مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقي است که گفته مي شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يک منطقه ي كشاورزي است و تنوع محصولات و فرآورده هاي كشاورزي آن را به يكي از مناطق مهم آذربايجان شرقي تبديل کرده است. گفته مي شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقي يكي از ساتراپ هاي ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوري مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزي و باغ داري اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقي داشته و نوع كشت آن آبي و ديمي است. مراغه در زمينه ي صنايع وابسته به كشاورزي فعاليت دارد و بيش تر كارخانه هاي موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه هاي طبيعي شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يکي از زيباترين مناطق آذربايجان شرقي تبديل کرده است. وجود کوهستان سهند و نزديکي به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل که معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخي و باستاني فراوان از جمله مساجد قديمي مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره هاي مشاهير، قلعه ها، برج ها، کليساهاي زيبا، سدها و پل هاي قديمي و از همه مهم تر رصدخانه ي مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعي و تاريخي به يکي از مناطق ديدني و غني استان آذربايجان شرقي تبديل کرده است.


مساجد مراغه

مسجد معزالدين مراغه
در سمت باختري ميدان خشكبار مراغه كه درگذشته به ميدان آرد فروشان معروف بود، مسجدي قديمي وجود دارد كه به مسجد معز الدين معروف است. در فضاي كلي اين بنا يك مسجد كوچك ديگر و مقبره اي گنبد دار وجود دارد. اين مسجد بزرگ 36 ستون چوبي در چهار رديف دارد كه از ديوار شمالي آن توسط قرينه اي وارد محوطه مقبره شيخ معز الدين مي شود. مقبره، برج گنبد داري است نظير برج غفاريه مراغه كه در اثر رطوبت و عدم توجه و مراقبت، به مرور زمان گنبد آن فرو ريخته و تزيناتش از بين رفته است. در محوطه مقبره و مساجد، سنگ نبشته ها و الواح قبرهاي متعددي وجود دارد كه به روشن ساختن تاريخ مراغه كمكي شايان توجهي مي كند و اطلاعات ارزنده اي از قرن هاي 8 تا 12 هجري در اختيار علاقمندان به تحقيق در تاريخ و ادب و هنر مي گذارند. اين سنگ نبشته ها متعلق به قبر شيخ معز الدين و بستگان وي است. آن چه كه از اين سنگ نبشته ها معلوم مي شود اين است كه از قرن هشتم به بعد تا روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي، خاندان معز الدين در مراغه صدارت و نفوذ سياسي و معنوي داشته اند. اين مسجد در دوران سلطنت شاه تهماسب به وسيله فردي به نام حاجي نبي بازسازي گرديد كه ماده تاريخ 976 هـ. ق در كتيبه اي از مرمر ديده مي شود. علاوه بر اين، در سال 1372 هـ. ق نيز تعميراتي در مسجد صورت گرفت كه در يك كتيبه با خط نستعليق درشت نوشته شده است.
مسجد زنجيرلي مراغه
اين مسجد در جنوب خاوري برج ده ضلعي مشهور به «قبر مادر هلاكو» واقع شده است. سقف و ستون هاي چوبي منقش آن به سبك دوره صفوي است.
مسجد جامع مراغه
اين مسجد در خيابان خواجه نصير مراغه واقع شده است. اين مسجد داراي دو در است که يكي به خيابان و ديگري به بازار سبزي فروشان اين شهر باز مي شود. كتيبه هاي موجود و شيوه معماري مسجد نشانگر تعلق آن به دوره صفويان است. اين مسجد حياط بزرگي دارد كه بناي اصلي در قسمت جنوبي آن قرار گرفته و در بقيه فضاي حياط 16 اطاق براي سكونت طلاب ديني ساخته شده است. درازاي بناي مسجد 28 متر و پهناي آن 5/18 متر است و 35 ستون دارد. سقف و ستون هايي آن منقش و همگي چوبي مي باشند. اين مسجد داراي شبستاني با چايخانه و آبدارخانه مي باشد. پنجره هاي شبستان به مسجد باز مي شود. در كنار شبستان، مسجد متروكي نيز وجود دارد كه بر روي ديوار آن دو كتيبه سنگي است كه تاريخ آن ها به ترتيب 1024 و 1106 هـ. ق مي باشد. متن كتيبه ها نشان دهنده فرماني است كه از سوي حاكم وقت در لغو پاره اي از مقررات مالي و پرداخت وجوهي كه از طرف رعايا انجام مي شد، صادر شده بود.
مسجد شيخ بابا
يكي ديگر از مساجد تاريخي مراغه، مسجدي موسوم به شيخ بابا است كه آن نيز در سال هاي اخير بازسازي شده است. اما از بناي اصلي و اوليه مسجد آثاري به جاي مانده كه در جريان نوسازي مورد استفاده قرار گرفت و هر كدام از آن ها ويژگي به خصوصي از نظر معماري و قدمت تاريخي دارند. اين مسجد در قسمت شمالي خيابان خواجه نصير واقع شده است


کليساي مراغه

کليساي هوانس مراغه
اين کليسا در روستاي پرآباد بين مراغه و ميانه واقع شده است. البته هنوز هم مورد استفاده اقليت شهر قرار مي گيرد. اين کليسا مربوط به دوره ايلخانان است، مدخل آن در ضلع باختري است و ورود به داخل از طريق درگاه زير طاق گنبدي صورت مي گيرد. فضاي اصلي کليسا به شکل مستطيل است که عبادتگاه يا محراب، در ضلع خاوري آن واقع شده که مرکب از سه طاقنما با قوس جناغي است. طاق نماي مياني از طاق نماهاي طرفين بزرگ تر است و در داخل اين طاقنما ها دو پنجره مستطيل شکل با تزيين جالب و شيشه هاي رنگي ديده مي شود. طاق نماي مياني داراي طاق جناغي و طاقنماهاي طرفين داراي گنبد کوچکي است. در ديوار، طاقچه ها و نغول هاي کم عمقي جهت عکس هاي يادبود تعبيه شده است. نور داخل کليسا از درب ورودي و پنجره هاي کوچک ضلع خاوري، شمالي و جنوبي تامين مي شود. در جلوي تالار نرده چوبي مشبکي قرار دارد که حد فاصل محراب و محل نشستن مردم است. بر روي سقف کليسا نيز چند چلچراغ قديمي جلب توجه مي کند. در ضلع باختري حياط يک سري ساختمان يک طبقه احداث شده که در گذشته مورد استفاده بوده و اکنون متروک شده است ولي اتاق هاي مخروبه ديگري نيز در اطراف حياط ديده مي شود که مسکن ارامنه کم بضاعت روستاي پرآباد است. سر در ورودي کليسا داراي گنبد هرمي با روکش شيرواني است و ناقوس کليسا نيز در اين محل قرار دارد


پلهاي مراغه

پل چيكان مراغه
اين پل در 25 كيلومتري شمال خاوري مراغه قرار گرفته و آثار دوره صفوي به شمار مي آيد.
پل سنگي مراغه
اين پل در گذشته بر روي رودخانه صافي، در كنار شهر مراغه و در مسير ارتباطي به بناب قرار داشته است. اين پل در دوره قاجاريه توسط حاجي ملك موسوي ساخته شده و داراي پايه هاي سنگي و طاق و بدنه آجري با قوس جناغي بوده و پايه هاي آن در جهت مخالف جريان آب، شكل مثلثي داشته اندو تمام دهانه هاي پل به يك ارتفاع بوده است.
پل ليلان چاي مراغه
اين پل در جنوب روستاي ليلان – از توابع شهرستان ملكان- بر روي ليلان چاي و در مسير كاروان و قديمي تبريز – همدان واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه مي باشد كه دردوره قاجاريه بازسازي و تعمير شده است. پل ليلان چاي، 46 متر درازاي (با احتساب دنباله و بخش از بين رفته پل، 75 متر) و با احتساب جان پناه ها، 30/6 متر پهناي و 40/5 متر ارتفاع داشته است. دهانه هاي سه گانه پل هر كدام 50/4 متر پهناي دارد و با طاق جناغي پوشش يافته اند. شالوده پايه هاي پل از سنگ هاي تراشيده ساخته شده و بر روي صخره هاي طبيعي بستر رودخانه قرار گرفته است. اين پايه ها در هر دو جهت، موج شكن هايي مثلثي شكل دارند. اين موج شكن ها به صورت جرزهاي پشتيبان تا راس جان پناه ها بالا مي آمده است. ابعاد آجرهاي به كار رفته در اين پل، 5/4× 21×21 سانتي متر است.
پل هلاکو مراغه
در قسمت شمال باختري شهر مراغه کنار برج معروف به برج غفاريه، پل قديمي هفت چشمه اي وجود دارد، که متاسفانه فقط چهار چشمه از آن باقي مانده و سه چشمه ديگرش خراب است. اين پل که بر روي رودخانه صافي چاي بنا گرديده و فعلا متروک مانده، نزد اهالي به پل «هلاکو خان» مشهور است. چشمه هاي آن با هم متحدالشکل و مساوي نيستند. دو چشمه با قوس هلالي و يک چشمه به صورت هلال شکسته و يک چشمه هم جناغي است. بر روي پايه سوم پل در جناغ شمالي کتيبه اي وجود دارد که متاسفانه به دليل ساييدگي، تاريخ آن قابل قرائت نمي باشد تا بتوان از روي آن به تاريخ بناي پل پي برد. ولي ترديدي نمي توان داشت که اين پل از دوره ايلخانان مغول باقي مانده و به همان سبک ابنيه مغولي از آجر و سنگ بنا گرديده و بعد ها تعميراتي در آن صورت گرفته است. طرز ساختمان پل ترکيبي است از آجر چيني در بين جرزها و قاب کردن سنگ در قالب آجري که همان سبک پل سازي مغول محسوب مي شود.


قلعه هاوبرجهاي مراغه

قلعه و غار قيز لار قالاسي مراغه
قيز لار قلعه سي (قلعه دختران) يكي از مهم ترين آثار تاريخي و طبيعي شهرستان مراغه است. اين قلعه و غار در 20 كيلومتري جنوب باختري مراغه و در سمت جنوبي دره بسيار عميق كوه هاي گوي داغ (كوه كبود) واقع شده است. دهانه غار به قطر 30×20 متر و درازاي آن در ابتدا 35 متر و پهنايش 24 متر و ارتفاعش حدود 20 متر است. ارتفاع كلي غار و قلعه نسبت به دره عميق مقابل حدود 1800 متر تخمين زده شده است. داخل غار دالان هاي متعدد تنگ و تاريكي وجود دارد كه در بعضي از آن ها اقسام استالاكتيت هاي آهكي به چشم مي خورد. در ارتفاعات پشت قلعه، باقيمانده يك ديوار خشتي به چشم مي خورد كه از بقاياي قلعه اي قديمي است كه پايين آن چند دخمه وجود دارد كه آثار كندوكاوهاي غير مجاز در آن ها مشهود است.
ق
لعه ضحاك (هشترود مراغه)
بر فراز تونل راه آهن تهران- تبريز، بين مراغه و ميانه، در خاور ايستگاه خراسانك، بقاياي يك آبادي قديمي سطح وسيعي را پوشانده است. اين محل را قلعه ضحاك مي خوانند. طريق وصول به قلعه به وسيله اتومبيل به اين ترتيب است. ابتدا بايد جاده ميانه- تبريز را در جهت سراسكند طي كنيم. سپس از سراسكند به طرف ايستگاه خراسانك، كه 14 كيلومتر راه خاكي ناهموار است، پيشروي نماييم. از اين نقطه به بعد را بايد پياده رفت. در امتداد خط به سمت خاور ميانه حركت مي كنيم، از تونلي مي گذريم و به پل راه آهن رودخانه قرنقو مي رسيم. بلافاصله پس از پل، تونل طويل تري شروع مي شود كه بخشي از قلعه ضحاك بر گرده آن استوار است. قلعه ضحاك را سرهنگي به نام مونتيث (Monteith) در حدود سال 1830 كشف كرد. در حوالي سال 1840 راولينسون و چند سال پيش محمد تقي مصطفوي رئيس باستانشناسي ايران از محل ديدن كرده اند. و نيز شيب من در سال 1964، در قلعه ضحاك مطالعاتي انجام داده است. رودخانه قرنقو در اين منطقه، مسير پيچ در پيچ خود را در فلاتي مرتفع و كوهستاني طي مي كند و به سمت خاور جريان مي يابد، تا در نزديكي ميانه به قزل اوزن بپيوندد. طرفين رودخانه را پرتگاه هاي تندي محصور كرده اند. قلعه، كه بنايي بسيار محكم است و ديواري دو لايه با پيشامد گي هاي مدور دفاعي دارد احتمالا توسط اسماعيليه بازسازي و مورد استفاده قرار گرفته است. قدمت آن ممكن است حتي به دوره ساساني نيز برسد. ساختمان قلعه با دو حصار جانبي پرتگاه هاي مشرف به رودخانه را در سمت باختر و خاور، مي بندد و با جبهه جنوبي مدخل آن را كه در زميني باريك بين دو سطح مرتفع واقع است، حفاظت مي كند. در بقاياي اين حصار قديمي هنوز جايگاه دروازه آن مشخص است و از اطرف آن سفال هايي متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح، يافت شده كه از قدمت قلعه ضحاك حكايت مي كند. گمان مي رود كه استحكامات در سطح مرتفع شمالي در دوره مانايي ساخته شده باشد و نيز اين قلعه، در دوره هاي مادي و هخامنشي هم مسكون بوده است. مهم ترين ساختمان محوطه، عمارت كوچكي است (پاويون) كه دركنار پرتگاه قرار گرفته است. در اطراف اين تك بنا، تكه هايي از قطعات گچبري شده و يا حجاري شده به دست آمده است. آب قلعه ضحاك از چشمه اي كه از فرورفتگي سنگ كوه مي جوشد، تامين مي شده است. فضاي داخلي عمارت در امتداد محور پهنايي، شش متر اندازه دارد و در امتداد محور درازايي بنا، طاقي استوانه اي به قطر چهار متر متناسب با پهناي دهانه جنوبي ساخته اند. در سطح داخلي و خارجي دو قاعده، طاقي استوانه اي و نيز دور تا دور بالاي سطح خارجي ديوارهاي سمت هاي ديگر بنا، حفره هاي سه بخشي ديده مي شود كه ياد آور حفره هاي ساختمان هاي هخامنشي است. سر درهاي قوسي شكل پيش آمده، شباهت روي كار نما و كتيبه هاي نقش هندسي، همگي حكايت از اين دارند كه احتمال قوي، قلعه ضحاك مربوط به دوره اشكاني و يكي از مهم ترين بناهاي ياد بود آن دوره در ايران است. قلعه ضحاك به احتمال زياد مخصوص ديده باني بوده است. اين قلعه، از هزاره دوم قبل از ميلاد تا ابتداي دوره اسلامي مسكون بوده و مكاني پر اهميت به شمار مي رفته است. مينورسكي مي نويسد: «كه شايد در قديم به قلعه ضحاك «فاناسپا» مي گفته اند و اين مكاني است كه بطليموس از آن نام برده است». قلعه ضحاك بر سر راه قديمي مركز آذربايجان يعني حدود تبريز و تخت سليمان و اكباتان قرار گرفته است.
برج مدور آجري مراغه
اين برج تقريبا به فاصله ده متري برج ديگري به نام قبر مادرهلاكو در مركز شهر مراغه واقع شده است. در بالاي سردرب آن كتيبه اي وجود دارد كه تاريخ بنا را به سال 563 هـ. ق نشان مي دهد


مزارهاوگنبدهادر مراغه

گنبد سرخ مراغه
از پنچ مزار موجود در مراغه، قديم ترين آن ها، گنبد سرخ است كه در آذربايجان بيش تر به «قرمزي گنبد» شهرت دارد. اين گنبد عمارتي است چهار گوش با سقفي گنبدي كه بر مقرنس هايي كه هنوز سالم مانده اند، نهاده شده است. اين بنا شبستاني دارد كه در بلندي قرار گرفته و داخل و زير عمارت نوعي سردابه احداث شده است. در سمت خاور، دري وجود دارد كه اين سردابه را كه از داخل هيچ راهي به شبستان ندارد به خارج مربوط مي كند. چهار پنجره بنا به شكلي تعبيه شده اند كه از داخل در گردن گنبد و از خارج بر چهار وجه اصلي هشت گوشه اي سقف قرار گرفته اند. روزنه هاي ديگري نيز در كتيبه هاي نواري شكل اضلاع باختري، جنوبي و خاوري گشوده اند، ولي بدون شك اين روزنه ها هيچ ارتباطي با تركيب اوليه ساختمان ندارد و بعدها آن ها را ايجاد كرده اند. پاي بنا از سنگ تراشيده ساخته شده است. هم چنين سر ستون هايي كه پايه هاي كوچك طاق هاي اضلاع ثانوي را بر دوش دارند همگي از سنگ هستند. بقيه بنا تماما از آجر است. لا به لاي اين آجرها كه با زيبايي تحسن انگيزي بر روي هم چيده شده اند، بلوك هاي كاشي فيروزه اي رنگ، جلوه اي خاص دارند. كتيبه ها و نقوش هندسي از آجر سرخ تراشيده، و كاشي مينايي رنگي بر بالاي درگاه بنا كار گذاشته شده است. بر زمينه اي از گچ خاكستري اين كتيبه ها نقوشي از گل و برگ گچبري كه اثري از رنگ آبي در آنها ديده مي شود، آراسته شده است. كتيبه هاي موجود نشان گر اين است كه بنا در زمان حيات عبدالعزيز ساخته شده ، ولي از هويت وي كه مدعي حمكراني آذربايجان بود اطلاعي در دست نيست.
گنبد مدور مراغه
گنبد مدور دومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه است. اين بنا برجي است مدور كه از گنبد و سقف آن چيزي بر جاي نمانده و مزاري كاملا ناشناخته است. ارزش بنا در اين است كه ترقي و تكامل نماي مينايي را طي دوران كوتاه ميان تاريخ احداث اين بنا و تاريخ ساخت گنبد سرخ نشان مي دهد. بنا كه از آجر ساخته شده، بر سكوي بلندي از سنگ كه سردابي در ميان دارد، نهاده شده است. ساختمان، ظاهري ساده دارد و نظير نوعي برج دفاعي است كه فاقد تزئينات است. فقط قسمت ورودي با نقوشي پر و غني، مشابه نماي اصلي گنبد سرخ آذين شده است.
گنبد كبود مراغه
سومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه كه « قبر مادر هلاكو»نيز ناميده مي شود گنبد كبود مراغه، برجي كبود و زيبا به شكل منشور ده وجهي است. پهلو هاي اين برج داراي طاق نما و حاشيه كاري و دندانه است و در كناره آن ها پايه هاي ستون مانندي ساخته شده است. اين پايه ها مانند سطح بيروني طاق نما ها، با تزئيناتي مركب از آجر و سفال و كاشي فيروزه اي رنگ در طرح هايي هندسي، به شكل بديع آرايش شده اند. وجه تسميه برج، شايد به دليل وجود اين همه كاشي فيروزه اي باشد. اين برج نظير ديگر برج هاي مقبره دار دو طبقه است. قسمت پايين، سرداب مخصوص دفن ميت است و قسمت بالايي، اطاقي مزين به گچبري، كاشي و نوشته، مي باشد. اطاق سقف بلندي دارد كه گنبد آن فرو ريخته و قسمت اعظم گچبري و تزئينات و نوشته هاي آن نيز از بين رفته است. داخل بنا، دور تا دور زير گنبد بر حاشيه اي پهن از گچ، با خط نسخ قسمتي از آيه اول سوره 67 قرآن كريم نوشته شده است. اندازه قبر كه منسوب به مادر هلاكو است و زير گنبد قرار دارد، از حد معمول بزرگ تر مي باشد. تاريخ بنا با توجه به نظرات مختلفي كه در مورد صحت وجود قبر مادر هلاكو، در اين گنبد مطرح است، احتمالا در فاصله سال هاي 582 و 652 مي باشد.
گنبد غفاريه مراغه
اين گنبد نيز يکي ديگر از مزارهاي پنجگانه مراغه مي باشد. اين بنا در قسمت شمال باختري مراغه، كنار رودخانه صافي چاي واقع شده و تاريخ احداث آن در فاصله بين سال هاي 725 و 728 هـ. ق است. گنبد غفاريه بنايي مربع و آجري است كه بر بالاي سكويي سنگي و سردابه دخمه اي عميقي استوار مي باشد. در چهار زاويه آن ستون هايي با نقوش لوزي يخ ساخته اند. جلو خان بزرگ آن، رو به شمال دارد و پهناي طاق زيرين به جانب خاور است. هر يك از اضلاع طرفين و عقب داراي دو طاقنما و يك حاشيه مكتوب است. در اين گنبد تمامي خطوط، ريحان است. كاشي هاي اين بنا مخلوطي از رنگ آبي دريايي و آسماني است. رنگ حروف كتيبه ها سياه بوده و بر متن سفيد ديوار با شاخ و برگ فيروزه قرار دارند. بالاي طاق نماي مركزي ايوان بزرگ، كتيبه اي سه خطي ديده مي شود. بالاي درگاه بنا نيز يك كتيبه دو سطري موجود است كه به علت ساييدگي و شكستگي مفهوم نيست، ولي به نظر مي رسد كه القاب و نام صاحب بقعه است. در جلو خان بزرگ يك طاقنماي مركزي بر سر در ساخته اند كه در بالاي آن دو سطر كتيبه ديده مي شود.
گؤي برج مراغه
اين بنا كه در محله اتابك، كوچه سبزيچي ها قرار دارد، پنجمين و آخرين مزار بزرگ مراغه است. متاسفانه اين بنا امروزه به ويرانه اي تبديل شده و نشانه و كتيبه اي كه بتوان با آن تاريخ بنا را معين ساخت، در دست نيست.


ساير نقاط مراغه

سد کوره (چکان) مراغه
در سر راه چکان – هره بر روي رودخانه چکان، سدي به شکل ابتدايي و درعين حال جالب توجه واقع شده است که به «سد کوره» معروف مي باشد. اين سد با قلوه سنگ و سنگ لاشه به ارتفاع 6 متر بنا گرديده است. درازاي اين سد در بستر رودخانه به 100 متر مي رسد. طبق اظهار نظر اهالي محل اين سد را شخصي به نام اسد خان آصف در يک قرن پيش ساخته است.
آب انبار رصدخانه مراغه
بقاياي اين بنا در سال 1351 هـ. ش و به هنگام كاوش هاي باستان شناسي، تپه رصدخانه مراغه كشف شد. اين بنا كه در دامنه جنوب خاوري تپه واقع شده ظاهرا به همراه ديگر بناهاي رصدخانه مربوط به اوايل دوره ايلخاني و حدود سال 657 هـ. ق است. به نظر مي رسد آب مورد نياز آن، از آب جوي هاي حاصل از بارش برف و باران بر سطح تپه تامين مي شده است. بناي آب انبار مشتمل بر مخزني مستطيل شكل به درازا و پهناي 2/4×5/8 و عمق 3 متر است كه گنجايش 107 متر مكعب آب را دارامي باشد. ديواره هاي اين مخزن به ضخامت يك متر با سنگ هايي به اشكال نامنظم بالا آمده و پس از آن طاقي ضربي با آجر بر روي آن زده اند.( پوشش آجري آن از بين رفته است) براي استحكام بخشيدن به ديواره ها و هم چنين دريافت حجم بيش تري از آب، بنا در زير سطح دامنه تپه ساخته شده و دريچه ورود آب به مخزن در ضلع شمالي آن قرار دارد. براي آب بندي مناسب، ‌كف مخزن، بعد از كف سازي با نوعي اندود ساروج بسيار محكم پوشش يافته است. هم چنين در اين كف آبگذري براي تخليه و لايروبي مخزن پيش بيني شده است