ايران از نظر موقع نسبي با يك ديدگاه دو مكاني از طرف جغرافيدانيان و سازمان ملل متحد مورد توجه قرار گرفته است. ديدگاه جغرافيدانان جايگاه آنرا در جنوب غربي آسيا تعيين كرده است كه ازشمال با كشورهاي تراكمنستان، آذربايجان، ارمنستان، جمهوري خودمختار نخجوان و درياي خزر، از جنوب با درياي عمان و خليج فارس، از مغرب با .تركيه و عراق و از مشرق با افغانستان و پاكستان همسايه است. ليكن در نشريات وابسته به سازمان ملل متحد جايگاه ايران در آسياي مركزي جنوبي جاي داده شده است كه اين نياز به بررسي‌هاي كارشناسانه و زمينه‌هاي علمي مختلف جغرافيائي دارد.

ايران داراي 7744 كيلومتر مرز خشكي و آبي است كه تقريباً 3/2 آن مرزهاي خشكي مي‌باشند. مرزهاي خشكي آن در طول تاريخ چند هزار ساله آن به كرات تغيير يافته و ثبات كنوني آن به حدود 50 سال مي‌رسد.

محدودة فعلي ايران بخش بزرگتري از فلات ايران است كه از شمال غربي به جلگة ارمنستان و از جنوب شرقي به جلگه سند، از جنوب غربي تا حوزة دجله و فرات و از شمال شرقي تا ماورالنهر امتداد دارد. تاريخ پيدايش انسان‌ها در اين كشور بسيار بيشتر از آن چيزي است كه در تأليفات جغرافيائي مردم مغرب زمين ديده مي‌شود. آنچه در آثار باستاني ديده مي‌شود گواه براين است كه حدود و ثغور امپراطوري‌هائي كه قدما در اين سرزمين تأسيس نموده‌اند در فواصل دوري از مرزهاي كنوني آن بوده است، زيرا ايرانيان اولين مردماني هستند كه در غرب آسيا محدودة سياسي تعيين كرده و در آن حكومت و مشي فرهنگي خاص خود را بوجود آورده‌اند. در بين سرزمين‌هاي همجوار ايران بخاطر موقعيت استراتژيكي ويژه‌اي كه داشت و آن ارتباط آسيا، اروپا و آفريقا است، براين اساس مركز تجمع توده‌ها و قبايل مختلف گرديد و در نتيجه پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در كسب فرهنگ و تمدن و ثروت‌هاي مادي نصيب مردم آن شد

زبان فارسي كه معرّف اين سرزمين و مردم آن است از چند هزار سال قبل يكي از لطيف‌ترين و روحاني‌ترين ادبيات جهان را در محدودة وسيعي از جهان بوجود آورد و از همين طريق منش و شخصيت اصلي قوم ايراني پايدار شد. احساس يكپارچگي و اتحاد زماني در بين توده‌هاي مختلف زباني و نژادي مردم آن قوي‌تر شد كه اكثريت مردم آن دين مبين اسلام در اختيار و در سايه آن منيّت‌ها و امتيازات خود باورانه اقويا محو و نابود گرديد.