خوارزمشاهيان، آل كرت و قراختاييان
خوارزمشاهيان از غلامان و اميران ملكشاه سلجوقي بودند. انوشتگين به تدريج مقامي يافت و شحنة خوارزم شد. پس از وي هشت تن بر تخت نشستند و آخرين آنان جلال الدين منكبرتي در 628ه. وفات كرد. اين سلسله به دست مغولان برافتاد. آل كرت از نيمة قرن هفتم در خراسان امارت داشتند و پايتخت آنان شهر هرات بود. قراختاييان از امراي خوارزمشاه بودند كه در كرمان سلطنت كرده اند و استقلال نداشتند.
اوضاع ادبي و اجتماعي در عهد اين سلسله ها:
خوارزمشاهيان مردمي دليرو شعردوست و در عين حال ستمگر بودند و عمر خود را در عيش و خوشي به سر مي بردند تركان خاتون مادر محمد خوارزمشاه نفوذي عجيب بر پسر داشت. وزيران به صلاح ديد او عزل و نصب مي شدند جرجانيـّه در زمان خوارزمشاه از مراكز عمده علم و ادب بود. مولف مقدمه الادب و كشّاف و زين الدين سيد اسماعيل جرجاني مولف ذخيرة خوارزمشاهي در دربار ميزيستند. امام فخر رازي چند كتاب خود را به نام تكش خوارزمشاه تأليف كرده است. بهاءالدين محمد مويـّد بغدادي مولف التوسـّل الي الترسـّل در دربار تكش بود. محمد خوارزمشاه در زمان خود يكي از پادشاهان بزرگ دنياي اسلام بود. چون با ناصر خليفة عباسي مخالفت مي كرد مردم به مخالفت او برخاسته بودند. از كارهاي نكوهيدة او قتل مجدالدين بغدادي صوفي معروف بود. اين وقايع در اشعار برخي از شاعران بازتاب دارد. از تاريخ اجتماعي آل كريت اطلاع چنداني در دست نيست. مشهورترين امير آن سلسله ملك معـّزالدين حسين(732-771ه.) است كه سعدالدين تفتاراني كتاب معروف خود مطّول را به نام او تأليف كرده است. اين كتاب هنوز از كتابهاي درسي حوزه هاي علميـّه است. معروف است كه پادشاهان اين سلسله سست پيمان و بي وفا بوده اند. اما به هر حال نامي نيك در ادب از خود به يادگار نهاده اند. قراختاييان سلسله يي محلّي بود و هشتادوچهار سال در كرمان حكمراني كرده اند. اولجاتيو آخرين سلطان اين سلسله قطب الدين جهان شاه را به دليل بي كفايتي در سال 703ه. عزل كرد و كرمان را به شحنگان مغول سپرد.
شاعران و نويسندگان معروف خوارزمشاهيان و آل كرت و قراختاييان:
1: رشيدالدين وطواط: شاعر و نويسندة اين عهد است. در نظم و نثر فارسي و عربي در دست داشت. از آثار او علاوه بر ديوان، كتابي به نام حدايق الشحرفي دقايق الشعر در بديع در دست است. وفات وطواط در 573ه. رخ داده است.
2: سيد اسماعيل جرجاني: اسماعيل بن حسن بن محمدبن احمدحسيني جرجاني از پزشكان قرن ششم در 434ه. در گرگان به دنيا آمد و در 531ه. در مرو درگذشت. در سال 504ه. دخيره خوارزمشاهي را به نام قطب الدين خوارزمشاه به فارسي در طّب نوشت.
3: شمس قيس رازي: شمس قيس رازي در 614ه. در خراسان به خواستة يكي از فضلا كتابي به نام العجم في معبير اشعار العجم نوشت. كتاب به تاراج رفت و در 630ه. بار ديگر به تأليف آن پرداخت. اين كتاب مشتمل بر سه فن از فنون ادب:عروض، بديع، قافيه است. شمس قيس ظاهراً در نيمة اول قرن هفتم وفات يافته است.
4: سلطان العلما بهاءالدين ولد: محمد بن حسين بن احمد خطيبي ملقـّب به بهاءالدين و مشهور به سلطان العلما پدر مولانا جلال الدين رومي است. ظاهراً در 546ه. به دنيا آمده، در بلخ مجلس مي گفت و با فلسفه سخت مخالف بود چون محمد خوارزمشاه مجدالدين بغدادي يكي از شاگردان نجم الدين سنجري را در آب غرق كرد ميان سلطان العلما و خوارزمشاه اختلاف بالا گرفت. سرانجام سلطان العلما بلخ را ترك گفت و به آسياي صغير رفت و سرانجام در 628ه. در قونيه وفات يافت. يگانه اثر او معارف است كه مرحوم فروزانفر در دو جلد تصحيح كرده وبه چاپ رسانده است.
5: امام فخر رازي: فخرالدين محمدبن عمربن حسين رازي از علماي بزرگ اسلامي است. آثاري به عربي و فارسي دارد. جامع العلوم يا جامع از آثار فارسي او و مفاتيح الغيب يا تفسير كبير اثر عربي اوست كه از مهم ترين تفاسير قرآن است. امام فخر در 606ه. وفات كرده است.
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست