چشم مست
جام میت کرده مرا مست وخراب
باده نوشم باده ازین جام شراب
چشم مستم مست شدش تا که بدید
رخ عیان گردید وبرفتش ز نقاب
باغ وبوستانم به گل آراسته گشت
با گلش گل شد خس وهر خارو خراب
حالتی آمد بسراغم عجبا
چشم من بیدار شداز این همه خواب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:52 توسط سجاد رنجبر
|
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست