ابهر يکي از مهم ترين و ارزشمند ترين موردهاي جهانگردي و توريستي استان زنجان به شمار مي آيد که براي توسعه و گسترش صنعت گردشگري از توانايي هاي قابل توجهي برخوردار است. مهم ترين و تاريخي ترين اثر شهرستان ابهر، گنبد عظيم و مشهور سلطانيه است که به تنهايي قابليت برابري با ساير بناهاي استان را دارا است. ابهر يکي از شهرستان هاي خاوري استان زنجان و دومين شهرستان با اهميت بعد از زنجان است که داراي کوه ها و رودخانه هاي متعددي بوده و از جاذبه هاي طبيعي زيادي برخوردار است. تقريباً در تمام نقاط ابهر آثار زيبا و مکان هاي ديدني با ارزشي يافت مي شوند ولي بيش تر آثار تاريخي اين شهرستان در قسمت هاي شمالي منطقه واقع شده اند. معبد تاريخي داش كسن در كنار شهر تاريخي و با ارزش سلطانيه، آرامگاه چلبي اوغلي، آرامگاه ملاحسن كاشي و گنبد آجري سلطانيه در مجموع محور فرهنگي - تاريخي سلطانيه را تشكيل مي دهند. اين بناها در دشت مسطح و زيباي سلطانيه جلوه اي خاص داشته و همواره مورد بازديد دوست داران تاريخ و فرهنگ ايران زمين قرار مي گيرند. ابهر از نخستين زيستگاه هاي انساني ايران است كه از قدمت و پيشينه طولاني برخوردار مي باشد. يافته هاي باستان شناسي از تپه هاي باستاني منطقه بر وجود حيات در هزاره هاي قبل از ميلاد در اين منطقه مهر تاييد مي زنند. اين شهرستان مشاهير و بزرگان زيادي را پرورش داده و ديرينگي تاريخي اين منطقه سبب وجود جاذبه هاي تاريخي متعدد در آن شده است. دوخت گيوه، تهيه كلاه هاي نمدي و كفش هاي چرمي زنانه و مردانه از ديگر صنايع دستي اين ناحيه به شمار مي آيد. رويه گيوه، بيش تر توسط بانوان و دختران و از نخ مخصوصي بافته مي شود. سپس کفاش رويه ها را خريداري و با لاستيک و چرم به شکل گيوه قابل مصرف درمي آورد. صنايع دستي شهرستان ابهر از جمله صادرات اين منطقه هستند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
ابهر يکي از مهم ترين و ارزشمند ترين موردهاي جهانگردي و توريستي استان زنجان به شمار مي آيد که براي توسعه و گسترش صنعت گردشگري از توانايي هاي قابل توجهي برخوردار است. مهم ترين و تاريخي ترين اثر شهرستان ابهر، گنبد عظيم و مشهور سلطانيه است که به تنهايي قابليت برابري با ساير بناهاي استان را دارا مي باشد. تقريباً در تمام نقاط ابهر آثار زيبا و مکان هاي ديدني با ارزشي يافت مي شوند ولي بيش تر آثار تاريخي اين شهرستان در قسمت هاي شمالي منطقه واقع شده اند. معبد تاريخي داش كسن در كنار شهر تاريخي و با ارزش سلطانيه، آرامگاه چلبي اوغلي، آرامگاه ملاحسن كاشي و گنبد آجري سلطانيه در مجموع محور فرهنگي - تاريخي سلطانيه را تشكيل مي دهند. اين بناها در دشت مسطح و زيباي سلطانيه جلوه اي خاص داشته و همواره مورد بازديد دوست داران تاريخ و فرهنگ ايران زمين قرار مي گيرند. روستاهاي تاريخي و ييلاقي اطراف شهرستان ابهر که نمايانگر جلوه هاي زيباي طبيعي و غلبه انسان بر طبيعت هستند، بقعه زيباي امام زاده ها که از اعتقادات خاص مردم و معماري روزگار خود حکايت دارند، معماري باارزش مساجد، تپه هاي متعدد تاريخي و مهم تر از همه گنبد زيبا و مشهور سلطانيه كه نقطه اوج آثار ديدني منطقه به شمار مي رود، همگي در مجموع نويد يک گردش طولاني و جذاب در طبيعت و تاريخ منطقه را به بازديد کنندگان مي دهند. وجود آثار تاريخي با شهرت جهاني و همچنين طبيعت زيبا همراه با غارهاي مشهور، سبب شده که شهرستان ابهر همواره از بازديدکنندگان متعدد داخلي و خارجي برخوردار باشد. با وجود اين که با ارزش ترين بناهاي تاريخي استان زنجان در محدوده شهرستان ابهر واقع شده اند ولي امکانات اقامتي و توريست پذيري منطقه ابهر شايسته و پاسخگوي مسافران اين خطه از استان زنجان نيست. به نظر مي رسد که با اندکي توجه در زمينه تبليغات اصولي و همچنين سرمايه گذاري در ساخت مراکز شايسته اقامت ميهمانان داخلي و خارجي و رواج و گسترش فرهنگ صحيح توريسم پذيري در ميان مردم منطقه، رونق تاريخي اين منطقه به آن باز گردانده شود و اين ناحيه به يکي از جذاب ترين مناطق توريستي استان تبديل گردد. روستاي وير و روستاي صخره اي قروه از جمله جاذبه هاي طبيعي شناسايي شده در شهرستان ابهر هستند که از ارزش هاي تاريخي بالايي بهره مند مي باشند. اين روستاها از يک سو با درهم آميختن طبيعت و تاريخ، خصوصيات اين خطه را به روشني به نمايش مي گذارند و از سوي ديگر نمايانگر غلبه انسان بر محيط هاي سخت طبيعي هستند. علاوه بر اين، شيوه هاي معيشت و زندگي در بسياري از روستاهاي ايران منحصر به فرد بوده و به عنوان بخشي از نمايه هاي تمدن ديرپاي ايراني به شمار مي آيند که در صورت معرفي بهتر از عوامل جذب طبيعت دوستان خواهد بود.
صنايع و معادن
 دوخت گيوه، تهيه كلاه هاي نمدي و كفش هاي چرمي زنانه و مردانه از صنايع دستي اين ناحيه به شمار مي آيد. رويه گيوه، بيش تر توسط بانوان و دختران و از نخ مخصوصي بافته مي شود. سپس کفاش رويه ها را خريداري و با لاستيک و چرم به شکل گيوه قابل مصرف درمي آورد. صنايع دستي شهرستان ابهر از جمله صادرات اين منطقه هستند.
کشاورزي و دام داري
کشاورزي و دامداري اساس اقتصاد منطقه ابهر را تشکيل مي دهند. كشاورزي اين منطقه به علت جريان رودخانه ابهررود و ايجاد سرزمين هاي آبرفتي و حاصلخيز وسيع در اطراف اين شهرستان و همچنين تامين آب مورد نياز كشاورزي توسط آب هاي سطحي و زيرزميني، رودها، چشمه ها، چاه هاي ژرف و كاريزهاي متعدد رونق يافته است. محصولاتي چون گندم، جو، ‌بنشن، انگور، زردآلو، سيب، بادام و گردو در اين شهرستان به عمل آمده و مهم ترين محصولات كشاورزي اين شهرستان محسوب مي شوند. به جز رودخانه هاي متعدد منطقه كه آب كشاورزي مورد نياز اهالي را تامين مي کنند، قنات ها نيز در تامين آب کشاورزي و آب آشاميدني اهميت زيادي دارند. انگور، بادام، سيب و گردو مهم ترين محصولات باغي شهرستان ابهر هستند. از مجموع زمين هاي زير کشت انگور در استان زنجان، 44 درصد زيرکشت انگور آبي و ديم قرار دارند که از ميان شهرستان هاي استان، شهرستان ابهر اولين توليد كننده انگور آبي استان بوده و از نظر کشت اين محصول از اهميت زيادي برخوردار است. اين منطقه در زمينه توليد بادام، دومين شهرستان توليد کننده بادام بعد از شهرستان خدابنده است و حدود 50 هکتار از زمين هاي اين ناحيه زير کشت محصول بادام قرار دارند. در حدود 299 هكتار از زمين هاي باغي و کشاورزي ابهر زير کشت سيب و 87 هکتار از آن ها زير کشت گردو هستند. بازرگاني شهرستان ابهر را صادرات فرآورده هاي مختلف كشاورزي، ‌باغى، دامي و صنايع دستي تشکيل مي دهد. انواع اين فرآورده ها از مهم ترين صادرات اين شهرستان به شمار مي آيند.
سيستم دام‌داري در شهرستان ابهر، به صورت سنتي و صنعتي انجام مي گيرد. بيش تر روستاييان منطقه داراي دامپروري هاي کوچکي هستند که معمولاً آن ها را به شيوه سنتي مديريت مي کنند ولي در سال هاي اخير دامپروري هاي بزرگ صنعتي توسط شرکت هاي تعاوني در منطقه ساخته شده که عملکرد خوبي داشته اند. پرورش انواع طيور نيز در اين منطقه مورد توجه واقع شده و در منطقه سبز دشت، واحد هاي مرغ داري گوشتي به صورت صنعتي داير شده است. قدمت کشاورزي و دامداري در منطقه ابهر سبب شده است که مواد اوليه و خام براي انواع صنايع دستي در اين منطقه وجود داشته باشد و صنايع دستي يکي از مشاغل مهم مردم ناحيه محسوب شود. انواع صنايع دستي از قبيل قالي بافي، جاجيم بافي، كلاه بافي، كفش دوزى و گيوه دوزى بيش تر توسط زنان و دختران ناحيه بافته مي شود. قالى هاي منطقه كه از مواد و رنگ مرغوب تهيه مي شوند از نوع اعلاء بوده و بيش تر در روستاهاي اطراف ابهر و در كارگاه هاي خانگي، توسط زنان و دختران بافته مي شوند و قابليت صادرات به کشورهاي اروپايي را دارند. جاجيم بافي نيز از ديگر هنرهاي دستي شهرستان ابهر است كه بيش تر در روستاها رواج داشته ولي امروزه از رونق کم تري در ناحيه برخوردار است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام ابهر از واژه پهلوي «اوهر» به معناي محل بستن آب ها، گرفته شده است. «او» در واژه اوهر به معناي آب (نماد زندگي در آيين زرتشت) و «هر» به معني دشواري كار و محدود كردن است. در كتاب حدود العالم، واژه ابهر به معناي آبادي که آب فراواني براي ايجاد آسياب دارد، آورده شده است. براساس بررسي هاي انجام شده، نخستين جايگاه سكونتگاهي ابهر، در تپه قلعه در کناره ابهر رود بوده که اين منطقه را مي توان از جمله نخستين زيستگاه هاي انساني استان زنجان به شمار آورد كه قدمت آن به هزاره هاي پيش از ميلاد مي رسد. کشفيات موجود ثابت كرده است که قدمت «قلعه تپه» يا «تل دارا» به دوره کيانيان مي رسد، همچنين ثابت شده که کاخ داراب شاه (پادشاه کياني) در اين منطقه قرار داشته و احتمالاً در آن دوران، از اين قلعه به عنوان پادگان سربازان استفاده مي شده است. منطقه ابهر از نخستين زيستگاه هاي انساني ايران است كه از قدمت و پيشينه طولاني برخوردار بوده است. نشانه هاي موجود در تپه هاي باستاني منطقه، بر وجود حيات درهزاره اول پيش از ميلاد در اين منطقه گواهي مي دهند. به استناد شواهد تاريخي موجود، در سال 821 پيش از ميلاد، قبايل مختلف مادها تحت رهبري فرمانده خود "هاناسيروکا" در محلي به نام " بيت سگبات" واقع در دره ابهر چاي در قسمت جنوب باختري قزوين، جمع شدند و در اين محل ميان آن ها و آشوري ها نبردي درگرفت. در حدود قرن هفتم پيش از ميلاد و پس از آن نواحي تحت تسلط آشور، به محدوده قزوين و خاور همدان تا قسمت علياي دره قزل اوزن مي رسيد و در دوره ساسانيان ناحيه هاي واقع بين دو رودخانه ابهر رود و خررود (که هم اکنون نقاطي چون تاکستان، فارسجين و نرگه در خاور ابهر را شامل مي شود) بسيار آباد و ازموقعيت ممتازي برخوردار بوده است.
در دوره ساسانيان منطقه ابهررود تحت تسلط يکي از هفت خاندان مهم حکومت گر ايران بنام خاندان مهران قرار داشته و از رونق خوبي برخوردار بوده است. در دوره اسلام نيز به علت هم مرز بودن با ديلم و تمايل سرداران عرب به تسلط بر ديلم اهميت خاصي داشته است. پايتخت شدن سلطانيه در زمان ايلخانان سبب رونق منطقه اي ابهر شد اما در زمان تيمور اين شهر به کلي ويران گرديد. پس از آن در دوره صفويه و در زماني که قزوين پايتخت کشور بود، اين منطقه نيز از اهميت ارتباطي زيادي برخوردار شد. در دوران قاجار نيز به دليل ارتباط ايران با روسيه و گذشتن مسير ارتباطي تهران - روسيه از راه ابهر و زنجان، اين منطقه اهميت ارتباطي داشته است. آثار موجود در تپه هاي باستاني موجود در منطقه ابهر بر تاريخ طولاني تر منطقه گواهي مي دهند ولي به علت کمبود اطلاعات و انجام نشدن حفاري هاي علمي در آن ها، گمان هاي تاريخي، مورد ترديد است. گفته مي شود در سال 1330 هجري قمري جهانشاه خان افشار، يكي از مالكين مقتدر و رييس ايل افشار خمسه، در قلعه تپه كاوش كرده و اشياي با ارزشي را که مي توانست بر ديرينگي تاريخ اين منطقه گواهي دهد، از زير خاک بيرون آورده و با خود برده است. از آن جا که در اين كاوش هيچ گونه اصول حفاري و باستان شناسي رعايت نشده، اين منطقه به كلي زير و رو شده و ادامه کار براي کارشناسان دشوار شده است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان ابهر يكي از هفت شهرستان استان زنجان است كه در خاور استان و در 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 25 دقيقه درازاي باختري و 35 درجه و50 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهناي شمالي خط استوا قرار گرفته و مساحت آن بيش از 3362 كيلومتر مربع است. اين شهرستان در قسمت باختري استان زنجان واقع شده و مركز آن شهر ابهر است كه در 49 درجه و 13 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 8 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1540 متري از سطح دريا واقع شده است. شهرستان ابهر از شمال به شهرستان طارم و قزوين، از شمال باختري به شهرستان زنجان، از باختر به شهرستان ايجرود، از جنوب باختري به شهرستان خدابنده، از جنوب به شهرستان بويين زهرا، از جنوب خاوري به شهرستان تاکستان، از خاور به شهرستان خرم دره و از شمال خاوري به شهرستان قزوين محدود مي شود. براساس سرشماري سراسري سال 1375، اين شهرستان 148،424 نفر جمعيت داشته که از اين تعداد 55،266 نفر در مركز شهرستان زندگي مي كردند. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري سال 1381 شهرستان ابهر، از دو بخش مرکزي و سلطانيه، هشت دهستان به نام هاي ابهررود، حومه، درهجين، دولت آباد، صايين قلعه، سلطانيه، سنبل آباد و گوزلدره و چهارشهر به نام هاي ابهر، صايين قلعه، هيدج و سلطانيه تشكيل شده است.


طبيعت در شهرستان ابهر

ابهر رود
مهم ترين رودخانه جاري در سرتاسر شهرستان ابهر و شريان حياتي اين منطقه است. اين رود شاخه ‌اي از رودخانه شور فشاپويه بوده و در شهرستان‌هاي ابهر، تاكستان، قزوين، كرج، تهران و قم جريان دارد و از دو شاخه فصلي و دايمي تشکيل شده است. سرچشمه شاخه فصلي آن از كوه سرآهند در حوالي گردنه الله اكبر سلطانيه است. شاخه دايمي آن به نام كينه ورس نيز از كوه هاي رستم، سالارداغي و سندان سرچشمه مي گيرد. اين شاخه از شعبات متعددي تشكيل شده و با جهت شمال باختري به جنوب خاوري در نزديكي ابهر به شاخه فصلي مي پيوندد و با نام ابهررود جريان مي يابد. اين رودخانه در مسير خود آب هاي ابهر، خرم دره، چالچوق و سيلاب هاي شناط و جندق را پذيرا شده و پس از مشروب ساختن مزارع روستاها و شهرهاي مسير خود در صايين قلعه، هيدج، خرم دره، ابهر، تاكستان، دو دانگه و قزوين به رودخانه شور و در آخر به درياچه نمک قم مي ريزد. مقدار آبي كه در رودخانه ابهر رود جريان دارد، در ايستگاه هيدرومتريک روستاي قروه 316 ميليون متر مكعب در سال اندازه گيري شده است. اين رودخانه در شهرستان ابهر و در پايين ترين سطح شهر قرار دارد. در بعضي از قسمت هاي مسير آن، آب از زير زمين بالا آمده و به آب رودخانه افزوده مي گردد به همين خاطر اين رودخانه نوعي زاينده رود به شمار مي آيد. اهالي در نقاط مختلف شهر، با بستن بندهايي آب را از مسير خود منحرف كرده و به سمت مزارع شهرها و روستاها روانه مي كنند، ولي آب رودخانه تا رسيدن به بند پاييني دوباره افزايش پيدا كرده و پرآب مي گردد. در اطراف اين رودخانه و ديگر رودخانه هاي منطقه، درختان تبريزي، بيد، نارون و سپيدار توسط اهالي كاشته شده كه مصارف صنعتي و ساختماني دارند. اين درختان پس از رشد كافي قطع شده و براي مصارف صنعتي به تهران و ديگر شهرهاي مجاور حمل مي شوند.
در دامنه بيش تر كوه هاي منطقه چشمه هايي وجود دارد كه در فصل هاي بهار، پاييز، زمستان و تابستان آب در آن ها جاري است و دره هاي سبز و خرمي را در مسير خود به وجود آورده اند و به واسطه آن ها، سراسر منطقه در فصل هاي مختلف به رنگ هاي گوناگون درمي آيند. زيباترين فصل آن ها در بهار است که حاشيه اين چشمه ها، سرسبز، پرگل و زيبا است. قنات هايي نيز توسط اهالي منطقه حفر شده كه از آن ها در آبياري باغ ها و مزارع استفاده مي شود. قنات هاي آخوند، خودآفرين، امام جمعه محمد بيک، خونين، آب قنات علي، گشنيز گلي، غازگلي، كاريز پاشا و... مشهورترين اين قنات ها هستند كه در آبياري مزارع و باغ ها نقش مهمي را ايفا مي کنند و در شهرها و روستاهاي پيرامون شهرستان ابهر پراکنده شده اند.
کوه ها، غارها، دشت ها، جلگه ها شهرستان ابهر
کوه هاي اطراف شهرستان ابهر، روند باختري به خاوري داشته و به صورت موازي با هم در شمال و جنوب شهرستان ابهر قرار گرفته اند. مهم ترين رشته كوه هاي شهرستان ابهر را رشته کوه هاي البرز با جهت خاوري - باختري و کوه هاي گروملاداغي با جهت شمال باختري - جنوب خاوري تشکيل مي دهند. سنگ هاي رشته كوه هاي جنوبي ابهر - که ملاداغي ناميده مي شوند - شامل سنگ هاي شيل و آهک هاي كرتاسه و متعلق به دوران اول و دوم زمين شناسي هستند. اين سنگ ها حدود 300 ميليون سال قدمت دارند. فلات مرتفع ابهر - زنجان، شهرستان طارم را از رشته كوه هاي طويل و باريک سلطانيه، جدا مي كند.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان ابهر

مسجد جامع قروه
مسجد جامع قروه يکي از بناهاي با ارزش قرن پنجم هجري قمري و دوره سلجوقي مي باشد که در روستاي قروه در فاصله 18 کيلومتري خاور شهرستان ابهر قرار گرفته است. اين مسجد كه به مسجد جمعه نيز معروف است، قدمتي نزديک به هزار سال دارد و به شكل چهار تاق که گنبدي بر روي آن قرار گرفته، ساخته شده است. اين مسجد بازسازي شده و يک صحن گنبددار و دو شبستان در طرفين آن، مسجد کنوني را تشکيل مي دهند. تزيينات و نقش هاي مسجد که بيش تر طرح هاي گياهي هستند، از طرح هاي معماري دوره آل بويه (يعني سال 585 هجري قمري) مي باشند. در محراب مسجد، كتيبه اي زيبا به خط نسخ گچبري شده كه از ساخت اين مسجد در سال 413 هجري قمري حکايت دارد. كتيبه ديگري به خط ثلث بر حاشيه داخلي بنا نقش بسته که بسيار زيبا بوده و در آن تاريخ پايان كتيبه سال 585 هجري قمري ذکر شده است. تزيينات ياد شده همراه با ترنج هاي درهم بافته شده گچي و سطوح زيبا با طرح هاي آجرچيني، اين مسجد را به يکي از شاهکارهاي هنري قرون مياني اسلام تبديل كرده است.
مسجد علامه ابهر
مسجد علامه در کنار بناي گنبد سلطانيه واقع شده است و تاريخ ساخت آن به دوره ايلخانان و تجديد بناي آن به دوره قاجاريه بازمي گردد. اين مسجد فاقد گنبد بوده 4 ستون داخل آن به طاق گنبدي شکلي متصل مي شوند. امامت اين مسجد را علامه حلي يکي از دانشمندان معروف زمان ايلخانان برعهده داشته است.
مسجد جامع ابهر,br> مسجد جامع ابهر در وسط شهر ابهر واقع شده و قدمت آن به سال 554 هجري قمري مي رسد. اين مسجد داراي دو قسمت باختري و خاوري و دو درب ورودي است. معماري اين مسجد که مربوط به قرن ششم هجري قمري است با افزودن قسمت هاي جديد تا حدودي لطمه ديده است. مسجد نورالنبي در وسط شهر ابهر قرار گرفته است و گفته مي شود که در قرن يازدهم هجري قمري ساخته شده است.


آرامگاه ها،امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان ابهر

بقعه امام ‌زاده زيدالكبير ابهر
بقعه امام ‌زاده زيدالكبيربنايي آجري با سبك معماري كم نظير است که بر فراز آن گنبد كاشي كاري شده زيبايي از نوع گنبدهاي مخروطي شکل وجود دارد. بقعه امام زاده زيدالکبير- كه گفته مي شود ازنوادگان امام علي (ع) است – در انتهاي خيابان استاد مطهري ابهر واقع شده و سبک معماري آن از قرن نهم هجري قمري متاثر شده است. برج و گنبد آجري اين بقعه به شكل مخروط بوده و از پايه‌هاي آجري و بدنه مدور تشكيل شده است. اين بنا با زيبايي خاص با پلان مستطيل كه در زواياي جبهه جنوبي، دو نيم دايره آن را قطع كرده اند، طراحي و اجرا شده است. بناى بقعه ابتدا بر روي دو رديف سنگ سبز تراشيده و استوار شده و بقعه آن با آجر به طور ساده ساخته شده است. از تاريخي که روي در چوبي بقعه حک شده، چنين برمي ‌آيد كه اين بنا در سال 850 هجري قمري ساخته شده است. روبه‌روي ضريح امام زاده، يك حسينيه نوسازاحداث شده که به نام حسينيه حضرت رقيه (س) مشهور است و از ارزش هاي معماري و تاريخي برخوردار نيست.
بناي امام‌ زاده اسماعيل ابهر
در شمال شهرستان ابهر، در ناحيه اي به نام شناط، بناي تاريخي و زيبايي وجود دارد که تماماً آجري بوده و گنبد زيبايي بر فراز آن به چشم مي خورد که از نوع دو جداره است. بناي تاريخي و زيباي امام زاده اسماعيل كه او را از نوادگان امام علي (ع) مي دانند، داراي تزيينات داخلي و خارجي با ارزشي است. سطوح خارجي اين گنبد داراي تزيينات پرکاري بوده که از پايين به بالا با کاشي هايي به رنگ سفيد، مشكي، زرد و سبز تزيين شده است. تزيينات داخلي اين بنا شامل، گچ كاري و آيينه ‌كاري هاي زيبايي متشكل از گل و بوته‌هاي اسليمي و تصاوير رنگارنگ پرندگان، جلوه خاصي به درون اين بقعه بخشيده است. پلان اين بقعه هشت ضلعي بوده و از درون به مربع تبديل مي شود. ضلع هاي هشتگانه آن يک در ميان به طور قرينه از چهار ايوان ورودي به شبستان و به سبک قوس هاي جناغي ساخته شده است. ظاهراً اين بنا در قرن نهم هجري قمري ساخته شده است و تزيينات آن به دوره صفويه تعلق دارد. برخي تذکره نويسان از دفن امام زاده اسماعيل در اين بقعه سخن گفته اند و آن را مربوط به قرن ششم هجري قمري مي دانند ولي سبک معماري بنا، نشان دهنده ساخت آن در قرن نهم است.
بقعه امام زاده يحيي ابهر
بقعه امام زاده يحيي که او را از نوادگان امام موسي کاظم (ع) مي دانند، در شهر صايين قلعه قرار گرفته و قدمت آن به قرن هشتم هجري قمري مي رسد. اين بنا در يک فضاي کاملاً روستايي و در جوار باغ هاي بيرون شهر احداث شده است. تپه تاريخي صايين قلعه در داخل محوطه اين بقعه قرارگرفته و بر جذابيت آن افزوده است. داخل اين بناي آجري و ساده، فاقد هرگونه تزيينات بوده و تزيينات نماي بيروني آن نيز منحصر به يک رديف كاشي فيروزه اي كار شده در منتهي اليه گنبد است. ضريح زيبايي كه داخل شبستان بر روي مزار نهاده شده و صندوق چوبي منبت کاري شده اي که داخل بقعه قرار دارد، هنري ترين اشياي اين بقعه هستند. صندوق مزبور از نمونه هاي باارزش منبت کاري قرن هشتم است كه ديواره هاي آن با نگاره هاي گياهي پرکار و خوش نقش تزيين شده است. در سمت شمالي صندوق، کتيبه اي وجود دارد که نام سازنده صندوق و آياتي از قرآن مجيد و تاريخ 797 هجري قمري بر آن حک شده است. پلان اين بنا با بقعه قيدار نبي واقع در خدابنده قابل مقايسه است و با شماره 980 در فهرست آثار تاريخي به ثبت رسيده است.
بقعه امام زاده محمد ابهر
پلان بناي امام زاده محمد كه او را از نوادگان امام حسن مجتبي (ع) مي دانند، مستطيل شکل است و قدمت آن به قرن ششم هجري قمري مي رسد. اين بقعه در مرکز شهر ابهر، در خيابان امام خميني و کنار مسجد نور قرار گرفته است. بر روي مزار امام زاده محمد ضريح کوچک و ساده اي از جنس چوب نصب شده است. در بازسازي انجام شده در سال 1367 تغييرات مهم و اساسي در اين بقعه صورت گرفته و شکل کلي گنبد تغيير يافته است. با اين كار تا حدودي از ارزش هاي معماري اين بنا کاسته شده است.
بقعه امام زاده کهريز ابهر
قدمت بناي تاريخي و زيباي امام زاده کهريز سلطانيه به دوره صفويه مي رسد. اين بناي آرامگاهي در يک کيلومتري باختر محوطه تاريخي سلطانيه قرار گرفته و به دليل مجاورت با قنات کهريز به امام زاده کهريز معروف شده است. اين اثر تاريخي از آجر و سنگ لاشه ساخته شده و نماي خارجي آن هشت ضلعي است که در صحن داخلي به فضاي چليپايي تبديل مي شود. در صحن آرامگاه سنگ قبري وجود دارد که داراي تکنيک ساخت و تزيينات پرکاري است و بر غناي تاريخي، هنري و فرهنگي اين بناي تاريخي افزوده است. اين بقعه را امام زاده قاسم يا امام زاده عبدالله نيز مي گويند که دليل اين نام گذاري چندان مشخص نيست. بناي امام زاده کهريز با شماره 2372 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است.
امام زاده عبدالخير ابهر
بناي آرامگاهي امام زاده عبدالخير که به لحاظ ساخت و معماري به اواخر دوره صفويه تا قاجاريه نسبت داده مي شود، در ميان يک قبرستان تاريخي در باختر روستاي قروه، از توابع شهرستان ابهر قرار گرفته است. اين بناي با ارزش تاريخي از نظر تکنيک هاي معماري با بقعه ملا حسن کاشي قابل مقايسه است. گنبد بناي امام زاده عبدالخير از نوع درپوشي است و بر روي پلان هشت ضلعي قرار گرفته که در نماي داخلي تبديل به فضاي چليپايي مي شود. اين بنا داراي سه فضاي ورودي با قوسي هلالي در جهت هاي شمالي، جنوبي و باختري مي باشد.
ديگر امام زاده هاي شهرستان ابهر
در محدوده شهرستان ابهر امام زاده هاي ديگري نيز وجود دارند که اطلاعات زيادي از شيوه معماري و چگونگي ساخت آن ها در دست نيست. از جمله اين امام زاده ها مي توان به مقبره امام زاده يونس در شريف آباد، بقعه امام زاده يعقوب (ع) كه قدمت آن به قرن سوم هجري قمري مي رسد، بقعه پير سكينه خاتون كه در قرن يازدهم هجري قمري ساخته شده و مقبره سلطان شهيد ازناب كه به قرن يازدهم هجري قمري مربوط مي شود، اشاره كرد.
بقعه ملا حسن كاشي ابهر
در فاصله 2500 متري جنوب شهر تاريخي سلطانيه، بقعه زيبايي خودنمايي مي کند که به بقعه ملا حسن كاشي معروف است. تاريخ ساخت اين بقعه كه با ديواري محصور شده است، به قرن دهم هجري قمري نسبت داده مي شود و در کاشي هاي داخل اين بقعه نيز تاريخ 973 هجري قمري (اواخر سلطنت شاه تهماسب) حک شده است که تاريخ فوق را تاييد مي کند. اين بقعه داراي دو طبقه بوده و از نماي بيروني داراي طرح هشت ضلعي است که در نماي داخلي به مربع تبديل مي شود. ايوان هاي چهارگانه طبقه همكف با دهليزهاي زيبايي به يکديگر مرتبط شده و ايوان هاي كوچک كه به دو طبقه تقسيم شده اند نيز با يک راه پله ارتباطي با ايوان هاي بزرگ در طبقه همكف مرتبط مي شوند و حاصل اين ارتباط، گنبد زيباي دو پوششه اي است كه بر هسته چهار گوش مركزي جاي گرفته است. تزيينات داخلي بنا كه مقرنس كاري گچي است در دوره فتح‌علي شاه قاجار به هزينه حاكم زنجان انجام شده است. روبه‌روي بقعه بناي ديگري ديده مي شود که گفته مي شود محل مطالعات ملاحسن بوده است.
بقعه پير احمد زهرنوش ابهر
در قسمت جنوبي ابهر و در انتهاي خيابان 17 شهريور يک بناي آجري و قديمي به چشم مي خورد که از آثار تاريخي و ارزشمند منطقه است. ساخت اين بنا به قرن هاي ششم تا هشتم هجري قمري نسبت داده مي شود. درخصوص آن که اين بناي آجري آرامگاه چه کسي و متعلق به چه دوراني است، نظريه هاي گوناگوني وجود دارد ولي از ميان تمام اين نظريه ها تعلق اين بقعه به پير احمد زهرنوش به واقعيت نزديک تر است. مولانا قطب الدين احمد ابهري (500 - 577 هجري قمري) سرسلسله صوفيان، محدث صاحب کمال و معروف به پيراحمد زهرنوش، مريدان خود را در اين محل ارشاد مي كرده است. آرامگاه اصلي با پلان چهارطاقي ساخته شده که با ايجاد شکست در جرز به بناهاي بيست وجهي تبديل گرديده است. در ساخت اين بنا، از سازه هاي معماري سنتي و قديمي استفاده شده که هم اکنون از اين سازه ها تنها گنبد آجري آن برجاي مانده است. گنبد زيباي بنا به سبک پنج و هفت و همانند گنبدهاي دوره سلجوقي احداث شده كه با گنبد هاي مساجد جامع سجاس و قروه قابل مقايسه است. ساختمان بنا از آجر چهار گوش مربع شكل ساخته شده و گنبد كوتاه آن نيز آجري بوده و بر روي قاعده اي چند ضلعي قرار گرفته است. اين بنا در سال 1365 تعمير و با شماره 981 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. از فضاي مجاور اين آرامگاه هم اکنون به عنوان اداره ميراث فرهنگي استفاده مي شود.
مقبره شيخ براق ابهر
شيخ براق بابا از بزرگان مسلک مولويه و خاصان دربار سلطان محمد خدابنده (الجايتو) بوده است. مقبره شيخ براق در جنوب باختري محوطه تاريخي سلطانيه قرار گرفته و در گويش مردم اين منطقه کچه بورک (کلاه نمدي) ناميده مي شود. قدمت اين مقبره به دوره ايلخانان مغول مي رسد و بناي آن از نوع مقابر برجي هشت ضلعي است که در بخشي از آن خانقاه نيز به چشم مي خورد.
آرامگاه پيرسقا ابهر
پير سقا يكي از قطب‌هاي صوفيه و در زمره عرفا بوده است و احتمال مي رود که كلمه پير يكي از عناوين صوفيه باشد. بناي تاريخي آرامگاه پير سقا در روستاي پير سقا و به قولي پير زاغه در 30 كيلومتري سمت باختري شهر ابهر قرار گرفته است. فرم بنا و نحوه ساخت آن حكايت از ساخت اين بنا در دوره صفويه دارد. بناي آرامگاه پير سقا ابتدا مشرف به يک واحد هشتي است كه 90/2 مترعرض و 87/1 متر عمق دارد. پلان آرامگاه از نماي خارجي هشت ضلعي است كه چهار ضلع مقابل هم داراي 90/2 متر عرض و چهار ضلع ديگر به شكل قوسي اجرا شده است. پلان قسمت داخلي به شكل چليپا بوده و سقف بازوي چليپا با قوس‌هاي جناغي پوشانده شده و بر هسته مركزي گنبد زيبايي استوار شده است. اين گنبد از نوع تک پوششي بوده و عناصر اجرايي آن از آجر است. در زير اين گنبد مقبره اي است كه توسط يك ضريح فلزي محافظت مي ‌گردد.


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان ابهر

ارگ سلطنتي ابهر
در حدود 37 کيلومتري شهر زنجان از شمال شهرستان ابهر و در وسط شهر تاريخي سلطانيه، ارگ سلطنتي سلطانيه که در گذشته کهن دژ ناميده مي شد، با ابعادي در حدود 450 × 450 متر در زميني به مساحت تقريبي 18 هکتار واقع شده و بناهاي تاريخي و آثار قديمي و ارزشمند بسياري را در بر گرفته است. محدوده ارگ از دو بخش خندق و حصار تشكيل شده و آثار ارزشمندي از معماري و شهرسازي دوران مغول را در خود جاي داده است. ارگ سلطنتي سلطانيه كه خواجه رشيدالدين فضل الله (وزير با لياقت الجايتو) نايب التوليه آن بوده است، علاوه بر گنبد بزرگ سلطانيه که در قسمت جنوب باختري آن قرار گرفته، شامل بناهاي متعددي بوده است که مجموعه ابواب البر، جالب ترين و مهم ترين عنصر شهري اين منطقه را تشكيل مي داده است. ابواب البر شامل مدرسه، دارالشفاء که محل درمان بيماران بوده، دارالضيافه که مرکز پذيرايي از مسافران و مامورين دولتي و اداي نذورات رسمي و مراسم آشپزي بوده، دارالكتب که کتابخانه عمومي بوده، دارالسياده که در آن ها از سادات مسافر پذيرايي مي شده، خانقاه که صوفيان و سالکان طي مراحل تصوف و ارشاد مريدان خود را در آن جا تربيت مي كردند، بيت القانون، ديوانخانه اي به نام كرياس، مسجد جامع و بالاخره آرامگاه سلطنتي با موقوفات متعدد، از مهم ترين قسمت هاي ارگ سلطنتي بوده است. امروزه تقريباً تمام بناهاي ياد شده به جز گنبد عظيم سلطانيه که در جنوب باختري ارگ قرار گرفته، از بين رفته اند كه تلاش و پيگيري از سوي باستان شناسان و کاوشگران براي شناسايي آثار اين دوره در محدوده ارگ در جريان است.
گنبد بزرگ سلطانيه
البته نظر پژوهشگران در صحت و سقم اين نظريه ها با يکديگر متفاوت است و آراء و نظريه هاي مختلفي در اين باره ارائه شده است، ولي آن چه مهم است اين که سلطان محمد خدابنده با هر انگيزه اي که داشته است، بزرگ ترين گنبد آجري جهان آن روز را ساخته و آن را به شکل باشکوه و بي نظيري تزيين كرده است. گنبد سلطانيه از نظر حجم و فرم معماري داراي اهميت بسياري است و نقطه عطف تاريخ معماري ايران به شمار مي آيد. معماري گنبد در فرم كلي رابطه بسيار گسترده اي با معماري گذشته ايران دارد و احتمال مي رود كه نخستين بنايي باشد كه تحول معماري دوران سلجوقي به ايلخاني را به روشني به نمايش مي گذارد. عده اي از پژوهشگران معتقدند که فرم و شکل معماري گنبد سلطانيه، تقليدي از چادرهاي شاهانه و عشايري است كه البته اين مسئله تا حدودي نيز ثابت شده است. بناي با شكوه و عظيم سلطانيه، داراي سه طبقه کاملاً مشخص است و عظمت خود را بيش تر در كم وزني ظاهري مجسم مي سازد. بر اساس محاسبات انجام شده سنگيني بنا در حدود 200 تن تخمين زده شده و جالب ترين ويژگي بنا، اين است که سنگيني آن از طريق ستون هاي هشت گانه به پي هايي که تنها 50 سانتي متر از پيرامون جرزهاي باربر بزرگ تر هستند، منتقل مي شوند. طبقه اول گنبد سلطانيه همکف بوده و ايوان هاي هشت گانه را در خود جاي داده است، طبقه دوم شامل دهليزهاي ارتباطي و طبقه سوم نيز در بر گيرنده پا طاق گنبد و پايه هاي هشت ضلعي مناره ها است. به طور کلي فضاهاي اين بنا شامل گنبدخانه، تربت خانه، سردابه، مناره و گنبد است که طرح معماري همه اين فضاها بسيار پيچيده است. تزيينات موجود در گنبد سلطانيه شامل تزيينات آجري، گچبري، کتيبه ها، کاشي کاري، رنگ و نقاشي سنگي و چوبي است كه اين تزيينات به نوعي نمايانگر کمال معماري ايران هستند. براساس يافته هاي باستان شناسي، گنبد سلطانيه در روزهاي نخست ساخت خود، داراي 4 ورودي بزرگ و 4 ورودي كوچک بوده است. به نظر مي رسد كه ورودي هاي بزرگ مورد استفاده مردان و ورودي هاي کوچک که به ايوان هاي کم وسعت طبقه اول منتهي مي شده، مورد استفاده زنان بوده است. در زمان سلطان محمد خدابنده ورودي جنوبي گنبد، به لحاظ ساخت تربت خانه (نمازخانه) به عنوان ورودي اين بناي الحاقي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه پس از اتمام تربت خانه، بنا داراي 3 درب بزرگ و 4 درب كوچک مي شود. تزيينات درب بناي گنبد سلطانيه در دو مرحله تزيينات کاشيکاري و تزيينات گچبري صورت گرفته است.
هشت مناره گنبد سلطانيه با فرم و ابعاد يكسان در زواياي اضلاع هشت ضلعي طبقه سوم کار گذاشته شده اند. اين گنبد دو جداره بوده و از دو قشر موازي و مجزا که فقط با پشت بندهاي آجري بين خود به هم مربوط هستند و فرم واحدي را شامل مي شوند، تشکيل شده است. به همين لحاظ بي نظيرترين و بلندترين گنبد آجري ايران و جهان است. تعدد ايوان هاي کوچک و بزرگ در طبقات و ارتباط گنبدخانه، تربت خانه و سرداب با هم و هماهنگ با قوس ها و طاق ها، همچنين تزييناتي نظير، ترنج هاي بزرگ شبکه اي، گل هاي ياقوتي، کاشيکاري منقوش و کتيبه هايي به خط کوفي و نسبت هاي هماهنگ، رنگ هاي درخشان و روغني که در تعادل کامل هستند، به بناي گنبد ظاهري يگانه بخشيده و در ساختار کلي شاهکار بي نظيري را خلق كرده است که سال هاي طولاني دوست داران فرهنگ و تاريخ معماري ايران را براي تماشا به سوي خود جذب نموده است.
معبد صخره اي داش کسن ابهر
معبد صخره اي داش کسن يا مجموعه غارهاي داش کسن که در حدود 10 کيلومتري جنوب خاوري روستاي وير و ارتفاعات سلطانيه واقع شده، نيايشگاه آيين مهرپرستي درعهد ساسانيان بوده است. اين معبد با پلاني چليپايي همراه با محرابه مهرپرستان به سده هاي اول و دوم ميلادي تعلق دارد. نقش و نگارها و طرح هاي داخل اين غار در دوره هاي مختلف تاريخي و بيش تر توسط حاکمان وقت يا نزديکان آن ها صورت گرفته است. مسلم شده که قدمت نقوش موجود در غار به دوره ايلخانان مغول يعني قرن هشتم هجري قمري بازمي گردد. معبد داش کسن که از نظر نقشه و خطوط تزييني از باارزش ترين نمونه هاي معماري صخره اي در طول تاريخ معماري ايران به شمار مي آيد، در زمان خود بسيار مقدس بوده و نقوشي از هنر چيني و ايراني را بر تن خود دارد که اکنون بسيار مهم هستند. از ميان نقش هاي چيني اين معبد، نقش اژدهايي به طول 5 متر و عرض حدود 5/1 متر قابل ذکر است که از بزرگ ترين نقش هاي معبد به شمار مي آيد. طاقچه هاي زيبايي که در قسمت هاي باختري و خاوري معبد و در کنار نقش اژدها کنده شده اند، از ديگر آثار باارزش سنگ تراشي در اين غار هستند. نقش هاي اسليمي موجود در اين غار که بسيار هنرمندانه تراشيده شده اند، نمايانگر دخالت هنرمندان مسلمان در به وجود آوردن نقش هاي اين معبد است.
بناي تاريخي چلبي اوغلي ابهر
بناي تاريخي و معروف چلبي اوغلي منسوب به سلطان چلبي است و به نظر مي رسد در قرن هشتم هجري قمري ساخته شده باشد. مجموعه بناهاي چلبي اوغلي در جنوب باختر منطقه سلطانيه و در مسيرعبوري سلطانيه به خدابنده قرار گرفته است. اين بنا مقبره سلطان چلبي است که مي توان آن را به دو بخش خانقاه و مقبره تقسيم كرد. ستون هاي رواق دور صحن خانقاه در ضلع باختري در حال مرمت و بازسازي هستند. براساس نظر پژوهشگران، ساختمان خانقاه که شامل صحن مرکزي است، زودتر از ساختمان مقبره ساخته شده است. کتيبه اي که در قسمت ايوان جنوبي حک شده، يکي از مدارک مهم در يافتن تاريخ واقعي خانقاه است. از متن باقيمانده اين كتيبه، چنين استنباط مي شود كه بناي خانقاه بين سال هاي 657 و 683 ساخته شده است. طرح معماري خانقاه با الهام از افکار و عقايد صوفيه ساخته شده و از ساخت هر يک از اين فضاها منظور خاصي وجود داشته است. در ضلع هاي باختري و باختري خانقاه، 9 حجره به طور قرينه و روبروي هم قرار گرفته اند. بناي چلبي اوغلي روبروي گنبد بزرگ سلطانيه و بقعه ملا حسن کاشي قرار گرفته و از کنار هر يک از اين سه بنا، دو بناي ديگر را به راحتي مي توان ديد.
تپه صايين قلعه ابهر
تپه تاريخي صايين قلعه، به هزاره اول پيش از ميلاد تعلق دارد با وسعت 40×60 و ارتفاع 4 متر، در داخل محوطه امام ‌زاده يحيي (ع) قرار گرفته است. گمانه هاي موجود حاكي از اين است که وسعت اين تپه تاريخي بيش تر از تپه امروزي بوده است. قبرهاي موجود در محوطه از زيست انسان ها در اين تپه و در سه دوره مشخص در اين تپه حکايت دارد. آثار کشف شده از اين تپه بر استقرار انسان ها در هزاره اول قبل از ميلاد، قرن هشتم هجري قمري و آثار مربوط به دوره هاي جديد تر اسلامي گواهي مي دهند.
تپه تاريخي تپه قلعه ابهر
محوطه تاريخي تپه قلعه در روستاي قلعه در3 كيلومتري شمال باختري سلطانيه، در قسمت جنوب باختري چمن سلطانيه، به ابعاد 140×70 متر و به ارتفاع 15 متر قرار گرفته است. اين تپه از نظر آثار باستاني بسيار غني بوده و براساس مطالعات انجام شده روي سه لايه‌ از اين تپه، نتايج خوبي به دست آمده است. در لايه هاي زيرين قلعه تپه، سفال‌ هايي با نقش داغدار ديده شده كه به وفور در لايه‌هاي پايين و اطراف تپه پراكنده شده‌ و انتساب نخستين لايه تمدني آن را به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد تاييد مى كنند. فراواني ظروف معروف سلطان آبادي و سفال‌هاي مشخصه سلطانيه با لعاب فيروزه‌اي و نقش مشكى در لايه دوم، تعلق آن را به دوران ايلخاني قطعي كرده است. لايه سوم تپه قلعه نيز به بقاياي قصر معروف فتحعلي شاه قاجار تعلق دارد. پژوهشگران و باستانشناسان، تپه قلعه سلطانيه را بقاياي قصر سوگلي فتحعلي شاه قاجار مي دانند.
تپه نور ابهر
تپه تاريخي نور كه قدمت آن به هزاره اول و دوم قبل از ميلاد مي رسد، در قسمت جنوبي چمن سلطانيه به ابعاد 150×150 و به ارتفاع 17 متر قرار گرفته است. اين تپه در انتهاي محله دارالشفاء واقع شده و در حفاري‌هاي انجام گرفته، دو دوره ساختماني مشخص، را نشان مي دهد. يكي از اين دوران اواخر هزاره اول و اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد و ديگري دوره ايلخاني است. پلان و عناصر معماري به دست آمده از لايه هاي بالايي تراين تپه، انتساب آن را به دوره ايلخاني محرز مي كند. لايه نخستين اين محوطه تاريخي با توجه به پراكندگي سفال‌هاي خاكستري تيره و مطالعه يك قبرستان پيش از تاريخ كه در يک كيلومتري آن واقع شده است، تمدن ساكنان اين تپه را در رديف تمدن‌هاي اواخر هزاره اول و اوايل هزاره دوم قبل از ميلاد قرار مى‌دهد.
منجيق تپه ابهر
منجيق تپه در روستاي نيماور قرار گرفته و قدمت آن به هزاره اول قبل از ميلاد مي رسد.
تپه يونجه‌زار ابهر
محوطه تاريخي تپه يونجه زار به هزاره دوم پيش از ميلاد نسبت داده مي شود. اين تپه در نزديكي روستاي دهجلال و به فاصله 7 كيلومتري جنوب سلطانيه در سمت چپ جاده سلطانيه - خدابنده قرار گرفته است.
مراد تپه ابهر
مراد تپه در روستاي يوسف آباد از توابع شهرستان ابهر قرار گرفته است و پيشينه آن به قرون ششم و هفتم هجري قمري مربوط مي رسد. اين تپه توسط سازمان ملي ميراث فرهنگي و با شماره 1132 به ثبت تاريخي رسيده است.
تپه ديزج آباد ابهر
تپه ديزج آباد كه به هزاره دوم پيش از ميلاد نسبت داده مي شود در نزديكي روستاي ديزج آباد و به فاصله 10 كيلومتري باختر سلطانيه در سمت راست جاده ترانزيتي زنجان - تهران واقع شده است. ظروف مختلف به دست آمده از اين منطقه سفال‌هاي نخودي و خاكستري رنگ، ظروف با لبه‌هاي صاف، لوله‌هاي بلند و كاسه‌هاي دسته ‌دار که مورد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته اند، نسبت اين محوطه را با هزاره دوم قبل از ميلاد ثابت مي كنند.
تپه هاي پيوسته ابهر
تپه هاي پيوسته دو تپه بزرگ و کوچک هستند که در فاصله 150 متري از يکديگر در چمن سلطانيه و به فاصله 3 كيلومتري شمال باختري گنبد سلطانيه در طرف راست جاده ترانزيتي زنجان - تهران قرار گرفته اند و درحد فاصل آن ها آثار سطحي به وضوح قابل تشخيص است. تپه بزرگ تر داراي ابعاد 100×100 متر و ارتفاع 4 متر و تپه كوچک تر داراي ابعاد 57 × 62 متر و ارتفاع 5/1 متر واقع شده است. آثار به دست آمده از اين تپه ها بر وجود تمدني ناشناخته در منطقه گواهي مي دهند.
تپه تاريخي سنبل آباد ابهر
در فاصله 7 کيلومتري شمال باختري گنبد سلطانيه و در روستاي سنبل آباد در داخل چمن سلطانيه، تپه اي به وسعت 75×60 و ارتفاع 8 متر قرار گرفته است كه مطالعه و مقايسه سفال‌هاي پراكنده آن قدمت تپه را تا اوايل قرن هاي اوليه ميلادي و دوران تيموريان نشان مي‌دهد. به عبارت ديگر در اين تپه تمدني حدوداً 800 ساله قابل تعقيب و شناسايي است.
تپه هاي سعيد آباد ابهر
تپه هاي سعيد آباد (كرسف) در جنوب باختري سلطانيه واقع شده و داراي ارزش هاي باستان شناسي هستند.
علمدار تپه ابهر
علمدار تپه، تپه كوچكي است که در قسمت شمال باختري امام زاده زيدالكبير ابهر قرار گرفته و مردم محلي اعتقادات خاصي نسبت به آن دارند و آن را مقدس مي دانند. گفته مي شود که مردم محلي هنگام دچار شدن به تب و لرز مدتي بر روي اين تپه مي خوابند و عقيده دارند كه تب آن ها قطع خواهد شد و بهبودي حاصل خواهند کرد.
ديگر تپه هاي باستاني ابهر
به لحاظ قدمت تاريخي منطقه سلطانيه و ابهر، در روستاهاي اطراف اين مناطق، تپه هاي تاريخي زيادي قرار دارند که برخي از آن ها عبارتند از: تپراق تپه در روستاي نصير آباد، گل تپه در روستاي سنبل آباد، تپه سرو جهان در روستاي سرو جهان و تپه قلعه باشي در روستاي الگزير. تپه هاي ديگري نيز در منطقه وجود دارند که هنوز شناسايي و نام گذاري نشده اند.


حمام ها و آب انبارهاي قديمي درشهرستان ابهر

حمام سالار ابهر
حمام سالار که در محوطه ارگ سلطنتي قرار گرفته در دوره قاجاريه و توسط سيف علي خان کلانتر ساخته شده و در دوره پهلوي به نام حمام سالار مشهور شده است. هم اکنون اين حمام در حال آماده سازي براي احداث سفره خانه سنتي در محوطه ارگ مي باشد.