زردي
علائم و نشانه ها
در بسياري از موارد علائم زردي نوزاد در دومين يا سومين روز بعد از تولد ظاهر ميشود و شامل زردي پوست، زردي چشمها و در بسياري از موارد ضعف و بيحالي ميباشد.
علائم در ابتدا در صورت نوزادي ايجاد ميشوند و سپس سينه و شكم درگير شده و گاهي زردي به پاها نيز كشيده ميشود. يكي از راههاي ساده تعيين زردي در هر نوزادي آن است كه با انگشت به آرامي بر روي سطح پوست پيشاني يا بيني نوزاد فشار دهيم . اگر بعد از فشار پوست همچنان زرد به نظر برسد، احتمالاً نوزاد مبتلا به زردي خواهد بود. بهتر است اين تست در روز انجام شود. بعلاوه در صورت زرد شدن سفيدي چشم، زردي محتمل است . معمولاً در نوزادان كامل، زردي نوزادي يك هفته تا 10 روز طول ميكشد. اگر نوزاد نابالغ باشد يا اينكه شيرمادر خود را بخورد، ممكن است زردي بيشتر طول بكشد.
علت زردي چيست
گاهي اوقات زردي به دليل ساير عوامل رخ ميدهد. اگر زردي در زمان تولد و يا در طي 24 ساعت اول رخ دهد، ميتواند به دليل كوفتگي شديد، عفونت خوني و يا ناسازگاري خون بين مادر و جنين باشد. اگر زردي در هفته دوم يا بعد از آن رخ دهد ميتواند به دليل اختلال عملكرد كبد، عفونت شديد، اختلالات آنزيمي و يا اختلالات گلبولهاي قرمز باشد. كوفتگي و ضربه خوردن در ي زايمان. اگر در حين از كانال زايماني، اين عمل راحت صورت نگيرد، تحت تأثير كوفتگيها ، گلبولهاي قرمز بيشتري شكسته خواهند شد و در نتيجه بيليروبين بيشتري ايجاد خواهد گرديد.
تغذيه با شير مادر
كودكاني كه با شير مادر تغذيه ميشوند شانس بيشتري جهت ابتلا به زردي دارند، اما اين افزايش احتمال بسيار اندك ميباشد و نبايد فقط به خاطر اين مسأله از ساير مزاياي بسيار خوب شير مادر صرفنظر نمود. به علاوه اگر شير مادر خوب ترشح نشود، وزنگير شيرخوار نخواهد بود و زردي را شديدتر خواهد كرد. افزايش تعداد دفعات شيردهي به صورت هشت تا 10 بار در روز منجر به افزايش حركات رودهاي شده و احتمال ابتلا را كاهش خواهد داد. زردي ناشي از تغذيه با شير مادر معمولاً چهار تا هفت روز بعد از تولد رخ ميدهد و چند هفته ممكن است طول بكشد. ترخيص زودرس از بيمارستان : از آنجائي كه بيليروبين در روز دوم و سوم بعد از تولد شروع به بالا رفتن ميكند، نوزاداني كه زودتر از 72 ساعت بعد از تولد از بيمارستان مرخص ميشوند. ريسكبيشتري جهت ابتلا به زردي در خانه خواهند داشت. قبل از آنكه ترخيص زودتر از موعد رايج شود. معمولاً زردي در بيمارستان تشخيص داده ميشد و تحت درمان قرار ميگرفت.
در چه زماني بايد به پزشك مراجعه كرد
در طي چند روز اولي كه نوزاد به خانه برده ميشود، حتماً مراقبت بروز زردي باشيد. اگر نوزاد مبتلا به زردي شد و يا به نظر بيمار آمد حتماً به پزشك مراجعه نمائيد. به علاوه در صورت وجود موارد زير نيز حتماً زردي بايد چك شود. اگر رنگ پوست زرد روشن باشد و اگر زردي بيشتر از يك تا دو هفته طول بكشد، نوزاد وزن نگيرد و دچار هرگونه علائمي شود كه منجر به نگراني والدين شود. اگر نوزادي در سن 36 تا 38 هفتگي متولد شود (چند هفته زودتر) حتماً مراقب بروز زردي و به دكتر مراجعه كند.
عوارض زردي نوزاد
چرا از زردي نوزاد اين همه واهمه داريم ؟ زردي نوزاد اگر به موقع تشخيص داده شود و درمان گردد هرگز مشكلي به وجود نخواهد آمد، اما كمترين اهمال در اين مورد، سبب بروز عواقب ناخوشايندي خواهد شد. زيرا افزايش بيليروبين غيرمستقيم و رسيدن آن به حدود معيني سبب ميشود كه اين ماده در سلولهاي مغز رسوب كند و آنها را از بين ببرد و نهايتاً مجموعه علايمي به وجود آورد كه به آن كرنيكتروس1 ميگويند. علايم كرنيكتروس بر حسب شدت و ضعف آن متفاوت است و عمدتاً عبارت است از شيرنخوردن نوازد، بيحالي، خوابآلودگي، از بين رفتن رفلكسهاي نوزادي، تشنج ، قطع تنفس و گرفتگي عضلاني به طوري كه عضلات سرو گردن و دستها و پاها به شدت منقبض شده، به طرف عقب كشيده ميشوند.
اگر نوزاد در اثر شدت بروز علايم فوق فوت نكند و زنده بماند پس از چند ماه تا چند سال، عوارض مغزي به صورت كري، كوري، فلج اندامها، حركات غيرارادي، كندذهني و عقبافتادگي شديد رواني و تشنجهاي مكرر بروز مينمايد.
چگونه با زردي نوزاد برخورد كنيم
بعضي از والدين در مقابله با زردي نوزاد خونسردند و اهميتي به آن نميدهند و با دادن داروهاي گياهي مانند خاكشير و ترنجبين به نوازد، به مداواي آن ميپردازند. گروه ديگر با مشاهده مختصر زردي در نوزاد مضطرب و ناراحت ميشوند و از اين نظر ميتوان گفت برخورد هر دو گروه با مسأله نادرست است زيرا اولاً به هيچوجه نبايد در موقع بروز زردي در نوزاد بيتفاوت و خونسرد بود و ثانياً با توجه به درمانپذير بودن اين عارضه، دليلي براي اضطراب وجود ندارد.
درمانهاي زردي نوزادي چگونهاند
تجويز داروهاي گياهي به نوزادان مبتلا به زردي آن طوري كه مرسوم است هيچگونه اثر شناختهشدهاي ندارد و لذا نبايد اين داروها را به نوزاد داد. زردي فيزيولوژيك چون بسيار خفيف و گذراست احتياج به درماني خاصي ندارد و خود به خود بهبود مييابد و زرديهاي پاتولوژيك با توجه به علل آن درمان ميشوند البته در ضمن درمان علت اصلي بيماري بايد به كاهش زردي نيز اقدام نمود. اقداماتي كه براي كاهش زردي انجام ميشود عبارت است از فوتوتراپي و تعويض خون.
فوتوتراپي : تاباندن نور چراغ فلورسنت به سطح بدن نوزاد، سبب شكسته شدن مولكول بيليروبين و تبديل آن به يك ماده بيضرر ميگردد. لذا براي اين منظور از دستگاهي كه براي اين كار تعبيه شده استفاده مينمايند و نوزاد را بدون لباس و برهنه در حالي كه چشمهايش توسط نواري بسته شده در زير دستگاه ميخوابانند. زمان متوسط فوتوتراپي 3-2 روز است. فوتوتراپي را براي درمان انواع متوسط زردي يعني وقتي كه مقدار بيليروبين 10 تا 15 ميليگرم است به كار ميبرند.
تعويض خون : در موارد شدت زردي نوزادان كه ساير اقدامات نتيجه نداده و زردي از بدو تولد ظاهر شده باشد و بيليروبين روزبهروز در حال افزايش باشد از روش تعويض خون استفاده ميشود. در اين روش ضمن رعايت شرايط ضدعفوني، توسط دستگاه سادهاي خون سياهرنگ نافي نوزاد به تدريج گرفته ميشود و به همان مقدار خون سالم و تازهاي كه قبلاً آماده شده به وي تزريق ميگردد.
سه عامل سبب يرقان است :
1- بسته شدن راههاي صفرا كه يرقان انسدادي توليد ميكند.
2- بيماريهايي كه سبب خراب شدن گلبولهاي قرمز (هموليز) ميشوند كه در اين صورت يرقان حاصل را يرقان هموليتيك گويند.
3- بيماريهاي كبد.
يرقان انسدادي
دراين يرقان صفرا نميتواند مسير عادي خود را بپيمايد و به كيسه صفرا يا دوازدهه بريزد و در مسير راههاي صفرا چه در داخل كبد و يا چه در خارج مانع وجود دارد.
نشانه ها
1- زرد شدن سفيدي چشمها، مخاط و پوست بدن.
2- دفع مدفوع سفيدرنگ.
3- زرد و پررنگ شدن ادرار زيرا مقداري بيليروبين به خون باز ميگردد و از راه ادرار دفع ميشود.
4- خارش : نمكهاي صفرا كه در زير پوست گرد ميآيد سبب خارش ميشود.
5- خونريزي : در يرقان انسدادي صفرا به روده نميريزد لذا ويتامين كا ساخته و يا جذب نميشود و در نتيجه پروترومبين خون نقصان مييابد و خونريزيهاي طولاني عارض ميشود.
عوامل ايجاد زردي
1- افزايش تخريب گلبول قرمز در بدن و در نتيجه افزايشبيليروبين. 2- اختلال در ورود بيليروبين به كبد و برگشت دوبارهي آن به خون. 3- كمبود آنزيمهاي كبدي كه مانع تبديل بيليروبين غيرمستقيم به مستقيم ميشود. 4- اختلال در دفع صفرا. دراينجا پاسخ سوال اول بسيار آسان به نظر ميآيد يعني، نوزاداني كه بعد از تولد دچار زردي ميشوند در يكي از مراحل فوق دچار اشكال هستند و نوزاداني كه بعد از تولد دچار زردي نميشوند، در هيچكدام از مراحل فوق مشكلي ندارند.
نوزاداني كه بعد از تولد دچار زردي ميشوند به دو دسته بزرگ تقسيم ميگردند. الف) نوزاداني كه دچار يرقان فيزيولوژيك هستند؛ ب) نوزاداني كه دچار زردي پاتولوژيك (مرضي)هستند.
چگونه زردي فيزيولوژيك را از زردي پاتولوژيك تشخيص بدهيم
تشخيص اين دو نوع زردي از هم كار سختي نيست؛زيرا اولاً زردي فيزيولوژيك هميشه 36 ساعت پس از تولد شروع ميشود و نوزاد در روز اول كاملاً طبيعي است در حالي كه زردي پاتولوژيك در بيشتر موارد در موقع تولد هم وجود دارد. ثانياً زردي فيزيولوژيك هميشه خفيف و گذراست و مقدار بيليروبين حتي در نوزاد نارس از 10 ميليگرم در صد ميليليتر خون تجاوز نميكند و از روز دهم تولد به بعد كاملاً از بين ميرود، در حالي كه زردي پاتولوژيك اغلب اوقات شديد است و ممكن است مقدار بيليروبين از 20 ميليگرم تجاوز كند و نياز به اقداماتي مثل تعويض خون به وجود آيد و از دهمين روز تولد به بعد هم ممكن است در بدن باقي بماند و زردي نوزاد هفتهها طول بكشد. ثالثاً در زردي فيزيولوژيك نوزاد علامت ديگري غير از زردي ندارد، ولي در زردي پاتولوژيك، نوزاد ممكن است علاوه بر زردي، دچار علايمي چون بيحالي، نخوردن شير، خونريزيهاي زيرجلدي، كمخوني، بزرگي كبد و طحال باشد.
علل بروز زردي در نوزاد : زردي فيزيولوژيك در نوزاد به علت كمكاري و نارس بودن كبد به وجود ميآيد؛ يعني كبد نوزاد به خصوص نوزاد نارس توانايي تبديل بيليروبين غيرمستقيم را به مستقيم ندارد؛ لذا بيليروبين غيرمستقيم افزايش مييابد و زردي ظاهر ميشود. بعد از 7-1 روز كه كبد توانايي لازم براي تبديل و دفع بيليروبين را پيدا ميكند، زردي نوزاد كاهش يافته، از بين ميرود.
اما زردي پاتولوژيك برعكس زردي فيزيولوژيك علل متعدد و متنوعي دارد، كه شامل اختلال در يكي از مراحل توليد و دفع بيليروبين است. بعضي از علل شايع زردي پاتولوژيك در نوزاد عبارتند از : هموليز گلبولهاي قرمز در اثر عفونتها، و ناسازگاريهاي Rh و گروههاي خوني، اختلالات آنزيمي مادرزادي كبد، هپاتيتهاي عفوني مادرزادي و انسداد مجاري صفرا و غيره.
يكي از بيماريهاي زردي شامل هپاتيت B است.
هپاتيت B
تعريف :
بيماريعفوني است كه نشانههاي بيماري ممكن است از حالات مخفي كه فقط با آزمايشهاي كبدي قابل تشخيص است تا اشكال بسيار شديدي كه منجر به مرگ ميشود متغيير باشد.
علائم :
بيماري معمولاً ناگهاني با تب خفيف يا بدون علامت با نشانههاي بياشتهايي، ناراحتيهاي مبهم شكمي، حالت تهوع و استفراع و درد مفاصل شروع ميشود و اغلب با يرقان نيز همراه است كه در اين هنگام پوست و ملتحمه چشم زرد رنگ شده و ادرار پررنگ و كدر ميشود.
دوره نهفتگي :
معمولاً بين 45 تا 160 روز ميباشد كه گاهي ممكن است بيشتر طول بكشد كه اين بستگي به مقاومت و تعداد ميكروب و راه ورود آن به بدن فرد دارد.
دوره واگيري :
خون افراد آلوده هفتهها قبل از شروع اولين علائم بيماري قدرت آلودهكنندگي دارد و ممكن است بعضي بيماران به صورت حامل در آيند كه دراين صورت تا زماني كه فرد حامل ميكروب باشد قدرت آلوده كنندگي دارد.
راههاي سرايت :
انتقال به صورت مستقيم و غيرمستقيم از طريق زير صورت ميگيرد :
1- از شخص بيمار به شخص سالم از طريق تماس جنسي، ترشحات و بزاق.
2- از طريق مادر به جنين يا نوزاد در دوران حاملگي (از طريق جفت) ، حين زايمان (بعلت آلودگي ترشحات كانال زايمان)و بعداز زايمان (از طريق شير)
3- از طريق انتقال خون و فرآوردههاي خوني و يا استفاده مشترك از ابزار آلوده به خون مثل لوازم پزشكي، سرنگ ، سوزن .......
مراقبت و پيشگيري :
1- واكسيناسيون (خصوصاً واكسيناسيون كودكان در بدو تولد و افراد در معرض خطر بيماري)
توجه : افراد در معرض خطر در دستورالعمل ايمنسازي كشوري مشخص شدهاند.
2- آموزش به مردم (خصوصاً افراد در معرض خطر بيماري) در مورد نحوه انتقال بيماري.
3- جمعآوري و دفن صحيح سرنگ و سر سوزنهاي مصرفي (بهتر است در قوطيهاي فلزي دربدار جمعآوري شده و دفن گردند.)
4- استفاده از وسايل استريل در تزريقات و پانسمان.
5- آموزش به آرايشگاهها در مورد استفاده از تيغ يكبار مصرف و ضدعفوني وسايل كار.
6- گزارش و ارجاع فوري موارد مشكوك به مركز بهداشتي- درماني و پيگيري را بايد آغاز كرد.
كاسني : مقوي كبد و معده
كاسني با نام علمي CICHORIUM ، گياهي از خانوادهي گل مينا (COMPOSITAE) ميباشد. كاسني، گياهي علفي است كه ارتفاع آن به طور متوسط به يك ميرسد؛ داراي ريشههاي فوق و نسبتاً طويل ميباشد. بر روي برگها، بريدگيهاي عميقي وجود دارد كه در قسمت انتهايي شبيه به مثلث ميشوند. گلهاي رنگ بسيار زيادي دارد. عمر اين گياه با توجه به شرايط زندگي، يك ساله، دوساله يا چند ساله ميباشد. كاسني در نواحي نسبتاً مرطوب، با ارتفاع كم رشد ميكند . بومي نواحي اروپا، هندوستان و مصر ميباشد. البته گسترش ان در دنيا زياد است و در نقاط ديگر از جمله آسيا ، آفريقا و قسمتهايي از آمريكا هم ميرويد.
كاسني، در نقاط مختلف ايران به طور خودرو وجود دارد. قسمتهاي مورد استفادهي آن، ريشه و برگهاي آن ميباشد. البته ممكن است به غير از برگها از قسمتهاي هوايي گياه نيز استفاده شود.
كاسني با نام عمومي CHCPRY در جهان معروف ميباشد و نقاط اصلي رويش آن در ايران شامل نواحي كم ارتفاع البرز، قزوين، رشت، اطراف تهران، كرج، آذربايجان ، رودبار، اروميه، لاهيجان، بلوچستان، بجنورد، مشهد، فريمان و بسياري از نقاط ديگر ميباشند.
تركيبات مهم
ريشهي اين گياه، حاوي حدود 8 درصد پليساكاريد به نام اينولين (INULIN) است. تركيبات تلخ از جمله لاكتوسين (LAKTUCIN )و لاكتوكوپيكرين (ACTUCOPICRIN) شيكوريك اسيد، فلاونوئيدها، گلوكوزيدها ، قندها و تاننها از ديگر تركيبات ريشه ميباشند. همچنين ريشهي گياه، حاوي بسياري تركيبات بخار شوندهي معطر است. استوفنون (ACETOPHENPNE) شاخصترين آنها ميباشد.
خواص دارويي كاسني
قلب، كبد و كليه را فعال ميكند.
كاسني گياهي پايا ، علفي به ارتفاع 5/0 تا 5/1 متر است. ريشهاي قوي و دراز به رنگ قهوهاي دارد. برگهاي آن متناوب پوشيده از تارهاي فراوان در اطراف و گلبرگهاي مياني است. قسمت مورد استفاده كاسني، برگ، ريشه و دانه آن است.
فوايد :
اين گياه در پزشكي اهميت بسياري داشته است. به طوري كه ابنسينا پزشك مسلمان در مورد گياه كاسني و خواص آن رسالهاي نوشته است.
دانشمندان علم گياهشناسي براي اين گياه خواص و آثار زير را برشمردهاند :
- كاسني باز كننده و حمل كننده ماده بيماري كبد است.
- كاسني مسكن عطش و حرارت دروني است. كاسني در درمان التهابات معده و پاك كردن مجاري ادراري، موثر است.
- اگر آب پخته كاسني را با سنكنجبين ميل كنيد بهترين داروي تبهاي طولاني و مداوم است.
- ماليدن آب كاسني به محلهاي خارش بدن بسيار مفيد است.
ت غرغره آب كاسني با فلوس براي درد گلو، ورم و سوزش گلو مفيد است. فرمول مذكور براي درمان ورم حلق (لارنژيت) و تورم مفصلي نافع است.
- مصرف تخم كاسني، كمي با حالت تهوع همراه است كه بايد در آن سكنجبين اضافه كنيد.
- ريشه كاسني در باز كردن و روان شدن اخلاط بسيار موثر است.
- ريشه كاسني ، مجاري گوارشي را پاك ميكند و بهترين تصفيه كننده خون است. ريشه كاسني در از بين بردن ورم خيلي موثر است.
- ريشه كاسني بهترين دارو براي آب آوردن شكم است و در نفخ و تحليل مواد بسيار نافع است. ريشه كاسني براي تقويت معده، زياد كردن ادرار و رفع درد مفاصل و ضديرقان مفيد است.
- عرق كاسني كه از گياه تازه كاسني گرفته شده باشد براي خنكي به كار ميرود.
- برگهاي كاسني داراي املاح پتاس است و جوشانده آن براي تصفيه خون ، تقويت معده و اعضا به كار ميرود.
كاسنيها انوع مختلف دارد كه ريشه و برگهاي آن در پزشكي در بهبود تبها، يرقان (زردي) و انسداد مجاري صفراوي مفيد است.
- تمام قسمتهاي كاسني مخصوصاً ريشه و برگ آن، محرك صفرا است و به عمل هضم كمك ميكند و اثر آن در نارساييهاي كبدي، قولنجهاي كبدي و ناراحتيهاي صفراوي بارز است.
كاسني در ازدياد نطفه و زيبايي چهره كودك تازه متولد مفيد است.
كاسني انسان را از ابتلا به قولنج نگاه ميدارد.
- كاسني، توان و نيروهاي بدني را تجديد ميكند. كاسني در ضعف اعصاب، ضعف چشم و فشار خون مفيد است.
كاسني، قلب، كليه، كبد را فعال و با نشاط ميگرداند.
كاسني رحم را به وظيفه طبيعي خود وا ميدارد.
- برگ كاسني ، داراي مقداري ويتامين « ث » است و لذا در حفظ جواني موثر است. برگ كاسني، زهر طحال را از بين ميبرد و كيسه صفرا، يرقان و دردهاي معده و كبدي را معالجه ميكند.
ريشهي اين گياه ، حاوي حدود 8 درصد پلي ساكاريدي به نام اينولين است. تركيبات از جمله لاكتوسين (LAKTUCIN) و لاكتوكوپيكرين (LACTUCOPRIN) ، شيكوريك اسيد، فلاونوئيدها ، گلوكوزيدها ، قندها و تاننها از ديگر تركيبات ريشه ميباشند. همچنين ريشهي گياه، حاوي بسياري تركيبات بخار شوندهي معطر است كه استوفنون (ACETOPHENPNE) شاخصترين آنها ميباشد.
اثرات مهم :
تركيبات محلول در آب كاسني، خاصيت مسكن دارند و بعضي از قندهاي موجود در آن (اوليگوساكاريدها OLIGOSACHARIDES) داراي خاصيت افزايش ميكروبهاي مفيد و كاهش باكتريهاي بيماريزا در روده ميباشند. مطالعات جديد نشان ميدهند كه برخي تركيبات موجود در كاسني، در مشكلاتي از جمله يبوست، اسهالهاي ميكروبي، سرطان و بيماريهاي قلبي- عروقي ، ميتوانند موثر واقع گردند.
همچنين طبق مطالعات انجام شده بر حيوانات آزمايشگاهي، مواد موثر كاسني ميتوانند از سرطان روده جلوگيري كند. از ديگر اثرات مفيدي كاسني، حفاظت كبد در برابر سموم كبدي است و اين اثر با مادهاي به نام تتراكلروكربن (CARBON TETRACHOLORIDE) به اثبات رسيده است.
عصارهي الكلي ريشهي كاسني، اثرات ضد ورم و ضد التهابي نيز دارد. از ديگر اثرات كاسني، اشتهاآوري و خاصيت ضدترش كردن معده را ميتوان نام برد. گياه كاسني، مانند ساير گياهان ممكن است عوارض محدودي ايجاد نمايد. اين عوارض شامل ايجاد حساسيتهاي پوستي و ايجاد درماتيت ميباشد كه اين امر به تركيبات لاكتوني آن مربوط است همچنين براساس مطالعهاي، ريشهي گياه كاسني ميتواند بعضي قارچكشها را جذب نمايد كه در اين صورت باعث سميت ميشود. البته موارد مذكور بسيار محدود ميباشند، ولي نبايد آنها را از نظر دور داشت.
مصرف كاسني از زمان قديم و حداقل از قبل ميلاد مسيح مرسوم بوده است. از جمله مصارف مهم اين گياه كه از قديم نيز رواج داشته، مصرف آن به عنوان مقوي كبد و كاربرد آن در بيماريهاي كبدي بوده است. امروزه نيز يكي از مصارف مهم آن در مشكلات كبدي است. همچنين اثراتي از جمله مقوي معده، مدر (ادرارآور)، تصفيه كنندهي خون، صفرا بر ، تببر ، اشتها آور، درمان نقرس، كمك در درمان رماتيسم، دفع رسوبات ادراري و رفع كمخونيبراي آن قائل ميباشند كه البته اين موارد در حال تحقيق بوده و در آيندهاي نه چندان دور موارد درماني قطعي و جديدي براي آنها پيشبيني ميشود.
تركيبات محلول در آب كاسني، خاصيت مسكن دارند و بعضي از قندهاي موجود در آن (اوليگوساكاريدها OLIGOSACHARIDES) داراي خاصيت افزايش ميكروبهاي كاهش باكتريهاي بيماريزا در روده ميباشند. مطالعات جديد نشان ميدهد كه برخي تركيبات موجود در كاسني، در مشكلاتي از جمله يبوست، اسهال، سرطان و بيماريهاي قلبي- عروقي، ميتوانند موثر واقع گردند.
همچنين طبق مطالعات انجام شده بر حيوانات آزمايشگاهي، مواد موثر كاسني ميتوانند از سرطان روده جلوگيري كند. از ديگر اثرات مفيد كاسني، حفاظت كبد در سموم كبدي است و اين اثر با مادهاي به نام تتراكلروكربن (TETRACHOLORIDE CARBON) به اثبات رسيده است.
عصارهي الكلي ريشهي كاسني، اثرات ضد ورم و ضد التهابي نيز دارد. از ديگر اثرات كاسني، اشتها آوري و خاصيت ضدترش كردن معده را ميتوان نام برد.
گياه كاسني، مانند ساير گياهان ممكن است عوارض محدودي ايجاد نمايد. اين عوارض شامل ايجاد حساسيتهاي پوستي و ايجاد درماتيت ميباشد كه اين امر به تركيبات لاكتوني آن مربوط است.
همچنين بر اساس مطالعهاي، ريشهي گياه كاسني ميتواند بعضي قارچكشهارا جذب نمايد كه در اين صورت باعث سميت ميشود. البته موارد مذكور بسيار ميباشند، ولي نبايد آنها را از نظر دور داشت.
مصرف كاسني از زمان قديم و حداقل از قبل ميلاد مسيح مرسوم بوده است. از جمله مصارف مهم اين گياه كه از قديم نيز رواج داشته، مصرف آن به عنوان مقوي كبد آن در بيماريهاي كبدي بوده است. امروزه نيز يكي از مصارف مهم آن در مشكلات كبدي است. همچنين اثراتي از جمله مقوي معده، مدر (ادرارآور) ، تصفيه كننده خون، صفرا بر، تب بر، اشتها آور، درمان نقرس، كمك در درمان رماتيسم، دفع رسوبات ادراري و رفع كمخوني براي آن قائل ميباشند كه البته اين موارد در حال تحقيق بوده و در آيندهاي نه چندان دور موارد درماني قطعي و جديدي براي آنها پيشبيني ميشود.
این وبلاگ دارای موضوع خاصی نیست