آستارا يكي از زيباترين نواحي ايران است كه در شمال ايران و در استان گيلان، حد فاصل استان گيلان و اردبيل واقع شده است. به علت شرايط آب و هوايي ويژه و وجود خاك مناسب قسمت زيادي از شهرستان آستارا پوشيده از انواع رستني ها و گياهان است. وجود کشتزارها و جنگل هاي اين شهرستان همراه با چشم انداز کرانه هاي درياي مازندران‌دردره مياني استان‌هاي گيلان و اردبيل بديع‌ترين منظره‌هاي طبيعي را به وجود مي آوردوتحسين هر بيننده‌اي را برمي‌انگيزد. منطقه حفاظت شده لوندويل‌در آستارا كه يكي از زيبارتين گردشگاه هاي اين منطقه به شمار مي‌آيد، آرامگاه پير قطب‌الدين باغچه سرا در3 كيلومتري شمال باختري آستارا، هم نشيني دريا، كوهستان، جنگل و دره هاي عميق و پرشكوه مانند گردنه حيران همراه با زندگي عشاير طالش در اين منطقه، لباس‌هاي سنتي، آداب و رسوم خاص آن ها و ده‌ها جاذبه‌ي ديگر تنها بخشي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان آستارا را تشكيل مي‌دهند. امروزه بازار آستارا نيز خود به نوعي جاذبه براي سفر مردم مناطق مختلف كشور به اين ناحيه تبديل شده است. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان سبدبافي و حصيربافي، سفال‌گري، نمدمالي، قالي بافي، گليم بافي، صنعت ريسندگي و بافندگي و نمدمالي است.
مکان هاي ديدني و تاريخي
منطقه حفاظت شده لوندويل‌در آستارا كه يكي از زيباترين گردشگاه هاي اين منطقه به شمار مي‌آيد، آرامگاه پير قطب الدين باغچه سرا در3 كيلومتري شمال باختري آستارا، هم نشيني دريا،كوهستان، جنگل و دره هاي عميق و پرشكوه مانند گردنه حيران تنها بخشي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان آستارا را تشكيل مي‌دهند. امروزه بازار آستارا نيز خود به نوعي جاذبه براي سفر مردم مناطق مختلف كشور به اين ناحيه تبديل شده است.
کشاورزي و دام داري
آستارا در منطقه‌اي جلگه اي قرار گرفته و از آب و خاك مناسب براي كشاورزي برخوردار است. آب كشاورزي از رود تأمين مي‌شود. محصولات كشاورزي آستارا را برنج، گندم، جو، ‌‌تره بار، ازگيل، آلو، آلوچه و سيب تشكيل مي‌دهند. دام داري در كنار كشاورزي در اين منطقه رونق كافي دارد ولي بيش تر به صورت سنتي رواج دارد.
مشخصات جغرافيايي
آستارا در طول جغرافيايي 48 درجه و 52 دقيقه و عرض جغرافيايي 38 درجه و 28 دقيقه واقع است كه ارتفاع آن نسبت به درياي آزاد منهاي 22 است. آستارا يكي از شهرستان‌هاي استان گيلان است كه در 189 كيلومتري شمال باختري شهر رشت و در مسير راه اصلي رشت – اردبيل در منطقه ي جلگه اي ساحلي درياي مازندران واقع است. همسايگان آستارا از شمال جمهوري آذربايجان، از خاور درياي مازندران، از جنوب شهرستان هشتپر و از باختر اردبيل هستند. رود آستارا از شمال شهر مي گذرد و آستاراي ايران را از آستاراي جمهوري آذربايجان جدا مي كند. رود خواجه كريم چاي نيز از مركز شهر مي گذرد و به درياي مازندران مي پيوندد. مناطق باختري مشرف به آستارا كوهستاني هستند. آب و هواي آستارا معتدل و مرطوب و ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 1500 ميلي متر است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
آستارا واژه‌اي تالشي است كه تالشي‌ها آن را « هسته » و يا « آهسته رو » تلفظ مي كنند. از زمان صفويه تا قاجاريه، نام آستارا تنها به منطقه اي ميان انزلي و رود ارس كه بخشي از آن در حال حاضر جزو جمهوري آذربايجان است، اطلاق مي شده است. بررسي متون تاريخي مربوط به آستارا نشان مي دهد که اين شهر در قرن گذشته دهكده كوچكي در آبريز رودخانه آستارا به نام دهنه كنار بوده و اين نکته بيان‌گر اين است که آستارا به منطقه ‌اي كوهستاني اطلاق مي شده نه يک ناحيه شهري. از مشاهدات خاورشناسان در قرن نوزدهم چنين برمي آيد که اين روستا داراي مكان هايي بوده كه از طريق آن ها كالاهاي توليدي به خارج از ايران صادر مي ‌شده که اين مساله نقش مهمي را در توسعه منطقه ايفا کرده است. در اواخر دوره قاجار به دليل توسعه روابط ايران و روسيه دهكده دهنه كنار تا حدي اهميت بازرگاني و مسافرتي پيدا کرد، اما به سبب كمي عمق آب، بندرگاهي در آن احداث نشد. در محل كنوني آستارا دهي به نام «دهنه‌كنار» وجود داشته كه از زمان قاجاريه به بعد، به سبب صدور كالا و رفت و آمد تجار توسعه يافت و سبب شد تا تمدن جديد اروپا، زودتر به اين شهرستان راه پيدا كند، به طوري كه هم زمان با تأسيس دارالفنون در تهران، در‌ آستارا نيز مدرسه اي به نام «مدرسه صادقيه» افتتاح شد. در دوره معاصر پس از گسترش روابط ميان دولت هاي ايران و اتحاد جماهير شوروي سابق و سپس با جمهوري هاي استقلال يافته آذربايجان و گرجستان، آستارا اهميت بيش تري يافت.


طبيعت در شهرستان آستارا

آستارا يكي از شهرستان هاي استان گيلان است. آب و هواي اين شهرستان معتدل و مرطوب بوده و ميزان بارش ساليانه آن به طور متوسط حدود 1500 ميلي متر است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 36 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان ها و 4 درجه زير صفر است. شهرستان آستارا داراي ارتفاعات كوتاهي است که جزو رشته كوه تالش (البرز باختري) محسوب مي شوند. ثغله با ارتفاع 659 متر و بنه سي تپه سي با ارتفاع 696 متر در جنوب خط مرزي جمهوري اسلامي ايران و جمهوري آذربايجان واقع شده اند. آستارا چاي، چلوند چاي، جليوند رود، گانرود و لوند ويل مهم ترين رودهايي هستند كه در اين شهرستان جريان دارند.
به علت شرايط آب و هوايي ويژه و وجود خاك مناسب قسمت زيادي از شهرستان آستارا پوشيده از انواع رستني ها است. چشم انداز اصلي شهرستان آستارا را کشتزارها ي برنج تشکيل مي دهد. وجود کشتزارها و جنگل هاي اين شهرستان همراه با چشم انداز کرانه‌هاي درياي خزر در دره‌ي‌مياني استان گيلان و استان اردبيل بديع ترين منظره هاي طبيعي را به‌وجود مي آوردو تحسين هر بيننده‌اي را بر مي‌انگيزد. انواع درختان جنگلي از قبيل بلوط،‌ توس، راش، ممرز، سرک، آزاد، توسكا، شمشاد، افرا، ون و شاه بلوط گياهان جنگلي منطقه را و گياهان دارويي از قبيل گل گاوزبان، گل ختمي و رازيانه که در دامنه‌ كوه ها مي رويد، رستني هاي اين منطقه را تشکيل مي دهند. گراز، مار، گربه وحشي، لاك پشت، خرس، روباه، شغال، گرگ، كبك، قرقاول، درنا، لك لك، قرقي و كركس چهره جانوري اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.
پناهگاه حيات وحش لوندويل آستارا يكي از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي شهرستان آستارا به شمار مي آيد. اين منطقه با مساحت 949 هكتار در سه كيلومتري شهرستان آستارا قرارگرفته كه از باختر به جاده عمومي آستارا به هشتر، از جنوب به رودخانه لندويل و از خاور به حريم قانوني درياي خزر محدود مي‌‎شود. بخش تالابي آن كه در حاشيه ساحل درياي خزر قرارگرفته در زمستان پناهگاه و زيستگاه پرندگان مهاجر است و بخش نيمه جنگلي آن در گذشته زيستگاه اصلي قرقاول و گونه‎هايي از پستانداران وحشي و بومي منطقه بوده كه متاسفانه به دليل دخل و تصرفات غير قانوني سيماي طبيعي منطقه كاملاً دگرگون شده است.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان آستارا

آرامگاه شيخ محمود خيوي آستارا
آرامگاه شيخ محمودي خيوي در يك منطقه جنگلي با درختان سر به فلك كشيده در پنج كيلومتري جاده آستارا به اردبيل و به فاصله سه كيلومتر از جاده اصلي واقع شده است. اين آرامگاه با سنگ هاي تراش‌دار ساخته شده و گنبد دو پوسته سنگي دارد.در تعميرها و بازسازي‌هاي بعدي، بخش هايي از آن را با آجر به صورتي بسيار ابتدايي بازسازي كرده‌اند. اين كار به زيبايي و ارزش بنا لطمه زده است. عده اي اين اثر را به اوايل دوره اسلامي مربوط مي دانند اما به نظر مي رسد تاريخ ساخت آن جديدتر باشد. گرچه از زندگي و احوال شيخ اطلاع چنداني در دست نيست، اما برخي ها گفته‌اند كه وي اهل خيوه و از بزرگان و مشاهير اهل سنت بوده است. چنان كه امروز هم اين بنا زير نظر عالمان اهل سنت محل اداره مي شود. برخي ديگر او را از مردم خياو (مشكين شهر) دانسته اند.