نگاهي كوتاه به شهر ستاني دارب
داراب يكي از مناطققديمي استان فارس است که نام سابق آن دارابگرد يا دارابجرد بوده كه آثار آن در فاصله 5 كيلومتري جنوب باختري شهر داراب كنوني موجود است. داراب كنوني به تدريج كه شهر قديمي رو به ويراني مي گذاشته در جنب آتشكده آذرخش به وجود آمده است. قرار گرفتن داراب در مسير راه ارتباطي شيراز به بندرعباس، بوشهر و سواحل جنوبي ايران از دلايل مهم رشد و گسترش آن به حساب مي آيد. آن چه در مورد روند رشد و تحول شهر آمده است، مشخص مي کند كه داراب در زمان صفاريان گسترش يافت، اما در آغاز قرن ششم قسمت عمده آن خراب شد و تنها قلعه مستحكمي كه در وسط شهر قرار داشته باقي مانده است.داراب پس از فراز و فرودهاي بسيار به خصوص در دوره مغول، در عصر صفويه آرامش خود را بازيافته و به يكي از ولايات مهم فارس تبديل شد. مهم ترين تحول اين شهر در دوره قاجار احداث قناتي در بخش شمالي شهر و تقسيم آب قنات در بافت شهري بوده است. در اواخر دوره قاجاريه با مركزيت يافتن بندر بوشهر، توقف حمل كالا از شيراز به شهرهاي ديگر ايران، رونق گرفتن بندر خرمشهر و باز شدن راه تجارتي خوزستان، راه ترانزيتي بين بوشهر و تهران تحت تاثير قرار گرفت. در نتيجه بازار شيراز از رونق افتاد و به تبع آن از رونق بازار داراب نيز کاسته شد.بافته هاي داري با اهميت ترين صنايع دستي شهرستان داراب هستند. اين بافته ها از قبيل قالي، جاجيم و گليم از جمله صادرات اين شهرستان به شمار مي آيند که به کشورهاي ديگر نيز صادر مي شوند. کارگاه هاي قالي بافي داراب بسيار فعال هستند و در جذب نيروي کار اهميت شايان توجهي دارند.
کوزه گري و بافتن رويه گيوه نيز از صنايع دستي شهرستان داراب است که جنبه صادراتي دارند. گلدوزي روي پارچه از صنايع دستي بومي منطقه مي باشد که بيشتر جنبه مصرف محلي دارد.به علت وجود كشاورزي پر رونق و صنايع وابسته به آن و هم چنين صنايع دستي اين شهرستان بازرگاني در اين منطقه از رونق نسبي برخوردار است و عمده ترين صادرات اين منطقه را: مركبات، پنبه، گل سرخ، خرما، انگور، بادام، گندم، قالي و گليم تشكيل مي دهد.
مکان هاي ديدني و تاريخي
شهرستان داراب از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است. کوه ها و رودخانه هايي که در اين منطقه وجود دارند، به همراه گردشگاه ها و تنگ هايي چون تنگ لاي زنگان که منطقه اي جنگلي پوشده از باغ هاي گل رزمي باشد، از جمله جاذبه هاي طبيعي و مهم منطقه هستند. مسجد سنگي که در در زمان ساسانيان دردل کوه حجاري شده ، آتشکده هاي قديمي که قدمت آن ها به دوره هاي باستاني مي رسند، قصرآيينه که قدمت آن به سال سوم ميلادي مي رسد و نقش رستم که آثار مهمي از دوره هاي عيلامي، هخامنشي و ساساني را در خود دارد، به همراه ده ها اثر تاريخي و باستاني چون تپه هاي تاريخي و آرامگاه هاي مشاهير و ... از جمله مهم ترين جاذبه هاي تاريخي شهرستان داراب به شمار مي آيند که به همراه جاذبه هاي طبيعي، مکان هاي ديدني شهرستان داراب را تشکيل مي دهند.
صنايع و معادن
عمده ترين صنايع در اين شهرستان در ارتباط با كشاورزي برقرار شدهاند و عمدهترين كارخانههاي اين شهرستان كارخانهها و كارگاه هاي پنبه پاک كني و كارگاه هاي قاليبافي است. اين كارگاهها و كارخانهها در جذب كارگر و توليد كار و گرداندن چرخ هاي اقتصادي منطقه تاثير به سزايي دارند. در كوه هاي منطقه داراب معادن گچ و سنگ هاي ساختماني وجود دارد كه به روش هاي دستي و مكانيكي مورد بهره برداري قرار مي گيرند.
