شعر سنگ قبر حضرت عباس(ع)

بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس (ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری شده از بهترین انواع چوب ساج قرار داده شده است که دارای طول 3 متر، عرض 2.20 و ارتفاع 2 متر می باشد. به گزارش شفقنا درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:

"بسم الله الرحمن الرحیم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا" (سورة الإنسان - آیة 1)

"آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود"

 زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است.


در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که بر این مقبره شریف و در طول بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:

طاولی قـــــبة السماء اعتلاء واکسفى الشمس رفعة واجتلاء

در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.

انت للخلد صخرة اثبتـــــــــتها قوة الحـق فی الحــــیاة بنــــــاء

تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.

فیک کنز الإیـــــــمان طلسُمه الله فضاعت فیه القــرون هــــباء

گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.

هو رمز البقاء فــــــی فلک لم یحو الا ما سوف یلقى الـــفــناء

او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.

بطل الطـــف فیک والطف افق جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء

قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.

ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنیاً تـــــــــسحر الروح روعة وصفــاء

آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.

ها هنا مشرق العقـــیدة زهوُ بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ

اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.

هاهنا جسمـــه الموزع مکنوزُ علیه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء

در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.

والیدان المقطوعــتان تشیران لمعنى أعــیى الحـــــــروف أداءُ

و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.

أیها الصخرة العظیمة باهــــی بعـــلاه الأملاک والأنــــــــــــبیاء

ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.

رفع الله للحکیم مقامــــــــــــاً دونه یخـــــــشع الزمان أحتــذاء

خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.

ایة الله تمـــــــــــــا حداه بــاغ بقــــــــــواه الا تـــلاشى عیــاء

نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.

أشاء أن یسبق الحیاة بمعنى عنه أعــــنی تفکـیرها أیــــــحاء

با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات زندگی پیشی بگیرد.

بعد ما أنشأ الضریــــح نشیداً أسکر الـــــــــــفن روعة وبهـــاء

پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.

أرسل الآیة التی رفعـــــــــتها قدرة الحق فی الخــــــــلود لواء

نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.

صخـــــــرة ابدعتها فکرة الفن فلاحــت قصـــــــــــــیــدة غــراء

صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.

وعلیها رف مجـــد أبی الفضل فتزداد شــــــــــــــــــوکة وعلاء

در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث افزایش شوکت و عظمت آن شده است.

صان فیها للجعفــــــــریة شأنا قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء

در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.

بارک الله فی عزیمة ابـــراهیم أذا حاکت القضاء مضـــــــــــــاء

اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.

صـــــــــــارع الحادثات تلاشت دونه وازدها بـــــــــــــــها کبریاء

با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید.
منبع: خبر آنلاين


صغرا و کبرایش فرق نمی کند
من دلم برایت هم تنگ می شود هم نگران
همین حضور کمرنگ ِ دورا دور هم غنیمتیست برای خودش
دیگر شمعدانی هم ندارم که جانش را قسمت بدهم
تا بیایی
تا باشی
تا بمانی
هرچند دور... هر چند نه برای من

توصيه‌هاي آيت‌الله بهجت در مورد عزاداري و گريه بر امام حسين

آقاياني كه به شغل مدّاحي اهل‌بيت مبتلا هستند و به ذكر فضايل و مصائب آن بزرگواران مي‌پردازند، بايد بدانند كه در چه موقعيّتي هستند و چه چيزي را دارند انجام مي‌دهند و براي چه دارند اين كار را مي‌كنند.
بايد بدانند همان مودّت ذِي‌الْقُربي كه در قرآن است پياده مي‌كنند، خواه ذكر فضايل اهل‌بيت (ع) باشد و يا ذكر مصايب آنان، همه اجر رسالت را ادا كردن، و مردم را بر قرآن تثبيت‌كردن است؛ زيرا در قرآن آمده است كه إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي.
اگر كسي بگويد ما قرآن را مي‌خواهيم، ولي با اهل‌بيت كاري نداريم و حَسْبنُا كِتابُ اللّهِ، ما مي‌گوييم: آيا همان كتاب‌الله كه در آن «إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي » هست، آن را مي‌گوييد؟ آيا مي‌شود گفت كاري به اهل‌بيت نداريم؟
كتاب‌اللّهي كه در آن مي‌گويد: «أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ و أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْدر مَتي» آن را مي‌گويي؟ آيا اين بدون اكمال، بدون ولايت اهل‌بيت مي‌شود؟
آن قرآن را مي‌گويي كه مي‌گويد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ»؟
بله، اگر در قرآن شما اين آيه‌ها نباشد، ممكن است بگوييد ما قرآن را مي‌گيريم و در قرآن ما اينها نيست.
علي هذا، بايد بدانيم كه يك واجب بزرگي بر دوش همه هست. معلّمين و مدّاحان بايد بفهمانند كه از محبّت اينها نبايد دست برداشت. همه چيز در محبّت است.
ما اگر خدا را دوست بداريم، آيا ممكن است دوستانش را دوست نداشته باشيم؟
آيا ممكن است اعمالي را كه او دوست دارد، دوست نداشته باشيم ؟
آيا مي‌شود كسي دوست خدا باشد ولي دوستِ دوستان خدا نباشد؟ و اعمالي را كه خدا، دوست نداشته باشد، و اعمالي را كه خدا دشمن دارد دوست داشته باشد؟ آيا چنين چيزي مي‌شود؟
قهراً كسي كه گفته است «حَسْبُنا كِتابُ اللّه و هيچ چيز ديگري لازم نيست» دروغ واضح و آشكار است، مثل اينكه در روز بگويد حالا شب است و در شب بگويد: حالا روز است.
كتاب‌الله كه پر است از «كُونُوا مَعَ الصّادِقين» كتاب‌الله كه صف متّقين و فاسقين را جدا نموده ببينيد فاسقين چه كساني هستند و متّقين چه كساني هستند. حالا آيا مي‌شود تفكيك و تبعيض كرد؟ اين مثل آن است كه كسي بگويد: ما نصف قرآن را قبول داريم و نصف ديگر را قبول نداريم، كما اينكه يهود و نصاري سيصد سال قبل گفتند: لعن يهود و نصاري بايد از قرآن حذف شود. حتي غير از خداپرستي چيز ديگر در قرآن نبايد باشد. آيا واقعاً اگر قرآن را تنصيف كنيم، قرآن است؟ سپس بگوييم خداپرستي هم لازم نيست. بت‌پرستان هم بگويند خوب ما هم گناهي داريم هم صفايي داريم، هم زنايي داريم، هم مال مردم‌خوري داريم، البته يك مطالبي هم ديگر قائلند كه مي‌گويند لازم نيست خدا يكي باشد، بلكه اينها «شُفَعائُنا عِنْدَاللّهُ» هستند.
پس اگر بنا بر تبعيض باشد، اكثر مردم اصلا خداپرست نيستند، بلكه بت‌پرستند. در صورتي‌كه دين خدا تبعيضي نيست، يا بايد همه‌اش را بگيري يا اينكه هيچ‌چيز را نگيري.
يك مرد ناجوري هنگام مرگ به بچّه‌هاي خودش وصيت كرد: اي بچه‌ها! اينهايي كه شما را به خداپرستي و دينداري دعوت مي‌كنند تا مي‌توانيد وجود خدا را انكار كنيد، وگرنه اگر مغلوب شويد و قبول كنيد كه خدايي هست ديگر از شر اينها راحت نمي‌شويد و بايد تابع اينها باشيد، اگر گفتند زن بايد از روي دست وضو بگيرد و مرد از پشت دست وضو بگيرد، نمي‌تواني مخالفت كني.
در هر صورت بايد ببينيد مدّاحي چيست و مصيبت‌خواني چيست، گرياندن و گريستن چيست؟ برخي آن قدر احمق هستند كه نمي‌فهمند اين اشك ـ كه طريقه تمام انبياء عليهم‌السّلام بوده براي شوق لقاءالله و براي تحصيل رضوان‌الله ـ در مسأله دوستان خدا نيز از همين باب است و محبّت اينها هم ـ اگر در مصائب اينها اشك مي‌آورد و در شادي آنان شادمان، و در حزن آنها محزون مي‌سازد ـ همينطور است.
دليل بسيار است.
اوّل اينكه: همه انبياء عليهم‌السّلام از خوف خدا بُكاء داشتند، آيا از شوق لقاي خدا بكاء نداشتند؟ انبياء عليهم‌السّلام كارشان همين بوده است. اگر كسي انبياء را قبول دارد، بايد بكاء و گريه را قبول داشته باشد.
و همچنين اين مسأله كه وارد شده است و نزد ما ثابت است و اين مطلب در اذن دخول سيد‌الشهداء عليه‌السّلام منصوص است كه «اأَدْخُلُ يا اللّهُ؟ اأَدْخُلُ يا رَسُولُ اللّهِ؟» اي خدا، آيا وارد شوم‌؟ اي پيامبر خدا! آيا داخل شوم؟
از اينها بايد استيذان بشود. اما كيست كه اين مطلب را بفهمد و عاقل باشد: «فَإِنْ دَمَعَتْ عَيْنُكَ، فَتِلْكَ عَلامَةُ الاِذْنِ»
پس اگر چشمت اشك‌آلود شد، اين نشانه اذن و اجازه [از سوي خدا و رسول خدا] مي‌باشد.
اگر اشكي از چشم آمد، علامت اين است كه به تو اذن داده‌اند. اين اشك چشم من به اعلي‌علييّن مربوط است، اما احمق‌ها مي‌گويند: نه اشك چشم ـ نعوذ بالله ـ خرافات است. در حالي كه اين اشك چشم به بالا مربوط است.
عمل اُمُّ‌داوود آن‌قدر مفصّل است كه بعضي‌ها از ظهر تا غروب نمي‌توانند تمام كنند. دستور است كه در آن سجده آخري سعي بكن از چشمت اشكي بيايد، اگر اشك آمد علامت اين است كه دعاي تو مستجاب شد.
حالا يك عدّه‌اي مي‌گويند اين اشك هيچ كاره است، در حالي‌كه اين اشك مربوط است به اعلي علييّن، از آنجا استيذان مي‌كند و از آنجا استجابت دعا مي‌كند.
لذا كساني كه حاجت مهمّي دارند بايد بدانند نمازها و عبادت‌هايي را كه براي حاجت ذكر شده انجام دهند، براي اينكه چون تثبيت بكنند يا تأييد بكنند و به حاجت خودشان برسند، بايد ملتفت باشند كه بعد از طلب حاجت و دعا و نماز به سجده بروند و سعي كنند به اندازه بال مگسي، تر بشود. اشك چشم علامت اين است كه مطلب تمام شد.
بله، چيزي كه هست عينك ما درست صاف نيست، ما نمي‌فهميم. چون فرض كنيد ما از خدا خانه مي‌خواهيم و خدا خانه‌اي كه ما مي‌خواهيم براي ما مصلحت نمي‌داند، حالا خدا چه كار مي‌كند، آيا دعاي او را باطل مي‌كند؟ نه بلكه بالاتر از خانه به او مي‌دهد، به مَلَك مي‌فرمايد: «چند سال عمر اين فرد را افزايش بده»، در حالي كه اين بيچاره خيال مي‌كند در برابر اين همه زحمت كه كشيد، اثري از خانه و از دعاي خودش نديد و دعايش مستجاب نشد. چون نمي‌داند كه بالاتر از استجابت اين دعا به او داده است، اين را نمي‌فهمد. بايد به خدا حسن ظّن داشته باشيم و عينك بايد واسع و صاف باشد و كدورت نداشته باشد.

اطلاعات آماری در خطبه غدیر


موارد

تعداد
تعداد جملات

788 مورد

تعداد کلمات

2560 مورد

تعداد جملات مربوط به توحید و خداشناسی

110 جمله

امام

13 مورد

ولی (حاکم، سرپرست، صاحب اختیار)

10 مورد

امیرالمؤمنین علیه السلام

10 مورد

نام علی علیه السلام

40 مورد

وصی

5 مورد

خلیفه

3 مورد

اخ (برادر)

4 مورد

فضایل علی علیه السلام

198 مورد

نام حسن علیه السلام

2 مورد

نام حسین علیه السلام

2 مورد

اشاره به امامت امام حسن و امام حسین علیهما السلام       

3 مورد

نام حضرت مهدی علیه السلام

4 مورد

بیان اصول قیام و ظهور حضرت مهدی علیه السلام

18 مورد

ولایت ائمه علیهم السلام

10 مورد

طریقه و تأکید بر بیعت

10 مورد

معاشر الناس ( هان مردمان)

57 مورد

الا ( آگاه باشید)

51 مورد

آیات قرآن

62 آیه

درخواست دفتر آيت الله العظمی بهجت از مردم

مرکز تنظيم ونشر آثار آيت الله محمد تقي بهجت ازمردم متدين وولايت مدار ايران اسلامي خواست جهت جمع آوري آثار اين مرجع عاليقدر، با اين مرکز همکاري کنند.

دراين اطلاعيه آمده است: تمامي عزيزاني که عکس ، دست نوشته ، خاطره ، کرامت و... از ايشان دارند، مي توانند براي ثبت در مجموعه اي نفيس که در آينده به زيور طبع آراسته مي شود ، آن آثار را دراختيار مديريت صوتي وتصوير دفتر معظم له قرار دهند.

علاقه مندان براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 7833371-0251 تماس گيرند.

گفتني است چندي پيش حجت الاسلام شيخ علي فرزند ارشد مرحوم آيت الله بهجت با انتشار اطلاعيه اي اعلام کرد بنا به توصيه هاي موکد پدرم نسبت به آيت الله شيخ علي صافي گلپلايگاني ازاين پس دفتر و بيت آن مرحوم با اجازه اين مرجع تقليد به کار خود ادامه خواهد داد.

حضرت آيت الله محمدتقي بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن دراستان گيلان، چشم به جهان گشود.

ايشان در قم از محضر آيت الله العضمي حجت کوه کمره اي استفاده کرد و در بين شاگردان آن فقيد سعيد درخشيد. چند ماهي از اقامت حضرت آيت الله العظمي بروجردي در قم نگذشته بود که آيت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آيات عظام امام خميني، گلپايگاني و ... به درس فقيد سعيد مرحوم بروجردي حاضر شد.

آيت الله بهجت در همان ايام که در درس آيات عظام اصفهاني، غروي و شيرازي حضور مي يافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم مي پرداخت و سطوح عاليه را در نجف اشرف تدريس مي کرد. پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه مي دادند. در رابطه با تدريس خارج فقه توسط ايشان نيز در مجموع مي توا ن گفت که ايشان بيش از 40 سال بود که به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشتند و به واسطه شهرت گريزي اغلب در منزل تدريس مي کردند و فضلاي گرانقدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره بردند.

سرانجام آيت الله بهجت فومني در عصر روز 27 ارديبهشت ماه امسال بر اثر بيماري در قم دارفاني را وادع گفت

طرح سیا برای براندازی تشیع

در آمریکا کتابی به نام «A Plan to Devide and Desolate Theology» است که در آن مصاحبه ی مفصلی از دکتر مایکل برانت معاون ارشد رئیس سابق سیا Bob Wood Words و عضو مهم بخش شیعه شناسی سازمان سیا منتشر شده است.

در آمریکا کتابی به نام «A Plan to Devide and Desolate Theology» است که در آن مصاحبه ی مفصلی از دکتر مایکل برانت معاون ارشد رئیس سابق سیا Bob Wood Words و عضو مهم بخش شیعه شناسی سازمان سیا منتشر شده است.
وی در این مصاحبه اسرار از تکان دهنده ای پرده برداشته است و در جریان اتهام کارکنان سیا به فساد مالی بطور ناخودآگاه اعتراف کرده است در این سازمان مبلغ ۹۰۰ میلیون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشیع اختصاص یافته بوده است. گفتتنی است که دکتر مایکل برانتن مدتی طولانی در بخش مذکور فعالیت داشته ، ولی چندی پیش به خاطر فساد مالی از کار برکنار شده است و او نیز از باب انتقام جویی خیلی از اسرار محرمانه را برملا کرده است.
● مصاحبه ی وی به طور بسیار خلاصه چنین است:
انقلاب ۱۹۷۹ ایران ضربه های اساسی به سیاست ما در حاکمیت در کشورهای اسلامی وارد ساخت. پس از ناکامی ما در چند سال اول انقلاب برای کنترل آن و رشد روزافزون بیداری اسلامی و گسترش دامنه ی نفرت علیه غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابی در شیعیان کشورهای مختلف بالاخص لبنان، عراق، کویت، بحرین و پاکستان، مقامات بلند پایه ی سیا دور هم جمع شدند. در این جلسات نماینده ی سرویس مخفی مشهور انگلیس Mix نیز شرکت می نمود؛ زیرا انگلیس تجربه ی وسیعی در مطالعه روی کشورها را دارد.
در این گردهمایی ها نتیجه گیری شد که انقلاب ایران فقط نتیجه ی طبیعی سیاست های شاه نبوده است، بلکه در باطن عوامل و حقایق دیگری نیز وجود دارد که محکم ترین آن عوامل ، یکی رهبری سیاسی توسط مرجعیت دینی شیعی و دیگری شهادت حسین نوه ی پیامبر اسلام (ص) در ۱۴۰۰ سال پیش است. حادثه ای که قرن هاست شیعه به یاد آن با غم و اندوه بی نهایت عزاداری می کند. این دو محور است که شیعه را از سایر مسلمانان فعال تر و متحرک تر می سازد. در همین گردهمایی تصویب شد که برای مطالعه ی اسلام شیعی و برای برنامه‌ریزی و کار روی این پروژه یک شعبه ی جداگانه و مستقلی تاسیس شود و نخستین بودجه چهل میلیون دلاری برای آن اختصاص یابد. سپس دکتر مایکل برانت مراحل پروژه را چنین بیان می کند:
۱) جمع آوری اطلاعات
۲) اهداف کوتاه مدت با تبلیغات علیع شیعه و راه اندازی آشوب های بزرگتر شیعه و سنی، بدین معنی که باید آنها را با اکثریت سنی درگیر کرد تا توجه شان از آمریکا منحرف گردد.
۳) اهداف دراز مدت، پایان کار تشیع با عمل براساس اهداف دراز مدت.
۴) طبق نقشه در فاز اول محققینی به تمام جهان شیعه اعزام شدند. به عنوان مثال دکتر ساموئیل در پاکستان روز عزاداری های کراچی تحقیق می کرد و مدرک دکترای خود را در همین زمینه اخذ کرد. یک خانم ژاپنی به ننام نکومه هم در کویته ی بلوچستان، بر قوم هزاره و شیعه ی آن دیار تحقیق می کرد و رساله ی دکترای خو را در همین زمینه ارائه نمود. دکتر برانت می گوید: بعد از تحقیقات میدانی و جمع آوری اطلاعات در مورد شیعیان همه ی کشورها، نتایج زیر بدست آمد:
▪ مرجعیت:
مراجع شیعه سرچشمه ی اصلی قدرت این مذهب اند. اینان همیشه با تاکید ب اصول شیعه، به شدت از آن محافظت و صیانت می کنند. اینان در تاریخ طولانی تشیع، هیچ وقت با حاکم غیر اسلامی بیعت نکردند و با وی دست دوستی ندادندن. به علت فتوای یک مرجع وقت یعنی آیت الله شیرازی، انگلیس نتوانست داخل ایران شود. بزرگترین مرکز علمی شیعه در عراق بود و چون صدام حسین علی رغم به کارگیری تمام توان خود و سعی و کوشش فراوان نتوانست آن را بخرد و مجبور به بستن آن شد.
این در حالی است که مراکز دیگر علمی در جهان همیشه با حکام وقت همراهی کرده اند. ببینید جایی مثل قم در مرکز ایران، تخت ظلم شاهنشاهی را برچید و اکنون نیز پنجه در پنجه ی آمریکا ی ابر قدرت، زورآزمایی می کند. در لبنان نهضت آیت الله موسی صدر، ارتش های انگلیس ، فرانسه، و اسرائیل را مجبور به فرار کرد. امروز نیز حزب الله لبنان بزرگترین مزاحم اسرائیل در طول تاریخ تاسیس آن دولت به شمار می رود. ما از همه ی این مطالعات به این نتیجه می رسیدیم که رو در رویی مستقیم با شیعه زیانبار و امکان پیروزی در آن بسیار کم است. بنابراین باید به کارهای پشت پرده ای روی آورد و به جای اصل قدیمی انگلیسی ها « تفرقه بینداز و حکومت کن» اصل دیگری تحت عنوان « تفرقه بینداز و نابود کن» را پیش گرفت.
بنابراین باید افرادی که با شیعه اختلاف اعتقادی دارند را بطور منظم و مستحکم علیه شیعه سازمان دهی کرد. باید شایعه ی کافر بودن برانگیز نوشت. باید افراد کم سواد و بی سواد را جمع کرد و آنها تقویت نمود تا وقتی تعداد آنها ( که ستون پنجم ما هستند) به مقدار مناسب رسید، علیه شیعه جهاد مسلحانه آغاز شود. باید چهره ی تشیع، منسوخ شود تا نزد عوام غیر مقبول باشند و در میان عامه مورد نفرت قرار گیرند.
▪ عاشورا و عزاداری:
در میان شیعه مراسم عزاداری مرسوم است. آنها به یاد واقعه ی کربلا جمع می شوند و یک نفر سخنرانی و واقعه ی کربلا را بیان می کند و مستمعین هم گوش می کنند. بعد از آن طبقه ی جوان، سینه زنی و عزاداری می کنند. این سخنران و این مستمعین برای ما اهمیت زیادی برخوردار هستند؛ زیرا از همین عزاداری و مجالس است که درمیان شیعه جوش و خروش ، آزادی خواهی و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود می آید. ما به خاطر همین، ده ها میلیون دلار از بودجه ویژه را برای در دست گرفتن سخنرانان و مستمعین اختصاص داده ایم. و این کار چنین تحقق می پذیرد که ابتدا دنبال افرادی از شیعه که پول پرست و دارای عقاید سست و در عین حال دارای شهرت و قدرت تاثیر و نفوذ باشند، می رویم تا به واسطه ی آنهادر عزاداری ها نفوذ پیدا کنیم.
▪ برنامه های دقیق و مخرب:
ما از این افراد اهداف زیر را پیگیری می کنیم.
ـ به وجود آوردن و یا سرپرستی مداحانی که معرفت عقاید شیعه را ندارند.
ـ شناسایی و کمک مالی به افرادی از شیعه که بتوانند توسط نوشتارهای خود، عقاید و مراکز علمی شیعه را هدف قرار دهند؛ بنیانهای تشیع را منهدم کرده و آن را اختراع مراجع شیعه وانمود کنند.
ـ اضافه و یا حفظ نمودن رسوماتی در عزاداری که با عقاید شیعه منافات داشته باشد.
ـ عزاداری ها به گونه ای معرفی و مطرح شود که عموم جامعه احساس کنند تشیع، گروهی جاهل و توهم پرست است که در محرم برای انسانهای عادی مزاحمت به وجود می آوند. برای تشریح این جور برنامه ها لازم است پول هنگفتی خرج شود و مداحان خوب تشویق شوند.
و این گونه تشیع که یک مذهب دارای قوت منطقی است تبدیل به مذهبی درویشی محض می شود و از درون، پوک و خالی می گردد و در ذهن عوام الناس نفرت و در خود شیعه افتراق و پراکندگی گسترش می یابد. آنگاه و در نهایت باید توسط نیروهای جهادی بر آنها تیر خلاص زد و نابودشان کرد.
تحقیق و جمع آوری مطالب فراوانی علیه مرجعیت و نشر اشاعه ی آنها توسط نویسنده های پول پرست و بی نام. در این باره باید پول خوبی خرج شود و در میان مداحان و عوام شیعه مواد زیر زمینی پخش و منتشر گردد تا شیعیان دچار آشفتگی و چند دستگی شوند. و با این برنامه ها پیش بینی می شود که در مرحله ی نهایی، صدای اعتراض خود شیعه ها علیه مرجعیت بلند شود تا آنجا که در سال ۲۰۱۰ میلادی دیگر مرجعیت یا به عبارت دیگر مرکزیت اقتدار شیعه که تا کنون سد اصلی جلوی دولتمردان ما بوده اند به وسیله ی خود شیعیان پایان یابد.

عمر و مدفن پيامبران

از ميان 124000 پيامبر، اسامى 25 نفر در قرآن كريم ذكر شده است .
نام ولادت مدت عمر مدفن
1- حضرت آدم بعدازهبوط آدم 930 سال نجف يا مسجد خيف در منى
2- حضرت ادريس 830 365 سال عروج به آسمان
3- حضرت نوح 1642 1400 سال نجف
4- حضرت هود 2648 460 سال وادى السلام در نجف
5- حضرت صالح 2973 136 سال وادى السلام در نجف
6- حضرت ابراهيم 3323 180 سال الخليل در نزديكى بيت المقدس
7- حضرت اسماعيل 3418 135 سال حجراسماعيل در مسجدالحرام
8- حضرت اسحق 3423 180 سال الخليل در فلسطين
9- حضرت لوط 3422 80 سال الخليل در فلسطين
10- حضرت يعقوب 3483 147 سال الخليل
11- حضرت يوسف 3556 120 سال الخليل
12- حضرت ايوب 3642 226 سال حله
13- حضرت شعيب 3616 220 سال بيت المقدس
14- حضرت موسى 3748 120 سال وادى تيه 6 فرسخى بيت المقدس
15- حضرت هارون 3745 123 سال وادى تيه 6 فرسخى بيت المقدس
16- حضرت داود 4333 100 سال بيت المقدس
17- حضرت سليمان 4391 71253 سال بيت المقدس
18- حضرت الياس 4506 عروج
19- حضرت اليسع 4529 75 سال دمشق
20- حضرت يونس 4728 شرق دجله در مقابل شهر موصل
21- حضرت ذوالكفل 4830 75 سال نزديك كوفه ، روم ، شام درنزديكى كوفه كنارشط فرات
22- حضرت زكريا 5500 160 سال بيت المقدس شهر حلب
23- حضرت يحيى 5585 30 سال مسجد جامع دمشق بيروت
24- حضرت عيسى 5585 33 سال عروج به آسمان
25- حضرت محمد 6163 63 سال مدينه منوره
نام هفده نفر از انبياء در آيات 84، 85 و 86 سوره انعام ذكر شده است :
وَ وَهَبنا لَهُ إِسحقَ وَ يَعقُوبَ كُلا هَدَينا وَ نُوحا هَدَينا مِن قَبلُ وَ مِن ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيمنَ وَ اءَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هرُونَ وَ كَذلِكَ نَجزى المُحسِنينَ * وَزَكَرِيا وَ يَحيى وَ عيسى وَ إِلياسَ كُلُّ مِنَ الصالِحينَ * وَ إِسمعيلَ وَ اليَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطا وَ كُلا فَضَّلنا عَلَى العالَمينَ.

عروسک قرآنی در انگلستان

عروسک های اسلامی از ماه آینده برای آموزش اصطلاحات قرآنی به کودکان مهاجر مسلمان در فروشگاه های زنجیره ای «اسدا »در انگلیس به فروش می رسد .
به گزارش ایکنا و به نقل از روزنامه «Telegraph »هدف از تولید این عروسک ها کمک به کودکان مهاجران مسلمان برای یادگیری اصطلاحات قرآنی به صورت شاد و مفرح است .
«فرزان رحمان »رئیس شرکت تولید کننده این عروسک ها گفت : زمانی که کودک بودم برای یادگیری و حفظ قرآن هر روز به مسجد می رفتم اما این کار جذابیت زیادی نداشت ، ما با ساخت این عروسک ها سعی کردیم امکانی را فراهم آوریم که کودکان بتوانند در هر مکانی اصطلاحات قرآن را به صورت شاد و جذاب یاد بگیرند .
این عروسک های سخنگو با فشار پاهایشان شروع به حرف زدن می کنند و اصطلاحات ، عبارت ها و سوره های قرآن را به همراه ترجمه انگلیس آنها ادا می کنند .

علت عدم اعتماد به معاد از منظر قران

از نظر قرآن علت عدم اعتقاد به معاد چند چیز است: یكی شبهه علمی است و دیگری شهوت عملی؛ شبهه علمی آن است كه چگونه خداوند اجزای پراكنده را دوباره جمع می‌كند و به آنها حیات می‌بخشد. انسان وقتی مرد ذرّات بدنش در سرتاسر زمین پراكنده و گم خواهد شد: «و كانوا یقولون ءإذا متنا و كُنّا تراباً و عظاماً ءإنّا لمبعوثون أوَاباؤُنا الأوّلون«﴿1﴾ خداوند در پاسخ چنین شبهه‌ای می‌فرماید: ما به این كار توانمندیم نه تنها استخوان‌ها (عظام) را كه قسمت مهم بدن را تشكیل می‌دهد برمی‌گردانیم، بلكه خطوط ظریف سرانگشتان را نیز به حالت اوّل باز می‌گردانیم. خدایی كه اوّلین بار آنان را آفرید خلقت دوباره آن‌ها برای او سهل است: «بلىٰ قادرین علی أنْ نُسوّی بَنانهُ«﴿2﴾؛ اینان می پندارند ما دیگر بار استخوان‌های پوسیدهٴ آنان را جمع نمی‌كنیم، آری ما قادریم حتّی سر انگشت آنان را با همه ویژگی‌هایش دوباره درست كنیم. شهوت عملی آن است كه اندوخته‌های علمی را نادیده انگارد و با علم به حقّانیت معاد و قیامت عملا ًدست به شهوت‌رانی و هواپرستی بزند و از مصادیق «أفرءیت مَنِ اتّخذ إلهَه هواه و أضلّه اللّه علی علم«﴿3﴾ باشد. وقتی شهوت جلو علم را گرفت بسان دانشی می‌ماند كه در متون كتاب‌ها مدفون است. چنین دانشی نجات دهنده شخص نخواهد بود. قرآن نیز چنین انسان‌هایی را روی‌گردان از هدایت می‌داند. سرنوشت چنین انسان‌هایی را شیطان رقم می‌زند؛ یعنی كسانی كه متاع آخرت را به كالای چند روزه دنیای كم ارزش فروختند: «أولئك الّذین اشتروُا الحیوةَ الدّنیا بالاخرة«﴿4﴾ و كسانی كه هدایت را به گمراهی معامله كردند: «أولئك الّذین اشترُوا الضّلالة بالهدی فما رَبِحَتْ تجارتُهم و ماكانوا مُهتدین«﴿5﴾؛ ایشان گمراهی را به جای راه راست خریدند. البته چنین تجارتی سود نخواهد كرد.
1 ـ سورهٔ واقعه ، آیات 47 ـ 48
2 ـ سورهٔ قیامت، آیهٔ4
3 ـ سورهٔ جاثیه، آیهٔ 23
4 ـ سورهٔ بقره، آیهٔ 86
5 ـ سورهٔ بقره، آیهٔ 16
معاد در قرآن، ص 49 ـ 50

فرق نبی و رسول

در زبان فارسی نبی را به پیامبر و رسول را به فرستاده ترجمه میكنند.


تعریف نبی و رسول در قرآن خیلی واضح و روشن است . یكی از معجزات قرآن این است كه خود معنای خود را میرساند و احتیاجی به علمای حدیث ندارد.

علمای اهل كتاب (شیعه وسنی ) در طول تاریخ سعی كرده اند كه معنای نبی و رسول را تعویض كنند. به این معنا آنان میگویند كه هر رسولی نبی است اما هر نبیی رسول نیست. این حربه شیطان بود برای منكر شدن رسول میثاق خدای قادر توانا.


در اینجا فرق بین رسول ونبی را براساس قرآن مجید روشن میكنیم.


1- هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست.


نبی آن است كه شریعتی جدید میاورد و یا پیاده سازی میكند (شامل قانون و ...) و ممكن است از طرف خدای مهربان كتاب هم به او داده شده باشد. اما رسول آن است كه شریعتی جدید نمیاورد و فقط شریعت قبلی را تایید و تصدیق میكند.برای تایید مطلب آیه 3:81 را نگاه كنید:


[3:81] واذ اخذ الله میثق النبین لما ءاتیتكم من كتب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه قال ءاقررتم واخذتم على ذلكم اصری قالوا اقررنا قال فاشهدوا وانا معكم من الشهدین

[3:81] خدا از پیامبران میثاقی گرفت و گفت: "من به شما كتاب آسمانی و حكمت خواهم داد. پس از آن، رسولی خواهد آمد كه تمام كتاب های آسمانی موجود را تصدیق خواهد كرد، باید به او ایمان آورید و او را حمایت كنید." او گفت: "آیا با این موافق هستید و پیمان می بندید كه این میثاق را به انجام برسانید؟" آنها گفتند: "ما موافقیم." او گفت: "پس شما شهادت دادهاید و من هم همراه با شما شهادت می دهم."


در آیه بالایی خدای مهربان میفرماید بعد از اینكه همه كتابهای آسمانی و حمكت را به نبیها دادم رسولی خواهد آمد كه آن را تصدیق خواهد كرد.پس مشخص شد كه نبی شریعت جدید میاورد و یا شریعت جدید پیاده سازی میكند اما رسول آن را تصدیق میكند.

هركجا خدای مهربان نبوت را ذكر میكند با آن كتاب و یا حكم را ذكر میكند.زیرا كه نبوت مقام خاصی است كه به پیامبر داده میشود تا كه احكام جدید كتاب را بوسیله آن ابلاغ و اجرا كند.آیات زیر را نگاه كنید.


[3:79] ما كان لبشر ان یؤتیه الله الكتب والحكم والنبوة ثم یقول للناس كونوا عبادا لی من دون الله ولكن كونوا ربنین بما كنتم تعلمون الكتب وبما كنتم تدرسون


[6:89] اولئك الذین ءاتینهم الكتب والحكم والنبوة فان یكفر بها هؤلاء فقد وكلنا بها قوما لیسوا بها بكفرین


[29:27] ووهبنا له اسحق ویعقوب وجعلنا فی ذریته النبوة والكتب وءاتینه اجره فی الدنیا وانه فی الاءخرة لمن الصلحین


[45:16] ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمین


[57:26] ولقد ارسلنا نوحا وابرهیم وجعلنا فی ذریتهما النبوة والكتب فمنهم مهتد وكثیر منهم فسقون

 

به طور مثال محمد رسولخدا نبی بود و همزمان رسول هم بود. بنابراین در مقام نبوت به تشریع میپرداخت و در مقام رسالت به ابلاغ قرآن مشغول بود.كسی كه نبی باشد خود به خود رسول هم هست اما برعكسش درست نیست.برای اینكه ثابت شود هر نبیی رسول هم هست به آیات زیر نگاه كنید كه خدای مهربان نبی را بشارت دهنده و نذارت كننده توصیف كرده است.


[2:213] كان الناس امة وحدة فبعث الله النبین مبشرین ومنذرین وانزل معهم الكتب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه وما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینت بغیا بینهم فهدى الله الذین ءامنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه والله یهدی من یشاء الى صرط مستقیم

[33:45] یایها النبی انا ارسلنك شهدا ومبشرا ونذیرا

[4:163] انا اوحینا الیك كما اوحینا الى نوح والنبین من بعده واوحینا الى ابرهیم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وعیسى وایوب ویونس وهرون وسلیمن وءاتینا داود زبورا


براساس آیات بالا نبی رسول هم هست .


تصور كنید كه در آیه زیر موسی به عنوان رسولا نبیا (رسولی كه نبی بود) ذكر شده است


[19:51] واذكر فی الكتب موسى انه كان مخلصا وكان رسولا نبیا


و اسماعیل هم :


[19:54] واذكر فی الكتب اسمعیل انه كان صادق الوعد وكان رسولا نبیا


برای تایید مطلب به آیه زیر توجه كنید.


[19:41] واذكر فی الكتب ابرهیم انه كان صدیقا نبیا


در آیه مذكور (صدیقا نبیا) به كار برده شده است و صدیقا نبیا یعنی صدیقی كه نبی بود. همه میدانیم كه هر صدیقی نبی نیست و به همین خاطر خدا مهربان نبیا صدیقا را به كار نبرده است.


خدای مهربان بخشنده هیچوقت نبیا رسولا (رسولی كه نبی بود) را به كار نبرده است.زیرا كه هر رسولی نبی نیست. مثلا خدای بزرگ در خیلی جاها در قرآن از جبرئیل و ملك الموت و سایر فرشتگان به عنوان رسول یاد كرده است. موجودیت بشر میتواند نبی باشد اما ملائكه نمیتوانند نبی باشند. پس در كل هر رسولی نبی نیست. زیرا هیچ كجای قرآن از جبرئیل به عنوان نبی یاد نكرده است.با وجود این دلایل واضح علمای اهل كتاب (شیعه وسنی ) باز هم بر عقیده قبلی خود پافشاری میكنند و همچنان میگویند كه هر رسولی نبی است.بعضی از آنان كه متوجه واقعیت شده اند رو به بهانه دیگری آورده اند و میگویند كه بین نبی و رسول هیچگونه فرقی نیست.


2- خدای مهربان بین رسول و نبی فرق قائل شده است . آیه زیر را نگاه كنید تا ببینید كه خدا بین نبی و رسول فرق قائل شده است.

به عبارت (من رسول و لا نبی) توجه شود. اگر بین رسول و نبی فرق نبود خدا آن را به این صورت نقل نمیكرد.


[22:52] وما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبی الا اذا تمنى القى الشیطن فی امنیته فینسخ الله ما یلقی الشیطن ثم یحكم الله ءایته والله علیم حكیم

[22:52] ما پیش از تو نه رسولی فرستادیم و نه پیامبری بدون آنكه شیطان در خواستههای او دخالت نكرده باشد. سپس خدا آنچه را شیطان انجام داده است، خنثی می نماید. خدا آیاتش را کامل می کند. خداست دانای مطلق، حكیمترین.*

 

پس در كل میتوان گفت كه هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست. معانی از طریق قرآن بسیار روشن و واضح است .


3- اما ممكن است كسی بگوید كه خیلی از انبیاء بنی اسرائیل كتاب و شریعت به آنها داده نشده است. و این یك تناقض است. در جواب باید گفت كه نبی آن است كه به طور مستمر با وحی مرتبط است. انبیا بنی اسرائیل مدام رابط بین خدا و بنی اسرائیل بودند. مثلا جریان گاو بنی اسرائیل كه موسی چندین مرتبه بین خدا و بنی اسرائیل سوال و جواب رد و بدل میكند و از طریق نبی به آنان راه حل كشف قاتل نشان داده میشود(2:67). و همینطور جریان طالوت كه نبی آن دوره بین قوم بنی اسرائیل و خدا در مورد تعیین پادشاه رابط میشود.و از طریق نبی به آنان پادشاه نشان داده میشود. (2:247)


4- اقوام اولیه دارای نبیهای زیادی بوده اند و این به خاطر عدم رشد كامل فكری بوده است. زیرا در مورد مسائلی كه پیش میامد مدام باید نبی بین خدا و مردم برای رفع مشكل رابط میشد. این انبیاء مسلما رسول (كسانی كه از طرف خدا به تبلیغ وتصدیق دین مشغول بودند) هم بوده اند.


خدای مهربان در قرآن كریم بر بنی اسرائیل منت گذاشته است زیرا كه برای آنها نبیهای زیادی را فرستاده است.


[45:16] ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمین

 

و همانطور در مورد محمد آخرین پیامبر خدا كه در خیلی از سوره های قرآن مدام مورد خطاب و سوال قرار گرفته و در آن مورد بر او آیاتی نازل شده است.


بعد از این كه بشر به ثبات فكری رسید خدای حكیم دیگر نبوت را به پایان رساند و اعلام كرد كه قرآن آخرین كتاب است و دیگر نبوتی دیگر صورت نخواهد گرفت. نزول شریعت جدید در قالب نبی صورت میگیرد. اسلام به عنوان دین آسمانی از طریق قرآن كامل شده است و دیگر كتاب آسمانی دیگری نخواهد آمد. شریعت جدید احتیاج به نبوت دارد زیرا كه شریعت جدید ارتباط مستمر با وحی را لازم دارد.


5- نبی كسی است كه به او چیزی (مثل قانونی جدید) داده میشود به همین خاطر خدای مهربان در قرآن برای نبی "مااوتی " را به كار برده است.

[2:136] قولوا ءامنا بالله وما انزل الینا وما انزل الى ابرهم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وما اوتی موسى وعیسى وما اوتی النبیون من ربهم لا نفرق بین احد منهم ونحن له مسلمون


6- به طور مثال در جنگهای پیامبر و در مورد زنان پیامبر بیشتر شخصیت نبی مطرح است نه رسول:


[8:67] ما كان لنبی ان یكون له اسرى حتى یثخن فی الارض تریدون عرض الدنیا والله یرید الاءخرة والله عزیز حكیم


[8:65] یایها النبی حرض المؤمنین على القتال ان یكن منكم عشرون صبرون یغلبوا مائتین وان یكن منكم مائة یغلبوا الفا من الذین كفروا بانهم قوم لا یفقهون


[9:117] لقد تاب الله على النبی والمهجرین والانصار الذین اتبعوه فی ساعة العسرة من بعد ما كاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم انه بهم رءوف رحیم


[33:32] ینساء النبی لستن كاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا


[33:50] یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما

[33:59] یایها النبی قل لازوجك وبناتك ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلبیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین وكان الله غفورا رحیما


7- نبی در خیلی از قوانین با دیگران فرق میكند. مثلا زنانش مادران مومنان هستند. مجاز به اختیار تعداد زنان بیشتری است و ...


[33:6] النبی اولى بالمؤمنین من انفسهم وازوجه امهتهم واولو الارحام بعضهم اولى ببعض فی كتب الله من المؤمنین والمهجرین الا ان تفعلوا الى اولیائكم معروفا كان ذلك فی الكتب مسطورا

[33:50] یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما


8- هم نبی و هم رسول بر آنها وحی میشود. خیلی از پیامبران هم رسول بوده اند و هم نبی.معمولا چیزهایی به نبی وحی میشود (به نبی اعطا میشود) كه بشر خود به تنهایی قادر به به دست آوردن آن نیست.قرآن به عنوان كتاب آسمانی به نبی محمد اعطا شد. در این مورد بشر از آوردن قرآن عاجز است و هیچوقت هم نمیتواند آن را انجام دهد. اخبار و داستانهایی (نبایی یا خبری) در قرآن موجود است كه اگر نبی نبود ما نمیتوانستیم هیچوقت از آن خبردار شویم.خیلی از مسائل موجود به غیب و بهشت و جهنم و .... مثلا وضعیت به خواب رفتن اصحاب كهف در غار را كسی دیگر نمیدانست و خدا از طریق نبی آن را بر ما بازگو كرد و اگر نبی نبود ما هیچوقت نمیتوانستیم آن را بدست آوریم .

در كل میتوان گفت چیزی كه به نبی داده میشود بوسیله انسان به تنهایی قابل اكتساب نیست . اما چیزهایی كه به رسول وحی میشود بوسیله انسان هم قابل كسب است و در فطرت ما گنجانده شده است. مثلا رسول به عبادت فقط خدا دعوت میكند . در این مورد انسان به تنهایی هم میتواند چنین مساله ای را بفهمد و در فطرت همه ما گنجانده شده است. مثلا حكمت بعضی از حكمها در قرآن از توانایی انسان خارج نیست و بنابراین رسول مواردی را ابلاغ و یادآوری میكند كه در نهاد بشر جاسازی شده است و رسولان فقط یادآوری میكنند.بنابراین كسی كه رسول است اما نبی نیست شریعت جدید و كتاب جدیدی بر او نازل نمیشود. بلكه او تابع همان شریعت قبلی است.


اما خدای مهربان در آیه ای اعلام نموده است كه ما با رسولان كتاب هم نازل میكنیم. و ممكن است كسی بگوید كه پس به رسول هم شریعت جدید داده میشود.اما در ادامه میفرماید كه ما آهن را هم نازل میكنیم.و در این جا نازل شدن كتاب بر رسول را با نازل شدن آهن مقایسه كرده است. و این خود نكته ظریفی را به همراه دارد.و فرق نازل شدن كتاب بر رسول و نازل شدن كتاب بر نبی را میرساند.

 

[57:25] لقد ارسلنا رسلنا بالبینت وانزلنا معهم الكتب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلنا الحدید فیه باس شدید ومنفع للناس ولیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب ان الله قوی عزیز

[57:25] ما رسولان خود را فرستادیم و با مدرك های روشن آنها را پشتیبانی كردیم و برایشان كتاب آسمانی و قانون نازل كردیم تا مردم عدالت را برقرار كنند. و آهن را پایین فرستادیم كه در آن استحكام و منافع بسیاری برای مردم است. تمام اینها برای آنست كه خدا كسانی را كه از روی ایمان، از او و رسولانش پشتیبانی می كنند، مشخص نماید. خداست قدرتمند، صاحب اقتدار.


همانطور كه میدانیم تاریخ استفاده از آهن را واقعا كسی نمیداند زیرا تا آنجایی كه نقل تاریخ اجازه میدهد استفاده از آهن همیشه بوده است و این خود یك استثناست زیرا كه بشر اولیه هیچوقت نمیتوانست به تنهایی آهن را كشف و استخراج كند. خدای مهربان استثنائا در این مورد از طریق رسولان خود استخراج آهن را به مردم نشان داده است.زیرا بدون آهن زندگی غیر ممكن بوده است. در هر حالت كشف آهن از قدرت بشر خارج نبود و بالاخره روزی آن را كشف میكرد و این راهنمایی از طریق خداوند فقط یك جهش برای جامعه بشریت بود.زیرا كه انسانهای اولیه قادر به استخراج آهن نبودند بنابراین خدای توانا از طریق رسولانش مردم را راهنمایی كرد و آنان را در زندگی جلوتر انداخت.


پس در كل میتوان گفت كه نازل شدن كتاب بر رسول به معنای شریعت جدید بر رسولان نیست بلكه به معنای به جلو انداختن فهم كتاب موجود است.

و این اطلاعات از كتاب موجود بر آنان وحی میشود. جهت فهمیدن فرق كتاب و قرآن به مقاله من تحت عنوان "قرآن را چطور باید فهمید؟ " مراجعه شود.

 

9- بعضی ممكن است بگویند كه هارون نبی بود ولی رسول نبود و به او كتاب هم داده نشد. اما بر طبق آیه 37:117 كتاب تورات به هردوی موسی و هارون داده شد.


[37:117] وءاتینهما الكتب المستبین

[37:117] و کتابی آسمانی، عمیق و پرمحتوا به هر دو عطا کردیم.


هارون رسول هم بود. به عبارت " ارسلنا " و " بعثنا " در آیات زیر نگاه كنید :

[10:75] ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملایه بءایتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمین
[10:75] سپس، بعد از آنها موسی و هارون را با مدرک هایمان به سوی فرعون و گروهش فرستادیم، ولی آنها تکبر ورزیدند؛ و مردمی تجاوزکار بودند .

[ 23:45 ] ثم ارسلنا موسى واخاه هرون بءیتنا وسلطن مبین
[ 23:45 ] سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و مدرکی شگرف فرستادیم،


با این همه دلایل واضح عجیب است كه علمای اهل كتاب باز بر عقیده قبلی خود پافشاری میكنند.

فضائل دعابرای امام زمان (عج)

دعا برای امام زمان فوائد زیادی دارد که در اینجا به گوشه ای از آنها اشاره می کنم. اگر مایلید اطلاعات بیشتری در این مورد بدست آورید به کتاب مکیان المکارم ج 2 مراجعه فرمائید.
بهتر است پس از هر نماز و هرگاه که به یاد آوردید دعای فرج را بخوانید یا با هر زبانی که می توانید(که در حال سجود بهتر است) برای امام زمان (ع) دعا کنید.
1. ثواب اطاعت از امام زمان را دارد (همانطور که ایشان می فرمایند: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما در آن است)
2. سبب فراوانی نعمت می شود(مانید ثروت، غذا، شادی باران و...).
3. اظهار محبت قلبی.
4. نشانه انتظار است.
5. موجب ناراحتی شیطان.
6. نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان (مانند کم شدن ایمان، شک کردن به اسلام و امام زمان ).
7. امام زمان (ع) در حق وی دعا می کند (دیگه چه چیزی بهتر از این چراکه دعای امام زمان همیشه مستجاب است)
8. شفاعت امام زمان در قیامت شامل حالتان می شود.
9. موجب استجابت دعا می شود(قبل از دعا برای خود برای امام زمان (ع) دعا کنید).
10. موجب دفع بلا از شما می شود.
11. شفاعت رسول الله شامل حالتان می شود.
12. سبب وسعت رزق است.
13. موجب آمورزش گناهان است.
14. موجب رجعت شما به دنیا در زمان ظهور آن حضرت است.
15. دیدار امام زمان در بیداری یا خواب.
16. از برادران رسول الله خواهد بود.
17. فرج امام زمان (ع) زودتر رخ می دهد.
18. فضیلت پیروی از رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) را دارد.
19. وفای به عهد و پیمان الله.
20. طولانی شدن عمرتان.
21. هدایت به نور قران.
22. خداوند شما را در کارهایتان یاری خواهد کرد و بر دشمنانت مسلط می دارد.
23. ثواب کسب علم را دارد.
24. هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود(مرگ برای گناهکاران بسیار وحشتناک است و مانند هفتاد سال عذاب است اما اگر برای امام زمان (ع) دعا کنی لحظه مرگ برای تو از تمام زندگی دنیا بهتر است چرا که ائمه اطهار (ع) به پیشبازت خواند آمد).
25. رسول الله (ص) برایت دعا می کند.
26. از اهل بهشت خواهی بود.
27. در درجه امیرمومنان و با وی خواهی بود. (این دیگه آخرشه)
28. عزیزترین افراد نزد رسول الله (ص) خواهی بود.
29. کردار بدت به کردار نیک مبدل خواهد شد.
30. ثواب کمک به مظلوم را دارد.
31. ثواب خون خواهی امام حسین (ع) را دارد.
32. اجازه شفاعت هفتاد هزار گناهکار را داری.
33. دعای امیرمومنان برایت در روز قیامت.
34. بی حساب و کتاب به بهشت می روی.
35. در هنگام دعا فرشتگان در نزدش حضور میابند.
36. فرشتگان برایت طلب آمورزش خواهند کرد(دعای فرشتگان حتما مستجاب می شوند).
37. ثواب احسان به مولایمان امام زمان (ع) را دارد( ثواب احسان به امام زمان (ع) غیر قابل تصور است در قیامت امام زمان (ع) هرکه را که به او احسان کرده هرچند در زیر سایه خانه اش نشسته را شفاعت می کند).
38. مایه شادی و رضایت خداوند از تو می شود.
39. خداوند در بهشت به شما حکومت خواهد داد.
40. این دعا در عالم برزخ و قیامت برای شما مونس مهربانی خواهد بود.
41. غصه هایت را برطرف می کند.
42. فرشتگان برایت دعا می کنند.
43. موجب کامل شدن ایمان است.
44. ثواب همه مردم به تو می رسد(با این حساب صد بهشت گیر آوردیم).
45. ثواب کسی را دارد که با رسول الله (ص) شهید شده.
46. ثواب کسی را دارد که زیر پرچم قائم آل محمد (ص) شهید شده.
47. با ائمه اطهار (ع) محشور می شوی.
48. درجات او در بهشت بالا می رود.
49. به بالا ترین درجات شهداء نائل می شود (دیگه لازم نیست بری جنگ).
50. رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا (س).
51. جاودان در بهشت خواهی ماند
 

پیشگوئى كاهنی درباره مادر حضرت على (ع )

روزى حضرت فاطمه بنت اسد مادر على (علیه السلام ) با عده اى از زنان قریش نشسته بود در این حال پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با چهره نورانى خود ظاهر شدند در حالى كه یكى از كاهنان پشت سر آن حضرت مى آمد و آن حضرت را زیر نظر داشت و به دقت او را نگاه مى كرد.
وقتى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نزد آن زنان رسیدند كاهن از آنان درباره حضرت پرسید. آنان گفتند: این محمد است ، صاحب شرف عظیم و فضیلت شامخ ، كاهن آنچه از منزلت حضرت مى دانست به آنان گفت ، و درباره آینده آن حضرت و پیامبریش و مقام بلندى كه به آن دست خواهد یافت به آنان بشارت داد سپس اضافه كرد:

در بین شما آن بانویى كه پیامبر را در كودكى پرستارى كرده است بزودى همین پیامبر فرزند این زن را پرستارى مى كند
كه هر دو از یك ریشه اند. او را به اسرار و صحبت خود مخصوص مى گرداند و یگانگى و برادرى خود را با او قرار مى دهد.

فاطمه بنت اسد به كاهن گفت : منم آنكه از او نگهدارى كرده ام . من همسر عموى او هستم كه به آینده او امید دارد و منتظر است ، كاهن گفت :
اگر راست مى گویى بزودى پسرى عالم ، و مطیع پروردگار و عالى مقام به دنیا مى آورى كه نام او سه حرف است .

او در همه امورش پیرو این پیامبر است و در همه امور كوچك و بزرگ او را یارى مى كند پریشانى ها را از او مى زداید... او و پسر تو كه جانشین اوست پیامبر را بعد از رحلتش در حجره اش دفن مى كند
فاطمه بنت اسد مى گوید: آن روز درباره سخن آن كاهن فكر كردم و شب همان طور در خواب چنین دیدم : كه كوههاى شام به حركت درآمده و پیش مى آمدند در حالى كه پوششى از آهن بر روى آنها بود، و از داخل آنها صداى وحشتناكى برمى خاست . كوههاى مكه نیز به حركت درآمده و به استقبال آنها رفتند و با همان صداى وحشتناك جوابشان را دادند. منظره وحشت آورى بود و آن كوهها مانند شتر رم كرده و در هیجان بودند. كوه ابوقبیس مانند اسب به حركت درآمده بود و قطعات آن از راست و چپش مى افتاد و مردم آنها را جمع مى كردند.
من نیز همراه مردم به جمع كردن پرداختم و چهار شمشیر و یك كلاه خود آهنین طلاكوب شده برداشتم همینكه وارد مكه شدم یكى از آن شمشیرها در آب افتاد و به قعر آن رسید و سپس به آسمان بالا رفت دومى آن هم مستقیم به آسمان رفت و سومى به زمین افتاد و شكست و چهارمى از غلاف بیرون كشیده و در دست من ماند.
من آن را بدست گرفته و مى چرخاندم كه ناگاه آن شمشیر به بچه شیرى تبدیل شد و سپس به شیر مهیبى مبدل گردید و از دست من خارج شد و به سوى كوهها به راه افتاد و همچنان پستى و بلندى هاى آن را در مى نوردید. در آن حال مردم از او مى ترسیدند و از او حذر مى كردند، كه ناگهان محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و دست در گردن او انداخت و مانند آهوى مهربان با او همراه شد.
آنگاه من از خواب بیدار شدم در حالى كه مرا لرزه گرفته بود و به وحشت افتاده بودم در پى تعبیركنندگان خواب خود رفتم تا آنكه یكى از آنها خواب مرا، به من خبر داد او در تعبیر چنین گفت :
تو چهار فرزند پسر و بعد از آنها دخترى بدنیا مى آورى یكى از پسران تو غرق مى شود و دیگرى در جنگ كشته مى شود و آن دیگر مى میرد و نسل او باقى مى ماند ولى چهارمى آنها امام مردم مى شود او صاحب شمشیر و حقیقت است او صاحب فضیلت و مقام والا است او پیامبر مبعوث شده را به بهترین وجهى اطاعت مى كند
فاطمه بنت اسد مى گوید: این رویا همچنان در ذهن من بود تا خداوند سه پسر به من عطا كرد: عقیل و طالب و جعفر سپس به على (علیه السلام ) حامه شدم .
در آن ماهى كه على (علیه السلام ) را به دنیا آوردم در خواب دیدم عمودى از آهن از وسط سر من جدا شد و در هوا به حركت درآمد تا به آسمان رسید و سپس به سوى من بازگشت در خواب پرسیدم : این چیست ؟ به من گفته شد:
این قاتل اهل كفر و صاحب پیمان پیروزى است . حمله او شدید است و از ترس او به وحشت درمى آیند.
.او كمك پروردگار براى پیامبرش و تاءیید او بر علیه دشمنش ‍مى باشد
بحارالانوار، ج 35، ص 40 و 41، و كنز الفوائد ص 115

مطالبی عبرت اموز درباره وسوسه های شیطانی

شیطان هم مانند جارچیان دنیا براى جمع كردن مردم به زیر پرچم خود طبل مى زند، طبلى دارد كه هر وقت مى خواهد مردم را از یاد خدا غافل كند و هر دسته اى را به هر راهى كه مى خواهد بكشاند، دوال را محكم بر طبل مى زند. وقتى صداى آن بلند شد مردم هر چند مشغول نماز و دعا، جماعت و جمعه ، یا در مسجد و تكیه باشند، كار خود را رها كرده و با عجله خود را به زیر پرچم آن ملعون مى رسانند . در حدیثى وارد شده : كه پیغمبرى از پیغمبران الهى در مسجد با خداى خود مناجات مى كرد و مى گفت : خداوندا! از تو مى خواهم كه شیطان را با سیمایش به من نشان دهى تا او را ببینم و برنامه و كار او را بشناسم . از خداوند فرمان رسید كه : اى پیامبر! از مسجد بیرون رو او را خواهى دید. وقتى آن پیغمبر از مسجد بیرون آمد، ابلیس را دید كه بر در مسجد ایستاده در حالى كه پرچمى در دست ، و طبلى به گردن دارد و تیرى به كمر بسته است . آن پیغمبر فرمود:اى ملعون ! آنها چیست ؟گفت : اى پیامبر خدا! من هر روز با این وضع به در مسجد مى آیم و یكى از یاران خود را به داخل مسجد مى فرستم تا وقتى مردم سلام نماز را مى دهند، در دل ایشان وسوسه كند. در این هنگام من دوال را بر طبل مى زنم و سه مرتبه به آواز بلند ندا مى دهم . نداى اول این است كه : (( الطمع الطمع )) چون این ندا به گوش ‍جمعى از مردم طمع كار رسد، در همان ساعت روى از نماز بگردانند و در دل خود گویند: اگر دیگر این جا توقف كنیم از فلان كار و فلان معامله باز مى مانیم ! پس زود بیرون آمده و به زیر پرچم من جمع مى شوند. چون هنگام مرگ ایشان رسد از این تیر زهرآلود به شكم ایشان مى زنم تا در شك و شبهه افتند و بدون ایمان و بدون توبه از دنیا بروند . نداى دوم من این است كه : مى گویم : (( الحرص الحرص )) پس ‍هر كه در دل او حرص دنیا باشد با خود مى گوید: اگر بیش از این توقف كنم ، دیگران خرید و فروش كنند و سود زیادى برند، ولى من از آن محروم مى شوم ! پس زود از مسجد بیرون مى آیند و زیر پرچم من جمع مى شوند . آواز سوم من این است كه : (( المنع المنع )) چون این صدا به گوش مردم رسد بخیلان در دل خود گویند: اگر بیش از این در مسجد درنگ نماییم ، ممكن است فقیرى داخل شود و از ما چیزى بخواهد. با این وسوسه زودتر خود را به بیرون از مسجد رسانده و به زیر پرچم من مى آیند . در این هنگام من به ایشان مى گویم : خوش آمدید، شما از یاران و لشكریان مایید. ولى آنان كه در جاى خود نشینند و تعقیب نماز بخوانند، از بندگان خالص خدا خواهند بود كه حق تعالى درباره آنها فرمود : الا عبادك منهم المخلصین ((شیطان به خدا گفت : تمام بندگان را گمراه مى كنم - مگر بندگان مخلص ‍را)) پس اى مؤمنان بعد از نمازاندكى در جاى خود به تعقیبات بپردازید و زود از مسجد فرار ننمایید و فریب شیطان رانخورید و مخالفت با خدا را نكنید كه دنیا به كسى وفا نكرده و بى اعتبارى آن بر همه معلوم است . 
 

ولادت امام پنجم شیعیان محمد بن علی الباقر بر تمامی شیعیان مبارک باد

ولادت امام پنجم شیعیان محمد بن علی الباقر بر تمامی شیعیان مبارک باد

http://rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/6c4d840f-398c-4e5c-afbe-8a7d1fe24433.jpg

از دو صفت بپرهیز

از دو صفت بپرهیز : بی حوصلگی و تنبلی , زیرا اگر بی حوصله باشی بر هیچ حقی صبر نخواهی كرد و اگر تنبل باشی هیچ حقی را ادا نخواهی كرد .

نشانه های ریاکار

قالَ(علی علیه السلام): لفلْمفرائى ثَلاثف عَلامات: یَكْسفلف إذا كانَ وَحْدَهف، وَ یَنْشطف إذاكانَ ففى النّاسف، وَ یَزیدف ففى الْعَمَلف إذا أفثْنفىَ عَلَیْهف، وَ یَنْقفصف إذا ذفمَّ.

فرمود: براى ریاكار سه نشانه است: در تنهائى كسل و بى حال، در بین مردم سرحال و بانشاط مى باشد. هنگامى كه او را تمجید و تعریف كنند خوب و زیاد كار مى كند و اگر انتقاد شود سستى و كم كارى مى كند.

محبّة البیضاء: ج 5، ص 144، تنبیه الخواطر: ص 195، س 16.

شعری از مرحوم "طاهره صفارزاده " برای امام زمان (عج)

 

همیشه منتظرت هستم
بی آن كه در ركود نشستن باشم
همیشه منتظرت هستم
چونان كه من
همیشه در راهم
همیشه در حركت هستم
همیشه در مقابله
تو مثل ماه
ستاره
خورشید
همیشه هستی
و می درخشی از بدر
و می رسی از كعبه
و ذوالفقار را باز می كنی
و ظلم را می بندی
همیشه منتظرت هستم
ای عدل وعده داده شده.
این كوچه
این خیابان
این تاریخ
خطی از انتظار تو را دارد
و خسته است
تو ناظری
تو می دانی
ظهور كن
ظهور كن كه منتظرت هستم
ظهور كن كه منتظرت هستم

آشنایی با سوره های قرآن کریم

 

نام سوره : ق ***شماره سوره : 50 *** محل نزول : مکه ***تعداد آیه : 45 *** تعداد کلمه : 357 ***تعداد حروف: 1494
معنی : از حروف مقطعه قرآن
علت نامگذاری : آیه اول می باشد كه اكثر سوره هایی كه با حروف مقطعه آغاز می شوند به همان نام نامیده شده اند.
نامهای دیگر : باسقات
محتوی سوره :
• معاد و احوالات مردم در قیامت.
• استدلال بر معاد از طریق مثالهای زنده همچون زنده كردن زمین مرده بوسیله باران.
• استدلال بر معاد از طریق توجه به خلقت نخستین.
• خلقت انسان تا مرگ و پس از مرگ.
• پدیده های آفرینش و نعمتهای خداوند.
• مسأله ثبت اعمال و گفتار برای «یوم الحساب».
• انكار و تعجب كافران از مسأله معاد.
• حوادث تكان دهنده پایان جهان.
• حوادث آغاز جهان دیگر و حوادث روز قیامت و اوصاف بهشت و دوزخ.
• وضع اقوام طغیانگر پیشین و سرنوشت دردناك و شوم قوم فرعون،‌ عاد، لوط، شعیب و تبع.
• دستور و سفارش به ذكر و توجه به خدا و دعوت به عمل و استقامت و صبر در برابر حرفهای مشركین.
• عظمت قرآن در آغاز و پایان این سوره.
ترتیب سوره :
به ترتیب جمع آوری، پنجاهمین سوره است و به ترتیب نزول، سی و سومین سوره است كه بعد از سوره «مرسلات» و قبل از سوره «بلد» نازل شده است.
داستانهای سوره : ندارد
فضیلت سوره : پیامبر اسلام (ص) فرمود: «هركس سوره ق را بخواند خداوند مشكلات مرگ را بر او آسان می سازد».

شش چیز غریب هستند در شش جا

سول الله فرمود :))شش چیز غریب هستند در شش جا:1- مسجد غریب است بین مردمی که در آن نماز نمی خوانند. 2-  قران غریب است در خانه ی مردمی که ان را نمی خوانند. 3-  قران غریب است در سینه ی کسی که فاسق است. 4- زن مسلمان غریب است وقتی که در دست مرد ستمگر بد اخلاق باشد. 5- مرد مسلمان شایسته   کار غریب است در دست زن بست بد اخلاق. 6- عالم ودانا غریب است بین مردمی که سخنان او را نمی شنوند. بس از این بیان ،رسول الله فرمود :روز قیامت خدا نظر رحمت به این چنین مردمی نخواهد کرد )).

                    

                                                  کتاب: المنبهات

بعضی ازعذابهای الهی در قرآن

بعضی ازعذابهای الهی در قرآن


1 – غرق شدن در آب: عذاب قوم نوح و فرعون .
 

2 – ارسال بادهای سردوسخت: عذاب قوم عاد.
 

3 – قحطی و خشکسالی: عذاب قوم عاد.
 

4 – خسف یا فروبردن در زمین.
 

5 – ارسل صیحة و صاعقه آسمانی:  عذاب قوم ثمود.
 

6 – نزول بارانهای سنگ از آسمان: عذاب قوم لوط.
 

7 – مسلط ساختن بعضی ازستمگران  بر بعضی دیگرجهت تعذیب.
 

8 – به تفرقه انداختن و ایجاد درگیری: عذاب قوم بنی اسرائیل.