سامانيان
سامان خدا از اجداد اين خاندان از فرزندان بهرام چوبينه سردار نامور عهد ساساني بود. خليفه عباسي در 250 هـ حكومت سمرقند و در سال 261 هـ حكومت همه ماورالنهر را به يكي از نوههاي سامان به نام نصربن احمد واگذار كرد. پس از ظهور يعقوب چون خراسان آشفته شد، علماي بخارا از نصربن احمد خواستند فردي را براي اداره بخارا بفرستد، او برادرش اسماعيل را فرستاد. اسماعيل پس از مدتي با برادر به مخالفت برخاست، در سال 275 هـ در نزديكي بخارا برادرش را در جنگ اسير كرد و به بخارا برد، اما در بخارا او را بر تخت نشاند، نصر پس از مدتي به سمرقند رفت و در 279 هـ درگذشت.
مؤسس واقعي سامانيان، اسماعيل بن احمد است. ابوالفضل بلعمي وزارت او را به عهده داشت. دو تن در اين سلسله حكومت كردهاند، آخرين آنان عبدالملك دوم در 289 هـ به دست محمود برافتاد.
در اين دوره بعضي حكومتها هم بودند كه از سامانيان تبعيت ميكردند و در دربار خود شاعران و مداحاني داشتند. مهمترين آن حكومتها عبارت بودند از: 1ـ آل عراق درخوارزم كه پايتخت آنان شهر كاشان بود؛ 2ـ مأمونيه در خوارزم، دانشمنداني چون ابوريحان بيروني، ابونصرعراق، ابوسهيل مسيحي و ابن سينا در دربار آنان بودند؛ 3ـ آل محتاج يا چفايان در ماوراء النهر كه دقيقي و فرخي در دستگاه آنان بودند؛ 4ـ آل سميجور كه ابوالفرج سگزي در دربار آنان بود.
در نواحي گرگان و طبرستان همه سلسلههايي بودند. در مناطق شمال خاندانهاي ديگري چون ديلميان و غوريان يا آل شَنسَب حكومت ميكردند.
ادبيات در عهد سامانيان: اهميت سامانيان در آن است كه از خانداني ايراني بودند و به نژاد خود انسجام دادند. به تشويق شاعران پرداختند و نويسندگان را به ترجمة كتابهاي معتبر واداشتند. توجه آنان سبب شد ادبيات فارسي كه از زمان طاهريان و صفاريان پا گرفته بود، سريعتر راه كمال را بپيمايد و شاعران و نويسندگاني چون ابوشكور بلخي، رودكي سمرقندي، دقيقي طوسي و ابوعلي بلعمي به ظهور رسيد. حتي تأليف شناسنامه استاد طوس فردوسي كه بعدها به نام غزنويان رقم خورده است، در زمان اين سلسله آغاز شد.
ويژگيهاي اين عهد كه بايد مورد توجه قرار گيرد در آن بود كه پادشاهان مزاحمتي به ارباب فرقهها و مذاهب گوناگون ايجاد نميكردند. در دوره آنان كسي به دليل اظهار عقيدة علمي و ديني خود دچار آن مضيقههايي كه نويسندگان و انديشمندان دورة غزنوي و سلجوقي با آن مواجه بودند، نشدند.
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست