نام پيشين و فارسي شهرستان شادگان «دراك» بوده كه اعراب آن را معرب كرده و «دورق» ناميدند. که ظاهرا مركزآن روستاي كنوني مدينه بوده است. دورق يکي از شهرهاي قديم ايران، سابقه تاريخي طولاني داشته که به تدريج ويران شد و از ميان رفت. شادگان در دوره اي نيز به نام «فلاحيه» ناميده شده است.در شادگان عبابافي‌و جاجيم بافي رواج دارد. صنايع دستي شادگان هم مانند ساير نقاط اين ناحيه از بافت حصير، بوريا، سبد و امثال آن تشكيل شده و براي تهيه آن از برگ درخت خرما و يا ني هاي تالا‌ب‌ها استفاده مي شود.
کشاورزي و دام داري
آب و هواي گرم و مرطوب شهرستان شادگان سبب رواج محصولات گرمسيري در اين ناحيه شده است. گندم، خرما و برنج از عمده ترين محصولات كشاورزي منطقه به شمار مي روند. دامداري نيز در اين شهرستان رواج داشته و انواع فرآورده هاي لبني و توليدات دامي مانند لبنيات، پشم و پوست از محصولات دامي اين شهرستان مي باشد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان شادگان با 3197 كيلومتر مربع مساحت در جنوب باختري استان خوزستان واقع شده و مركز آن شهرشادگان است. اين شهرستان از شمال به شهرستان اهواز، از خاور به شهرستان بندر ماه‌شهر، از باختر به شهرستان خرم‌شهر و از جنوب به شهرستان آبادان محدود مي‌شود. شهر شادگان مركز اين شهرستان با 9/5 كيلومتر مربع مساحت در 108 كيلومتري جنوب اهواز از نظر جغرافيايي بين 30 درجه و 39 دقيقه ي پهناي شمالي و 48 درجه و 40 دقيقه ي درازاي خاوري نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد. بلندي اين شهر از سطح دريا 5 متر و آب و هواي آن گرم و مرطوب است. دو راه ازشهرستان شادگان به اطراف كشيده شده است که عبارتنداز:
1- به سوي شمال باختري به درازاي 28 كيلومتر تا دارخوين ( مسير راه اهواز- آبادان)
2- به سوي جنوب خاوري به درازاي 14 كيلومتر تا خور دورق ( مسير راه بندر ماهشهر- آبادان). فاصله هوايي اين شهرستان تا تهران 613 كيلومتر است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام پيشين و فارسي شهرستان شادگان «دراك» بوده كه اعراب آن را معرب كرده و «دورق» ناميدند. که ظاهرا مركزآن روستاي كنوني مدينه بوده است. دورق يکي از شهرهاي قديم ايران، سابقه تاريخي طولاني داشته که به تدريج ويران شد و از ميان رفت. شادگان در دوره اي نيز به نام «فلاحيه» ناميده شده است. دلايل انتساب اين شهر به اين نام متفاوت ذکر شده است. برخي اين واژه را متشکل از دو بخش «فلا» به معني دشت و «حيه» به معني مار دانسته و علت آن را وجود مارهاي بزرگ در اين منطقه در گذشته مي دانند. برخي نيز بر اين باورند كه نام فلاحيه از کلمه« فلاح» به معني كشاورز گرفته شده و چون زمين اين منطقه آبرفتي بوده و استعداد كشاورزي آن زياد است آن را فلاحيه مي گويند. از آن جا که ناحيه دورق (شادگان) به صورت جزيره اي است كه دور‌تا دور آن را باتلاق، نهرهاي بسيار، نخلستان، پوشش گياهي، جنگل و ني زار فرا گرفته از راهزنان و غارت گران مصون مانده و به محل امني تبديل شده است. «دورق»، «سورگ» يا «سرق» نام هاي قديمي اين منطقه هستند ولي نام باستاني و اوليه شهر، «شادكان» يا «شادگان» بوده که با تصويب فرهنگستان وقت، اين شهرستان به نام باستاني خود يعني «شادگان» ناميده شد.


طبيعت درشهرستان شادگان

رودخانه جراحي كه به نام زرد كوه از كوه هاي جنوبي ايذه سرچشمه گرفته در رامشير حومه ماه شهر و شادگان به نام جراحي جريان يافته و در انتها به خورموسي در خليج فارس وارد مي شود. اين رودخانه و شعبات ان دشت شادگان را كاملا آبياري نموده و مهم ترين شاخه آن رود شادگان است كه به كارون مي ريزد. بقيه شعبات جراحي در دشت شادگان فروكش مي كند. بر اثر طغيان رودخانه جراحي تالاب هاي بزرگي در اين قسمت به وجود آمده است كه در محل به آن هور مي گويند. اين تالاب ها پهنه كم عمق آب محصور در خشكي هستند كه اطراف آن را سبزه و نيزارهاي زيادي فرا گرفته است.
تالاب شادگان
تالاب بين المللي شادگان 296 هزار هكتار مساحت دارد و از شمال به شادگان و خور «دورق» و از جنوب به رودخانه بهمن شير، از باختر به جاده دارخويين و آبادان و از خاور به آب هاي خورموسي محدود مي شود. سطح تالاب با گياهان آبدوست چون لويي و چولان و گياهان غوطه ور پوشيده شده و محل بسيار مناسبي براي پذيرش پرندگان آبزي روي مي آورند. دراين تالاب، انواع ماهيان آب شيرين و شور مانند: بني،‌شيريد، حمري، شانك، ماهي هاي پرورشي و پرندگاني چون فلامينگو، حواصيل، لك لك،‌ غاز وحشي، اردك،‌گراز،‌و … زيست مي كنند. تنها زيستگاه و محل زاد و ولد اردك كركري در جهان اين تالاب است و پرندگاني چون « گيلانشاه خالدار » و « اكراس آفري – قايي » نيز از نمونه هاي بسيار كميابي هستند كه در اين منطقه يافت مي شوند.تالاب شادگان زيستگاه يك سوم از گونه هاي جانوري و گياهي درمعرض خطر نابودي است. اين تالاب طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت از محيط زيست واگذار شده است. گفته مي شود كه تالاب دچار بحران است و احتمال دارد در آينده خشك شود.