شعر سنگ قبر حضرت عباس(ع)


موارد |
تعداد |
| تعداد جملات |
788 مورد |
| تعداد کلمات |
2560 مورد |
| تعداد جملات مربوط به توحید و خداشناسی |
110 جمله |
| امام |
13 مورد |
| ولی (حاکم، سرپرست، صاحب اختیار) |
10 مورد |
| امیرالمؤمنین علیه السلام |
10 مورد |
| نام علی علیه السلام |
40 مورد |
| وصی |
5 مورد |
| خلیفه |
3 مورد |
| اخ (برادر) |
4 مورد |
| فضایل علی علیه السلام |
198 مورد |
| نام حسن علیه السلام |
2 مورد |
| نام حسین علیه السلام |
2 مورد |
| اشاره به امامت امام حسن و امام حسین علیهما السلام |
3 مورد |
| نام حضرت مهدی علیه السلام |
4 مورد |
| بیان اصول قیام و ظهور حضرت مهدی علیه السلام |
18 مورد |
| ولایت ائمه علیهم السلام |
10 مورد |
| طریقه و تأکید بر بیعت |
10 مورد |
| معاشر الناس ( هان مردمان) |
57 مورد |
| الا ( آگاه باشید) |
51 مورد |
| آیات قرآن |
62 آیه |
دراين اطلاعيه آمده است: تمامي عزيزاني که عکس ، دست نوشته ، خاطره ، کرامت و... از ايشان دارند، مي توانند براي ثبت در مجموعه اي نفيس که در آينده به زيور طبع آراسته مي شود ، آن آثار را دراختيار مديريت صوتي وتصوير دفتر معظم له قرار دهند.
علاقه مندان براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 7833371-0251 تماس گيرند.
گفتني است چندي پيش حجت الاسلام شيخ علي فرزند ارشد مرحوم آيت الله بهجت با انتشار اطلاعيه اي اعلام کرد بنا به توصيه هاي موکد پدرم نسبت به آيت الله شيخ علي صافي گلپلايگاني ازاين پس دفتر و بيت آن مرحوم با اجازه اين مرجع تقليد به کار خود ادامه خواهد داد.
حضرت آيت الله محمدتقي بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن دراستان گيلان، چشم به جهان گشود.
ايشان در قم از محضر آيت الله العضمي حجت کوه کمره اي استفاده کرد و در بين شاگردان آن فقيد سعيد درخشيد. چند ماهي از اقامت حضرت آيت الله العظمي بروجردي در قم نگذشته بود که آيت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آيات عظام امام خميني، گلپايگاني و ... به درس فقيد سعيد مرحوم بروجردي حاضر شد.
آيت الله بهجت در همان ايام که در درس آيات عظام اصفهاني، غروي و شيرازي حضور مي يافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم مي پرداخت و سطوح عاليه را در نجف اشرف تدريس مي کرد. پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه مي دادند. در رابطه با تدريس خارج فقه توسط ايشان نيز در مجموع مي توا ن گفت که ايشان بيش از 40 سال بود که به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشتند و به واسطه شهرت گريزي اغلب در منزل تدريس مي کردند و فضلاي گرانقدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره بردند.
سرانجام آيت الله بهجت فومني در عصر روز 27 ارديبهشت ماه امسال بر اثر بيماري در قم دارفاني را وادع گفت
در آمریکا کتابی به نام «A Plan to Devide and Desolate Theology» است که در آن مصاحبه ی مفصلی از دکتر مایکل برانت معاون ارشد رئیس سابق سیا Bob Wood Words و عضو مهم بخش شیعه شناسی سازمان سیا منتشر شده است.
وی در این مصاحبه اسرار از تکان دهنده ای پرده برداشته است و در جریان اتهام کارکنان سیا به فساد مالی بطور ناخودآگاه اعتراف کرده است در این سازمان مبلغ ۹۰۰ میلیون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشیع اختصاص یافته بوده است. گفتتنی است که دکتر مایکل برانتن مدتی طولانی در بخش مذکور فعالیت داشته ، ولی چندی پیش به خاطر فساد مالی از کار برکنار شده است و او نیز از باب انتقام جویی خیلی از اسرار محرمانه را برملا کرده است.
● مصاحبه ی وی به طور بسیار خلاصه چنین است:
انقلاب ۱۹۷۹ ایران ضربه های اساسی به سیاست ما در حاکمیت در کشورهای اسلامی وارد ساخت. پس از ناکامی ما در چند سال اول انقلاب برای کنترل آن و رشد روزافزون بیداری اسلامی و گسترش دامنه ی نفرت علیه غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابی در شیعیان کشورهای مختلف بالاخص لبنان، عراق، کویت، بحرین و پاکستان، مقامات بلند پایه ی سیا دور هم جمع شدند. در این جلسات نماینده ی سرویس مخفی مشهور انگلیس Mix نیز شرکت می نمود؛ زیرا انگلیس تجربه ی وسیعی در مطالعه روی کشورها را دارد.
در این گردهمایی ها نتیجه گیری شد که انقلاب ایران فقط نتیجه ی طبیعی سیاست های شاه نبوده است، بلکه در باطن عوامل و حقایق دیگری نیز وجود دارد که محکم ترین آن عوامل ، یکی رهبری سیاسی توسط مرجعیت دینی شیعی و دیگری شهادت حسین نوه ی پیامبر اسلام (ص) در ۱۴۰۰ سال پیش است. حادثه ای که قرن هاست شیعه به یاد آن با غم و اندوه بی نهایت عزاداری می کند. این دو محور است که شیعه را از سایر مسلمانان فعال تر و متحرک تر می سازد. در همین گردهمایی تصویب شد که برای مطالعه ی اسلام شیعی و برای برنامهریزی و کار روی این پروژه یک شعبه ی جداگانه و مستقلی تاسیس شود و نخستین بودجه چهل میلیون دلاری برای آن اختصاص یابد. سپس دکتر مایکل برانت مراحل پروژه را چنین بیان می کند:
۱) جمع آوری اطلاعات
۲) اهداف کوتاه مدت با تبلیغات علیع شیعه و راه اندازی آشوب های بزرگتر شیعه و سنی، بدین معنی که باید آنها را با اکثریت سنی درگیر کرد تا توجه شان از آمریکا منحرف گردد.
۳) اهداف دراز مدت، پایان کار تشیع با عمل براساس اهداف دراز مدت.
۴) طبق نقشه در فاز اول محققینی به تمام جهان شیعه اعزام شدند. به عنوان مثال دکتر ساموئیل در پاکستان روز عزاداری های کراچی تحقیق می کرد و مدرک دکترای خود را در همین زمینه اخذ کرد. یک خانم ژاپنی به ننام نکومه هم در کویته ی بلوچستان، بر قوم هزاره و شیعه ی آن دیار تحقیق می کرد و رساله ی دکترای خو را در همین زمینه ارائه نمود. دکتر برانت می گوید: بعد از تحقیقات میدانی و جمع آوری اطلاعات در مورد شیعیان همه ی کشورها، نتایج زیر بدست آمد:
▪ مرجعیت:
مراجع شیعه سرچشمه ی اصلی قدرت این مذهب اند. اینان همیشه با تاکید ب اصول شیعه، به شدت از آن محافظت و صیانت می کنند. اینان در تاریخ طولانی تشیع، هیچ وقت با حاکم غیر اسلامی بیعت نکردند و با وی دست دوستی ندادندن. به علت فتوای یک مرجع وقت یعنی آیت الله شیرازی، انگلیس نتوانست داخل ایران شود. بزرگترین مرکز علمی شیعه در عراق بود و چون صدام حسین علی رغم به کارگیری تمام توان خود و سعی و کوشش فراوان نتوانست آن را بخرد و مجبور به بستن آن شد.
این در حالی است که مراکز دیگر علمی در جهان همیشه با حکام وقت همراهی کرده اند. ببینید جایی مثل قم در مرکز ایران، تخت ظلم شاهنشاهی را برچید و اکنون نیز پنجه در پنجه ی آمریکا ی ابر قدرت، زورآزمایی می کند. در لبنان نهضت آیت الله موسی صدر، ارتش های انگلیس ، فرانسه، و اسرائیل را مجبور به فرار کرد. امروز نیز حزب الله لبنان بزرگترین مزاحم اسرائیل در طول تاریخ تاسیس آن دولت به شمار می رود. ما از همه ی این مطالعات به این نتیجه می رسیدیم که رو در رویی مستقیم با شیعه زیانبار و امکان پیروزی در آن بسیار کم است. بنابراین باید به کارهای پشت پرده ای روی آورد و به جای اصل قدیمی انگلیسی ها « تفرقه بینداز و حکومت کن» اصل دیگری تحت عنوان « تفرقه بینداز و نابود کن» را پیش گرفت.
بنابراین باید افرادی که با شیعه اختلاف اعتقادی دارند را بطور منظم و مستحکم علیه شیعه سازمان دهی کرد. باید شایعه ی کافر بودن برانگیز نوشت. باید افراد کم سواد و بی سواد را جمع کرد و آنها تقویت نمود تا وقتی تعداد آنها ( که ستون پنجم ما هستند) به مقدار مناسب رسید، علیه شیعه جهاد مسلحانه آغاز شود. باید چهره ی تشیع، منسوخ شود تا نزد عوام غیر مقبول باشند و در میان عامه مورد نفرت قرار گیرند.
▪ عاشورا و عزاداری:
در میان شیعه مراسم عزاداری مرسوم است. آنها به یاد واقعه ی کربلا جمع می شوند و یک نفر سخنرانی و واقعه ی کربلا را بیان می کند و مستمعین هم گوش می کنند. بعد از آن طبقه ی جوان، سینه زنی و عزاداری می کنند. این سخنران و این مستمعین برای ما اهمیت زیادی برخوردار هستند؛ زیرا از همین عزاداری و مجالس است که درمیان شیعه جوش و خروش ، آزادی خواهی و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود می آید. ما به خاطر همین، ده ها میلیون دلار از بودجه ویژه را برای در دست گرفتن سخنرانان و مستمعین اختصاص داده ایم. و این کار چنین تحقق می پذیرد که ابتدا دنبال افرادی از شیعه که پول پرست و دارای عقاید سست و در عین حال دارای شهرت و قدرت تاثیر و نفوذ باشند، می رویم تا به واسطه ی آنهادر عزاداری ها نفوذ پیدا کنیم.
▪ برنامه های دقیق و مخرب:
ما از این افراد اهداف زیر را پیگیری می کنیم.
ـ به وجود آوردن و یا سرپرستی مداحانی که معرفت عقاید شیعه را ندارند.
ـ شناسایی و کمک مالی به افرادی از شیعه که بتوانند توسط نوشتارهای خود، عقاید و مراکز علمی شیعه را هدف قرار دهند؛ بنیانهای تشیع را منهدم کرده و آن را اختراع مراجع شیعه وانمود کنند.
ـ اضافه و یا حفظ نمودن رسوماتی در عزاداری که با عقاید شیعه منافات داشته باشد.
ـ عزاداری ها به گونه ای معرفی و مطرح شود که عموم جامعه احساس کنند تشیع، گروهی جاهل و توهم پرست است که در محرم برای انسانهای عادی مزاحمت به وجود می آوند. برای تشریح این جور برنامه ها لازم است پول هنگفتی خرج شود و مداحان خوب تشویق شوند.
و این گونه تشیع که یک مذهب دارای قوت منطقی است تبدیل به مذهبی درویشی محض می شود و از درون، پوک و خالی می گردد و در ذهن عوام الناس نفرت و در خود شیعه افتراق و پراکندگی گسترش می یابد. آنگاه و در نهایت باید توسط نیروهای جهادی بر آنها تیر خلاص زد و نابودشان کرد.
تحقیق و جمع آوری مطالب فراوانی علیه مرجعیت و نشر اشاعه ی آنها توسط نویسنده های پول پرست و بی نام. در این باره باید پول خوبی خرج شود و در میان مداحان و عوام شیعه مواد زیر زمینی پخش و منتشر گردد تا شیعیان دچار آشفتگی و چند دستگی شوند. و با این برنامه ها پیش بینی می شود که در مرحله ی نهایی، صدای اعتراض خود شیعه ها علیه مرجعیت بلند شود تا آنجا که در سال ۲۰۱۰ میلادی دیگر مرجعیت یا به عبارت دیگر مرکزیت اقتدار شیعه که تا کنون سد اصلی جلوی دولتمردان ما بوده اند به وسیله ی خود شیعیان پایان یابد.
تعریف نبی و رسول در قرآن خیلی واضح و روشن است . یكی از معجزات قرآن این است كه خود معنای خود را میرساند و احتیاجی به علمای حدیث ندارد.
علمای اهل كتاب (شیعه وسنی ) در طول تاریخ سعی كرده اند كه معنای نبی و رسول را تعویض كنند. به این معنا آنان میگویند كه هر رسولی نبی است اما هر نبیی رسول نیست. این حربه شیطان بود برای منكر شدن رسول میثاق خدای قادر توانا.
در اینجا فرق بین رسول ونبی را براساس قرآن مجید روشن میكنیم.
1- هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست.
نبی آن است كه شریعتی جدید میاورد و یا پیاده سازی میكند (شامل قانون و ...) و ممكن است از طرف خدای مهربان كتاب هم به او داده شده باشد. اما رسول آن است كه شریعتی جدید نمیاورد و فقط شریعت قبلی را تایید و تصدیق میكند.برای تایید مطلب آیه 3:81 را نگاه كنید:
[3:81] واذ اخذ الله میثق النبین لما ءاتیتكم من كتب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه قال ءاقررتم واخذتم على ذلكم اصری قالوا اقررنا قال فاشهدوا وانا معكم من الشهدین
[3:81] خدا از پیامبران میثاقی گرفت و گفت: "من به شما كتاب آسمانی و حكمت خواهم داد. پس از آن، رسولی خواهد آمد كه تمام كتاب های آسمانی موجود را تصدیق خواهد كرد، باید به او ایمان آورید و او را حمایت كنید." او گفت: "آیا با این موافق هستید و پیمان می بندید كه این میثاق را به انجام برسانید؟" آنها گفتند: "ما موافقیم." او گفت: "پس شما شهادت دادهاید و من هم همراه با شما شهادت می دهم."
در آیه بالایی خدای مهربان میفرماید بعد از اینكه همه كتابهای آسمانی و حمكت را به نبیها دادم رسولی خواهد آمد كه آن را تصدیق خواهد كرد.پس مشخص شد كه نبی شریعت جدید میاورد و یا شریعت جدید پیاده سازی میكند اما رسول آن را تصدیق میكند.
هركجا خدای مهربان نبوت را ذكر میكند با آن كتاب و یا حكم را ذكر میكند.زیرا كه نبوت مقام خاصی است كه به پیامبر داده میشود تا كه احكام جدید كتاب را بوسیله آن ابلاغ و اجرا كند.آیات زیر را نگاه كنید.
[3:79] ما كان لبشر ان یؤتیه الله الكتب والحكم والنبوة ثم یقول للناس كونوا عبادا لی من دون الله ولكن كونوا ربنین بما كنتم تعلمون الكتب وبما كنتم تدرسون
[6:89] اولئك الذین ءاتینهم الكتب والحكم والنبوة فان یكفر بها هؤلاء فقد وكلنا بها قوما لیسوا بها بكفرین
[29:27] ووهبنا له اسحق ویعقوب وجعلنا فی ذریته النبوة والكتب وءاتینه اجره فی الدنیا وانه فی الاءخرة لمن الصلحین
[45:16] ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمین
[57:26] ولقد ارسلنا نوحا وابرهیم وجعلنا فی ذریتهما النبوة والكتب فمنهم مهتد وكثیر منهم فسقون
به طور مثال محمد رسولخدا نبی بود و همزمان رسول هم بود. بنابراین در مقام نبوت به تشریع میپرداخت و در مقام رسالت به ابلاغ قرآن مشغول بود.كسی كه نبی باشد خود به خود رسول هم هست اما برعكسش درست نیست.برای اینكه ثابت شود هر نبیی رسول هم هست به آیات زیر نگاه كنید كه خدای مهربان نبی را بشارت دهنده و نذارت كننده توصیف كرده است.
[2:213] كان الناس امة وحدة فبعث الله النبین مبشرین ومنذرین وانزل معهم الكتب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه وما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینت بغیا بینهم فهدى الله الذین ءامنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه والله یهدی من یشاء الى صرط مستقیم
[33:45] یایها النبی انا ارسلنك شهدا ومبشرا ونذیرا
[4:163] انا اوحینا الیك كما اوحینا الى نوح والنبین من بعده واوحینا الى ابرهیم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وعیسى وایوب ویونس وهرون وسلیمن وءاتینا داود زبورا
براساس آیات بالا نبی رسول هم هست .
تصور كنید كه در آیه زیر موسی به عنوان رسولا نبیا (رسولی كه نبی بود) ذكر شده است
[19:51] واذكر فی الكتب موسى انه كان مخلصا وكان رسولا نبیا
و اسماعیل هم :
[19:54] واذكر فی الكتب اسمعیل انه كان صادق الوعد وكان رسولا نبیا
برای تایید مطلب به آیه زیر توجه كنید.
[19:41] واذكر فی الكتب ابرهیم انه كان صدیقا نبیا
در آیه مذكور (صدیقا نبیا) به كار برده شده است و صدیقا نبیا یعنی صدیقی كه نبی بود. همه میدانیم كه هر صدیقی نبی نیست و به همین خاطر خدا مهربان نبیا صدیقا را به كار نبرده است.
خدای مهربان بخشنده هیچوقت نبیا رسولا (رسولی كه نبی بود) را به كار نبرده است.زیرا كه هر رسولی نبی نیست. مثلا خدای بزرگ در خیلی جاها در قرآن از جبرئیل و ملك الموت و سایر فرشتگان به عنوان رسول یاد كرده است. موجودیت بشر میتواند نبی باشد اما ملائكه نمیتوانند نبی باشند. پس در كل هر رسولی نبی نیست. زیرا هیچ كجای قرآن از جبرئیل به عنوان نبی یاد نكرده است.با وجود این دلایل واضح علمای اهل كتاب (شیعه وسنی ) باز هم بر عقیده قبلی خود پافشاری میكنند و همچنان میگویند كه هر رسولی نبی است.بعضی از آنان كه متوجه واقعیت شده اند رو به بهانه دیگری آورده اند و میگویند كه بین نبی و رسول هیچگونه فرقی نیست.
2- خدای مهربان بین رسول و نبی فرق قائل شده است . آیه زیر را نگاه كنید تا ببینید كه خدا بین نبی و رسول فرق قائل شده است.
به عبارت (من رسول و لا نبی) توجه شود. اگر بین رسول و نبی فرق نبود خدا آن را به این صورت نقل نمیكرد.
[22:52] وما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبی الا اذا تمنى القى الشیطن فی امنیته فینسخ الله ما یلقی الشیطن ثم یحكم الله ءایته والله علیم حكیم
[22:52] ما پیش از تو نه رسولی فرستادیم و نه پیامبری بدون آنكه شیطان در خواستههای او دخالت نكرده باشد. سپس خدا آنچه را شیطان انجام داده است، خنثی می نماید. خدا آیاتش را کامل می کند. خداست دانای مطلق، حكیمترین.*
پس در كل میتوان گفت كه هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست. معانی از طریق قرآن بسیار روشن و واضح است .
3- اما ممكن است كسی بگوید كه خیلی از انبیاء بنی اسرائیل كتاب و شریعت به آنها داده نشده است. و این یك تناقض است. در جواب باید گفت كه نبی آن است كه به طور مستمر با وحی مرتبط است. انبیا بنی اسرائیل مدام رابط بین خدا و بنی اسرائیل بودند. مثلا جریان گاو بنی اسرائیل كه موسی چندین مرتبه بین خدا و بنی اسرائیل سوال و جواب رد و بدل میكند و از طریق نبی به آنان راه حل كشف قاتل نشان داده میشود(2:67). و همینطور جریان طالوت كه نبی آن دوره بین قوم بنی اسرائیل و خدا در مورد تعیین پادشاه رابط میشود.و از طریق نبی به آنان پادشاه نشان داده میشود. (2:247)
4- اقوام اولیه دارای نبیهای زیادی بوده اند و این به خاطر عدم رشد كامل فكری بوده است. زیرا در مورد مسائلی كه پیش میامد مدام باید نبی بین خدا و مردم برای رفع مشكل رابط میشد. این انبیاء مسلما رسول (كسانی كه از طرف خدا به تبلیغ وتصدیق دین مشغول بودند) هم بوده اند.
خدای مهربان در قرآن كریم بر بنی اسرائیل منت گذاشته است زیرا كه برای آنها نبیهای زیادی را فرستاده است.
[45:16] ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمین
و همانطور در مورد محمد آخرین پیامبر خدا كه در خیلی از سوره های قرآن مدام مورد خطاب و سوال قرار گرفته و در آن مورد بر او آیاتی نازل شده است.
بعد از این كه بشر به ثبات فكری رسید خدای حكیم دیگر نبوت را به پایان رساند و اعلام كرد كه قرآن آخرین كتاب است و دیگر نبوتی دیگر صورت نخواهد گرفت. نزول شریعت جدید در قالب نبی صورت میگیرد. اسلام به عنوان دین آسمانی از طریق قرآن كامل شده است و دیگر كتاب آسمانی دیگری نخواهد آمد. شریعت جدید احتیاج به نبوت دارد زیرا كه شریعت جدید ارتباط مستمر با وحی را لازم دارد.
5- نبی كسی است كه به او چیزی (مثل قانونی جدید) داده میشود به همین خاطر خدای مهربان در قرآن برای نبی "مااوتی " را به كار برده است.
[2:136] قولوا ءامنا بالله وما انزل الینا وما انزل الى ابرهم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وما اوتی موسى وعیسى وما اوتی النبیون من ربهم لا نفرق بین احد منهم ونحن له مسلمون
6- به طور مثال در جنگهای پیامبر و در مورد زنان پیامبر بیشتر شخصیت نبی مطرح است نه رسول:
[8:67] ما كان لنبی ان یكون له اسرى حتى یثخن فی الارض تریدون عرض الدنیا والله یرید الاءخرة والله عزیز حكیم
[8:65] یایها النبی حرض المؤمنین على القتال ان یكن منكم عشرون صبرون یغلبوا مائتین وان یكن منكم مائة یغلبوا الفا من الذین كفروا بانهم قوم لا یفقهون
[9:117] لقد تاب الله على النبی والمهجرین والانصار الذین اتبعوه فی ساعة العسرة من بعد ما كاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم انه بهم رءوف رحیم
[33:32] ینساء النبی لستن كاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا
[33:50] یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما
[33:59] یایها النبی قل لازوجك وبناتك ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلبیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین وكان الله غفورا رحیما
7- نبی در خیلی از قوانین با دیگران فرق میكند. مثلا زنانش مادران مومنان هستند. مجاز به اختیار تعداد زنان بیشتری است و ...
[33:6] النبی اولى بالمؤمنین من انفسهم وازوجه امهتهم واولو الارحام بعضهم اولى ببعض فی كتب الله من المؤمنین والمهجرین الا ان تفعلوا الى اولیائكم معروفا كان ذلك فی الكتب مسطورا
[33:50] یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما
8- هم نبی و هم رسول بر آنها وحی میشود. خیلی از پیامبران هم رسول بوده اند و هم نبی.معمولا چیزهایی به نبی وحی میشود (به نبی اعطا میشود) كه بشر خود به تنهایی قادر به به دست آوردن آن نیست.قرآن به عنوان كتاب آسمانی به نبی محمد اعطا شد. در این مورد بشر از آوردن قرآن عاجز است و هیچوقت هم نمیتواند آن را انجام دهد. اخبار و داستانهایی (نبایی یا خبری) در قرآن موجود است كه اگر نبی نبود ما نمیتوانستیم هیچوقت از آن خبردار شویم.خیلی از مسائل موجود به غیب و بهشت و جهنم و .... مثلا وضعیت به خواب رفتن اصحاب كهف در غار را كسی دیگر نمیدانست و خدا از طریق نبی آن را بر ما بازگو كرد و اگر نبی نبود ما هیچوقت نمیتوانستیم آن را بدست آوریم .
در كل میتوان گفت چیزی كه به نبی داده میشود بوسیله انسان به تنهایی قابل اكتساب نیست . اما چیزهایی كه به رسول وحی میشود بوسیله انسان هم قابل كسب است و در فطرت ما گنجانده شده است. مثلا رسول به عبادت فقط خدا دعوت میكند . در این مورد انسان به تنهایی هم میتواند چنین مساله ای را بفهمد و در فطرت همه ما گنجانده شده است. مثلا حكمت بعضی از حكمها در قرآن از توانایی انسان خارج نیست و بنابراین رسول مواردی را ابلاغ و یادآوری میكند كه در نهاد بشر جاسازی شده است و رسولان فقط یادآوری میكنند.بنابراین كسی كه رسول است اما نبی نیست شریعت جدید و كتاب جدیدی بر او نازل نمیشود. بلكه او تابع همان شریعت قبلی است.
اما خدای مهربان در آیه ای اعلام نموده است كه ما با رسولان كتاب هم نازل میكنیم. و ممكن است كسی بگوید كه پس به رسول هم شریعت جدید داده میشود.اما در ادامه میفرماید كه ما آهن را هم نازل میكنیم.و در این جا نازل شدن كتاب بر رسول را با نازل شدن آهن مقایسه كرده است. و این خود نكته ظریفی را به همراه دارد.و فرق نازل شدن كتاب بر رسول و نازل شدن كتاب بر نبی را میرساند.
[57:25] لقد ارسلنا رسلنا بالبینت وانزلنا معهم الكتب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلنا الحدید فیه باس شدید ومنفع للناس ولیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب ان الله قوی عزیز
[57:25] ما رسولان خود را فرستادیم و با مدرك های روشن آنها را پشتیبانی كردیم و برایشان كتاب آسمانی و قانون نازل كردیم تا مردم عدالت را برقرار كنند. و آهن را پایین فرستادیم كه در آن استحكام و منافع بسیاری برای مردم است. تمام اینها برای آنست كه خدا كسانی را كه از روی ایمان، از او و رسولانش پشتیبانی می كنند، مشخص نماید. خداست قدرتمند، صاحب اقتدار.
همانطور كه میدانیم تاریخ استفاده از آهن را واقعا كسی نمیداند زیرا تا آنجایی كه نقل تاریخ اجازه میدهد استفاده از آهن همیشه بوده است و این خود یك استثناست زیرا كه بشر اولیه هیچوقت نمیتوانست به تنهایی آهن را كشف و استخراج كند. خدای مهربان استثنائا در این مورد از طریق رسولان خود استخراج آهن را به مردم نشان داده است.زیرا بدون آهن زندگی غیر ممكن بوده است. در هر حالت كشف آهن از قدرت بشر خارج نبود و بالاخره روزی آن را كشف میكرد و این راهنمایی از طریق خداوند فقط یك جهش برای جامعه بشریت بود.زیرا كه انسانهای اولیه قادر به استخراج آهن نبودند بنابراین خدای توانا از طریق رسولانش مردم را راهنمایی كرد و آنان را در زندگی جلوتر انداخت.
پس در كل میتوان گفت كه نازل شدن كتاب بر رسول به معنای شریعت جدید بر رسولان نیست بلكه به معنای به جلو انداختن فهم كتاب موجود است.
و این اطلاعات از كتاب موجود بر آنان وحی میشود. جهت فهمیدن فرق كتاب و قرآن به مقاله من تحت عنوان "قرآن را چطور باید فهمید؟ " مراجعه شود.
9- بعضی ممكن است بگویند كه هارون نبی بود ولی رسول نبود و به او كتاب هم داده نشد. اما بر طبق آیه 37:117 كتاب تورات به هردوی موسی و هارون داده شد.
[37:117] وءاتینهما الكتب المستبین
[37:117] و کتابی آسمانی، عمیق و پرمحتوا به هر دو عطا کردیم.
هارون رسول هم بود. به عبارت " ارسلنا " و " بعثنا " در آیات زیر نگاه كنید :
[10:75] ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملایه بءایتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمین
[10:75] سپس، بعد از آنها موسی و هارون را با مدرک هایمان به سوی فرعون و گروهش فرستادیم، ولی آنها تکبر ورزیدند؛ و مردمی تجاوزکار بودند .
[ 23:45 ] ثم ارسلنا موسى واخاه هرون بءیتنا وسلطن مبین
[ 23:45 ] سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و مدرکی شگرف فرستادیم،
با این همه دلایل واضح عجیب است كه علمای اهل كتاب باز بر عقیده قبلی خود پافشاری میكنند.
ولادت امام پنجم شیعیان محمد بن علی الباقر بر تمامی شیعیان مبارک باد

محبّة البیضاء: ج 5، ص 144، تنبیه الخواطر: ص 195، س 16.
همیشه منتظرت هستم
بی آن كه در ركود نشستن باشم
همیشه منتظرت هستم
چونان كه من
همیشه در راهم
همیشه در حركت هستم
همیشه در مقابله
تو مثل ماه
ستاره
خورشید
همیشه هستی
و می درخشی از بدر
و می رسی از كعبه
و ذوالفقار را باز می كنی
و ظلم را می بندی
همیشه منتظرت هستم
ای عدل وعده داده شده.
این كوچه
این خیابان
این تاریخ
خطی از انتظار تو را دارد
و خسته است
تو ناظری
تو می دانی
ظهور كن
ظهور كن كه منتظرت هستم
ظهور كن كه منتظرت هستم
نام سوره : ق ***شماره سوره : 50 *** محل نزول : مکه ***تعداد آیه : 45 *** تعداد کلمه : 357 ***تعداد حروف: 1494
معنی : از حروف مقطعه قرآن
علت نامگذاری : آیه اول می باشد كه اكثر سوره هایی كه با حروف مقطعه آغاز می شوند به همان نام نامیده شده اند.
نامهای دیگر : باسقات
محتوی سوره :
• معاد و احوالات مردم در قیامت.
• استدلال بر معاد از طریق مثالهای زنده همچون زنده كردن زمین مرده بوسیله باران.
• استدلال بر معاد از طریق توجه به خلقت نخستین.
• خلقت انسان تا مرگ و پس از مرگ.
• پدیده های آفرینش و نعمتهای خداوند.
• مسأله ثبت اعمال و گفتار برای «یوم الحساب».
• انكار و تعجب كافران از مسأله معاد.
• حوادث تكان دهنده پایان جهان.
• حوادث آغاز جهان دیگر و حوادث روز قیامت و اوصاف بهشت و دوزخ.
• وضع اقوام طغیانگر پیشین و سرنوشت دردناك و شوم قوم فرعون، عاد، لوط، شعیب و تبع.
• دستور و سفارش به ذكر و توجه به خدا و دعوت به عمل و استقامت و صبر در برابر حرفهای مشركین.
• عظمت قرآن در آغاز و پایان این سوره.
ترتیب سوره :
به ترتیب جمع آوری، پنجاهمین سوره است و به ترتیب نزول، سی و سومین سوره است كه بعد از سوره «مرسلات» و قبل از سوره «بلد» نازل شده است.
داستانهای سوره : ندارد
فضیلت سوره : پیامبر اسلام (ص) فرمود: «هركس سوره ق را بخواند خداوند مشكلات مرگ را بر او آسان می سازد».
کتاب: المنبهات
1 – غرق شدن در آب: عذاب قوم نوح و فرعون .
2 – ارسال بادهای سردوسخت: عذاب قوم عاد.
3 – قحطی و خشکسالی: عذاب قوم عاد.
4 – خسف یا فروبردن در زمین.
5 – ارسل صیحة و صاعقه آسمانی: عذاب قوم ثمود.
6 – نزول بارانهای سنگ از آسمان: عذاب قوم لوط.
7 – مسلط ساختن بعضی ازستمگران بر بعضی دیگرجهت تعذیب.
8 – به تفرقه انداختن و ایجاد درگیری: عذاب قوم بنی اسرائیل.