يعقوب، رويگرزادة سيستاني موسس اين سلسله بود. يعقوب از عياران بود. عياران يا جوانمردان طبقه‏يي از طبقات اجتماعي ايران و از مردم عادي بودند كه آداب و رسوم خاصي داشتند.

مردمي جنگجو،شجاع‏، جوانمرد، ضعيف نواز و داراي صفات عالي مردانه بودند، پيشواياني آنان «سرهنگ»  خوانده مي‏شدند. خلف بن احمد از فرمانروايان آنان مردمي دانشمند بود كه در سال 393 هـ.ق محمود غزنوي او را از ميان برد.

زبان فارسي: سندي در دست نيست كه ثابت كند طاهريان در برانداختن زبان عربي كه در آن عهد رايج بود، تلاشي كرده باشند، بر عكس نوشته‏اند كه «طاهريان را در پارسي و لغت دري، اعتقايد نبود، در آن عصر شعرا در اين فن كمتر خوض كردند» اما يعقوب كه در صدد برانداختن خلافت بغداد بود، شايد به اين دليل و يا به دليل آنكه با زبان عربي آشنايي نداشت، به شعر و ادب عربي توجه نمي‏كرد و به شاعران عرب زنان مي‏گفت:«سخني كه من اندر نيابم(نمي‏دانم، درك نمي‏كنم) چرا بايد گفت؟» اين بي علاقگي او به زبان تازي سبب شد كه لهجة دري زبان رسمي و ادبي دربار او تلقي گردد و شعر به زبان دري آغاز شود.

اولين شاعر فارسي‏گوي: درتذكره‏ها از نخستين شاعر سخن گفته‏اند. در كشوري چون ايراندر اين باب كه اولين كسي كه شعر به فارسي گفته است، نمي‏توان حكم قطعي داد.بسياري از آثار بر اثر يورش‏هاي گوناگون از ميان رفته‏اند، اما به هر حال نام چندتن در تذكره‏ها به عنوان اولين شاعر قيد شده است كه تنها به ذكر نام آنان بسنده مي‏كنيم:

1ـ بهرام گور پادشان ساساني؛ 2ـ ابوالعباس مروزي؛ 3ـ محمدبن وصيف سيستاني؛4ـ ابوحفض مسغدي كه شعر زير از وي است:

"آهوي كواهي در دشت چگونه بودذا   او ندارد يا بي يار چگونه دودا"

شاعران دوران طاهريان و صفاريان: در اين دوره از چهار شاعر نام برده‏اند.

1ـ حنظله بادعيسي: در دوره عبدالله بن طاهر در نيشابور مي‏زيست. گويا ديواني داشته.

شعر زيراز اوست:

"مهتري گر به كام شيردرست            شو خطر كن ز كام شير بجوي"

"يا بزرگي و عز و نعمت و جاه              يا چو مردا آنست مرگ روياروي"

سال مرگ او را 220 هـ نوشته‏اند.

2ـ محمود وراق هروي، وفات 220 هـ.

3ـ فيروز مشرقي، معاصر عمر و ليث بود. وفاتش را 283 هـ نوشته‏اند.

4ـ ابوسليك گرگاني، معاصر عمر و ليث بود، منوچهري او را در شمار شاعران قديم خراسان ياد كرده است.

نويسندگان، مترجمان اين دوره: در اين عصر چند تن اديب، نويسنده و طبيب و مترجم و رياضي‏دان مي‏زيستند كه يكي از نامدارترين آنان عبداله بن مقفع است كه نام اصلي او روزبه بود. اين مرد بزرگ  از مترجمان برجسته بود كه بسياري از كتاب‏هاي پهلوي را به عربي ترجمه كرد. ترجمة او از كليه و دمنه كه امروز در دست است از كتاب‏هاي مورد توجه اعراب است در شيوة ترجمه فصيح و بليغ. ابن مقفع در 142 هـ به امر سفيان بن معاويه به نهضت زندقه به وصفي فجيع به قتل رسيد. محمدبن موسي خوارزمي(200 هـ) از علماي نامور رياضي در اين عهد است.