هنر در روزگار مادها و هخامنشيان
هنر مادها: آثار هنري نسبت داده شده به مادها، به علل گوناگون چون دورة نسبتاً كوتاه حكومت و درآميختگي تمدن و فرهنگ آنان با هخامنشيان از نظر شمار اندكند، اما برخي از اشياء گنجينه هاي جيحون و زيويه به آنان نسبت داده شده است. در ميان پيشكش آورندگان در سنگ نگاره هاي تخت جمشيد آنان حامل دست ساخته هاي فلزي، جنگ افزار و زيورهاي زرينند كه نشانة مهارتشان در فلزكاري به شمار مي آيد. برخي از باستان شناسان نيز در آثار به دست آمده از لرستان، حسنلو و كلاردشت قرابتي با هنر مادي يافته اند.
هنر هخامنشيان: هنرهخامنشيان چون ديگر ويژگيهاي اين امپراتوري ـ چه از ديدگاه سياسي- اجتماعي و چه از نظر فرهنگي – هنري – در جهان باستان همانند نداشت. تمدن هخامنشي برخلاف تمدن يوناني كه از نظر تشكيلات سياسي هرگز از دولت شهرها تجاوز نكرد، شاهنشاهي بزرگي از ملتها و نژادهاي گوناگوني پديد آورد و امپراتوري وسيعي را شكل بخشيد كه در به هم پيوستگي و روابط انساني حاكم بر آن، نه تنها در جهان باستان ، كه در دنياي جديد نيز مانند آن شكل نگرفت. اين ويژگي را در هنر هخامنشي نيز به خوبي و آشكارا مي توان ديد.
هنر هخامنشي را برخي از پژوهشگران آميزه اي از هنر ملتهاي گوناگوني مي دانند كه دولت جهاني هخامنشي را تشكيل داده بودند. درست است كه اين هنر عواملي را از هنرهاي سرزمينهاي تابع خود چون اورارتو، بابل ، آشور، ماد و حتي سرزمينهاي بسيار دور چون مصر و جز آن برگرفته بود، اما اين عوامل را با روح لطيف و هنر ملي ايراني چنان درآميخت و پديده اي چنان بديع پديد آورد كه شايستة امپراتوري بزرگي شد كه از شمال آفريقا تا سيبري و از دانوب تا سند گسترش يافت. ويژگي مهم اين هنر آن بود كه آزادي عمل و خلاقيت هنرمندان سرزمينهاي تابع را نيز حفظ كرد. ويژگي ديگر هنر هخامنشي اين بود كه برخلاف هنر بسياري ديگر از ملتها از جمله بونان و مصر، هنر جهان خدايان يا دنياي مردگان نبود، بلكه هنر مردم زنده اي بود كه امپراتوري هخامنشي را تشكيل مي دادند. اين ويژگيها چون پلي هنر شرق و غرب متمدن جهان را به هم پيوند مي داد.
ساختن بنا بر صفه هاي سنگي از ويژگيهاي معماري اين عصر است. اين ويژگي را از تخت سليمان تا تخت جمشيد مي توان پي گرفت. در پاسارگاد كه نخستين پايتخت هخامنشي به شمار مي آيد و به روزگار كوروش بزرگ ساخته شد، افزون بر چند تالار ستون دار و چند كاخ بزرگ و كوچك و آثار بازمانده از بناهاي ديني مانند آتشكده ها، مقبرة خود كوروش نيز برپا شده است. اين مجموعه كه همگي از سنگ تراشيده و بيشتر با سنگ نگاره ها و پيكرههاي گوناگون آراسته شده بود، در حصاري سنگي با دروازه هاي بزرگ و كوچك محصور بود، افزون بر آن، در فاصلة آنها آثار آب نماها و حوضهايي را مي توان ديد. هرچند از اين مجموعه امروز تنها آرامگاه كوروش بر سكويي 6 طبقه و به صورت اتاقي منفرد با پوششي خرپشته مانند كه همه با تخته سنگهاي بزرگ مرمر مانند بنا شده، باقي مانده است، اما همين بنا كه روي هم رفته 11 متر ارتفاع دارد، آغازي درخشان در معماري هخامنشي به حساب ميآيد.
به روزگار شاهنشاهي روبه گسترش هخامنشي ، داريوش پايتخت را به شوش انتقال داد و ساختن كاخهاي تازه را در اين شهر كهن آغاز كرد. كاخ مشهورآپاداناي او را، برپاية كتيبة برجاي مانده، هنرمنداني كه از سراسر امپراتوري – از ايوني و مصر تا سند و بابل – آمده بودند و با مواد و مصالحي چون چوب درخت سدر لبنان، عاج حبشه، فيروزه و عقيق خوارزم و سند به دست بنايان و معماران مادي و ايوني و ساردي برپا داشتند. اين كتيبه توانايي ايرانيان را در بهره گيري از هنر و ابزارها و مواد همة سرزمينهاي تابع شاهنشاهي هخامنشي نشان مي دهد، در حالي كه بازماندة آثار آپاداناي شوش خود نمودار معماري نوي است كه به هنر معماري هيچ يك از ملتهاي تابع داريوش بزرگ شباهت ندارد و كاملاً بنايي بديع و تازه با روح و شكل و ساختار ايراني است و هنري نو به شمار مي آيد، سقف تالارهاي ستوندار اين كاخ بر رديفي از ستونهاي شياردار بلند و برپاية ستونهايي از سنگ تراش خورده و سرستونهايي به شكل پيكرة گاو استوار بود كه از كف تا سقف تالار 20 متر بلندي داشت، چنين بلندپروازي و چيره دستي در معماري را پيش از اين در هنر هيچ ملتي نمي توان ديد. كاشيهاي لعابدار مينايي كه ديوارهاي كاخ را آراسته بود، از زيباترين آرايههايي است كه در تزيين بناهاي مشهور دنياي باستان به كار برده شده است. كاخهاي ديگري نيز در شوش پس از آپادانا برپا شد كه در سترگي بنا و زيبايي آرايه ها با آن برابري مي كرد. مجموعه عظيم تخت جمشيد نيز كه بر صفه اي گسترده در نزديكي شيراز برپا شد،عظمت معماري هخامنشي را نشان مي دهد. اين مجموعه را- كه تا پايان عصر هخامنشي كار ساختمان در آن ادامه داشته است- بيش از 18 بناي شناخته شدة بزرگ و كوچك تشكيل مي دهد. پلكاني دو طرفه با پله هايي كوتاه و ظريف تراشيده شده بدان سان كه پادشاهان هخامنشي سوار براسب به راحتي از آن بالا مي رفتند، از زمين تا سطح صفه ساخته شده است. بناهاي بزرگي چون كاخ 100 ستون، كاخ 100 دروازه با تالار تخت، كاخ خشايارشا، تالار 99 ستون در كنار كاخهاي كوچكتر چون آپادانا با طرحي استادانه در كنار هم قرار دارند.
ستونهاي شياردار و بلند تخت جمشيد كه در ارتفاع از بلندترين ستونهاي ساخته شده در معماري يونان بلند قامت ترند، ستونهاي خوش تراش گلدان مانند و سرستونهاي پر تزيين كه به پيكره هاي شير، گاو، عقاب و گاهي دو سر انسان منتهي مي شوند، سقفهاي گستردة اين بناها را برخود نگاه مي داشته اند، سنگ نگاره ها بيشترين بخش آراية بنا را در معماري تخت جمشيد شامل مي شود و ديوارة پلكانهاي آپادانا، دروازة خشايارشا، دروازه تمام ملل و ديوارها و درگاهها را در بسياري از بناهاي بازمانده تخت جمشيد مي آرايد. اين سنگ نگاره ها افزون بر جنبة تزييني و نمادي نشان دهندة برگزاري مراسم نوروزي است. نقشهايي كه بر ديوار پلكان كاخ آپادانا وجود دارد، نمايندگان 23 كشور تابع امپراتوري هخامنشي را نشان مي دهد كه هدايايي از كشورهاي خود به ارمغان آورده اند.
در ساختار هنر هخامنشي ، هنرهاي تزييني جايگاهي ويژه دارد. گستردگي سرزمينهاي زير فرمان هخامنشيان و تجارت جهاني كه در پرتو توانمندي آنان رونق بسيار يافته بود، به ويژه رواج سكه هاي زرين و سيمين هخامنشي ، خريد و فروش كالاهاي ساخته شده از فلزات گرانبها را كه بين دورترين نقاط شرق و غرب امپراتوري مبادله مي گرديد، آسان مي ساخت و همين امر سبب تاثيرگذاري هنرملل تابع در يكديگر مي شد. گرايش به طبيعت و گاهي پيروي كامل از آن در هنر هخامنشي از پيكر تراشي تا زرگري جاري بود. ايجاد نقشهاي برجستة بيرون زده از اشياء چون گذشته همچنان رواج داشت. شماري از ظرفهاي سيمين و زرين به ويژه جامها و صراحيهاي بازمانده از اين دوره به صورت پيكرة شير، گاو، بزكوهي و جز آن ساخته شده اند، زرگران چيره دست عصر هخامنشي در ساختن آرايه هاي گوناگون براي هرگونه كاربردي – از سنجاقهاي سر و زينتهاي لباس ، تا نيامهاي نقش دار شمشير و كارد- هنرمندي نشان داده اند.
دست بافته ها و قاليها و گليمهاي ايران عصر هخامنشي از شهرت جهاني برخوردار بود. كشف كهنترين فرش دست بافت گره و پرزدار از كاوشهاي باستان شناسي گورهاي يخ بستة بازيريك در ناحية آلتايي شواهد تاريخي اين امر را به اثبات مي رساند. طرح ميانة اين قاليچه، يعني ستاره هاي چهار پر را پيش تردر برنزهاي لرستان مي يابيم. نقش سواركاران مادي با اسبهايي كه بي كم و كاست چون اسبهاي سنگ نگاره هاي تخت جمشيد آراسته شده اند و گوزنهاي خالدار پهن شاخي كه از خوزستان تا شمالي ترين بخشهاي شرق امپراتوري هخامنشي مي زيسته اند، بر حاشيه هاي آن ديده مي شود. اين قاليچه با اندازة 200×183 سانتي متر در مجموع داراي 000/250/1 گره متقارن است و در موزة ارميتاژ سن پترزبورگ نگاهداري مي شود، در همان كاوشها قطعه هاي پشمي گليم بافتي كه شهبانوهاي هخامنشي را به هنگام اجراي مراسم در پيش آتشدان نشان مي دهد، به دست آمده است. همانند اين نقش را بر سنگ نگاره هاي تخت جمشيد كه شاهنشاه را در برابر آتشدان نشان مي دهد، ميتوان ديد.
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست