در سال 615ه. فرستادگان چنگيز به دربار خوارزمشاهيان آمدند. قراردادي امضا كردند. بلافاصله پانصد تن با كالاهاي گرانبها به ماوراءالنهر آمد. غايرخان حاكم اترار به طمع كالا همة آنان را كشت. خبر به چنگيز رسيد. سفيري پيش خوارزمشاه روانه كرد وسلطان كه به تأثير مادرش تركان خاتون از غايرخان حمايت مي كرد، سفير چنگيز را كشت. در 616ه. سيل سپاه مغولي به ممالك خوارزمشاه جاري شد. شهرها يكي بعد از ديگري سقوط كردندو چنگيز خود در 624ه. درگذشت. اما جانشينان او به كشورگشايي ادامه دادند. هلاگو در 654ه. قلاع اسماعيله را فتح كرد و در 656ه. بر المستقصم بالله خليفة عباسي چيره شد و بساط خلافت پانصد وبيست و پنج سالة عباسي را برچيد. ايلخانان مغول تا 756ه. بر تخت سلطنت بودند.

اوضاع اجتماعي و ادبي ايران در عهد مغول:

به طور خلاصه بايد گفت كه دورة آشوب و خونريزي و غارت بود. در اين دوره مراكز ادبي تغيير كرد. شاعران و نويسندگان به شبه قاره و آسياي صغير پناه بردند. شعر عرفاني به اوج كمال رسيد. خانقاهها گسترش يافتندو خانان مغول به تاريخ نويسي رو آوردندو مـّورخان را تشويق كردند. شعر درباري از رونق افتاد. زهد و عرفان زمينة اشعار بود. شعر غنايي هم طرفداراني داشت به سبب ظلم و بيداد پند و اندرز فزوني يافت. لغات عربي، تركي و مغولي وارد شعر و ادب شد. نثر از سادگي دور شد. آرايه هاي لفظي و معنوي كه در دورة پيش هم ديده مي شد در اين عهد فزوني گرفت. سجع پردازي در اواخر به اوج رسيد.. روي هم رفته نثر اين دوره مصنوع بود. نثر سعدي بديع و استثنايي بود. نثر او خاص سعدي است. نثر اين دوره نثر عطاملك جويني است در جهانگشا. در اواخر اين عهد وصّاف الخصره مولف تاريخ وصّاف در كار خود به افراط گراييد. وصّاف الخصره را مفسد زبان فارسي خوانده اند.

شاعران عصر مغول:

1: فريدالدين عطّار: فريدالدين ابوحامد محمد بن ابراهيم بن اسحاق معروف به عطّار در حدود سال 440ه. در كدكن نيشابور به دنيا آمد. از زندگي او اطلاع دقيقي در دست نيست. او از كودكي شيفتة تصّوف بوده. آثاري به وي نسبت داده اند كه همه از او نيست. مصيبت نامه، اسرارنامه، الهي نامه، مختارنامه و منطق الّطير از مثنويهاي معروف او و تذكره الاوليا از آثار منثور اوست كه به نثري ساده و شيرين نوشته شده است. بي ترديد مهارت عطّار در سرودن غزل عرفاني است ودراين فن كسي جز سنايي با او برابري نمي كند. سخنان عطّار در شيوايي و سوز و گداز برتر از سنايي است و تا حدي سرمشق شاعران عارف بوده است.