دشت گرگان که در ساحل جنوب شرقي درياي مازندران واقع شده يکي از مراکز مهم تمدني اين سرزمين است و آثار فراوان از دوران پيش از تاريخ تا اسلامي در آن بدست آمده است و در نتيجه داراي مراکز استقراري شهري متعددي است . چنانچه در بررسي T . J . Aren در 1933بيش از 300 تپه باستاني در منطقه گرگان و قره سو ثبت شد و سال بعد از آن اريک اشميت نيز عکسهايي هوايي از آثار باستاني اين منطقه تهيه و به همراه نقشه اي عرضه نمود . در دهه 1350 نيز هيات بررسي و کاوش جرجان توانست تعدادي زياد از آثار استقرارهاي دوران تاريخي مخصوصا پارتي را با استفاده از عکسهاي هوايي مورد شناسايي قرار دهد .
در نيمه اول قرن حاضر دو حفاري مهم پيش از تاريخ انجام پذيرفت . يکي در تورنگ تپه به فاصله 17 کيلومتري سر راه گرگان به شاه پسند ( 9 کيلومتري شمال جاده ) که بي شک بزرگترين و با اهميت ترين نقطه ما قبل تاريخ دشت گرگان است در حفارياتي که توسط ف . ر . ويلسن از دانشکاه پنسيلوانبا و سپس زان دهه در سال هاي دهه 1960 از دانشگاه ليون پاريس انجام گرفت ، آثار استقرار هزاره ششم ق . م را نشان داد و طبقات مربوط به 2800 تا 1700 ق . م داراي اهميت بسياري بود . البته در سال 1841 در دامنه تپه مزبور آثاري بدست آمد که بجهت طلايي بودن تعدادي از آنها به گنجينه استرآباد معروف شد که قدمت آن به دوره مفرغ باز مي گشت .
تپه دوم شاه تپه بود که به فاصله 13 کيلومتري شمال غرب گرگان واقع شده است . نتيجه حفاري ، سه دوره مشخص را نشان مي دهد که دو لايه آن به دوران ماقبل تاريخ تعلق داشت . " ياريم تپه " در 9 کيلومتر غرب شاه پسند نيز از تپه هاي مهم پيش از تاريخ اين منطقه است . ارتفاع تپه 20 متر است و در سالهاي 1960 و 1962 توسط " ديويد استروناخ " مورد حفاري قرار گرفته است ، قدمت آن به دوره اوايل کالکوليتيک ( حدود 5000 ق . م ) مي رسد . و از اواخر دوره کالکوليتيک 3200 تا 2800 ق . م و تا 1800 ق . م هميشه مورد استفاده قرار گرفته و و بعد از يک ويراني ، از حدود 1100 ق . م ( دوره آهن ) تا دوران پارتي تا 200 ميلادي داراي سکونت بوده است .
سرزمين گرگان در دوران هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنسي بود و با استناد به کتيبه هاي اين دوره جزو ايالت ياساتراپي پارئوا ( Parthava ) بوده و ورکانه ناميده مي شد . ابتدا اين ايالت بصورت مستقل اداره مي شد و حاکم آنجا ويشتاسپ پدر داريوش بود که در حکومت کوروش با سمت والي يا ساتراپ گرگان بکار مشغول بود . هرودوت در فهرست ساترابي هاي دولت هخامنشي و تقسيمات آن از گرگان نام نمي برد و بدين روي عمده اي را گمان آن است که پريکاني ها جرو مردمان همين ساتراپي بودند و هم آنان مردم هيرکاني هستند . در هر صورت هرودوت از قبيله هيرکاني که در ساحل راست خزر زندگي مي کردند نام مي برد .
آرين Arrian مورخ يوناني زمان اسکندر گويد وقتي اسکندر به سوي باختر حرکت مي کرد قصد " زدرکرته " را کرد که مرکز هيرکانيه بود و از بزرگترين شهرهاي آن و قصر حکومتي در آنجا واقع بود . عده اي احتمال ميدهند که " زدرکرته " با محل شهر امروزي گرگان ( استراباد سابق ) يکي است . در اينجا لازم است گفته شود که يکي از بزرگترين تپه هاي باستاني موجود در سرزمين گرگان يعني قلعه خندان ( خلعت پوشان بنا بر قول رابينو ) در استراباد واقع است که بعدا بدان خاهيم پرداخت . البته T . J . Arne اندازه هاي آن را همراه يک نقشه ارائه داد ولي هنوز بررسي جامعي در آن انجام نگرفته است .غير از پيدا شدن يک سنگ نبشته يوناني از زمان سلوکي ها سفالهاي جمع اوري شده سطحي مربوط به دوران هخامنشي تا ساساني است .
پليبيوس از ديگر مورخان يوناني محل استقرار فرماندار هيرکانيه را در سيرنيکا ( Sirynca ) مي داند که از شهر بدون ديوار طمبرکس ( Tambrax ) فاصله چنداني نداشت . همچنين استرابو از محلي بنام Tapa ياد کرده که بي شباهت با سيرنيکاي پلييوس نيست . در مورد تعيين موقيعت آن گفته شده است که تپه باستاني قره تپه در 7 کيلومتري غرب بهشهر مي تواند مکان اين شهر باشد . در سال 209 ق . م در جريان فرو نشاندن قيام پارتها به توسط آنتيخوس سوم در سير نيکا زندگي مي کرده اند . بعد از مرگ اسکندر هيرکانيا همچنان بصورت يک ايالت مستقل باقي ماند و فرماندار آن Tlepolemus بود ليکن قيامها و شورشها عليه سلوکي ها ادامه يافت و در سال 235 ق . م از زير سلطه آنها خارج شد و طبق پيمان صلحي که بين سلوکوس دوم شاه پارتي بسته شد ، سلوکوس او را حاکم يالت پارت و هيرکاني منصوب کرد .بعد از مرگ ارشک ، اردوان اول به حکومت رسيد و در قيامي عليه سلوکي از آنتيخوس سوم شکست خورده و پيمان صلحي بين آنها بسته شد .
بر خلاف دوران هخامنشي هير کانيه از صورت يک فرمانداري مستقل خارج و ضميمه ساتراپي پارت گشت . شواهد تاريخي نشان ميدهد که گرگان اگرچه به ساتراپي پارت وابسته بود ليکن هر هنگام که توانسته خود را از زير يوق حکومت پارت خارج ساخته است .
فعاليتهاي باستان شناسي دهه 1350 باعث پيدايش آثار جديد و گسترده از دوران پارتي در سطح دشت گرگان شده است که از آن جمله است : آثار پارتي از حفاريات تورنگ تپه و کاوسهاي انجام شده در ديوار دفاعي گرگان ( معروف به سد اسکندر يا انوشيروان ) و در بررسيهاي هيات کاوشهاي باستان شناسي در جرجان بسياري از قلاع و شهرهاي دوران تاريخي و اسلامي بخصوص دوران پارتي و ساساني گشف شده است . با اينکه فعلا نميتوان اين شهرها و قلاع را کاملا شناسايي کرد اما آنها را مي توان از مراکز مهم استقرار و مدنيت در ومنطقه اي از جمله دوران پارتي دانست .
بعد از پاشيده شدن حکومت پارتي توسط اردشير سر سلسله حکومت ساساني ، حکومت مستقل گرگان نيز زير سلطه اردشير درآمد . در اين دوره گرگان استاني مستقل بود . نام آن در کتيبه سه زبانه شاپور در کعبه زرتشت ( پارتي va3k , n ساساني Gwfk , n) و اثر مهرهاي اداري اين دوره آمده است . مرکز آن شهري همنام استان يعني گرگان جزو دارالغربهاي دولت ساساني بود . اگرچه در مورد موقعيت اين شهر ساساني اطلاعي دقيق در دست نيست ليکن گمان مي رود که در حوالي شهر دوران اسلامي جرجان که خرابه هاي آن در کنار شهر جديد التاسيس گنبد قابوس است قرار داشته و شهر جرجان که در منابع اسلامي بنيادي به يزيد بن المهلب نسبت داده شده ، مي تواند احتمالا بر روي آثار شهر قديمي ساساني ساخته شده باشد . اين گمان با پيدا کردن تعدادي آثار ساساني در حفريات مي تواند قوت بيشتري يابد .
ايجاد شهرهاي اسلامي جرجان چنانکه گفتيم به يزيد بن المهلب نسبت داده شده و در هر حال شهر به صورت استقرار کوچکي در حوالي امامزاده يحيي ( گور سرخ ) در کنار رودخانه شکل گرفته است . در دوران زياري ، ساماني و آل بويه شهر وسعت گرفته و به صورت يکي از مراکز هنر اسلامي درآمد ، ابن حوقل در قرن چهارم مي گويد که جرجان شهري نيکوست . ساختمانهاي آن از خشت ساخته و شهر در دو طرف در دو طرف رود واقع گرديده است و پلي آنها را بهم متصل مي سازد که جانب خاوري را گرگان جانب باختري را بکرآباد گويند و شهر داراي باغستانهاست و ابريشم در آنجا به عمل مي آمده است .
مقدسي جانب خاوري را شهرستان ذکر کرده و باغستانهاي انار ، زيتون ، خربزه و نارنج و ليمو و انگور ياد مي کند و نهرهايي بر روي آن پل بسته اند . بقول او ميداني در مقايل دارالاماره و شهرداري نه دروازه بوده و نام محلات آن را مي آورد . شهري گرانقدر و ثروتمند . بازارها و مساجد آن زيبا و هم او ياد ميکند که مسجدها را نقاشي کرده و ديوارها را آراسته اند و در ميان شهرها آن را مشابه شهر رمله فلسطين مي دانند . در مورد بکرآباد مقدسي مي گويد : که شهري است آباد با مساجد زيبا و گورستاني بزرگ داشته که بقول او بزرگتر از آن در هيچ شهري نبوده است و از نهر معروف آن بنام طيفوري نام مي برد . از جمله آثار دوران زياري ( قرن چهارم ) جرجان مقبره امير شمس المعالي پسر امير قابوس بن وشمگير که 63 متر ارتفاع دارد . شهر احتمالا در زمان هجوم سلجوقي خراب بوده است و نواده ملکشاه اقدام به بازسازي آن مي نمايد . بعدها شهر در حمله مغولان به تصرف در آمده ويران مي شود . چنانکه در زمان حکدالله مستوفي شهري خراب بوده است .
تيمور در اين محل کاري مي سازد که به شاسمان معروف بود . امروزه ارگ و چند تپه حاوي آثار توسط رودخانه تقسيم شده که قسمت بزرگتر در جانب جنوبي پشت امامزاده يحيي قرار دارد . از سال 1971 دکتر يوسف کياني از مرکز باستانشناسي ايران در آنجا مشغول کاوش بوده و آثار متعددي از دوران قبل از سلجوقي و سلجوقي بدست آورده است . حاصل اين حفريات اطلاعات بسياري را در زمينه شهر سازي ، معماري و تزئينات معماري و هنر و صنايع بدست داده است . شهر از ابتدا داراي جمعيت بسياري بوده و در آن خيابانها ، مغازه ها و راسته هاي صنفي متعددي وجود داشته . در اثر جنگهاي داخلي و حوادث طبيعي چون زلزله ، سيل و حفريات غير قانوني ، بسياري از بقاياي شهر صدمه ديده است و تشخيص شکل کلي شهر خالي از اشکال نيست و با استفاده از عکسهاي هوايي ، و گمانه زني ، نقشه شهر قابل دستيابي است . ننقشه شهر گرچه به ظاهر دايره است ولي شکل اصلي آن Polygonal است و مساحتي تقريبا 1200 هکتار را مي پوشاند . رودخانه گرگان و چهل چاي از آن گذشته و آنرا به دو قسوت کرده است . دو ديوار که ميان آنها خندقي قرار داشت شهر را احاطه کرده بود خشتها داراي ابعاد گوناگوني هستند که عمدتا 25×25 سانتيمتر بوده و در ميان انها آجرهايي به ابعاد 50 × 50 سانتيمتر نيز وجود دارند که کاوشگر آنها را به دوران پارتي منسوب مي سازد . ارگ در مرکز شهر در بخش شيعه نشين قرار داشته و در زمان مستوفي بنام دهستان معروف بوده و به قول اين حوقل و استخري به بزرگي ري بوده است . در دوران سلجوقي اماکن ذخيره سازي آب و غذا و نقاط جمع آوري خاکروبه وجود داشت و آب در سطح شهر جاري بوده است . در اين دوره تزئينات بنا مثل آجر کاري ، کاشي کاري و گچ کاري به اوج خود رسيده است .
خرابه هاي شهر جرجان در زمان آخرابه هاي شهر جرجان در زمان آباداني کلا 1200 هکتار را مي پوشانده که در حال حاضر 250 هکتار آن در دو سوي رودخانه باقي است و در سال 1317 به شماره 40 در زمره آثار ملي به ثبت رسيده است . در طي سالهاي 1350 تا 1375 تنها 12 هکتار از محوطه مورد حفاري قرار گرفته است . شهر بصورت چند ضلعي نا منظم ساخته شده و اوج شکوفايي آن در قرون 5 و 6 ه . است . دو قسمت شهر توسط پلهاي به هم متصل مي شده اند و بقاياي آنها هم اکنون در قسمتهاي مختلف رودخانه قابل رويت است . شهر داراي ديوار واخلي و خارجي بوده و خندقي در ميان ديوارها قرار داشته است . مصالح ديوار آجر ، گچ و سنگ است . ارگ بصورت شش ضلعي در قسمت مرکزي شهر که در آن زمان دهستان ناميده مي شد ، قرار داشت . بناهاي مذهبي ، دولتي و کارگاههاي صنعتي در ميان و ارگ متمرکز بودند . خيابان ها و گذرها آجر فرش و داراي شبکه بندي شمالي جنوبي و شرقي - غربي است و تقريبا تمان شهر را در بر مي گرفته است . اين خيابان مربوط به دوران آل بويه ، سلجوقي و خوارزمشاهي است و با آجرهاي 4 × 12 × 12 ، 4 × 20 × 20 و 5 × 25 × 25 بطور عمودي فرش شده اند .
در دوران سلجوقي تغيرات کلي در بافت شهر ايجاد شده و خيابانهاي متعددي ساخته شدند آثاري از بازسازي دوران بعد از ويراني مغول نيز در طي حفاري بدست آمده است . بناهاي مذهبي در نزديکي ارگ قرار داشته و يک مسجد چهار ايواني کشف گرديد که احتمالا در دوره مغول خراب نشد . واحدهاي مسکوني داراي چاه آب ، آذوقه و فاضلاب بوده و منازل داراي حياط مرکزي و اتاقهاي متعددي با تزئينات گچي و آجري بود و کانال سرتاسري فاضلاب در شهر بوجود آمده بود . چنانچه گفته شد شهر در حوالي امامزاده يحيي که مقبره محمد بن جعفر صادق معروف است ، شکل گرفت و حمدلله مستوفي از آن بنام گور سرخ ياد مي کند . زکرياي قزويني نيز يک قرن پيش از آن به همين صورت از آن ياد مي کند و مي گويد که او از فرزندان امام هشتم علي بن موسي الرضا است و بها مشهد لبغض اولاد علي الرضا ، العجم يسمونه " گور سرخ " مسعودي در قرن چهارم در مروج الذهب دارد که : وتوفي بها ابو الحسين محمد بن الامام جعفر الصادق ( ع ) .... فد فن فيها و معروف به محمد ديباجي بود . امروزه از محل اين گور اطلاعي نداريم .
در حوالي خرابه هاي جرجان بقعه اي است که ترکمن ها آن را قرنگي امام مي خوانند. قرنگي در ترکي به معني تاريک است و شايد اين نام به خاطر راهروي طولاني و تاريک مرقد است. اين بقعه مربوط به دوران مغول است و حمدلله مستوفي نيز بدان اشاره مي نمايد. مردمان محلي آنرا مقبره يحيي بن زيد پسر زيد بن علي ( فرزند زيد العابدين (ع) ) مي دانند جاي توجه است که بقعه ديگري منتسب به يحيي وجود دارد و آن در سر پل خطيب در ايالت جوزجان افغانستان است و بنام زيارت امام خرد زيارتگاه مردم افغانستان است. از قراين چنين بر مي آيد که يحيي بعد از شهادت پدر در کوفه به طرف شرق سرزمينهاي خلاف اموي پناه مي برد و آخرالامر در افغانستان در ولايت جوزجان در دهکده ارغوبه به قتل مي رسد ( ابو الفرج اصفهاني ، مقاتل الطالبين ، نجف 1934/ 1353 ه . ق ، ص 115 ) . ياقوت ذيل نام " انبيرو جوزجان " مي نويسد که انبير پايتخت جوزجان است و مينورسکي انبير قرون وسطي را با شهر جديد سر پل خطيب جايي که قبر يحيي در آن قرار دارد يکي مي دانند.


طبيعت در شهرستان گرگان

گرگان رود
اين رودخانه كه از كوه هاي آلاداغ سرچشمه گرفته است، پس از دريافت شعباتي چند و طي مسافتي نسبتا طولاني (بيش از 200 كيلومتر) از دره هاي پر پيچ و خم كوهستاني و‌ صحراي كلان عبور کرده و در پيرامون شهر گرگان، گنبد كاووس، دشت گرگان و شهر آق قلعه در نقطه اي به نام خواجه نفس وارد درياي مازندران مي شود. از شعبات مهم اين رودخانه كه مهم ترين و مفيدترين رودخانه مازندران به شمار مي ‌آيد، مي توان رودخانه اوغان، حاجي لر و نوده رود را نام برد. رودخانه گرگان رود حركتي آرام دارد، اما در مواقع بارندگي و سيلاب به علت عبور از زمين هاي رسي، گل آلود مي شود. در حال حاضر سدي بر روي آن احداث شده و از آب آن براي زراعت استفاده مي شود. وجود درياچه، سد و مسير آرام و پر آب آن، امكانات قابل توجهي براي بهره برداري هاي جهانگردي، به ويژه در زمينه ورزش هاي آبي فراهم كرده است.
رودخانه وجادره گرگان
اين رودخانه فصلي که 45 كيلومتر طول دارد از دامنه باختري كوه قلعه موران در 53 كيلومتري خاور گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و از دره ميان كوه هاي چخماقي در شمال و آقندوكمر (Aqondukamer) در جنوب رو به باختر جريان مي ‌يابد. در روستاي زرين گل به سوي شمال باختري منحرف شده و به دشت گرگان مي ‌ريزد. آب اين رودخانه در اين محل به مصرف كشاورزي مي ‌رسد و مازاد آن در فصل هاي پرباران و سيلاب هاي بزرگ به رود گرگان مي ‌ريزد. حوزه اين رود که مسير کلي آن نخست باختري و سپس شمال باختري است، درياي خزر مي باشد. ارتفاع سرچشمه اين رود 1100 متر و شيب متوسط آن 4/2 درصد است.
رودخانه نكا گرگان
اين رودخانه دايمي که 180 كيلومتر طول دارد از دامنه كوه يزدكي (Yazdeki) واقع در منطقه‌اي به نام اريس چال (Arbescal) واقع در 36 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و به نام رودخانه چهارباغ از مناطق حق علي و سورخان عبور مي ‌كند و به دره ميان پيرگرده كوه و ميان كوه وارد مي ‌شود و ضمن عبور از مناطق و روستاهاي سر راه، روستاي چهارباغ را سيراب مي ‌كند. در ادامه مسير خود آرام آرام وارد دره ميان كوه سرليسه و كوه سرخ ‌شده، با رودخانه شاه كوه مخلوط مي ‌شود و به دنبال آن با آب دره رينو نيز درهم مي ‌آميزد. نکا در اين قسمت كوه تركه چال را از سوي دامنه شمالي دور زده و پس از عبور از جنوب روستاي حاجي آباد با باريک آب مخلوط مي ‌شود و به اسب نيزه رودبار تغيير نام مي ‌دهد. رودخانه اخير ضمن عبور از دره ميان كوه ميلانه و گاوكوه با پاييزبن رودبار درهم مي ‌آميزد و در دامنه جنوبي كوه چلستان (celestan) با آب دره شمشيربر مخلوط مي ‌شود و به رود رادكان تغيير نام مي ‌دهد. اين رودخانه نيز پس از عبور از منطقه چمن ساور (camansaviar) با رودخانه گليدي رودبار مخلوط شده و با نام رودخانه نكا رو به باختر روان مي ‌شود و دامنه شمالي كوه كبودريز را به سوي جنوب باختري مي ‌پيمايد. در دو كيلومتري خاور روستاي سفيدجاه با ريزابه ‌اي كه از جنوب سرازير شده مخلوط مي ‌گردد و در روستاي چانه پل (Canehpel) با رودخانه كياسر تلاقي مي ‌كند. در ادامه مسير دره نكا را رو به سوي باختر پيموده و ضمن آميختن با چند ريزابه شمالي و جنوبي در اين دره روستاهاي رودبار محمدآباد و گيلورد بزرگ (Gliavard) را مشروب مي ‌سازد و با طي چند قوس كوچک و بزرگ به سوي روستاي كنت (Kent) روان مي ‌شود. در حوالي روستاي آبلو (Abelu) با رودخانه لكشا مخلوط شده، سپس از ميان شهر نكا عبور مي ‌كند و با قطع راه‌ آهن متوجه شمال باختري مي شود. روستاهاي سر راه خود را در اين مسير سيراب کرده و سرانجام در 22 كيلومتري شمال باختري نكا به درياي خزر مي ‌ريزد. ارتفاع سرچشمه اين رود 330 متر و شيب متوسط آن 8/1 درصد است. مسير کلي رودخانه نکا نخست باختري و سپس شمال باختري بوده و حوزه آن درياي خزر است.
خليج گرگان
خليج گرگان که 400 کيلومتر وسعت دارد، بزرگ ترين خليج درياي خزر است و بر اثر پيشروي و گسترش خاوري رشته ساحلي شبه جزيره ميانكاله در جنوب خاوري درياي خزر تشكيل شده است. طول خليج حدود 70 كيلومتر و در جهت باختري - خاوري و عرض آن بين 13 تا 14 كيلومتر است، اما كاملا برخلاف شبه جزيره ميانكاله، از باختر به خاور به عرض خليج افزوده مي شود. خليج گرگان كم عمق است، به طوري كه با در نظر گرفتن بالا آمدگي آب، حداكثر عمق آن به 4 متر مي رسد و از باختر به خاور تا حوالي ضلع جنوبي آشوراده به عمق آب افزوده مي شود. درجه شوري آب خليج در قسمت هاي باختري به علت كمي عمق و افزايش تبخير، قدري بيش تر از شوري آب درياي خزر است.
در دهانه رودهاي پر آبي مانند قره سو و گهر باران به علت ورود آب شيرين، از درجه شوري آب خليج كاسته شده و برعكس به درجه گل آلودگي آن افزوده مي شود. حدود 25 رود و نهر كوچک از دامنه شمالي البرز وارد خليج گرگان مي شوند و در كل مقدار آب ورودي خليج (به استثناي ماه هاي آبان تا اسفند) كم تر از آب خروجي بوده و كمبود آب آن از طريق درياي خزر تامين مي شود. اين وضع سبب شده است كه يک جريان شديد و طولاني از دريا به خليج و يک جريان ضعيف و كوتاه مدت از خليج به دريا، از طريق تنگه بندر تركمن - آشوراده برقرار شود.
اكولوژي خليج گرگان تحت تاثير درياي خزر، رودهاي مجاور و شبه جزيره ميانكاله قرار گرفته که اين تاثير در رشد و تكثير آبزيان، ماهيان استخوان دار و ماهيان غضروفي و جذب پرندگان مهاجر زمستاني نقش مهمي داشته است. از اين رو مي توان گفت كه شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان دو محيط زيستي و جغرافيايي جدايي ناپذير هستند. اگرچه خليج گرگان و شبه جزيره ميانكاله به صورت يک محدوده زيستي حفاظت شده درآمده، اما صيد بي رويه و بي موقع، افزايش واردات فضولات صنعتي، دامداري و كشاورزي لطمه زيادي به آن وارد مي کنند و به علت اهميت زيست محيطي اين خليج و لزوم بهره برداري بيش تر از منابع غذايي براي جمعيت فزاينده كشور، بايد مورد تجديد نظر بيش تري قرار بگيرند.
رودخانه قره سو گرگان
اين رودخانه از مازاد آب رودخانه هاي امام زاده و گرماب دشت در 16 كيلومتري شمال خاوري گرگان تشكيل شده و با عبور از دهستان استرآباد، روستاهاي دهستان مزبور را سيراب كرده و به نواحي سدن رستاق خاوري و سدن رستاق باختري وارد مي شود. با عبور از اين ناحيه و بعد از سيراب کردن روستاهاي يامپي، قرنجيک، گميشلي دولي و كفشگيري به سوي جنوب باختري رفته و به دهستان جعفرباي جنوبي وارد مي شود و پس از قطع کردن راه آهن گرگان - بندر تركمن و راه اتومبيل رو كردكوي - بندر تركمن و همچنين راه اتومبيل رو و خط آهن ساري - بندر تركمن در روستاي ساحلي قره سو به درياي خزر مي ريزد. در فصل باراني و يا هنگام بارندگي هاي شديد، مازاد آب رودخانه هاي دبه دار، چهل و چهار آب، انجيلاب، فسن رود، شصت كلا و خشكه رودبار به ترتيب از خاور به باختر به اين رودخانه مي ريزند. از شعبات مهم اين رودخانه مي ‌توان به زرين گل و كفشگيري اشاره کرد.
رودخانه گرماب دشت گرگان
رودخانه گرماب دشت از تلاقي آب چل چلي با ريزابه اي كه از دامنه شمال باختري كوه يزدكي - واقع در منطقه اسب چر - سرچشمه گرفته است و در نقطه اي به فاصله 27 كيلومتري از جنوب خاوري گرگان تشكيل مي گردد و به نام رودخانه باغ شاه از دره جنوبي كوه اولنگ رو به باختر روان مي گردد. در منطقه اي به نام سفالين با آب قزاق مخلوط شده و نام آن پس از عبور از گرماب دشت به همين نام تغيير مي يابد. در دامنه باختري كوه اولنگ با آب جوزولي پيوند يافته و رو به سوي روستاي توسكستان از منطقه غوله سنگ عبور مي كند. بعد از عبور از دامنه باختري تپه ابراهيم وارد دشت گرگان مي شود که در اين منطقه نخست با رودخانه ديه دار مخلوط شده و پس از عبور از روستاهاي فيض آباد و آلو كلاته به رودخانه قره سو مي ريزد.
رودخانه انجيلاب گرگان
اين رودخانه از دامنه شمالي كوه جوزبند در 13 كيلومتري جنوب گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه تول چشمه رو به شمال سرازير مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر به انجيلاب تغيير نام داده و به سوي شمال باختري از كوهستان خارج مي گردد. پس از عبور از خاور روستاي فتح باغ با ريزابه هاي جنوبي مخلوط شده و در دشت گرگان محو مي شود. مازاد آب اين رودخانه در فصل هاي پرآب به رودخانه قره سو مي ريزد.
رودخانه نوده گرگان
اين رودخانه كه در واقع يكي از شاخه هاي رود تيل آباد به شمار مي آيد، در 6 كيلومتري خاور آزادشهر از آن جدا مي شود و پس از طي يک قوس راست گرد رو به سوي شمال جريان مي يابد و از باختر روستاي قزلجه واقع در دشت گرگان عبور مي كند. رودخانه نوده پس از مشروب کردن روستاي آرتق در يک كيلومتري باختر روستاي ارس خان با رودخانه كرنگي درهم آميخته و رو به سوي باختر تغيير جهت مي دهد. اين رودخانه در نهايت و در 4 كيلومتري جنوب باختري گنبد كاووس به رود گرگان مي ريزد.
رودخانه دره بزيل گرگان
اين رودخانه از دامنه كوه امام ابوالقاسم و كوه گاوكشان در 39 كيلومتري جنوب باختري گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام آب تورودبار از دره جنوبي باري كوه رو به باختر روان مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر كوه حاج قلي را از دامنه باختري دور زده و از طريق دره خاوري كوه هاي هلالان و خوشي متوجه شمال باختري مي شود. در اين قسمت و با نام دره بزيل از ميان جنگل عبور مي كند و در دامنه باختري كوه سنگ تراشان به آب دره شمشيربر مي ريزد.
رودخانه آلستان گرگان
رودخانه آلستان از دامنه خاوري كوه قرقلند در 47 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و از دره باختري كوه هاي نيله ته و گندي رو به سوي شمال باختري سرازير مي شود. پس از طي 7 كيلومتر با ريزابه اي كه از چشمه سارهاي دامنه شمالي كوه بي در جاري است، مخلوط مي شود و پس از عبور از روستاي آلستان با رودخانه سياه مرز كوه در هم آميخته و توامان رودخانه رودبار محمد را پديد مي آورند.
رودخانه بارچلي گرگان
اين رودخانه از منطقه اي به نام زرجو واقع در دامنه باختري كوهي به همين نام در 42 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از روستاهاي چلي بالا و چلي پايين در روستاي بسي سر به رودبار محمد آباد مي ريزد.
رودخانه آناسخيوک گرگان
اين رودخانه از دامنه باختري كوه بيگلو در 30 كيلومتري شمال خاوري كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد و رو به سوي جنوب باختري و سپس به طرف جنوب جريان مي يابد. در روستاي تنگر با رودخانه مادرسر مخلوط مي شود و رودخانه دهانه را پديد مي آورند.
رودخانه خوانين دره گرگان
اين رودخانه كه به آن راست دره نيز مي گويند از دامنه كوه هاي زيلان در 30 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رودخانه نخست روستاي خولين دره را سيراب کرده و در دو كيلومتري باختر روستاي نرسو به رودبار محمد آباد مي ريزد.
رودخانه اسماعيلک گرگان
رودخانه اسماعيلک از دامنه هاي جنوبي ارتفاعات شمالي بخش كوكلان در 54 كيلومتري شمال خاوري كلاله شهرستان گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود به سوي جنوب خاوري جريان يافته و در روستاي عرب به رود قره ناوه مي ريزد.
رودخانه كوركلي گرگان
اين رودخانه از دامنه جنوبي آق مزار، در 52 كيلومتري خاور كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود بستر پر شيب خود را رو به سوي باختر طي كرده و در 46 كيلومتري خاور كلاله به رودخانه دهانه گرگان مي ريزد.
آبشار زيارت گرگان
آبشار زيارت از آبشارهاي زيباي استان است كه در روستايي به همين نام از توابع شهرستان گرگان واقع شده و در فصول مساعد سال پذيراي علاقمندان به تفريح و تفرج در طبيعت مي باشد.
آبشار باران كوه گرگان
آبشار باران كوه يكي ديگر از آبشارهاي زيباي استان گلستان است كه در 18 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در مسير رودخانه شصت كلا و پارک جنگلي باران كوه واقع شده است.
كوه گاو كشان گرگان
اين كوه با ارتفاع 3813 متر در 37 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 6 كيلومتري جنوب خاوري روستاي شاه كوه پايين قرار گرفته است. كوه گاوكشان سرچشمه رودهاي سرتنگه، چهارده و آب ترودبان بوده و دامنه هاي شمالي آن به شهرستان گرگان و دامنه هاي جنوبي آن به شهرستان هاي شاهرود و دامغان مشرف است.
كوه تاورنرآب گرگان
كوه جنگلي تاورنرآب در 21 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي چهارباغ واقع شده است. اين كوه حدود 2950 متر ارتفاع دارد و سرچشمه رودهاي چهار باغ، خاصه رود و آب قزاق است.
كوه تل انبار گرگان
كوه جنگلي تل انبار در فاصله 23 كيلومتري جنوب گرگان و در 6 كيلومتري شمال باختري روستاي چهارباغ قرار گرفته است. ارتفاع اين کوه از سطح دريا 3030 متر بوده و سرچشمه رودهاي چهارباغ، سوته رود و خاصه رود است.
كوه چلبه گرگان
كوه نيمه جنگلي چلبه در فاصله 31 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در 5 كيلومتري باختر روستاي سياه مرز كوه دهستان كتول قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه حدود 2840 متر بوده و سرچشمه رودهاي باغ شاه، رودبار و سياه مرز كوه است.
زرشک كوه گرگان
زرشک کوه گرگان كوه نيمه جنگلي زرشک كوه در 24 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 7 كيلومتري خاور روستاي حاج آباد واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود 2770 متر بوده و سرچشمه سوته رود و خاصه رود است.
كوه زيلان گرگان
كوه جنگلي زيلان در 27 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري جنوب باختري روستاي خولين دره در دهستان كوهپايه قرار دارد. ارتفاع اين كوه حدود 2810 متر بوده و سرچشمه رودهاي چل چلي، امام زاده، قتور و خولين دره مي باشد.
كوه سر چال گرگان
اين كوه در 29 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 3 كيلومتري جنوب روستاي چهارباغ دهستان كوهپايه قرار گرفته و حدود 2730 متر ارتفاع دارد.
كوه سر ليسه گرگان
اين كوه نيمه جنگلي با ارتفاع 2910 متر در 26 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي شاه كوه پايين دهستان كوهپايه واقع شده است.
كوه هلالان گرگان
کوه هلالان که ارتفاع آن از سطح دريا حدود 2850 متر است در 42 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري روستاي زردوان قرار گرفته است. دامنه هاي شمالي اين كوه به شهرستان گرگان و دامنه جنوبي آن به شهرستان دامغان مشرف است و در شمار قلل البرز خاوري محسوب مي شود.
كوه جهان نما گرگان
اين كوه که يکي از مهم ترين زيستگاه هاي حيات وحش استان گلستان است، در ارتفاعات جنوبي شهر گرگان و جنوب خاوري كردكوي واقع شده و جزو رشته كوه هاي البرز خاوري محسوب مي شود. اين كوه 3086 متر ارتفاع دارد و نام خود را از روستايي كه در دامنه آن واقع شده، گرفته است.
كوه ميلانه گرگان
كوه ميلانه در 24 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در 2 كيلومتري شمال روستاي حاجي آباد قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه جنگلي 2735 متر است و رودخانه پاييزبن رودبار نيز از دامنه هاي آن سرچشمه مي گيرد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان گرگان

مسجد جامع گرگان
بناي اصلي مسجد جامع گرگان در محله نعل‌بندان اين شهر واقع شده است. با توجه به وجود مناره آجري دوره سلجوقي بناي اوليه مسجد نيز به همان دوره تعلق دارد و در دوره‌هاي بعدي به طور گسترده بازسازي ، تعمير و تزيين شده است. در حال حاضر به غير از مناره، اثر ديگري از بناي اوليه مسجد بر جاي مانده‌ و بيش‌تر بازسازي‌ها در دوره تيموري، صفوي و دوره حاضر صورت گرفته است.
بناي مسجد با طرح مربع مستطيل وسعتي حدود 1600 متر مربع را در بر مي‌گيرد و شامل صحن وسيع مستطيل شكل، ايوانهاي خاوري و باختري، شبستان‌هاي چهار گوشه بنا ، ورودي‌هاي شمالي و جنوبي، مناره دوره سلجوقي و كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌هاي تاريخي است. مناره آجري بنا با طرح استوانه‌اي تزيين آجركاري و كتيبه كوفي آجري دارد و قابل مقايسه با ديگر مناره‌هاي دوره سلجوقي است به نظر مي‌رسد كه بخش فوقاني منار ويران شده و به جاي آن يك مأذنه چوبي در دوره‌هاي بعد جايگزين شده است. از آثار نفيس و تاريخي مسجد مي‌توان به در و منبر چوبي منبت كاري شده و مزامين و سنگ نوشته‌هاي پادشاهان صفوي و افشاريه اشاره كرد. درب قديمي و منبت مسجد كتيبه‌ها و كنده كاري‌هاي زيبايي دارد كه براي نگه‌داري و حفاظت برداشته شده و به جاي آن در جديدي قرار داده شده است. منبر نفيس و تاريخي مسجد نيز داراي كتيبه‌هايي است كه براساس متن آن‌ها اين مسجد و منبر يك‌بار در سال 895 هـ.ق در زمان پادشاهي معين الدين ابوالقاسم بابر ـ حاكم هرات ـ توسط امير بابا حسن ـ فرماندار استرآباد و بار ديگر در سال 1081 هـ.ق در زمان شاه عباس اول توسط قطب الدين احمد بن ملا علي استرآبادي و سرانجام به سال 1157 هـ.ق در زمان نادر شاه اشار توسط حاجي قربان آقا ـ ناظر محمد حسين خان قاجار بيگلربيگي استرآباد ـ تعمير و بازسازي شده است . مزامين و وقف نامه‌هاي موجود در مسجد داراي تاريخ‌هايي از اوايل دوره صفوي تا اوايل دوره قاجاريه است و موضوعات مختلفي را شامل مي‌شود.
مسجد گلشن گرگان
اين بنا نزديك چهار راه ميدان شهر گرگان واقع شده است . بناي اوليه مسجد را به دوره صفويه منسوب مي‌دانند كه در دوره قاجاريه تعمير و بازسازي شده است . اين مسجد در سال‌هاي اخير علي رغم ثبت تاريخي، تخريب و مسجد جديدي با اسلوب مشابه مسجد قديمي جايگزين آن شده است. گفته مي‌شود كه ايوان جنوبي مسجد به بناي اوليه مربوط است، اما ظاهر بنا نشان مي‌دهد كه به صورت كامل بازسازي و تزيين شده است.
مدرسه عماديه گرگان
اين مدرسه در مرکز محله درب‌نو واقع شده است. باني و معمار آن شيخ اسماعيل قاضي و معمار کربلايي رمضان‌علي بوده اند. مدرسه عماديه از جمله بناهاي تاريخي است که وقف‌نامه‌هاي موجود قدمت آن را به صفويه ( شاه طهماسب – شاه سليمان) مي رساند. اين بنا با فرم چليپا و حياط مرکزي ساخته شده است و در هر سو يک ايوان در ميانه اضلاع خود دارد که فقط اين بخش از بنا در دو طبقه ايجاد شده است. ورودي بنا از باختر و ماذنه اي با فرم کلاه فرنگي نيز بر کنار آن ايجاد شده است. ايوان خاوري مدرسه مدرس و ايوان‌هاي خاوري باختري و 19 حجره پيرامون به طلاب اختصاص داشته است. اين بنا چه در بخش حجره ها و ايوان‌ها دو پوششه هستند. پوشش دوم بنا که فرم عمومي بناست شيرواني است که با سفال پوشيده شده است. مدرسه عماديه تا حدود 20 سال پيش به فعاليت خود ادامه مي داد و با رونق گرفتن مدرسه علميه امام خميني از انتفاع افتاد و استادها و طلاب به آن مدرسه انتقال يافتند. مصالح عمده بنا چوب و آجرهاي 20*20 تشکيل مي دهد.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان گرگان

امام زاده روشن گرگان
اين آرامگاه در روشن آباد گرگان در وسط باغ و قبرستان واقع شده است. ساختمان اصلي اين بنا به قرن نهم هجري قمري تعلق دارد. اين بنا در نتيجه تعميرات دوره‌هاي بعد به صورت جديدي درآمده است . صندوق روي مرقد داراي تاريخ 879 هـ.ق است و نام سازنده آن، استاد حاجي عبدالله كه به خط رقاع بر روي آن حك شده است . اين بنا با شماره 358 به ثبت رسيده است.
امام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفر
امام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفر يكي از مفاخر معنوي و روحاني شهر گرگان در محله سرچشمه اين شهر واقع شده و بناي آن قدمتي 600 ساله دارد. اسحاق بن موسي بن جعفر برادر تني امام زضا (ع) است. بيش‌تر كساني كه به زيارت اين امام‌زاده مي‌آيند؛ دانشجويان، محصلين و افراد زير 30 سال هستند. يكي از نكات جالب و ديدني در خصوص اين امام‌زاده، آن است كه هنگام تحويل سال نو بيش از 2000 نفر در امام‌زاده نور گرگان تجمع مي‌كنند و پس از پايان مراسم تحويل سال به همه آن‌ها كارت‌هاي تبريك و نقل و سكه اهداء مي‌شود.
امام زاده هنديجان گرگان
اين امام‌زاده در 20 كيلومتري جنوب روستاي هنديجان نوكنده گرگان و در دامنه رشته كوه البرز و در مسير جاده كوهستاني نو كنده به دامغان قرار دارد‌و يكي از زيارت‌گاه‌هاي مردم بومي محسوب مي‌شود.


باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان گرگان

عمارت كاخ اختصاصي گرگان
اين عمارت كه به كاخ اختصاصي معروف است، ‌در محل پارك شهر گرگان قرار دارد. بناي كاخ اختصاصي دو طبقه با ويژگي‌هاي معماري دوران پهلوي است و از هنر معماري اروپايي متأثر شده است. در حال حاضر اين كاخ و محوطه اطراف آن به عنوان كتاب‌خانه عمومي مردم شهر گرگان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كاخ شاسمن گرگان
اين كاخ در شهر گرگان واقع شده و بنا به روايتي در سال 795 هـ.ق به وسيله امير تيمور در ساحل رودخانه ساخته شده است. برخي از جغرافي‌دانان از اين كاخ نام برده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به حافظ ابرو اشاره كرد. طبق گفته وي اين كاخ بعد از اين كه امير تيمور سراسر مازندران را مورد تاخت و تاز قرار داد، جهت اقامت وي در شهر گرگان ساخته شد. بناي اوليه اين كاخ، قلعه‌اي بود كه در سال 761 هـ.ق توسط ابوبكر شاسماني (حاكم شاسمان) ساخته شده بود. در سال 795 به جاي قلعه، قصر فعلي ساخته شده و امير تيمور زمستان آن سال را در آن‌جا گذرانده است.
كاخ آغا محمد خان گرگان
اين بنا توسط آغا محمدخان قاجار ساخته شده و در گرگان قرار دارد. ويژگي‌هاي معماري و اسلوب ساخت بنا نشان‌گر آن است كه بنا به قرن 12 هـ.ق مربوط است.


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان گرگان

خانه خراساني گرگان
خانه خراساني در خاور امام‌زاده نور، در کوچه خراساني واقع است. از جمله بناهاي اواخر عهد قاجاريه گرگان که يادگار معماري اين دوره است‎ خانه خراساني است.تاريخ ساخت اين بنا بر اساس سنگ نبشته‌ي سطوح زيرين سرشيرهاي آن به 1295 مي رسد که با سلطنت ناصر الدين شاه هم‌زمان است. اين بنا در دو بخش ساخته شده : 1- بخش شمالي 2- بخش جنوبي عمده ارزش‌هاي معماري‌برجاي‌مانده بنا‌‎؛ بخش جنوبي آن است و بخش شمالي فاقد ارزش تاريخي است. اين بنا به فرم ال ساخته شده است، که در امتداد خاوري باختري و شمالي جنوبي پيرامون حياط گسترش يافته است. زيرا ساخت اصلي بنا را کرسي چيني تشکيل مي دهد که داراي گربه روهاي متعدد است و اين عناصرتمهيدي در راستاي رطوبت زدايي از بناست، که در بيش تر بناها به چشم مي خورد. در پوشش طبقات از چوب استفاده شده که در طبقه اول با تبريزي و گل و ني و در طبقه دوم با فرم شيرواني و پلورهلا و نحل انجام شده است. نحل در بنا حکم کلاف بندي نهايي را دارد و پلور پوشش کاذب را فراهم مي آورد و هلا فرم شيرواني را به دست مي دهد.
بناي خانه خراساني در طبقه دوم از پيشکن به عنوان عنصر ارتباط دهنده استفاده نموده است که در نماي شمالي بنا ساخته شده است. اين عنصر معماري در معماري جنوب ايران نيز به چشم مي خورد که شناشير ناميده مي شود. تعداد بازشوها از ديگر ويژگي‌هاي اين بناست که خاص معماري مناطق گرم و مرطوب ايران است تا بتوان در اوج گرما و شرجي از کوران استفاده نمود.‌طاق‌ها و طاق نماها، تزيينات گچ بري موسوم به دندان موشي، ارسي هاي زيبا و پنجره هاي مشبک، با شيشه هاي رنگين، نقاشي هاي سطوخ زيرين سر شيرها که با آيات و اشعار آميخته شده است. بندکشي بخش‌هاي آجرين نماي بنا، جزرهاي قوي و قطور از ويژگي هاي و ارزش‌هاي معماري در خانه خراساني است. اين بنا در سال 1377 طي شماره 2273 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد و در آذر 1378 حريم آن مشخص شد.
خانه امير لطفي گرگان
خانه امير لطفي در محله چهارشنبه‌اي واقع شده است و بنايي است دو طبقه و روبه جنوب با يک هزار متر مساحت كه شامل دوبخش 1- هسته اصلي بنا و 2- بخش هاي خدماتي است. عمده ارزش بنا به هسته ساختمان اصلي بستگي دارد و در مرکز خود هر طبقه يک اطاق سه دربي و دو راه پله در مجاورت آن و سپس يک اطاق ديگر در هر سو دارد. بدين صورت بنايي است که 3 اتاق و دو راه پله نماي اصلي آن را تشکيل مي دهد. مي توان گفت که همين طرح در طبقه فوقاني نيز تکرار شده و فضاي راه پله ها به اطاق ها افزوده گرديده و اطاق هاي سه دري به 5 دري تبديل شده است. در خانه امير لطفي از فضاي مورد استفاده در کرسي چيني نيز به نحو مطلوب استفاده شده است و با ساخت حوض‌خانه؛ در مسير آب شهري که از جنوب وارد ساختمان مي شود، فضايي براي ايام گرم تابستان فراهم آورده شده است. جرزهاي قطور 80 سانتي متري بنا توان باربري طبقات را دارا مي باشد و به منظور پيوسته بودن اجزا ساخت کلاف بندي در آن انجام شده است که مهم‌ترين آن ها در سر در طاق ها ديده مي شود که با الوار هاي قطور و قوي اجزا آن را به هم پيوند داده اند. درب هاي چوبي دو لنگه که در طبقه اول داراي کتيبه و در طبقه دوم داراي هلال مي باشند نماي اصلي بنا را جلوه اي خاص بخشيده اند.
فرم موزون رعايت تقارن، ارتفاع مناسب با ابعاد بنا سرشيرهاي پيش آمده و مطبق کف قلوه چين و آجر فرش گچ‌بري اتاق ها تفکيک فضاهاي خدماتي چون آشپزخانه و انباري و بخش خدمه از هسته اصلي از ويژگي هاي بناي امير لطفي است. تاريخ ساخت اين بنا به اواخر دوره قاجاريه مي رسد و اوج رونق بنا زمان پهلوي اول بوده است. اين بنا در سال 1378 با شماره 2391 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد.
تورنگ تپه گرگان
تورنگ تپه يكي از عظيم‌ترين و غني‌ترين تپه‌هاي باستاني استان گلستان به شمار مي‌آيد كه به فاصله تقريبي 25 كيلومتري شمال‌خاوري گرگان قراردارد. اين‌تپه‌با وسعت بسيار و ارتفاع چشم‌گير در مجاورت روستاي تورنگ تپه واقع شده و بر استخر آبي بزرگ مشرف است. قدمت آن به استناد گزارشات و نتايج بررسي‌ها و كاوش‌هاي باستان شناسان خارجي به هزاره سوم قبل از ميلاد يعني پنج هزار سال پيش مي‌رسد. عمده‌ترين آثاري كه در خلال حفريات و كاوش‌هاي علمي از لايه‌هاي مختلف تپه مذكور به دست آمده‎؛ شامل آثار معماري (با مصالح خشتي)، سفالينه‌ها، ظروف، اشياء و ديگر ادوات مورد نياز روزمره زندگي و ابزار آلات برنزي است. اين تپه به لحاظ ارزش‌هاي تاريخي در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است و همانند آثار ثبتي، حفاظت آن به وسيله سازمان ميراث فرهنگي استان گلستان انجام مي‌پذيرد.


بندها و پلها در شهرستان گرگان

پل آق قلا گرگان
اين پل بر رود گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پلهوي دژ) و حدود 18 كيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفويه است كه در دوره اخير تعميرات و مرمت‌هايي در آن صورت گرفته و اكنون نيز مورد استفاده است . پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداكثر ارتفاع حدود 14 متر ـ از سطح آب ـ يكي از نمونه‌هاي منحصر به فرد در اين منطقه است . مصالح اصلي پل، آجر و ملات گچ و آهك بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحكم است. پايه‌هاي پل در جهت خاوري (مخالف جريان آب) براي شكستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شكن) شكل گرفته و در جهت باختري (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است.
موج شكن‌هاي پل كه اندازه هر يك از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي‌رسد، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه‌ها در نماي باختري، علاوه بر اين‌كه به عنوان پشتيبان بدنه پل است، با تمهيدات در نظر گرفته شده و آجر كاري زيبا، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شكن‌هاي مثلثي و پشتيبان‌هاي نيم دايره پل تا نزديك سطح پل بالا آمده است. در بالاي تعدادي از پشتيبان‌هاي پل ، قاب‌هاي مستطيل شكلي تعبيه شده كه امروزه دو عدد از آن‌ها باقي است. اين قاب‌ها احتمالاً براي تزيين يا قراردادن كتيبه در نظر گرفته شده است.
سطح گذرگاه پل كه از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است ،‌ در گذشته سنگ فرش بوده؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه‌ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه‌هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است.
عرض دهانه‌هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ،‌ 6 ، 7 و 40/6 متر است . ارتفاع دهانه‌ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل ، از تيزه طاق‌ها تا لبه پل ، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است.
درون اولين چشمه از جهت شمال باختري ، سكوي مستطيل شكل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته‌اند كه ظاهراً هم زمان با ساخته پل بوده و به عنوان صفه‌اي جهت استراحت و نشيمن به كار مي‌رفته است. پل آق قلا به شمار 919 به ثبت تاريخي رسيده است.
سد اسكندري (ديوار دفاعي) گرگان
اين ديوار دفاعي به نام‌هاي سد قزل آلان، سد اسكندر و سد فيروزه نيز معروف است. در قسمت شمال گرگان و گنبد واقع شده و از باختر به خاور كشيده شده است. در مسير ديوار دفاعي ، برج‌ا و قلعه‌هاي حفاظتي به فواصل مختلف بنا شده و آثار آن امروزه به صورت تپه‌هايي در حاشيه ديوار به جا مانده است.قسمت‌هايي از ديوار دفاعي كه از دست عوامل تخريبي مانده با ارتفاعي در حدود 3 تا 5 متر و عرض 10 متر از فاصله بسيار دور به صورت سدي نظر هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند.


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان گرگان

بازار قديمي گرگان
اين بازار به بازار «بغل بندان» معروف است و در داخل بافت قديم شهر گرگان ـ بعد از ميدان شهرداري ـ قرار دارد . در بافت قديم گرگان، بناهاي تاريخي ـ مذهبي ، آب انبارها، كاروان‌سراها و تيمچه‌ نيز وجود دارد. بازار قديمي گرگان در روزگاران گذشته از جمله مراكز مهم داد و ستد كالا، توزيع و نشر افكار و عقايد فرهنگي ـ اجتماعي بوده است. اين بازار اگر چه در اثر گذشت زمان و عوامل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تحول يافته، معهذا امروزه نيز به عنوان مركز كالبد اصلي شهر ، محل داد و ستد كالا و تجمع فروشندگان و خريداران كالا است. در سال‌هاي اخير ، ‌توسعه و گسترش بي‌رويه فضاهاي شهري و شهرسازي به بافت قديمي شهر ، به محلات و فضاهاي موجود آن آسيب رسانده و موجب تغييراتي در چهره اصلي بافت قديم شده است. بازار قديمي گرگان كه قدمتي ديرينه دارد، از نظر سبك معماري و راسته‌هاي مربوطه، يكي از زيباترين بازارهاي استان منطقه شمال ايران محسوب مي‌شود. اين بازار يكي از مراكز مهم عرضه انواع محصولات بومي و غير بومي است و محصولات مهم صنايع دستي آن، به ويژه دستبافت‌هاي تركمني معروفيت خاصي دارد .