کمک به محرومان
محرومان و آرمان انقلاب اسلامیبدون تردید جمهوری اسلامی ثمره انقلاب بزرگی است که آرمان اول آن اقامه حق و عدالت علوی است. مردم حق طلب ایران، به عشق علی و آرمان او پا در رکاب انقلاب اسلامی نهادند؛ همو که به خانه کوچک، زیراندز حقیر، لباس ساده و نان و نمکی بسنده و فرزند دل بند خویش را حتی به علت امانت گرفتن جواهرات بیت المال سرزنش می کرد؛ او که در برابر دشمن شمشیر می کشید ولی در برابر کودکان یتیم زانو می زد، اشک می ریخت و آنان را بر زانوانش می نهاد و کمک مادی و عاطفی می نمود. یکی از برکات انقلاب اسلامی که در آن سیره و آرمان علی و ائمه هدی علیهم السلام تجلی کامل می یابد، توجه ویژه به محرومان و نام گذاری هفته ای به نام «هفته کمک به محرومین» است. این اقدام خداپسندانه و مردمی، برای شتاب بخشیدن به روند کمک به تهی دستان و احیای سنت علوی و در نتیجه از بین بردن چهره ناخوشایند فقر از جامعه اسلامی است. ارشادات حکیمانه رهبر معظم انقلاببدون شک امام راحل رحمه الله پرچم دار ارزش های اسلامی در عصر حاضر بود. ایشان لحظه ای درد پا برهنگان و ستم دیدگان را از یاد نبرد و از رفتار علوی فاصله نگرفت. ایشان می فرمود: ما پشتیبان همه محرومان عالم هستیم. رهبر فرزانه انقلاب نیز که در مسیر آن عزیز یگانه گام نهاد، جز به اجرای عدالت و رفع محرومیت در همه اشکال آن نمی اندیشد و راه مبارزه با دشمنان و بستن مسیر نفوذ آنها را در خدمت به مردم و محرومیت زدایی از کشور می داند. ایشان با هوشیاری و دقت بی نظیر «اصلاحات» را «مبارزه با فقر و فساد تبعیض» تعریف می نماید؛ زیرا آرمان انقلاب اسلامی، سرافرازی دین و برابری و توزیع عادلانه ثروت و امکانات در کشور است. فقرآفرینی؛ خوی استکبارخصلت استکبار، ایجاداستضعاف و فقر در جامعه بشری است؛ زیرا با گرفتن توان و امکانات ضُعَفا آنها را به وضعیتی می کشاند که چاره ای جز اطاعت از مستکبران نداشته باشند. استکبار با خوار نمودن مردم و تجاوز به حریم انسان در واقع ذلت و نیازمندی خود را می پوشاند و چشم طمع به ثروت نیازمندان دارد. در جامعه ای که فقر و ناداری جلوه گر است باید به دنبال افشا نمودن دسیسه های پنهان و آشکار استکبار و عوامل آن بود. حکومت دینی و رشد همگانیدر منطق دین، حکم راندن و ایجاد نظم در جامعه برای رشد و ترقی عادلانه همه انسان ها است. از این رو حاکمان اسلامی به عنوان یک وظیفه و تکلیف، ملزم به فراهم آوری بستر رشد و تعالی معنوی و مادی تمامی افراد جامعه اند و باید ثروت های ملی و خدادادی را عادلانه توزیع کنند. حق کشی و چپاول در جامعه اسلامی محکوم است. در صورت مشاهده چهره مذموم فقر در جامعه اسلامی باید به دنبال ریشه کنی آن و فراهم نمودن امکانات مادی و معنوی برای همه اقشار جامعه بود. اهمیت کمک به محرومانحمایت از حکومت ظالم طبق فرامین الهی محکوم است. ولی حضرت یوسف علیه السلام وزارت خزانه داری حکومت وقت مصر را پذیرفت. در تبیین این حرکت گفته اند: بدون تردید یوسف در حمایت از ظالم این مسئولیت را نپذیرفت؛ بلکه به منظور نجات مردم از فشاردوران قحط سالی اقدام به این کار نمود. اگرچه شرکت در نظام حکومتی شرک جایز نیست ولی نجات مردم، خصوصا نیازمندان مهم تر است؛ از این رو حضرت یوسف این مسئولیت اقتصادی را برای نجات مردم برعهده گرفت. بدین ترتیب مسئولین آنان که در جامعه اسلامی و تحت قوانین دینی زندگی می کنند و یا آنان که در حکومت دینی مسئولیت پذیرفته اند، در حمایت از نیازمندان، بیشتر است. مسئولیت آگاهان در تبیین فقربرترین رفتار در مواجهه با فقر، صبر و تحمل است. داشتن شکیبایی و حوصله در برابر درد جان سوز فقر، انگیزه می خواهد و داشتن انگیزه در گرو شناخت فقر و دانستن این امر است که بر اساس حکمت بالغه خداوند هیچ امری بدون مصلحت نیست. شناساندن تنگ دستی و راه های نجات از پیامدهای تباه کننده آن بر دوش عالمان و آگاهان جامعه است. علما می توانند از یک طرف پاداش بردباری در برابر فقر را نزد خدا روشن کنند و از سوی دیگر علل و عوامل حق کشی ها و منشأ بدبختی های انسان ها را بیان کنند. امام علی علیه السلام می فرماید: «خدا با عالمان عهد کرده است که به جهان خواری و کینه ورزی ظالمان روی خوش نشان ندهند و در برابر گرسنگی مظلومان و گرسنگان آرام نگیرند». در مصیبت ها نکته ها و پندهای بسیاری وجود دارد که رساندن آن ها مسئولیت اندیشمندان و مبلغان اسلام است، تا حرکت صعودی و تکاملی فرد مؤمن فقرزده متوقف نشود. فقر و امتحان الهییکی از راه های کمک به برادر مؤمن فقیر این است که بشارت ها و وعده های الهی را بیان کنیم، تا آنان که در چنگال فقر اسیرند، خدا را از یاد نبرند و دل به وسوسه های شیطانی نبندند. فقر مالی هرچند در مواردی می تواند تلخ ترین لحظه های زندگی را پدید آورد، شکیبایی را از انسان برباید و در میان دوستان و آشنایان و خانواده سرافکندگی رابه ارمغان آورد، اما در واقع همه این ها دستاویزی است برای اندوختن توشه ها و سرمایه های معنوی به منظور سربلندی در سرای باقی. انسان مؤمن فقط با خدا معامله می کند و زیان دنیوی را با سرمایه های اخروی جبران می کند. فقر و ثروت، نشانه های قدرت الهیخداوند می فرماید: «آیا این ها نمی دانند که خداوند روزی را برای هر کس که بخواهد گسترده و برای هر کس که بخواهد تنگ می سازد». نه ظهور نعمت ها باید مایه غرور و فراموش کاری و طغیان شود و نه پشت کردن آن مایه نومیدی؛ که وسعت و تنگی روزی به دست خدا است. گاهی مصلحت را در گشایش روزی می بیند و گاهی درتنگ ساختن آن. گاه چنان سخت می گیرد که هر چه انسان می کوشد و به هر دری می زند همه درها را بروی خود بسته می بیند و گاه آن چنان آسان می گیرد که تمام درهای بسته در برابر او باز می شود؛ از این رو در پایان آیه می فرماید: «در این کار نشانه هایی از قدرت و عظمت خداست بر قومی که ایمان می آورد». غنا و استغناز راه هایی که می توان از افراد درمانده حمایت کرد این است که روحیه قطع طمع و زت نفس را در او زنده سازیم. قناعت و عزت نفس خود بزرگ ترین سرمایه است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «بی نیازی این نیست که کسی مال بسیار داشته باشد؛ بلکه بی نیازیِ نفس است». حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «بی نیازی این نیست که کسی مال بسیار داشته باشد؛ بلکه بی نیازی از مردم است». هم چنین می فرماید: «سه چیز فخر و زینت مؤمن است؛ نماز شب در سحرها و مأیوس بودن از آن چه در دست مردم است و ولایت و دوستی امامی که از آل محمد صلی الله علیه و آله است». ثواب مهلت دادن قرض دارقرض دادن به برادر مؤمن فقیر، می تواند در او حرکت و انگیزه تلاش برای فعالیت های سالم اقتصادی ایجاد کند. از این رو در اسلام درباره مدارا و مهلت دادن به بدهکار تأکید شده است؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر که بخواهد خدا سایه رحمت و گذشت خود را برسر او بیندازد در روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نباشد، فقیر بدهکار را مهلت دهد یا از حق خود بگذرد». لذت عاطفیچنان که ارضای غرایز، منشأ احساس لذت برای انسان است، ارضای عواطف نیز لذتی دارد. اما لذتی که از این راه حاصل می شود، با آن چه در مورد غرایز وجود دارد متفات است. رسیدن به مقام یا ثروت، در انسان وابستگی و میل شدید ایجاد می کند و در بسیاری موارد مانع رشد معنوی و تکامل او می گردد، ولی لذتی که از طریق عاطفه به دست می آید مانند برطرف ساختن نیاز مالی افراد نیازمند، نه تنها موجب جذب انسان به مادیات نمی شود، بلکه دل تا اندازه ای از سیطره لذت های مادی و غریزی آزاد می گردد و انسان احساس بالندگی و طهارت نفس می یابد. چنان که مولای ما علی علیه السلام می فرماید: «لئیمان از طعام لذت برند وکریمان از اطعام». پیراستگی از آلودگی های بخل و دنیادوستی، در سایه انفاق تحقق پذیر است. ارزش بخشش و سخاوتسخاوت از مشهورترین صفات پیامبران الهی و یکی از معروف ترین اخلاق اولیا و بندگان مؤمن خدا است. علی علیه السلام می فرماید: «هر که جود و سخاوت ورزید بزرگ گردید». پیامبر می فرماید: «سخی، به خدا و به دل های مردم و به بهشت نزدیک و از آتش جهنم دور است». و می فرماید: «خداوندِ عالمْ افتخار و مباهات می کند با ملائکه به کسی که اطعام مردمان کند». و نیز می فرماید: «بهشت خانه اهل سخاوت است». بالاترین مرتبه سخاوتسخاوت دارای درجات و مراتب متفاوت است. بالاترین مرتبه سخاوت، ایثار است. ایثار یعنی بخشش نمودن چیزی در عین احتیاج شدید به آن. علی علیه السلام می فرماید: «کسی که از خود بگذرد و دیگری را بر خود مقدم دارد، شایسته فضلیت است» البته ایثار، کار هر کس نیست. انسانی می تواند اهل ایثار باشد که اسب سرکش نفس را دهنه کند. راستی چنین کسانی گوهرهایی هستند که در بین جمع می درخشند. علی می فرماید: «در هنگام ایثار و از خودگذشتگی است که گوهرها در بین انسان هایی والا و کریم، شناخته می شوند». کریم درعین بی نیازی می بخشد، اما ایثارگر در عین احتیاج و ضرورت، دیگران را بر خود و حتی فرزندان خود ترجیح می دهد. فروتنی در برابر فقرااسلام سفارش کرده است که بخشش و انفاق همراه با آزار و منت گذاشتن بر فقیرنباشد. برای آن که از منت نهادن و آزردن فقیران رهایی یابیم، باید هنگام کمک و انفاق، توجه کنیم که در واقع نیازمند به ما احسان کرده که کمک را قبول نموده و موجب رستگاری بخشنده گردیده است. پس باید بخشنده ممنون فقیر باشد. در حدیث آمده است: «دست فقیر در گرفتن کمک و صدقه نایب دست خداست». لذا نیکو است که دهنده بعد از کمک دست خود را ببوسد و در وقت احسان، در برابر فقیر فروتنی کند و آن چه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت وی نگردد. پیامبر می فرماید: «کسی که به برادر مؤمن خود نیکی کند و بر او منت گذارد، خدا عمل او را از درجه اعتبار ساقط می کند». شیطان و وعده فقردر قرآن آمده است که موقع احسان شیطانی القا می کند که مال و اموال تو اندک می شود و فقیر خواهی شد. از این رو یکی از آداب انفاق این است که شخص هنگام انفاق بداند که شیطان از او غافل شده و فرشته در دل او نظر افکنده است. شخص باید فرصت را غنیمت بشمارد و بی درنگ انفاق کند؛ زیرا در تأخیر انداختنْ آفات بسیار است. در مقابل، خداوند وعده رحمت و مغفرت می دهد و می فرماید: «گشایش کار و روزی به دست خداست». |
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست