جلگه خوزستان، استان فارس، قسمت شمال و شمال شرقي استان خراسان و سرزمينهاي واقع بين البرز و زاگرس قسمت‌هايي هستند كه داراي جمعيت متعادل مي‌باشند. جلگه خوزستان به خاطر ساختار رسوبي جزء كم عارضه‌ترين بستر جغرافيائي ايران محسوب مي‌شود. با آنكه توده‌هاي هوايي باران‌زا بهرة كمي به آن مي‌رسانند ليكن جريان و دريافت رودهاي پرآبي چون كارون، دز و كرخه از يكسو و ذخاير آبهاي زيرزميني بسيار غني از سوي ديگر پشتوانه پايان ناپذيري جهت بهره‌برداري از توان بسياد زياد كشاورزي و دامپروري آن مي‌باشند. با آنكه سيستم‌هاي بهره‌برداري سنتي توليد، مدتهاي مديدي است كه جاي خود را به روشهاي نوين بهره‌برداري داده‌اند ليكن بخاطر فقدان آموزشهاي علمي و فني جديد در پاره‌اي از نقاط كه جمعيت‌ها آمادگي پذيرش روش‌هاي بهره‌برداري جديد را ندارند، اين روش‌ها فراگير نگشته و اين موضوع ظرفيت توليد را از توان واقعي آن پائين‌تر قرار داده است. چنانچه مراحل كاشت، داشت و برداشت گياهان زراعي همانند آنچه در كشورهاي توسعه يافته جهان متداول است به عمل درآيد، اين جلگه مي‌تواند كشور را از ورود همه اقلام زراعي مورد نياز باز دارد. با اين حال اين جلگه نگهداري جمعيت متعادل خود را مديون ذخاير سرشار از نفت و گاز مي‌باشد كه متجاوز از يك قرن قبل مورد استخراج و پالايش قرار گرفته و پس از چالش‌هاي سياسي متعدد كه از ابتداي نيمه دوم قرن بيستم شروع و تا زمان حال ادامه دارد، بخش اعظم آن بصورت خام و يا پالايش شده به كشورهاي مختلف جهان صادر مي‌شود. چنانكه در صفحات پيش اشاره شد جمعيت خوزستان اكثراً مهاجر و از ساير نقاط ايران به اين منطقه آمده‌اند. فرق اين مهاجرين يا ساير مهاجريني كه به اماكن مختلف شهري و روستائي وارد مي‌شوند اين است كه مهاجرين خوزستان و اكثر آنهائي كه در صنايع استخراج، پالايش و صدور نفت و گاز اشتغال دارند، درجات مختلفي از سطوح تحصيلي را دارا بوده و نقش آنان در چرخه توليد و صدور نفت قابل اهميت مي‌باشد. با اين حال جنگ تحميلي عراق عليه ايران خوزستان را همانند ساير مناطق غربي كشور به مدت نزديك به يك دهه دچار نابساماني حاصل از جنگ نموده و ميلياردها دلار به صنايع بنيادي و اوليه آن خسارت وارد كرده است. استان فارس يكي ديگر از مناطقي است كه از نظر تراكم جمعيت وضع متفاوتي دارد. اين حالت مديون خاكهاي حاصلاخيز، زمين‌هاي مسطح و وسيع، ريزش‌هاي جوي و منابع آب كافي، استقرار صنايع و مراكز آموزش عالي و انواع ديگر جاذبه‌هاي جمعيتي است.

شمال و شمال شرقي خراسان و زمينهاي واقع بين البرز و زاگرس نيز به خاطر عواملي از قبيل خاك خوب ريزش‌هاي جوي نسبتاً با اهميت، فعاليت‌هاي دامپروري، صنايع كارخانه‌اي و از جمله پتروشيمي و گاز داراي تراكم متعادلي از جمعيت مي‌باشد.

از آنچه تاكنون مورد بحث و بررسي قرار گرفت معلوم مي‌شود كه عواملي مانند ريزش‌هاي جوي، زمين مناسب كشاورزي، خاك خاصل‌خيز و وجود آبهاي سطحي و زيرزميني، حياتي‌ترين نقش را در الگوي توزيع جمعيت ايران بازي كرده است. جلگه‌هاي سواحل شمالي بيشترين ريزش‌هاي جوي و آبهاي سطحي را دريافت مي‌كنند. همواري و يكنواختي اين جلگه‌ها شرايط آمايشي بهتري را سبب شده و حاصلخيزي خاك را از جنبه كيفي بالا برده است. قسمت‌هاي زيادي از كشور داراي زمين‌هاي وسيع، مسطح با حاصلخيزي رضايت بخش مي‌باشند كه در صورت تامين آب و يا رعايت تقويم زماني براي بهره‌گيري از ريزشهاي جوي مي‌توان ذخاير غذايي كشور را افزايش داد. در صورت توجه و كاربري تجارب و روش‌هاي جديد توليد، هسته‌هاي جديد جمعيتي در بسياري از نقاط كشور بوجود خواهد آمد و از فشار جمعيت در مراكز پر تراكم كاسته خواهد شد.