کشاورزي و دام داري
اساس و بنيان اقتصاد شهرستان داراب بر كشاورزي و صنايع دستي استواراست. كشاورزي اين منطقه از رونق نسبي برخوردار بوده و به روش صنعتي انجام مي شود. نوع كشت آبي و منابع آب كشاورزي چاه ژرف و نيمه ژرف، كاريز، چشمه و رودخانه است. عمده ترين فرآورده هاي كشاورزي داراب عبارتند از : پنبه، گندم، جو، مركبات، خرما، بادام، گل سرخ، انگور و تره بار. از ميان اقلام فوق مركبات، خرما، انگور، گل سرخ، بادام، گندم، پنبه ( پس از پاک شدن در كارخانههايپنبهپاکكنيداراب)صادر مي شود. در اين منطقه دام داري به شيوه سنتي انجام مي گيرد و توليدات آن كه انواع فرآورده هاي لبني و دامي از قبيل گوشت، پوست، لبنيات و… مي باشد به مصرف داخلي مي رسد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان داراب از شمال به شهرستان هاي نيريز و استهبان، از خاور به سعادت آباد ( از بخش هاي شهرستان بندر عباس در استان هرمزگان )از جنوب به شهرستان لار، و از باختر به شهرستان هاي جهرم و فسا محدود است. اين شهرستان تنها از يک بخش مركزي تشكيل شده است. مهم ترين رودخانه اين شهرستان به نام رود بار معروف است. شهر داراب مركز شهرستان داراب در 54 درجه و 32 دقيقه طول جغرافيايي و 28 درجه و 45 دقيقه عرض جغرافيايي و بلندي 1140 متري از سطح دريا واقع شده و هواي آن معتدل مايل به گرم و خشک است. شهرستان داراب در سرشماري سال 1375 جمعيتي معادل 210935 نفر داشته است. زبان اهاليدارابفارسي، تركي و عربي است و بيشترمسلمان و شيعه مذهب هستند. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه را راه داراب – فسا به طول 110 كيلومتر و راه داراب – استهبان به طول 75 كيلومتر تشكيل ميدهند. مركز شهرستان در 270 كيلومتري جنوب خاوري شيراز و در مسير راIه كهكم - مقاري قرار دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كلمه دار در زبان فارسي به معني پرورنده است. دارآب به معني پرورنده آب، به علت فراواني چشمه هاي آب گوارا و رودهاي بسيار به اين منطقه اتلاق شده است. داراب از شهرهاي قديمي استان فارس است كه قبل از اسلام « دارابگرد» نام داشته و خرابه هاي آن در پنج كيلومتري جنوب شهر داراب فعلي قرار دارد. ولايت دارابگرد (دارابجرد)، خاوري ترين ولايت فارس بود که تقريبا همان ولايت شبانكاره كه در دوره مغولان از فارس جدا شد و حكومتي جداگانه پيدا کرد، است. در افسانه هاي ايراني، بناي شهر دارابگرد را به داراب نسبت داده اند. مركز داراب در دوره خلفاي اسلامي، شهر دارابگرد يا دارابجرد ثبت شده است. در آغاز قرن ششم هجري، قسمت عمده شهر دارابگرد ويران شد و تنها قلعه اي محكم كه در وسط شهر بود، باقي ماند. هم زمان با استيلاي اتابكان سلغري بر فارس، سلسله ديگري در قسمت خاوري اين ايالت يعني در ناحيه سرحدي بين فارس، كرمان و خليج فارس كه مشتمل بر بلاد دارابگرد، نيريز، ( ايگ يا ايج )، طارم و اصطهبانات بود، به قدرت رسيد و اين نواحي را كه در آن زمان شبانكاره نام داشت، به تصرف خود در آورد. اين سلسله، مركز حكومت را از دارابگرد به داركان (زركان) كه در جنوب قلعه ايگ واقع شده است، منتقل كرد.
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست