگ درخت انبه را مضمضه کنید.
• روشهای خوردن انبـــــــه
• انبه‌ها عموما بسیار آبدارند و خوردن آنها بسیار کثیف کننده می‌باشد. بنابراین انبه‌هایی که به مناطق معتدله صادر می‌شوند همانند بیشتر میوه‌های گرمسیری به صورت نیمه رسیده چیده می‌شوند. اگرچه آنها تولید کننده اتیلن هستند و در طول حمل و نقل می‌رسند، به ندرت به اندازه نوع تازه دارای آب یا طعم هستند. انبه رسیده دارای پوست نارنجی ، زرد یا مایل به قرمز می‌باشند. برای اینکه انبه پس از خرید همچنان به رسیدن ادامه دهد لازم است در جای خنک و تاریک ولی نه در یخچال انبار شود. یخچال جریان رسیدن انبه را به تاخیر خواهد انداخت. یک راه ساده برای خوردن انبه‌ای درشت ، طبق روال آن استفاده از چاقو است. در آغاز قسمت پوست را جدا نموده سپس آن‌را تقسیم کرده و با چاقو تکه‌های کوچک آنرا بخورید. قسمتهای بیشتری از پوست را جدا کنید تا به مقدار بیشتری از گوشت میوه دسترسی پیدا کنید. وقتی آخرین قسمت را می‌خورید، یعنی زمانی که پوست دیگری در میوه برای نگهداشتن وجود ندارد منتظر خیس شدن دستهایتان باشید. در مکزیک و گواتمالا برشهای انبه را با پودر فلفل قرمز و یا نمک می‌خورند. در هندوستان انبه کال را با پودر فلفل قرمز و یا نمک می‌خورند. در فیلیپین انبه کال را با نوعی رب شور به نام bagoong که از ماهی یا میگو تهیه می‌شود می‌خورند.

مضرات

هضم انبه برای بعضی از افراد سخت است و ممکن است ایجاد خارش و دمل نمائید. اگر خون انبه ایجاد نفخ بکند باید آن را با زنجبیل خورد.

تنوع در انبه ها

انبه ها نوعاً ميوه هايي منحني (خميده)با پوست سبز، مايل به صورتي،طلايي يا قرمز و نارنجي زيبا، بسيار معطر ودر بر گيرندهً دانه هاي كركين پهن وخيلي بزرگ هستند.تنوعات زيادي در اين ميوه موجود است.آنها مي توانند گرد، بيضي، قلوه اي شكل باشند.هر كدام از اين ميوه هاطعم،مزه واستحكام مغز ساقه خود را دارند.

ارزش غذايي انبه

انبه از نظر غذائي بسيار غني است در مقايسه باساير ميوه هامنبع عالي كاروتن است
هر يكصد گرم از قسمت خوراكي انبه حاوي 1990 واحد بين المللي بتاكاروتن (ويتامين آ) است كه خيلي بيشتر ازميزان موجود در ساير ميوه هاست. مجموع كاروتنوئيدها در انبه با رسيدگي ميوه افزايش مي يابد.خوردن ميوه درفصل آن مي تواند ذخيره اي از( ويتامين آ) در كبد تأمين كند كه براي دوام آوردن براي بقيه سال كفايت مي كندو براي پيشگيري از ناهنجاري هاي كمبود ويتامين آ مثل شب كوري، بسيار مفيد است .
انبه، چه رسيده وچه نارس منبع خوبي از( ويتامين ث) مي باشد . در هر يكصد گرم انبه مقدار 16 ميلي گرم ويتامين ث موجود است.( ويتامينهاي آ وث) هر دو آنتي اكسيدان بوده وبه جلوگيري از آسيبهاي راديكالهاي آزاد و در نتيجه كاهش ريسك برخي سرطانها كمك مي كنند. انبه رسيده تامين كننده منبع خوبي از كالري است.يك انبه رسيده به ازاي هر يكصدگرم وزن مقدار 47كيلو كالري تأًمين مي كند.(كه بيشتر از قند فروكتوز به دست مي آيد).انبه نارس در مقايسه با رسيدهً آن كالري كمتري دارد. انبه رسيده همچنين منبع خوبي از پتاسيم بوده و مقدار نا چيزسديم آن ، باعث مي شود براي بيماران داراي فشار خون بالامناسب باشد افرادي كه محدوديت رژيم پتاسيم دار مثل رژيم غذايي براي نارسائي كليه دارند بايد از مصرف انبه پرهيز كنند.

انتخاب وخريد

رنگ لزومأً نشان رسيدگي در انبه نيست.حتي وقتي كه آنها رسيده اند با برخي تغييرات آنها سبز باقي مي مانند، درحاليكه ديگر انبه ها طلايي يا قرمز روشن يا تركيبي از اين دو رنگ هستند.ميوه هايي كه خراب نشده يا علامت سياه روي پوست آن نيست بخريد. بهترين راه انتخاب (در خريد) سفت ومعطر بودن ميوه است.

ذخيره كردن

انبه هاي رسيده مي تواند براي روزها تا هفته ها بستگي به تنوع ان انبار شوند.قطعه هاي انبه مي تواند كنسروشود يا خشك،ومغز آن خارج شود.انبه هاي رسيده بيشتر براي خشك كردن بكار مي روند واينها مي توانند براي ترشي وچاشني غذا بكار برده شوند.

تهيه و كاربردهاي انبه

بهترين مصرف اين ميوه لذيذ خوردن آن به عنوان يك ميوه رسيده است.از انبه ها به علاوه سالادهاي ميوه خارق العاده تهيه مي شود ومي توان براي درست كردن يخمكها وبستني ها نيز خالص شوند.ميلك شيك ها ( مخلوط بستني با شير كاكائو)، آب ميوه ، انواع مربا،ژله ،ترشي (با انبه )خوراك خوشمزه اي را معمولاً آماده مي كنند.
انبه هاي رسيده كوچك همچنين مي توانند ادويه لذيذي با افزودن نارگيل ودوغ بسازند. ميگوها وماهي ها با انبه خام ترش طعم خوبي را مي سازند. ترشي انبه خام وادويه طعم معروفي دارد..انبه ًنارس پوست كنده به قطعات كوچك وباريكي بريده ودر آفتاب خشك مي شودبعداًچاشني وپودر زردچوبه زده كه در هند در طبخ غذا استفاده مي كنند .دانه هاي انبه همچنين خوردني هستندودرسايه خشك وپودر زده و غذاهاي زيادي را بوجود مي آورند. انبه هاي خام كوچك مي تواند بخار داده شوندودر محلول نمك دركوزه گلي براي دوره اي از 4تا5 ماه قرار گيرند. بعدها مي توان انبه ها را بر حسب نياز بيرون آورده پس از خرد كردن با فلفل سبز و مختصري روغن به عنوان چاشني خورد.برگهاي ظريف انبه؛پوست وساقه براي خواص ضد باكتريا ئي درهندوستان وديگر كشورها، به كار برده می شود.

منابع :

انبه http://daneshnameh.roshd.ir
انبه http://aftab.ir
انبه Mango http://www.irteb.com
آشنایی با میوه انبه Mango http://www.afghanpen.com
انبه چیست؟ http://www.forum.pacyrus.com
انبه Mango http://www.money58.netfirms.com
خواص دارویی انبه http://www.persianv.com
انبه «داروئی» http://daneshnameh.roshd.ir
انبه http://www.parsiteb.com


موضوعات مرتبط: پزشکی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:19 ] [ سجاد رنجبر ]
خانواده نعناعيان Lamiaceae يکي از بزرگترين خانواده هاي گياهي است که داراي پراکنش جهاني مي باشد ( به غير از مناطق قطب شمال و جنوب ) و داراي حدود 200 جنس و دو تا پنج هزار گونه از بوته هاي معطر و درختچه هاي کوتاه است. اغلب نعناعيان توليدکننده ترپن ها و انواع ترکيبات دير هستند که اين ترکيبات را ( به طور عمده ) در غدد اپيدرمي برگها، ساقه ها و اندام هاي زايشي ذخيره مي کنند[1].
آويشن ( Thymus vulgaris L. ) يکي از گياهان تيره نعناعيان است که به صورت بوته هاي پرپشت در دامنه هاي خشک و بين تخته سنگ هاي نواحي مختلف مديترانه از جمله در کشورهاي فرانسه، پرتغال، اسپانيا، ايتاليا و يونان مي رويد[2و3]. اين گياه در نواحي نيمه خشک زلاندنو به ميزان چندين هزار هکتار به صورت خودرو وجود دارد. اين گونه در کشور ما به طور وحشي ديده نشده است[2]. البته آويشن همه ساله در سطح وسيعي از کشورهاي اسپانيا، آلمان، فرانسه، پرتغال، آمريکا، چک ، اسلواک، مجارستان و شمال آفريقا کشت مي شود[5]. در ايران نيز سطح زير کشت اين گونه رو به افزايش است.
از آويشن در صنايع غذايي، دارويي، بهداشتي و آرايشي استفاده متنوعي مي شود. روغن آويشن داراي خواصي نظير ضداسپاسم، بادشکن، ضدقارچ، ضدعفوني کننده، ضدکرم، ضدرماتيسم و خلط آور مي باشد. اسانس آويشن از جمله ده اسانس معروف است که داراي خواص ضدباکتريايي و ضدقارچي، آنتي اکسيدان، نگهدارنده طبيعي غذا و تأخيردهنده پيري پستانداران مي باشد و جايگاه خاصي در تجارت جهاني دارد[6و7]. همچنين آويشن در انواع غذاها استفاده مي شود و به عنوان ترکيبات معطر در اکثر فرآورده هاي غذايي مهم نظير مشروبات و دسرهاي لبنياتي استفاده مي شود[8]. اگرچه رشد و نمو، کيفيت و کميت مواد مؤثر گياهان دارويي از جمله تجمع ماده خشک و بيوسنتز اسانس، اساساً به وسيله فرآيندهاي ژنتيکي کنترل مي شود ولي عوامل محيطي نيز در اين ميان نقش مهمي را دارند. آنچه که مهم است اينکه روغن آويشن که در مناطق مختلف کشت مي شوند از نظر رنگ، طعم، ويسکوزيته و ترکيبات شيميايي متفاوت مي باشند و تنوع فصلي اثر معني داري روي عملکرد و ترکيبات روغن آن دارد. فاکتورهاي زراعي نيز روي عملکرد کمي و کيفي آويشن تآثير دارند که فاصله کاشت از فاکتورهاي مهم زراعي است که روي عملکرد اسانس و ماده خشک در واحد سطح تآثير معني داري دارد. و مشخص گرديد که فواصل بوته کمتر، به طور معني داري سبب افزايش عملکرد سر شاخه و ميزان اسانس شده که فاصله کاشت cm5 بيشترين عملکرد را داشته است[4].
اروپا به همراه آمريکا يکي از بازارهاي عمده مصرف کننده آويشن است. آمارهاي تجارتي نشان مي دهد که آمريکا ساليانه حدود 1000 تن آويشن وارد مي کند. 90 درصد از روغن آويشن در تجارت جهاني در اسپانيا توليد مي شود[9].
تاريخچه- گياه مذبور چون اختصاص به نواحي غربي منطقه مديترانه دارد و از قديم الايام در آنجا، همراه با گونه هاي ديگر Thymus مي روئيده است، از اين جهت اگر قدما در آثار خود تحت نام Thymos، بحثي از اين گياه به ميان آورده باشند، مسلماً اگر منظور آنها Th.vulgaris نبوده،خيلي هم از اين گياه دور نبوده است.
تئوفر است و ديوسکوريد، دو گونه از اين گياهان را مي شناخته اند که يکي براي مصارف طبي به کار مي رفت و گلهايي به رنگ سفيد داشته است و ديگري که نوع سياه ناميده مي شده، ضمن ايجاد ناراحتي، موجب برانگيختن صفرا مي شده است.
T.valgaris در طي قرون بعد تا اوايل قرن 11، در منطقه وسيعي از مديترانه و خارج از آن، انتشار يافت و مورد شناسايي عده بيشتري واقع گرديد، بطوري که اطباي قديم مانند Hildegard .St در قرن 12 و St. Albert در قرن 13، از آن در آثار خود نام برده اند. ضمناً زنان راهبه که در طبابت مداخله مي نموده اند آن را در رفع جذام، فلج و Pediulose مؤثر مي دانسته اند. از اين زمان به بعد، گياه مذکور تدريجاً ارزش خود را از نظر طبابت از دست داد به طوري که از آن فقط در طباخي استفاده به عمل مي آمد تا اينکه در سال 1725، Neuman ماده مؤثر گياه را کشف کرد و آن را Camphre Thym ناميد و دانشمند ديگري به نام Lallemande در سال 1853، اين ماده را تيمول نام گذاشت. از اين زمان به بعد، بررسي هاي عديده بر روي اثر درماني گياه به عمل آمد و از آن در معالجه بيماريهاي مختلف، استفاده گرديد‌‌‌‌‌[2].
گياه شناسي:
آويشن (Thymus vulgaris L. ) گياهي است از تيره نعناعيان (Lamiaceae ) که ساختار بوته اي دارد و داراي ساقه مستقيم و علفي يا چوبي و پرشاخه به ارتفاع 10 تا 30 سانتي متر و در بعضي موارد تا 45 سانتي متر است. ساقه هاي منشعب اين گياه پوشيده از کرک هاي سفيد رنگ مي باشد[10].
برگ هاي آن معطر، تا حدودي هميشه سبز[11]، متقابل[11و2]، تقريباً بدون دمبرگ [11] يا داراي دمبرگ بسيار کوتاه [2] مي باشد. برگ ها خاکستري روشن[12]، بيضوي- نيزه اي تا حالت کشيده[11] يا لوزي شکل[2] با طول 5 تا 15 ميلي متر[11] که عموماً کنار برگ ها برگشته[11و10و2] مي باشد. سطح تحتاني برگ ها از گردي به رنگ متمايل به سفيد[2] يا نمد مانند[10] پوشيده شده که داراي غده هاي فراوان اسانس مي باشد که به علت وجود چنين غده هايي، معمولاً گل ها به رنگ ارغواني کم رنگ تا سفيد[10] به شکل لوله اي، دو لبه، صمغي و به طول 5 ميلي متر ديده مـي شود. کاسبرگ ها کرکدار و غده مـانند و داراي براکتـه هاي شبيه برگ مي باشند. در شاخه هاي فرعي، گل ها به صورت دسته هاي جانبي و مارپيچي ديده شده و يا به صورت سرگل انتهايي بيضوي يا کروي شکل قرار مي گيرند[11]. همچنين کاسه گل به صورت زنگوله اي شکل با لبه دندانه اي کوتاه و صاف است[10].
حالات غيرطبيعي اين گياه آن است که بعضي از پايه هاي آن، گل هاي فاقد پرچم دارند و در برخي ديگر، پرچم ها زودتر از مادگي رشد مي کنند[2].
ميوه از چهار فندقه کوچک تشکيل شده که در لوله کاسه گل محصور شده است. بذر آويشن گرد و ريز که هر 000/170 بذر آن يک اونس ( 3/28 گرم ) وزن داشته و بذر آن براي سه سال زنده باقي مي مانند[11].
اکولوژي:
مطالعات اکولوژي و آماري که روي آويشن ( Thyms vulgaris ) انجام شده نشان داده که پراکنش جغرافياي آن مطابق شکل شماره 1 است.
در مناطق گرم با ارتفاع کم و در اقليم هاي مديترانه اي خشک، جمعيت هاي تشکيل شده از گياهان فنوليک ( تيمول و کارواکرول ) از همه غالب تر بودند. با فاصله بيشتر از نواحي ساحلي مديترانه اي و حرکت به طرف مناطق مرطوب تر، گياهاني که کمتر فنوليک بودند پديد مي آمدند و جاي خود را به تدريج به شيميوتيپ هاي حاوي ترپن هاي غيرفنوليک حلقوي ( 4- توجانول و آلفا- توپنيئول ) و مونوترپن هاي غير حلقوي ( لينالول يا استوراديکلي، ژرانيول ) مي دادند. در اسپانيا شيميوتيپ ديگري يافت شده که ترکيب دو حلقه اي 1 و 8- سينئول به عنوان ترکيب اصلي آن شناسايي و بومي آنجا نيز مي باشد[1].
آويشن گياهي است که به طور طبيعي در شرايط مزرعه اي در نواحي نيمه خشک تا معتدل گرم در دماهاي بالا و تشعشع شديد آفتاب رشد مي کند[17و18]. آويشن در مراحل اوليه داراي رشد خيلي کند بوده و در مراحل بعدي نمود- مخصوصاً 60 روز بعد- يک افزايش سريع در تجمع ماده خشک ( 4 تا 6 برابر تحت نور اضافي و 5/2 تا 5 برابر تحت نور طبيعي ) نسبت به گياهان 40 روزه دارد[17].
ميزان آب خاک و رژيم هاي نوري به طور معني داري رشد کلني هاي آويشن ( وزن خشک ريشه و اندام هوايي ) را تغيير مي دهند و بين شرايط نوري و ميزان رطوبت خاک اثر متقابل مشاهده شده و تأثير افزايش رطوبت خاک اثر متقابل مشاهده شده و تأثير افزايش رطوبت خاک در شرايط نور طبيعي به اندازه نور اضافي قابل توجه نبوده است و افزايش رطوبت خاک در شرايط نور اضافي دارد. به هر حال در شرايط نور اضافي و رطوبت خاک 70 درصد، بالاترين ميزان فتوسنتز و اسانس نيز در شرايط نور طبيعي و 50 درصد رطوبت خاک ذکر گرديده است. البته منظور از نور اضافي يعني جريان فتوسنتزي 200 ميکرومول بر متر مربع در ثانيه است که به وسيله لامپ هاي ( HPS High Pressure Sodium ) به همراه نور طبيعي ايجاد مي گردد[17و18].
در تحقيقي براي بررسي سطوح نوري بر روي ميزان اسانس، گياه آويشن تحت شدت هاي مختلف نوري ( سايه، ابري، 15، 27، 45، 100 درصد نور کامل ) قرار داده شدند و مشخص شد که بيشترين غلظت اسانس و ميزان تيمول و Myrcene موجود در اسانس در نور کامل خورشيد به دست مي آيد. طول برگ و تراکم Peltate hair با کاهش سطوح نوري کاهش مي يابد[19].
خاک مزرعه آويشن بايستي به خوبي زهکشي شده و PH آن حداقل 6 باشد و در صورت نياز بايستي با استفاده از آهک اصلاح شود. اگرچه آويشن در شرايط خيلي خشک و بدون بارندگي رشد مي کند ولي عملکرد آن کاهش مي يابد و اساساً آبياري، عملکرد را افزايش مي دهد[9].
زراعت:
الف- کاشت
آويشن از طريق بذر، قلمه و تقسيم بوته تکثير مي شود[10و20]. عدم يکنواختي پوشش مزرعه همواره به عنوان يک مشکل در کشت مستقيم بذر مي باشد به همين خاطر روش کشت ديگري ارائه مي شود که توليد نشاء بذري در بستر گلخانه يا قفسه هاي سلولي و سپس انتقال نشاها به مزرعه است.
بذور آويشن طي يک تا دو هفته در دماي 32- 12 درجه سانتي گراد ( 54 تا 90 درجه فارنهايت ) جوانه مي زنند. گاهي اوقات جوانه زني توسط نور تسريع مي شود[21].
به علت وجود اختلافات در وضعيت رشد، زمان گلدهي و توليد در گياهان حاصل از کشت مستقيم ( بذور ) که ميزان يکنواختي را در مزرعه پايين مي آورد، بهتر است ژنوتيپ هاي مرغوب را انتخاب کرده و آنها را به وسيله قلمه تکثير نمود که عدم يکنواختي در مزرعه و محصول کاهش يابد[9]. قابل ذکر است که اين اختلافات به خاطر وجود دگرگشتي بالا و هتروزيگوسيتي در اين گياه مي باشد.
آويشن به آساني از قلمه هاي 10-5 سانتي متري در بهار تکثير مي شود. هورمون هاي افزايش دهنده ريشه براي تکثير ممکن است مفيد باشند. در تحقيقي[22] مشخص شده که کشت بذر آويشن نسبت به کشت قلمه آن، عملکرد بيشتري را توليد مي نمايد. در تحقيق ديگري[23] در کشت مستقيم، عملکرد ماده خشک بيشتري نسبت به نشاکاري به دست آمد.
زمان مناسب براي کشت بذر در خزانه اواخر اسفند مي باشد و در زمان انتقال، ارتفاع نشاءها 10 تا 15 سانتي متر مي باشد[5].
زمان کشت مستقيم بذور اوايل بهار يا اواسط پاييز مي باشد عمق کشت کمتر از 5/0 سانتي متر و ميزان بذر لازم 5 تا 6 کيلوگرم در هکتار مي باشد[5].
در تحقيقي[24] جهت بررسي تراکم مناسب براي دستيابي به عملکرد بالاتر، آويشن در فواصل 15، 20، و 45 سانتي متر و در رديف هاي به فواصل 60 سانتي متر کشت گرديد و مشخص شد که فواصل عملکرد سرشاخه و ميزان اسانس در واحد سطح شده و بيشترين عملکرد در فاصله کشت 15 سانتي متر به دست آمده است. البته درصد اسانس در سرشاخه خشک گياه تحت تأثير فاصله کاشت قرار نگرفت. تحقيق مشابهي در کرج[25] نيز تراکم مناسب کاشت را 15 سانتي متر روي رديف و 50 سانتيمتر بين رديف ها گزارش کرده است.
ب- داشت
با توجه به اينکه آويشن به مدت 6-4 سال در مزرعه باقي مي ماند برنامه ريزي براي کوددهي آن حايز اهميت است. با مصرف ميزان مناسب کود دامي پوسيده ( تقريباً 30-20 تن ) قبل از کشت بايستي تأمين نياز غذايي آن را تضمين کرد[25].
در تحقيقي[26] براي بررسي اثرات ازت در مقادير مختلف بر روي رشد و ميزان اسانس T.vulgaris در طي چهار فصل در ازمير مشخص شد که عملکرد ماده خشک گياه با افزايش مصرف ازت افزايش مي يابد. ميزان گل اسانس از 78/0 تا 1/3 درصد و درصد تيمول از 87/26 تا 57/58 درصد متغير بود و کود ازته هيچ اثر معني دار روي ميزان کل اسانس و يا درصد تيمول نداشت.
به طور معمول در فصل بهار قبل از کشت 50 تا 80 کيلوگرم در هکتار اکسيد پتاس به همراه 40 تا 60 کيلوگرم در هکتار ازت در اختيار گياهان قرار مي گيرد. از سال دوم ريش قبل از وجين علف هاي هرز همه ساله فصل بهار بايد 30 تا 50 کيلوگرم در هکتار ازت در اختيار گياهان قرار گيرد[5].
اگرچه آويشن به تعدادي از علف کش ها مقاومت نشان مي دهد به هر حال سوالاتي از قبيل بقاياي آن روي مواد گياهي مخصوصاً براي بازار صادرات مطرح است که بايستي مشخص شود. هيچ علف کشي براي استفاده روي آويشن ثبت نشده است و فقط تحقيقات محدودي در اين زمينه انجام گرفته است[9].
علف کش هايي که ممکن است براي کنترل انتخابي علف هاي هرز آويشن در آزمايش هاي تحقيقاتي و زراعي استفاده شوند شامل Linuron, Sinbar, Stomp, Foresite, Versatill مي باشد. با اين وجود هيچ گونه کنترل شيميايي علف هاي هرز ممکن است مطلوب نباشد. البته شايد بدون کمک بعضي از علف کش ها، کشت آويشن در مقياس وسيع ممکن نباشد. با اين حال آويشن را مي توان بدون استفاده از علف کش به طور موفقيت آميز در مزارع با استفاده از يک پوشش بازدارنده رشد علف هرز پرورش داد. براي چنين کاري مي توان از مالچ هاي آلي استفاده کرد[9].
ج- برداشت
برداشت آويشن، نقطه بحرانـي در مديريت زراعـي اين گياه محسـوب مي شود[9]. به طور کلي، بهترين زمان جمع آوري اندام رويشـي ( برگ ها و ساقه هاي جوان ) حاوي مواد مؤثر هنگامي است که گياه در مرحله گل زدايي باشد[27].
زمان برداشت مناسب براي آويشن در مناطق مختلف، متفاوت مي باشد و در تحقيقي در کرج، زمان برداشت مناسب، مرحله شروع گلدهي ذکر شده است و ارتفاع مناسب برداشت نيز 10 سانتي متر از سطح خاک گزارش شده است[27و28].
عمليات پس از برداشت:
به طور معمول آويشن در حجم زياد در آفتاب خشک مي شده اما کيفيت محصول نهايي بسيار کم بوده است. با استفاده از خشک کردن مصنوعي مي توان کيفيت محصول را کنترل کرد. به عبارت ديگر، يک خشک کن با جريان هواي تحت فشار مناسب مي باشد. آويشن بايستي در دماي پايين تر از 40 درجه سانتي گراد براي کاهش اتلاف عطر در جريان تبخير،خشک شود و رنگ سبز خود را حفظ کند. محصول خشک شده بايد پروسه جدا کردن برگ از ساقه ها و غربال کردن را براي حذف گرد و غبار طي کند تا محصول يکنواختي توليد شود.
اسانس آويشن را از اندام هوايي تازه آويشن مي توان به وسيله سيستم تقطير بخار استخراج کرد. اسانس در غدد کوچک روي برگ ها ذخيره شده است. عملکرد و کيفيت اسانس بسته به ساختار ژنتيکي گياه، مرحله بلوغ گياه، زمان برداشت، محيط و عمليات استخراج فرق مي کند[9].
شيمي گياه:
اسانس، ماده مؤثر آويشن مي باشد[2و13]. اسانس آويشن مايعي است زرد يا قهوه اي مايل به قرمز تيره با بوي مطبوع قوي و طعم تند و پايدار و خنک کننده، که از تقطير برگ ها و سرشاخه هاي گلدار T.vulgaris استخراج مي شود[14] و ترکيبي از مواد شيميايي مختلف است[3].
به هر حال سرشاخه هاي آويشن حاوي اساني، تانن ها، مواد اصلي تلخ، ساپونين ها و ضدعفوني کننده هاي گياهي مي باشند[3] و جدول شماره 1 ساير ترکيبات موجود در اندام هاي هوايي اين گياه را نشان مي دهد[15]. آويشن محتوي 8/0 تا 6/2 درصد (معمولاً 1 درصد) اسانس است که قسمت اعظم آن را فنل ها ( 20 تا 80 درصد )، هيدروکربن هاي مونوترپني ( مثل p-cymene و y-terpinen ) تشکيل مي دهد که گاهي هر کدام از اين ترکيبات تا 80 درصد ( يا بيشتر ) از ترکيبات اسانس را تشکيل مي دهند. به طور طبيعي تيمول جزء اصلي فنلي در آويشن است و کارواکرول نيز يک جزء فرعي است[8] که در جداول شماره 2 و 3 مشخصات آنها آمده است. آنچه که مهم است اين که روغن آويشن حاصل از T.vulgaris که در مناطق مختلف کشت مي شود از نظر رنگ، طعم، ويسکوزيته و ترکيبات شيميايي متفاوت مي باشد[11]. از طرف ديگر تنوع فصلي يک اثر معني داري روي عملکرد و ترکيبات روغني نيز دارد[4].
اسانس آويشن که به اسانس تم موسوم است بر اثر تقطير با بخار آب به دست مي آيد. اين اسانس در مجاورت نور فاسد مي شود. وزن مخصوص آن بين 915/0 تا 935/0 است و بايد در محل خنک، شيشه هاي دربسته کاملاً پر و دور از نور نگهداري شود[2].
جدول شماره 1- ترکيبات موجود در 100 گرم پيکر رويشي خشک آويشن[15]
ترکيبات مقدار
آب
انرژي
پروتئين
چربي
کربوهيدراتها
پنتوزان
فيبر
خاکستر
کلسيم
آهن
منيزيم
فسفر
پتاسيم
سديم
روي
نياسين
ويتامينA ( به صورت بتاکاروتن ) 8/7 گرم
257 تا 350 کيلوکالري
8/6 تا 1/9 گرم
6/4 تا 4/7 گرم
48 تا 9/63 گرم
12 تا 16 گرم
19 تا 24 گرم
7/11 تا 2/13 گرم
1890ميلي گرم
124 ميلي گرم
220 ميلي گرم
201 ميلي گرم
4/8 ميلي گرم
55 ميلي گرم
6 ميلي گرم
5 ميلي گرم
3800 واحد

center

اسانس آويشن:
فارماکوپه هاي آرژانتين، اطريش، فرانسه، مکزيک، لهستان، روماني، اسپانيا و سوئيس همه فقط نوع T.vulgaris را مورد استفاده قرار مي دهند. فارماکوپه آلمان Thymus Zygis را نيز قيد مي کند. ( در سال 1949 B.P.C. اسانس اوريگانوم به عنوان مترادف اسانس آويشن ذکر شده است ولي اسانس اوريگانوم مشتقي از T.capitagtus و origanum spp مي باشد و ممکن است حاوي تا 75% فنلها باشد. )
مايعي است زرد يا قهوه اي مايل به قرمز تيره با بوي مطبوع قوي و طعم تند و پايدار و خنک کننده، از تقطير برگها و سرشاخه هاي گلدار Thymus Vulgris و انواع ديگر تيموس ( آويشن ) و انواع اوريگانوم از تيره نعناع ( Labiatae ) حاصل مي شود. حاوي بيش از 40% حجم به حجم فنل ها ( تيمول و کارواکرول )، سيمن Cymene و لينالول ( به مقدار کم ) مي باشد. در اسانس کشور فرانسه مقدار درصد تيمول به 24 تا 25 درصد مي رسد.
حلاليت: به نسبت 1 به 2 در الکل ( 80% ) محلول است.
نگهداري: در جاي خنک و در ظرفهاي کاملاً سربسته و دور از نور نگهداري شود.
تيمول: يا اسيد تيميک، فنلي به فرمول O14H10C است که سال 1725 ميلادي توسط Nauman کشف و به نام کافور آويشن ( Campher de Thym ) موسوم شد تيمول به صورت بلوريهاي نسبتاً درشت، منشوري شکل و بيرنگ از اسانس تيم بدست مي آيد. در الکل، اتر، کلروفرم، اتردوپترول، سولفور دو کربن و اسيد استيک به مقدار زياد حل مي شود.
محلولهاي الکلي و آبي آن خنثي و فاقد هرگونه واکنش در مقابل تورنسل است. تيمول در محلولهاي قليايي به سهولت حل مي شود، در آب و گليسرين تقريباً غير از محلول است.
از مشخصات ديگر آن اين است که با مانتول، سالول ( Salol )، کافور و کلرال، مخلوط مايع بوجود مي آورد. يک قسمت تيمول اگر در مقدار کافي اسيد استيک گلاسيال وارد شود و سپس معادل 3 قسمت اسيد سولفوريک به آن اضافه شود، به حالت گرم بايد ايجاد رنگ بنفش نمايد ( کدکس فرانسه ) .
مصارف: آويشن بسته به ميزان اسانس هاي فرار موجود اثرات ضدنفخ دارد.
مايع استخراجي از آن يکي از مواد سازنده شربتهاي غليظ ضدسرفه ( Cough linctuses ) مي باشد که به عنوان ماده طعم دهنده نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
اسانس آويشن فرآورده هاي ضد اسپاسم، ضد نفخ و اثر ضدعفوني کننده قوي داشته، در عين حال کمي سمي است. اين سميت مربوط به ماده مؤثره آن، تيمول است که در اسانس به مقدار نسبتاً زياد وجود دارد. از اين اسانس به صورت محلولهاي الکلي، گاهي در رفع بعضي سوء هضم ها، اسهالهاي ساده و دفع کرم استفاده مي شود. ولي در مواقع مصرف آن همواره به سميتي که دارد بايد توجه گردد زيرا مقادير کم تيمول حتي در بعضي اشخاص ايجاد عوارض ناراحت کننده مي نمايد و موجب آزردگي غده تيروئيد مي شود. پماد حاصل از اين اسانس در بعضي از بيماريهاي جلدي مخصوصاً زونا اثر مفيد ظاهر مي کند. در بيماريهاي جلدي گاهي از آن محلولهايي به صورت حمامهاي موضعي تهيه مي شود که بکار بردن آن موجب قوي شدن اعمال پوست و رفع ناراحتيهاي جلدي مي گردد، زيرا تجارب مکرر نشان داده که حمام اسانس مذکور اثر قرمز کننده پوست بدن دارد و مي توان آن را به مقدار 1 تا 2 گرم مخلوط در مقدار آب، براي رفع عوارض رماتيسم هاي مزمن و سياتيک هاي مقاوم به کاربرد بخصوص که محلولهاي رقيق آن اثر تحريک کننده بر روي مخاط چشم و پوست صورت ندارد.
همچنين مي توان اين اسانس را در مصرف خارجي با روغن زيتون يا روغنهاي ديگري روي مفاصل به عنوان گرم کننده و محرک سطحي بکار برد. اسانس تيم در فرمول بم اوپودلدوک Baum Opodeldock که داراي اثر ضد رماتيسمي است وارد مي گردد.
تيمول به علت دارا بودن اثر ضدعفوني کنندگي، مي تواند در بيماريهاي روده و يا ضدعفوني کردن آن در مسمويت هاي ناشي از عفونت روده، ديسانتري و وبا ( به عنوان پيشگيري ) اثر مفيد ظاهرکند ولي مصرف آن از اين لحاظ کمتر معمول است، در عوض از آن به علت دارا بودن اثر ضدکرم براي دفع کرمهاي تريکوسفال، کرم کدو، کرمک و آنکيلوستوم ( به صورت تنقيه ) استفاده به عمل مي آيد.
در استعمال خارج، از تيمول به عنوان ماده ضدعفوني کننده قوي استفاده به عمل مي آيد. تيمول در فرمول خميردندانها و محلولهاي غرغره و دهان شويه، وارد مي شود. در بيماريهاي دستگاه تنفسي مانند برونشيت مزمن، سل و سرفه، به صورت استنشاق و يا به حالت محلول جهت پانسمان زخمها بکار مي رود، زيرا اثر ميکروب کشي آن بر فنل ترجيح دارد.
در نزد 17 کودک بين 3 تا 18 سال مبتلا به شب ادراري با تجويز يک استکان کوچک از چاي آويشن تقطيري در موقع خواب به مدت 6 هفته موفقيت 85 درصد بدست آمد[37]
آويشن در انواع غذاها شامل غذاهاي پختني، گوشت و فرآورده هاي گوشتي، ادويه جات، چاشني ها و ... استفاده کمي مي شود. روغن سفيد آويشن، تنتور و عصاره مايع آن به عنوان ترکيبات معطر در اکثر فرآورده هاي غذايي مهم شامل مشروبات الکلي ( مثل ليکور ) و غيرالکلي، دسرهاي لبنياتي منجمد،ژلاتين ها و دسرهاي محتوي آرد برنج و ... استفاده مي شود. به طور متوسط حداکثر ميزان استفاده ها از آن کمتر از 003/0 درصد است[8].
فرآورده ها:
- عصاره مايع آويشن – Thym Liguid extract ( B.P.C. 1949 ) :
100 گرم آويشن را ابتدا به روش پرکولاسيون با مخلوطي از 10 ميلي ليتر گليسرول، 25 ميلي ليتر الکل ( 90% ) و 65 ميلي ليتر آب استخراج نمائيد. 85 ميلي ليتر از استخراج اوليه را کنار گذاشته بقيه را تبخير کنيد تا عصاره نرم حاصل شود. عصاره حاصل را در قسمت کنار گذاشته شده حل کنيد و با مايع استخراجي دوم به 100 ميلي ليتر برسانيد.
مقدار مصرف: 6/0 تا 4 ميلي ليتر.
در بعضي از فارماکوپه ها محصول مشابهي وجود دارد.
- دم کرده 5 تا 10 گرم گياه در يک ليتر آب جوش يا 2 تا 3 گرم آن بر حسب هر فنجان، ( در مواردي که منظور استفاده از آن به عنوان محلل باشد مي توان نعناع و با در نجبويه نيز جهت تخميرات معده و روده و يا مواد ديگر، بدان اضافه نمود. )
- گرد اعضاي خشک شده گياه به مقدار 4 تا 8 گرم مخلوط در عسل يا در يک محلول.
- شربت حاصل از دم کردن يک قاشق سوپخوري از سرشاخه گلدار يا برگدار گياه در 150 گرم آب براي مصرف در روز، صبح ناشتا، نيم ساعت قبل از صبحانه.
- دم کرده يا جوشانه 30 گرم سرشاخه در يک ليتر آب به منظور تهيه لوسيون جهت استعمال خارج.
- جوشانده سرشاخه گلدار گياه با پوست بلوط و لاواند، براي استفاده به حالت گرم جهت شستشو و رفع ترشحات زنانگي.
- در دامپزشکي، يک مشت از سرشاخه گلدار گياه را به مدت 15 تا 20 دقيقه در 2 تا 3 ليتر آب مي جوشانند و براي پانسمان جراحات پوزه حيوانات، زخم مخاط دهان، نوک پستان و سم دامها بکار مي برند.
از تيمول براي دفع کرم، به صورت کاشه هاي محتوي 25/0 تا 50/0 گرم و به مقدار حداکثر 4 گرم در روز براي اشخاص بالغ استفاده به عمل مي آيد. بايد توجه داشت که تيمول حتي اثر تحريک موضعي دارد و اگر به مقدار 2 گرم مصرف شود، ممکن است عوارض ناراحتي کننده اي مانند تهوع، احساس درد در معده يا اسهال و غيره ايجاد نمايد از اين نظر گاهي آن را به صورت محلولهاي تنقيه مورد استفاده قرار مي دهند. پس از مصرف تيمول، هرگز نبايد مشروبات الکلي مصرف شود زيرا باعث سرعت جذب آن و ايجاد مسموميت مي گردد. براي دفع کرم کدو، مدت 8 روز متوالي، يک کاشه محتوي 25/0 گرم تيمول را صبح ناشتا بايد مصرف کرد. با اين روش کرم کدو در روز چهارم دفع مي گردد. به طوري که ادامه مصرف آن تا روز هشتم منحصراً براي اطمينان از دفع کلي انگل مي باشد.
براي دفع اکسيورها، مدت 4 هفته بايد اين دارو به شر زير مصرف گردد:
در هفته اول و سوم، در هر روز 8 کاشه محتوي 50/0 گرم تيمول را بايد به فاصله ده دقيقه از يکديگر صبح ناشتا مصرف کرد و يک ساعت بعد از مصرف کاشته هشتمي نيز يک مسهل نمکي به کار برد. در فاصله هر دو روز نيز بايد يک تنقيه محلول هيپرتونيک نمک طعام ( 5 گرم نمک طعام در 250 گرم آب ) استعمال کرد.
در هفته دوم و چهارم نبايد اصولاً تيمول يا داروي ديگر بکار برده و فقط مي توان 10 گرم سونيترات بيسموت هر روز صبح مصرف نمود. در تمام دوره مداوا نيز مجراي دفع و حدود خارجي آن را بايد به پماد کالومل 30/1 آغشته کرد.
از تيمول در استعمال خارج به صورت محلولهاي 1 تا 5 در هزار ( آب الکل دار ) جهت غرغره، پانسمان و استنشاق و يا پماد 1 ا 2 درصد و غيره استفاده به عمل مي آيد[2و37].
گونه هاي مهم جنس Thymus در ايران:
چهارده گونه گزارش شده ايران، بيشترين پراکندگي را در شمال و غربي کشور دارند ه 10 گونه در استان هاي شمالي ( گرگان، گيلان و مازندران )، 11 گونه در استان هاي غربي ( آذربايجان، باختران، همدان، کردستان، لرستان، چهارمحال و بختياري، کهکيلويه و بويراحمد و اصفهان )، 7 گونه در مرکز ( تهران، سمنان، قزوين، اراک، يزد )، يک گونه در فارس و دو گونه در کرمان وجود دارد.
در زير فهرست گونه هايي که در مناطق مختلف ايران وجود دارند ارائه گرديده است[28].
گونه هاي موجود در استان هاي شمالي:
1.Thymus fallax
2.T. transcaucasicus
3.T. kotschyanus Boiss
4.T. fedtschenkoi Ronniger
5.T. migricus Klokov
6.T. transcaspicus Klokov
7.T. pubescens Boiss
8.T. carmanicus Jalas
9.T. causcasicus Wild
10.T. nummularius
گونه هاي موجود در غرب ايران:
1.T. persicus
2.T. daenensis
3.T. fallax
4.T. transcaueasicus Ronniger
5.T. kotschyanus Boiss
6.T. fedtschenkoi Ronngier
7.T. migricus klokov
8.T. trautvetteri Klokov
9.T. pubescens Boiss
10.T. caucasicus Wild
11.T, eriocalyx
گونه هاي موجود در كوه هاي البرزواطراف تهران:
1.T. daenensis
2.T. fallax
3.T. kotschyanus Boiss
4.T. fedtschenkoi Ronniger
6.T. pubescens Boiss
7.T. caucasicus Wild
8.T. carmanicus Jalas
گونه هاي موجود در جنوب ايران (فارس و كرمان):
1.T. daenensis lancifolius
2.T. fedtschenkoi Ronniger
3.T. carmanicus Jalas
آويشن کوهي Thymus daenensis :
گياهي است پايا- پرساقه و به صورت بوته هايي بالشتي، دربن و پايه چوبي. ساقه گلدار به طول 10 تا 25 cm ايستاده- ساده پوشيده از کرکهاي خوابيده و بر هم- برگ بدون دمبرگ- سرنيزه اي تا تخم مرغي باريک- سرنيزه اي، نوک نيز در سطح پشتي داراي دو زوج رگبرگ طرفي و رگبرگ برجسته مياني- گلها صورتي بنفش و ياس کم رنگ مجتمع در گل آذين کوتاه کپه اي يا سرمانند شامل چرخه هاي نزديک به هم در انتهاي ساقه هر گلها تقريباً شبيه برگ- گاهي متمايل به ارغواني- کاسه گل به صورت 5/4 تا 3/5 mm – داراي لوله تقريباً استوانه اي موسم گل در خرداد و تير.
گونه اي آويشن کوهي Thymus caucasicus :
گياهي است پايا- سبز چمني- در پايه چوبي- معمولاً غير ايستاده - تقريباً آويخته يا خيزان- ساقه بسيار متعدد و منشعب- شاخه هاي گلدار نازک و نخي به طول 8-2 cm - خيزان- کاملاً کرکدار- برگ ساقه اي تقريباً محکم و به تدريج در جهت گل آذين بزرگتر شده- داراي دمبرگ مختصر- بيضي- تخم مرغي يا واژه تخم مرغي يا نيمه مدور- کم و بيش نوک تيز- بدون کرک يا کرکدار- گلها ارغواني يا صورتي- مجتمع در گل آذين کوتاه و کپه مانند. کاسه گل ارغواني با لوله استکاني.
گونه اي آويشن کوهي Thymus fallax :
گياهي پايا- بوته اي ايستاده و در پايه چوبي- با ارتفاع 15 تا 30 cm با ريشه محکم و ضخيم. ساقه محکم بسيار منشعب، در پايه چوبي- با شاخه هاي گل دار به ارتفاع 10 تا 15 cm- کم و بيش داراي مقطع چهارگوش پوشيده از کرکهاي کوتاه و برگشته.
برگهاي نيزه اي بيضي در قاعده کنجي- نوک تيز- گلها سفيد، صورتي مجتمع در يک گل آذين کوتاه ( کاپيتون ) براکته ها سبز علفي- مشابه برگها جام گل به طول 6 ميليمتر- موسم گل ارديبهشت، خرداد.
گونه اي آويشن کوهي Thymus Pubescens :
بوته هاي قالباً کوتاه تقريباً چمني با بن سخت و چوبي- ساقه در پايه چوبي، پر شاخه با شاخه هاي افتاده- خيزان گاهي گسترده و خوابيده بسيار منشعب با شاخه و شاخکهاي عقيم و گلدار به طول 2 تا 8 cm- قالباً کرکدار علفي- يا در پايه چوبي با مقطع چهارگوش- برگ چهارگوش سرنيزه اي يا بيضي در قاعده کنجي و در رأس نوک تيز- بدون کرک يا کرکينه پوش- غده ها بدون پايه.
گل صورتي يا بنفش کمي متمايل به سفيد- غالباً مجتمع در گل آذين کپه مانند- براکته سبز- مشابه گلها کاسه سبز يا ارغواني- يا لوله اي نيم استوانه اي - موسم گل ارديبهشت، خرداد.
آويشن کوهي:
آويشن کوهي نيز داراي خاصيت مقوي معده، نيروبخش، خلط آور، عرق آور، قاعده آور، ضد درد، تشنج و براي سياه سرفه، نزله برونشها، نفخ شکم و انواع سوء هضم، اختلالات روده، اسهال، روماتيسم و ورم مفاصل مفيد است. جوشانده آن را با عسل مي خورند.
اين گياه بر روي تپه ها و جاده ها مي رويد. ساقه هايش نازک و کوتاه و گلهايش قرمز و برگشهايش شبيه به برگ آويشن است. بدين جهت در فرانسه آن را آويشن قرمز مي نامند زيرا خواص آن مثل خواص آويشن و معطر است.
کاکوتي در بند آمدن خونريزي بيني مؤثر است و عرق آن را به جاي گلاب به طور مايع در داروهاي چشمي استعمال ميکنند، کاکوتي براي سياه سرفه، برونشيتف روماتيسم و کرم شکم مفيد است. بيست گرم آن را بايد در يک ليتر آب جوشاند و مصرف کرد[36].
آويشن شيراز Zataria multiflora :
شاخه ها با پوست سفيد کرکدار- برگها به طول (3) 5-7 (13-) mm دايره اي يا بيضوي با قاعده گرد بندرت تقريباً قلبي- سربريده، رأس گرد يا به ندرت دايره اي- پهن شده تقريباً نوک دار در حالت جوان با کرکهاي سفيد، سرانجام کاملاً بدون کرک- چرخه هاي گل دسته اي گروهي انبوه، يا سنبله اي شکل- بدون پا يک يا در شاخه هاي پاييني نازک، برگ هاي کوچکي در پاي آن- کاسه گل بسيار کوچک دندانه ها پنج تايي هم اندازه سه گوش، نوک کند- کرک پوش.
بررسي خصوصيات اکولوژيک Zataria multifora در استان اصفهان:
گياهي است علفي و پايا که ساقه هاي متعددي دارد به ارتفاع 20 تا 50 cm و تا 5/1 متر هم مي رسد، داراي ريشه اي با الياف چوبي است. برگهاي آن باريک، متقابل و بيضوي به رنگ سبز خاکستري است. حاشيه برگها تا حدودي برگشته هستند. سطح بالايي کمي کرکدار است. سطح زيرين داراي کرکهاي قابل لمس است. گلهاي آن کوچک و خوشه اي و به رنگ سفيد مايل به بنفش و سرخ است و تخم آن ريز و کوچکتر از تخم خردل است. زمان گل دادن بين خرداد تا مرداد است. تاج پوششي کرک و به ابعاد 160×170 cm است و ميزان mm μ /cm 4EC = و تا 65- 5/36% آهک را تحمل ميکند. شروع فصل رويشي اوايل بهار است[34].
سيسنبرThymus serpyllum L. :
شرح: گياهي است پايا و از لحاظ شکل بسيار متغير. يک ريشه اصلي دارد که ساقه هاي خزنده فراواني به رنگ قرمز يا سبز از آن منشعب مي شود. قطر ساقه ها 1 تا 2 ميلي متر و به ارتفاع 30 سانتي متر است و مي توانند يک پوشش کامل را تشکيل دهند. ساقه ها داراي جوانه هاي گلدار به ارتفاع 2-15 سانتي متر هستند. برگها تخم مرغي يا نيزه اي بوده و تا 16 ميلي متر طول و 2 تا 8 ميلي متر پهنا داشته و کم و بيش کرکدار هستند. گلها صورتي رنگند و در رأس ساقه به طور فشرده قرار گرفته اند. تمام قسمتهاي گياه بسيار معطر است و بويي شبيه آويشن يا ليمو دارد. درماههاي ارديبهشت تا شهريور گل مي دهد.
قسمت مورد استفاده: گياه گلدار خشک شده. گياهاني که بوي آويشن دارند از نظر دارويي مطلوب ترند.
زيستگاه و گردآوري: در سواحل رودخانه ها، کنار جاده ها، در نواحي خشک و سنگي و مراتع کوهستاني سرتاسر اروپا مي رويد، در انگلستان به وفور مي رويد، گياه گلدار را جمع آوري کرده و در سايه در حرارتي کمتر از 35 درجه سانتيگراد مي خوشکانند.
ايران: اين گياه در گرگان، اصفهان، کرمان و نواحي مرکزي ايران مي رويد.
ترکيبات و اثر: اسانس فرار ترکيب اصلي آن است، همچنين مقدار کمي تانن دارد. اين گياه داراي خاصيت ضد التهابي براي برونشيت و تسکين سياه سرفه است. براي ناراحتي هاي گوارشي نيز مصرف مي شود.
مصرف: دم کرده گياه ( 1-2 قاشق غذاخوري از خورد شده گياه را در نيم ليتر آب بريزيد و بگزاريد بماند. آن را نجوشانيد ) براي برونشيت و بيشتر براي سياه سرفه به کار مي رود. داراي خاصيت ضداسهالي هم هست. دم کرده آن بر روي زخم ها مي مالند[35].
آويشن کرماني Thymus caramanicus :
خشبي پشته اي- ساقه ها در قاعده چوبي شونده- گسترده روي زمين يا کمي خميده- شاخه گلدار به ارتفاع 3-10 cm- غالباً با کرک هاي بلند و جداي تقريباً گسترده- برگ هاي شاخه در بالا افزايش يابنده قاعده اي- دسته اي کوچک- تخم مرغي- تقريباً دمبرگ دار- کم و بيش گوشتي- گل آذين سرسان، برگه هاي بيروني با برگ ها تفاوت ندارد- اما گاهي ارغواني شونده- برگ به طول 1-2 mm- سرنيزه اي کاسه به طول 4-2/5 mm ارغواني شونده- لوله کرکي تقريباً استوانه اي.
Thymus kotschyanus :
بوته اي تقريباً راست، کوتاه با شاخه هاي فراوان، بدون شاخه هاي گسترده قاعده اي- ساقه هاي گلدار به طول 12 cm با کرک هاي متنوع.
برگ هاي ساقه هاي گلدار 6-4 جفت در زير گل آذين همگي ( به جز قاعده اي ) مشابه، به طول 9-13 به عرض ( 5/3 ) 5/4- 7 (9-) mm- برگ ها کم و بيش تخم مرغي با قاعده اي سربريده تا گوه اي نوک کند- با کرکهاي گوناگون يا بي کرک- غالباً قرمز- رگبرگ هاي سطح تحتاني مشخص- گل آذين سرسان انبوه- مجتمع در کاپيتول متراکم- برگه هاي دربرگيرنده آن شبيه برگ ها و غالباً غيررنگي- لوله کاسه تقريباً استوانه اي تا کم و بيش استکاني.
موارد استفاده:
الف) در طب قديم
1- در طب گياهي آلمان، چاي حاوي مقدار 1 تا 2 گرم از گياه خشک شده ( که حداقل 5/0 درصد از فنل، ماده تيمول باشد ) براي علايم برونشيت، سياه سرفه و التهابات غشاي مخاطي ترشحي از قسمت فوقاني دستگاه تنفسي استفاده مي شود[8].
2- دم کرده سرد از گل گياه براي سوء هاضمه و دوره نقاهت بعد از بيماري و يک دم کرده گرم آن براي رفع تشنج، قاعدگي دردناک، نفخ شکم، قولنج، سردرد و به عنوان يک عرق آور تجويز کرده اند[11].
3- در کلمبيا و کوبا، جوشانده گياه تازه يا خشک شده به عنوان اشتهاآور، عرق آور و درمان سرفه هاي معمولي و سياه سرفه به کار برده مي شود. البته بخور جوشان گياه ممکن است استنشاق شود و عصاره آن همچنين به صورت تنقيه ( enema = مايعي که از مقعد وارد روده مي کنند ) وارد بدن انسان شود[11].
4- در بيماري هاي جلدي گاهي از اسانس آويشن محلول هايي براي حمام هاي موضعي تهيه مي شود کمه به کار بردن آن موجب قوي شدن اعمال پوست و رفع ناراحتي هاي جلدي مي گردد، زيرا تجارب مکرر نشان داده که حمام اسانس مذکور اثر قرمزکنندگي بر روي پوست بدن دارد[14].
5- اسانس آويشن را در مصرف خارجي با روغن زيتون يا روغن هاي ديگر روي مفاصل به عنوان گرم کننده و محرک سطحي به کار مي برند. اسانس آويشن در فرمول Baum opodeldock که داراي اثر ضدرماتيسمي است وارد مي گردد[14].
6- تيمول به علت دارا بودن اثر ضدعفوني کننده، مي تواند در بيماري هاي روده و يا ضدعفوني کردن آن در مسموميتهاي خود به خود ناشي از عفونت روده، ديسانتري و وبا ( به عنوان پيشگيري ) اثر مفيد ظاهر کند ولي مصرف آن از اين لحاظ کمتر معمول است. در عوض از آن به علت دارا بودن اثر ضدکرم براي رفع کرم هاي تريکوسفال، کرم کدو، کرمک و آنکيلوستوم ( به صورت تنقيه ) استفاده به عمل مي آيد[14].
7- آويشن ( به صورت تازه يا خشک ) در طب سنتي به عنوان آرام بخش، محرک جنسي و خلط آور که به شکل تنتور يا دم کرده مصرف مي شود و همچنين در استخر شنا ( حمام ها ) براي کمک به مشکلات رماتيسمي و پوستي ( کوفتگي، پيچش يک مفصل همراه با پارگي جزيي بعضي از رباط هاي آن و غيره ) استفاده مي شود[8].
ب) در طب جديد
1- روغن آويشن به عنوان يک جزء معطر ضداسپاسم، ضدنفخ، Counterirritant يا rubefacient در قطره هاي سرفه و مرهم هاي رقيق مي باشد. از تيمول موجود در روغن آويشن نيز استفاده هاي مشابهي مي شود. علاوه بر اين از تيمول در ترکيبات ضدقارچي ( براي آلودگي هاي قارچي پوست 9، فرمولاسيون هاي دنداني و غيره استفاده مي شود[8].
2- از آنجايي که تيمول ضدکرم ( به خصوص کرم قلابدار ) مي باشد به عنوان داروي ضدکرم به مقدار 2 گرم در 3 نوبت در روز مصرف مي شود[13].
3- روغن قرمز آويشن به طور رسمي از قرن 16 تاکنون به عنوان ميکروب کش مطرح است و خاصيت ضدميکروبي آن در اثر تيمول و کارواکرول مي باشد و به مقدار زيادي در دهان شويه ها، محلول هاي غرغره، خميردندان ها، صابونها، پاک کننده ها و فرآورده هاي مختلف طبي ضدعفوني کننده مصرف شده است. در درمان سياه سرفه و سل و برونشيت در دز 3/0 تا 6/0 ميلي ليتر توصيه شده است[8و14و13].
4- مايع استخراجي از آويشن يکي از مواد سازنده شربت هاي غليظ ضدسرفه ( Cough linctuses ) مي باشد که به عنوان ماده طعم دهنده نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. از اسانس آن به صورت محلول هاي الکلي گاهي در رفع بعضي از سوءهاضمه ها، اسهال هاي ساده و دفع کرم ساده استفاده مي شود[14].
5- تيمول به عنوان يک ضدعفوني کننده روي زخم ها و جوش ها مصرف مي شود اما به شدت محرک و سوزش آور است و تأثيرش در تماس با پروتيين ها کاسته مي شود. نقش عمده آن در حال حاضر، درمان بيماري هاي قارچي پوست به فرم محلول الکلي 1 درصد يا پودر قوي 2 درصد مي باشد. گاهي اوقات تيمول يد دار توسط متخصصين پوست به عنوان يک ماده متوقف کننده رشد باکتري و کشنده قارچ به فرم پودرها، لوسيون و پمادها مصرف مي شود[11].
6- وقتي که روغن آويشن به خرگوش خورانده يا به درون ماهيچه هاي آن تزريق شود سبب کاهش فشار خون در رگ ها به همراه تسريع انقباض منظم قلب شده و همچنين در دزهاي بالاتر سبب افزايش دفعات تنفس مي شود. وقتي به صورت امولسيون 5 درصد محلول نمک به داخل رگ هاي گربه تزريق شد روغن آويشن سبب افزايش حجم تنفس و کاهش فشار خون گرديد[8].
7- روغن قرمز آويشن ( Red thyme oil ) داراي خواص جلوگيري کننده از حساسيت، خارش و آسيب اشعه آفتاب براي پوست انسان است ولي وقتي که به صورت رقيق نشده مصرف شود سوزش شديد و خارش را براي پوست خرگوش و موش ايجاد مي کند[8].
8- اسانس فنلي آويشن از جمله ده اسانس معروف است که داراي خواص ضدباکتريايي، ضدقارچي، آنتي اکسيدان، نگهدارنده طبيعي غذا و تأخيردهنده پيري در پستانداران مي باشد[17و6].
9- تيمول براي آلودگي Moniliasis, Blastomycosis و Cocidiodal تجويز مي شود البته براي ضدعفوني معده و روده، توصيه نشده، بدين علت که سبب اسهال مي شود و از طريق روده ها جذب شده و 50 درصد آن در ادرار به صورت سولفات يا glucuronate دفع مي شود[11].
10- هم اکنون در کشور، فرآورده هاي دارويي مختلفي از Thymus vulgaris ساخته شده و به طور گسترده مورد مصرف بيماران قرار مي گيرد. از آن جمله مي توان قطره تيم آرتا، قرص و شربت تيمکس و شربت تيميان را نام برد که اين سه فرآورده به عنوان ضدسرفه و خلط آور به کار مي روند[30].
قطره خوراکي گاستروليت ml 15 نمونه اي از فرآورده هاي حاصل از آويشن .
درمان علائم سندرم روده، تحريک پذير ( IBS ) شامل: نفخ، سوزش، ترش کردن، دل پيچه و درد شکمي، سوء هاضمه و تغييرات اجابت مزاج.
ماده مؤثره: اسانس آويشن، ساخت کارخانجات باريج اسانس.
بصورت قطره مؤثره بر دستگاه گوارش از آويشن شيراز Zataria multiflora حاوي mg 1/4 تيمول است. داراي اثر آنتي اسپاسموديک، تنظيم کننده حرکات دستگاه گوارش و ضد نفخ اثبات شده که در رفع IBS مؤثر است.
عوارض جانبي: تيمول موجود در اسانس مي تواند سبب سرگيجه، سردرد، تهوع، استفراغ و ضعف عضلاني شود و ممکن است سبب کاهش فعاليت قلب، دستگاه تنفسي و دماي بدن شود. در اين موارد تنها در روز بالاي فرآورده و يا در افراد حساس ممکن است ايجاد شود.
منع مصرف: اختلالات غده تيروئيد، حاملگي، شيردهي.
روز مصرف: روزي 3 بار، هر بار 20 قطره با يک استکان آب، دارو بعد از غذا مصرف شود. در بيماران قلبي و تنفسي با احتياط مصرف شود.
مواد و روش ها:
در طي پرروژه اي در مزرعه گروه پژوهشي کشت و توسعه پژوهشکده گياهان دارويي جهاد دانشگاهي واقع در هلجرد کرج در سال زراعي 78-1377 براي بررسي تغييرات عملکرد کمي و کيفي آويشن طي يک دوره رشد ( 5 زمان مختلف برداشت ) و تعيين اثرات فاصله کاشت ( در سه سطح 15، 30، 45 سانتيمتر بر روي رديف هايي به فواصل 50 سانتيمتر ) تحقيقاتي روي اين گياه به اجرا درآمده است. طرح آزمايشي آماري مورد استفاده، طرح بلوک هاي کامل تصادفي در سه تکرار مي باشد که به صورت آزمايش فاکتوريل با دو فاکتور فاصله کاشت و زمان برداشت و جمعاً در 15 تيمار انجام شده است. خاک مزرعه طرح داراي بافت شني- رسي- لومي و PH برابر 9/7 بود.
مزرعه آويشن قبل از کاشت دوبار عمود بر هم شخم زده شده و با توجه به آزمايش خاک انجام شده مقدار يک صد مترمکعب کود دامي پوسيده، 60 کيلوگرم P2O5 به فرم فسفات آمونيوم و 60 کيلوگرم K2O به فرم سولفات پتاسيم در هکتار به طور يکنواخت روي زمين پخش و با ديسک با خاک مخلوط شد. همچنين کود ازته به طور سرک طي دو نوبت در تاريخ هاي 17/1/78 و 23/2/78 به ميزان يکصد کيلوگرم کود اوره در هکتار در هر نوبت ( جمعاً 200 کيلوگرم در هکتار ) به مزرعه اضافه شد.
شيارهايي به فواصل 50 سانتي متر در مزرعه ايجاد گرديد و در تاري 6/6/1377 مزرعه آبياري و سپس در تاريخ 8/6/1377 با توجه به نقشه طرح آزمايشي، نشاها به زمين منتقل گرديدند. ابعاد کرت هاي آويشن 2×4 متر بود و نشاها روي شيارهاي هر کرت به فواصل 15، 30 و 45 سانتي متر بسته به نوع تيمار کاشته شدند.
آبياري مزرعه بر اساس نياز گياه و با توجه به شرايط آب و هوايي منطقه انجام گرديد و علف هاي هرز مزرعه نيز با وجين توسط دست کنترل شدند.
گياهان در 5 زمان مختلف بر اساس نقشه طرح آزمايشي از ارتفاع 10 سانتي متر از سطح خاک برداشت شدند:
1. 12/2/78- بوته هاي اين تيممار در مرحله شروع گلدهي بودند.
2. 21/2/78- بوته هاي اين تيمار در مرحله گلدهي کامل بودند.
3. 2/3/78- بوته هاي اين تيمار در مرحله تشکيل ميوه بودند.
4. 30/3/78- در واقع برداشت از بوته هايي بود که يکبار در تاريخ 12/3/78 برداشت شده و مجدداً به مرحله شروع گلدهي رسيده بودند.
5. 21/7/78- در واقع برداشت از بوته هايي بود که قبلاً برداشت شده و پس از رشد مجدد، قبل از شروع يخبندان برداشت شدند.
گياهان بلافاصله پس از برداشت به سايه منتقل و پس از توزين و تعيين وزن تر در کف سالن پخش شدند تا خشک شوند. جهت يکنواختي خشک شدن، گياهان در زمان مناسب زير و رو شدند. نمونه ها پس از خشک شدن جهت تعيين درصد رطوبت و ميزان اسانس به آزمايشگاه منتقل گرديدند.
براي اسانس گيري، 100 گرم پودر اندام هوايي آويشن خشک را دقيقاً توزين کرده و به روش تقطير با آب، اسانس آن استخراج و اندازه گيري شد. ميزان رطوبت نمونه ها، با دستگاه دين استارک تعيين گرديد. ميزان تيمول و کارواکرول نمونه ها با استفاده از دستگاه GC به روش Area Normalization اندازه گيري شد. آناليز آماري داده ها با استفاده از برنامه آماري Mstatc و مقايسه ميانگين ها نيز با استفاده از آزمون دانکن انجام شد.
نتايج:
برداشت
زمان برداشت بر روي عملکردهاي وزن تر، ماده خشک، اسانس، تيمول و کارواکرول و همچنين درصد اسانس و کارواکرول تأثير معني داري ( 10/0> P ) داشته است ولي اثر آن روي درصد تيمول از نظر آماري معني دار نبوده است. بيشترين عملکردهاي وزن تر، ماده خشک، اسانس، تيمول و کارواکرول در برداشت آخر ( 21/7/1378 ) و بالاترين درصد اسانس در برداشت چهارم ( 30/3/78 ) مشاهده شده است. درصد تيمول در برداشت هاي مختلف از نظر آماري تفاوت معني داري با هم نداشتند(جدول5). به هر حال، تغييرات فصلي سبب ايجاد تفاوت معني داري در بيشتر پارامترهاي مورد اندازه گيري شده است.
فاصله کاشت
فاصله کاشت بر روي درصد تيمول و درصد اسانس تأثير معني داري نداشته ولي اثر آن بر روي ساير فاکتورهاي اندازه گيري شده معني داري ( 10/0> P ) بوده است(جدول4). بيشترين عملکردهاي ماده خشک، وزن تر، اسانس و تيمول در فاصله کاشت 15 سانتي متر به دست آمده است. هر چند بالاترين درصد اسانس و تيمول در فاصله کاشت 45 سانتي متر حاصل شده، ولي از نظر آماري تفاوت معني داري با هم نداشته اند(جدول6). به هر حال کمترين عملکرد کمي و کيفي آويشن در فاصله کاشت 45 سانتي متر حاصل شده است.
اثر متقابل
اثر متقابل برداشت و فاصله کاشت روي درصد و عملکرد کارواکرول از نظر آماري معني دار ( 10/0> P ) شده است ولي اثر آن روي ساير پارامترهاي مورد اندازه گيري، معني دار نبوده است(جدول4).
جدول شماره 4- جدول آناليز واريانس پارامترهاي اندازه گيري شده گياه آويشن
ميانگين مربعات
منابع تغييرات درجات آزادي وزن تر ماده خشک درصد اسانس عملکرد اسانس درصد تيمول عملکرد تيمول درصد کارواکرول عملکرد کارواکرول
بلوک 2 0434/4 425/0 001/0 84/124 32/130 15/12 227/0 013/0
برداشت ( A ) 4 170/35 197/5 609/0 17/1700 71/163 05/150 317/2 824/0
فاصله کاشت (B) 2 615/14 487/2 029/0 64/538 32/6 52/100 874/1 313/0
B×A 8 436/0 054/0 032/0 50/13 93/75 48/6 556/0 115/0
خطا 28 306/0 042/0 024/0 84/23 52/105 15/8 245/0 029/0
جدول شماره 5- تأثير زمان هاي مختلف برداشت بر قطر، ارتفاع، عملکرد ماده تر و خشک، ميزان و عملکرد اسانس، تيمول و کارواکرول آويشن
مرحله برداشت وزن تر (تن در هکتار) ماده خشک (تن در هکتار) اسانس تيمول کارواکرول
درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار) درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار) درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار)
اول c
160/6 d
770/1 c
767/1 C
012/31 a
202/52 b
206/16 b
469/0 b
140/0
دوم b
170/7 c
346/2 bc
860/1 b
756/40 a
509/50 a
389/20 b
213/0 b
083/0
سوم ab
455/7 b
633/2 c
653/1 b
253/43 a
172/51 a
000/22 b
318/0 b
146/0
چهارم d
077/3 e
050/1 a
317/2 d
382/24 a
980/49 c
204/12 b
163/0 b
039/0
پنحم a
084/8 a
976/2 b
044/2 a
489/60 a
611/41 a
967/20 a
395/1 a
772/0
جدول شماره 6- تأثير فواصل مختلف برداشت بر قطر، ارتفاع، عملکرد ماده تر و خشک، ميزان و عملکرد اسانس، تيمول و کارواکرول آويشن
فاصله کشت وزن تر (تن در هکتار) ماده خشک (تن در هکتار) اسانس تيمول کارواکرول
درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار) درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار) درصد (%) عملکرد (کيلوگرم در هکتار)
15 a
384/7 a
531/2 a
901/1 a
564/45 a
438/48 a
200/21 ab
432/0 ab
244/0
30 b
370/6 b
211/2 a
905/1 a
723/40 a
111/49 b
719/17 a
898/0 a
376/0
45 c
410/5 c
723/1 a
979/1 b
649/33 a
736/49 b
141/16 b
205/0 b
088/0
بحث:
نتايج به دست آمده از اين تحقيق نشان مي دهد که تغييرات فصلي و فاصله کاشت روي عملکرد کمي و کيفي اسانس آويشن اثر معني داري دارند. همان طور که جدول شماره 2 نشان مي دهد حداکثر عملکرد ماده تر و خشک در واحد سطح در برداشت آخر ( 21/7/1378 ) حاصل شده که سبب حصول بالاترين عملکرد اسانس، تيمول و کارواکرول شده است. علت آن علاوه بر طول دوره رشد گياه در اين مرحله از برداشت، مي تواند روزهاي آفتابي با دماي هواي مناسب و شبهاي خنک باشد که سبب فتوسنتز بالاتر و تنفس کمتر شده است. دماي هوا در برداشت هاي ديگر به حدي بالا بوده که سبب افزايش تنفس و کاهش رشد گياه شده است[31].
بالاترين ميزان اسانس در برداشت چهارم يعني خردادماه حاصل شده است زيرا در اين زمان، طول روز بلندتر بوده و در نتيجه ميزان تابش نيز بيشتر بوده است[32]. يانلي و همکاران ( 1977 ) نيز گزارش کرده اند که بيشترين ميزان اسانس در نور کامل خورشيد حاصل مي شود[19]. لکامو و همکارانش نيز در دو گزارش جداگانه ( 1995 ) اعلام کرده اند که ميزان اسانس گياهان تحت شرايط نور اضافي بيشتر از گياهان تحت شرايط نور معمولي است و بيوسنتز اسانس بستگي زيادي به رژيمهاي نوري دارد[17و18].
درصد تيمول در طول فصل رشد، تغيير معني داري را نشان نمي دهد که مي تواند بيانگر عدم تأثير فاکتورهاي خارجي بر آن باشد يا به عبارت ديگر مي تواند تحت تأثير ژنتيک ( شيميوتيپ ) باشد[1].
حداکثر عملکردهاي کمي و کيفي اسانس آويشن در فاصله کاشت 15 سانتي متر حاصل شده است. البته درصد اسانس و تيمول در سه فاصه کاشت از نظر آماري تفاوت معني داري نداشتند. بنابراين، تفاوت عملکردهاي ناشي از تفاوت عملکرد ماده خشک و وزن تر در واحد سطح مي باشد. به عبارت ديگر، بالاترين عملکرد ماده تر و خشک در فاصله کاشت 15 سانتي متر حاصل شده است. لازم به ذکر است در گياهاني که عملکرد از رشد رويشي حاصل مي شود ( نظير آويشن ) در چنين مواردي بايستي يک پوشش متراکم وجود داشته باشد تا حداکثر تشعشع را سريعاً جذب کند[31]. که در فاصله کاشت 15 سانتي متر اين پوشش متراکم حاصل شده است. البته براي بسياري از گياهان زراعي اشباع نوري در شدت نور معادل 2/0 کالري بر سانتي متر مربع در دقيقه صورت مي گيرد. اين مقدار معادل شدت نور در يک روز ابري است که خورشيد در سمت رأس قرار گرفتـه باشد و در روز صاف، شدت نور به چهار برابر اين مقـدار مـي رسد[33].
بنابراين شدت نور در منطقه کرج براي آويشن به حدي است که حتي در فاصله کاشت متراکم تر ( 15 سانتي متر ) حصول عملکرد کمي و کيفي مطلوب امکان پذير است و عدم وجود تفاوت معني دار در درصد اسانس و تيمول نيز مؤيد اين مسئله است.
آويشن در کلام اولياء :
امام صادق (ع) فرمود: « چهار چيز چشم را نور مي بخشد، نفع داشته و ضرر ندارند ». از آنها سئوال گرديد، فرمود: "سعتر و نمک اگر با هم جمع شوند و نانخواه و گردو اگر جمع شوند." گفته شد بر چه صلاحيت دارند اگر اين چهار چيز با هم جمع شدند؟ فرمود: نانخواه و گردو بواسير را مي سوزانند و باد را دور مي نمايند، رنگ را زيبا مي کنند و معده را زير و درشت مي کنند و کليه ها را گرم نگه مي دارند. سعتر و نمک نيز بادها را از قلب دور مي سازند، بسته شدن اجزاء بدن را باز مي کنند، بلغم را مي سوزانند، آب را به جريان مي اندازند، بوي بدن را خوب مي نمايند، معده را نرم مي کنند، بوي بد را از دهان مي برند و بو نزديکي مي افزايند.
در روايت است که سعتر معده را دباغي مي کند و در حديثي ديگر آمده که سعتر روي معده را مي روياند.
ابي الحسن الاول « موسي بن جعفر » (ع) فرمود: داروي اميرالمؤمنين صعتر بود و مي فرمود: آن در معده پنهان و منسوج مي شود مانند پنهان کردن قطيفه.
رسول خدا (ع) در ضمن مطالبي فرمود : « الصعتر يقوي المعده و يقطع البلغم و هو امان من اللقوه » يعني صعتر معده را تقويت و بلغم را قطع مي کند و از لقوه آسوده مي گرداند.
توضيح: لقوه مرضي است که در صورت انسان به وجود مي آيد و گيجگاه انسان را به طرف گردن مي گرداند.
برخي از واسطيها به امام ابي الحسن (ع) از رطوبت بدن شکوه نمودند، آن حضرت امر فرمود: گرد صعتر را ناشتا بخورند.
آويشن ملين و براي رفع تخمير روده ها مخلوط با انيسون و ساريت مورد استفاده است. اسانس آن اثر ضدعفوني کننده قوي داشته و علاوه بر اينکه قدرت بيشتري از خاصيت ضدعفوني فنل دارد مانند فنل محرک و سمي نيست. تيمول روده ها را ضدعفوني مي کند ( استعمال کم )، دافع کرمها ( اکسيور، تريکو سفال، آنکي لستوم ) مي باشد.
با خمير دندان به عنوان ضدعفوني و به صورت بخور در برونشيت مزمن، سل، سياه سرفه و محلول با پانسمان ها مصرف مي شود ( به علت خاصيت باکتري کشي که دارد ).
تيمول اگر دو گرم مصرف شود تهوع، احساس درد معده و يا استفراغ ايجاد مي نمايد و لذا گاهي به منظور فوق تنقيه آن داده مي شود و اگر همراه با تيمول الکل خورده شود مسموميت ايجاد مي نمايد، زيرا تيمول در الکل محلول بوده جذب شده و باعث مسموميت مي شود.
تيمول 5-1 در هزار به صورت غرغره، پماد ( 2-1 درصد ) مصرف مي شود. گلهاي آويشن کوهي مقوي معده، خلط آور، ضد درد، تشنج، معرق و قاعده آور است.
نسخه: دم کرده آن ( 30-20 ) گرم در يک ليتر آب، نفخ شکم را بر طرف مي سازد.
براي آسم جوشانده 30-20 گرم ساقه گلدار آويشن در يک ليتر آب با عسل روزانه 5-4 فنجان و در سياه سرفه دم کرده 30-20 گرم ساقه گلدار با عسل روزانه 4 فنجان و در ضعف زياد نيز دم کرده آن خورده شود و در رگ به رگ شدن و پيچيدگي عضلات کمپرس پارچه خيس شده از دم کرده مذکور و در دردهاي معده و اختلالات کليه و زکام نيز دم کرده آويشن مؤثر است و حتي مي توان زخمها را با آن شستشو داد.
آويشن کوهي براي دردهاي مفاصل و روماتيسمس بصورت ضمادي از گل و برگش که گرم باشد نافع است و آويشن شيرازي ضد سم، ضد تشنج، براي عفونت هاي ريوي و نارسايي کبد مؤثر است و جوشانده آويشن شيرازي از ريزش مو جلوگيري مي نمايد. جوشانده آويشن و سير در سياه سرفه مؤثر است. در دردهاي شديد نيمه سر، انواع تب، قاعده هاي اتفاقي، خستگي، کوفتگي دست و پا، دل دردها و ورم امعاء، دم کرده آويشن و در آسم دم کرده گل آن نافع است ( هر مورد ده گرم در يک ليتر آب ).
تئوفراست آويشن را به کساني که دچار بي خوابي مي شدند يا به آنان که ماليخوليا داشتند و ديسقوريدوس به عنوان مدر و سنت هليد گراد در تشنج، تبخال، عفونت هاي کبد و اختلالات مغزي تجويز مي کردند.
حيوانات مبتلا شده به برفک روزانه يک تا دو ليتر آب جوشانده از آويشن خورانده شوند، بهبود مي يابند[36].
آويشن در کلام محمد زکرياي رازي:
صعتر ( آويشن کوهي )، تمام انواع گوناگون اين سبزي به بدن حرارت مي بخشد و باد را خارج مي کند و از چيزهايي که بايد اشخاص سرد مزاج بخورند به هضم غذا کمک مي کند.
آويشن و انواع آن را به اسامي سعتر، آذربه، کليک اودي، ندغ، زعتر و کاکوتي مي نامند. پروفسور "تروسو" گويد: « آويشن دشمن سم است ».
در خواص طبي آويشن گفته اند: خون را به جريان مي اندازد، اعمال جنسي و تناسلي را در بدن تحريک و تقويت مي کند، آويشن قابض و ضد درد و تشنج است و هوش و قوه ادراک را زياد مي کند و براي ضعف و نارسايي کبد و ريزش مو و براي تقويت پيازهاي مو مفيد است.
آويشن در عفونت هاي ريوي، زکام و برونشيت، آسم، گريپ، آنژين، سوءهضم و تخمه، دل درد، ورم امعاء و اختلال قاعدگي بسيار خوب است[36].
نتيجه گيري:
با توجه به افزايش روزافزون مصرف گياه آويشن در صنايع دارويي و تقاضاي زياد اين گياه، در جهت توليد به شيوه علمي، توصيه مي شود که کشت آويشن در تراکم 15×50 ( فاصله بين رديف هاي کاشت 50 سانتي متر و روي رديف ها 15 سانتي متر ) و برداشت آن يک نوبت در اوايل خردادماه و نوبت ديگر در پايان فصل رشد ( قبل از شروع يخبندان پائيزه ) يعني اواخر مهرماه انجام گيرد. در ضمن با توجه به ميزان و مدت تابش نور خورشيد در شرايط آب و هوايي ايران و نقش بسزايي آن در توليد محصول آويشن با کيفيت بالا، گسترش سطح زير کشت آن براي رفع نياز صنايع داروسازي داخلي و حتي صادرات در راستاي ارزآوري توصيه مي گردد. اگرچه گياه آويشن ( T.Vulgaris ) بومي ايران نيست و بطور خودرو در ايران نمي رويد ولي به دليل ارزش بالاي آن در صنايع دارويي، بهداشتي، آرايشي و همچنين صنايع غذايي، کشت و توليد انبوه آن در راستاي تأمين نياز دالي کشور و حتي صادرات ضروري مي باشد.


منابع:
1. بقاليان کامبيز، نقدي بادي حسنعلي. گياهان اسانس دار. چاپ اول، انتشارات اندرز. 1379.
2. زرگري علي. گياهان دارويي. چاپ ششم. انتشارات دانشگاه تهران. 1369، جلد چهارم.
3. ولاگ ژان و ژيري استودولا. گياهان دارويي- روش هاي کشت، برداشت و شرح مصور رنگي. 256 گياه انتشارات ققنوس. 1374. چاپ دوم.
4. McGimpsey JA, Douglas MH, van Klink JW,Beauregard DA and Perry NB. Seasonal variation in eassntial oil yield and composition from naturalized Thymus Vulgains L. in Newzealand. Flavour and Fragrance J. 1994.
5. اميد بيگي رضا. توليد و فرآوري گياهان دارويي. جلد سوم. چاپ دوم. انتشارات آستان قدس رضوي. 1379.
6. Malik MS, Satter A and Khan SA. Essential oils of the species of labiatae. Part III. Studies on the essential oil of Zataria muliflora. Pakistan, J. Sci. Ind. Res. 1987.
7. James TK, Rahman A, and Douglas JA. Control of weeds in five herb crops. Hort.
8. Leung AY and Foster S.Encyclopedia of common natural ingredients: used in food, drugs, and cosmetics. A Wiley Interscience Publication – John Wily & Sons, Inc. 1996.
9. McGimpsey J. Thyme-Thymus valgaris. http://www.crop.cri.n2/broadshe/thyme.htm.1993.
10. Buring D. Wild flowers of Mediterranean. Dorling Kinderseley. 1995.
11. Morton JF. Major medicinal plants, botany, culture and uses. Charles C. Thomas Publisher, Bannerstone House. 1997.
12. Letchamo W, Marquard R, Holzi J and Gosselin A. effect of Water supply and light intensity on growth and essential oil of two thymus vulgaris selection. Hort. Absts. 1995.
13. آئينه چي يعقوب. مفردات پزشکي و گياهان دارويي ايران. انتشارات دانشگاه تهران. 1365.
14. مومني تاج خانم، شاهرخي نوبهار. اسانس هاي گياهي و اثرات درماني آنها. انتشارات دانشگاه تهران. 1370.
15. Prakash V. Leafy spices. CRC Press U.S.A. 1990.
16. Furia TE and Bellance N. Fenaroli’s Handbook of Ingredients. VOL 1, 3rd Edition, CRC Press. 1995.
17. Letchamo W, Xu HL and Gosselin A. Variation in photosynthesis and essentioal oil in thyme, J. Plant Physiol. 1995.
18. Letchamo W, Xu HL and Gosselin A. Variation in photosynthesic Potential of thymus Valgaris Selections under two light regimes and three soil watere levels. Scienntia Horticulturae 1995.
19. Yanli li, Craker LE and Potter T. Effect of light Level on essential oil Preduction of sage (salvia officinalis) and thyme ( Thmus valgaris ). Hort. Absts. 1997.
20. Novikov PG and Kapelev IG. Propagation of some essential oil-bearing plants of the labiatae family by softwood cuttings. Hort. Absts 1984.
21. Hartmann HT, Kester DE and Davies FT. Plant Propagation, Principles and Practices. Fifth edition PRENTICE HALL. 1990; p.647.
22. Putievsky E, Sanderwich D and Ron R. Growing spice plants from seeds or cuttings. Hort.
23. Rey C. Direct Field sowing of thyme ( Thymus vulgaris L ). Hort Absts. 1995.
24. Shalaby AS and Razin AM. Dense cultivation and fertilization for higher yield of thyme (Thymus vulgaris L ). Hort Absts.
25. نقدي بادي حسنعلي، يزداني داراب و ساجد محمدعلي. تغيرات فصلي عملکرد و ترکيبات اسانس آويشن در تراکم هاي مختلف کاشت. فصلنامه گياهان دارويي. شماره پنجم، 1381.
26. Ceylan A, Bayram E and Ozay N. The effect of N-Fertilizer on the yield and quality of Thymus vulgaris L. in ecological conditions of Bornova-Izmir. Hort. Absts.1995.
27. اميد بيگي رضا. کشت گياهان دارويي و نکاتي مهم پيرامون آن، ماهنامه دارويي رازي. 1373، سال پنجم. شماره 7.
28. نقدي بادي حسنعلي، يزداني داراب و ساجد محمدعلي. تآثير فاصله کاشت و زمان برداشت روي عملکرد اندام هوايي و ميزان اسانس و تيمول آويشن. طرح پژوهشي جهاد دانشگاهي، 1381.
29. ميرحيدر حسين. معارف گياهي ( کاربرد گياهان در پيشگيري و درمان بيماري ها ). چاپ دوم. دفتر نشر فرهنگ اسلامي. 1375، جلد دوم.
30. جهان آرا فهيمه، حائزي زاده بي بي مهشيد. اطلاعات و کاربرد داروهاي رسمي ايران. چاپ اول. شرکت داروگستر رازي، 1380.
31. سرمدنيا غلامحسين و کوچکي عوض. فيزيولوژي گياهان زراعي. انتشارات جهاد دانشگاهي، 1368.
32. عليزاده امين و کوچکي عوض. کشاورزي و آب و هوا. انتشارات دانشگاه مشهد، 1369.
33. Patric JW. Distribution of assimilate during stem elongation in wheat. Aust. J. Biol sci. 1972.
34. جاني قربان مهين. همايش ملي گياهان دارويي ايران- مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع. 26-24 بهمن 1380.
35. پروفسور هانس فلوک، محمدرضا توکلي صابري- چاپ پنجم – انتشارات روز جهان- 1379.
36. نوراني مصطفي، دورنمايي از طب اسلامي گياهان دارويي. انتشارات مؤسسه مکتب اهل بيت- 1380.
37. مؤمني تاج خانم، اسانس هاي گياهي و اثرات درماني آنها. چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، بهار 1377.
38. مظفريان ولي الله- فلور استان يزد- مؤسسه انتشارات يزد- تهران 1379.
39. قهرمان احمد- فلور رنگي ايران- دانشکده علوم دانشگاه تهران- انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
سایت طوبی

موضوعات مرتبط: پزشکی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:17 ] [ سجاد رنجبر ]

علايم کم کاري تيروئيد

در کم کاري تيروئيد، سطح ترشح هورمون هاي تنظيم کننده ي سوخت و ساز ( متابوليسم ) بدن يا به عبارت ديگر، ميزان مصرف چربي ها، پروتئين ها و کربوهيدرات ها، 15-40 درصد کاهش مي يابد؛ بنابراين برخي علايم بيماري دقيقاً، برعکس علايم ناشي از پرکاري تيروئيد است. شايع ترين اين علايم عبارت اند از: کاهش ضربان قلب، خستگي، خواب آلودگي مفرط ، افت هوشياري، اختلال حواس، کاهش حافظه، افزايش وزن بدن بدون افزايش مصرف غذا، يبوست، خشن شدن صدا، افتادگي پلک ها، پف آلود شدن صورت، عدم تحمل سرما، خشک و ضخيم شدن پوست و مو، سردرد و اختلال شديد د رعادات ماهيانه.

درمان

عمده ترين اقدام درماني ، هورمون درماني است. علي رغم اين که بسياري ازعلايم ، بعد از چند ماه درمان دارويي برطرف مي شوند اما مبتلايان به اين بيماري بايد تمام عمر تحت نظر پزشک متخصص باشند. حمايت تغذيه اي اين بيماران، به ويژه از نظر مواد مغذي که براي ساخته شدن هورمون تيروئيد لازم است، همراه با درمان دارويي، بسيار اهميت دارد.

رژيم غذايي در کم کاري تيروئيد:

1- برخلاف مبتلايان به پرکاري تيروئيد، اين بيماران بايد از مصرف زياد مواد غذايي گواتروژن پرهيز کنند و سبزي جات را به صورت پخته مصرف نمايند. مواد غذايي گواتروژن شامل انواع کلم، شلغم، روغن گلزا ( کانولا ) ، بادام زميني، ارزن و سويا است.
2- سويا مي تواند مانع جذب کافي داروهاي تيروئيد شود. بنابراين بايد در مصرف آن احتياط گردد.
3- توجه داشته باشيد که از نمک در پايان پخت غذا استفاده کنيد، زيرا در غير اين صورت يد موجود در نمک هنگام برداشتن درب ظرف غذا، همراه با بخار خارج مي شود. در اين صورت شما ميزان يد کمتري از آن چه که انتظار مي رود دريافت خواهيد کرد. در ضمن نمک يددار را نبايد در شيشه هاي شفاف و در معرض نور نگهداري کرد.
4- توجه کنيد که زياده روي در مصرف يد باعث کم کاري تيروئيد خواهد شد.
5- تنظيم کالري دريافتي براي جلوگيري از افزايش وزن ضروري است. براي اين منظور مشاوره با کارشناس تغذيه، همراه با استفاده از درمان دارويي توصيه مي شود.
6- اطمينان نسبت به تأمين مقاديرکافي ويتامين هاي C، A، E و ويتامين هاي گروه B به ويژه B2 ،B3 ، B6 که براي توليد هورمون تيروئيد ضروري هستند لازم است. لذا مصرف منظم مواد غذايي زير در برنامه ي غذايي روزانه توصيه مي شود:
* منابع مناسب ويتامين C: توت فرنگي، آناناس، هندوانه، موز، سيب زميني و هلو.
* منابع مناسب ويتامين A: جگر، تخم مرغ، ماهي هاي روغني، سبزي هاي سبز رنگ ( به جز گياهان خانواده اي کلم )، سبزي ها و ميوه هاي زرد و نارنجي رنگ. هر چه اين ميوه ها و سبزي ها پررنگ تر باشند غلظت ويتامين در آنها بيشتر است.
* منابع مناسب ويتامين E: روغن هاي گياهي،مغز دانه ها ( به جز بادام زميني ) وغلات.
* منابع مناسب ويتامين B: غلات سبوس دار، گوشت گاو، گوشت ماکيان و ماهي.
* استفاده از منابع مناسب غني از روي، نظير غذاهاي دريايي، گوشت قرمز، گوشت ماکيان و غلات سبوس دار.
* استفاده از مکمل مولتي ويتامين و املاح در کنار منابع غذايي بالا.
*مصرف منظم منابع غني از فيبر، نظير سبزي ها، ميوه هايي مانند انجير، آلو، سيب، مرکبات، همچنين حبوبات و غلات سبوس دار، براي برطرف شدن يبوست.
*نوشيدن آب به مقدارکافي (حداقل 7 ليوان) بسيار ضروري است.
* پرهيز از مصرف قند هاي ساده مانند قند و شکر، شيريني جات و ...
* استفاده از منابع غني از آهن مانند جگر، گوشت قرمز و غلات غني شده با آهن، به ويژه در افرادي که داراي کم خوني ناشي از فقر آهن نيز مي باشند.
* استفاده از منابع غني B12 مانند جگر گاو، جگر مرغ، گوشت گاو، ماهي قزل آلا به ويژه در افرادي که داراي کم خوني ناشي از کمبود اين ويتامين هستند. عدم توجه به کم خوني با هر منشائي که باشد، در تشديد ضعف و خستگي و بسياري از علايم ديگر مؤثر خواهد بود.
* استفاده از اسيدهاي چرب ضروري به ويژه مکمل امگا – 3 که منبع غني آن ماهي هاي روغني آب هاي سرد هستند، مي تواند در تخفيف برخي علايم مفيد باشد. کمبود اسيدهاي چرب ضروري مي تواند باعث بر هم خوردن تعادل در عملکرد غده ي تيروئيد شود.
با توجه به آن چه که ذکر شد، اصلاح رژيم غذايي با توجه به نوع بيماري تيروئيد بسيار مهم است.در ضمن بايد در نظر داشته باشيد که در پرکاري و کم کاري تيروئيد، رژيم غذايي هرگز نمي توان جايگزين درمان دارويي باشد؛ بلکه بايد به عنوان يک اقدام تکميلي بسيار مفيد همراه با درمان دراويي در طول زندگي مورد توجه قرار گيرد
منبع: انجمن پزشکان ایران

موضوعات مرتبط: پزشکی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:16 ] [ سجاد رنجبر ]
بيماري كرونر(1) قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس ( حمله قلبي) بروز مي كند. آنچه كه سبب بروز بيماري قلبي مي شود، تشكيل تدريجي رسوب هاي چربي يا پلاك ها در لايه داخلي ديواره سرخرگ ها مي باشد. اين رسوب ها سبب محدود كردن عبور جريان خون مي شوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا سخت شدن رگ ها (آترواسكلروز) مي نامند.
دراين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد، اما زماني كه آسيب به سرخرگ ها جدي شده و جريان خون به قلب محدود شود، سبب بروز درد خواهد شد .
مسدود شدن كامل يك سرخرگ خون رسان به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده مي شود. روش هاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين، شامل كاهش فشار خون ، دريافت رژيم غذايي كم چربي ، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار مي باشد. به برخي افراد نيزجهت كاهش كلسترول خون ، دارو داده مي شود.
تحقيقات نشان مي دهند كه ارتباط مستقيمي ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم غذايي سالم مي توان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد.
چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟
- كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، كلم بروكلي، شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه ، لوبيا سبز، نخود سبز، لويبا قرمز، لويبا چشم بلبلي ، نخود خشك وعصاره مخمر داراي ويتامين هاي گروه ب خصوصا" اسيد فوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان داده اند كه اسيد فوليكي كه به طورطبيعي درموادغذايي يافت مي شود، مي تواند سبب كاهش ماده اي درخون به نام " هموسيستئين "(2) شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري مي كند.
دانشمندان براين باورند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگ ها آسيب مي رساند و سبب تشكيل رسوب هاي چربي مي شود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فو ليك به ميزان100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگ هاي مرتبط با بيماري كرونر قلبي به ميزان 7 درصد در مردان و 5 درصد در زنان مي شود.
- درجوامعي كه مقادير فراواني از ماهي هاي روغني را مصرف مي كنند ، مشاهده شده است كه شيوع بيماري هاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار كمي ماهي مصرف مي كنند. ماهي هاي روغني از قبيل : ماهي خالمخالي، آزاد و ساير ماهي ها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا و اوزون برون داراي اسيدهاي چرب مفيدي مي باشند.
دانشمندان معتقدند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربي هاي مضر خون مي شوند.
مصرف ماهي حداقل 3 بار درهفته ، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند، توصيه مي شود.
- جو دو سر، حبوبات ، سيب وگلابي؛ غني از فيبر محلول(3) هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك مي كنند. سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون ، به خصوص LDL كلسترول ( كلسترول بد )، يكي ازعوامل عمده بروز تصلب شرايين است . مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش LDL ( كلسترول ) كمك مي كند.
- روغن زيتون ، روغن كانولا، مغزها و دانه ها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام MUFA ( اسيدهاي چرب غير اشباع ) هستند كه به كاهش سطوح LDL – كلسترول كمك مي كنند.
- ميوه ها و سبزي ها ، حاوي ويتامين هاي آنتي اكسيدان ( ضد سرطان ) ، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقف كردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطان زا به ديواره سرخرگ ها مي شوند.
مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه مي شود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزي ها به عنوان يك واحد محسوب مي شود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است .
ازچه غذاهايي بايد پرهيز كنيم ؟
گوشت و فرآورده هاي آن، لبنيات پرچربي و كره ، داراي مقادير زيادي نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطوح LDL ( كلسترول ) درخون مي شوند. در بيماريهاي قلبي مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند.
همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي به كار رفته در آنها، سبب افزايش سطح LDL (كلسترول ) مي شود .
انواع غذاها و سوپ هاي آماده ي مصرف و يا كنسرو شده ، غذاهاي بيرون از منزل ، سوسيس و كالباس و گوشت هاي نمك سود شده و كلا" گوشت و فرآورده هاي آن و همچنين تنقلات شور سرشار از نمك ( سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشار خون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر موثر در بروز بيماري قلبي است. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشار خون كمك مي كند.
چند نكته :
- به سيگاري ها توصيه مي شود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند ، زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب ، افزايش فشار خون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن مي شود. با مصرف سيگار توانايي خون درحمل اكسيژن كاهش مي يابد. عوامل سرطان زاي دود سيگار به ديواره سرخرگ ها آسيب مي رسانند.
- استراحت و شل كردن عضلات، جهت كاهش ميزان استرس لازم است . استرس از طريق افزايش هورمون هاي استرس ( ازجمله آدرنالين ) سبب توليد و افزايش كلسترول مي شود.

پي نوشت ها :
(1) سرخرگ كرونر، سرخرگ تغذيه كننده قلب مي باشد.
(2) هموسيستئين، يك ماده ي حاوي سولفور است كه هنگام سوخت و ساز اجزاي تشكيل دهنده ي پروتئينها در بدن توليد مي شود.
(3) فيبر محلول، بخشي از اجزاي تشكيل دهنده ي گياهان است كه بدن ما قادر به هضم آن نيست و با آب، تشكيل ژل مي دهد.

 


منبع : انجمن پزشکان ایران
موضوعات مرتبط: پزشکی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:14 ] [ سجاد رنجبر ]
روناس یك گیاه دائمی است كه گل دهی آن از خرداد تا مرداد می باشد. بصورت بومی در كشورهای اروپایی حاشیه مدیترانه و تركیه می روید و قبلا بطور وسیعی در فرانسه كشت می شد و ماده رنگ طبیعی موجود آن بنام آلیزارین برای رنگ كردن شلوارهای قرمز پیاده نظام فرانسویان و نیز برای بعضی مقاصد دیگر مثل كلاههای قرمز تركیه ای استفاده می شود. در حال حاضر این گیاه برای مقاصد پزشكی در اروپا و آسیای مركزی كشت می شود. از زمانهای بسیار قدیم در نواحی مدیترانه ای كشت و پرورش داده می شده است. ریشه این گیاه در بهار (فروردین) و یا پاییز (مهر) از گیاهان دو ساله و یا استثنائا سه ساله برداشت می شود. آنها ابتدا تمیز شده و سپس خشك می شوند. حرارت اعمال شده بطور معمول مصنوعی و كمتر از ۵۰ درجه سانتی گراد است. داروی حاصله دارای بوی مشخص و دارای مزه قدری تلخ و قابض می باشد. دارای مشتقات انتراكینونی كه پیگمانهای محلول در آب هستند. یكی از مهمترین عواملی درمانی موجود آن روبریتیك اسید می باشد.خاصیت جلوگیری از تشكیل سنگ در كلیه و مجاری ادراری و ادرار آور است و نیز دارای اثر ضدعفونی كنندگی و مسكن می باشد. دارو بصورت پودر مصرفی داخلی داشته بفرم جوشانده در تهیه چای علفی مخلوط و بصورت تركیبی ویژه دردرمان سنگ های كلیه و مثانه كاربرد دارد. ثابت شده است كه نقش فعالی در تخریب سنگها و دفع آن توسط ادرار دارد. این گیاه همچنین سبب شل شدن كشش عضلانی می گردد. در استعمال خارجی این دارو گاهی برای درمان آبسه و زخمهایی كه دیربهبود هستند بكار می رود.
روناس با استفاده از خارهای ریزی كه درد به دیوار و درختان می‌چسبد و بالا می‌رود. برگ‌های آن بیضی، نوك تیز و دراز بوده كه به‌صورت گروهی و به شكل چتر از كنار ساقه بیرون می‌آید‌. گل‌های روناس كوچك و به رنگ زرد مایل به سبز می‌باشد. میوه آن گوشتی و به رنگ تیره است‌. ریشه آن به‌نام روناس معروف است به رنگ قرمز تیره و به‌صورت دراز‌، باریك و استوانه‌ای می‌باشد‌. دارای طعمی تلخ و گس بوده و قسمت مهم این گیاه از نظر طبی محسوب می‌شود‌. از ریشه روناس در قدیم برای رنگرزی پارچه و نخ استفاده می‌شده است‌.

گیاه علفی پایا.

گل : آذین گرزن ، واحد 5 کاسبرگ سبز ، 5 گلبرگ زرد .
میوه : آبدار سیاه رنگ ، کرک دار ، میوه آن به اندازه خردل است .
برگ : سبز رنگ ساده با لبه صاف ؛ اگر برگ را در بین دستها مالش دهیم دست به رنگ قرمز تند مایل به سیاه در میآید
مشخصات ریشه : ریشه از نوع راست ساده است . ریشه این گیاه در نواحی شن زار تا عمق یک متری خاک فرو میرود . در رنگرزی با رناس مهمترین عامل میزان عمر ریشه است . رنگهای قرمز شاداب و متمایل به سرخ از ریشه های چهار و ÷نج ساله آن به دست می آید و ریشه هفت ساله رنگهای لاکی و ارغوانی و ریشه های سه ساله نارنجی تیره پدید می آورد .جنس رناس نیز در رنگ آن عامل موثری است . از ریشه گونه هایی که در مناطق سردسیری میرویند ، لاکی پر مایه تری نسبت به مناطق معتدل و گرمسیر به دست می آید .
به همین علت است که رنگ لاکی به دست آمده از رناس آذربایجان و خراسان که مناطق سردسیری هستند با رنگهای بدست آمده از رناس کرمان و فارس ، که مناطق گرمسیری محسوب میشوند تفاوت بارزی دارد .

موسم گل : اواخر بهار

انتشار جغرافیایی :اراک ، دماوند ، تبریز دیلمان ، ارومیه ، آذربایجان کرمان ، مازندران ، یزد و بلوچستان .
روناس در بیشتر نواحی به صورت خود رو دیده میشود و عمر طولانی دارد .هم اکنون در برخی از نقاط ایران مانند بم و یزد روناس کشت میشود . این بوته نخستین بار توسط سودا گران عرب به اسپانیا و برای دومین بار پس از قرون وسطی توسط اهالی جلفای اصفهان به اروپا برده شد . طبق مدارک موجو یکی از بازرگانان ونیزی که از سال 913 هجری قمری مدت هشت سال و نیم در ایران بوده است . مینویسد : " در این شهر [خوی] رنگ سرخ لاکی به مقدار فراوان میسازند و آن را از ریشه های سرخی فراهم میکنند که در زیر زمین است و با بیل و کلنگ بیرون می آورند و سپس به هرمز میفرستند و از این ریشه ها برای ساختن و به کار بردن رنگ سرخ در غالب نقاط هندوستان بهره میجویند (1)".
1_ سفرنامه های ونیزیان در ایران ، ترجمه منوچهر امیری ، تهران 1349 ، ص 380.
بدون تردید این گیاه همان روناس است . طبق شواهد تاریخی روناس از زمانهای باستان در دره سند وجود داشته است . صدور روناس از آذر بایجان به هندوستان به احتمال زیاد یا به دلیل کافی نبودن و یا پایین بودن کیفیت رنگ آنها بوده است .
طریقه رنگرزی با روناس به طرق مختلف از گذشته های دور سینه به سینه به نسل حاضر رسیده و نگهداری شده است . امروز بهترین روناس ایران در شنزارهای اطراف یزد یافت میشود و ارتفاع بوته آن بین 50 تا 100 سانتیمتر است .
همان گونه که گفته شد رنگ در این گیاه بیشتر در ریشه آن موجود است که شامل قسمتهای زیر است :
1. خارجی تری بخش که لایه چوب پنبه ای ریشه است که بسیار نازک و به رنگ قهوه ای است .
2. پارانشیم پوستی که نسباتا" ضخیم است .
3. استوانه مرکزی که نازک و به رنگ قرمز است .
قدرت رنگی ریشه روناس با مدت زمانی که در خاک میماند نسبت مستقیم دارد کهنگی و تازگی روناس را از طعم و رنگ آن به خوبی میتوان تشخیص داد .
طعم ریشه گیاه جوان شیرین و گیاه پیر گس و تلخ است . برداشت روناس معمولا" در اواخر پاییز انجام میگیرد و در سایه خشک میشود . گاهی ریشه روناس را به وسیله کوره خشک میکنند که باعث پایین آمدن کیفیت رنگ میشود .
ریشه این گیاه بخصوص پارانشیم پوستی آن واجد گلوکوزی است که تحت تاثیر دیاستازی (2) تجزیه میشود و الیزارین (Alizarine) میدهد . این ماده رنگی اگر درون شیره سلولی دیده شود به رنگ زرد است ولی در مجاورت هوا رنگ آن قرمز میشود .
ماده رنگی ریشه روناس نامهای مختلفی دارد مثل :
1)madder
2)garance
3)knapd
4)lizari
شماره روناس در کالر ایندکس 6-8-9-10-11 تا 12 است .
برای استفاده از ریشه روناس باید پس از خشک کردن آن نخست پوسته خارجی را که باعث کدری رنگ میشود از آن جدا کرد و سپس آن را کوبید . این عمل برای جدا کردن خاک از ریشه انجام میگیرد که ممکن است برای سهولت مدتی آن را در آب قرار داد و سپس خشک کرد و یا اینکه ریشه را با روغن چرب کرد . در این روش پوسته خشک و سپس خرد و جدا میشود . البته با چرب کردن رنگ حاصله شفافیت خود را از دست میدهد . پس از این مرحله باید گیاه را به گرد تبدیل کرد و 20 برابر مقدار آن آب سرد و 2% اسید سولفوریک افزود و مدت دو ساعت محلول را به هم زد تا اسید در آن نفوذ کند . پس از این مدت آن را صاف میکنند و باقیمانده را چندین بار ابتدا با محلول رقیق کربنات سدیم و سپس با آب میشویند تا کلیه عکس العملهای اسیدی آن از بین برود . سپس آن را خشک کرده و دو مرتبه میسایند تا دوباره به گرد تبدیل شود .
از لحاظ شیمیایی روناس دارای یک ماده ازته است که نقش فرمان را دارد و تحت تاثیر این فرمان مواد رنگی ایجاد میگردد.
تجزیه مواد ریشه روناس به ترتیب زیر است :
1) روبیادین
2) گلوکوزید روبیادین
3) پورپورین
4) گلوکوزید پور پورین
5) اسید روبر تریکو
6) آلیزارین
مهمترین این مواد در رنگرزی آلیزارین است . مهمترین خاصیت آلیزارین از لحاظ رنگرزی آن است که با اسیدهای فلزات مختلف ترکیب میشود و لاکهای رنگین تولید میکند که در اسید ها و قلیا های ضعیف حل نمی شوند .
آلیزارین در آلمان ، هلند و چند کشور دیگر تولید میشود . هلندیها در گذشته نیز یکی از تولید کنندگان مهم روناس بودند . در حال حاضر آلیزارین به صورت خمیر در بشکه های کوچک و بزرگ با بهای زیاد وارد ایران میشود و بخصوص در مورد پارچه های قلمکار بسیار مورد نیاز است .
آلیزارین به شکل کریستالهای زرد رنگ است که در 290 درجه ذوب میشود و در آب خیلی کم قابل حل است ( حتی آب 100 درجه ) . ولی در محلولهای قلیایی مانند کربنات دو سود و سود سوز آور حل میگردد .
برای تهیه آلیزارین پودر ریشه روناس را در آب و اسید سولفوریک میریزند و سپس صاف میکنند . محلول را در آب خلائ غلیظ میکنند ، پودر مانده را با الکل حرارت میدهند و به محلول اولیه اضافه میکنند . این عصاره ها را ، که گرانسین نامیده میشود غلیظ میکنند و به وسیله (Na OH)رقیق شده با کربنات سود خنثی و کمی اسید کلرید ریک به آن اضافه میکنند . رسوبهای لخته ای ایجاد شده را با آب میشویند سپس خشک و به طریق « سوبله کردن » آن را خالص میکنند .
رنگرزی با آلیزارین به وسیله اکسیدهای فلزی و زاجها هم بر الیاف پروتیینی و هم الیاف سلولزی ممکن است ، به طوری کهدر هنر قلمکار اکنون با استفاده از زاج سفید (3) ابتدا مهر مورد نظر را بر پارچه میزنند و سپس در حمامهایی از محلول آلیزارین داخل میکنند و با دادن حرارت به آن رنگ قرمز ظاهر میگردد . ثبات آن به صورتی است که در مقابل مواد سفید کننده ای مثل کلر نیز پایداری میکند .
در رنگرزی با روناس با استفاده از الیاف فلزی رنگهای متفاوتی به دست می آید . برای مثال زاج آهن (زاج سیاه ) رنگ قرمز قهوه ای میدهد .
جوهر سرکه نیز از دندانه هایی است که بیشتر در نواحی فارس به کار میرود . یکی از معروفترین رنگهای به دست آمده از روناس رنگ دوغی است که از خیساندن کلافهای رنگ گرفته از روناس در دوغ حاصل میشود . طول مدت قرار گرفتن پشم در این مایع هر قدر بیشتر شود رنگ روشنتر میشود تا آنکه به فام صورتی کم رنگ مبدل میگردد . یکی از روشهای سنتی استفاده از رنگ روناس نیز بدست آوردن به وسیله جوشاندن خامه در پیش آب گاو است !

تركيبات شيميايي:

ريشه روناس داراي ماده اي رنگي به نام آليزارين مي باشد كه براي رنگرزي بكار مي رفت ولي بعد از اينكه توانستند اين ماده را به طريقه شيميايي تهيه كنند كشت آن براي تهيه آليزارين متوقف گرديد .

خواص داروئی

روناس از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است .
1. باز کننده گرفتگی ها در بدن است.
2. ادرار آور است و حبس البول را درمان می کند .
3. برای معالجه بیماری فلج آنرا با عسل مخلوط کرده و به بیمار بدهید .
4. ترشح شیر راز یاد می کند.
5. درد سیاتیک را رفع می کند.
6. یبوست های سخت را معالجه می کند .
7. اشتها آور است.
8. قاعده آرو است .
9. خارش پوست را برطرف می کند بدین منظور می توان از ضماد استفاده کرد و یا اینکه جوشانده آنرا در وان حمام بریزید و مدتی در آن استراحت کنید .
10. اوره خون را پائین می آورد .
11. جوش خوردن استخوان شکسته را تسریع می کند .
12. تورم را در بدن از بین می برد .
13. از کمپرس جوشانده روناس برای رفع بیماریهای پوستی استفاده کنید .

طرز استفاده

دم کرده : یک قاشق مربا خوری ریشه خرد شده روناس را در یک لیوان آب جوش ریخته . بگذارید به مدت 10 دقیقه دم بکشد . مقدار مصرف آن نصف فنجان سه بار در روز است .
جوشانده روناس : 10 گرم ریشه روناس را د یک لیتر آب ریخته و بگذارید برای مدت ده دقیقه بجوشد . این جوشیده را در وان حمام بریزید و برای رفع بیماریهای پوستی در آن استراحت کنید .
مضرات : همانطور که گفته شد روناس ترشح ادرار را زیاد می کند و فشار آنرا بالا می برد بنابرین ممکن است در اثر استفاده زیاد ایجاد خون در ادرار کند و در اینصورت بهتر است که روناس با کتیرا خورده شود .

گیاهشناسی روناس

گیاهی است علفی ، پایا به ارتفاع 50 تا 150 سانتی متر که به حالت وحشی درمنطقه مدیترانه از اسپانیا تا آسیای صغیر و همچنین در شمال آفریقا و برخی نواحی آسیا می روید. منشأ اولیه آن خاور نزدیک و قفقاز بوده است. ساقه خشن این گیاه چهار گوش و پوشیده از خارهایی کوچک و قلاب مانندی است که بدان وسیله به تکیه گاهها ارتباط پیدا می کند این خارها در کناره های برگ و رگبرگ میانی نیز دیده میشوند . برگهای آن بیضوی دراز و نوک تیز است و با‌ آنکه بظاهر مجتمع به تعداد 6 تائی در طول ساقه دیده میشوند معهذا بیش از 2 تای آنها برگ نیست و بقیه استیپولهائی به ظاهر برگ مانند می باشند گلهای آن کوچک ، زرد رنگ و مجتمع به صورت چترهای متعدد در محور ساقه و یا در قسمتهای انتهائی آن است میوه آن به صورت سته ، گوشتدار و به رنگ قرمز تیره است. زراعت روناس سابقاً در بسیاری از نواحی اروپا و آسیا به منظور بدست آوردن ماده رنگی آلیزارین از ریشه آن معمول بوده است ولی از زمانیکه این ماده به طور سنتز در صنعت تهیه گردید پرورش آن در غالب نواحی متروک شد ریشه خشک شده روناس گاهی به صورت قطعاتی به طول 10 تا 15 سانتی متر و به قطر 2 تا 5 سانتی متر در بازارها یافت می گردد. در سطح خارجی این قطعات خطوط طولی به موازات محور طولی ریشه دیده می شود. پوست ریشه روناس رنگ قهوه ای قرمز داشته و به‌سهولت از طبقات پائین خود که رنگ قرمز روشن یا مایل به زرد دارند جدا می شود. طعم آن ابتدا ملایم ولی بعداً گس و تلخ میگردد.

خاک

روناس احتیاج به زمین عمیق و سبک با خاک شنی رسی دارد و در این نوع خاک ریشه بیشتری تولید می کند محصول روناس بدست آمده از زمینهای آهکی دارای رنگ مرغوب تری است. برای انجام کشت روناس باید بعد از کود دادن زمین را در پائیز به عمق 50 تا 60 سانتی متر شخم زد.و در زمستان آنرا به حال خود می گذارند در اوایل بهار یک شخم دیگر زده بذر را می کارند.

کود

روناس در هر هکتار احتیاج به 40 تا 50 تن کود حیوانی و حدود 200 تا 300 کیلوگرم کود فسفات دارد که باید قبل از شخم در پائیز به زمین داده شود. کود اوره بعنوان کود سرک در هر هکتار 50 تا 100 کیلوگرم به زمین داده می شود. ریشه روناس خاصیت تثبیت ازت هوا را دارا بوده و در کشت بعد از این محصول احتیاج به کود اوره نمی باشد از نظر تناوب زراعی به منظور جلوگیری از پوسیدگی ریشه کشت مجدد روناس تا هفت سال در همان قطعه زمین مرسوم نیست.

زمان کاشت

موقع کشت بذر روناس از نیمه دوم فروردین لغایت نیمه دوم اردیبهشت ماه بوده و زمان کشت ریشه روناس از شهریور لغایت اسفند ماه است.

کاشت

پس از اینکه زمین آماده کشت گردیدآبیاری کرده و بعد از گاو رو شدن بذر را بصورت ردیفی می کارند. بدین ترتیب که روی خطوط منظمی که فاصله آنها حدود 70 سانتی متر است به فاصله 20 تا 25 سانتی متر با بیل های مخصوصی که نوک باریکی دارند حفره هایی به عمق 2 تا 3 سانتی متر ایجاد می کنندسپس داخل هر حفره حدود 20 تا 25 عدد بذر می ریزند و با ماسه بادی مخلوط با کود حیوانی رسیده روی آنرا می پوشانند چون از هر بذر روناس یک ریشه روئیده می شود به همین دلیل در هر حفره 20 تا 25 عدد بذر می ریزند تا تعداد ریشه بیشتری تولید گردد. میزان بذر مصرفی : بذر مصرف شده در هر هکتار به جنس خاک بستگی دارد و بین 100 تا 400 کیلوگرم می باشد. ریشه تر مورد نیاز در هر هکتار جهت کاشت بین 3 تا 5 تن می باشد هر مقدار زمین رسی و سخت تر باشد میزان مصرف بذر و ریشه نیز بیشتر است. تکثیر روناس در زمینهائیکه برای اولین بار کشت می گردند بیشتر بوسیله ریشه انجام میشود.

داشت

مراقبت از روناس شامل آبیاری ، مبارزه با علفهای هرز و سله شکنی ، خاک دهی پای بوته ها و مبارزه با آفات و بیماریها می باشد. آبیاری : پس از کاشت، زمین را باید هر 12 روز یکبار آبیاری کرده این عمل باید تا موقع سبز شدن که حدود 40 روز طول می کشد ادامه یابد. در منطقه اردکان استان یزد بعد از سبز شدن به مدت چهل روز آبیاری را قطع می کنند تا ریشه روناس به عمق زمین رفته و طول ریشه که مورد استفاده قرار می گیرد. طویل شود و بعد از گذشت چهل روز مجدداً هر 12 روز یکبار آبیاری را ادامه میدهند. از ماه آذر تا فروردین ماهی یک بار آبیاری کافی است. ولی در تابستان هر 12 روز یکبار آبیاری در این منطقه (اردکان) ضروری بنظر می رسد. بهترین موقع آبیاری روناس در شب یا صبح زود است که هوا خنک است این گیاه طبیعتاً به آب شور نیز ناسازگار است. مبارزه با علفهای هرز و سله شکنی : در تابستان باید عملیات سله شکنی وجین و کنترل علفهای هرز صورت گیرد. خاک دهی پای بوته ها : در پائیز سال اول پای بوته ها خاک مخلوط با کود حیوانی می دهند تا ریشه توسعه پیدا کرده و از سرمای زمستان محفوظ بماند. در تابستان سال دوم وقتی گیاه به گل رفت قسمتهای سبز ساقه و برگ را کف برکرده و به مصرف تغذیه دام می رسانند در پائیز سال دوم نیز پای بوته ها را مجدداً خاک همراه با کود حیوانی می دهند. در اواخر تابستان سال سوم یا چهارم روناس را کف بر کرده و ریشه ها را در مهر ماه برداشت می کنند. مبارزه بیماریها و آفات : گیاه روناس نسبت به امراض و آفات نسبتاً مقاوم بوده و در بعضی مواقع پوسیدگی ریشه و یا شته در روناس مشاهده گردیده است. برای جلوگیری از پوسیدگی ریشه بهتر است در کشت روناس تناوب زراعی رعایت گردد و در زمینی که این گیاه کاشته شده است برای مدت 5 تا 7 سال روناس کشت نگردد. ضمناً بهتر است یکسال قبل از کشت زمین به صورت آیش باقی بماند تا در تابستان آفتاب و نور کافی به زمین برسد توصیه شده که در اراضی رسی خالص نیز این محصول کشت نشود. جهت مبارزه با شته از سموم فسفره مناسب شته کش و برای جلوگیری از پوسیدگی ریشه نیز از سموم مختلف قارچ کش می توان استفاده نمود.

برداشت

ریشه روناس را در پائیز سال سوم یا چهارم پس از کف بر کردن ساقه و برگهای سبز با بیل های مخصوص روناس کنی برداشت می کنند. عرض این بیلها حدود 12 سانتی متر و طول آن 50 سانتی متر می باشد. ضمناً بهتر است روناس را در 3 یا 4 سالگی برداشت کرد زیرا ریشه ها به اصطلاح خوب رنگ انداخته و می توان رنگ بیشتر و مرغوب تری استخراج نمود. برای برداشت ریشه توسط بیلهای مخصوص زمین را شخم عمیق زده تا ریشه ها از خاک بیرون آیند. سپس توسط کارگر ریشه را از سطح خاک جمع آوری می کنند. در موقع برداشت ریشه های سالم و مرغوب را جهت کشت مجدد انتخاب می کنند. خشک کردن ریشه : ریشه ها را بعد از برداشت به مدت 15 روز در هوای آزاد و در مقابل نور آفتاب قرار می دهند تا رطوبت خود را از دست دهند سپس آنرا به آسیابهای مخصوص روناس سائی می فرستند تا بصورت پودر در آید. عملکرد روناس : میزان محصول ریشه تر روناس بین 15 تا 20 تن در هکتار است که 10 تا 12 درصد آن رنگ است میزان تولید محصول 3 تا 4 ساله بیشتر از دو ساله است بطور متوسط عملکرد روناس سه ساله بین 10 تا 15 تن ریشه خشک می باشند مقدار تولید روناس دو ساله نصف محصول ریشه 3 و 4 ساله است لذا برداشت روناس دو ساله مقرون به صرفه نمی باشد. بذر گیری : در تابستان سال دوم روناس را برای بذرگیری بحال خود واگذار کرده تا به گل بنشیند و در موقع گل دادن هم هر 6 روز یک بار گیاه را آبیاری میکنند. بعد از اینکه گل تشکیل گردید در شهریور ماه بذرگیری می کنند . میزان بذر تولیدی در هر هکتار بین 1 تا 3/1 تن می باشد.

دامنه انتشار

نواحی غربی ایران، اراک ،اطراف دماوند تبریز، یزد خاست ، اردکان ، خوی ، دیلمان و ارومیه .

منابع :

روناس «داروئی» http://daneshnameh.roshd.ir
روناس Madder http://aftab.ir
روناس http://www.parsiteb.com
روناس http://fa.wikipedia.org
روناس (Rubia-tinctorum) http://www.rugart.org
گیاه روناس http://daneshnameh.roshd.ir
روناس Madder http://www.aghlam.com
روناس Madder http://www.money58.netfirms.com


موضوعات مرتبط: دانستنی ها، پزشکی
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:13 ] [ سجاد رنجبر ]

چای چیست ؟

براساس یک داستان قدیمی حدود پنجهزار سال قبل تعدادی برگ چای دراثر وزش باد به درون یک فنجان آب داغ که در دست "شن نونگ" امپراتور چین بود، افتاد و حاکم نتیجه این حادثه را به عنوان یک تحول بزرگ برای آب ساده وبی طعم اعلام کرد. در پی آن مصرف چای همه گیر شد.
در تحقیقات امروزه مشخص شده چای ممکن است در کاهش خطر برخی بیماریهای مزمن عمده مثل سکته، حمله قلبی و بعضی سرطانها مفید باشد، این مطلب را دکتر جان وایسبرگر ، عضو بلند پایه موسسه بهداشت آمریکا، واقع در یک مرکز تحقیقاتی در نیویورک اعلام میکند.
نوشیدن چای میتواند از پوسیدگی دندانها جلوگیری کند؛ اینها اخبار بسیار خوبی برای مردم تمام دنیاست چون چای پس از آب پر مصرفترین نوشیدنی در دنیاست و روزانه یک میلیارد فنجان چای در دنیا نوشیده میشود.
گیاه چای به ‌صورت بوته، درختچه یا درختی است با نام عملی THEA SINENSIS یا CAMELIA که از خانواده‌ی چای (THEACEAE) می باشد. این گیاه در نقاطی از جهان از جمله هندوستان، چین، سریلانکا، ژاپن، ایران و نواحی دیگر پرورش می ‌یابد. چون در سه فصل از سال (بهار، تابستان و پاییز) برگ‌ های آن برداشت می ‌شود، لذا در اکثر نقاط ، چای به صورت بوته وجود دارد؛ ولی در صورتی که هیچ ‌گونه برداشتی از آن صورت نگیرد، کم کم مرتفع شده و به ‌صورت درختچه یا درخت در می ‌آید.
قسمت اصلی مورد استفاده‌ی بوته ‌ی چای، برگ آن است که به ‌صورت‌های مختلف تبدیل به انواع چای می ‌شود.
با توجه به این که در ایران دو نمونه چای سبز و چای سیاه وجود دارد و بسیاری از افراد از ماهیت آن‌ها اطلاع کاملی نداشته و خواص متعددی برای آن‌ها قائل می‌ شوند، در این مطلب انواع چای موجود در ایران و جهان و خواص مربوط به آن را بیان می کنیم.
لازم به ‌ذکر است که گیاه چای سبز و سیاه یکی است، ولی در نوع عمل آوردن آن‌ها تفاوت وجود دارد.

موطن اصلی چای و انتشار آن در سایر ممالک

درخت چای که اصل آن از چین است و اول به عنوان دارو مصرف می‌شد ولی از قرن 6 میلاد به بعد در چین به عنوان آشامیدنی و برای رفع تشنگی و خستگی مورد استفاده قرار گرفته است. شناسایی چای در اروپا تقریبا از اوایل قرن 17 شروع شد وبه تدریج در ممالک هلند ، آلمان ، فرانسه ، انگلستان ، روسیه و بالاخره در 1690 در ممالک متحده آمریکایی شمالی مصرف آن رواج گرفت. از نظر کاشت و مصرف چای چین اولین محلی است که این گیاه در آنجا کاشته شده و به مصرف رسیده است و از این کشور به سایر نقاط برده شده است.

مشخصات گیاهشناسی درخت چای

برگ درخت چای که از نظر اقتصادی و بهره برداری قسمت اصلی این گیاه را تشکیل می‌دهد همیشه سبز است و دارای شکل کشیده نوک تیز بوده و کناره آن دارای دندانه‌های ریز است و برگها بطور متناوب اطراف شاخه قرار گرفته‌اند. موقعی که برگها کوچک و جوان هستند پوشیده از کرکهای سفید ولی برگهای مسن صاف ، براق و بدون کرک می‌باشند. گلهای درخت چای بطور خوشه‌ای و مجتمع و یا تک گل در بغل برگ ظاهر می‌شوند و دارای 5 گلبرگ و 5 تا 7 کاسبرگ و تعداد زیادی پرچم هستند. تخمدان دارای 3 تا 4 حفره بوده که درکدام از یک تا 4 دانه مشاهده می‌شود میوه چای یک کپسول است.

انواع چای

0- چای سیاه (BLACK TEA): روند تولید آن به این نحو می بـاشد كه برگهای چای را پس از برداشت آن در دما و رطوبت كـنـتـرل شـــده رهــا می كنــنــد تــــا اكسید گردد. اكسـیـداسیـون در چای سبز قابل ملاحظه بوده و مدت آن ۲ هفته تا یك ماه بطول می انجامد. سـپس برگـهای چای خشك می گــردند تا رونداكسیداسیون متوقف گردد. چای سـیاه نـســبت به انواع دیگر كافئین بیشتری دارد بهـمین خاطر طعم آن قویتر می بـاشد. امــا بــر خلاف چای سبز، چای سیاه طعم خودرا پس از گذشت سالها از تاریخ تولید حفظ میكند. این نوع چای متداولترین و پر مصرف ترین نوع چای در دنیا میباشد.
۲-چای سبز(GREEN TEA): رونـد اكـسـیداسیون در ایـن نوع چای پس از حداقل اكـسید شدگی متوقف می گـردد. پـس از چـیـدن بـرگ هــای چـای سـریـعا بـا بـخـــار آب داغ آنزیمهای اكسید كـنـنـده موجود در برگهای چای را از میان بـرده و سـپـس بـرگها را خشك می كنند. در واقـع در چـای ســــبز مرحله اكسیداسیون حذف می گردد. این نوع چای طعم ملایم و گیاه مانندی دارا بوده و بیشتر در چین و ژاپن
مصرف میگردد.
۳- چای اولانگ(OOLONG): اولانـگ بـه مـعـــنی اژدهای سبز می بـاشد و مرحله اكسیداسیون آن ۲ تا ۳ روز بطول می انجامد. این چای نیز در چین و ژاپن مصرف می گـردد.
۴- چای سفید(WHITE TEA): در تهیه آن از برگهای تازه روئیده (جوانه ها) چای استفاده میگردد كه اكیسد نیز نمیگردند. بیشترین اثر ضد سرطانی را این نوع چای به خود اختصاص داده است. این چای در چین مصرف میگردد.

انواع دیگر چای بر حسب تركیبات آن

چای یخ (ICED TEA): معمولا به چای اندكی لیمو ترش و شـیـره ذرت
اضـافـه شــده و درون فنجان حاوی یخ ریخته شده و سرو می گردد.
چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum) گیاهی است از تیره کلازیاسه (Clusiaceae) که معمولاً به صورت خودرو در میان کشتزارهای گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران و در مسیر قله چین کلاغ به حد زیادی می روید.
نام‌های دیگر آن گل راعی، هزارچشم، علف چای، هوفاریقون است.
گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است. چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند. این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند. چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است. این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده و مکانیزم اثر ضد افسردگی آن از طریق مهار آنزیمی است.ماده موثره این گیاه هایپریسین میباشد که فراورده های آن هم بر اساس همین ماده استاندارد سازی می‌شوند و اثر ضد افسردگی گیاه نیز مربوط به این ماده میباشد.در واقع این ماده مهار کننده ی آنزیم mono amino oxidase Mao میباشد که کاملاً مانند داروی ترانیل سیپرومین میباشد. از این گیاه دو فراورده دارویی در بازار ایران موجود میباشد.قطره هایپیران و قرص پرفوران که هر دو در درمان افسردگی کاربرد دارند. نکته قابل ذکر در مورد این گیاه و فراورده های آن تداخلات زیاد آن میباشد که مصرف آن را محدود نموده است و دلیلش هم مهار آنزیمی است.
سبك انگلیسی(ENGLISH STYLE): در این روش چای همراه با خامه
و لیمو ترش سرو میگردد.
بوبا (BUBBLE TEA،BOBA): این نوشیدنی تشكیل گردیده از چای یخ،
شـیـر و گـوی های صمـغ مـانـنـدی كــه بــــه مروارید موسوم بوده و از گیاه تاپوئیكا تهیه میگردد.
چای كیسه ای (TEA BAG): در چـای كـیــســه ای از
خاك چای استفاده میگـردد كــه از نظر دوستاران چای زیاد
محبوب نمیباشد.
در فرهنگهای مختلف چای را همراه با مواد گوناگونی مصرف میكنند مانند:هل، شكر، عسل، لیمو ترش، شیر، مربای میوه ها و چاشنی های دیگر.
چگونه چای را دم كنیم
چگونگی دم كردن چای سیاه: آب رابه درجه جوش رسانده (۱۰۰ درجه سانتی گراد) سپس روی چای میریزیم- زمان دم كشیدن نباید كمتر از ۳۰ ثانیه و طولانی تر از ۵ دقیقه گردد- زیرا پس ازآن تانین چای بتدریج آزاد شده و اثر محرك كافئین را خنثی و طعم چای را نیز تلخ میكند.
چگونگی دم كردن چای سبز: دمای آی در این حالت باید ۸۵-۸۰ درجه سانتی گراد باشد. معمولا هر چه كیفیت چای سبز بالا تر باشد دمای آب نیز میباشد كمتر باشد. ترجیحا بهتر است قوری چای پیش از دم كردن چای از قبل با قرار دادن قوری درون یك كاسه حاوی آب داغ، گرم گردد.
چگونگی دم كردن چای اولانگ: همانند دم كردن چای سبز میباشد اما دمای آب در این نوع چای میباید ۱۰۰-۹۰ درجه سانتی گراد باشد.
بـرای جـلوگیـری از پـخـــش شدن تفاله های چای درون
قوری میتوانید از وسیله ای بنام اینفیوزر (TEA INFUSER) اســــتفاده كنید كه یك كره تو خالی مشبك است و چــای را هنـگـام دم كردن درون آن ریخـتـه و سپـــس درون قوری می اندازیم.

تركیبات تشكیل دهنده چای

۱-كافئین.
۲- تیوفیلین (THEOPHYLLINE): این ماده ساختاری همچون كافئین دارد كه هم در چای سبز و هم سیاه موجود میباشد. اثرات آن در بدن عبارت است از:
شل كردن عضلات نایژه های ریه، افزایش جریان خون كلیه ها، افزایش انقباض پذیری و كارایی عضلات قلب، افزایش ضربان قلب، كاهش فشار خون و اثرات ضد التهابی.
۳- تانین (TANNIN): یك پلی فنول تلخ مزه میباشد. كه اثر آن در بدن آرام بخشی سیستم عصبی مركزی انسان میباشد. یك عیب تانن این است كه از جذب مواد معدنی به ویژه آهن ممانعت میكند.
۴- تیانین (THEANINE): در چای چندین آمینو اسید وجود دارد اما بیشترین میزان اسید آمینه چای را تیانین تشكیل میدهد. عمده طعم چای به خاطر وجود همین ماده است.
۵- كاتچین(CATECHIN): این ماده بسیار مفید بوده و برای سلامتی بسیار سودمند است. كاتچین در چای سبز و سیاه وجود داشته اما میزان آن در چای سبز بیشتر میباشد. اثرات آن در بدن عبارتند از:
ضد سرطان میباشد، كاهش دهنده كلسترول خون، یك آنتی بیوتیك و آنتی ویروس قوی، جلوگیری از افزایش یافتن فشار خون و جلوگیری از افزایش یافتن قند خون.
۶- ویتامینهای E,C,B COMPLEX: ویتامین ای یك آنتی اكسیدان قوی میباشد كه برای بدن بسیار مفید است. ویتامین سی كاهش دهنده استرس بوده و علایم سرماخوردگی را نیز تقلیل میدهد. ویتامین ب كمپلكس كمك میكند به متابولیسم كربوهیدراتها.
۷- فلوراید و فلووانوئید (FLAVONOID): فلوراید در استحكام دندان و فلووانوئید از ایجاد بوی بد دهان پیشگیری كرده و همچنین دیواره عروق خونی را تحكیم میكند.
۸- همچنین چای حاوی فیبر، كربوهیدرات، لیپید و كاراتنوئید نیز میباشد.

چای یك محرك است و یا یك آرام بخش؟

هر دو. چای تا پیش از ۲ دقیقه از دم كشیدن اثر محرك دارد اما پس از این مدت بتدریج از خاصیت محرك بودن آن كاسته شده و به خاصیت آرام بخشی آن افزوده میگردد. پس از گذشت ۵ دقیقه از دم كشیدن چای كاملا به یك آرام بخش مبدل میگردد.هر دو نوع چای سیاه و سبز برای سلامتی انسان مفید میباشند اما چای سبز بسبب آنكه عمل اكسیداسیون روی برگهای آن صورت نگرفته خاصیتش از چای سیاه بیشتر است.

فواید چای برای سلامتی بدن

۱- پیشگیری، تسكین علایم و تسریع بهبودی سرماخوردگی و آنفولانزا.
۲- پیشگیری از بوی بد دهان.
۳- پیشگیری و كاهش اثرات دیابت نوع دوم.
۴- كاهش علایم مواد حساسیت زا.
۵- كاهش علایم عارضه پاركینسون.
۶- گسترش عفونت ویروس HIV را در بدن كاهش میدهد.
۷- حفظ كننده تعادل مایعات بدن میباشد.
۸- رفع خستگی و استرس.
۹- پیشگیری و التیام درد بیماری آرتروز.
۱۰- پیشگیری از عارضه پوكی استخوان.
۱۱- آسیبهایی كه سیگار به DNA وارد می آورد را كاهش میدهد.
۱۲- كند كننده روند پیری.
۱۳- جلوگیری از لخته شدن خون.
۱۴- یك ضد ویروس و ضد باكتری.
۱۵- افزایش متابولیسم و كمك به كاهش وزن.
۱۶- افزایش كارایی سیستم ایمنی بدن.
۱۷- اثرات ضد التهابی دارد.
۱۸- تصفیه خون و كنترل فشار خون و كلسترول .
۱۹- پیشگیری از اختلالات پوستی .

دیگر فواید چای

یکی از دلایل این که دم کرده چای در دوران گذشته در نجات زندگی افراد موثر بوده این است که آب جوشیده باکتریهای بیماریزا رااز بین میبرده. براساس نتایج یک تحقیق گسترده در هلند،خطر سکته مغزی برای مردانی که روزانه چهار پنج فنجان چای مینوشند 70 درصد کمتر است . یک تحقیق دیگر در سال 1993 اعلام کرد مصرف زیاد چای، حملات قلبی مهلک را کاهش میدهد.
جان فولتس مدیر مرکز پیشگیری یک مدرسه پزشکی به این نتیجه رسیدکه چای از ایجاد لخته های خطر ناک خون که منجر به حملات قلبی و سکته میشود جلوگیری میکند. سایر مطالعات نیز نشان میدهد که سطح چربی خون و فشار خون برخی مصرف کنندگان چای پایین تر است. بیش از 20 تحقیق در مورد حیوانات نشان داد که چای ممکن است از بعضی سرطانها مثل دستگاه گوارش،دستگاه تنفس و پوست جلوگیری کند.
"وایسبرگر" که پیشتر به نام وی اشاره شد اظهار میکند که نوشیدن چای همراه با خوردن مقداری میوه و سبزیها یک راه چاره ارزان و آسان برای کاهش خطر برخی سرطانها باشد. محققان دانشگاه حفاظت "کیس وسترن"در "کلویلند" دریافتند که مصرف چای تا 90 درصد از آفتاب سوختگی منجر به سرطان پوست جلوگیری میکند.
حسن مختار"متخصص پوست که یک مطالعه منتشر نشده را راهبری کرده، میگوید: "در آینده چای یکی از راههای محافظت پوست در برابر آفتاب خواهد بود." دانشمندان تذکر میدهند، این که چای ممکن است در برابر برخی سرطانها محافظ باشد به دلایل گوناگون بودن عوامل بیماریهاست.
سر انجام اینکه چون چای حاوی فلوراید است، میتواند مقاومت دندانها را زیاد و از پوسیدگی آنها جلوگیری کند.در مطالعات آزمایشگاهی محققان ژاپنی پی بردند که چای با پیشگیری از تشکیل پلاک دندانی برخی باکتریهای دندانی را که میتوانند باعث بیماری لثه شوند ،نابودمی کند.

مضرات نوشیدن چای

نوشیدن چای (از نوع چای سیاه ) پررنگ و غلیظ ممکن است برای عده ای باعث تحریک اعصاب و تپش قلب شود . همچنین نوشیدن چای پررنگ برای خانمها احتمال ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد .
یکی از شیمیدان های معروف چینی می گوید: " چینی ها هر روز حدود بیست فنجان چای می نوشند ، بدون آنکه ضرری متوجه آن ها باشد، زیرا روشی را که در جوشاندن و دم کردن چای به کار می برند سبب می شود که قسمت عمده ای از ( تانن ) مضر آن خارج شود. "

طریقه دم کردن چای به روش چینی

( این روش مخصوص دم کردن چای سیاه است.)
ابتدا سماور را ازآب صاف ( آب چشمه بهتر است ) پر کرده و بجوشانید .
در مقابل هر فنجان چای که مایلید دم کنید دو انگشت چای ( مقدار چایی که میان انگشت شصت و سبابه قرار می گیرد ) را در قوری ریخته و کمی آب جوش روی آن بریزید .و مدت 2 دقیقه در کناری بگذارید. پس از 2 دقیقه آب آن را خالی کنید . زیرا آب دارای مقدار زیادی ( تانن ) است سپس قوری را از آب جوش پر کرده 3 تا 5 دقیقه آن را روی سماور بگذارید تا دم بکشد.این چای مقدار زیادی از عناصر مضر خود را از دست داده است.

معطر کردن چای

برای معطر کردن چای می توان به آن مقداری گل یاس، گل سرخ، گل بهار نارنج، نعنا، هل، لیمویخشک یا تازه، چند پر زعفران( بسته به علاقه و ذائقه ) را به صورت ترکیبی یا به تنهایی اضافه کرد.

شفابخش و انرژی زای قدیمی

در بسیاری فرهنگها در سراسر تاریخ ، چای به عنوان یک معجون شفابخش تلقی شده است. بیش از هزارسال قبل راهبان بودایی به دلایل مذهبی چای مینوشیدند ومعتقد بودندکه در زمان مدیتیشن به بیدار ماندن آنها کمک میکند.
راهبان بودایی همچنین معتقد بودند چای دارای نیروهای شفا بخش است و همراه با گسترش بودیسم ، چای وتقاضا برای آن نیز افزایش یافت. یکی از بزرگان ژاپنی قرن سیزدهم بنام "شوگون" در اثر پرخوری در آستانه مرگ قرار گرفته بود که یک راهب به او رژیم چای توصیه کرد و او بهبود پیدا کرد،همین کافی بود تا مردم ژاپن بیشتر به دم کردن چای روی بیاورند.
هلندیان در قرن هفدهم چای را از چین به اروپا اوردند.در اروپا چای در مغازه های عطاری عرضه میشد ".نیکلاس تولپ" پزشک هلندی در کتاب خود تحت عنوان مشاهدات پزشکی در سال 1641 اعلام کرد،با نوشیدن چای از همه بیماریها در امان هستید و عمرتان طولانی میشود. در قرن 18 زمانی که " آن" ملکه انگلیسی به عنوان نوشیدنی صبحانه خود چای را بجای آبجو انگلیسی انتخاب کرد ، مد بر مباحث پزشکی غلبه کرد .
دلیل دیگر رواج چای اجازه رفتن خانمها به چایخانه به جای قهوه خانه بود و این باعث شد چای در بین زنها عمومیت یابد. البته برای مدتی نوشیدن چای در مستعمرات امریکا تحریم شد. زمانی که بریتانیایی ها بر خریداران چای حتی برای اهداف درمانی ،مالیات تحمیل کردند،مستعمره نشینان در برخی جوامع به اعتراض برخاستند، بعدها همین معترضان تند خو مخفیانه سوار کشتیهای بریتانیایی شدند و 342 صندوق چای را به "بوستون هاربور" بردند و با بهای ارزانتری آن را فروختند.

اکسیر

برای رسیدن به فواید سلامتی بخش چای روزانه چقدر باید نوشید؟ "وایسبرگر" میگوید 4 یا 5 بار و سایرین میگویند کمتر از آن هم کافی است. محققان مطمئن نیستند افزودن لیمو به چای اثر آن را کاهش میدهد یا خیر. افزودن شکر میتواند به دندانها آسیب بزند. پس بهتر است چای رابدون افزودن چیزی به آن بنوشید. وایسبرگر میگوید: خوشبختانه چای خنک نیز مانند چای داغ مفید است. این مطالب در جایی مثل آمریکا که از سا ل 1904 به بعد چای خنک(ایس تی) مینوشند رضایت بخش است.
حال، حدود 80 درصد از چای خود را خنک مینوشیم. اما هیچ تحقیقی برای فهمیدن اینکه یک فنجان چای ملایم میتواند دل و جرئت انسان را بالا ببرد، لازم نیست. حکیم چینی "تین یی هنگ" معتقد بوده: " نوشیدن چای برای فراموش کردن غوغای دنیا است".
مطالعه ای تازه در ژاپن نشان می دهد که نوشيدن چای سبز می تواند خطر مرگ در اثر ابتلا به طيفی از بيماری ها را به ميزان قابل توجهی کاهش دهد.
محققان با بررسی اطلاعات پزشکی بيش از ۴۰ هزار نفر دريافتند که چای سبز خطر مرگ در اثر بيماری قلبی را بيش از ۲۵ درصد کاهش می دهد.
اما متخصصان قلب در بريتانيا می گويند که اين فوايد ممکن است ناشی از رژيم غذايی ژاپنی ها در کل باشد چرا که غذاهايی که مردم اين کشور عادت به مصرف آنها دارند از غذاهای رايج در غرب سالم تر است.
نتايج اين تحقيق در نشريه انجمن پزشکی آمريکا چاپ شده است.
صرفنظر از آب، چای پرمصرف ترين نوشيدنی در جهان است و هرساله سه ميليارد کيلوگرم چای در جهان توليد می شود.
مطالعات انجام شده در آزمايشگاه ها و به روی حيوانات نشان داده است که به خصوص چای سبز (در مقايسه با چای تيره) دارای فوايد زيادی برای سلامتی است.

بيشترين بهره برای زنان

در اين مطالعه که در سال ۱۹۹۴ آغاز شد محققان دانشگاه توهوکو فوايد احتمالی چای سبز برای انسان را بررسی کردند.
آنها اطلاعات مربوط به ۴۰ هزار و ۵۳۰ فرد سالم ۴۰ تا ۷۹ ساله اهل شمال ژاپن، جايی که چای سبز مصرف زيادی دارد، را بررسی و تحليل کردند.
در حدود ۸۰ درصد مردم اين منطقه چای سبز می نوشند به طوری که بيش از نيمی از آنها روزانه سه فنجان يا بيشتر از آن مصرف می کنند.
اطلاعات مربوط به اين افراد برای مدت ۱۱ سال (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵) دنبال شد. در پايان اين دوره ۴ هزار و ۲۰۹ نفر از آنها به دلايل گوناگون درگذشته بودند.
پژوهشگران همچنين داده های جمع آوری شده در طول ۷ سال (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱) را بررسی کردند تا مرگ و مير در اثر علل مشخص را بررسی کنند.
در اين دوره هفت ساله، ۸۹۲ نفر از بيماری قلب و ۱۱۳۴ نفر در اثر سرطان درگذشتند.
در طول مطالعه ۱۱ ساله، نرخ مرگ در اثر کليه عوامل، برای کسانی که روزانه ۵ فنجان يا بيشتر چای سبز نوشيده بودند در مقايسه با کسانی که يک فنجان يا کمتر نوشيده بودند ۱۶ درصد کمتر بود.
مطالعه ۷ ساله برای کشف علل خاص مرگ و مير نيز نشان داد که خطر مرگ در اثر بيماری قلبی برای گروهی که ۵ فنجان يا بيشتر چای سبز می نوشند، ۲۶ درصد کمتر بود.
ولی هيچ رابطه قابل توجهی ميان مصرف چای سبز و مرگ در اثر سرطان مشاهده نشد.
در سراسر اين مطالعه فوايد چای سبز ظاهرا برای زنان بيشتر بود.
زنانی که روزانه پنج فنجان يا بيشتر چای سبز می نوشيدند - در مقايسه با کسانی که يک فنجان يا کمتر مصرف می کردند - ۳۱ درصد کمتر با خطر مرگ در اثر بيماری قلبی روبرو بودند.
اما اين مطالعه رابطه ای ميان مصرف چای سياه يا اولانگ و کاهش خطر مرگ در اثر بيماری قلبی نيافت.

‘آمار پايين بيماری’

دکتر شينيچی کورياما، که اين مطالعه تحت سرپرستی او انجام شد، گفت: “مهمترين يافته اين است که چای سبز ممکن است عمر افراد را از طريق کاهش خطر بيماری قلبی افزايش دهد.”
اما الن ميسون، پرستار قلب در بنياد قلب بريتانيا، گفت که رژيم غذايی ژاپنی ها در مجموع خيلی سالم است و اين يافته ها ممکن است در مورد کسانی که به سبک غربی غذا می خورند صادق نباشد.
وی گفت: “آمار بيماری قلبی در ژاپن هم اکنون يکی از کمترين ها در جهان است و تصور می شود رژيم غذايی ژاپنی ها نقشی عمده در پايين نگاه داشتن آن بازی می کند.”
وی با اشاره به اينکه چربی اشباع شده در غذاهای رايج در بريتانيا بيشتر از ژاپن است، ابراز ترديد کرد که نوشيدن همان مقدار چای سبز در بريتانيا تاثيری عمده بر نرخ ابتلا به بيماری قلبی داشته باشد.
قدمت استفاده از چاي به بيش از ۵۰۰۰۰۰ سال قبل ميرسد. شواهد گياهشناسي نشان مي‌دهند كه هند، چين، برمه و تايلند خاستگاه چاي مي‌باشند. به نظر ميرسد كلمه انگليسي Tea از كلمه مالاكائي “teh” يا كلمه چيني “t’e” گرفته شده باشد. اصطلاح چيني “Ch’a” منشاء نامگذاري چاي در ساير زبانها مي‌باشد. هلندي‌ها و پرتغالي‌ها كه اولين وارد كننده‌هاي اصلي چاي بودند احتمالاً اين نام‌ها را به كشورهاي اروپايي و خاورميانه معرفي نمودند. چاي داراي بهترين كيفيت از جوانه‌هاي تازه شامل دو يا سه برگ اول بعلاوه شكوفه‌هاي در حال رشد بدست مي‌آيد چاي با كيفيت پائين كه در تهيه چاي فوري و brick tea به كار مي‌رود از برگ‌هاي پائين ساقه حاصل مي‌شود.
از چاي سبز در طب سنتي هند به عنوان نشاط‌آور ضعيف، محرك،‌مدر و قابض و در طب سنتي چين بعنوان قابض، تقويت كننده قلب، محرك سيستم عصبي مركزي و مدر استفاده شده است. ساير كاربردهاي سنتي آن در درمان نفخ،‌ تنظيم درجه حرارت بدن، تسريع هضم و بهبود روندهاي تفكر بوده است.

نتايج مطالعات باليني

بيماريهاي قلبي- عروقي: بين محتوي فلاونوئيد رژيم غذايي و كاهش خطر بيماري قلبي ارتباط مثبت قوي وجود دارد. موادي مانند چاي، پياز و سيب حاوي فلاونوئيد هستند. همچنين مصرف كنندگان چاي سياه فشار خون سيستولي كمتري دارند.
اختلال عملكرد مغزي : خاصيت ضد اكسيداسيون پلي فنولهاي چاي سبز ممكن است در اختلالات مغزي يك اثر محافظتي داشته باشد.
اختلالات چربي: چاي معمولاً موجب كاهش چربيهاي خون مي‌شود اما در همه مطالعات نتايج يكساني حاصل نشده است.
اختلالات كليوي: پلي فنولهاي موجود در چاي سبز عملكرد كليه را در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه بهبود مي‌بخشند.
سرطان: در ژاپن خوردن حداقل ۱۰ فنجان چاي در روز با كاهش خطر سرطان معده همراه بوده است. همچنين مطالعات مختلفي در ارتباط با تأثير مثبت چاي در پيشگيري از سرطان لوزالمعده، روده بزرگ، ريه و رحم انجام شده است.
پوسيدگي دندان: عصاره برگ چاي سبز داراي اثرات ضد ميكروبي است و از ايجاد پلاك و پوسيدگي دندان جلوگيري مي‌كند.
كاهش وزن: پلي فنولهاي چاي سبز فعاليت آميلاز بزاق(آنزيم تجزيه كننده قندها) را مهار مي‌كند. جالب است بدانيد كه چاي بدون داشتن عوارض خطرناك داروهاي كاهنده وزن ميتواند موجب كاهش وزن، اندازه دور كمر و تري گليسريد خون مبتلايان به چاقي شود.

موارد منع مصرف:

اعتقاد بر آنست كه قبل و بعد از دريافت فرآورده‌هاي آهن و در شيرخواران نبايد از چاي سبز يا تركيبات پلي فنول آن استفاده نمود. شواهد موجود حاكي از آنست كه مقادير بيش از ۲۵۰ ميلي ليتر در روز با سوخت و ساز آهن تداخل نموده و موجب كم خوني مي‌شود. شواهدي مبني بر منع مصرف در حاملگي وجود ندارد با اينحال بايد با پزشك مشورت نمود. مصرف چاي سبز در دوران شيردهي توصيه نمي‌شود.

تداخلات دارويي:

افزايش اثر متي سيلين و بنزيل پني سيلين، تشديد اثر آسپيرين و ساير داروهاي
ضد انعقاد مانند وارفارين (ويتامين K موجود در چاي سبز ميتواند بر ضد اثرات وارفارين عمل نمايد).

عوارض:

مصرف بيش از حد كافئين كه در چاي سبز و بعضي از عصاره هاي آن وجود دارد در بعضي از افراد باعث علائمي مانند عصبانيت، بيخوابي و بيقراري مي‌شود.

توجهات ويژه:

چاي داراي مقادير كم سديم و مقدار زيادي پتاسيم است و از آنجا كه بيماران مبتلا به بيماري كليوي مرحله پاياني بايستي مصرف پتاسيم خود را محدود نمايند، بايستي به اين مسئله توجه نمايند. علاوه بر اين انواع چاي ممكن است موجب تحريك بروز آسم در افراد حساس شوند.
دانشمندان يکی ديگر از فايده های بالقوه سودمند چای را کشف کرده اند و می گويند که ممکن است در مقابل بيماری پارکينسون از انسان محافظت کند.آنها يک ماده شيميايی ضداکسيداسيون (antioxidant) در چای سبز کشف کرده اند که از انسان در مقابل چندين نوع بيماری محافظت می کند.متخصصان مصرف چای سبز را به کاهش خطر ابتلا به سرطان سينه، لوزالمعده، روده، مری و ريه در انسان مربوط می دانند.اين گياه حاوی ماده قدرتمند و ضداکسيداسيون “پلی فنول” است. ثابت شده است اين ماده در مقابل بيماری قلبی از بدن محافظت می کند.
پژوهشهای پيشين درباره حيوانات نشان داده بود که عصاره چای سبز می تواند دارای خواص محافظتی در مقابل پارکينسون باشد، اما ساز و کار اصلی عامل محافظت روشن نشده بود.
با اين حال، دانشمندان آمريکايی در نشست سالانه “آکادمی عصب شناسی آمريکا” گفتند که در درک عملکرد اين ساز و کار که در آن “پلی فنول” با بيماری پارکينسون مقابله می کند، پيشرفت هايی حاصل کرده اند.
اين بيماری با از بين رفتن سلول های مغزی توليد کننده “دوپامين” که حرکات بدن را کنترل می کند، همراه است.
محققان در “کالج پزشکی بيلور” در شهر هوستون دريافتند که مواد ضداکسيداسيون موجود در چای به مبارزه با راديکال های آزاد کمک می کنند.
راديکال های آزاد به سلول های مغزی آسيب می رساند و می تواند در مواردی به پارکينسون منجر شود.
با اين حال اين پژوهش تنها درباره موش انجام شده است و هرچند دارای نتايج مثبت بوده است، اما دانشمندان می گويد اکنون بايد پلی فنول را روی انسان آزمايش کرد.
کارشناسان می گويند موفقيت آزمايش در موش ها می تواند به آن معنی باشد که آن دسته از بيماران مبتلا به پارکينسون که چای سبز می نوشند يا از کپسول پلی فنول استفاده می کنند، احتمالا کمتر از سايرين از پيشرفت بيماری رنج می برند.
يک سخنگوی انجمن بيماری پارکينسون در بريتانيا گفت که در صورت اثبات تاثير چای سبز در جلوگيری از پارکينسون در انسان، “بايد ميزان مصرف مورد نياز آن مشخص شود.”

نکاتی مهم هنگام مصرف چای

آیا خوردن چای بعد از صرف غذا باعث از بین بردن آهن آن می ‌شود؟ و آیا باید مدت زمانی بعد از صرف غذا چای خورد؟
از نظر علمی چای دارای ترکیباتی به ‌نام تانن است که مزه‌ی تلخ چای را ایجاد می کند. تانن‌ها با آهن ایجاد رسوب می‌ نمایند و این رسوب به دلیل درشتی ملکول و سنگینی، غیر قابل جذب است. لذا در صورتی که غذای مصرفی دارای آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چای پُررنگ به مقدار زیاد مصرف شود، از جذب آهن آن جلوگیری می کند و بهتر است از چای کم ‌رنگ به میزان کم و با اندکی زمان پس از صرف غذا، به‌ خوردن آن مبادرت کرد.

میزان مصرف چای

چای جزو گیاهان خوراکی طبقه ‌بندی شده است که مصرف متعادل آن دارای عارضه‌ی جانبی نیست، ولی به ‌دلیل داشتن کافئین که می ‌تواند تا 4 درصد وزن چای را تشکیل دهد، مصرف بیش از حد آن می ‌تواند عوارضی را به ‌دنبال داشته باشد. این عوارض اکثراً مربوط به کافئین بوده و به دلیل متغیر بودن درصد کافئین در انواع چای نمی ‌توان عدد خاصی را برای حداکثر میزان مصرف چای در دنیا ذکر کرد. مثلاً گزارشی در مورد خانمی که روزانه 65 گرم چای (چای خشک) را به مدت 5 سال مصرف نموده و دچار عوارض کبدی شده است وجود دارد. البته این میزان مصرف، بیش از ده برابر مصرف چای در افراد ایرانی است.
به‌طور کلی مصرف چای در حد متعادل دارای عوارض جانبی نبوده و می‌ تواند فواید بسیاری را بر بدن اعمال کند.

چای سبز باعث کاهش خطر ابتلا به سرطان می شود.

این آزمایش توسط کالج سلامت عمومی دانشگاه آریزونا و مرکز سرطان آریزونا انجام گرفت. محققین اثر مصرف چهار خوراک 18 اونسی در روز از چای سبز بدون کافئین٬ چای سیاه بدون کافئین٬ یا آب را برای مدت چهار ماه، روی 143 سیگاری قهار آزمایش کردند. نتیجه مطالعات نشان داد میزان 8-OHdG که نشان دهنده خسارت به DNA است٬ به میزان تکان دهنده 31 درصد کاهش پیدا کرد. البته برای دو گروه دیگر نتیجه این نبود.
اکسیده شدن DNA در کنار بیماریهای قلبی عروقی از جمله عوامل ایجاد سرطان است. پلی فنل های چای نه تنها آنتی اکسیدان های قوی هستند، بلکه همچنین بارورکننده فاز 2 آنزیم های سم زدا که نتیجه اش از بین بردن بیش از پیش آسیب های وارده به DAN که باعث کاهش خطر ابتلا به سرطان است، می‌شود.
مسول این آزمایش: ایمان حکیم دکتر و پروفسور مرکز مطالعات سرطان در آریزونا و مدیر گروه دانشگاه سلامت عمومی در دانشگاه آریزونا. بیماران مورد مطالعه مخصوصا سیگاری انتخاب شده بودند تا برسی فاکتورهای سرطان زا در آنها راحت‌تر باشد.
محققین همچنین معتقدند که فرآیند جداسازی کافئین از چای٬ بیشتر چای سیاه را تحت تاثیر قرار میدهد تا چای سبز را. به همین خاطر اکثر مواد موثره چای سیاه در این آزمایش در فرآیند خارج سازی کافئین از دست رفته است.

ترکیب شیمیایی برگ چای

مواد متشکله برگ چای عبارتند از مواد سلولزی ، مواد صمغی ، دکسترین ، پکتین ، مواد چربی ، مواد مومی ، نشاسته ، قند ، اسید گالیک ، اسید اگزالیک ، کورستین ، مواد پروتئینی ، الیاف ، مواد معدنی ، تانن ، کافئین یا تئین ، ترکیبات معطر و بالاخره دیاستاز.

آب و هوای مطلوب چای

درخت چای جزء گیاهان مناطق گرمسیر مرطوب می‌باشد یعنی در نواحی که معمولا مقدار گرما هیچگاه به صفر درجه نمی‌رسد و نزولات آسمانی نیز سالیانه در حدود 1800 تا 2000 میلیمتر است. این گیاه تا اندازه‌ای مقاوم به سرما بوده و بدین ترتیب اگر سرما با برف همراه باشد بطوری که برف بوته‌ها را بپوشاند تا 5درجه سرما را تحمل می‌کند.
تنها عامل محدود کننده سطح کاشت چای علاوه بر نوع خاک ، رطوبت هوا و مقدار بارندگی سالیانه محل کاشت می‌باشد. رطوبت زیاد مورد نیاز بوته چای بیشتر در رطوبت هوا می‌باشد تا رطوبت در خاک. از این نظر زمین باید نم باشد. اراضی سنگین و باتلاقی برای کاشت و دادن محصول به هیچ عنوان خوب نیست. رطوبت زاید در اطراف ریشه باعث پوسیدن آن شده و گیاه را از بین می‌برد.

خاک مطلوب چای

بوته چای گیاهی است فرار از آهک بنابراین از نظر واکنش شیمیایی چای را باید در خاکهای ترش (اسیدی) کاشت. حد اسیدیته خاک برای این محصول در حدود 5.5 است و هر گاه PH از این مقدار تجاوز کرد و یا کمتر شد باید با وسایل مناسب میزان اسید خاک را به 5.5 رساند. هر گاه اسیدی خاک زیادتر از این مقدار شد با دادن کودهای قلیایی و یا مخلوط کردن آهک به مقدار مناسب میزان اسیدی خاک را اصلاح می‌کنند.
هر گاه PH بیشتر از این مقدار شد با مخلوط کردن مقداری گرد گوگرد که ممکن است تا 600 کیلو در هکتار برسد اسیدی خاک را به حد لازم زیاد می‌کنند. مناسب‌ترین خاک برای کاشت چای اراضی شنی و رسی فاقد آهک یا هر ماده قلیایی دیگر می‌باشد که مقدار زیادی مواد هوموس دارا باشد.

کود مورد استفاده

کودهای ازته نشین بیش از هر نوع کود دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد علاوه بر کودهای ازته ، کلیه املاح ازت و فسفر و پتاس نیز برای تقویت گیاه لازم می‌باشد و یکی دیگر از کودهایی که از نظر قیمت نسبتا ارزان است و از نظر اصلاح خواص فیزیکی و شیمیایی زمین نیز مورد توجه می‌باشند کود سبز است. کود سبز علاوه بر اینکه تولید هوموس کرده و مقدار قابل توجهی ازت به زمین می‌دهد همچنین در فصل تابستان که تابش و حرارت آفتاب زیاد است برگ بوته‌های چای را از سوختن در مقابل آفتاب حفظ می‌کند.

ازدیاد درخت چای

ازدیاد نهال چای به چند طریق انجام می‌گیرد یکی بوسیله تولید مثل جنسی یعنی با کاشت بذر چای در خزانه و دیگری بوسیله غیر جنسی که عبارت است از ازدیاد بوسیله قلمه و خواباندن شاخه و در بعضی موارد استثنای ازدیاد بوسیله پیوند.

چای در ایران

چای منطقه خاورمیانهپیشینهٔ مصرف چای در ایران به سده هفدهم میلادی می‌رسد. جهانگردان از چایخانه‌هایی گفته‌اند که بزرگان و توانگران در آن جا جمع شده و چای می‌نوشیدند.
محمد علی معروف به کاشف السلطنه چایکار، متولد ۱۲۴۴ خورشیدی در تربت حیدریه، که از دارالفنون و سپس از سوربن فرانسه فارغ‌التحصیل شده بود، با عنوان ژنرال کنسول ایران در سال ۱۲۷۶ خ. مأمور خدمت در هند شد. وی به عنوان سفیر ایران در هندوستان در روزگار مظفر الدین شاه قاجار اولین فرد ایرانی است که با همت والای خود و در نقش یک بازرگان به فراگیری شیوهٔ کاشت و مصرف در ایران و جهان پرداخت.وی با تلاش زیاد و نبوق خود توانست نژادهای خوب و مقوی چای را کشف نموده و با زاد و ولد آنها نام خود را ماندگار نماید.همچنین او شهر لاهیجان را به دلیل وجود هوای مناسب برای کشت چای انتخاب کرد. این شهر امروز به عنوان مرکز کشت چای در ایران درآمده است. مقبره ی کاشف‌السلطنه در لاهیجان امروز به صورت گنجینه ی تاریخ چای ایران در لاهیجان درآمده است. سهم ایران ۴ تا ۵/۴ درصد از مصرف کل چای جهان است.
در چند سال اخیر صنعت چای ایران دوره تلخی را پشت سر گذاشته که به گواه دست اندرکاران، در تاریخ صدساله صنعت چای ایران بی سابقه‌است.

فرآوری و طبقه بندی

انواع چای براساس نوع فرآوری خود قابل تمایز هستند. برگهای بوته گیاه چای، اگربه سرعت پس از چیده شدن، خشک نشوند، پلاسیده و اکسیداسیون میشوند.این فرآیند مشابه با تبدیل جو به مالت است، که درآن نشاسته به انواع شکر تبدیل می‌شود؛ برگهای آن به سرعت تیره می‌شوند، و سبزینه آن تخریب شده و مواد جوهرمازو درآن آزاد می‌شود. گام بعدی در فرآوری، متوقف ساختن روند اکسیداسیون درمرحله‌ای ازپیش تعیین شده و از طریق زدودن آب برگها با حرارت دادن آنها می‌باشد.
اصطلاح «تخمیر»(احتمالاًبه وسیله پرورش دهنده گان انگور، تاک) برای تشریح این فرآیند بکاربرده شده، و حتی درمواردی که هیچگونه تخمیر واقعی (یعنی این فرآیند با مخمر انجام نگرفته و اتانول هم تولید نشود) صورت نگرفته باشد، استعمال شده‌است.اما، بدون کنترل دقیق رطوبت و دما، قارچ‌ها بروی سطح چای رشد می‌کنند. قارچها سبب تخمیرواقعی در چای می‌شوند که سبب آلودگی چای با مواد سمی و سرطان زا گشته، که درنتیجه آن چای را باید دور ریخت.
ازلحاظ سنتی، چای براساس درجه و دوره تخمیرشدن (اکسیداسیون) برگها، به گروه‌های زیر طبقه بندی می‌شود: ؛ چای سفید: برگهای تازه (جوانه‌ها) که تحت عمل اکسیداسیون قرار نگرفته اند؛ شکوفه‌های چای را برای جلوگیری از تشکیل سبزینه (کلروفیل) ازنورخورشید می‌توان دورنگهداشت. چای سفید نسبت به دیگر انواع چای در مقادیر کمتری تولید می‌شود و می‌تواند از همان نوع چای که با روشهای دیگر تولید شده ازلحاظ قیمت نسبتاً گرانتر تمام شود. این نوع چای درکشورهای دیگر به غیراز چین، کمتر شناخته شده‌است، اگرچه این شناخت با عرضه چای سفید به شکل کیسه‌ای، و نیز چای سفید سرد و فوری، بیشتر شده‌است. ؛ چای سبز: فرآیند اکسیداسیون پس از گذشت زمان اندکی از طریق حرارت؛ یا با بخار، که یک روش سنتی ژاپنی است؛ یا به وسیله بو دادن آن در تابه‌های داغ، به عنوان یک روش سنتی چینی متوقف می‌شود. برگهای چای را می‌توان به شکل برگهای جداگانه یا تبدیل شده به حبه که برای تولید چای باروتی استفاده می‌شود، برای خشک کردن کنارگذاشت. فرآیند اخیر، زمان بر بوده و به عنوان نمونه تنها برای چای‌های سیاه pekoe با کیفیت بالا استفاده می‌شود. چای یک یا دو روز پس از چیدن، فرآوری می‌شود. ؛ چای اولانگ ((Oollong: عمل اکسیداسیون در حدفاصل بین استانداردهای زمانی مربوط به چای سبز و چای سیاه متوقف می‌شود. فرآیند اکسیداسیون دو تا سه روز به طول خواهد انجامید. ؛ چای سیاه|چای قرمز: می‌گذارند برگهای چای بطور کامل اکسیده شود. چای سیاه در بیشتر نقاط جنوب آسیا (هند، سریلانکا، بنگلادش، پاکستان و غیره)، و نیز درقرن اخیر دربسیاری ازکشورهای آفریقائی از جمله کنیا، بروندی، روآندا، مالاوی و زیمبابوه متداول بوده‌است. ترجمه لغت به لغت عبارت «چای قرمز» را درزبان چینی، می‌توان برای عاشقان چای بکار برد. چینی‌ها آن را «چای سرخ» می‌نامند زیرا رنگ مایع دم کرده آن سرخ است. غربیها هم آن را «چای سیاه» می‌گویند چون برگهای چایی که معمولاً دم می‌کنند به رنگ مشکی است. اما چای قرمز به Rooibos نیز اشاره می‌کند، که یک ماده دم کردنی گیاهی tisane رایج درآفریقای جنوبی محسوب می‌شود. فرآیند اکسیداسیون از حدود دو هفته تا یک ماه طول خواهد کشید. چای سیاه در طبقه بندی دیگر به عنوان چای«ناب» ((orthodox یا "CTC" (خرد، پخش و به هم پیچیده، روش تولیدی که درسال۱۹۳۲ابداع شده‌است) مطرح می‌شود. چای‌های سیاه غیر مخلوط نیز از طریق مکان، زمان و فصل (اول، دوم، یا پاییز) تولید خود شناخته می‌شوند. چای‌های ناب و CTC طبق کیفیت برگ پس از تولید و براساس سیستم Orange Pekoe نیز درجه بندی می‌شوند. ؛ پوئر((Pu-erh:(در فلات کانتون چین به عنوان پولی(polee) نیز خوانده می‌شود)، دو نوع از این چای وجود دارد، «خام» و «رسیده». نوع خام یا سبز آن را می‌توان بلافاصله مصرف نمود یا گذاشت تا رسیده تر شود. طی فرآیند رسیدن گیاه چای، چای متحمل عملیات تخمیر ثانویه و میکروبی (باکتریایی) می‌شود. پوئر رسیده از از برگ سبز چای ساخته می‌شود که بطور مصنوعی اکسیده می‌شود تا به طعم فرآیند رسیدن طبیعی خود نزدیک شود. این عمل تحت فرآیند مشابهی کنترل می‌شود تا آنها را با هم درآمیخته نماید که درآن هم رطوبت و هم دمای چای بطور دقیقی تحت نظارت قرار می‌گیرد. هردو نوع چای پوئر معمولاً به اشکال مختلفی متراکم می‌شوند ازجمله قالبی، قرص مانند، کاسه‌ای شکل یا قارچ مانند. درحالی که بیشتر انواع چای درهمان سال اول تولید خود، مصرف می‌شوند، اما چای پوئر را برای بهبود طعم آن می‌توان دِیرتر مصرف کرد و نوع خامش را بین ۳۰ تا۵۰ سال و نمونه رسیده اش را بین۱۰ تا ۱۵سال نگهداری نمود، اگرچه کارشناسان و طرفداران آن درمورد دوره زمانی بهینه توقف فرآیند رسیده شدن چای با هم اختلاف دارند. بیشتر اوقات، پوئر رابرای مدت ۵دقیقه درآب جوش خیس می‌کنند. علاوه براین، برخی از ساکنان تبت از پوئر را با کره گاو کوهاندار تبتی((Yak، شکر و نمک مِی جوشانند و چای کره گاوی که بسیار مقوی هم هست را تهِیه می‌کنند. چای‌هایی که همچون پوئر و لیوبائوLiu bao بر روی آنها اکسیداسیون ثانویه واقع می‌شود، در چین به عنوان چای سیاه شناخته می‌شوند. این را نباید با اصطلاح انگلیسی چای سیاه اشتباه گرفت که درچین به آن چای قرمز می‌گویند. ؛ چای زرد: یا تحت نام چای باکیفیت در]] دربار سلطنتی [[استفاده شود، و یا چای مخصوصی مشابه با چای سبز، این نوع چای مرحله کند تری از خشک را سپری می‌کند. ؛ کوکیچا (Kukicha): همچنین چای زمستان نیز نامیده می‌شود، کوکیچا از شاخه‌های کوچک و برگهای کهنه و هرس شده گیاه چای طی فصل زمستانه و با برشته سازی برشته سازی خشک، عمل می‌آید. این ماده به عنوان یک غذای سالم در ژاپن و نیز در رژیمهای افزایش طول عمر بطور رایجی مصرف می‌شود. ؛ ژنمایکا(Genmaicha): درزبان ژاپنی به معنای چای برنج قهوه‌ای رنگ است، آن چای سبزی است که با برنج خشک قهوه‌ای برشته شده (برخی اوقات برنج بوداده) ترکیب می‌شود، و در ژاپن بسیارمتدام بوده اما درچین هم مصرف می‌شود. ؛ چای گل (عطری): چای‌هایی که با گلها فرآوری یا دم می‌شوند؛و هرنوع گلی هم برای گونه خاصی ازچای همچون چای سبز یا سرخ، استفاده می‌شود. معروفترین چای عطری، چای یاسمن (هیوآنگ پین در فلات کانتون، هوآچا که نوعی درخت گل در ماندارین چین است) یا چای سبز یا اولانگ معطر (یا دم شده) با گلهای یاسمن است. گلهای رز، سدر، لیچی (Lychee)، گل Osmanthus، وگل داوودی نیز جزو گلهای رایج مورد استفاده در این نوع چای هستند.

موضوعات مرتبط: دانستنی ها
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 0:12 ] [ سجاد رنجبر ]
افسردگی‌ پس‌ از زایمان‌

postpartum depression

 

 

 شرح بیماری
 علایم‌ شایع‌
 علل‌
 عوامل تشدید كننده بیماری
  پیشگیری‌
 عواقب‌ مورد انتظار
  عوارض‌ احتمالی‌
  درمان‌
 اصول‌ كلی‌
  داروها
 فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
 رژیم‌ غذایی‌
  درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟
   شرح بیماری
افسردگی‌ پس‌ از زایمان‌ ‌ شروع‌ شده‌ در طی‌ 6 هفته‌ پس‌ از زایمان‌
   علایم‌ شایع‌
احساس‌ غمگینی‌، ناامیدی‌ و دلتنگی‌
كاهش‌ اشتها و كاهش‌ وزن‌
بی‌انرژی‌ بودن‌؛ خستگی‌
كندی‌ در تكلم‌ و تفكر
بروز مكرر سردرد و سایر ناراحتی‌های‌ فیزیكی‌.
سردرگمی‌ درباره‌ توانایی‌ بهبود زندگی‌
   علل‌
درجاتی‌ از افسردگی‌ در طی‌ هفته‌های‌ اول‌ پس‌ از زایمان‌ در مادران‌ شایع‌ است‌. بارداری‌ و زایمان‌ با تغییرات‌ هورمونی‌ ناگهانی‌ همراهند كه‌ بر حالات‌ روحی‌ روانی‌ فرد تأثیر گذارند.
پذیرفتن‌ مسؤولیت‌ 24 ساعته‌ مراقبت‌ از یك‌ نوزاد شیرخوار تطابق‌ عمده‌ای‌ را از نظر روانی‌ و شیوه‌ زندگی‌ در اكثر مادران‌ می‌طلبد، حتی‌ اگر نوزاد فرزند اول‌ نباشد. این‌ استرس‌های‌ فیزیكی‌ و روانی‌ معمولاً با استراحت‌ ناكافی‌ تا هنگام‌ ثبات‌ یافتن‌ نیازهای‌ معمول‌ كودك‌ همراه‌ است‌، بنابراین‌ خستگی‌ و افسردگی‌ در مادران‌ غیرمعمول‌ نیست‌.
   عوامل تشدید كننده بیماری
استرس‌
كمبود خواب‌
تغذیه‌ نامطلوب‌
فقدان‌ حمایت‌ مادر از سوی‌ همسر، خانواده‌ یا دوستان‌
سابقه‌ اختلالات‌ روانی‌ قبلی‌ در مادر
    پیشگیری‌
این‌ عارضه‌ قابل‌ پیشگیری‌ نیست‌ ولی‌ می‌توان‌ آن‌ را با استراحت‌ كافی‌، رژیم‌ غذایی‌ مطلوب‌ و حمایت‌های‌ روحی‌ كافی‌ به‌ حداقل‌ رساند.
   عواقب‌ مورد انتظار
افسردگی‌ خفیف‌ پس‌ از زایمان‌ با حمایت‌ خانواده‌ و دوستان‌ معمولاً به‌ سرعت‌ برطرف‌ می‌شود. اگر افسردگی‌ شدید شود ممكن‌ است‌ مادر دیگر قادر به‌ مراقبت‌ از خود و كودك‌ نباشد و بستری‌ در بیمارستان‌ ممكن‌ است‌ ضرورت‌ یابد (به‌ ندرت‌). حتی‌ موارد شدید افسردگی‌ با داروها، مشاوره‌ با متخصص‌ مربوطه‌ و حمایت‌ اطرافیان‌ معمولاً قابل‌ علاج‌ است‌.
    عوارض‌ احتمالی‌
فقدان‌ پیوند عاطفی‌ بین‌ مادر و كودك‌، كه‌ برای‌ هر دو زیان‌آور است‌.
افسردگی‌ شدید كه‌ ممكن‌ است‌ با احساسات‌ تهاجمی‌ نسبت‌ به‌ كودك‌، از دست‌ دادن‌ احساس‌ عزت‌ در ظاهر و منزل‌، بی‌ اشتهایی‌ یا غذا خوردن‌ اجباری‌، دوری‌ كردن‌ از دیگران‌ یا تمایلات‌ خودكشی‌ همراه‌ باشد.
    درمان‌
   اصول‌ كلی‌
مادران‌ نباید از این‌ كه‌ احساسات‌ پیچیده‌ای‌ در مورد مادر بودن‌ خود دارند احساس‌ گناه‌ كنند. ایجاد تطابق‌ و ایجاد پیوندی‌ عاطفی‌ طبیعی‌ نیاز به‌ درمان‌ دارد.
- در نظر گرفتن‌ برنامه‌های‌ مكرر خارج‌ از منزل‌ نظیر قدم‌ زدن‌ و دیدارهای‌ كوتاه‌ با دوستان‌ و اقوام‌ برای‌ مادران‌ مفید است‌. این‌ برنامه‌ها به‌ مادران‌ كمك‌ می‌كند تا دچار احساس‌ انزوا از دیگران‌ نشوند.
- مادران‌ باید كودك‌ خود را در اتاق‌ جداگانه‌ای‌ بخوابانند. در این‌ صورت‌ مادران‌ راحت‌تر استراحت‌ خواهند كرد.
- مادران‌ می‌توانند برای‌ كارهای‌ روزانه‌ نظیر خرید كردن‌ و مراقبت‌ از كودك‌ در هنگام‌ استراحت‌ خود از خانواده‌ یا دوستان‌ كمك‌ بگیرند.
- مادر در صورت‌ احساس‌ افسردگی‌ بهتر است‌ احساسات‌ خود را با همسر یا یك‌ دوست‌ كه‌ شنونده‌ خوبی‌ برای‌ حرف‌های‌ اوست‌ در میان‌ بگذارد. صحبت‌ كردن‌ با سایر مادران‌ امكان‌ استفاده‌ از همفكری‌ و تجربه‌ آنان‌ را فراهم‌ می‌كند.
- اگر افسردگی‌ شدید شده‌ و بستری‌ در بیمارستان‌ را ایجاد نماید، توصیه‌ می‌شود كه‌ مادر در یك‌ مركز نزدیك‌ منزل‌ بستری‌ شود تا رابطه‌ نزدیك‌ وی‌ با كودك‌ حفظ‌ شود.
- روان‌ درمانی‌ یا مشاوره‌ با متخصص‌ مربوطه‌ در صورت‌ تداوم‌ افسردگی‌ توصیه‌ می‌شود.
    داروها
داروهای‌ ضدافسردگی‌. این‌ داروها اغلب‌ هنگامی‌ مؤثرند كه‌ 4-3 هفته‌ مصرف‌ شوند. اگر مادر به‌ كودك‌ خود شیر می‌دهد هرگونه‌ داروی‌ تجویزی‌ از این‌ بابت‌ باید به‌ دقت‌ در نظر گرفته‌ شود.
   فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
محدودیتی‌ وجود ندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ طبیعی‌ خود را هر چه‌ سریعتر از سر بگیرید.
   رژیم‌ غذایی‌
رژیم‌ خاصی‌ نیاز نیست‌.
    درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟
وجود افسردگی‌ پس‌ از زایمان‌ و در كنار آن‌ رخداد تغییرات‌ دیگر در زندگی‌ نظیر طلاق‌، تغییر شیوه‌ زندگی‌ یا اسباب‌ كشی‌
- عدم‌ بهبود افسردگی‌ پس‌ از زایمان‌ در طی‌ 6-4 هفته‌
- وجود افكار و تصمیمات‌ جدی‌ خودكشی‌ كه‌ این‌ حالت‌ یك‌ فوریت‌ روانپزشكی‌ است‌.

منبع:http://www.irteb.com


موضوعات مرتبط: پزشکی
[ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ] [ 23:50 ] [ سجاد رنجبر ]
پیچ‌خوردگی‌ بیضه‌

testicle torsion

 

  شرح بیماری
 علایم‌ شایع‌
 علل‌
 عوامل تشدید كننده بیماری
 پیشگیری‌
  عواقب‌ مورد انتظار
 عوارض‌ احتمالی‌
  درمان‌
  اصول‌ كلی‌
  داروها
  فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
  رژیم‌ غذایی‌
  درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟
    شرح بیماری
پیچ‌خوردگی‌ بیضیه‌ عبارت‌ است‌ از پیچ‌خوردگی‌ طناب‌ اسپرماتیك‌ بیضه‌ كه‌ گاهی‌ به‌طور برگشت‌ناپذیر به‌ بیضه‌ آسیب‌ می‌زند. پیخ‌خوردگی‌ بیضه‌ معمولاً تنها در یك‌ طرف‌ رخ‌ می‌دهد. مردان‌ را در تمام‌ سنین‌ مبتلا می‌كند ولی‌ در نوجوانان‌ (20-12 ساله‌) شایع‌تر است‌.
   علایم‌ شایع‌
درد ناگهانی‌ یك‌ بیضه‌
تورم‌، قرمزی‌ و حساسیت‌ به‌ لمس‌ بیضه‌دان‌
تهوع‌ و استفراغ‌
تعریق‌
ضربان‌ قلب‌ سریع‌ در صورت‌ شدید بودن‌علل‌
   علل‌
معمولاً ناشناخته‌. گاهی‌ در هنگام‌ تولد وجود دارد یا ممكن‌ است‌ به‌ ندرت‌ در اثر انقباض‌ شدید عضلات‌ متصل‌ به‌ بیضه‌ و طناب‌ اسپرماتیك‌ ایجادشود.عوامل تشدید كننده بیماری
   عوامل تشدید كننده بیماری
ناشناخته‌
   پیشگیری‌
در هنگام‌ شركت‌ در ورزش‌های‌ تماسی‌ برای‌ پیشگیری‌ از آسیب‌ تناسلی‌ از بیضه‌بند استفاده‌ كنید.
    عواقب‌ مورد انتظار
گاهی‌ پیچ‌خوردگی‌ خود به‌ خود تصحیح‌ می‌شود؛ علایم‌ از بین‌ می‌روند و درمانی‌ لازم‌ نیست‌. البته‌ بیضه‌ معمولاً بدون‌ ترمیم‌ آسیب‌ می‌بیند مگر این‌ كه‌ جراحی‌ در عرض‌ 4-3 ساعت‌ پس‌ از شروع‌ علایم‌ انجام‌ شود. اگر قرار باشد یك‌ بیضه‌ برداشته‌ شود، باید برای‌ بلوغ‌ طبیعی‌، زندگی‌ جنسی‌ و تولیدمثل‌ طبیعی‌، هورمون‌های‌ كافی‌ برای‌ بیضه‌ سالم‌ باقی‌ مانده‌ فراهم‌ شود.
   عوارض‌ احتمالی‌
مرگ‌ سلول‌های‌ بیضه‌ در اثر كاهش‌ یا انسداد جریان‌ خون‌. بیضه‌ آسیب‌دیده‌ و طناب‌ اسپرماتیك‌ در این‌ حالت‌ باید برداشته‌ شوند.
    درمان‌
    اصول‌ كلی‌
معمولاً تشخیص‌ تنها با معاینه‌ فیزیكی‌ گذاشته‌ می‌شود ولی‌ سونوگرافی‌ نیز ممكن‌ است‌ انجام‌ شود.
جراحی‌ برای‌ رفع‌ پیچش‌ طناب‌ اسپرماتیك‌ پیچ‌خورده‌ و اتصال‌ بیضه‌ آسیب‌ دیده‌ به‌ سطح‌ داخلی‌ جدار بیضه‌دان‌ كه‌ مانع‌ عود می‌گردد. جراحی‌ برای‌ پیشگیری‌ از پیچ‌خوردگی‌، احتمالاً برروی‌ بیضه‌ غیرمبتلا نیز انجام‌ خواهد شد.
پس‌ از جراحی‌، از كیسه‌ یخ‌ برای‌ تسكین‌ درد و تورم‌ استفاده‌ كنید.
یخ‌ را در پلاستیك‌ بگذارید. آن‌ را در طرف‌ آسیب‌ دیده‌ بگذارید و با یك‌ پارچه‌ یخ‌ را از پوست‌ جدا كنید. هر بار 10-5 دقیقه‌ یخ‌ را روی‌ موضع‌ قرار دهید. در صورت‌ لزوم‌ این‌ كار را تكرار كنید.
    داروها
بعد از جراحی‌، ممكن‌ است‌ مسكن‌ها تجویز گردند.
    فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
بعد از جراحی‌ به‌ تدریج‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ طبیعی‌ خود را از سر بگیرید.
    رژیم‌ غذایی‌
رژیم‌ غذایی‌ خاصی‌ ندارد.
    درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان‌ علایم‌ پیچ‌خوردگی‌ بیضه‌ را داشته‌ باشید. این‌، یك‌ اورژانس‌ است‌!
اگر علایم‌ عفونت‌ پس‌ از جراحی‌ آغاز شوند. این‌ علایم‌ عبارتند از تب‌، لرز، درد عضلانی‌، سردرد، سرگیجه‌ و احساس‌ ناخوشی‌ عمومی‌
اگر خونریزی‌ بیش‌ از حد در محل‌ جراحی‌ رخ‌ دهد.

موضوعات مرتبط: پزشکی
[ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ] [ 23:49 ] [ سجاد رنجبر ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست
آماده ی دریافت انتقادات و پیشنهاد شما هستم
امکانات وب